۱۸/دی/۹۰, ۰:۰۸
نكته: مواردي كه قابل شنيدن نبوده، با
؟؟؟
نشان داده شده است.
آقاي هدايتي
برنامهاي كه امروز شروع ميكنيم، گفتوگويي است بين دو بزرگوار، جناب آقاي حسيني قزويني و جناب آقاي مراد زهي. يك گفتوگوي دوستان و يك مناظره براي روشن شدن نقاط مبهم و نقاط نامشخص تاريخ. موضوع مناظره، حضرت زهرا (سلام الله عليها) است. از ماهها قبل قرار بود كه مناظرهاي را برگزار كنيم، متأسفانه اين امكان فراهم نشد به دلائل مختلفي. دليل انتخاب اين موضوع اين است كه مشكلاتي براي برخي از دوستان و هموطنان ما رخ داده است كه اختلافاتي را به وجود آورده است، شبنامههايي را چاپ كردهاند، سخنرانيهايي را كردهاند و ... اين مسائل باعث شد كه متأسفانه برخوردهاي فيزيكي نيز صورت گيرد. من يك توضيحات اوليه را بدهم:اين گفتوگوها دوستانه است و هر دو طرف از شخصيتهاي اسلامي هستند و بنايمان بر اين است كه اين گفتوگو دوستانه و سالم برگزار شود و إن شاء الله به دنبال اين هستيم كه حقايق روشن بشود و دانشمان بارورتر بشود. هيچيك از دو طرف مناظره قطعا به دنبال اين نيستند كه طرف ديگر را شكست بدهند. هر دو بزرگوار نيز توضيح خواهند داد. إن شاء الله اين برنامه الگويي خواهد شد براي برخي از رسانهها و تلويزيونهايي كه مناظره برگزار ميكنند و خودشان به قضاوت مينشينند و بهرهبرداري ميكنند كه ما پيروز شديم و فلاني شكست خورد. ما دلمان ميخواهد كه خود مردم قضاوت كنند و دربارهاش صحبت كنند. خود اين برنامه بعد از يك وقفه طولاني، يك حركت جديدي باشيد و تعيين كننده باشد كه ما اين مناظره را ادامه دهيم.نكته دوم اين است كه هر دو طرف از موضوع مناظره دور نشود و درباره حضرت زهرا (سلام الله عليها) باشد.برنامه به اين شكل خواهد بود كه دو تا ده دقيقه آغازگر برنامه خواهد بود براي هر دو بزرگوار. هر دو طرف صحبت خواهند كرد، بعد يك دقيقه طرف مقابل سؤال خود را مطرح خواهد كرد، طرف ديگر چهار دقيقه وقت دارد كه درباره اين يك دقيقه و سؤال وي صحبت كند. وقتي چهار دقيقهاش تمام شد، يك دقيقه به ايشان وقت ميدهيم سؤالي مطرح كنند تا طرف مقابل چهار دقيقه وقت داشته باشد كه جواب دهد. براي شروع دو راه است، يا اينكه از آقاي مراد زهي خواهش كنيم كه چون مهمان هستند شروع كنند و يا به عهده قرعه ميگذاريم. نظر جناب مراد زهي را ميپرسيم كه ايشان شروع كنند و يا قرعه كشي كنيم. [b]مراد زهي: هرچه نظر جناب آقاي قزويني باشد ما حرفي نداريم.استاد حسيني قزويني: اگر ايشان تمايل دارند براي شروع كردن و چون مهمان ما هستند و ما وابستگيمان به
شبكه سلام
بيشتر است، ما اين حق اولويت را به ايشان واگذار ميكنيم.جناب آقاي مراد زهي! من از الآن وقت ميگيرم، وقتي گفتم شروع كنيد.
مولوي مراد زهي[/font] فَبَشِّرْ عِبَاد / الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئكَ الَّذِينَ هَدَئهُمُ اللَّهُ وَ أُوْلَئكَ هُمْ أُوْلُواْ الْأَلْبَاب
شبكه سلام
و حاج آقاي قزويني كه ؟؟؟ با هم در ارتباط بوديم و قرار بود كه يك گفتوگوي دوستانهاي در اين شبكه داشته باشيم كه بحمد الله اين زمينه مطرح شد و بنده لازم ميدانم كه از هم دستاندركاران تقدير و تشكر داشته باشم. لازم ميدانم مقدمهاي كه بسيار مرتبط با بحثمان است، عرض كنم به صورت ؟؟؟ تا بعدها ما وارد بحث اصلي بشويم.همه ميدانيم كه ؟؟؟ اسلام در وضعيت فعلي وضعيت خاصي دارد كه در طول 14 قرن فكر نميكنم كه چنين وضعيتي را داشته باشد. بسيار متفرق، پراكنده و ؟؟؟ دشمنان اسلام و مسلمين. بنابراين مسؤوليت انديشمندان، علما، مطبوعات، شبكههاي ماهوارهاي و متوليان امور فرهنگي در جهان اسلام بسيار سنگين است. ما 14 قرن، سيزده قرن از راه تفرقه و كوبيدن همديگر دست آور و نتيجهاي نداشتهايم، مسلّما در حال حاضر و در قرون آينده ؟؟؟ دست آوردي نخواهيم داشت. در حال حاضر نياز شديد به وحدت داريم و آن فرماني كه خداوند متعال فرمود:وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَميعاً وَ لا تَفَرَّقُوا
شبكه سلام
، فرصتي است كه به هر حال براي دوستان ما پيش آمده و ميتوانند كه دراين مكان دوري كه قرار دارند به عنوان فرصت استثنائي در جهت وحدت مسلمين و در جهت دعوت به اسلام و در جهت تبليغ اسلام تلاش و كوشش كنند. بنابراين ما از همين الآن مجددا از مسؤولين و متوليان
شبكه سلام
با رويكرد جديدي به سمت اتحاد و انسجام اسلامي، به سمت وحدت و به سمت تقريب دلها و نزديك كردن دلهاي جامعه اسلامي گام بردارند.بنابراين آنچه كه احساس كرديم كه انگيزه شد تا در اين بحث شركت كنيم، بحثهايي است كه در اين يكي دو سال اخير مطرح شده و در شبكههاي خبري، در روزنامه ها، در مطبوعات، در شبكههاي اينترنتي بسيار به صورت گسترده روش بحث ميشود و آن همان طرح اتهاماتي كه به بهترين انسانها بعد از رسول خدا (صلي الله عليه و سلم)؛ يعني حضرت ابوبكر صديق و حضرت عمر فاروض رضي الله عنهما زده شده اين اتهامات و بعد از آن هم مستنداتي كه آورده شده براي آن مواردي از كتب أهل سنت است. ميخواهيم بررسي كنيم كه واقعاً انسانهايي كه بعد از پيامبر پايه گذار دين اسلام و پايه گذار فتوحات اسلامي بودند و ما ايرانيان هم به ويژه مرهون خدمامت و زحمات و تلاشها و مجاهدتهاي آنها هستيم كه اسلام به ما رسيد و الآن ما مسلمان هستيم. آيا واقعاً چنين برنامههايي بوده، چنين چيزي صورت گرفته و يا اينكه اينها بر اثر دسيسه مخالفين اسلام و دشمنان اسلام در طول تاريخ كه خواستهاند تفرقهگرايي را تشويق بفرمايند بين فرقههاي اسلامي از سوي آنها صورت گرفته و در بعضي از كتابها روايات جعلي و ساختگي در اين خصوص وضع شده. ما الآن به وظيفه بزرگي نسبت به آل و اصحاب پيامبر بر عهده داريم. آل و اصحاب پيامبر همانند دو بازوي يك پرندهاي ميمانند كه هر كدام از اين بازو اگر نباشد، پر نباشد، پرنده نميتواند پرواز كند. بنابراين ما از همه شنوندگان عزيز استدعا داريم كه به دور از تعصب و به دور از اينكه پيرو چه مذهبي هستند به عرائض مختصر بنده إن شاء الله در بحثهاي آينده گوش ميدهند و همه در نهايت دنبال اين چيزي كه كشف حقيقت هست، باشيم. إن شاء الله. در رابطه با شخصيت حضرت فاطمه زهرا و اينكه ديدگاه أهل سنت و بالاتر از آن در رابطه با ديدگاه أهل سنت نسبت به ؟؟؟ پيامبر عرائضي است إن شاء الله در بحثهاي آينده در بحثهاي بعدي خواهيم داشت و الآن چون وقت در اين ده دقيقه تمام شد، من سعي ميكنم كه در فرصتهاي بعدي در خدمت دوستان باشيم.
استاد حسيني قزويني ما هم ضمن سلام به همه دست اندر كاران
شبكه سلام
، جناب حاج آقاي هدايتي و بينندگان عزيز در سراسر دنيا. تشكر ميكنيم اولاً از
شبكه سلام
كه اين بستر را فراهم كردند كه يكي از عزيزان أهل سنت كه از اساتيد برجسته حوزه علميه دارالعلوم مكي زاهدان هست، حضور پيدا كند و مطالبشان را شفاف در اين جلسه دوستانه و گفتوگوي صميمي بيان كند. و از مقدمهاي هم كه برادر عزيزم جناب مراد زهي بيان كردند، من باز تشكر ميكنم. بنده هم تأكيد ميكنم بر اينكه ما مسلمانها امروز در برابر دشمن مشترك قرار گرفتهايم كه دشمنان برايشان نه شيعه و نه سني هيچ كدام فرق نميكند، با همان سلاحهايي كه در افغانستان و در كابل سني را ميكشند، در مزار شريف شيعه را ميكشند. در عراق اگر در فلوجه برادران أهل سنت ما را ميكشند، در شهيد صدر شيعيان را ميكشند و ما چه شيعه و چه سني برادر هستيم، كتابمان يكي است، قبلهايمان يكي است، پيامبرانمان يكي است، مشتركات زيادي داريم و در كنار، هم اختلافاتي داريم و براي اختلافات به جاي اينكه متوسل بشويم به خشونت و يا اهانت و يا جسارت، چه بهتر كه بسترهاي اين چنيني فراهم شود كه از شيعه و سني در يك جلسه خيلي دوستانه مطالبشان را مطرح كنند. و اما اينكه موضوع ما حضرت زهرا (سلام الله عليها) است، روي چند محور اين موضوع انتخاب شد و جناب مراد زهي هم اين پشنهاد را پذيرفتند. نكته اول اينكه حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) در ميان فرزندان نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) جايگاه كاملاً ويژهاي داشت و هم از ديگر فرزندانش و هم از ديگر صحابه امتياز ويژهاي داشت. حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) تنها كسي كه است كه رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) به صراحت درباره او فرمود:سيدة نساء أهل الجنةخانم و بانوي زنان بهشتي است.
مجمع الزوائد
ميآورد و رجالش هم تصيحح ميكند.
الإصابة
، جلد 8، صفحه 264
ميگويد اين روايت سندش به شرط شيخين صحيح است.همچنين روايات متعددي كه محبوبترين زنان در نزد پيامبر حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) بوده است.
مسند احمد
، جلد 4، صفحه 275
و باز هيثمي در
مجمع الزوائد
، جلد 9، صفحه 202
آورده و ميگويد روايت صحيح است.حتي إبن حجر عسقلاني نقل ميكند از سبكي از استوانههاي علمي أهل سنت، كه حضرت صديقه طاهره از خديجه و از عائشه فضيلتش بالاتر بوده است.
مستدرک علي الصحيحين
حاکم نيشابوري با سند صحيح در
جلد 3، صفحه 153
نقل ميكند:ان الله يغضب لغضبك يا فاطمه و يرضي لرضاك.همچنين خود بخاري در صحيحش آورده:فاطمة بضعة مني، فمن اغضبها اغضبني.فاطمه پاره تن من است، هركس او را به غضب بياورد، مرا به غضب آورده.يا مسلم دارد:فاطمة بضعة مني، يؤذيني ما آذاها.هر آنچه كه زهرا را اذيت كند، مرا اذيت كرده است.اينها نشان ميدهد كه فاطمه زهرا (سلام الله عليها) جايگاه ويژهاي در نزد رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) و خداي عالم داشته. و ما بر اين عقيده هستيم كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله)، از بيان اين روايات و احاديث اين بود كه الگويي براي امت اسلامي معين كند، يعني اگر بعد از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) جامعه اسلامي دچار تلاطم شد دچار فتنه شد، دچار اختلاف شد، تنها يادگار نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) ، فاطمه زهرا (سلام الله عليها) به هر سو رو كرد، حق هست و رضاي خداوند در آن سو است و اگر نسبت به هر طرفي و هر فردي غضب كرد، ناخشنود شد، قطعاً خدا و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم از او غضبناك و نا خشنود است. ولذا قضيه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، يك قضيه طبيعي نيست و اين روايات متعدد رواياتي نيست كه نبي مكرم فقط به خاطر اينكه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) دختر او هست و نسل او هست و از نطفه او هست بيان كرده باشد؛ چون پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرزندان ديگري هم داشته اند، چه پسر و چه دختر. و لذا ما بر اين عقيده هستيم كه قضيه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) سند حقانيت عقيده شيعه است و اينكه جناب مراد زهي اشاره فرمودند نسبت به صحابه به ويژه جناب خليفه اول و دوم اين مسائل مطرح است، اين مسائل قبل از اينكه در كتابهاي شيعه مطرح شده باشد، در كتابهاي أهل سنت مطرح است. به قول معروف ميگويند: احترام امامزاده را بايد متولي نگه دارد. آنچه در كتابهاي أهل سنت مطالبي در مطاعن خلفاء آمده، در كتابهاي شيعه شايد آن قدر نيامده باشد. آقاي هدايتيالآن از جناب آقاي قزويني ميخواهيم كه يك دقيقه سؤال بكنند و جناب مراد زهي درچهار دقيقه پاسخ بدهند. بعد از آن كه جناب مراد زهي چهار دقيقه پاسخ دادند، يك دقيقه به ايشان فرصت ميدهيم كه سؤالشان را مطرح كنند. سؤال استاد حسيني قزوينيسؤال اول من از مراد زهي اين است كه روايات صحيحي كه عرض كردم، از عائشه كه ميگويد:ما رأيت احداً قد اصدق من فاطمة.راستگوتر از فاطمه نبوده است.فاطمه زهرا (سلام الله عليها) بعد از رحلت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) مطالباتي از خليفه اول داشتند؛ ولي خليفه اول پاسخ منفي دادند، آيا اين خود نشانگر تكذيب سخن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نيست؟
جواب مولوي مراد زهي من با توجه به رواياتي كه در رابطه با فضيلت و منقبت فاطمه زهرا قرائت شد، اين قبول. فضيلت و منقبت فاطمه زهرا از ديدگاه أهل سنت يك امري مستند و قطعي است و جا دارد ما اين را در سه چهار قطعه شعري علامه اقبال لاهوري سروده توضيح دهيم:
لطف بفرمايند پاسخ دهند. پاسخ استاد جسيني قزوينيدر رابطه با قضيه هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، اگر بناست ما آنچه كه در كتابهاي روائي و رجالي و تاريخي آمده، ارزش قائل نشويم، هيچيك از موضوعات حتي در اثبات ركعات نماز ما نميتوانيم بگوييم چيزي براي ما ثابت شده و يا ثابت نشده. ولي آنچه در رابطه با هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) است، ما چهار تا روايت صحيح با بررسي در
شبكه المستقله
مطرح كرديم، در
شبكه سلام
هم آورديم كه يكي از آنها قضيه ندامت خود جناب خليفه اول است كه ميگويد من براي سه چيز كه انجام دادهام، تأسف ميخورم و پشيمان هستم: يكي از آنها: وددت أني لم اكشف بيت فاطمة و إن اغلق علي الحرب.اي كاش من خانه فاطمه را مورد هجوم قرار نميدادم، خانه فاطمه را كشف نميكردم.در اين قضيه روايت كاملاً صحيح است، هيچ شبههاي در صحت روايت نيست، بلكه بعضي از بزرگان أهل سنت نسبت به اين قضيه صراحت بر اينكه روايت صحيح است. جناب سيوطي در
مسند فاطمه
، صفحه 34، و 35
صراحت دارد كه اين روايت صحيح است.جناب مقدسي از شخصيتهاي برجسته أهل سنت است كه ذهبي از او به عنوان:
الإمام، العالم الحافظ الحجة.
نام ميبرد، ميگويد:هذا حديث حسن عن أبي بكر.
راءة في كتب العقائد
، صفحه 52
ميگويد: من اول تصور ميكردم كه اين روايات سند ندارد؛ ولي پس از بررسي برايم ثابت شد:و هي ثابتة بأسانيد صحيحه و ذكري ؟؟؟اين به اسانيد صحيح ثبت شده و هيچ شبههاي در اين نيست.و همچنين روايت ديگري كه إبن أبي شيبه دارد، استاد بخاري است، صراحت بر اينكه:خليفه دوم گفت: با اينكه احترام زهرا براي من محرز است، ولي قسم به خداي عالم اين احترام زهرا مانع آن نميشود كه من دستور بدهم:إن أمرتهم أن يحرق عليهم البيت.خانه را با ساكنانش به آتش بكشند.
الأنساب الأشراف
، جلد 1، صفحه 586
، قضيه احراق را يعني تهديد به سوزاندن را مطرح ميكند و همچنين خود طبري در روايت ديگر همين مسأله را در
تاريخش
، جلد 2، صفحه 443
مطرح ميكند.آقاي هدايتي: از الآن شما يك دقيقه فرصت داريد سؤال جديد مطرح كنيد، بعد جناب مراد زهي فرصت خواهند داشت كه پاسخ دهند.سؤال استاد حسيني قزوينيايشان فرمودند ما به همان نسبتي كه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و حضرت حضرت علي (عليه السلام) را دوست داريم، جناب ابوبكر و عمر را دوست داريم. طبق روايت
صحيح بخاري
، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود: فاطمه غضبش، غضب من و رضايتش رضايت من است.در
صحيح بخاري
و
مسلم
صراحت دارد كه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) از ابوبكر و عمر غضبناك از دنيا رفتند:فلم تزل مهاجرته حتي توفيت.و اين نشانگر اين است كه وقتي فاطمه زهرا (سلام الله عليها) از آنها راضي نيست، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم از آن دو نفر راضي نيست و خدا هم راضي نيست. محبت كسي كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و خدا از او راضي نيست، خلاف شريعت و خلاف شرع و خلاف عقل است. جواب بدهند.
پاسخ مولوي مراد زهي ببنييد موضوع بحث ما آن چيزي است كه جناب آقاي قزويني مطرح فرمودند. بعد از 14 قرن دادگاهي ايشان تشكيل دادند و به عنوان مدعي چهار ادعا را و چهار اتهام را متوجه خليفه اول و دوم كردند: 1. هجوم به خانه فاطمه زهرا؛ 2. سوزاندن خانه فاطمه زهرا؛ 3. شكستن در و فرو رفتن ميخ به سينه فاطمه زهرا؛ 4. سقط جنين.من خواهشم اين است كه ما از موضوع خارج نشويم و اول سؤالي كه مطرح ميشود، تمام بشود تا سؤال جديدي و 14 قرن از اين قضيه گذشته، آيا در دوران خليفه اول و دوم و سوم و چهارم و در طول اين 14 قرن، ما در كتب معتبر تاريخ اين قضيه، قضيه شوخي نيست. الآن اگر واقعاً يكي از انسانهاي بزرگ عصر حاضر؛ مثلاً رئيس جمهور و يا يكي از مراجع تقليد و يا يكي از مفتيان أهل سنت متهم به چنين امري بشود، بالأخره بايد مستندات قوي برايش وجود داشته باشد. الآن آمدهاند و خليفه اول و دوم را كه اساس اسلام و برنامههاي اسلامي و نشر و دعوت اسلامي از آنجا سرچشمه ميگيرد، متهم به اين قضيه كردهاند و دلائلي هم كه ايشان آوردهاند، اين دلائل اصلاً سنديت ندارد و صحت ندارد. كتابي كه ايشان فرمودند،
انساب الأشراف
بلاذري، يك مشكل كه وجود دارد معمولاً آقاي قزويني و ديگر دوستان ما يك صفحه كتاب را كه مطرح ميكنند، صفحه دوم را يا نگاه نميكنند و يا مطرح نميكنند. همين
انساب الأشراف
بلاذري چه گفته در
صفحه 250
: لما بايع الناس أبا بكر، اعتزل علي و الزبير، فبعث إليهما عمر بن الخطاب و زيد بن ثابت، فأتيا منزل عليّ، فقرعا الباب، فنظر الزبير من فترة ثم رجع إلي عليّ فقال: هذان رجلان من أهل الجنة و ليس لنا أن نقاتلهما. قال: إفتح لهما. ثم خرجا معهما حتي أتيا أبا بكر، فقال أبو بكر: يا علي أنت إبن عم رسول الله و صهره، فتقول إني أحق بهذا الأمر، لاها الله لأنه أحق به منك. قال: لا تثريب، يا خليفة رسول الله، ابسط يدك أبايعك. فبسط يده فبايعه. ثم قال للزبير: تقول أنا إبن عمة رسول الله و حواريه و فارسه و أنا أحقّ بالأمر؛ لاها الله لأنا أحق به منك. فقال: لا تثريب يا خليفة رسول الله، ابسط يدك، فبسط يده فبايعه. المدائني، عن مسلمة بن محارب، عن سليمان التيمي، وعن إبن عون.
انساب الأشراف
بلاذري
، صفحه 250
كه ميگويد:حضرت علي با حضرت زبير اول در خانه نشسته بودند، بعد رفتند خدمت ابوبكر صديق و ايشان علت اين را پرسيدند كه شما چرا نيامديد براي بيعت؟ گفتند: ما فكر ميكرديم ما مستحقتر هستيم. بعد حضرت علي و حضرت زبير گفتند: دستت را دراز كن تا ما با تو بيعت كنيم. دستشان را دراز كردند و بيعت كردند. بنابراين، به صراحت در
انساب الأشراف
آمده و بعد هم در چند پاراگراف جلوتر آمده:فخرج علي فقال: يا ابابكر! أ لم تري لنا حقا في هذا الأمر؟ قال: بلي و لكن ...فقط گلايهاي كه حضرت علي (رضي الله عنه) داشت، انتظار مشاوره داشتند، وضعيت به گونهاي بود كه خلأ قدرت نبايد پيش بيايد. اين هم جواب
انساب الأشراف
بلاذري است و عبارت ديگر هم زياد داريم كه در جاهاي ديگر آمده كه وقتي حضرت ابوبكر از ؟؟؟ برگشت حضرت علي و حضرت زبير رفتند و بلا فاصله بيعت كردند.
سؤال مولوي مراد زهي سؤال من اين است كه جناب آقاي قزويني مستندات درست و قوي در اين رابطه بياورند و اگر ايشان معتقدند كه هجوم صورت گرفته، بنابراين، خليفه اول و دوم جاني قلمداد ميشوند و خيانتي صورت گرفته. ايشان بياند پاسخ بدهند نسبت به اين روايتي در كتاب
احقاق الحق
قاضي نور الله شوشتري
، جلد 1، صفحه 16
آمده. و جاء عن الإمام السادس جعفر الصادق (علیه السلام) انه سئل عن أبي بكر و عمر رضي الله عنهما ففي الخبر «أن رجلاً سأل الإمام الصادق (علیه السلام) فقال: يا إبن رسول الله! ما تقول في حق أبي بكر و عمر؟ فقال (علیه السلام): إمامان عادلان قاسطان، كانا علي الحق و ماتا عليه، فعليهما رحمة الله يوم القيامة. شخصي خدمت امام صادق آمد و از ايشان سؤال كرد: در رابطه با أبوبكر و عمر شما چه ميگوييد؟ آن حضرت فرمود: آنها دو امام عادل بودند و بر حق بودند و بر حق مردند. فعليهما رحمة الله يوم القيامة. چگونه امام صادق نسبت به خليفه اول و دوم ميفرمايد كه اينها عادل بودند، بر حق بودند و بر حق هم فوت كردند. چگونه آقاي قزويني ميفرمايند كه ايشان بر اثر هجوم به خانه فاطمه زهرا اينها خيانتكار بودند و اينها جنايتكار بودند، آيا اين قضايا از ذهن امام صادق پنهان بود؟ جواب استاد حسيني قزوينيايشان فرمودند كه طبق روايت
انساب الأشراف
، امير المؤمنين (عليه السلام) آمدند و بيعت كردند. من تعجب ميكنم جناب آقاي مراد زهي كه از اساتيد توانمند حوزه علميه هستند و شايد تعداد 50 كتاب تأليف كردهاند، چگونه عبارت صريحي كه در
صحيح بخاري
، جلد 5، صفحه 82، حديث 4240
صراحت دارد كه امير المؤمنين (عليه السلام) 6 ماه بعد از رحلت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، مادامي كه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) زنده بودند، بيعت نكردند. و لم يكن يبايع تلك الأشهر.در اين 6 ماه علي بيعت نكردند.در
صحيح مسلم
، جلد 5، صفحه 154
آمده كه امير المؤمنين (عليه السلام) بيعت نكردند. جناب عبد الرزاق استاد بخاري در
المصنف
، جلد 5، صفحه 472
ميگويد:نه تنها علي بيعت نكرد، بلكه هيچيك از بني هاشم نيز در طول آن شش ماه بيعت نكردند.طبري صراحت دارد از زهري سؤال كردند:أ فلم يبايع علي ستة أشهر؟علي در آن 6 ماه بيعت نكرد؟قال: و لا أحد من بني هاشم.هيچيك از بني هاشم نيز بيعت نكردند.و بحث اينكه ايشان ميفرمايد ما جناب ابوبكر و عمر را جنايتكار و خيانتكار معرفي ميكنيم، جناب مراد زهي در خود
صحيح مسلم
،
جلد 5، صفحه 159، حديث 4468
خليفه دوم اشاره ميكند به علي (عليه السلام) و عباس و ميگويد:وقتي پيامبر از دنيا رفت، ابوبكر گفت كه من خليفه پيامبر هستم؛ ولي شما رأيتان اين بود كه ابوبكر:كاذباً آثماً غادراً خائنادروغگو و گنهكار و حيلهگر و خائن است.فلما توفيت ابوبكر قلت: أنا خليفة رسول الله و خليفة ابي بكر؛ فرأيتماني كاذباً آثماً غادرا خائناً.پس از ابوبكر هم من خليفه شدم و شما معتقد بوديد كه من دروغگو و گنهكار و حيلهگر و خائن هستم.پس اين ما نيستيم كه آنها را در قفس اتهام قرار دادهايم و نسبت جنايت به آنها ميدهيم.اما نسبت به قضيه روايتي كه حضرتعالي نقل فرموديد كه البته آن آدرسي كه جنابعالي داديد، درست نيست. آنچه هست در
جلد 1، صفحه 69 و 70
است و در
الصوارق المحرقه
هم هست. ولي ايكاش حضرتعالي يك دقتي ميكرديد، كه اولاً اين روايت هيچ سندي ندارد و روايت از نظر سند كاملاً مخدوش است و مضافا كخ در ذيل آن روايت، از امام صادق (عليه السلام) سؤال ميكند: مراد شما كه گفتيد
امامان عادلان:
اين دو امام عادل هستند، چي بود؟حضرت فرمود:من مرادم اين بود كه اينها
عدلا عن الحق
: اين دو از عدل عدول كردند و
اماما أهل النار
: دو تا امام أهل آتش هستند.بعد حضرت اشاره ميكند به آيه شريفه:و جعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَي النَّارِ
سؤال استاد حسيني قزويني گرچه ايشان نسبت به سؤال دوم بنده جواب ندادند. غضب حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) از أبي بكر و عمر يك مسأله ثابت در
صحيح بخاري
و
مسلم
است.سؤال سوم من از ايشان اين است كه شما در روايات، در
صحيح بخاري
و
مسلم
آوردهايد:من مات و ليس في عنقه بيعة مات ميتة جاهلية.
صحيح بخاري
و
مسلم
هست:ماتت فاطمة و هي واجدة علي أبي بكر.نه تنها بيعت نكرد؛ بلكه نسبت به ابي بكر غضبناك نيز از دنيا رفت.فلم تزل مهاجرته حتي توفيت.در اينجا مسأله اين است فاطمه زهرا (سلام الله عليها) كه در برابر خليفه اول بيعت نكرد و او را به عنوان امام قبول نكرد، آيا حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) به مرگ جاهلي مرده و يا خلافت ابوبكر، خلافت مشروع نيست؟ پاسخ مولوي مراد زهيببنيد من اولاً به اين سبك برنامه كه چهار دقيقه و يك دقيقه است، اعتراض دارم. يك بحث وقتي ادامه پيدا ميكند بايد جمعبندي بشود تا حالا سه چهار تا بحث مطرح شد. سؤالي كه من كردم در رابطه با مطلب قاضي نور الله شوشتري. من متأسفم كه تمام بينندگان آشنا هستند به زبان عربي. چگونه واقعاً يك مسأله را از ظاهر مسأله برميگردانند كه وقتي سؤال كردند: يا إبن رسول الله! ما تقول في حق أبي بكر و عمر؟ فقال (علیه السلام): إمامان عادلان قاسطان.
عادل
در زبان عربي به چه گفته ميشود؟
قاسط
در زبان عربي به چه گفته ميشود؟
و ماتا عليه
.مطلب دوم آنچه از
صحيح مسلم
آوردند. جاي تأسف است كه من همين مسأله را عرض كردم كه يك پاراگراف را ميخوانند و يك پاراگراف را نميخوانند.
صحيح مسلم
همين الآن جلوي من است، همين حديثي كه ايشان آوردند، حديث
صحيح مسلم
است و من ميخوانم و شنوندگان هم گوش كنند، خود آقاي قزويني هم گوش كنند و بعد قضاوت كنند.فلما توفي رسول الله (صلي الله عليه و سلم) قال أبو بكر: أنا ولي رسول الله (صلي الله عليه و سلم) فجئتما تطلب ميراثك من إبن أخيك و يطلب هذا ميراث امرأته من أبيها فقال أبو بكر: قال رسول الله (صلي الله عليه و سلم): ما نورث ما تركنا صدقة، فرأيتماه كاذبا آثما غادرا خائنا والله يعلم أنه لصادق بار راشد تابع للحق، ثم توفي أبو بكر و انا ولي رسول الله (صلي الله عليه و سلم) و ولي أبي بكر، فرأيتماني كاذبا آثما غادرا خائنا والله يعلم أني لصادق بار راشد تابع للحق. حضرت عباس و حضرت علي وقتي خدمت حضرت عمر ميآيند عبارت اين است:فرأيتماه كاذبا آثما غادرا خائنا.يعني وقتي شما نزد خليفه رفتيد، به گمان شما؛ يعني شما چنين فكر ميكرديد، اين علامت استفهامي و سؤالي است، آيا شما فكر ميكرديد كه ايشان
كاذبا غادرا آثما خائنا
است، در حاليكه اينطور نيست؛ چون در ادامهاش ميگويد: والله يعلم أنه لصادق بار راشد تابع للحق.ايشان صادق است، نيكوكار است.
ثم توفي أبو بكر.
[font=Tahoma]بعد شما نزد من آمديد:فرأيتماني كاذبا آثما غادرا خائنا والله يعلم.اين
والله يعلم
را نميخوانند:خدا ميداند كه من صادق و بار راشد و تابع حق هست.بعد شما آمديد پيش من و اصرار دارد و اين مسألهاي است كه ابوبكر صديق درباره آن قضاوت كرده است.بعد وقتي كه آمدند ميفرمايد:فرأيتماني كاذبا آثما غادرا خائنا.نه اينكه من از خودش خبر ميدهد، يعني شما چنين فكر ميكنيد.بعد والله يعلم اني لصادق، والله يعلم إنه لصادق.چگونه است كه استنباط توهين ميكند كه خليفه دوم، خليفه اول را كاذب و غادر و آثم ميداند؛ در حالي پشت سر همين جمله ميگويد:
والله يعلم أنه لصادق بار راشد تابع للحق
.آقاي قزويني نسبت به اين عبارت توضيح دهند كه امام چهارم حضرت علي بن حسين بن علي رضي الله تعالي عنه در كتاب
كشف الغمة
إربلي
، جلد 2، صفحه 78
كه گروهي از ايران آمدند خدمت ايشان و از حضرت ابوبكر و عمر و عثمان سؤال كردند. بعد ايشان فرمود:آيا شما نميدانيد كه
الذين يخرجهم من ديارهم
، آن آيه معروف در قرآن كريم درباره چه كسي است؟[چون سخنان ايشان واضح نبود، ما تمام روايت را از اصل كتاب در اينجا نقل ميكنيم][b][size=small][font=Tahoma][color=#0000ff]و قال سعيد بن مرجانة كنت يوما عند علي بن الحسين فقلت سمعت أبا هريرة يقول: قال رسول الله صلي الله عليه و آله: من أعتق رقبة مؤمنة أعتق الله تعالي بكل إرب منها إربا منه من النار حتي أنه ليعتق باليد اليد و بالرجل الرجل و بالفرج الفرج فق[
؟؟؟
نشان داده شده است.
آقاي هدايتي
برنامهاي كه امروز شروع ميكنيم، گفتوگويي است بين دو بزرگوار، جناب آقاي حسيني قزويني و جناب آقاي مراد زهي. يك گفتوگوي دوستان و يك مناظره براي روشن شدن نقاط مبهم و نقاط نامشخص تاريخ. موضوع مناظره، حضرت زهرا (سلام الله عليها) است. از ماهها قبل قرار بود كه مناظرهاي را برگزار كنيم، متأسفانه اين امكان فراهم نشد به دلائل مختلفي. دليل انتخاب اين موضوع اين است كه مشكلاتي براي برخي از دوستان و هموطنان ما رخ داده است كه اختلافاتي را به وجود آورده است، شبنامههايي را چاپ كردهاند، سخنرانيهايي را كردهاند و ... اين مسائل باعث شد كه متأسفانه برخوردهاي فيزيكي نيز صورت گيرد. من يك توضيحات اوليه را بدهم:اين گفتوگوها دوستانه است و هر دو طرف از شخصيتهاي اسلامي هستند و بنايمان بر اين است كه اين گفتوگو دوستانه و سالم برگزار شود و إن شاء الله به دنبال اين هستيم كه حقايق روشن بشود و دانشمان بارورتر بشود. هيچيك از دو طرف مناظره قطعا به دنبال اين نيستند كه طرف ديگر را شكست بدهند. هر دو بزرگوار نيز توضيح خواهند داد. إن شاء الله اين برنامه الگويي خواهد شد براي برخي از رسانهها و تلويزيونهايي كه مناظره برگزار ميكنند و خودشان به قضاوت مينشينند و بهرهبرداري ميكنند كه ما پيروز شديم و فلاني شكست خورد. ما دلمان ميخواهد كه خود مردم قضاوت كنند و دربارهاش صحبت كنند. خود اين برنامه بعد از يك وقفه طولاني، يك حركت جديدي باشيد و تعيين كننده باشد كه ما اين مناظره را ادامه دهيم.نكته دوم اين است كه هر دو طرف از موضوع مناظره دور نشود و درباره حضرت زهرا (سلام الله عليها) باشد.برنامه به اين شكل خواهد بود كه دو تا ده دقيقه آغازگر برنامه خواهد بود براي هر دو بزرگوار. هر دو طرف صحبت خواهند كرد، بعد يك دقيقه طرف مقابل سؤال خود را مطرح خواهد كرد، طرف ديگر چهار دقيقه وقت دارد كه درباره اين يك دقيقه و سؤال وي صحبت كند. وقتي چهار دقيقهاش تمام شد، يك دقيقه به ايشان وقت ميدهيم سؤالي مطرح كنند تا طرف مقابل چهار دقيقه وقت داشته باشد كه جواب دهد. براي شروع دو راه است، يا اينكه از آقاي مراد زهي خواهش كنيم كه چون مهمان هستند شروع كنند و يا به عهده قرعه ميگذاريم. نظر جناب مراد زهي را ميپرسيم كه ايشان شروع كنند و يا قرعه كشي كنيم. [b]مراد زهي: هرچه نظر جناب آقاي قزويني باشد ما حرفي نداريم.استاد حسيني قزويني: اگر ايشان تمايل دارند براي شروع كردن و چون مهمان ما هستند و ما وابستگيمان به
شبكه سلام
بيشتر است، ما اين حق اولويت را به ايشان واگذار ميكنيم.جناب آقاي مراد زهي! من از الآن وقت ميگيرم، وقتي گفتم شروع كنيد.
مولوي مراد زهي[/font] فَبَشِّرْ عِبَاد / الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئكَ الَّذِينَ هَدَئهُمُ اللَّهُ وَ أُوْلَئكَ هُمْ أُوْلُواْ الْأَلْبَاب
سوره زمر/آيه17ـ18
ضمن عرض تشكر و قدردارني از مسؤولين شبكه سلام
و حاج آقاي قزويني كه ؟؟؟ با هم در ارتباط بوديم و قرار بود كه يك گفتوگوي دوستانهاي در اين شبكه داشته باشيم كه بحمد الله اين زمينه مطرح شد و بنده لازم ميدانم كه از هم دستاندركاران تقدير و تشكر داشته باشم. لازم ميدانم مقدمهاي كه بسيار مرتبط با بحثمان است، عرض كنم به صورت ؟؟؟ تا بعدها ما وارد بحث اصلي بشويم.همه ميدانيم كه ؟؟؟ اسلام در وضعيت فعلي وضعيت خاصي دارد كه در طول 14 قرن فكر نميكنم كه چنين وضعيتي را داشته باشد. بسيار متفرق، پراكنده و ؟؟؟ دشمنان اسلام و مسلمين. بنابراين مسؤوليت انديشمندان، علما، مطبوعات، شبكههاي ماهوارهاي و متوليان امور فرهنگي در جهان اسلام بسيار سنگين است. ما 14 قرن، سيزده قرن از راه تفرقه و كوبيدن همديگر دست آور و نتيجهاي نداشتهايم، مسلّما در حال حاضر و در قرون آينده ؟؟؟ دست آوردي نخواهيم داشت. در حال حاضر نياز شديد به وحدت داريم و آن فرماني كه خداوند متعال فرمود:وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَميعاً وَ لا تَفَرَّقُوا
آل عمران /103
نياز شديد به اعتصام به حبل الله و چنگ زدن به ريسمان إلهي كه همان قرآن است و عمل كردن به آن داريم. اينكه از تعصبات كوركورانه و از هرگونه فرقهگرائي و تقويت فرقهگرايي كنار بياييم. هدف اصلي از اين بحث همانطور كه آقاي هدايتي فرموده، يك مناظره، كشتي گرفتن نيست كه به دنبال اين باشيم كه به هر حال اين طرف، طرف ديگر را مغلوب كند، خير. اصل گفتوگو، اصل حِوار و مخصوصا در كشور ما در كشور اسلامي ايران كه پيشتاز طرح گفتوگوي تمدنها بوده و هست، شايسته است كه ما اين گفتوگوي دوستانه و گفتمان را در ميان خودمان هم داشته باشيم. بنابراين اين گفتمان را به فال نيك ميگيريم ... [قطع شدن موقت صدا]. تمام شنوندگان گرامي، از تمام أهل نظر و آنهايي كه صداي ما را ميشنوند؛ چه از برادران شيعه و چه برادران أهل سنت، كه اين يكي دو ساعت، بحث شيعه و يا بحث سني را از مغزشان بيرون بريزند، به عنوان يك مسلمان پاي صحبت برادر مسلمان خودشان بنشينند و براساس آيهاي كه تلاوت كرديم، كه قرآن ميفرمايد: بشارت به آن انسانهايي كه گفتمان و گفتارها را گوش ميدهند و از مستندترين و مستدلترين و بهترين گفتمان آن را اتباع ميكنند، آنها صاحبان انديشه هستند پيروي ميكنند. شبكه سلام
، فرصتي است كه به هر حال براي دوستان ما پيش آمده و ميتوانند كه دراين مكان دوري كه قرار دارند به عنوان فرصت استثنائي در جهت وحدت مسلمين و در جهت دعوت به اسلام و در جهت تبليغ اسلام تلاش و كوشش كنند. بنابراين ما از همين الآن مجددا از مسؤولين و متوليان
شبكه سلام
با رويكرد جديدي به سمت اتحاد و انسجام اسلامي، به سمت وحدت و به سمت تقريب دلها و نزديك كردن دلهاي جامعه اسلامي گام بردارند.بنابراين آنچه كه احساس كرديم كه انگيزه شد تا در اين بحث شركت كنيم، بحثهايي است كه در اين يكي دو سال اخير مطرح شده و در شبكههاي خبري، در روزنامه ها، در مطبوعات، در شبكههاي اينترنتي بسيار به صورت گسترده روش بحث ميشود و آن همان طرح اتهاماتي كه به بهترين انسانها بعد از رسول خدا (صلي الله عليه و سلم)؛ يعني حضرت ابوبكر صديق و حضرت عمر فاروض رضي الله عنهما زده شده اين اتهامات و بعد از آن هم مستنداتي كه آورده شده براي آن مواردي از كتب أهل سنت است. ميخواهيم بررسي كنيم كه واقعاً انسانهايي كه بعد از پيامبر پايه گذار دين اسلام و پايه گذار فتوحات اسلامي بودند و ما ايرانيان هم به ويژه مرهون خدمامت و زحمات و تلاشها و مجاهدتهاي آنها هستيم كه اسلام به ما رسيد و الآن ما مسلمان هستيم. آيا واقعاً چنين برنامههايي بوده، چنين چيزي صورت گرفته و يا اينكه اينها بر اثر دسيسه مخالفين اسلام و دشمنان اسلام در طول تاريخ كه خواستهاند تفرقهگرايي را تشويق بفرمايند بين فرقههاي اسلامي از سوي آنها صورت گرفته و در بعضي از كتابها روايات جعلي و ساختگي در اين خصوص وضع شده. ما الآن به وظيفه بزرگي نسبت به آل و اصحاب پيامبر بر عهده داريم. آل و اصحاب پيامبر همانند دو بازوي يك پرندهاي ميمانند كه هر كدام از اين بازو اگر نباشد، پر نباشد، پرنده نميتواند پرواز كند. بنابراين ما از همه شنوندگان عزيز استدعا داريم كه به دور از تعصب و به دور از اينكه پيرو چه مذهبي هستند به عرائض مختصر بنده إن شاء الله در بحثهاي آينده گوش ميدهند و همه در نهايت دنبال اين چيزي كه كشف حقيقت هست، باشيم. إن شاء الله. در رابطه با شخصيت حضرت فاطمه زهرا و اينكه ديدگاه أهل سنت و بالاتر از آن در رابطه با ديدگاه أهل سنت نسبت به ؟؟؟ پيامبر عرائضي است إن شاء الله در بحثهاي آينده در بحثهاي بعدي خواهيم داشت و الآن چون وقت در اين ده دقيقه تمام شد، من سعي ميكنم كه در فرصتهاي بعدي در خدمت دوستان باشيم.

استاد حسيني قزويني ما هم ضمن سلام به همه دست اندر كاران
شبكه سلام
، جناب حاج آقاي هدايتي و بينندگان عزيز در سراسر دنيا. تشكر ميكنيم اولاً از
شبكه سلام
كه اين بستر را فراهم كردند كه يكي از عزيزان أهل سنت كه از اساتيد برجسته حوزه علميه دارالعلوم مكي زاهدان هست، حضور پيدا كند و مطالبشان را شفاف در اين جلسه دوستانه و گفتوگوي صميمي بيان كند. و از مقدمهاي هم كه برادر عزيزم جناب مراد زهي بيان كردند، من باز تشكر ميكنم. بنده هم تأكيد ميكنم بر اينكه ما مسلمانها امروز در برابر دشمن مشترك قرار گرفتهايم كه دشمنان برايشان نه شيعه و نه سني هيچ كدام فرق نميكند، با همان سلاحهايي كه در افغانستان و در كابل سني را ميكشند، در مزار شريف شيعه را ميكشند. در عراق اگر در فلوجه برادران أهل سنت ما را ميكشند، در شهيد صدر شيعيان را ميكشند و ما چه شيعه و چه سني برادر هستيم، كتابمان يكي است، قبلهايمان يكي است، پيامبرانمان يكي است، مشتركات زيادي داريم و در كنار، هم اختلافاتي داريم و براي اختلافات به جاي اينكه متوسل بشويم به خشونت و يا اهانت و يا جسارت، چه بهتر كه بسترهاي اين چنيني فراهم شود كه از شيعه و سني در يك جلسه خيلي دوستانه مطالبشان را مطرح كنند. و اما اينكه موضوع ما حضرت زهرا (سلام الله عليها) است، روي چند محور اين موضوع انتخاب شد و جناب مراد زهي هم اين پشنهاد را پذيرفتند. نكته اول اينكه حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) در ميان فرزندان نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) جايگاه كاملاً ويژهاي داشت و هم از ديگر فرزندانش و هم از ديگر صحابه امتياز ويژهاي داشت. حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) تنها كسي كه است كه رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) به صراحت درباره او فرمود:سيدة نساء أهل الجنةخانم و بانوي زنان بهشتي است.
صحيح بخاري، ج4، ص183
همچنين روايتي را هيثمي از عائشه ام المؤمنين نقل ميكند:مارأيت افضل من فاطمة غير أبيها.جز رسول اكرم، كسي در فضيلت، به مقام فاطمه نميرسد.يا:ما رأيت احدا اصدق من فاطمة.راستگوتر از فاطمه در كره زمين نبود.هيثمي در مجمع الزوائد
ميآورد و رجالش هم تصيحح ميكند.
مجمع الزوائد، ج9، ص201
ابن حجر هم در كتاب الإصابة
، جلد 8، صفحه 264
ميگويد اين روايت سندش به شرط شيخين صحيح است.همچنين روايات متعددي كه محبوبترين زنان در نزد پيامبر حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) بوده است.
مسند احمد
، جلد 4، صفحه 275
و باز هيثمي در
مجمع الزوائد
، جلد 9، صفحه 202
آورده و ميگويد روايت صحيح است.حتي إبن حجر عسقلاني نقل ميكند از سبكي از استوانههاي علمي أهل سنت، كه حضرت صديقه طاهره از خديجه و از عائشه فضيلتش بالاتر بوده است.
فتح الباري في شرح صحيح البخاري لإبن حجر العسقلاني، ج7، ص105
و همچنين مناوي نقل ميكند كه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) از خلفاي اربعه، به اتفاق علماي أهل سنت افضل بوده است.فيض القدير للمناوي، ج4، ص556
نكته ديگر ما ميبينيم كه در كتابهاي معتبر أهل سنت غضب فاطمه زهرا و رضاي فاطمه زهرا معادل با رضاي خداي عالم و غضب خداي عالم قرار گرفته است. مستدرک علي الصحيحين
حاکم نيشابوري با سند صحيح در
جلد 3، صفحه 153
نقل ميكند:ان الله يغضب لغضبك يا فاطمه و يرضي لرضاك.همچنين خود بخاري در صحيحش آورده:فاطمة بضعة مني، فمن اغضبها اغضبني.فاطمه پاره تن من است، هركس او را به غضب بياورد، مرا به غضب آورده.يا مسلم دارد:فاطمة بضعة مني، يؤذيني ما آذاها.هر آنچه كه زهرا را اذيت كند، مرا اذيت كرده است.اينها نشان ميدهد كه فاطمه زهرا (سلام الله عليها) جايگاه ويژهاي در نزد رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) و خداي عالم داشته. و ما بر اين عقيده هستيم كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله)، از بيان اين روايات و احاديث اين بود كه الگويي براي امت اسلامي معين كند، يعني اگر بعد از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) جامعه اسلامي دچار تلاطم شد دچار فتنه شد، دچار اختلاف شد، تنها يادگار نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) ، فاطمه زهرا (سلام الله عليها) به هر سو رو كرد، حق هست و رضاي خداوند در آن سو است و اگر نسبت به هر طرفي و هر فردي غضب كرد، ناخشنود شد، قطعاً خدا و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم از او غضبناك و نا خشنود است. ولذا قضيه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، يك قضيه طبيعي نيست و اين روايات متعدد رواياتي نيست كه نبي مكرم فقط به خاطر اينكه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) دختر او هست و نسل او هست و از نطفه او هست بيان كرده باشد؛ چون پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرزندان ديگري هم داشته اند، چه پسر و چه دختر. و لذا ما بر اين عقيده هستيم كه قضيه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) سند حقانيت عقيده شيعه است و اينكه جناب مراد زهي اشاره فرمودند نسبت به صحابه به ويژه جناب خليفه اول و دوم اين مسائل مطرح است، اين مسائل قبل از اينكه در كتابهاي شيعه مطرح شده باشد، در كتابهاي أهل سنت مطرح است. به قول معروف ميگويند: احترام امامزاده را بايد متولي نگه دارد. آنچه در كتابهاي أهل سنت مطالبي در مطاعن خلفاء آمده، در كتابهاي شيعه شايد آن قدر نيامده باشد. آقاي هدايتيالآن از جناب آقاي قزويني ميخواهيم كه يك دقيقه سؤال بكنند و جناب مراد زهي درچهار دقيقه پاسخ بدهند. بعد از آن كه جناب مراد زهي چهار دقيقه پاسخ دادند، يك دقيقه به ايشان فرصت ميدهيم كه سؤالشان را مطرح كنند. سؤال استاد حسيني قزوينيسؤال اول من از مراد زهي اين است كه روايات صحيحي كه عرض كردم، از عائشه كه ميگويد:ما رأيت احداً قد اصدق من فاطمة.راستگوتر از فاطمه نبوده است.فاطمه زهرا (سلام الله عليها) بعد از رحلت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) مطالباتي از خليفه اول داشتند؛ ولي خليفه اول پاسخ منفي دادند، آيا اين خود نشانگر تكذيب سخن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نيست؟
جواب مولوي مراد زهي من با توجه به رواياتي كه در رابطه با فضيلت و منقبت فاطمه زهرا قرائت شد، اين قبول. فضيلت و منقبت فاطمه زهرا از ديدگاه أهل سنت يك امري مستند و قطعي است و جا دارد ما اين را در سه چهار قطعه شعري علامه اقبال لاهوري سروده توضيح دهيم:
مريم از يك نسبت عيسي عزيز از سه نسبت حضرت زهرا عزيز نور چشم رحمة للعالمين آن امام اولين و آخرين آن كه جان در پيكر گيتي دميد روزگار تازه آئين آفريد بانوي آن تاج دار هل اتي مرتضي مشكل گشا شير خدا
در رابطه با حضرت فاطمه زهرا و أهل بيت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و سلم)، به طور كلي عقيده أهل سنت اين است كه محبت أهل بيت و محبت صحابه پيامبر جزء معتقدات مسلم و جزء ايمانيات ما است. يعني به همان نسبتي كه ما نسبت به خليفه اول و نسبت به خليفه دوم و ساير صحابه محبت داريم، به همان نسبت، نسبت به حضرت علي رضي الله عنه، فاطمه زهرا رضي الله عنها، حضرت حسن، حضرت حسين و ديگر أهل بيت محبت داريم. در ؟؟؟ محبت اگر يك ترازوي جلوي ما گذاشته بشود و محبت أهل بيت و محبت اصحاب پيامبر در دو كفه ترازو قرار بگيرد، هيچ كفهاي بر كفه ديگر شايد سنگين تر نباشد و دليلش هم اينكه ما در خطبههاي نماز جمعه در هر جمعه و در تمام خطبه در روزهاي جمعه دعاي مغفرت براي أهل بيت و به ويژه حضرت فاطمه زهرا و أهل بيت صورت ميگيرد. من قطعهاي از آن خطبه را قرائت بكنم. اين خطبه دومي است كه در تمام مساجد أهل سنت قرائت ميشود؛ مخصوصا در كشورهاي آسيايي ايران و پاكستان و هندوستان كه خطبههاي اصلي به زبان فارسي و بعضي به زبان عربي قرائت ميشود. قال النبي صلي الله عليه وسلم: ارحم امتي بأمتي ابوبكر و أشدهم في امر الله عمر و اصدقهم حياء عثمان و أقواهم علي و فاطمة سيدة نساء أهل الجنة و حمزة اسد الله و اسد رسوله رضوان الله تعالي عليهم اجمعين. اللهم اغفر للعباس وولده مغفرة ظاهرة و باطنة و ؟؟؟ ذنبا. اين عقيده ما است. هيچ فرقي در اين راستا وجود ندارد. يك قطعه شعري هم از ملا عبدالرحمن جامي قرائت كنم: جز به آل كرام و صحب عزام فلك دين نبي نيافته عظام نامشان جز به احترام نبر جز به تعظيم سويشان منگر همه را اعتقاد نيكو كن دل ز انكارشان يك سو كن هر خصومت كه بودشان با هم به تعصب مزن در آنجا دم حكم آن قصه با خداي بود زندگي كن تو را به حكم چه كار
آقاي هدايتي: وقتتان تمام است، الآن لطف كنيد سؤال خودتان را مطرح كنيد، جناب آقاي قزويني پاسخ دهند.سؤال مولوي مراد زهيسؤال من اين است كه جناب آقاي قزويني كه سؤال فرمودند خارج از موضوع بحث ما بود، موضوع بحث ما هجوم به خانه فاطمه زهرا و سوزاندن خانه و ضرب و لطم حضرت فاطمه و اسقاط جنين است كه توسط طبق ادعاي ايشان و در سايت اينترنتي ايشان اين مسأله را كه گفتهاند به دستور ابوبكر صديق و مجرياش هم خليفه دوم و بعضي ديگر بودند. ما سؤالمان اين است كه با توجه به گذشت 14 قرن از آن قضايا چه مستنداتي براي طرح اين قضيه جناب آقاي قزويني دارند كه الآن وجود دارد، نه مدعي عليه وجود، نه شهود وجود دارد.لطف بفرمايند پاسخ دهند. پاسخ استاد جسيني قزوينيدر رابطه با قضيه هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، اگر بناست ما آنچه كه در كتابهاي روائي و رجالي و تاريخي آمده، ارزش قائل نشويم، هيچيك از موضوعات حتي در اثبات ركعات نماز ما نميتوانيم بگوييم چيزي براي ما ثابت شده و يا ثابت نشده. ولي آنچه در رابطه با هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) است، ما چهار تا روايت صحيح با بررسي در
شبكه المستقله
مطرح كرديم، در
شبكه سلام
هم آورديم كه يكي از آنها قضيه ندامت خود جناب خليفه اول است كه ميگويد من براي سه چيز كه انجام دادهام، تأسف ميخورم و پشيمان هستم: يكي از آنها: وددت أني لم اكشف بيت فاطمة و إن اغلق علي الحرب.اي كاش من خانه فاطمه را مورد هجوم قرار نميدادم، خانه فاطمه را كشف نميكردم.در اين قضيه روايت كاملاً صحيح است، هيچ شبههاي در صحت روايت نيست، بلكه بعضي از بزرگان أهل سنت نسبت به اين قضيه صراحت بر اينكه روايت صحيح است. جناب سيوطي در
مسند فاطمه
، صفحه 34، و 35
صراحت دارد كه اين روايت صحيح است.جناب مقدسي از شخصيتهاي برجسته أهل سنت است كه ذهبي از او به عنوان:
الإمام، العالم الحافظ الحجة.
نام ميبرد، ميگويد:هذا حديث حسن عن أبي بكر.
الأحاديث المختاره، ج10، ص88
و همچنين از شخصيتهاي برجسته أهل سنت؛ مثل جناب فرحان مالكي صراحت دارد بر اينكه اين روايت صحيح است و شبههاي در اين زمينه نيست. ايشان در كتاب قراءة في كتب العقائد
، صفحه 52
ميگويد: من اول تصور ميكردم كه اين روايات سند ندارد؛ ولي پس از بررسي برايم ثابت شد:و هي ثابتة بأسانيد صحيحه و ذكري ؟؟؟اين به اسانيد صحيح ثبت شده و هيچ شبههاي در اين نيست.و همچنين روايت ديگري كه إبن أبي شيبه دارد، استاد بخاري است، صراحت بر اينكه:خليفه دوم گفت: با اينكه احترام زهرا براي من محرز است، ولي قسم به خداي عالم اين احترام زهرا مانع آن نميشود كه من دستور بدهم:إن أمرتهم أن يحرق عليهم البيت.خانه را با ساكنانش به آتش بكشند.
المصنف، ج8، ص572
همين روايت را بلاذري در كتاب الأنساب الأشراف
، جلد 1، صفحه 586
، قضيه احراق را يعني تهديد به سوزاندن را مطرح ميكند و همچنين خود طبري در روايت ديگر همين مسأله را در
تاريخش
، جلد 2، صفحه 443
مطرح ميكند.آقاي هدايتي: از الآن شما يك دقيقه فرصت داريد سؤال جديد مطرح كنيد، بعد جناب مراد زهي فرصت خواهند داشت كه پاسخ دهند.سؤال استاد حسيني قزوينيايشان فرمودند ما به همان نسبتي كه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و حضرت حضرت علي (عليه السلام) را دوست داريم، جناب ابوبكر و عمر را دوست داريم. طبق روايت
صحيح بخاري
، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود: فاطمه غضبش، غضب من و رضايتش رضايت من است.در
صحيح بخاري
و
مسلم
صراحت دارد كه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) از ابوبكر و عمر غضبناك از دنيا رفتند:فلم تزل مهاجرته حتي توفيت.و اين نشانگر اين است كه وقتي فاطمه زهرا (سلام الله عليها) از آنها راضي نيست، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم از آن دو نفر راضي نيست و خدا هم راضي نيست. محبت كسي كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و خدا از او راضي نيست، خلاف شريعت و خلاف شرع و خلاف عقل است. جواب بدهند.
پاسخ مولوي مراد زهي ببنييد موضوع بحث ما آن چيزي است كه جناب آقاي قزويني مطرح فرمودند. بعد از 14 قرن دادگاهي ايشان تشكيل دادند و به عنوان مدعي چهار ادعا را و چهار اتهام را متوجه خليفه اول و دوم كردند: 1. هجوم به خانه فاطمه زهرا؛ 2. سوزاندن خانه فاطمه زهرا؛ 3. شكستن در و فرو رفتن ميخ به سينه فاطمه زهرا؛ 4. سقط جنين.من خواهشم اين است كه ما از موضوع خارج نشويم و اول سؤالي كه مطرح ميشود، تمام بشود تا سؤال جديدي و 14 قرن از اين قضيه گذشته، آيا در دوران خليفه اول و دوم و سوم و چهارم و در طول اين 14 قرن، ما در كتب معتبر تاريخ اين قضيه، قضيه شوخي نيست. الآن اگر واقعاً يكي از انسانهاي بزرگ عصر حاضر؛ مثلاً رئيس جمهور و يا يكي از مراجع تقليد و يا يكي از مفتيان أهل سنت متهم به چنين امري بشود، بالأخره بايد مستندات قوي برايش وجود داشته باشد. الآن آمدهاند و خليفه اول و دوم را كه اساس اسلام و برنامههاي اسلامي و نشر و دعوت اسلامي از آنجا سرچشمه ميگيرد، متهم به اين قضيه كردهاند و دلائلي هم كه ايشان آوردهاند، اين دلائل اصلاً سنديت ندارد و صحت ندارد. كتابي كه ايشان فرمودند،
انساب الأشراف
بلاذري، يك مشكل كه وجود دارد معمولاً آقاي قزويني و ديگر دوستان ما يك صفحه كتاب را كه مطرح ميكنند، صفحه دوم را يا نگاه نميكنند و يا مطرح نميكنند. همين
انساب الأشراف
بلاذري چه گفته در
صفحه 250
: لما بايع الناس أبا بكر، اعتزل علي و الزبير، فبعث إليهما عمر بن الخطاب و زيد بن ثابت، فأتيا منزل عليّ، فقرعا الباب، فنظر الزبير من فترة ثم رجع إلي عليّ فقال: هذان رجلان من أهل الجنة و ليس لنا أن نقاتلهما. قال: إفتح لهما. ثم خرجا معهما حتي أتيا أبا بكر، فقال أبو بكر: يا علي أنت إبن عم رسول الله و صهره، فتقول إني أحق بهذا الأمر، لاها الله لأنه أحق به منك. قال: لا تثريب، يا خليفة رسول الله، ابسط يدك أبايعك. فبسط يده فبايعه. ثم قال للزبير: تقول أنا إبن عمة رسول الله و حواريه و فارسه و أنا أحقّ بالأمر؛ لاها الله لأنا أحق به منك. فقال: لا تثريب يا خليفة رسول الله، ابسط يدك، فبسط يده فبايعه. المدائني، عن مسلمة بن محارب، عن سليمان التيمي، وعن إبن عون.
انساب الأشراف
بلاذري
، صفحه 250
كه ميگويد:حضرت علي با حضرت زبير اول در خانه نشسته بودند، بعد رفتند خدمت ابوبكر صديق و ايشان علت اين را پرسيدند كه شما چرا نيامديد براي بيعت؟ گفتند: ما فكر ميكرديم ما مستحقتر هستيم. بعد حضرت علي و حضرت زبير گفتند: دستت را دراز كن تا ما با تو بيعت كنيم. دستشان را دراز كردند و بيعت كردند. بنابراين، به صراحت در
انساب الأشراف
آمده و بعد هم در چند پاراگراف جلوتر آمده:فخرج علي فقال: يا ابابكر! أ لم تري لنا حقا في هذا الأمر؟ قال: بلي و لكن ...فقط گلايهاي كه حضرت علي (رضي الله عنه) داشت، انتظار مشاوره داشتند، وضعيت به گونهاي بود كه خلأ قدرت نبايد پيش بيايد. اين هم جواب
انساب الأشراف
بلاذري است و عبارت ديگر هم زياد داريم كه در جاهاي ديگر آمده كه وقتي حضرت ابوبكر از ؟؟؟ برگشت حضرت علي و حضرت زبير رفتند و بلا فاصله بيعت كردند.
سؤال مولوي مراد زهي سؤال من اين است كه جناب آقاي قزويني مستندات درست و قوي در اين رابطه بياورند و اگر ايشان معتقدند كه هجوم صورت گرفته، بنابراين، خليفه اول و دوم جاني قلمداد ميشوند و خيانتي صورت گرفته. ايشان بياند پاسخ بدهند نسبت به اين روايتي در كتاب
احقاق الحق
قاضي نور الله شوشتري
، جلد 1، صفحه 16
آمده. و جاء عن الإمام السادس جعفر الصادق (علیه السلام) انه سئل عن أبي بكر و عمر رضي الله عنهما ففي الخبر «أن رجلاً سأل الإمام الصادق (علیه السلام) فقال: يا إبن رسول الله! ما تقول في حق أبي بكر و عمر؟ فقال (علیه السلام): إمامان عادلان قاسطان، كانا علي الحق و ماتا عليه، فعليهما رحمة الله يوم القيامة. شخصي خدمت امام صادق آمد و از ايشان سؤال كرد: در رابطه با أبوبكر و عمر شما چه ميگوييد؟ آن حضرت فرمود: آنها دو امام عادل بودند و بر حق بودند و بر حق مردند. فعليهما رحمة الله يوم القيامة. چگونه امام صادق نسبت به خليفه اول و دوم ميفرمايد كه اينها عادل بودند، بر حق بودند و بر حق هم فوت كردند. چگونه آقاي قزويني ميفرمايند كه ايشان بر اثر هجوم به خانه فاطمه زهرا اينها خيانتكار بودند و اينها جنايتكار بودند، آيا اين قضايا از ذهن امام صادق پنهان بود؟ جواب استاد حسيني قزوينيايشان فرمودند كه طبق روايت
انساب الأشراف
، امير المؤمنين (عليه السلام) آمدند و بيعت كردند. من تعجب ميكنم جناب آقاي مراد زهي كه از اساتيد توانمند حوزه علميه هستند و شايد تعداد 50 كتاب تأليف كردهاند، چگونه عبارت صريحي كه در
صحيح بخاري
، جلد 5، صفحه 82، حديث 4240
صراحت دارد كه امير المؤمنين (عليه السلام) 6 ماه بعد از رحلت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، مادامي كه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) زنده بودند، بيعت نكردند. و لم يكن يبايع تلك الأشهر.در اين 6 ماه علي بيعت نكردند.در
صحيح مسلم
، جلد 5، صفحه 154
آمده كه امير المؤمنين (عليه السلام) بيعت نكردند. جناب عبد الرزاق استاد بخاري در
المصنف
، جلد 5، صفحه 472
ميگويد:نه تنها علي بيعت نكرد، بلكه هيچيك از بني هاشم نيز در طول آن شش ماه بيعت نكردند.طبري صراحت دارد از زهري سؤال كردند:أ فلم يبايع علي ستة أشهر؟علي در آن 6 ماه بيعت نكرد؟قال: و لا أحد من بني هاشم.هيچيك از بني هاشم نيز بيعت نكردند.و بحث اينكه ايشان ميفرمايد ما جناب ابوبكر و عمر را جنايتكار و خيانتكار معرفي ميكنيم، جناب مراد زهي در خود
صحيح مسلم
،
جلد 5، صفحه 159، حديث 4468
خليفه دوم اشاره ميكند به علي (عليه السلام) و عباس و ميگويد:وقتي پيامبر از دنيا رفت، ابوبكر گفت كه من خليفه پيامبر هستم؛ ولي شما رأيتان اين بود كه ابوبكر:كاذباً آثماً غادراً خائنادروغگو و گنهكار و حيلهگر و خائن است.فلما توفيت ابوبكر قلت: أنا خليفة رسول الله و خليفة ابي بكر؛ فرأيتماني كاذباً آثماً غادرا خائناً.پس از ابوبكر هم من خليفه شدم و شما معتقد بوديد كه من دروغگو و گنهكار و حيلهگر و خائن هستم.پس اين ما نيستيم كه آنها را در قفس اتهام قرار دادهايم و نسبت جنايت به آنها ميدهيم.اما نسبت به قضيه روايتي كه حضرتعالي نقل فرموديد كه البته آن آدرسي كه جنابعالي داديد، درست نيست. آنچه هست در
جلد 1، صفحه 69 و 70
است و در
الصوارق المحرقه
هم هست. ولي ايكاش حضرتعالي يك دقتي ميكرديد، كه اولاً اين روايت هيچ سندي ندارد و روايت از نظر سند كاملاً مخدوش است و مضافا كخ در ذيل آن روايت، از امام صادق (عليه السلام) سؤال ميكند: مراد شما كه گفتيد
امامان عادلان:
اين دو امام عادل هستند، چي بود؟حضرت فرمود:من مرادم اين بود كه اينها
عدلا عن الحق
: اين دو از عدل عدول كردند و
اماما أهل النار
: دو تا امام أهل آتش هستند.بعد حضرت اشاره ميكند به آيه شريفه:و جعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَي النَّارِ
سوره قصص/آيه41
و اينكه گفتم اينها قاسط هستند، مراد من اين است:وَ أَمَّا الْقَاسِطُونَ فَكَانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَبًاسوره جن/آيه15
فلذا روي اين جهت ما نه تنها اين روايت را ضعيف ميدانيم، از مطاعن ميدانيم، خواندنش را حرام ميدانيم، به طلبههايمان هم توصيه ميكنيم اصلا اين روايت را مطرح نكنند. چون موجب ايجاد فتنه ميشود.سؤال استاد حسيني قزويني گرچه ايشان نسبت به سؤال دوم بنده جواب ندادند. غضب حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) از أبي بكر و عمر يك مسأله ثابت در
صحيح بخاري
و
مسلم
است.سؤال سوم من از ايشان اين است كه شما در روايات، در
صحيح بخاري
و
مسلم
آوردهايد:من مات و ليس في عنقه بيعة مات ميتة جاهلية.
صحيح مسلم، ج6، ص22
و همچنين:من مات و ليس عليه امام مات ميتة الجاهلية.اين كاملاً ثابت است.از طرف ديگر در صحيح بخاري
و
مسلم
هست:ماتت فاطمة و هي واجدة علي أبي بكر.نه تنها بيعت نكرد؛ بلكه نسبت به ابي بكر غضبناك نيز از دنيا رفت.فلم تزل مهاجرته حتي توفيت.در اينجا مسأله اين است فاطمه زهرا (سلام الله عليها) كه در برابر خليفه اول بيعت نكرد و او را به عنوان امام قبول نكرد، آيا حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) به مرگ جاهلي مرده و يا خلافت ابوبكر، خلافت مشروع نيست؟ پاسخ مولوي مراد زهيببنيد من اولاً به اين سبك برنامه كه چهار دقيقه و يك دقيقه است، اعتراض دارم. يك بحث وقتي ادامه پيدا ميكند بايد جمعبندي بشود تا حالا سه چهار تا بحث مطرح شد. سؤالي كه من كردم در رابطه با مطلب قاضي نور الله شوشتري. من متأسفم كه تمام بينندگان آشنا هستند به زبان عربي. چگونه واقعاً يك مسأله را از ظاهر مسأله برميگردانند كه وقتي سؤال كردند: يا إبن رسول الله! ما تقول في حق أبي بكر و عمر؟ فقال (علیه السلام): إمامان عادلان قاسطان.
عادل
در زبان عربي به چه گفته ميشود؟
قاسط
در زبان عربي به چه گفته ميشود؟
و ماتا عليه
.مطلب دوم آنچه از
صحيح مسلم
آوردند. جاي تأسف است كه من همين مسأله را عرض كردم كه يك پاراگراف را ميخوانند و يك پاراگراف را نميخوانند.
صحيح مسلم
همين الآن جلوي من است، همين حديثي كه ايشان آوردند، حديث
صحيح مسلم
است و من ميخوانم و شنوندگان هم گوش كنند، خود آقاي قزويني هم گوش كنند و بعد قضاوت كنند.فلما توفي رسول الله (صلي الله عليه و سلم) قال أبو بكر: أنا ولي رسول الله (صلي الله عليه و سلم) فجئتما تطلب ميراثك من إبن أخيك و يطلب هذا ميراث امرأته من أبيها فقال أبو بكر: قال رسول الله (صلي الله عليه و سلم): ما نورث ما تركنا صدقة، فرأيتماه كاذبا آثما غادرا خائنا والله يعلم أنه لصادق بار راشد تابع للحق، ثم توفي أبو بكر و انا ولي رسول الله (صلي الله عليه و سلم) و ولي أبي بكر، فرأيتماني كاذبا آثما غادرا خائنا والله يعلم أني لصادق بار راشد تابع للحق. حضرت عباس و حضرت علي وقتي خدمت حضرت عمر ميآيند عبارت اين است:فرأيتماه كاذبا آثما غادرا خائنا.يعني وقتي شما نزد خليفه رفتيد، به گمان شما؛ يعني شما چنين فكر ميكرديد، اين علامت استفهامي و سؤالي است، آيا شما فكر ميكرديد كه ايشان
كاذبا غادرا آثما خائنا
است، در حاليكه اينطور نيست؛ چون در ادامهاش ميگويد: والله يعلم أنه لصادق بار راشد تابع للحق.ايشان صادق است، نيكوكار است.
ثم توفي أبو بكر.
[font=Tahoma]بعد شما نزد من آمديد:فرأيتماني كاذبا آثما غادرا خائنا والله يعلم.اين
والله يعلم
را نميخوانند:خدا ميداند كه من صادق و بار راشد و تابع حق هست.بعد شما آمديد پيش من و اصرار دارد و اين مسألهاي است كه ابوبكر صديق درباره آن قضاوت كرده است.بعد وقتي كه آمدند ميفرمايد:فرأيتماني كاذبا آثما غادرا خائنا.نه اينكه من از خودش خبر ميدهد، يعني شما چنين فكر ميكنيد.بعد والله يعلم اني لصادق، والله يعلم إنه لصادق.چگونه است كه استنباط توهين ميكند كه خليفه دوم، خليفه اول را كاذب و غادر و آثم ميداند؛ در حالي پشت سر همين جمله ميگويد:
والله يعلم أنه لصادق بار راشد تابع للحق
.آقاي قزويني نسبت به اين عبارت توضيح دهند كه امام چهارم حضرت علي بن حسين بن علي رضي الله تعالي عنه در كتاب
كشف الغمة
إربلي
، جلد 2، صفحه 78
كه گروهي از ايران آمدند خدمت ايشان و از حضرت ابوبكر و عمر و عثمان سؤال كردند. بعد ايشان فرمود:آيا شما نميدانيد كه
الذين يخرجهم من ديارهم
، آن آيه معروف در قرآن كريم درباره چه كسي است؟[چون سخنان ايشان واضح نبود، ما تمام روايت را از اصل كتاب در اينجا نقل ميكنيم][b][size=small][font=Tahoma][color=#0000ff]و قال سعيد بن مرجانة كنت يوما عند علي بن الحسين فقلت سمعت أبا هريرة يقول: قال رسول الله صلي الله عليه و آله: من أعتق رقبة مؤمنة أعتق الله تعالي بكل إرب منها إربا منه من النار حتي أنه ليعتق باليد اليد و بالرجل الرجل و بالفرج الفرج فق[
![[تصویر: speaker.bmp]](http://www.valiasr-aj.com/images/speaker.bmp)
