(۲/بهمن/۹۰ ۱۹:۳۶)stranger00 نوشته است: [ -> ]چرا سنی ها ریش رو بلند و سیبیل رو کوتاه می کنند یا از ته می تراشند؟
دوست من این سفارش اسلام هست . سوال من این هست که چرا شیعیان این کار رو انجام نمیدن ؟؟؟
(۲/بهمن/۹۰ ۲۱:۳۸)سید احمد نوشته است: [ -> ] (۲/بهمن/۹۰ ۱۹:۳۶)stranger00 نوشته است: [ -> ]چرا سنی ها ریش رو بلند و سیبیل رو کوتاه می کنند یا از ته می تراشند؟
دوست من این سفارش اسلام هست . سوال من این هست که چرا شیعیان این کار رو انجام نمیدن ؟؟؟
این سفارش (در مورد سبیل)واجب است؟باید بین واجب و مستحب فرق گذاشت.در هر حال ،نظر مرجع تقلید باید پرسیده بشه.
ما که نباید کاسه داغتر از آش باشیم.نه؟
دوست عزیز لطفا با دقت این متن رو بخونید.خودتون متوجه میشید
از روايات استفاده مي شود که يهوديان و مجوسيان بر خلاف دستور خداوند و پيامبران (علیه السلام)
ريش خود را مي تراشيدند . اسلام براي حفظ هويت فرهنگي ، به مسلمانان دستور داد ضمن
عمل به احکام اسلام ، ظاهر خود را شبيه بيگانگان نکنند. زيرا اگر ملتي مانند مسلمانان که
داراي فرهنگ غني و کاملي هستند ، در فرهنگ از ديگران تقليد کردند ، به تدريج اصالت و هويت و فرهنگ ديني و ملي خود را از دست خواهند داد. همانطوري که در طول اين چند قرن بالاخص در اين عصر از دست دادن هويت فرهنگي در عده اي مشهود است.
بر همين اساس رسول گرامي اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود:
((حَفو الشََّوارِبَ وَ اعفُوا الُحي و لا تَشَبَّهوا بِاِليَهُودِ ))
سبيل هايتان را کوتاه نماييد و محاسن (ريش ها ) خودتان را بلند نگه داريد و خود را شبيه يهوديان مگردانيد : (البته محاسن ، نبايد از يک قبضه دست بلندتر باشد )
(وسائل الشيعه: ج 1 ص 423 ، مکارم الاخلاق ص 67 )
و همچنين آن حضرت فرمودند :
اِنَّ المَجَوسَ جَزَّوُا لُحاهُم وَ وَفَّرُوا شَوارِبَهُم وَ اِنَّا نَحنُ نَجِزُّ الشَّوارِبَ وُ نَعفي اللُحي وَ هِيَ
الفطرةُ))
مجوسيان ريش هاي خود را ميتراشيدند و سبييل هاي را بلند نگه مي دارند . ولي ما مسلمين
(عکس آنها ) سبيل هاي خود را کوتاه و محاسن را بلند نگه مي داريم ، و ريش داشتن و کوتاه
کردن سبيل مطابقت فطرت انساني است
(وسائل الشيعه ، ج 1، ص 423 – مکارم الخلاق ص 67 )
و نيز رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند :
((لَيسَ مِنا مَن تَشَيبَّهَ بِغَيرِنا ))
کسي که خود را شبيه غير مسلمانان در آورد از ما نيست
و همچنين فرموده ملمان واقعي نيست کسي که به دستور و رسوم و آداب بيگانه عمل کند .
(کنز العمال : ج 1 ، ص 219)
امام صادق (علیه السلام) فرمودند :
خداوند به يکي از پيامبران وحي کرد که به مومنان بگو که در لباس ، خوراک و آداب و رسوم
دشمنان خدا را سرمشق قرار ندهيد که اگر چنين کنيد شما هم مثل آنان دشمنان خدا محسوب
مي گرديد .
( بهشت جوانان ، ص 477 .وسائل : ج 3 ص 279 و ج 11 ، ص 111 )
(۲/بهمن/۹۰ ۲۱:۳۸)سید احمد نوشته است: [ -> ] (۲/بهمن/۹۰ ۱۹:۳۶)stranger00 نوشته است: [ -> ]چرا سنی ها ریش رو بلند و سیبیل رو کوتاه می کنند یا از ته می تراشند؟
دوست من این سفارش اسلام هست . سوال من این هست که چرا شیعیان این کار رو انجام نمیدن ؟؟؟
منظور علمای شیعه و سنی هست. چرا علمای سنی سیبیل رو میزنند اما شیعیان نه. این اختلاف از کجا ناشی شده؟
ما در جامعه حداقل 4 نوع ریش داریم
1- ریش زینتی (میگذارم چون من زیباتر میشوم)
2- ریش سیاسی(میگذارم چون باید نون را به نرخ روز خورد)
3- ریش حزب اللهی (البته حزب اللهی به معنای عرفی و نه آن حزب الله که مد نظر خداوند است)(میگذاریم به دلایل مختلف من جمله این که ثواب دارد)
4- ریش توحیدی (میگذارم چون خدا دوست دارد)
اما از کجا معلوم که خدا دوستدارد
بر طبق آیات قرآن پیامبر هیچ فعل و عملی را از روی هوای نفس خویش انجام نمیدهند و هر فعل و قول و عمل ایشان مطابق خواست و رضای خداست و خدا در قرآن ایشان را اسوه ی حسنه و الگوی نمونه معرفی کرده و اطاعت و تبعیت ازایشان را در همه ی امور بر مسلمین واجب کرده
و بعد از ایشان هم اطاعت از جانشینان بر حق تعیین شده توسط خدا و معرفی شده توسط رسول خدا یعنی 12 امام معصوممان را واجب کرده و آنها هم در این مورد که بر طبق هوای نفس نه سخن میگویند و نه فعلی انجام میدهند با پیغمبر اکرم مشترک هستند و در سیره ی تمام این 13 معصوم ریش گذاشتن آمده است
و حتی در سیره ی پیروان راستین این بزرگواران
از علامت های حب حقیقی این است که انسان خواه نا خواه کم کم به وسیله ی اکسیر حب شبیه محبوبش میشود
خود حقیر زمانی سه تیغ بودم
یک بار در کتاب اسرار الصلاة میرزا جواد آقا خوندم که مومن باید ریش بگذارد البته دلایل زیادی رو برای این امر بیان کرده بودند اما حقیر در آن زمان با خود گفتم اگه خدا قراره برای یه ریش منو ببره جهنم بگذار ببره که البته حرف غلطی بود و به قول دوستان از عقاید دوران جاهلی حقیر بود
اصل قضیه این هست که امروز خیلی ها توجیهات بعضاً علمی هم در محاسن نتراشیدن ریش مطرح میکنند اما اگه کسی به خاطر این محاسن ریشش را نتراشد بندگی خدا را نکرده و بندگی نفس کرده و در تقرب به درگاه خدا چندان اثری ندارد مگر اینکه در نظر بگیرد چون خدا امر کرده به خود ضرر نزنید من برای اطاعت این حکم کلی خدا این کار رو انجام میدم
ببینید اگه کسی هدفش بندگی خدا باشه ، و با عقلش به حقانیت خدا و آخرت و نبوت و اسلام و تشیع 12 امامی رسیده باشه باید طبق سیره اهل بیت که انجام نمیدهند مگر آنچه خدا میپسندد اعمالش را تنظیم کند
اما یه بحث دیگه ای هم هست
یکی از علمای ربانی در مکاشفه ای در روز حساب میبینه کسی که ریشش از ته تراشیده شده مجوز میگیره و میره ولی کس دیگه ای نه که به ظاهر اوضاعش درست تر بوده
اعتراض میکنه و جواب میدن فلانی فقط همین مشکل رو داشته و تازه در آخر عمرش هم توبه کرده اما اون یکی مشکلات زیربنایی تری داشته
البته قضیه ی حساب وکتاب منحصراً در اختیار اوست کریم هست و کسی اجازه ی دخالت نداره و ذکر این مطلب هم به هیچ وجه نشان مجوز دادن به انجام یک فعل حرام نیست نعوذاً بالله ، اما حرف سر این هست که موارد بسیار بسیار مهمتری نسبت به قضیه ی ریش در اعتقادات و اخلاقیات و اعمال ما مسلمانان هست که هم در قرآن به آن بسیار تأکید شده و هم توسط 14 معصوم بسیار به آن تأکید شده که متأسفانه چندان مورد توجه نیست
به طور مثال روزی در پیش یکی از ائمه ذکر خیر میکنند از مرد عابدی که بسیار اهل نماز و روزه و ... بوده بعد که ذکر فضایل مردم از این شخص در پیش امام معصوم خاتمه میابد ایشان عرض میکنند
اینها چیز مهمی نیست
برایم از عقل این شخص بگویید!!!!!!!!
یعنی تا عقل و معرفت در کار نباشد اینکارها خیلی برای ما گره گشا نیست
لطفاً بد برداشت نشود و خدایی نکرده روزه گرفتن و نماز خواندن و سایر عبادات را نگید پس اهمیت ندارد
اینها بسیار بسیار مهم هستند و از شعون بندگی و بدون انجام این واجبات حرف از بندگی خدا زدن قصه پردازی است اما به صرف اینها رستگاری حاصل نمیشه
بر طبق آیات قرآن رستگاری محصول دو چیز است
ایمان و عمل صالح
و مهمترین مباحث مربوط به ایمان تحصیل اعتقادات درست و وارد کردن این اعتقادات درست در قلب است
در پایان مجدداً یاد آور میشوم که برایند حرف حقیر این است که بله باید ریش داشت، چون خواست خداست و همه ی محبوبین خدا که از روی هوای نفس عمل نمیکردند و جز خواست محبوب عمل نمیکردند این سنت را داشته اند و بعلاوه از نشانه های مومنین است
روزی از یک بزرگواری پرسیدم از کجا بفهمم از لحاظ ایمان در حال رشد هستم یا نه
گفتند: در امتحانات معلوم میشه که ما برای چه چیز بیشتر ارزش قائلیم ، خواست خدا و یا خواسته خودمان
و این هم یکی از همون جا هاست
یا علی
التماس دعای فراوان
خدا نگهدارمان
یه نکته رو فراموش کردم
تفاوت است بین عمل برای ثواب و عمل برای رضای خدا
یه مثال میزنم اول
یه روز جمعه حضرت امام داشتن ناخوناشون رو میگرفتند ، یکی از خانومهای خونه (دخترشون یا عروسشون) میگن آقاجون چرا دارید روز جمعه ناخون میگیرید
امام بیدرنگ میفرمایند چون خدا دوست داره!!!!
معمولاً ممکنه این جواب بیشتر تداعی بشه که مثلاً امام بگن چون مستحب هست
مستحب معمولاً وقتی گفته میشه آدم ذهنش میره به سمت واژه ثواب
مولا علی میفرمایند آدما 3 جور عبادت میکنند
عده ای تاجرانه (به طمع بهشت، به قول امام خمینی : ما ترک شهوت برای شهوت بزرگتر میکنیم، که ریشه اش میشه حب نفس ، خودشو دوستداره دلش میخواد به لذت برسه)
عده ای خائفانه (از ترس جهنم و عذاب نشدن، بازم ریشه اش میشه حب نفس ، خودش دوست داره نمیخواد عذاب ببینه)
یه عده هم عبادت احرار و آزادگان (قوماً عَبَدُ الله حُبً) عده ای خدا را از روی حب عبادت میکنند
یعنی چه بهشت باشه و چه نباشه چون خدا رو شایسته ی عبادت یافتن خدارو از روی محبت عبادت میکنند
ریشه ی این عبادت میشه حب خدا
حالا حزب اللهی که میگیم برای ثواب ریشش رو میتراشه و موحد که میگیم چون خدا دوست داره ریشش رو میتراشه منظور این دو سبک عبادت هست
البته خدا به فضل خودش عبادت هر سه دسته رو پاداش میده اما خوب مراتبش بسیار متفاوت هست
یا علی