۲۴/دی/۹۰, ۴:۴۶
نقل قول:قرآن یک قانون صفر و صد است به چه صورت؟
می گه حق و باطل،ایمان و کفر ،یقین و شک ، حیات طیبه و حیات خبیثه و هیچ حد وسطی ندارد!!!!
نقل قول:منظور دکتر این است که در قرآن اصول دینی و اخلاقی مثل دو ستون است که شما فقط می توانی به یکی از این دو بچسبی نه این که ما بین آن بایستی شما می توانی یا کافر باشی یا مسلمان نمی توانی هم کافر باشی هم مسلمان.
شما می توانی یا با حق باشی یا با باطل شما کسی رو نمی توانی پیدا کنی که نه با حق باشد نه با باطل.
سلام اکبر جان
جسارتاً باید عرض کنم که شما مطالب رو باهم اصطلاحاً خلط کردید یا خودمونی بگم قاطی کردید
این دو بحث مجزاست
آقا وحید خیلی خوب و روشن پاسخ دادند اما ظاهراً هنوز قضیه شفاف نشده ، بنده این توضحیات رو برای این قرار می دهم که سوء برداشت ها حل بشه ، ظاهراً شما نظر دکتر عباسی رو اشتباه برداشت کردید
1- نظر قرآن در مورد کلیات نظر صفر 0و1 یکی هست یا به قولی صفر 0 و 100صدی ، به چه معنا ؟ به این معنی که یا طرف دین دار هست یا بی دین ، یکتا پرست هست یا مشرک ، مومن است یا کافر ، اهل نور است یا اهل ظلمت ، در حزب الله هست یا حزب شیطان ، در سپاه طالوت هست یا جالوت و... کلی تر بگیم در جبهه حق هست یا جبهه باطل تمامی مطالبی که گفته شده تعاریف و تعابیر مختلفی از حق و باطل است ، که همان دیدگاه صفر و یکی است . اما چرا باید این دیدگاه صفر و یکی باشد ، و چرا دکتر تاکید بر صفر یکی دارند ، به خاطر اینکه اگر در مورد جبهه حق و باطل ما دید صفر و یکی نداشته باشیم اون موقع هست که پلورالیسم یا تکثر گرایی شیطانی غرب وارد بازی می شود و خود را بین صفر و یک جا می زند ، آن موقع دیگر حق و باطل دیگر معنا نخواهد داشت و همه حق می شوند ، به همین خاطر دکتر بحث صفر و یک را مطرح می کنند
2- اما در مورد اخلاقیات که وارد جزییات می شود ، دیگر به هیچ وجه نمی توانیم از این وسیله سنجش استفاده کنیم ، چرا ، چون وسیله سنجش ما مقیاس کوچکتر را نمی تواند نشان دهد ، به طور مثال یک ترازویی که با استفاده از وزنه ها آهنی عمل سنجشش را انجام می دهد نمی تواند مقیاس ریز تر که گرم و میلی گرم است را به نشان دهد ، پس عقلاً و منطقاً در اینجا باید وسیله سنجش تغییر کند ، چون دیگر 0و 1 جواب نمی دهد . به طور مثال الان شب «0» است یا روز«1» ، دو حالت بیشتر نداریم یا شبس یا روز ، اگر روز «1» باشد ، این «یک1» را شما چطور می توانید تعریف کنید ، الان چه ساعتی از روز است ؟ پس وسیله سنجش باید تغییر کند چون وسیله سنجش قبلی جواب نمی دهد ، اینجاست که ما باید اعدادی تعریف کنیم و با ارزش دادن به آنها وضعیت فعلی را بیان کنیم ، الان 10 صبح است و...
در مورد اخلاق دقیقاً همینطور است ، چون وارد جزییات شدیم دیگر نم توان از معیار 0و1 برای سنجش استفاده کنیم چون دیگر جواب نمی دهد و فقط جواب کلی به ما می دهد که راهگشا نمی باشد . با دید صفر و یکی به اخلاقیات یک تفکر بیرون می آید آن هم تفکر افراط و تفریط است که به هیچ وجه با دین ما همخوانی ندارد برای نمونه چند آیه از قرآن بیان می شود
قرآن کریم، امت اسلام را امت میانه و وسط می نامد و می فرماید:
«و کذلک جعلناکم امة وسطا لتکونوا شهداء علی الناس و یکون الرسول علیکم شهیدا»
و این چنین شما را امتی میانه (معتدل) ساختیم تا بر مردمان گواه باشید و پیامبر (صلی الله علیه و آله) هم بر شما گواه باشد .
سوره بقره آیه 143
معنای آیه بالا این است که در آیین اسلام، هیچ گونه افراط و تفریط وجود ندارد
و در سوره لقمان به میانه روی سفارش می نماید «و اقصد فی مشیک » ; در راه رفتن میانه رو باش .
وَ لا تَجْعَلْ یدَكَ مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً
نه دست خويش از روی خست به گردن ببند و نه به سخاوت يکباره بگشای که در هر دو حال ملامت زده و حسرت خورده بنشينی
قرآن كریم سوره مباركه اسراء (17)، آیه 29
یعنی در بخشش هم باید راه اعتدال و میانه روی در پیش گرفت
وَالَّذِينَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذَلِكَ قَوَامًا
و كسانى اند كه چون انفاق و هزينه كنند، نه زيادهروى می كنند و نه خسّت می ورزند، و ميان اين دو به راه اعتدال باشند
(فرقان/67)
میانه روی در عبادت :
مَا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى
ما قرآن را بر تو نازل نكرديم كه به زحمت افتى
سوره : طه آیه : 2
شان نزول آیه
پيامبر (صلي الله عليه و آله) بعد از نزول وحى و قرآن، عبادت بسيار مىكرد، مخصوصا ايستاده به عبادت مشغول مىشد آن قدر كه پاهاى آن حضرت متورم گرديد. گاه براى آنكه بتواند به عبادت خود ادامه دهد، سنگينى خود را بر يك پا قرار مىداد، و گاه بر پاى ديگر، گاه بر پاشنه پا مىايستاد و گاه بر انگشتان پا. آيات فوق نازل شد و به پيامبر (صلي الله عليه و آله) دستور داد كه اين همه رنج و ناراحتى بر خود تحميل نكند.
در روایتی از پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هست که بر میانه روی تاکید شده :
«یا ایها الناس علیکم بالقصد، علیکم بالقصد، علیکم بالقصد» [sup] [/sup]ای مردم! بر شما باد به میانه روی، بر شما باد به میانه روی، بر شما باد به میانه روی . کنز العمال، ج 3، ص 28 .
و در روایتی دیگر از حضرت علی (علیه السلام) ، افراط و تفریط را روش جاهلان می دانند :
«لاتری الجاهل الا مفرطا او مفرطا» ; جاهل را نمی بینی، مگر این که یا افراط می کند و یا تفریط . سیره نبوی، ج 1، ص 172 و 171; نهج البلاغه، حکمت 70 .
پس مشخص شد دین اسلام دین میانه روی است و در اخلاقیات نگاه 0 تا 100 مطرح است نه 0 و 100 شما با معیار 0و1 چطور می تونید فرق بین خوب ، خوبتر ، خیلی خوب و عالی و عکسش بد ، بدتر ، بسیار بد و... را تشخیص بدید ؟!، پس روش سنجش باید طور دیگری باشه ، احتمالاً شما برداشت اشتباهی از سخنرانی دکتر داشته اید
نقل قول:در مورد مستحب و مباح و ...
من یه سرچی کردم و لغتی که توش مباح و مستحب و ... و در کل به جز حلال و حرام باشد نبود شاید برنامه من خوب نبود اگه آیه ای دارید بگید تا چک کنم.
از نظر شرعی هر کاری که ما انجام می دهیم دارای یکی از احکام پنج گانه:واجب، حرام، مستحب، مکروه و مباح است. برای آموختن این احکام باید از طریق تقلید و مطالعه رساله های عملیه و آموختن احکام شرعی اقدام کرد. در مورد مکروه و مستحب گفتنی است: مکروه یعنی عملی که حرام نیست، ولی ترک آن بهتر است و مستحب، یعنی عملی که واجب نیست ولی انجام آن بهتر است.
والسلام علی من اتبع الهدی
