تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: اسلام بدون روحانیت یااسلام باروحانیت
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
اساس و پایه اسلام روحانیت هست روحانیت همچون ششهایی برای پیکر اسلام است که همواره هوای تازه و افکار و اندیشه های متعالی را وارد اسلام میکند از اون برادر هایی که پست قبلی مرا پاک کردن هم تشکر میکنم شما در اینجا دارید به معنی واقعی کلمه آمار میگیرد اینجا نهایت آزادی بیان است کشور های غربی که دم از آزادی بیان میزنن باید از شما تشکر کنن
به نام خدا


سلام.

(۲۱/دی/۹۰ ۲۳:۳۹)Mohammad Trust نوشته است: [ -> ]اونی که پست منو پاک کرده ، خدا لعنتش کنه. به خدا خجالت داره که بی مورد پست من پاک میشه. نه توهین کردم ، نه سیاسی بود.

ممنون از لطف شما.

لطفا این تاپیک رو مرور بفرمایید:
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-3938.html

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

و جناب tezhosh ؛
بنده از شما عذرخواهی میکنم ... امیدوارم عفو بفرمایید.

و فرمایش قبلی شما:

(۲۲/دی/۹۰ ۰:۳۲)tezhosh نوشته است: [ -> ]ما در اسلام چیزی به نام روحانی نداشته ایم در زمان صفویه وارد شد و شبیه سازی مذهب مسیحیان بود تا بتوتنند توسط انها بر جامعه کنترل داشته باشند میگن توسط یهودیان وارد گشته الان نگاه نکنید روحانیت انقدر حرف از حکومت اسلامی میزنه زمان شاه میگفتن حیوانات هم شاه دارن ما هم باید شاه داشته باشیم


در کتاب ""خاتمیت"" شهید مطهری آمده:

اسلام برای علماء دينی، اسم و عنوان خاصی انتخاب نكرده‏ است با اينكه علمای دين در آن زمانها اسم داشتند : كشيش و قسيس و يا رهبان كه آن زهادشان بودند ، احبار كه علمای يهود بودند . اسلام فقط گفت‏ [ ( عالم ) ] همان اسمی كه از حقيقت حكايت می‏كند . اگر بگوئيد كه اين‏ اسمهائی كه بعدها پيدا شده ، اين اسمهائی كه الان هست : شيخ ، ملا ، آخوند ، روحانی چيست ؟ می‏گوئيم اينها اسمهائی است كه بعدها خود مردم انتخاب‏ كرده‏ اند . البته نمی‏خواهيم بگويم بدعت است چون اينها را كسی به قصد اينكه از اسلام است نمی‏گويد . اگر كسی واقعا خيال كند كه يكی از دستورهای‏ اسلام اينست كه به يك عالم دينی بايد گفت شيخ يا آخوند يا ملا ، اشتباه‏ كرده است . آن جوری كه من فكر می‏كنم تا قرن چهارم هجری و شايد اوائل قرن‏ پنجم ، تا چهار قرن پس از پيدايش اسلام ما يك نفر عالم دينی نداريم كه‏ يك اسم مخصوصی برای او گذاشته باشند ، مثلا كلمه [ ( شيخ ) ] به او اطلاق‏ كرده باشند ، فقط از قرن چهارم و پنجم است كه می‏بينيم در ميان علماء و فلاسفه و بزرگان كلمه [ ( شيخ ) ] بر اكابر علماء اطلاق می‏شده است ، مثلا شيعه به شيخ طوسی گفت [ ( شيخ ) ] يعنی بسيار عالم ، كثير العلم ، چون‏ اين مرد واقعا بسيار عالم بود . فلاسفه و منطقيين به بوعلی سينا گفتند [ ( شيخ ) ] ، علمای ادب به عبدالقادر جرجانی گفتند [ ( شيخ ) ] ، شعرا به سعدی گفتند [ ( شيخ ) ] ، ديگر بعد شايع شد و به هر طلبه‏ ای هم گفتند [ (شيخ ) ] . لفظ آخوند و ملا تا آنجا كه من تفحص كرده‏ ام تا ده قرن بعد از اسلام به احدی گفته نمی‏شده است ، در زمان صفويه بود كه اين القاب پيدا شد . حتی در معنی اين الفاظ هم بحث است كه آخوند يعنی چه ؟ گفته‏ اند مخفف [ ( آقا خوانده ) ] است . [ ( ملا ) ] برخی گفته‏ اند تحريف‏ شده [ ( مولا ) ] است . من هنوز پيدا نكرده‏ ام كه به يك عالمی قبل از دوره صفويه كلمه آخوند يا ملا اطلاق كرده باشند . لفظ [ ( روحانی ) ] كه‏ خيلی جديد الولادش است ، معاصر است با خودمان ، يعنی با نسل ما . شما در شصت هفتاد سال پيش يعنی قبل از مشروطه يك جا پيدا نمی‏كنيد كه به علمای‏ دين روحانيين گفته باشند . اين اقتباس از مسيحيت است . مسيحيها روی‏ حساب اينكه در نظر آنها روح از تن ، آخرت از دنيا ، معنی از ظاهر جدا است ، و عالم دينی بايد به اصطلاح تارك دنيا باشد به علمای خودشان‏ می‏گفتند روحانيون ، و بعد هم اين اصطلاح در ايران ما شايع شد . به هر حال‏ اسلام جزء كارهايی كه نكرده است يكی اينست كه برای علماء دين اسم مخصوص‏ انتخاب نكرده است.

پس اگر بحث بر سر واژه ست، شهید مطهری جواب خوبی دادند.


حالا یه مقداری عمیقتر به این موضوع نگاه میکنیم.
آیا عالم دینی، برای یک جامعه دینی لازمه؟ جامعه ای که قصد داره به سوی الهی شدن پیش بره، آیا میتونه بدون عالم دینی باشه؟

امروزه «دين» مسئله‏ اى پيچيده است چه از نظر اعتقادات و جهان‏بينى و چه از نظر احكام فقهى و چه از بعد اخلاق و مسائل اجتماعى. بنابراين، از چند جهت وجود عالم دینی ضرورت پيدا می‏كند:

قرآن به عنوان اساس اسلام، به تفسير و بيان مطالب نيازمند است. تفسير قرآن در درجه اول بر عهده شخص رسول خدا بود. بعد از نبى اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) تفسير قرآن بر عهده جانشينان آن حضرت امامان دوازده‏گانه قرار گرفت و در زمان غيبت نيز بر عهدة علما و دانشمندان راستين است كه در حقيقت، پيروان انبيا و جانشينان آنان هستند.

تطبيق احكام و موضوعات، با منابع فقهى، نياز به اجتهاد و تلاش دانشمندان متخصص اين فن دارد.

گه‏گاه افرادى پيدا می‏شوند و نظرهايى ابراز می‏كنند كه از حقيقت دين به دور است و اگر جلوى اين انحراف گرفته نشود، چه بسا شكاف عميقى در دين ايجاد گردد و همين امر، موجب فرقه گرايى و هرج و مرج شود. بايد چهره‏هاى راستين و صاحب نظر در حقايق دينى، وجود داشته باشند تا دين و مكتب را از انحرافات برهانند و وحدت امت و كيان جامعه اسلامى را در اين بعد، صيانت بخشند. پيامبر اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) می‏فرمايد: «يَحملُ هذا الدين فى كلّ قرنٍ عدول يَنفَوْنَ عنه تأويلَ المبطلين و تحريفَ الغالين وانتحالَ الجاهلين» «پيوسته اين دين را در هر قرن و زمانى، افرادى امين و شايسته حافظ و نگاهبان هستند و جلوى تأويلات اهل باطل، و تحريف افراد غلو كننده و تندرو، و نسبت‏هاى نارواى افراد جاهل را میگيرند»

هر چه زمان به پيش میرود، فكر زاينده و خلاق بشر به مسائل جديدى دست میابد و شبهات و سؤال‏هايى دربارة معارف دينى پيش می ‏آيد. بنابراين، بايد افراد آگاه و خبره‏ اى باشند كه به شبهات خودى و بيگانه پاسخ دهند و ابهام زدايى كنند.

با پيشرفت زمان، موضوعات متنوع و جديدى نيز پيش مى‏ آيد كه در گذشته مطرح نبوده است . در چنين شرايطى، بايد محققان و دانشمندان دينى به استنباط احكام بپردازند و جواب‏گوى نيازها باشند.

برگرفته از نورپرتال، با تلخیص




وَلَوْلا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًا وَلَيَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ
و اگر خداوند بعضى از مردم را به دست بعضى ديگر دفع نمى ‏كرد، هم صومعه‏ هاى راهبان و هم معابد [مسيحيان‏] و هم عبادتگاه ها[ى يهوديان‏] و هم مساجد [مسلمانان‏] كه نام خداوند در آنها بسيار ياد مى‏ شود، ويران مى‏ گرديد، و خداوند هركس را كه دينش را يارى كند، يارى مى‏ دهد، كه خداوند تواناى پيروزمند است‏

سوره مبارکه حج، آیه شریفه 40
هیچ کس با این اصل مخالف نیست
ولی بهتره به جای کلمه روحانی از کلمه عالم استفاده کنبم
(۲۲/دی/۹۰ ۱۴:۲۲)brother نوشته است: [ -> ]هیچ کس با این اصل مخالف نیست
ولی بهتره به جای کلمه روحانی از کلمه عالم استفاده کنبم

كلمه روحاني حياتي تره يا امام و نايب امام زمان؟
اول بايد فكري به حال اين لغات جديد كرد، روحانيت چيزيه كه جا افتاده و الان كسي باهاش مشكل نداره!
سلام مجدد ازدوستانی که درنطرسنجیه من شرکت کردند متشکرم ولی یه انتقاداول به خودم میگم بعد به اکثریت ایرانیها چرا ما عادت کردیم تا کسی با ما دعوانکرده حرف طرف روقبول نکنیم من باید ازتون گله میکردم تا تونظرسنجی شرکت کنین ازناظران بخش ومدیران سایت میخوام که مطالب دوستان روحذف نکنن چون ازادی بیان رعایت بشه اگه توهینی هم شد به بزرگی خودتون ببخشین
ما در اسلام چیزی به نام روحانی نداشته ایم در زمان صفویه وارد شد و شبیه سازی مذهب مسیحیان بود تا بتوتنند توسط انها بر جامعه کنترل داشته باشند میگن توسط یهودیان وارد گشته الان نگاه نکنید روحانیت انقدر حرف از حکومت اسلامی میزنه زمان شاه میگفتن حیوانات هم شاه دارن ما هم باید شاه داشته باشیم

سلام چون تاپیک فوق پاک شده کپی کردم خدمونی میگم اقاصفویه توشیعه کردن ماتاثیرداشته دیگه شاید اگه پدرامون اهل سنت بودن ماهم الان برآیین پدرامون بودیم بعدتازه الان بحث صفویه رو خودپدرسوخته های انگلیسی هامطرح کردن درحالی که خودشون توجنگهای صفویه وعثمانی به صفویه کمک میکردن تاعثمانی ضعیف بشه حالا ازاشباهات صفویه برعلیه روحانیت میگن ....
روحانی فردیه که درعوض خوندن احکام دین وفقه وفلسفه ودرقدیم تمام علوم" اجازه ی پوشیدن لباس پیغمبر داره تازه مگه دکترها لباس کارندارن پس برا چی به اونا گیرنمیدین اگه هم مسلک وراه روحانیون بده پس پیغمبر وامام هم بدن ....
حتی اگه روحانیت از مسیح ویهودامده باشه چه اشکلایی داره ادم عاقل باید خوبی های دشمنش روببینه ودرس بگیره
روحانیت نبود,با این تبلیغات سرسام آور صهیونیست ها و... جمهوری اسلامی و وجود اسلام در ایران به دوسال نمیرسید
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع