۱۴/دی/۹۰, ۲۰:۲۸
خطبه ی 151 نهج البلاغه ی شریف:
خدا و پيامبرشخداى را مىستايم و از او بر اعمالى كه موجب طرد و منع شيطان است كمك مىجويمو براى مصونيت از گرفتارى در دامها و فريبهاى شيطان از او يارى مىطلبم و گواهى ميدهمكه جز خداوند يكتا،معبودى نيست.
اينان در بدست آوردن دنياى پستبر هم سبقت مىجويند،و هم چون سگانبه جان مردارى بدبو مىافتند،طولى نمىكشد كه تابع از متبوع و رهبر از پيرو بيزارىمىجويد،اينها با بغض و كينه از هم جدا مىشوند و به هنگام ملاقات يك ديگر را لعنو نفرين مىكنند.
سپس فتنهاى اضطراب آور،شكننده و نابود كننده،آغاز خواهد شد
خدا و پيامبرشخداى را مىستايم و از او بر اعمالى كه موجب طرد و منع شيطان است كمك مىجويمو براى مصونيت از گرفتارى در دامها و فريبهاى شيطان از او يارى مىطلبم و گواهى ميدهمكه جز خداوند يكتا،معبودى نيست.
و شهادت مىدهم كه«محمد»(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)بنده فرستاده برگزيده و انتخاب شده او است.در فضل و برترى،همتائى ندارد و جبران فقدانوى نگردد.
شهرهاى جهان بوجود او روشن گشتبعد از آن كه گمراهى وحشتناكى همه جارا فرا گرفته بود و جهل بر افكار غالب،و قساوت و سنگدلى بر دلها مسلط گشته بود و مردمحرام را حلال مىشمردند.
و دانشمندان را تحقير مىكردند و بدون آئين الهى زندگى كرده و در حال كفر و بىدينى جان ميسپردند.
از فتنهها بر حذر باشيد.
هم اكنون شما اى گروه عرب!اهداف بلاهائى هستيد كه نزديك شده از مستىنعمتها بپرهيزيد!و از بلاهائى كه كيفر اعمال شما استبرحذر باشيد!.در گرد و غبارپيش آمدها كه به درستى واقع را نمىتوان ديد،و در فتنههاى در هم پيچيده،به هنگامتولد نوزاد فتنه و آشكار شدن باطن آن،و بر قرارى قطب و مدار آسياى آن با كنجكاوىو بصيرت قدم برداريد، فتنههائى كه كم كم از مراحل ناپيدا شروع و به درجات شديدو روشن منتهى مىگردد،رشد آن هم چون رشد جوانان،و آثارى كه بر پيكرها واردمىسازد هم چون آثار سنگهاى سخت و محكم است.
ستم كاران،آن را طبق پيمانها از يك ديگر به ارث مىبرند،نخستين آنانرهبر آخرين و آخرينشان پيرو نخستين است.
سپس فتنهاى اضطراب آور،شكننده و نابود كننده،آغاز خواهد شد
(در اين موقع)قلبهائى پس از استوارى مىلغزند
و مردانى پس از درستى و سلامت گمراه مىگردند،
افكار به هنگام هجوم اين فتنه پراكنده:
و عقائد پس از آشكار شدنش مشتبه مىشوند.
آنكسى كه به مقابلهاش برخيزد پشتش را مىشكند
و كسى كه در فرو نشاندنش تلاش كند وى را درهممىكوبد
در اين ميان فتنه جويان همچون گورخران يكديگر را گاز ميگيرند،
و رشتههاى سعادتو آئين واقعى كه محكم شده لرزان ميگردد.
و چهره واقعى امر نا پيدا مىماند.
حكمت و دانش فروكش ميكند،
ستمگران بسخن ميآيند(وزمام را بدست ميگيرند)باديه نشينان را با پيش در آمدش درهم كوبيد و با سينه و سختترين نيرويشآنها را له ميسازد،
تنهايان و پيادگان در غبار آن گم ميشوند،
و سواران در ميان راهش نابودگردند،
با تلخى و سر سختى وارد شود و خونهاى تازه و خالص را مىدوشد!.
نشانههاى دينرا خراب ميكند،
و يقين را از بين مىبرد،
افراد زيرك و عاقل از آن به گريزند،
وافراد پليد در تدبير آن بكوشند،
آن فتنه بسيار پر رعد و برق است و پر مشقت،
در آنپيوند خويشاوندى قطع گردد
و از اسلام جدائى حاصل شود.
آنچنان شديد است كه تندرستانشبيمار و كوچ كنندگانش مقيمند!
در ميان آنها كشتهاى هست كه خونش بهدر رفته،
و افراد ترسانى كه طالب امانند،
با سوگندها آنها را فريب مىدهند،
و با تظاهر به ايمان آنها را گول ميزنند،
سعى كنيد شماپرچم فتنهها و نشانه بدعتها نباشيد،
آن چه را كه پيوند جماعت گره خورده،و اركاناطاعتبر آن نباشد رها مسازيد،
مظلوم بر خداوند وارد شويد بهتر از آن است كه ظالمبر او وارد شويد(نه تن به ستم بدهيد و نه ستم كنيد و اگر ناچار شويد ستم بكشيد بهتر از آن است كهستم كنيد)
از گام نهادن به راههاى شيطان و سرزمينهاى ستم بپرهيزيد،
و لقمه حراموارد شكم خويش نسازيد
زيرا شما زير نظر كسى هستيد كه گناه را بر شما تحريم، و راههاىطاعت را براى شما آسان ساخته است.
لقمه حراموارد شكم خويش نسازيد
لقمه حراموارد شكم خويش نسازيد
لقمه حراموارد شكم خويش نسازيد
لقمه حراموارد شكم خويش نسازيد
لقمه حراموارد شكم خويش نسازيد
لقمه حراموارد شكم خويش نسازيد
لقمه حراموارد شكم خويش نسازيد
لقمه حراموارد شكم خويش نسازيد
لقمه حراموارد شكم خويش نسازيد
لقمه حراموارد شكم خويش نسازيد