(۱/دی/۹۰ ۱۸:۵۳)shafagh_mah نوشته است: [ -> ]آقا وحید اگر لطف کنید و قسمت هایی از کتاب رو قرار بدید خیلی ممنون می شم.
بسم الله الرّحمن الرّحیم
گزیده ای از کتاب ارزشمند سفینه الصادقین، شرح حال عالم ربّانی، جناب آقای حاج سیّد حسین یعقوبی قائنی
***ص20: محبت حقیقی، محب را به محبوب متصل، و از حال او مطلع می سازد، اگرچه به ظاهر از او دور باشد.
***ص34و35: حسن ظن به خدای متعال بسیار ممدوح است، چنانچه به جهت اجابت دعا فرموده اند:
((إذا دعوت فظن أن حاجتک بالباب))"اصول کافی ج2 ص473"
((وقتی که دعا می کنی، چنان اعتقاد داشته باش که مقصودت را بر در منزل گذاشته اند))
همچنین انسان باید نسبت به بندکان خدا هم خوش بین بوده، گمان بد نبرد که:{إنّ بعض الظّن إثم}(([b]حقیقتاً بعضی از گمان ها گناه است))"الحجرات- 12"
***ص36: ریاستی خوب است که در آن فنا و زوال راه نداشته باشد و آن تنها مقامات اخروی است.[/i]
***ص37: {مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَد}((هر كه را خدا هدايت كند هدايت يافته اوست))"الأعراف 178"
بنده بر این عقیده ام که اگر کسی واقعاَ طالب هدایت باشد، خدای قادرِ بینا، ممکن است ابلیس لعین مضل را هم وسیله هدایت او قرار دهد. چنانکه بر طبق این مطلب، احادیث و حکایات فراوانی وجود دارد .
***ص39: ((سل عن الرفیق قبل الطریق))((قبل از طی طریق،رفیق راه رابجوی)) "بحارلاانوار،ج73،ص229،ح10" [/b]
انسان در هر فنی که بخواهد وارد شود باید اول استاد آن فن را به دست آورد.
مزد اگر می طلبی طاعت استاد ببر
هیچ کس از پیش خود چیزی نشد هیـچ آهـن خنجر تیـزی نشـد
اما امان از راهنمایان این زمان که برای به دست آوردن دنیا و ریاست، به هر چیزی متمسک می شوند و از عالی ترین مقصد، که قرب خداست گذشته، دین را وسیله بدست آوردن دنیای خود قرار می دهند...
چون بسی ابلیسِ آدم روی هست پس به هر دستی نباید داد دست
***ص 41: {وَ سارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُ}(([b]بشتابيد به سوى مغفرت پروردگار خود))"آل عمران 133"
***ص41و42: ((ان اللَّه عز و جل اذا أراد بعبد خيرا نكت في قلبه نكتة من نور و فتح مسامع قلبه و وكل به ملكا يسدده))(( امام صادق عليه السّلام فرمودند: چنانچه ساحت كبريائى براى فردى خير و صلاح اراده فرمايد، در قلب او نورى ميافكند و شنوائى قلب او را مىگشايد، كه هر مطلب خيرى و صلاحى را بشنود و بفهمد و بيابد و بدان توجه كند و آن را بپذيرد [u]و نيز فرشتهاى بر او بگمارد كه او را حفظ و حراست كند و پيوسته او را متوجه خير و صلاح خود او نمايد و او را ترغيب به خير نمايد[/b].))"اصول کافی،ج1،ص166"
****: مردمی که می خواهند در راه خدا قدم بگذارند، ای کاش نصف آن مقدار که از گمراه کردن شیطان می ترسند، به حفظ و هدایت خداوند متعال وثوق و اعتماد می کردند.[/i] خدای متعال در قرآن شریف درباره شیطان می فرماید:
{ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطانِ كانَ ضَعيفاَ}"نساء-76"
ودر جای دیگر می فرمایند
{إِنَّ عِبادي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطان}((در حقيقت، تو را بر بندگان من تسلطى نيست))"حجر-42"
پس اول نیت را بر قصد کردن جنابش خالص کن و بعد به صاحب خانه بگو: صاحب خانه! سگ خود(ابلیس) را بگیر که من می خواهم بنا به خواست خودت که فرموده ای{وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ}"الذاریات-56" به فرمانت سر سپارم. بگو و بخواه و زاری کن که او خود فرموده است:{اُدْعُوني أَسْتَجِبْ لَكُم}"غافر-60".
****ص44: اصولاَ معنای زهد این نیست که انسان مالک چیزی نباشد و یا از آنچه دارد خود را محروم سازد، بلکه تمام کلام در این است که انسان اسیر مال و منال نگشته،چیزی مالک او نگردد. هم چنین [u]اعتمادش به آن چه که در دست دارد بیش از اعتماد او به آنچه در ظل قدرت خداوند است نباشد.[/b]
((لَيْسَ الزُّهْدُ فِي الدُّنْيَا بِإِضَاعَةِ الْمَالِ وَ لَا بِتَحْرِيمِ الْحَلَالِ بَلِ الزُّهْدُ فِي الدُّنْيَا أَنْ لَا تَكُونَ بِمَا فِي يَدِكَ أَوْثَقَ مِنْكَ بِمَا فِي يَدِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل))((بحارالانوار،ج67،ص310،ح4))
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است
***ص 46: هر آنچه ناصح مشفق بگویدت بپذیر.
****ص50:
دوستی با مردم دانا نکوست دشمن دانـا به از نادان دوست
دشـمن دانـا بلنـدت میکند بر زمینت می زند نادان دوست
[u]کسی که ریاست دنیا را سعادت بداند ، آن هم ریاستی که توأم با هزاران معاصی باشد، و به طرف خدا و آخرت رفتن را بدبختی بداند مسلماً رفیقی است نادان،[/b] مانند اکثر مردم این زمان که اگر کسی جیفه دنیا را به دست آورد، از هر راهی که باشد می گویند : فلانی وضعش خوب است و او را خوشبخت شمارند . و اگر کسی در اثر ایمان و صحت عقل از دنیای مکار و حیله باز فرار کند او را نادان و بدبخت به حساب می آورند.
***ص51: شأن عقل چنین است که انسان را از عمل بی فایده و زیان آور باز می دارد و به کار پر بهره وادار میسازد و عاقل کسی است که اگر میان دو عمل و دو راه مردد شد، به آن عملی که به تجارت و فایده بادوام منتهی می شود دست زند و به راهی که پایانش زندگی جاوید است برود. و عکس آن لازمه بی عقلی و بی خردی است.
**ص53: انسان نمی داند چه سری در امام حسین (علیه السلام) و کربلای اوست که اکثر مردم هم که اهل نماز و طاعت نیستند وقتی نام امام حسین را می­شنوند اظهار محبت و علاقه می نمایند.
***ص61: قلوب در دست خدای متعال است و اوست عزیز کننده، و هموست که فطرت انسان را با خوبی عجین فرموده که [u]حتی کسی که خودش مغلوب نفس و شیطان است و عمل خوبی از او سر نمی زند مع ذلک فطرتاً خوب و خوبی را دوست می دارد ،
مگر افراد قلیلی که به قدری شقاوت بر آنها غلبه کرده است که نه خود خوبند و نه خوبان را دوست می دارند، نه خود درست کردارند و نه از صالحان خوششان می آیند.چنین افرادی در حقیقیت از انسانیت و فطرت انسانی بر کنار هستند.
{ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذينَ أَساؤُا السُّواى أَنْ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ وَ كانُوا بِها يَسْتَهْزِؤُنَ }"الروم-10"
((آن گاه فرجام كسانى كه بدى كردند [بسى] بدتر بود، [چرا] كه آيات خدا را تكذيب كردند و آنها را به ريشخند مىگرفتند.))[/b]
***ص81:[i]{أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ }"عنکبوت-2"
((آيا مردم پنداشتند كه تا گفتند ايمان آورديم، رها مىشوند و مورد آزمايش قرار نمىگيرند؟ ))
همان طور که افراد در کلاس های صوری از هر کلاس که بخواهند ارتقا یابند، باید کلاس فعلی خود را امتحان دهند و چنانچه به وظایف آن عمل کرده باشند پس از امتحان دادن به کلاس بالاتر می روند، مدارج ایمان نیز چنین است... برای ورود به هر درجه از ایمان ضروری است که نمونه ای از صفات حمیده که مربوط به درجات قبلی است همراه انسان باشد.[/i] و این ممکن نیست مگر با داشتن عقیده ای صحیح که حقیقتاً به لوازم آن عمل نماییم.
*****ص82: متأسفانه بسیازی از ما از دین و از حقایق، تنها در پی یادگرفتن الفاظی هستیم که آنها را به دیگران تحویل دهیم و [b]هیچگاه در صدد این نیستیم که آیا مطالبی که یاد گرفته ایم و به حساب خودمان با یادگرفتن آنها خود را مسلمان میدانیم اعتقاد قلبی ما شده یا خیر؟!
...پس هان ای عزیز تنها به یادگرفتن قناعت مکن؛ زیرا یادگرفتن وقتی به انسان نفع می دهد که معلومات او توأم با اعتقاد باشد .البته منظور نفع اخروی است و الّا چه بسا افرادی با همین محفوظات، سال های سال از منافع دنیوی آن برخوردار و امور خود را به خوبی بگذرانند و مردم، اطرافشان را گرفته، انها را از بزرگان دین هم بدانند، و همین اجتماع و اعتقاد مردم، امر را بر انها مشتبه کرده، زودتر آنها را به هلاکت معنوی برساند.
اعتقاد نیز اگر اعتقاد صحیح و جازم باشد ملازم و همراه با عمل است. اگر عمل صحیح، ناشی از اعتقاد درست باشد دارای اثر و علامت است؛ روز به روز یقین و شوق به عالم بقا و پشت کردن به دنیا را زیادتر می کند تا جایی که انسان می شود ((روحانی)) و در عین حال که در زندان تن و عالم ناسوت محبوس است قلبش که از برکت اعمال صالح به حیات انسانی زنده شده، با ملاء اعلی در ارتباط است و نمونه ای از فیوضات عالم غیب را درک می کند.
{ مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُو }"نحل-97"(( هر كس- از مرد يا زن- كار شايسته كند و مؤمن باشد، قطعاً او را با زندگى پاكيزهاى، حياتِ [حقيقى] بخشيم، و مسلماً به آنان بهتر از آنچه انجام مىدادند پاداش خواهيم داد))
پس هر علمی برای عمل است و قیمت هر عملی به قدر نیت عامل اوست[/u] و هر نیتی برای نتیجه است. در این عالم همه فعالیت می کنند، لکن اهداف و نیات و در نتیجه آثار مختلف است؛زیرا از هر عملی اثری در نفس انسان پیدا میشود. اگر عمل ظلمانی بود ایجاد ظلمت می کند و اگر نورانی بود اثری دل افروز و نورانی خواهد داشت.
****ص85: [b]به خدا قسم اگر مردم وعده های خدای متعال را باور کنند و به اصول دینی که یاد گرفته اند معتقد باشند و بر طبق آن عمل نمایند، هم در دنیا راحت زندگی می کنند و هم در آخرت سعادتمند خواهند بود.
...
و اگر یکی از وعده های الهی را که موضوع تقسیم ارزاق است فهمید، و باور کردکه این امور به دست عدل و حکمت او تدبیر گردیده- و چون عالم عالم اسباب است وظیفه هرکس آن است که برای امر معاش خود پی کاری برود و با همین منظور دنبال کسب و کار رفت- دیگر اینهمه بی انصافی و غل و غش در کار مسلمانان نمی کند و شب و روز فکر خود را مشغول به دست آوردن مال و جاه نمی نماید و این سرمایه ی ابدی را مفت از دست نخواهد داد.
****ص88 و 90: ((مَنْ طَلَبَ الْعِلْمَ لِيُبَاهِيَ بِهِ الْعُلَمَاءَ أَوْ يُمَارِيَ بِهِ السُّفَهَاءَ أَوْ يَصْرِفَ وُجُوهَ النَّاسِ إِلَيْهِ فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّار))((کسی که طلب علم کند تا در نزد علما به آن علم ببالد یا به جدال با بی خردان برخیزد یا بخواهد به واسطه علمش مردم را متوجه خود سازد، جایگاه خود را در آتش مهیا ببیند))"بحار الأنوار، ج2، ص: 38"
علمی که برای خدا تحصیل شود نشانه اش خوف و خشیت است. و علمی که برای دنیا تحصیل گردد نشانه اش غرور و تکبر و ظلمت و سایر صفات رذیله است .
****ص 90: ... انسان باید در هر کاری ودر تعلّم هر علم یا صنعتی دارای تحقیق و تعقّل باشد و اگر قدرت تحقیق و تعقل ندارد لااقل از افعال و صفات پاکان پیروی کرده، تقلید نماید. تحصیل علم و دانش برای هر کسی سودمند است، امّا در صورتی که خوب بفهمد، نه اینکه مطابی را که شنیده در خود مانند نوار ضبط نماید.
****ص 93:
]از بزرگترین الطاف و مرحمت های آن دو امامِ بزرگوار در سامرا
[
به این مهمان فراری عاصی تازه وارد... آن حالت بی توجهی به امور مادی بود که تمام فکرم را متوجه امر آخرت، همچون قضای فرایض و اصلاح فساد های قبلی کرده بود؛ چرا که این گونه امور بدون توجه اولیای دین برای انسان میسر نخواهد شد.
چون خدا خواهد که غفاری کند مـیل بـنده جانب زاری کـند
****ص94: ... و اگر روی قلب به طرف آخرت باشد و قلب ادراک کند که ماورای این عالم محسوس عالمی است بس فرح بخش و دلپذیر، و تمامی خیرات و لذات در آنجاست و در واقع لذّات عالم فانی جز دفع آلام چیزی نمی باشد و لذت اصلی و حقیقی، لذت معنوی است، در این صورت اگر به کاری از کارهای دنیا هم مشغول شود آن کار در طول آخرت و حقیقت قرار می گیرد.
****ص104: زیادی عمل شرط نسیت، بلکه عملی مقبول است که از روی اخلاص صادر شود اگرچه کم باشد.
و باید دانست که اخلاص هم از خداست و همه چیز را از او باید طلب کرد زیرا ((بنده)) فقیر محض است و اگر خدایش دست نگیرد قدمی به سمت خیر بر نخواهد داشت[/b] و به مقتضای طبیعت که در جهت انحطاط و نابودی است سیر می کند تا بالاخره خدایی نکرده به هلاکت ابدی منجر گردد. نستجیر با الله من الخذلان و السوء الخاتمه.
و کسی که این مطلب را فهمید از عجب و خود بزرگبینی نجات یافته و دست نیاز به بحر بی کران جود و لطف خدا دراز کرده ، در همه امور به او پناهنده خواهد شد که او – جل جلاله – بهترین دستگیر و فریادرس است.((ولا حول ولا قوّه الّا باالله العلی العظیم))
]خلوص نیز یکی دیگر از شاه کلید های تقرب به آستان پروردگار و آقا امام زمان است
[
****ص 105 و 106: اگر بنده ای که بالذات فقیر و بالعرض محتاج است [u]به بنده ی دیگری مثل خود رحم کند، خدای متعال که غنیِ بالذات و کریم و جواد است به هر دوی آنها رحم خواهد کرد.
...خصوصاً اگر رحم کننده از بندگان صالح حق باشد، بلکه گاهی خداوند به خاطر بنده ی مؤمنی بلاها را از همه ی مردم دور می کند.
((فَلَوْ أَنَّ عَبْداً بَكَى فِي أُمَّةٍ لَرَحِمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ تِلْكَ الْأُمَّةَ بِبُكَاءِ ذَلِكَ الْعَبْد))
((اگر بندهاى در ميان يك امتى بگريد خداى عز و جل به خاطر گريه آن بنده بهمه آن امت رحم كند.))
" اصول كافى، ج4، ص: 234"