۲۴/فروردین/۹۰, ۱:۵۶
با سلام،
با اجازه جناب pooya عزیز که این پست رو با عنوان "بررسی ديو و دلبر - نگاه اول" بسیار حرفه ای نوشتند و علائمی رو ذکر کردند که جز با یک چشم تیز بین قابل مشاهده نبود.
این پست در ادامه تحلیل کارتون ديو و دلبر هست اما از نگاهی دیگر. به نظر اومد که بعضی وقت ها اینقدر در نشانه ها گم می شویم که مفاهیم از دست می روند بنابراین تصمیم گرفتم به این کارتون از نظر مفهوم نگاهی بسیار اجمالی داشته باشم.
حالا زمان آن رسیده که داستان دیو و دلبر رو به روایتی دیگر برای شما تعریف کنم:
داستان در مورد شیطان است و اینکه چطور به یک دیو تبدیل شد و اینکه از جان انسان ها چه چیزی می خواهد.
جادوگر شاهزاده رو چون خیلی مغرور بود به یک دیو تبدیل می کند.
![[تصویر: 85853237407016443403.jpg]](http://img4up.com/up2/85853237407016443403.jpg)
از قضا دیو ما شباهت زیادی به شیطان پیدا می کند و هیچ کس دوستش نداشت.
![[تصویر: 36387933179339753185.jpg]](http://img4up.com/up2/36387933179339753185.jpg)
اون باید به کمک خدمتکاراش کاری می کرد که یکی دوستش داشته باشد.
![[تصویر: 49390979164455099674.jpg]](http://img4up.com/up2/49390979164455099674.jpg)
آخه جادوگر عمرش رو محدود کرده بود و اون خیلی وقت نداشت.
![[تصویر: 18187386043168045699.jpg]](http://img4up.com/up2/18187386043168045699.jpg)
خوب فکر کنم دیگه از اینجا به بعدش رو خودتون حدس بزنید.
شیطان ما کاری به کسی نداشت و خودش رو تو قصر حبس کرده بود
. بالاخره یکی
پیدا می شه که از اون خوشش بیاد ولی با ترقیب های یه کسی
مردم با شیطان مهربون داستان ما
چپ می افتن. با هم به بخشی از این ترقیب ها توجه می کنیم (بخش هایی از شعر خوانده شده توسط شخصیت منفی داستان):
اون ديو بچه هاتون رو ازتون مي گيره، شبها مياد دنبالشون، ديگه امنيت نخواهيم داشت، تا وقتي که من سرش رو روي ديوارم آويزون نکنم، من مي گم ديو رو بايد بکشيم، ما امنيت نخواهيم داشت تا وقتي که اون زندست، اون شب ها کمين مي کنه، بچه هامون رو قرباني مي کنه، با اون اشتهاي شيطانيش، اون دهکده مون رو غارت مي کنه، اگه بزاريم آزاد بمونه، پس وقتشه که يه کاري بکنيم، پسرا، وقتشه که بياين دنبال من، از ميان مه، از ميان جنگل ها، از ميان تاريکي و سايه ها، اون يه کابوسه از نوع زندش، دعا بکنيد و بعد به سمت قصر بريد ... .
و در پایان بالاخره همه دشمنان شیطان از بین می روند و شیطان دوباره به شاهزاده تبدیل می شود و ... .
امیدوارم خسته نشده باشید. شرمنده اگر غیر از شیطان بقیه شخصیت ها رو معرفی نکردم آخه خجالت کشیدم. و باز هم شرمنده اگر این نوشته کمی گیج کننده بود. به نظرم تا اینجاشم خیلی مسئله رو باز کردم.
خلاصه مطلب اینکه این کارتون نقش مهربون جلوه دادن شیطان رو نزد بچه ها و البته بزرگتر ها ایفا کرده است. و البته خشن جلوه دادن بقیه غیر از شیطان و دارو دسته اش را.
خوب نگفتی بالاخره این شیطان از جون انسان ها چی می خواست؟ نگفتم!!؟ باشه می گم: پشت این چهره ترسناک یه شاهزاده خیلی ... هست و تا دوستش نداشته باشین نمی بینیدش
.
و نکته پایانی در مورد این کارتون در مورد شخصیت پدر دختره هست:
![[تصویر: 74563509495741497565.jpg]](http://img4up.com/up2/74563509495741497565.jpg)
به صورت اتفاقی این شخصیت یک مخترع هست که مردم بدجنس شهر (که بعدا هم مقابل شیطان داستان ما می ایستند) اعتقاد دارند که او دیوانه است (به داستان گالیله مراجعه شود). نکته مهمش که در جاهای دیگر هم خیلی مانورش رو می دهند "علم مقابل مذهب" هست.
این جمله ها رو هم خودشون چند بار توی کارتون در قالب شعر برای علاقه مندان ذکر می کنند:
افسانه اي به وسعت زمان
آهنگي به قدمت تاريخ
با اجازه جناب pooya عزیز که این پست رو با عنوان "بررسی ديو و دلبر - نگاه اول" بسیار حرفه ای نوشتند و علائمی رو ذکر کردند که جز با یک چشم تیز بین قابل مشاهده نبود.
این پست در ادامه تحلیل کارتون ديو و دلبر هست اما از نگاهی دیگر. به نظر اومد که بعضی وقت ها اینقدر در نشانه ها گم می شویم که مفاهیم از دست می روند بنابراین تصمیم گرفتم به این کارتون از نظر مفهوم نگاهی بسیار اجمالی داشته باشم.
حالا زمان آن رسیده که داستان دیو و دلبر رو به روایتی دیگر برای شما تعریف کنم:
داستان در مورد شیطان است و اینکه چطور به یک دیو تبدیل شد و اینکه از جان انسان ها چه چیزی می خواهد.
جادوگر شاهزاده رو چون خیلی مغرور بود به یک دیو تبدیل می کند.
![[تصویر: 85853237407016443403.jpg]](http://img4up.com/up2/85853237407016443403.jpg)
از قضا دیو ما شباهت زیادی به شیطان پیدا می کند و هیچ کس دوستش نداشت.
![[تصویر: 36387933179339753185.jpg]](http://img4up.com/up2/36387933179339753185.jpg)
اون باید به کمک خدمتکاراش کاری می کرد که یکی دوستش داشته باشد.
![[تصویر: 49390979164455099674.jpg]](http://img4up.com/up2/49390979164455099674.jpg)
آخه جادوگر عمرش رو محدود کرده بود و اون خیلی وقت نداشت.
![[تصویر: 18187386043168045699.jpg]](http://img4up.com/up2/18187386043168045699.jpg)
خوب فکر کنم دیگه از اینجا به بعدش رو خودتون حدس بزنید.
شیطان ما کاری به کسی نداشت و خودش رو تو قصر حبس کرده بود
. بالاخره یکی
پیدا می شه که از اون خوشش بیاد ولی با ترقیب های یه کسی
مردم با شیطان مهربون داستان ما
چپ می افتن. با هم به بخشی از این ترقیب ها توجه می کنیم (بخش هایی از شعر خوانده شده توسط شخصیت منفی داستان):اون ديو بچه هاتون رو ازتون مي گيره، شبها مياد دنبالشون، ديگه امنيت نخواهيم داشت، تا وقتي که من سرش رو روي ديوارم آويزون نکنم، من مي گم ديو رو بايد بکشيم، ما امنيت نخواهيم داشت تا وقتي که اون زندست، اون شب ها کمين مي کنه، بچه هامون رو قرباني مي کنه، با اون اشتهاي شيطانيش، اون دهکده مون رو غارت مي کنه، اگه بزاريم آزاد بمونه، پس وقتشه که يه کاري بکنيم، پسرا، وقتشه که بياين دنبال من، از ميان مه، از ميان جنگل ها، از ميان تاريکي و سايه ها، اون يه کابوسه از نوع زندش، دعا بکنيد و بعد به سمت قصر بريد ... .
و در پایان بالاخره همه دشمنان شیطان از بین می روند و شیطان دوباره به شاهزاده تبدیل می شود و ... .
امیدوارم خسته نشده باشید. شرمنده اگر غیر از شیطان بقیه شخصیت ها رو معرفی نکردم آخه خجالت کشیدم. و باز هم شرمنده اگر این نوشته کمی گیج کننده بود. به نظرم تا اینجاشم خیلی مسئله رو باز کردم.
خلاصه مطلب اینکه این کارتون نقش مهربون جلوه دادن شیطان رو نزد بچه ها و البته بزرگتر ها ایفا کرده است. و البته خشن جلوه دادن بقیه غیر از شیطان و دارو دسته اش را.
خوب نگفتی بالاخره این شیطان از جون انسان ها چی می خواست؟ نگفتم!!؟ باشه می گم: پشت این چهره ترسناک یه شاهزاده خیلی ... هست و تا دوستش نداشته باشین نمی بینیدش
.و نکته پایانی در مورد این کارتون در مورد شخصیت پدر دختره هست:
![[تصویر: 74563509495741497565.jpg]](http://img4up.com/up2/74563509495741497565.jpg)
به صورت اتفاقی این شخصیت یک مخترع هست که مردم بدجنس شهر (که بعدا هم مقابل شیطان داستان ما می ایستند) اعتقاد دارند که او دیوانه است (به داستان گالیله مراجعه شود). نکته مهمش که در جاهای دیگر هم خیلی مانورش رو می دهند "علم مقابل مذهب" هست.
این جمله ها رو هم خودشون چند بار توی کارتون در قالب شعر برای علاقه مندان ذکر می کنند:
افسانه اي به وسعت زمان
آهنگي به قدمت تاريخ


![[تصویر: 3bc7a207ca7b4f158e7a.jpg]](http://up.iranblog.com/Files/3bc7a207ca7b4f158e7a.jpg)
![[تصویر: fa36baca9f3048beb3d2.jpg]](http://up.iranblog.com/Files/fa36baca9f3048beb3d2.jpg)
![[تصویر: ce97686f7b644249b8a3.jpg]](http://up.iranblog.com/Files/ce97686f7b644249b8a3.jpg)
![[تصویر: 6dac48f916094f828d7b.jpg]](http://up.iranblog.com/Files/6dac48f916094f828d7b.jpg)
![[تصویر: 4ea0d48442044324b06f.jpg]](http://up.iranblog.com/Files/4ea0d48442044324b06f.jpg)
![[تصویر: bdf97986a91a42fb8530.jpg]](http://up.iranblog.com/Files/bdf97986a91a42fb8530.jpg)
![[تصویر: 8915740d6a924bb1a87d.jpg]](http://up.iranblog.com/Files/8915740d6a924bb1a87d.jpg)
![[تصویر: 38118037a84146ef8956.jpg]](http://up.iranblog.com/Files/38118037a84146ef8956.jpg)
![[تصویر: 680c750d338342ccb83c.jpg]](http://up.iranblog.com/Files/680c750d338342ccb83c.jpg)
![[تصویر: 6a0ca04761284e2aba57.jpg]](http://up.iranblog.com/Files/6a0ca04761284e2aba57.jpg)
![[تصویر: 417163cd6e2e4a27a6a1.jpg]](http://up.iranblog.com/Files/417163cd6e2e4a27a6a1.jpg)
![[تصویر: bf78829793ce4b3fba2f.jpg]](http://up.iranblog.com/Files/bf78829793ce4b3fba2f.jpg)
![[تصویر: 48d27cdf750547449213.jpg]](http://up.iranblog.com/Files/48d27cdf750547449213.jpg)
![[تصویر: 7f3b4cf42c314e46ad10.jpg]](http://up.iranblog.com/Files/7f3b4cf42c314e46ad10.jpg)
![[تصویر: 6909be0f1be144878353.jpg]](http://up.iranblog.com/Files/6909be0f1be144878353.jpg)
![[تصویر: disneysex.jpg]](http://bidari-andishe.persiangig.com/image/Disney/disneysex.jpg)