تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: سوالات قرآنی.........................
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
[تصویر: _Question.Jpg]
با اینکه در قرآن کلمه ای در مورد "پل" صراط نیست ولی در مورد آن زیاد شنیده می شود...صراط فقط به معنی راه آمده آنهم نه راهی که به پل صراط ربطی داشته باشد. جریان چیست؟

[تصویر: _Reply.Jpg]
اگر چه لفظ «پل صراط» در قرآن نیامده اما در برخی روایات، به این لفظ تصریح شده است؛ مثلاً، امام صادق (علیه السلام) در تفسیر کلمه ی مرصاد، در آیه 14 سوره ی فجر، آن را پلی دانسته اند که از جهنم می گذرد.
جهت روشن شدن موضوع، مطالبی در باره ی کلمه ی صراط بیان می کنیم. صراط به معنای راه است و منظور از کلمه ی صراط مستقیم که در برخی آیات قرآن آمده ، راه راست و طریق هدایت در همین دنیاست که اگر کسی در این مسیر باشد، در آخرت نیز بر آن خواهد بود و اگر کسی از این مسیر منحرف گردد و پایش بلغزد، در آنجا هم سقوط خواهد کرد.

شاهد کلام ما، روایتی است که از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است، ایشان می فرمایند: «صراط، یعنی طریق معرفت خداوند، که شامل دو صراط می شود، صراطی در دنیا و صراطی هم در آخرت. اما صراط در دنیا، امامی است که اطاعت او واجب است و اما صراط در آخرت، پلی است که بر روی جهنم زده شده است، و هر کسی در دنیا از صراط دنیا، به درستی رد شود (یعنی امام خود را بشناسد و او را اطاعت کند) در آخرت نیز از پل آخرت به آسانی می گذرد. و کسی که در دنیا امام خود را نشناسد، در آخرت هم، قدمش بر پل آخرت می لغزد و به درون جهنم سقوط می کند.»
معنای این جمله ی امام، آن است که این دو صراط با هم ارتباط دارند؛ یعنی هر که در دنیا در صراط باشد در آخرت از پل صراط به آسانی خواهد گذشت و در جهنم سقوط نمی کند و در واقع، پل صراط مطرح شده در روایات، بروز و ظهور همان پل صراط دنیاست که از آن به امام و ... تعبیر شده است و مردم مکلف هستند در این مسیر باشند.
پس اگر در روایات، از صراط که یکی از مواقف روز قیامت است، با تعابیری چون پل صراط، پل جهنم و... یاد شده است، صرفا برای آشنایی ذهن مردم با این مسئله و سهولت فهم آن می باشد.



[تصویر: _Creply.Jpg]
به عنوان مقدمه، باید گفت که کلمه ی صراط به معنای راه است و آنگاه که با کلمه ی مستقیم توصیف گردد، به معنای راه راست و مستقیم می باشد.
در قرآن نیز در برخی آیات، کلمه­ی «صراط مستقیم» به کار رفته است که در ذیل، به این آیات اشاره می­شود:
1) «خدایا ما را به راه مستقیم هدایت کن[1]
2) «به درستی که خداوند، پروردگار من و شما است. پس او را پرستش کنید، این راه مستقیم است[2]
3) «کسی که به خداوند تکیه کند، به راه مستقیم هدایت شده است
[3]
4) «این راه مستقیم پروردگار تو است، به تحقیق ما نشانه ها را برای کسانی که متذکر می شوند، توضیح دادیم
[4]
در همه ی این آیات، مراد از «صراط مستقیم»، راه راست و طریق هدایت در همین دنیا است که اگر کسی در این دنیا در این مسیر قدم بردارد، در آخرت نیز در مسیر مستقیم و صراط مستقیم است؛ یعنی نتیجه ی اعمال صحیح خود را در دنیا، خواهد دید.
واضح است که مراد قرآن مجید از «صراط مستقیم» در این آیات، عمل کردن به مجموعه ی دستورات و احکام نورانی الهی است که به منزله ی بهترین راه و روش زندگی انسان ها در این جهان است و عمل به این دستورات، همانند حرکت در جاده ی مستقیمی است که انسان را به هدایت می رساند.
به همین دلیل می باشد که در بعضی روایات، از ائمه، به صراط مستقیم تعبیر شده است.
[5]
امام صادق (علیه السلام) فرمود: «صراط، یعنی طریق معرفت خداوند، و شامل دو صراط می شود، صراطی در دنیا و صراطی هم در آخرت. اما صراط در دنیا، امامی است که اطاعت او واجب است و اما صراط در آخرت، پلی است که بر روی جهنم زده شده است، و هر کسی در دنیا از صراط دنیا، به درستی رد شود (یعنی امام خود را بشناسد و او را اطاعت کند) در آخرت نیز از پل آخرت به آسانی می گذرد. و کسی که در دنیا امام خود را نشناسد، در آخرت هم، قدمش بر پل آخرت می لغزد و به درون جهنم سقوط می کند.»
[6]
هم چنین ایشان در مورد آیه ی 14 سوره ی فجر: «ان ربک لبالمرصاد»
[7]
، می فرماید: «مرصاد پلی است بر طریقی که از جهنم می گذرد و کسی که حق مظلومی بر گردن او باشد، از آن نخواهد گذشت.»
[8]
البته این بیان امام صادق(علیه السلام) از قبیل بیان یکی از مصادیق مرصاد (کمین گاه) است. چرا که کمین گاه الهی منحصر به قیامت و پل معروف صراط نیست و خداوند در همین دنیا نیز در کمین ظالمین است ....»
[9]
بنابراین،«پل صراط» واقعیتی است که هم در قرآن مجید به آن اشاره شده
[10]
و هم در روایات، خصوصیات و ویژگی های آن بیان گردیده است.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: «بر روی جهنم پلی است که از مو باریک تر و از شمشیر برنده تر است.»
[11]
پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند:«ثابت قدم ترین شما بر صراط (پل صراط)، کسی است که محبتش نسبت به اهل بیت من بیشتر است.»
[12]
نکته ی قابل توجه این است که پل صراط، یکی از مواقف روز قیامت است و در روایات، از آن با تعابیر مختلفی هم چون پل ، صراط، پل صراط، پل جهنم و ... یاد شده است. ولی منظور همه ی این روایات، این موقف است که به جهت آشنایی بیشتر اذهان ساده ی مردم، از آن به پل تعبیر شده است، نه اینکه مثل پل های این دنیا دارای پایه هایی باشد و راه گذشتن مردم و حیوانات و وسائل نقلیه باشد. مراد از پل و صراط در قرآن مجید و روایات، یعنی راه، مسیر، روش، مکتب و به عبارت دیگر، مردم باید بدانند که آن مکتب و طریقی که آنان را به سعادت حقیقی و ابدی می رساند، یک مکتب و راه و روش، با خصوصیات و ویژگی های خاص یعنی دین پروردگار متعال (اسلام حقیقی) می باشد و تنها، قدم گذاشتن در این راه است که موجب نجات و رستگاری است. و از طرف دیگر، غفلت از معرفت واقعی به ویژگی ها و ظرایف و دقایق این راه، موجب انحراف از آن و افتادن در مسیر گمراهی است.
بنا بر این تفسیر، پل صراط، که در روایات برنده تر از «شمشیر» و باریک تر از «مو» توصیف شده است ، راه بسیار دقیق و حساب شده ای است که خداوند در همین دنیا، نقطه شروع و ابتدای آن را قرار داده است و ادامه ی این راه به جهان آخرت متصل می شود. بنابراین، کسانی که می خواهند از صراط و پل آن به راحتی عبور کنند باید از هم اکنون و در همین دنیا مواظب باشند که در این مسیر بوده و از این مسیر خارج نشوند.
و به تعبیر دقیق تر، پل صراط در قیامت، بروز و ظهور همان پل صراط در دنیاست که از آن به امام و ... تعبیر شده


[1]
«اهدنا الصراط المستقیم»؛ فاتحة الکتاب، 5 .


[2]
«ان الله ربی و ربکم فاعبدوه هذا صراط مستقیم»؛ آل عمران، 51 .


[3]
«و من یعتصم بالله فقد هدی الی صراط مستقیم»؛ آل عمران، 101.


[4]
«و هذا صراط ربک مستقیماً قد فصلنا الآیات لقوم یذّکّرون»؛ انعام، 126.


[5]
معانی الاخبار، ص32.


[6]
معانی الاخبار، ص32؛ میزان الحکمه، ج5، ص 346(ماده صراط).


[7]
زیرا پروردگارت به کمین­گاه است.


[8]
بحار الانوار، ج8، ص 66.


[9]
فسیر نمونه، ج26، ص 458.


[10]
علاوه بر آنچه ذکر شد، آیات 71و 72 سوره ی مریم : « و همه­ی شما (بدون استثنا) وارد جهنم مى‏شويد، اين، امرى است حتمى و فرمانى است قطعى از پروردگارتان. سپس آنها را كه تقوا، پيشه كردند از آن رهائى مى‏بخشيم ، و ظالمان را در حالى كه ( از ضعف و ذلت ) به زانو در­آمده‏اند، در آن رها مى‏كنيم »، می تواند اشاره ای به پل صراط داشته باشد. برای آگاهی بیشتر،نک: تفسیر نمونه، ج13، صص 121-117.


[11]
میزان الحکمة، ج5، ص 346(ماده صراط).


[12]
بحارالانوار، ج8، ص 69.
در سوره ي مباركه ي ((مؤمن)) در آيه ي 14 گفته شده است
((فتبارك الله احسن الخالقين))ما ميدانيم كه جز خدا خالق ديگري وجود ندارد پس چرا در اين آيه خاق را به صورت جمع بيان نموده است؟


پاسخ:



پاسخ سوال مذکور را خود قرآن در لابلای آیاتش داده است، ولی به عنوان مقدمه می توان گفت از واژه خلق بیش تر دو معنی تداعی می کند:

1. خلق از عدم که مخصوص ذات اقدس الهی است . این خلق، به معنای آفریدن و هستی بخشیدن است که از عدم موجودی شکل بگیرد و قوامش در بهترین تقویم نمودار شود، بنا بر این، هیچ موجودی نمی تواند موجودی را بیافریند که مسبوق به عدم بوده و دیگر موجودات در مقام خلق؛ فقط سایه و اثری ضعیف از خود بر جای می گذارند و خلق واقعی از آن مقام متعالی است.

2.خلق به معنای تغییر و تبدیل اشیا است که این کار از عهده مخلوق هم بر می آید . مقصود آیه از بیان " خالقین "، معنای دوم خلق است.

آن چه عمدتا از مجموع تفاسیر ذکر شده به دست آمد، این است که خدا اجازه خلق را به تمام موجودات داده است و به همین جهت قرآن فرمود " فتبارک الله احسن الخالقین."
در نتیجه خدا خالق علی الاطلاق است. در سایه این اطلاق و به اراده و اذن او، سایر موجودات از والاترین آن ها در نوع انسانی که انبیا و اولیا هستند،تا پست ترین شان که عامه مردم می باشند ، می توانند به نحوی، از خود اثری را خلق کنند، نه خلق به معنای هستی بخشیدن ، بلکه خلق به معنای تبدیل و تغییر در خدا (البته این عمومیت شامل همه موجودات در پهنه هستی می شود.) خدا در قرآن از قول حضرت عیسی سلام الله علیه نقل می کند که" از گل شکل پرنده ای می آفرینم و سپس در آن می دمم و آن به اذن خدای متعال پرنده می گردد" (1)
کاری که عیسای پیامبر انجام داد ، یک نوع خلق و تصرف در امری است که خدا به او اجازه اش را داده است . اگر چه این کار حضرت، قدرت نمایی و ایجاد معجزه و کاری مخصوص به پیامبر بود، ولی همان طور که بیان کردیم عموم مردم در طول زندگی خود خالق آثاری اند . این آثار، تمام زوایای زندگی شان را از کارهای روزمره تا خلق اثری ماندگار پر می کند . اثری که بر جای می ماند، خلق و ایجاد است.
اما این که خدا به "خلق احسن" ستوده می شود، به این معنا است که اولا موجودی که در قامت ارداه اش خلق می شود، مسبوق به عدم بوده ؛
ثانیا آن موجود در قواره ای آفریده می شود که نمی توان هیچ نقصی در آن مشاهده نمود. خلقی که مطابق با حکمت حکیم باشد،زیباترین خلق و استوارترین آن خواهد بود. آفریده الهی در تقویم احسن،به احسن التقویم تبدیل می شود که چارچوب آن در مدار غیب شکل گرفته است.
اکنون و بعد از ذکر این مقدمه، خوب است به تفسیر این آیه شریفه در کتاب های تفاسیر مراجعه ای کوتاه داشته باشیم که مفسران محترم به بیان اشکال و پاسخ در مورد تعدد خالق می پردازند:
1. بعضی از مفسران در تفسیر آیه شریفه "فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ"‏ نوشته اند:
" خالقى غير از خداوند نداريم كه او احسن الخالقين باشد !
جواب: اولا معنى اين است كه خداوند خلق مى‏فرمايد به بهترين خلق كه موافق با حكمت و صلاح و به جا و نيكو است . اگر امر خلقت به غير او واگذار شده بود ،به اين خوبى نبود. بلكه فاسد بود نظير آيه "لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا" .
ثانيا در باب خلقت اشيا بسا مربوط به مقدمات و اسبابى است، مثل اين كه توسط باران و كشت زارعان و آبيارى آن ها و تابش خورشيد و هواى مساعد ، حاصل به دست می آید.(2)
2.خالقيّت حقيقى اگر منحصر در خدا باشد ، واسطه‏هاى خلقت او از ملايكه و قوا و صنعت گرها بسيارند، اما خدا بهتر از همه است، چون در خلقتش احتياج به چيزى ندارد. (3)

3." اينكه فرمود: او بهترين خالق‏ها است، فهميده مى‏شود كه خلقت تنها مختص به او نيست . همين طور هست، چون خلقت به معناى تقدير است . تقدير يعنى مقايسه چيزى با چيز ديگر و اين اختصاص به خدا ندارد، علاوه بر اين، در كلام خدا خلقت به غير خدا هم نسبت داده شده:" وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ؛ آن زمان كه از گل، چيزى به شكل مرغ خلق مى‏كردى.
نيز فرموده:" وَ تَخْلُقُونَ إِفْكاً؛تهمتى خلق مى‏كنيد.(4)

4." حذيفه (یکی از اصحاب پیامبر ) گويد: اين آيه دلالت دارد بر اينكه آفرينش، فعل مخصوص خدا نيست جز اينكه آفرينش حقيقى مخصوص خداوند است. زيرا حقيقت آفرينش عبارت است از ايجاد چيزى با اندازه گيرى و محاسبه دقيق، بدون تفاوت و اختلاف، بديهى است كه چنين عملى مخصوص خداوند است. به دليل: «أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ؛ آفرينش و امر مخصوص خداوند است"(5)

5.فتح بن يزيد جرجانى مى‏گويد: به حضرت على بن موسى الرضا عليه السلام گفتم:
مگر جز خالق جليل بى‏همتا خالق ديگرى هم هست!؟
فرمود: خدا مى‏فرمايد: "فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ" خدا در اين آيه خبر داده كه بعضى از بندگانش خالق و بعضى غير خالق مى‏باشند. از جمله آن ها: حضرت عيسى عليه السلام بود كه مجسمه‏اى از گل به شكل پرنده آفريد . با اجازه خدا به آن دميده و آن مجسمه به اجازه خدا پرواز كرد. سامرى هم مجسمه گوساله‏اى ساخت كه صدا مى‏كرد........"(6)

6." خالق" از ماده خلق، و در اصل به معنى اندازه‏گيرى است. هنگامى كه يك قطعه چرم را براى بريدن، اندازه‏گيرى مى‏كنند، عرب واژه" خلق" در باره آن به كار مى‏برد.از آن جا كه در آفرينش اندازه‏گيرى بيش از همه چيز اهميت دارد، اين كلمه خلق در باره آن به كار رفته است.
تعبير به" أَحْسَنُ الْخالِقِينَ‏"(بهترين آفرينندگان) اين سؤال را به وجود مى‏آورد كه مگر غير از خدا آفريدگار ديگرى وجود دارد؟! بعضى از مفسران توجيهات گوناگونى براى آيه كرده‏اند، در حالى كه نيازى به اين توجيهات نيست. كلمه خلق به معنى اندازه‏گيرى و صنعت در باره غير خداوند نيز صادق است، ولى البته خلق خدا با خلق غير او از جهات گوناگونى متفاوت است:
- خداوند ماده و صورت اشيا را مى‏آفريند، در حالى كه اگر انسان بخواهد چيزى ايجاد كند، تنها مى‏تواند با استفاده از مواد موجود اين جهان صورت تازه‏اى به آن ببخشد ، مثلا از مصالح ساختمانى خانه‏اى بسازد، يا از آهن و فولاد، اتومبيل يا كارخانه‏اى اختراع كند.

- از سويى ديگر خلقت و آفرينش خداوند، نامحدود است و او آفريدگار همه چيز است:
«اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ » در حالى انسان موجودات بسيار محدودى را مى‏تواند ابداع كند، و گاه توأم با انواع ضعف ها و نقص ها است كه در جريان عمل بايد آن ها را تكميل كند، اما خلق و ابداع پروردگار خالى از هر گونه عيب و نقص است.
- در آن جا كه انسان توانايى بر اين امر پيدا مى‏كند، به اذن و فرمان خدا است كه بى اذن او در عالم حتى برگى بر درختى نمى‏جنبد . در باره حضرت مسيح در سوره مائده آيه 110 مى‏خوانيم:
وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي؛ در آن هنگام كه تو از گل،صورتى همچون صورت پرنده به اذن من خلق مى‏كردى.(7)
در نتیجه آن چه مد نظر آیه است، خلق به معنای دوم است تا معنای " خالقین" روشن شود.
ورود در مباحث اعتقادی خصوصا مسایل مربوط به صفات خدا و نظام آفرینش می طلبد که در این حیطه، عقل و فکر به تحمل و زحمت و نیز مواظبت بیش تری وا داشته شود، زیرا هر گونه اظهار و یا ابداع نظری در عرصه و ساحت خدا بدون جواز و تایید شرعی کاری بی ثمر است .
------------------------------------------------------------------------------
پي نوشت ها:
1. آل عمران(3) آیه 49.
2.أطيب البيان في تفسير القرآن، ج‏9، ص 369.
3.ترجمه بيان السعادة، ج‏10، ص 177.
4. ترجمه الميزان، ج‏15، ص 28.
5.ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‏17، ص 38.
6. تفسير آسان، ج‏13، ص 289.
7.تفسير نمونه، ج‏14، ص 210.
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع