الف: استجابت دعا
انسِ دائمی با قرآن برای قاری، شرافتی را فراهم میآورد که به حرمت این همنشینی و رفاقت، نیازهای معیشتی و معادی او برطرف میشود، قبل از اینکه، شخص به دعا بپردازد:
«قالَ اللهُ تَبارَک وَ تَعالَی: مَنْ شَغَلَ بِقِراءَه القُرآنِ عَنْ دُعائی وَ مَسْئَلَتی أعْطَیتُهُ أفْضَلَ ثَوابِ الشاکرینَ» .[1] ؛
هرکه بجای دعا و درخواست از من به قرائتِ قرآن مشغول شود به او بالاترین پاداشِ شاکرین را عطاء خواهم نمود .
![[تصویر: 104973.JPG]](http://www.rasekhoon.net/userfiles/Article/1390/08/02/104973.JPG)
نظیرِ این معنی در موردِ ذکرِ خدا نیز آمده است:
«إنَّ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ یقُولُ: مَنْ شَغَلَ بِذِکری عَنْ مَسئَلَتی إعْطَیتُهُ أفْضَلَ ما أُعْطِی مَنْ سَألَنی» .[2]
امام صادق ـ علیه السّلام ـ (هرکه بجای درخواست از من به ذکر من مشغول شود به او بالاترین مقداری را عطاء خواهم نمود که به هر که از من درخواست نماید عطاء میکنم).
و در واقع، قرآن عینِ ذکر و مصداق اتم و اکمل آن میباشد:
«إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِکرٌ لِلْعالَمِینَ» .[3]
هرکه بجای دعا و درخواست از من به قرائتِ قرآن مشغول شود به او بالاترین پاداشِ شاکرین را عطاء خواهم نمود
ب: نظم روحی اساساً عباداتِ مستمر در اوقات معین از جمله نماز و قرائتِ قرآن، نَفْس را به نظم میکشاند و بتدریج به زیر قید و کنترل عقلِ رحمانی در میآورد، از این رو اگر چه در بعضی از روزها بظاهر از قرائت قرآن، بهرهای نبریم و حالِ توجه نداشته باشیم، لیکن کمترین اثرش، به نظم در آمدنِ نَفْس میباشد.
ما نفس خویش را برای تزکیه و سازندگی باید بتدریج با تمرین و ریاضت آماده کنیم؛[4]
منظم شدن، قدمِ اولِ حصول تقوی و کسب معارف میباشد که در وصیت حضرت علی ـ علیه السّلام ـ قبل از شهادت به تأکید آمده است:
«أُوصیکما وَ جَمیعَ وُلْدی وَ مَنْ بَلَغَهُ کتابی بِتَقْوی اللهِ وَ نَظْمِ أمْرِکمْ وَ صَلاحِ ذاتِ بَینِکمْ...» .[5]
(شما دو نفر و همه فرزندان و هر که را که نامهام به او رسد به تقوای الهی و نظم امور و اصلاحِ میان خویش سفارش میکنم).
«نظم»، «مقدمه تقوی»و «اصلاح مابین»از «لوازمِ تقوی»میباشد
کار نفس ما بر اثر کثرتِ بینظمی و لاقیدی، به هرج و مرج کشیده شده است و زمینه هر گونه خلاف و گناه و آلودگی نفس پدید آمده است، پس باید او را به قید و بند و کنترل کشاند، این کنترل باید از امور آسان، شروع شود تا که نفس نَرَمد و زیر بار رود و به تدریج توانِ نفس افزایش یافته، قیودات و تکالیف بیشتری را با میل و رغبت پذیرا گردد.[6]
قرائتِ مستمر با مقدارِ حداقل ده آیه اولین عملی است که باید در کنار واجباتِ شرعی بر نفس، بار نمود حال اگر نشاطی بود تا هر مقدار میسور باشد در روز قرائت گردد لیکن هرگز نباید مقدار اقل را از دست داد و لو با بیحالی و خستگی مفرط و عدمِ تمرکز همراه باشد؛ باید به نَفْسِ خویش، بفهمانیم که در شرایطی باید این امر انجام شود!، با این روش کم کم بهانههای نَفْس از دستش گرفته شده، آماده میشود و با این آمادگی قرآن بر نفس اثر کرده، در آن نفوذ میکند.
...........................................................................
[1] . ص، بحار الانوار 11، ح 20.
[2] . کافی، ج 2، ص 501.
[3] . تکویر/ 27.
[4] . «إنَّما هِی أرُوضْها بِالتَّقْوی لِتأتِی آمِنَه یوْمَ الخَوْفِ الأکبَرِ». (نهج، نامه 45)
[5] . نهج البلاغه، نامه 47.
[6] . «لأرُوضّنَّ نَفْسی رِیاضّه تَهِشُّ مَعَها إلَی القُرصِ اذا قَدَرَتُ عَلَیهِ مَطْعُوماً». (نامه 45).
منبع : اندیشه قم
بــــه نـــــام خـــــالــــق یکـــتـــــــا
حفظ قرآن مانند تلاوت آن آثاري فراوان و ارزنده دارد. برخي از آثار حفظ آيات قرآن مجيد، عبارت است از:
1.پاداش اخروي
حافظان قرآن در بهشت جايگاهي والا دارند و پاداش آنان دو چندان خواهد بود. پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمودند: درجات بهشت به تعدد آيههاي قرآن است. وقتي كه صاحب قرآن وارد بهشت شود، به وي ميگويند بخوان و بالا برو، كه هر آيهاي را درجهاي است. پس برتر از درجة حافظ قرآن درجهاي نيست.
همچنين در روايات بيان شده كه حافظان قرآن توان شفاعت كردن ديگران را نيز دارند.
2. هدايت انسان
تلاوت و انس با قرآن از سفارشهاي مكرر معصومان ـ عليهم السّلام ـ است و حفظ قرآن به طور طبيعي به انس با آيات الهي ميانجامد؛ زيرا حافظ قرآن بايد براي تثبيت محفوظات قرآنياش دست كم روزي چند بار به قرائت قرآن بپردازد. معصومان ـ عليهم السّلام ـ حافظان قرآن را به تكرار آيات الهي فراخوانده، يادآور شدهاند همان گونه كه شتر بسته شده در يك نقطه ـ چنانچه مورد ديدار پياپي صاحبش واقع نشود. ـ جايگاهش را ترك ميكند، محفوظات حافظ قرآن نيز ـ اگر پيوسته مورد مراجعه و تكرار قرار نگيرد از خاطر زدوده ميشود.[1] بنابراين، حافظ ناگزير با قرآن انس ميگيرد وزمينه هدايت و سعادتش فراهم ميآيد. حضرت علي ـ عليه السّلام ـ ميفرمايد: هيچ كس با قرآن هم نشين نميشود مگر اين كه از كنار آن با افزايش يا كاهش برميخيزد: افزايش هدايت يا كاهش گمراهي.[2]
نفوذ قرآن در جانها و پديد آوردن تحول در شخصيت افراد نيز از آثار سازندهي تلاوت و حفظ قرآن است. بسياري از مردم با تلاوت يا شنيدن آهنگ دلنشين قرآن مسير زندگي خود را تغييرداده، سمت سعادت و كمال رهنمون شدند.[3]
3. آرامش روحي
ياد خدا تأثير بسزايي در روان آدمي دارد و دلها در پرتو آن آرام ميگيرد. خداوند متعال ميفرمايد:
«أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»[4]
آگاه باش، دلها با ياد خدا آرام ميگيرد.
يكي از نامهاي قرآن ذكر است. تلاوت و حفظ قرآن نوعي ذكر خداوند است كه انسان در پرتو آن از هجوم بسياري از فشارهاي رواني و اضطرابات دروني مصون ميماند. پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ ميفرمايد: مثل قرآن مثل كيسهي سربستهي پر از مشك است. اگر آن را باز كني، بوي مشك فضا را معطر ميسازد و اگر به حال خود رها سازي، سود نميبخشد. قرآن نيز، چنانچه به تلاوتش روي آوري، فضا را از عطر خود آكنده ميسازد و روان را نشاط ميبخشد؛ و اگر تلاوت نكني، در سينهات پنهان ميماند.[5]
4. نجات از تنهايي
كتاب بهترين هم نشين تنهايي است و قرآن زيباترين، عميقترين و با نفوذترين كتاب شمرده ميشود. امام سجاد ـ عليه السّلام ـ ميفرمايد: اگر همهي مردم روي زمين از دنيا بروند، تا وقتي قران با من است، از هيچ چيز وحشت ندارم.[6]
5. فهم بهتر قرآن
مهمترين و عمدهترين اثر حفظ قرآن درك بهتر آن است. حافظ به سبب تسلط بر همهي آيات، ارتباط آنها را نيك در مييابد و در پرتو آن دركي بهتر و درستتر از قرآن به دست ميآورد.
هر چه حافظ قرآن بر آيات و ارتباط وبازيابي آنها مسلطتر باشد، بهتر ميتواند نظر قرآن دربارهي يك موضوع را به دست آورد. پس مفسران حافظ قرآن، بهتر ودقيقتر ميتوانند قرآن را تفسير كنند و تفسيرشان از تفسير مفسران غير حافظ جامعتر و دقيقتر است.
6. همنشيني با فرشتگان:
عن ابي عبدالله ـ عليه السّلام ـ قال:
اَلْحافِظُ للْقرْآنِ الْعامِلُ بِه مَعَ السَّفَرةِ الْكِرامِ الْبَرَرَةِ.[7]
«حافظ قرآن كه بدان عمل كند، در آخرت رفيق و همراه فرشتگان و سفيران الهي خواهد بود.»
7. غنا و بي نيازي:
قال رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ :
اَغْنَي النّاسِ حَمَلةُ الْقُرآنِ مَنْ جَعَلهُ اللهُ تَعالي في جَوْفِهِ[8].
بينيازترين مردم حاملان قرآن ميباشند، آن كسان كه خداي تعالي قرآن را در سينة آنها جاي داده است.
قال رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ :
مَنْ اَعطاهُ اللهُ الْقُرآنَ فَرَاي اَنَّ رَجُلاً اُعْطِيَ اَفْضَل مِمّا اُعْطي فَقَدْ صَغَّرَ عَظِيماً وَ عَظَّمَ صَغيراً.[9]
هر كسي خداوند قرآن را به او داد و چنان پندارد كه به مردي بهتر از او چيزي دادهاند، خير بزرگي را كوچك شمرده و كوچكي را بزرگ دانسته است.
8. موجب آمرزش گناهان:
قال رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ :
مَنْ قَرَأَ الْقُرآنَ عن حِفْظِهِ ثُمَّ ظَنَّ اَنَّ الله تَعالي لا يَغْفِرُ لَهُ فَهُوَ مِمَّنْ اسْتَهْزِءَ بِآياتِ الله.[10]
«كسي كه قرآن را از حفظ بخواند و گمان كند كه خداوند متعال او را نميآمرزد، در واقع از جمله كساني است كه آيات خداوند را مورد استهزاء و تمسخر قرار داده است.»
9. نجات از عذاب الهي:
لا يُعَذِّبُ اللهُ قَلباً وَعَي الْقُرآن.[11]
«خداوند متعال قلبي كه قرآن در آن باشد را عذاب نميكند.»
...................................................................
پی نوشت ها:
[1] . پيامبر اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ميفرمايد: انما مثل صاحب القرآن كمثل الابل المعلقة اذا عاهد عليها أمسكها و ان أطلقها ذهبت و اذا قام صاحب القرآن فقرأه بالليل و النهار ذكره و اذا لم يقم به نسيه. (صحيح مسلم، ج 1، ص 544).
[2] . ما جالس هذا القرآن احد الا قام عنه بزيادة أو نقصان: زيادة من هدي أو نقصان من عمي. (نهج البلاغه، خ 175).
[3] . برخي از دانشمندان در اين زمينه كتابهاي مستقلي نوشتهاند و حكايات آموزنده بيشماري گرد آوردهاند، مانند كتاب نمونههايي از تأثير و نفوذ قرآن، نوشتهي علي كريمي جهرمي.
[4] . رعد، 13: 28.
[5] . عن رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ : ان القرآن مثله كمثل جراب فيه مسك قد ربطت فاه فان فتحته فاح ريح المسك و ان تركته كان مسكا موضوعا مثل القرآن ان قرأته و الا فهو في صدرك. (كنز العمال، ح 2323).
[6] . لومات من بين المشرق و المغرب لما استوحشت بعد أن يكون القرآن معي. (بحار، ج 46، ص 107).
[7] . اصول كافي، ج 4، ص 404.
[8] .كنز العمال، ج 1، ص 510.
[9] . همان.
[10] . مستدرك الوسائل، ج 2، ص 294.
[11] . آثار الصادقين، ج 17، ص 247.
.......................................................................
انشاالله ادامه دارد....
البته به جز اینهایی که دوستمون گفتن اثار دنیوی بسیاری هم داره.
10. قبولي شفاعت:
همانطور كه خود قرآن در حق مؤمنان شفاعت ميكند، حافظ و حامل قرآن نيز توان شفاعت را دارد:
قال رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ :
مَن قَرَاَ الْقُرآنَ حَتّي يَسْتَظْهرَهُ وَ يَحْفَظَهُ اَدْخَلَهُ اللهُ الْجَنَّةَ و شَفَّعَهُ في عَشْرَةٍ مِنْ اَهْلِ بَيْتِهِ كُلِّهِمْ قَدْ وَجَبَتْ لَهُمُ النّارُ[12]
«هر كه (آنقدر) قرآن بخواند تا حفظ شود، خداوند او را به بهشت داخل خواهد كرد و شفاعتش را درباره ده نفر از خانوادهاش كه آتش جهنم بر آن واجب شده، ميپذيرد.»
11. آبادي و احياء قلب:
همانطوري كه خانه ويران نزد مردم بيارزش است، دلي خالي از قرآن نيز پيش خداوند بيارزش است.
قال رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ :
اِنَّ الَّذي لَيْسَ في جَوفِهِ شَيْءٌ مِنَ الْقُرآنِ كَالْبَيْتِ الْخَراب.[13]
«كسي كه در درونش چيزي (سوره يا آيهاي) از قرآن نباشد، همانند خانه ويران است.»
12. انس با قرآن و تلاوت آن موجب احياء و شادابي دل ميشود.
عن كثير بن سليم قال قال رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ :
يا بُنَيَّ لا تَغْفَل عَنْ قَرائَةِ الْقُرآن، فَأِنَّ القُرآنَ يُحيي الْقَلْبَ و يَنْهي عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغِي.[14]
كثير بن سليم ميگويد: رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود:
اي پسر! از قرائت قرآن غفلت مكن كه قرآن دل را زنده ميكند و از فحشاء و نادرست و ستم باز ميدارد.
13. بالاترين درجات در بهشت:
قال رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ :
فَاِذا دَخَلَ صاحِبُ القُرآنِ الْجَنَّةَ قَيلَ لَهُ: اِقْرَأ وَارْقَ، لِكُلِّ آيَةٍ دَرَجةٌ فَلا تَكُونُ فَوقَ حافِظِ القُرآنِ دَرَجةٌ.[15]
هنگامي كه صاحب قرآن داخل بهشت شود، به او ميگويند بخوان و بالا رو، پس برتر از درجة حافظ قرآن درجهاي نيست.
14. نجات از تنهايي:
زندان تنهايي، ناخود آگاه در انسان ترس و وحشت ايجاد ميكند و در اين موقعيت انسان نياز به دوست و همراهي دارد، بهترين مونس و همدم آدمي در تنهايي كتاب است و چه كتابي زيباتر و عميقتر و با نفوذتر از قرآن؟
قال علي بن الحسين ـ عليه السّلام ـ :
لَوْ ماتَ مَنْ بَيْنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ لَمَا اسْتَوْحَشْتُ بَعْدَ اَنْ يَكُونَ الْقُرآنُ مَعي[16].
امام علي بن الحسين ـ عليه السّلام ـ فرمود:
«اگر همه مردم كه در ميان مشرق و مغرب عالم زندگي ميكنند، بميرند و قرآن كريم با من باشد، احساس ترس و وحشت نميكنم.»
15. در زمره بزرگان و بهترين افراد جامعه:
پيامبر بزرگوار اسلام در اين باره ميفرمايد:
اَشْرافُ اُمَّتي حَمَلَةُ الْقُرْآنِ وَ اَصْحابُ اللَّيلِ.[17]
«بزرگان امت من حاملان قرآن و نماز شب خوانان ميباشند.»
در روايت ديگر ميفرمايد:
فَضْلُ حَمَلَةِ الْقُرآن عَلَي الّذي لَمْ يَحْمِلْهُ كفضل الخالق عَلَي المخلوق.[18]
«فضيلت و برتري حاملان[19] قرآن بر كسي كه سعادت حمل قرآن را نيافته، مانند برتري آفريدگار بر آفريدگان است.»
16. دريافت پاداش پيامبران:
حاملان قرآن، چون با كلام خداوند انس و الفت دارند و سعي ميكنند، خود نيز متخلق به اخلاق قرآن و متادّب به آداب الهي باشند، مرگ و حشر و نشر آنها همانند پيامبر است:
قالَ رَسُولُ الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ :
اِنَّ اَكْرَمَ العِبادِ اِلَي اللهِ بَعْدَ الأنبياءِ، العُلَماءُ ثُمَّ حَمَلَةُ القُرآن، يَخْرُجُونَ مِنَ الدُّنيا كَما يَخْرُجُ الانبياءُ وَ يُحْشَرُونَ مِنْ قُبُورِهِم مَعَ الأنبِياءِ وَ يَمُرُّون عَلَي الصِّراطِ مَعَ الأنبِياءِ و يُأخُذُونَ ثَوابَ الأنبِياءِ.[20]
پيامبر اسلام فرمود:
«همانا بهترين بندگان نزد خدا بعد از پيامبران علما هستند و سپس حاملان (قاريان و حافظان) قرآن، آنان همانند انبيا از دنيا ميروند، همراه آنان از قبرها برانگيخته ميشوند، در كنار آنان از صراط ميگذرند و پاداش انبياء را (از خداوند)دريافت ميكنند.»
17. سرشناسان اهل بهشت:
اهل قرآن همانطور كه در دنيا مورد تكريم و احترام مردم هستند در بهشت نيز گرامي و محبوبند.
قال رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم):
حَمَلَةُ القرآنِ عُرَفاءُ اَهْلِ الْجَنَّة[21]
«حاملان قرآن، سرشناسان اهل بهشتاند.
.....................................................................................
پی نوشت ها:
[12] . مجمع البيان، ج 1، ص 45.
[13] . كنز العمال، ج 1، ص 553.
[14] . كنز العمال، ج 2، ص 291.
[15] . بحار الانوار، ج 92، ص 22.
[16] . بحار الانوار، ج 46، ص 107.
[17] . سفينة، ج 2، ص 415.
[18] . كنز العمال، ج 1، ص 515.
[19] . حامل قرآن معناي گستردهاي دارد كه قاريان مفسران قرآن را نيز در بر ميگيرد.
[20] . بحار، ج 92، ص 17.
[21] . وسائل الشيعه، ج 6، ص 175.
قسمت کوچکی از اثار دنیوی حفظ قران:
الف: هدایت انسان
:
تلاوت و انس با قرآن از سفارش های مکرّر معصومان ـ علیهم السّلام ـ است و حفظ قرآن به انس با آیات الهی می انجامد؛ زیرا حافظ قرآن باید برای تثبیت محفوظات قرآنی
اش روزی چند بار به قرائت قرآن بپردازد. ائمه ـ علیهم السّلام ـ حافظان قرآن را به تکرار آیات الهی فراخوانده و می فرمودند
: «
همان گونه که شتر بسته شده در یک نقطه ـ چنانچه مورد دیدار پیاپی صاحبش واقع جایگاهش را ترک می کند.
کند، محفوظات حافظ قرآن نیز ـ اگر پیوسته مورد مراجعه و تکرار قرار نگیرند ـ از خاطر زدودمی شوند» بنابراین، حافظ ناگزیر است با قرآن انس گیرد و این هنگام زمینة هدایت و سعادتش فراهم می آید. حضرت علی ـ علیه السّلام ـ می فرماید: «هیچ کس با قرآن هم نشین نمی شود مگر اینکه از کنار آن با افزایش یا کاهش بر می خیزد: افزایش هدایت یا کاهش گمراهی.»
ب: آرامش روحی؛
یاد خدا تأثیر بسزایی در روان آدمی دارد و دل در پرتو آن آرام می گیرد. خداوند متعال می فرماید : «
أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ آگاه باش که دل ها با یاد خدا آرام می گیرد.» یکی از نام های قرآن، ذکر است تلاوت و حفظ قرآن نوعی ذکر خداوند است که انسان در پرتو آن از هجوم بسیاری از فشارهای روانی و اضطرابات درونی مصون می ماند
ج: نجات از تنهایی؛
کتاب بهترین هم نشین تنهایی است و قرآن زیباترین، عمیق ترین و با نفوذترین کتاب شمرده می شود. امام سجاد ـ علیه السّلام ـ می فرماید: اگر همة مردم روی زمین از دنیا بروند، تا وقتی قرآن با من است، از هیچ چیز وحشت ندارم
ه : فهم بهتر قرآن؛
مهم
ترین اثر حفظ قرآن درک بهتر آن است. حافظ به سبب تسلط بر همة آیات، ارتباط آن ها را نیک در می یابد و در پرتو آن درکی بهتر و درست تر از قرآن به دست می آورد
.
و: تقویت حافظه؛
یکی از امتیازات قرآن مجید آن است که تلاوت و به خاطر سپردنش سبب تقویت حافظ میشود. در روایات چنان می خوانیم که قرائت قرآن به افزایش حافظه می انجامد از آنجا که حفظ این کتاب آسمانی به تکرار پیوسته و قرائت زیاد آن وابسته است، میتوان گفت حفظ قرآن مجید حافظه را فزونی می بخشد.
این بخشی از اثرات حفظ قرآن کریم بود که به صورت اجمال بیان گردید
.
سلام

دوستان من یه سوال دارم...من میخوام گوش دادن موسیقیو کم کنم...و میدونین که وقت استفاده از کامپیوتر آدم موسیقی هم گوش میده...حالا سوالم اینه اشکالی داره من به جاش قرآن گوش بدم؟؟؟
بی احترامی نیست؟؟؟؟
