تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: او از چگونگی مسلمان شدنش می گوید...(مسلمان شدن یک غیر مسلمان دیگر)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6
بسم الله الرحمن الریم
فارس:
[تصویر: 1078715_PhotoA.jpg]
"صلاح الدین المقرانی" از اندیشمندان تونسی که از 20 سال پیش مستبصر شده و مذهب تشیع را برای خود برگزیده است در گفت‌وگو با خبرنگار بین‌الملل فارس در تشریح نحوه شیعه شدنش گفت: در ابتدا به وسیله مطالعه کتاب " ثم أهتدیت" (به معنی آنگاه هدایت شدم) نوشته استاد محمد التیجانی السماوی حفظه الله شیعه شدم . تیجانی سنی بود و مستبصر شد و به مذهب تشیع پیوست ، من نیز مثل وی سنی بودم و شیعه شدم .

تحقیق شخصی درباره دین اسلام


وی افزود: بعد از مطالعه کتاب (آنگاه هدایت شدم) به جستجوی شخصی پرداختم که بیشتر با این مذهب آشنا باشم و او را یافتم . وی "محمد الزین" رحمة الله علیه بود که به دست یک بانوی آلمانی به تشیع پیوسته بود . این بانوی آلمانی وی را در حالت فقر شدید و در زباله‌ها پیدا کرده بود ولی به وی کمک کرد تا قرآن را حفظ کند. بعد از هفت سال وی در حالیکه شیعه شده بود و قرآن را از حفظ بود به تونس سفر کرد. به محل کارش رفتم و او را پیش مادرم بردم . در منزل با مادرم نشستیم و محمد الزین شروع به تدریس کرد و سرانجام در سال 1990 تمامی خانواده ما شیعه شدند.


اعلام علنی گرویدن به دین اسلام

المقرانی در پاسخ به سئوالی درباره چگونگی اعلام موضوع شیعه شدنش گفت: تشیع خود را آشکارا اعلام کردم. در خیابان‌ها می‌گشتم و آن را اعلام می کردم . آغاز اعلام تشیع من به این صورت بود و اتفاقاتی برایم پیش آمد از جمله اینکه توسط نیروهای امنیتی مورد ضرب قرار گرفتم و چهار بار به بیمارستان منتقل شدم. ضربات وارده مرا تا حد مرگ رساند ولی من در راه عقیده‌ام اهمیتی به مرگ نمی‌دهم .


منزل شخصی‌ام به حسینیه و محل تجمع پیروان اهل بیت (علیه السلام) در آمد

وی با بیان اینکه پس از گرایش به مذهب اهل بیت (علیه السلام) خانه‌ام به مثابه حسینیه شیعیان در آمد گفت: هر کس که بخواهد به مذهب تشیع در آید به منزل من می‌آید .مردان و زنان زیادی را جهت استبصار و هدایت آنها به مذهب تشیع به منزل خود می آوردم و در سالن بزرگ منزلمان جمع می شدیم تعالیم مذهب شیعه را به آنها تعلیم می‌دهم و به یاری خداوند به موفقیت‌های خوبی در این راه دست یافتیم.


60هزار نفر در تونس پیرو مذهب اهل بیت هستند

المقرانی جمعیت شیعیان در تونس را 7 درصد کل جمعیت تونس دانست و افزود: تقریبا 60 هزار نفر پیرو مذهب اهل بیت (علیه السلام) در تونس داریم. این تعداد نعمت بسیار بزرگی است . تعداد شیعیان در تونس قبل از استبصار استاد محمد التیجانی تقریبا صفر بود.


نقش شبکه‌های ماهواره‌ای ایرانی در گسترش تشیع

وی تاکید کرد که تعداد شیعیان در تونس در حال افزایش است. این فضل و نعمت ، به شبکه های ماهواره‌ای شیعی مانند شبکه ماهواره‌ای کوثر و شبکه المعارف و دیگر شبکه‌های ماهواره‌ای شیعی باز می‌گردد. شبکه‌های ماهواره‌ای در این موضوع نقش مهمی را ایفا می‌کنند و جمهوری اسلامی ایران بایستی بر تعداد آنها بیفزاید.


جایگاه ویژه شیعیان در تونس

المقرانی به جایگاه ویژه شیعیان در تونس پرداخت و افزود: سازمان امنیت تونس به یک شیعه مذهب احترام می‌گذارد و از زمان زین العابدین بن علی نیز بین شیعه و سنی تفاوت قائل بود. نسبت به شیعه مذهب ، احترام بیشتری می‌گذاشت. به خاطر اینکه ما شیعیان انسانهای پاکدستی هستیم و به واسطه تعلیمات امام خمینی (رحمة الله علیه) تمامی مسلمانان را دوست داریم . تربیت ما بر گرفته از امام خمینی ( قدس سره ) است .


انقلاب تونس نشأت گرفته از انقلاب اسلامی ایران

وی تاکید کرد که انقلاب تونس نشات گرفته از انقلاب امام خمینی (رحمة الله علیه) است. .. دعای امام خمینی دعائی ساده‌ای نیست . زمانی که امام خمینی دستانش را برای دعا به آسمان بالا می برد ، تمامی طغیانگران، کرنش می‌کردند ...همان طوری که الان این دسته گل را در مقابل خویش می‌بینم یقین دارم آنچه که امام خمینی وعده داده بود، بدون شک انشاءلله محقق خواهد شد و تمامی طغیانگران دنیا ساقط خواهند شد.
ادیان نیوز: «حجت الاسلام والمسلمین شریف زاهدی» طلبه نوشیعه زاهدانی که بیش از ده سال است به تشیع گرویده در دانشکده علوم قرآنی قم جریان شیعه شدن خود را اینگونه برای دانشجویان بیان نمود:

«بنده محمد شریف زاهدی اهل نیك‏شهر استان سیستان و بلوچستان هستم. بعد از 11 سال تحصیل در مدارس و حوزه‏های علمیه اهل سنت، با شنیدن روضه امام حسین (علیه السلام) بارقه هدایت در دلم پدید آمد و پس از تحقیقات مفصل در سال 1382 به مكتب نورانی اهل‏بیت علیهم السلام مشرف شدم.

یكی از اساتیدم «مولوی عیسی ملازهی» امام جماعت مسجد محمد رسول الله ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ بود. گاهی كه برایشان مشكلی ایجاد می‏شد و نمی‏توانست به مسجد برود، بنده را به جای خود می‏فرستاد تا نماز جماعت را اقامه كنم. شب عاشورای سال 1375 بود و من به جای استادم به مسجد رفتم و نماز عشاء را خواندم. همه مردم از مسجد بیرون رفتند. من آخرین نفری بودم كه از مسجد بیرون آمدم و درب مسجد را قفل كردم. می‏خواستم به مدرسه برگردم كه صدای سخنرانی از حسینیه شیعیان مهاجر چابهار كه در فاصله پنجاه متری مسجد بود، توجهم را جلب كرد.

كنجكاو شدم تا بدانم سخنران چه می‏گوید؛ زیرا به ما گفته بودند كه هر چه روحانیون شیعه می‏گویند، دروغ است. به این نیت رفتم كه ببینم چه دروغ‏هایی می‏گوید. نزدیك حسینیه شدم. می‏خواستم وارد حسینیه شوم ولی خجالت كشیدم؛ چون لباس مولوی‏ها بر تن من بود.

آهسته كنار پنجره نشستم و به صحبت‏های روحانی شیعه‌ گوش دادم. سخنرانی او درباره شخصیت امام حسین علیه السلام بود. می‏گفت : "در كتاب مسند احمد حنبل و سنن ترمذی و چند كتاب دیگر، این روایت آمده است كه پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ فرموده‏اند : «إن الحسن و الحسین سیدا شباب اهل الجنة» امام حسن و امام حسین سرور جوانان بهشت هستند و همین طور از كتاب‏های اهل سنت مطالبی به همراه آدرس‏هایشان بیان می‏كرد".

این سؤال به ذهنم آمد كه این روحانی شیعه، چگونه كتاب‏های اهل سنت را مطالعه كرده است؟؛ زیرا به ما گفته بودند كتاب‏های شیعه را نخوانید؛ گمراه‏كننده است! چرا آنها ـ شیعیان ـ نمی‏گویند كتاب‏های اهل سنت را نخوانید كه گمراه می‏شوید؟،‌ فقط علمای ما چنین می‏گویند؟

سخنرانی‏اش تمام شد و روضه خواندن را شروع كرد. روضه قتلگاه امام حسین(علیه السلام) را خواند که روضه جانسوزی بود؛ به طوری که اشك‏های من ملای سنی كه تا آن لحظه، حتی یك قطره اشك هم برای مظلومیت امام حسین(علیه السلام) نریخته بودم، سرازیر شد و بسیار گریه كردم.

قبل از آن‏كه روضه تمام شود، بلند شدم و به مدرسه برگشتم. به اتاقم رفتم و خواستم بخوابم؛ ولی سخنان روحانی شیعه فكرم را به خود مشغول كرده بود. طاقت نیاوردم. به كتابخانه حوزه رفتم تا آن روایت را پیدا کنم.

البته قبلا روایت "سیدا شباب" را در كتاب "مسند احمد" دیده بودم؛ ولی برای آن‏كه دلم آرام شود، به سراغ روایت و سند آن رفتم. آن را پیدا كردم و پس از آن، كتاب "حیات الصحابه" را برداشتم و با كمال تعجب دیدم كه آنچه روحانی شیعه نقل كرده، صحیح است. به خودم گفتم: اینها، مطالبی است كه از كتاب‏های ما نقل می‏كنند، پس معلوم است كه خیلی از كتاب‏های ما را مطالعه كرده‏اند و مطالب زیادی از ما می‏دانند.

آن شب، شب عجیبی بود. سؤالاتی وجود مرا فرا گرفته بود و هر چه فكر می‏كردم نمی‏توانستم خودم را قانع كنم! از خود سؤال می‌كردم: "آیا شیعیان آنچنان که وهابیان تبلیغ می‏کنند، واقعا مشرکند؟!" لحظه‏ای با خودم فکر کردم، عجیب است! آن‏طور که در آیات قرآن و روایات آمده است، مشرکان مخالف خدا و پیامبرند و مخالف با دین مبین اسلام هستند! پس اینها ـ شیعیان ـ چه نوع مشرکانی هستند که خداوند و پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ را قبول دارند و حتی به اهل‏بیت پیامبر محبت می‏ورزند و بر منبرهایشان نیز از پیامبر اسلام مدح و تعریف و بر مصائبشان گریه می‏كنند؟! به دلم افتاد که امکان ندارد اینها مشرک باشند.

بعد از این بود كه تحقیق درباره‌ تشیع را آغاز كردم و اولین بار با مطالعه‌ كتاب شبهای پیشاور نوشته «مرحوم سلطان الواعظین شیرازی» بسیاری از حقایق برایم روشن شد و می‌دیدم بسیاری از مطالبی كه از منابع اهل سنت در این كتاب ذكر شده، مورد تایید همه‌ فرق اهل سنت است و این برایم خیلی جالب بود.

سپس تحقیقات خود را ادامه دادم و كتاب‌های بیشتری مطالعه كردم تا به این نتیجه رسیدم كه تشیع حق است و از سال 79 به صورت تقیه و پنهانی شیعه شدم و در سال 82 تصمیم گرفتم كه این مطلب را آشكار كنم و رسماً آن را اعلام كردم.»
خبرگزاری بین المللی زنان (وفا) : کرامت و عنايت حضرت قمربني هاشم(علیه السلام) موجب تشرف بانوی اندونزایی به مذهب حقه شیعه جعفري اثنی عشری درآتن شد.
درآستانه فرارسيدن ماه محرم وتاسوعاي حسيني(علیه السلام) "خانم يني ما ليندا فرزند مد ساي ان" ، تبعه كشوراندونزي باحضوردرمحل رایزنی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران درآتن تمایل خودرا برای پذیرش مذهب حقه شیعه به عنوان مذهب رسمی خوداعلام کرد.
دراین مراسم که دررايزني فرهنگي سفارت جمهوري اسلامي ايران درآتن صورت گرفت،آقای محمد رضاپاکروان وابسته فرهنگي و سرپرست رايزني فرهنگي سفارت جمهوري اسلامي ايران درآتن، با اشاره به نورانيت دین مبین اسلام وفعاليت ها و مبارزاتي راکه حضرت امام علی(علیه السلام) درراه اعتلای این دین درزمان نبي مكرم اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)وبعد ازآن به جهان اسلام ارایه کرده است را تشریح وگفت،
مولا اميرالمومنين حضرت علی( ع) درآخرین سفرحج پیامبراکرم حضرت محمدمصطفي(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) درمحل غدیرخم توسط پیامبرعظیم الشان اسلام به حجاج به عنوان رهبرو ولی وسرپرست مومنین ومسلمانان معرفی گردیدو ازامت اسلام خواست که ازاین امام همام برای رسیدن به سعادت دنیوی واخروی پیروی نمایند.
حقانيت،امامت و ولايت علي بن ابيطالب علي (علیه السلام) درجهان هستي بركسي پوشيده نيست مگر بر كساني كه لياقت و ظرفيت اين امررا نداشته باشند.
وي اشاره نمودند كه خداوند منان بواسطه باب الحوائج حضرت قمر بني هاشم به شما در اين ايام ملكوتي و نوراني عنايت ويژه اي در اين كشور اروپائي نموده است،كه اميدوارم خوشبخت وسعادتمندباشيد.
دراین مراسم که ازحالتی معنوي وشور و شوق ايشان برخوداربود،پس ازانجام بحث و پرسش وپاسخ به شبهات دررابطه با دين مبين اسلام ومذهب شيعه ،خانم "يني ما ليندا فرزند مدساي ان" بااقرارمجددبه وحدانيت خداوند ورسالت حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ونيزولايت حضرت علي ابن ابيطالب(علیه السلام) واداي شهادتين برزبان، به مذهب حقه شيعه جعفري اثني عشري مشرف و مباهي گرديد.
این خانم دراین جلسه گفت، همسرش یک پوستر وعكس بزرگی ازحضرت ابوالفضل العباس(علیه السلام) درمنزل دارد و هرگاه به مشکلی برمی خورد به او رو مي كرده وخواستارحل مشکلاتش می شده است
و بارها نیزگرفتاريهاي وی ازطريق توسل به آن حضرت حل شده است ومن پس از مشاهده این رفتارهمسرم،خود نیز چندین باردرهنگام بوجود آمدن مشكلي ازصاحب اين تصويركه نمي دانستم چه شخصيتي است ،کمک خواسته وخواستارحل شدن مشکلاتم شدم ومشکلاتم حل گردیدند
وبدین ترتیب به آن حضرت(علیه السلام)نيز به عنوان فرزندان دخت گرامی پیامبراکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) معتقد گرديدم وتصمیم گرفتم که پیرواین خاندان عظیم الشان گردم و به همین دلیل هم امروز به رایزنی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی مراجعه تارسماً تشرف خودبه مذهب حقه شیعه رااعلام دارم.
وی باابراز خرسندی ازاین اقدام خود، نیز اعلام کرد، خدارا شاکراست که دراین مرحله اززندگیش به وی فرصت داده شد که به حقانیت حضرت امام علی(علیه السلام) وخاندان پاکش پی ببرد و به جمع پیروان امامت و ولایت به پیوندد.
وي اشاره نمود كه بايد پيروان آنحضرت قدروارزش اين همه نعمات آسماني الهي را بدانندوشكرگزارآن باشند.
در پايان از طرف رايزني فرهنگي به ايشان يك جلد كلام الله مجید ترجمه به زبان يوناني و يك جلد عربي و فارسي و همچنين هداياي فرهنگي و هنري نيز اهداء شد كه مورد توجه و تقدير قرار گرفت.
سوپرمدل امریکایی مسلمان شد! + عکس قبل و بعد از مسلمان شدن
براساس ارزیابی ارزش خودم بر مبنای میزان جلب توجه دیگران من به ظاهر و جذابیت و گیرائی خودم توجه داشتم. من مرتبا ورزش می کردم و یک مربی شخصی شدم. یک خانه شیک لب دریا خریدم و توانستم یک...
اخیرا سارا بوکر، هنر پیشه، مدل و مانکن تازه مسلمان آمریکایی، توضیحاتی را درباره خود ارائه داده است.
او در گفتگویی خود را اینگونه معرفی و علت مسلمان شدنش را اینگونه بیان می کند:
من یک زن امریکائی هستم که در مرکز امریکا بدنیا آمده ام. من مانند هر دختر دیگری بزرگ شدم. با علاقه و تعلق خاطر شدید به زرق و برق زندگی در "گران شهرها". در نهایت من به فلوریدا و از آنجا به ساحل جنوبی میامی نقل مکان کردم. یک منطقه پرشور برای آنهائی که در جستجوی "زندگی پر زرق و برق" هستند. طبیعتا، من آنچه که یک دختر معمولی غربی انجام می دهد را انجام می دادم. براساس ارزیابی ارزش خودم بر مبنای میزان جلب توجه دیگران من به ظاهر و جذابیت و گیرائی خودم توجه داشتم. من مرتبا ورزش می کردم و یک مربی شخصی شدم. یک خانه شیک لب دریا خریدم و توانستم یک سبک زندگی "با کلاس" برای خود فراهم کنم.
سالها گذشت تا متوجه شوم که هر چه بیشتر در "جذابیت زنانگی ام" پیشرفت می کنم درجه رضایت شخصی و خوشبختی ام افت می کند. من برده مد بودم. من گروگان ظاهرم بودم.
[تصویر: fun454.jpg]
به علت افزایش مستمر فاصله میان رضایت شخصی من و سبک زندگی ام، من در فرار از الکل و مهمانی ها (پارتی ها) به مراقبه (مدیتیشن) و مذاهب غیرمتعارف پناه می بردم. اما یک فاصله کوچک به یک دره تبدیل گشت. و در نهایت متوجه شدم که تمامی آنها فقط یک مسکن هستند و نه یک درمان موثر.
یازده سپتامبر ۲۰۰۱، زمانی که من شاهد رگبار پی در پی اسلام، ارزشها و فرهنگ اسلامی، و اعلام شرم آور "جنگ صلیبی جدید" بودم، توجه ام به چیزی بنام اسلام آغاز شد. تا آن زمان، تمام چیزهائی که برای من با اسلام تداعی می گردید عبارت بودند از: زنان پوشیده در "چادر"، کتک زنندگان زنان (همسران)، حرام ها، و یک دنیا ترور و وحشت.
[تصویر: fun455.jpg]
یک روز من با قرآن، کتابی که در غرب بطور منفی کلیشه ای معرفی شده است برخورد کردم. در ابتدا سبک و نحوه برخورد قرآن مرا تحت تاثیر قرار داد، و سپس نگاه آن به هستی، زندگی، آفرینش، و ارتباط میان خالق و مخلوق مرا به شگفتی آورد. من قرآن را خطابه ای مملو از بصیرت و بینش برای قلب و روح، بدون نیاز به هیچ مترجم (مفسر) و کشیشی یافتم.
سرانجام من حقیقت را دریافتم: فعالیت ارضاء کننده جدید من چیزی جز قبول مذهبی بنام اسلام، که می تواند سرچشمه آرامش برای من بعنوان یک مسلمان "فعال" باشد، نبود.
من یک ردای زیبای بلند و یک پوشش سر که شبیه لباس عرفی زنان مسلمان است خریداری کردم و در خیابان ها و محله هائی که روزهای پیشین با شلوار کوتاه، بیکینی، و یا با لباس کار "شیک" سبک غربی در آنها راه میرفتم، ظاهرشدم. اگر چه مردم، چهره ها، و مغازه ها همه همان ها بودند، اما یک چیز بطرزی چشمگیر و استثنائی متفاوت بود، من همان نبودم و نه آرامشی که من برای اولین بار در زن بودن تجربه کردم.
من احساس کردم که همه زنجیرها پاره شده اند و من بالاخره آزاد شده ام. من از چهره های حیرت زده جدید مردم، در مکانی که زمانی چهره هائی که پر از نگاه های شکارچی برشکار بود را تجربه کرده بودم، لذت می بردم. ناگهان یک بار از دوش من برداشته شد. من دیگر تمامی وقت ام را صرف خرید، آرایش، درست کردن موهایم، و تمرین بدنی برای خوش اندام شدن نمی کردم. سرانجام، من آزاد شدم.
من از حجاب رضایت داشتم، اما دیدن رو به افزایش زنان مسلمانی که از نقاب استفاده می کنند کنجکاوی مرا درباره نقاب برانگیخت. من نظر همسر مسلمانم را، که پس از اسلام آوردن با او ازدواج کردم، درباره گذاشتن نقاب و یا بسنده کردن به حجاب را جویا شدم. به نظر او حجاب در اسلام امری واجب است، در حالی که نقاب نیست. در آن زمان، حجاب من شامل پوشش سری که تمامی سر مرا بجز صورتم رامی پوشاند، و یک ردای سیاه بلند گشاد بنام "عبا" که تمامی بدن مرا از گردن تا نوک پا را می پوشاند، بود.
هیچ چیز مرا از تعویض لباس استخری ام در ساحل جنوبی و زندگی پر زرق و برق سبک غربی ام با زندگی کردن در آرامش با خالقم و لذت بردن از زندگی در میان همنوعانم بعنوان یک شخص با ارزش، خوشحال نمی کند. بدین دلیل است که من استفاده از نقاب را انتخاب کرده ام، و تا پای مرگ از حق لاینفک ام برای پوشیدن اش دفاع خواهم نمود.
[تصویر: tzndtmspyj_emamreza.jpg]

یک خانم از کشور آذربایجان بعد از زیارت حرم امام رضا (علیه السلام) در مشهد مقدس مسیر زندگی خود را کاملا تغییر داد


[تصویر: v24dh782b9uq8wb196i.jpg]

"فاطمه فتحعلی اوا" خانمی که حرفه اصلی او رقاصی بوده و پس از بازگشت از مشهد مقدس و زیارت امام رضا (علیه السلام) در مورد تصمیمش به کشورش گفت: من نزدیک تر شدن به خدا را درک می کنم لازمه این کار ترک حرفه ام است و من تصمیم قاطع و راسخ خود را در این باره اتخاذ کرده ام.
[تصویر: dcvf36wnbjt77uesvl.jpg]
منبع:: mehrnews.com
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم

با تلاش انجمن زنان الزهرا(سلام الله علیها) ،1 خانواده در سریلانکا شیعه شدند


به گزارش خبرگزاری اهل بیت (علیه السلام) ـ ابنا ـ «خانم زاوینی جلیل»، مسئول انجمن زنان الزهرا(سلام الله علیها) در سریلانکا، اظهار داشت: 31 خانواده در منطقه نوارا الیا (Nuwara Elya) در سریلانکا با کمک‏های انجمن زنان الزهرا(سلام الله علیها) ظرف دو سال گذشته به مذهب اهل بیت(علیه السلام) گرویده‎اند.

وی افزود: پیش از این هنگامی که برای سخنرانی ماهیانه و توزیع بسته‏های خواروبار به منطقه نوارا الیا می‎رفتیم، همه این خانواده‎ها اعلام می‏کردند که تمایل دارند از پیروان واقعی اهل بیت(علیه السلام) باشند و گرویدن آنها به مذهب اهل بیت(علیه السلام) یکی از بزرگترین دستاوردها و موفقیت‎های ما بوده است.

مسئول انجمن زنان الزهرا(سلام الله علیها) با اشاره به اشتیاق خانواده‏هایی که در این منطقه به تازگی شیعه شده‏اند خاطرنشان کرد: ما پس از این‏که اشتیاق این خانواده‏ها را به مذهب اهل بیت(علیه السلام) دیدیم،هرهفته به آنها سر می‎زنیم و شیوه وضو گرفتن،نماز خواندن به شیوه مکتب اهل بیت (علیه السلام) و خواندن ادعیه را آنها آموزش دادیم.

زاوینی جلیل به فعالیت‏های انجمن زنان الزهرا(سلام الله علیها) در برگزاری جلسات مذهبی در این منطقه اشاره کرد و گفت: در تمامی سخنرانی‌های خود همواره از پیامبراکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و اهل بیت(علیه السلام) سخن گفته و آنها را معرفی می‌کنیم.در ماه محرم نیز برنامه روز عاشورا را با موفقیت در منطقه نوارا الیا برگزار نمودیم.

مسئول انجمن زنان الزهرا(سلام الله علیها) در ادامه افزود: تعدادی مهر نیز از رایزنی فرهنگی ایران تهیه کرده و در میان خانواده‏های شیعه توزیع نمودیم و روز 12 ژانویه ـ 22 دی ماه ـ برای اولین بار نماز جماعت به امامت «برادر جلیل» در این منطقه برگزار شد.

زاوینی جلیل با اشاره به حضور فراوان خانواده‏های اهل سنت در منطقه نوارا الیا تصریح کرد: با وجود حضور فراوان خانواده‏های اهل سنت در این منطقه اما بسیاری از آنها با پی بردن به حقانیت آنچه ما درباره اهل بیت (علیه السلام) می‏گوییم به مذهب اهل بیت(علیه السلام) علاقه‏مند شده‏اند و ما هم به تلاش خود برای هدایت جامعه به صراط مستقیم ادامه خواهیم داد.


ابنا - خبر گزاری اهل بیت علیهم السلام

اللهم عجل لولیک الفرج
موفق باشید و خدایی .
به نام یگانه خالق هستی

[تصویر: 13901210000162_PhotoA.jpg]

یک خواننده تازه مسلمان شده گفت: من خودم دوست ندارم به عکس‌های قبل از مسلمانی ام نگاه کنم. انسان می‌تواند توبه کند و تولد دیگری داشته باشد.
به گزارش گروه فضای مجازی خبرگزاری فارس، پایگاه خبری تحلیلی اهل بیت علیهم السلام در گفتگویی با ماشا الیلیکینا نوشت:

ماشا: من به لطف خداوند به سوی او گام برداشتم. این اراده خدا بود.

ــ در زمانی که یک خواننده بودی آیا فکر می‌کردی که روزی اسلام بیاوری، روزه بگیری و به حج بروی؟
ماشا: نه ؛ حتی به ذهنم خطور هم نمی‌کرد که روزی به حج بروم و از بهترین و گواراترین آب ـ یعنی آب زمزم ـ بنوشم.

ــ آیا راهی که برای مسلمان‌شدن طی کردی، مسیری طولانی بود؟
ماشا:من دو سال است که مسلمان شده‌ام. یک روز مطلع شدم که یکی از نزدیک‌ترین دوستانم بر اثر یک حادثه در شهری دیگر به حالت کما رفته است. من نمی‌دانستم که چطور می‌توانم به او کمک کنم. آن روز برای اولین بار نماز خواندم و دست به دعا برداشتم و از خدای بزرگ کمک خواستم.

روز بعد همان دوستم با من تماس گرفت و گفت: «در آن حالات بیهوشی من تو را می‌دیدم و تو خیلی زیاد به من کمک کردی!» ، من در آن لحظه بسیار گریستم ؛ زیرا برای اولین بار در زندگی‌ام بود که چیزی از خدا می‌خواستم.

ــ در حال حاضر به چه کاری مشغولی؟
ماشا: من پنج زبان اروپایی بلد هستم و در حال حاضر در مدرسه و دانشگاه تدریس می‌کنم. ضمناً برخی از نت‌های مجاز شرعی را نیز می‌نویسم.

ــ آیا موسیقی هم گوش می‌دهی؟
ماشا:بله ؛ کارهای "گروه ریحان"، "گروه سامی یوسف" و "گروه کت استیونس" ( که پس از اسلام آوردن نام خود را "یوسف اسلام" گذاشت) را گوش می‌کنم.

ــ آیا چیزی از قرآن هم آموخته‌ای؟ آیا آمادگی داری که زبان عربی را هم به آن پنج زبان اروپایی اضافه کنی؟
ماشا:در ابتدا فکر می‌کردم که آموختن زبان عربی مشکل باشد ؛ اما آن را شروع کرده‌ام و خیلی هم آن را دوست دارم و فکر می‌کنم کلیدی برای فهم دانش برتر باشد.

ــ چرا گرایش به اسلام نسبت به ادیان دیگر بیشتر است؟ و چرا بیشتر کسانی که به اسلام می گروند از بین اهالی هنر و فعالان در کنسرت و موسیقی هستند؟
ماشا: اسلام نسبت به ادیان دیگر، محکم‌ترین اساس را دارد. تمام قواعد اسلام در زندگی کاربرد دارند. راه اسلام سعادت‌بخش است.

ــ از اینکه مسلمان شده‌ای چه احسای داری؟
ماشا:احساس خوشبختی. امروز من این فرصت را دارم که مقایسه کنم قبلاً چه بودم و حالا چه هستم. من اکنون با حیات واقعی آشنا شده‌ام، پس خوشبختم.

ــ و چه تفاوتی با قبل داری؟
ماشا:ایمان به خدا زندگی مرا متحول کرد. میل به عبادت خداوند در فطرت و وجود همه انسان‌ها نهاده شده است. من اطمینان دارم که خداوند به ما تفکر و تعقل نداده است تا بیاییم، زندگی کنیم، بخوریم، بخوابیم و بمیریم. خدا به ما فرصت زندگی کردن داده است تا به او برسیم.

ـ آیا گاهی به موفقیت‌ها و درآمد سابق خود فکر نمی‌کنی؟ حسرت آن دوران را نمی‌خوری؟!
ماشا: آن جلوه‌ها، پس از مسلمان شدن، برایم بی‌ارزش و منفور هستند.

ــ از اینکه آشکارا خود را مسلمان معرفی می‌کنی هراس نداری؟
ماشا: نه نمی‌ترسم. برعکس، تکلیف و وظیفه خود می‌دانم که دیگران را از راه گمراهی باز دارم و به عنوان الگویی برای آنها باشم.

ــ از اینکه عکس‌های سابقت در اینترنت هست ناراحت نیستی؟
ماشا:من خودم دوست ندارم به این عکس‌ها نگاه کنم. اما اشکال ندارد که مردم آنها را ببینند تا برایشان عبرت شود و بدانند که انسان می‌تواند تولد دیگری داشته باشد و از نو به دنیا بیاید. انسان می‌تواند توبه کند و با انجام کارهای خوب، تمام سیاهی‌های گذشته‌اش را پاک کند، ان شاء الله.

ــ اینک چه چیزی از "اسلام" می‌توانی به دیگران بگویی؟
ماشا:اسلام می‌گوید: «اگر نمی‌توانی راجع به خدا بیاندیشی حداقل سعی کن از قید خودت رهایی یابی و پلیدی‌های نفست را مهار کنی؛ رذایلی مانند خودپسندی، تکبر، حسد، ظلم، دروغ، خودستایی و خودنمایی». اگر کسی می‌خواهد به سوی اسلام گام بردارد فقط باید اندیشه کند و از فطرت خود مدد بگیرد.

ــ چه پیامی برای مسلمانان داری؟
ماشا:آرزو می‌کنم که کارهای نیک و عبادات برادران و خواهران دینی من مورد قبول خداوند متعال قرار بگیرد و رحمت خدا بر خانه‌های آنان ببارد.

ــ و برای غیر مسلمانان؟
ماشا:امیدوارم کسانی که هنوز به دین اسلام مشرف نشده‌اند لحظه‌ای به خود بیایند و فارغ از انبوه اطلاعات پوچ و بیهوده‌ای که چشم و گوش مردم این عصر را فرا گرفته است کمی اندیشه کنند.
گرفته است کمی اندیشه کنند.
بهنظر من نباید چنین کسی مثل ایشون راه داد به اسلام چون اسلام به سخره گرفتن بعد از گناهان بسیار توبه میکنند
راستش این یه مسئله ایست مربوط به خداوند .

کسی نمیتونه کسی رو راه بده یا راه نده !

یا حق
سلام دوسته عزیزم mohammdreza
ببخشید خیلی خندیدم گفتید بهتره راهش ندن تو اسلام!!!Big GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig Grin
مگه اسلام دست ماست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
حتی یکی می تونه مسلمون شده باشه اما هیچکی هم نفهمه!
فقط کافیه بگه اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله!بگذریم ازین که باید با درک خودش و اینکه شیعست در ادامه بگه اشهد ان علی ولی الله و وصی نبی!
صفحه: 1 2 3 4 5 6
آدرس های مرجع