تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: شبكه فارسي زبان2
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
نوشتار بالا لزوماً دیدگاه‌های من را برنمی‌تاباند و صرفاً دیدگاه شخصی مولف آن است
«پی‌بی‌سی تپش» را همه می شناسند. تلویزیونی که بنیان‌گذارش یک کارگردان هنری نماواهای ایرانی و مشهور به نام «علیرضا امیرقاسمی» است. شخصی که باید تلاش او را برای تولید نخستین و پرکیفیت‌ترین نماواهای فارسی در سطح سیاره، تحسین‌برانگیز خواند. «پی‌بی‌سی تپش» فرهنگ رقص و شادورزی ایران باستان و نوین را در هم می‌آمیخت، «نوروز» را زنده نگه می‌داشت و پلی منصفانه برای ارتباطات یک فرهنگ ایرانی-آمریکایی بود.
اما این روزها با درنظر گرفتن نفوذ ضدفرهنگ‌های عصر سنگی در مرکز و شمال خاورمیانه که بشریت را نشانه گرفته‌اند، قضاوت کمی دشوار است. اگر تلویزیون «پی‌بی‌سی تپش» یک یا چند مشکل عمده نداشت، امروز می توانست به عنوان یک تلویزیون حرفه‌ای فارسی در فهرست بینندگان فارسی‌زبان و به ویژه بینندگان ایرانی حضور داشته باشد. بنابراین من به عنوان یک بیننده جهانی، صلاحیت این تلویزیون که بزرگ‌ترین تولیدکننده نماواهای ایرانی است را تایید نمی کنم، هر چند که به عنوان تحلیل‌گر دید بهتری به این شبکه تلویزیونی داشته باشم. حالا این پرسش مطرح می‌شود که این همه نوآوری و شکوه تلویزیونی پس چه شد؟ چرا گاهی وقت‌ها ایده‌های واسطه‌گری و سودجویی جای خود را به یک ایده مطلوب می‌دهند.
پاسخ اینجاست: متاسفانه «پی‌بی‌سی تپش» تلاش کرده بود بازپخش هایی از شبکه‌های تلویزیونی […] را در فهرست برنامه های خود داشته باشد و این موضوع همه نوآوری‌ها را خراب می کرد. مانند بسیاری از تلویزیون های غیرحرفه‌ای و سطحی‌نگر که با کمبود برنامه مواجه هستند، «پی‌بی‌سی تپش» نیز به پخش سریال‌های تلویزیونی تولید سازمان رادیو و تلویزیون […] می پرداخت و به بنگاهی برای تبلیغات محصولات رسانه‌ای […] تبدیل شده بود. ماهیت این محصولات رسانه‌ای فرایندی است که باید در آن‌ تامل کرد.
به نظر می رسد، […] از شرایط حاکم بر تلویزیون‌های غیرحرفه‌ای فارسی‌زبان بسیار خرسند بود. تعدادی از آن‌ها که بودجه کافی برای هزینه ماهواره نداشتند. تعدادی نیز همه چیز را پخش می کردند به غیر از آنچه که باید پخش کنند!
متاسفانه تعداد زیادی از شبکه‌های تلویزیونی فارسی زبان، چنین وضعیتی داشتند و رسانه‌های خرد نامیده می شدند. رسانه‌هایی که تاثیرگذاری آن ها بسیار کم است و نمی توانند پاسخگوی نسل جوان گرای ایران باشند. در چنین شرایطی ماهواره هاتبرد به جایی برای تصفیه حساب‌های شخصی بدل شده بود و سطحی‌نگری که از ویژگی‌های بارز فرهنگ ایدئولوژیک […] است، در معنای واقعی واژه به اجرا درمی آمد.
اما نورهای امید از آن دورها سو سو زد و جرقه‌هایی در فضای تاریک بی‌فرهنگی حاکم بر رسانه‌های ایرانی دیده شدند. «افغان‌ها» و سایر فارسی‌زبانان جهان به کمک ایرانیان از خودخسته‌شده آمدند. حالا دیگر کمتر بیننده‌ای سودجویی «پی‌بی‌سی تپش» را تحسین می‌کند.
این روزها همه، تلویزیون‌های فارسی‌‌زبان «روپرت ماردوک» را تماشا می‌کنند! شما چطور!؟
در نوشتار زیر، واژگانی که از دیدگاه مولف، مناسب برای انتشار در «من» نیستند، پالایه شده‌ و در متن نشانه‌گذاری شده‌اند
آدرس های مرجع