تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: نگرانی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)از شیعیان
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
سلام برادران و هم سنگران عزیز اول اینکه خواهش میکنم منت سر ما بگذارید و کمی از وقتتون رو به خوندن مقاله زیر اختصاص بدهید این مقاله رو سایت موعود زده بود و من لازم دیدم اینجا قرارش بدم . " نگرانی های امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از شیعیان"
ما چقدر برای فرج مولا دعا میکنیم ؟ برادران و خواهران عزیزم این مقاله رو بخونید و در این تاپیک شرکت کنید و نظراتتون رو ثبت کنید تا به لطف خدا یه نهضتی برای زیاد دعا کردن برای تعجیل در فرج راه بیفته .
"دعا برای فرج مثل نماز میت واجب کفایی نیست مثل نماز های یومیه برای تمام مکلفین واجبه!!!"


حجاب و عفت:

مرحوم آیت الله سید محمدباقر مجتهد سیستانی (رحمة الله علیه) پدر آیت الله سید علی سیستانی تصمیم می گیرد برای تشرّف به محضر امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) چهل جمعه در مساجد شهر مشهد زیارت عاشورا بخواند. در یکی از جمعه های آخر، نوری را از خانه ای نزدیک به مسجد مشاهده می کند. به سوی خانه می رود می بیند حضرت ولی عصر امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در یکی از اتاق های آن خانه تشریف دارند و در میان اتاق جنازه ای قرار دارد که پارچه ای سفید روی آن کشیده شده است. ایشان می گوید هنگامی که وارد شدم اشک می ریختم سلام کردم، حضرت به من فرمود: «چرا اینگونه به دنبال من می گردی و این رنج ها را متحمّل می شوی؟! مثل این باشید- اشاره به آن جنازه کردند- تا من بدنبال شما بیایم!»

بعد فرمودند: «این بانویی است که در دوره کشف حجاب- در زمان رضا خان پهلوی- هفت سال از خانه بیرون نیامد تا چشم نامحرم به او نیفتد.» (1)


رعایت حلال و حرام در زندگی


یکی دیگر از نگرانی های امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بی توجهی مردم به حلال و حرام است. یکی از دانشمندان مدت ها در آرزوی زیارت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بود، برای رسیدن به این هدف زحمت های فراوان کشید از جمله علم جفر آموخته و چلّه نشینی کرده و چهل شب چهارشنبه به مسجد سهله رفته بود. اما هر چه می کوشید راه به جایی نمی برد تا به او گفتند: دیدار امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) برای تو ممکن نیست مگر در فلان شهر. او حدود 37 روز در آن شهر می ماند تا در بازار آهنگرها کنار دکان پیرمردی قفل ساز هنگامی به محضر امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) شرفیاب می شود که آن حضرت در کنار پیرمرد قفل ساز نشسته و با او گرم گرفته بودند و سخن می گفتند. در همین حال می بیند پیرزنی ناتوان و قد خمیده ،عصا زنان آمده و با دست لرزان قفلی را نشان داد و گفت: «برای رضای خدا این قفل را به مبلغ سه شاهی از من بخرید. من سه شاهی پول نیاز دارم.»

پیرمرد با کمال سادگی گفت: «این قفل دو عباسی و هشت شاهی ارزش دارد، من آن را به هفت شاهی می خرم زیرا در معامله دو عباسی بیش از یک شاهی منفعت بردن بی انصافی است.» پیرزن با ناباوری گفت: «من التماس کرده ام اما هیچ کس راضی نشد این قفل را به سه شاهی از من خریداری کند.» سرانجام پیرمرد هفت شاهی پول به آن زن داد و قفل را خرید هنگامی که پیرزن رفت امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به من فرمود: «آقای عزیز! دیدی؟ اینطور باشید تا ما به سراغ شما بیاییم. چلّه نشینی لازم نیست، علم جفر سودی ندارد، علم سالم داشته باشید و مسلمان باشید. در تمام این شهر من این پیرمرد را انتخاب کرده ام چون دین دارد و خدا را می شناسد، هفته ای بر او نمی گذرد مگر اینکه من به سراغ او می آیم و از او دلجویی و احوال پرسی می کنم.»(2)

بی توجهی شیعیان به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)


مرحوم حاج محمدعلی فشندی تهرانی می گوید که در مسجد جمکران سیدی نورانی را دیدم با خود گفتم این سید در این هوای گرم تابستانی از راه رسیده و تشنه است ظرف آبی به دست او دادم تا بنوشد و گفتم: «آقا! شما از خدا بخواهید تا فرج امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نزدیک گردد.» فرمودند: «شیعیان ما به اندازه آب خوردنی ما را نمی خواهند، اگر بخواهند و دعا کنند فرج ما می رسد.»(3)


اعمال ناپسند و بی توجهی به عرضه اعمال

در تشرّف مرحوم شیخ محمدطاهر نجفی، خادم مسجد کوفه، می فرمایند: «آیا ما شما را هر روز رعایت نمی کنیم؟ آیا اعمال شما بر ما عرضه نمی شود؟ چرا شیعیان برای فرج ما دعا نمی کنند؟»(4)

آقامیرزا محمدباقر اصفهانی می گوید که شبی در خواب گویا مولایم حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام) را دیدم که به من فرمودند: «روی منبرها به مردم بگویید که توبه کنید و برای فرج حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دعا نمائید و بدانید این دعا مثل نماز میت واجب کفایی نیست بلکه مانند نمازهای یومیه بر تمام مکلفین واجب است.»(5)

در تشرّف آقا شیخ حسیم سامرایی در سرداب مقدس فرمودند: «به شیعیان و دوستان ما بگویید که خدا را قسم بدهند به حق عمه ام حضرت زینب (علیها سلام) که فرج را نزدیک گرداند.»(6)

در تشرّف مرحوم آیت الله حاج سید محمد- فرزند آیت الله سید جمال الدین گلپایگانی (رحمة الله علیه)- امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فرمودند: «از علایم ظهور فقط علامات حتمی مانده است و چه بسا آنها نیز در مدتی کوتاه به وقوع بپیوندد. شما برای فرج من دعا کنید.»(7)

در تشرّف دیگری که یکی از علماء به محضر امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) پیدا کرده بود آن حضرت فرمودند: «به آنان بگو که برای فرج من دعا کنید تا خدا مرا از زندان غیبت نجات دهد.» (8)

همکاری شیعیان با ظالمان و ستمگران

شیخ عبدالحسین حویزاوی می گوید مردی به نام میرزا احمد رئیس شهرداری نجف اشرف بود، او مرد متدین و خوبی بود که به اجبار او را شهردار کرده بودند. شبی در عالم رؤیا به محضر امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مشرّف شدن و دیدم که رئیس شهرداری نجف نزد ایشان حاضر است حضرت با تندی به او فرمودند: «چرا داخل شغل حکومتی شدی و اسم خود را در زمره آنها محسوب داشتی؟» بعد مطلبی فرمودند که آن مرد متوجه نشد من خواستم گفته حضرت را به او بفهمانم. گفتم حضرت بقیه الله (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می فرمایند:وَ لا ترکَنُوا اِلی الّذین طَلَمُوا فَتَمّسکُمُ النّار؛ یعنی، به سوی ستمگران میل نکنید به آنان تکیه ننمایید که موجب می شود آتش شما را فرا گیرد.» وقتی این جمله را گفتم، حضرت رو به من کرد و فرمود: «پس تو چرا مدح می کنی؟» عرض کردم: «تقیه می کنم.» حضرت دست مبارک را به دهان گذاشتند و به عنوان انکار سخن من با تبسم فرمودند: «تقیه! تقیه! تقیه!- یعنی تو از روی خوف و تقیه مدح نمی کنی- هفت روز بیشتر از عمر تو باقی نیست فردا برو و مُهر حکومتی را رد کن.»(9)

تحصیل معارف از طریق غیر مشروع


امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می فرماید: «طَلَبُ المَعارِف مِن غَیرِ طَریقَتِنا اَهلَ البَیتِ مُساوِقُ لِلاِنکارِنا؛ یعنی، بدست آوردن معارف جز از طریق ما خاندان پیغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مساوی با انکار ماست.»(10)


گناه شیعیان

امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می فرمایند: «نادان ها و کم خردان شیعه و کسانی که به اندازه پر و بال پشه دین ندارند- با رفتار و گفتار ناشایست خود- ما را آزار می دهند.»(11) امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می فرمایند: «به خدا پناه می برم از کوری بعد از بینایی و از گمراهی بعد از هدایت.» (12)


پرهیز از تصرف اموال معصوم (علیه السلام)


از توقیع شریفی که به وسیله ی نایب دوّم ابوجعفر محمد بن عثمان از امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) رسیده است، آن حضرت در مورد خمس که باید به فقیه جامع الشرایط پرداخت شود، می فرماید: «کسی که آنچه را از اموال ما در دست او است حلال می داند و بدون اجازه ما در آنها تصرف می کند، همانند تصرفی که در مال خود می کند، ملعون است و در روز قیامت از دشمنان ما محسوب می گردد.»(13)

امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در توقیع شریفی می فرمایند: «هر کس در اموال مربوط به ما تصرف کند و بخورد، بدرستی که آتش را در شکم خود وارد کرده است و به زودی در آتش افروخته وارد خواهد شد.»(14)

ایشان می فرماید: «وقتی برای هیچ کس جایز نباشد که در مال دیگران بدون اجازه آنان تصرف کند چگونه این کار در مال ما جایز می شود؟»(15)

در توقیع دیگر می فرماید: «لعنت خداوند و ملائکه و تمامی مردم بر کسی که یک درهم از مال ما را حلال بداند و در آن تصرف کند.»(16)

پی نوشتها :


(1) شیفتگان حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، ج 3 ، ص 158.

(2) ملاقات با امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، ص 268.

(3) شیفتگان حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، ج 1 ، ص 155.

(4) برکات حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، ص 35.

(5) ملاقات با امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، ص 87.

(6) ملاقات با حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، ج 1 ، ص 251.

(7) شیفتگان حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، ج 1 ، ص 184.

(8) کرامات الصالحین ، ص 174.

(9) برکات حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، ص 361.

(10)صحیفه المهدی ، ص 334.

(11)احتجاج ، ج 2 ، ص 474.

(12)الخرائج ، ج 3 ، ص 1110.

(13)کمال الدین ، ص 520.

(14)کمال الدین ، ص 520.

(15)کمال الدین ، ص 521.

(16)نجم الثاقب ، ص 411.

منبع: پایگاه جامع عاشورا

http://www.mouood.org
وقتی خوب به نهج البلاغه نگاه کنید و خطبه های اونو بخونید متوجه خواهید شد که شرایط ایران ما بی شباهت به کوفه نیست
عده زیادی از مردم علی (علیه السلام) رو دوست داشتند ولی حوصله نداشتن بهش کمک کنن دقیقا مثل ما.
به قول حضرت امیر: جاهلانتان پرتلاشند و عالمانتان تن پرور
بله دوستان امروز ما هم همین حکم را داریم
حرف میزنیم و میدانیم به اندازه 1 ایت الله ولی اینقدر عمل نداریم که خودمونو آدم کنیم و دقیقا شدیم مصداق عالم بی عمل
این مرض سستی و بی ارادگی هست که ما گرفتارشیم
پس اگه میخوایید کار بدرد بخور انجام بدید ببینید چیکار کنیم تا علم رو عمل کنیم
همین
«شیعیان ما به اندازه آب خوردنی ما را نمی خواهند، اگر بخواهند و دعا کنند فرج ما می رسد.»(3)
هر بار که این جمله رو میشنوم یا میخونم آرزوی مرگ میکنم.
آب خوردن...
راست میگی آقا.خودمو میگم.با بقیه کاری ندارم.
فقط ادعای انتظار دارم.فقط ادعاست.هنوز تشنه ت نشدم...
شاید اگه تشنه بودیم خیلی زودتر از این ها از زندان غیبت نجات پیدا کرده بودی.
ولی آقا به روم نیار.بذار با خیالاتم خوش باشم.بذار فکر کنم واقعا عاشقتم.................
«شیعیان ما به اندازه آب خوردنی ما را نمی خواهند، اگر بخواهند و دعا کنند فرج ما می رسد.»
با تشکر از شمابرای ارسال این مطلب
روزی که این مطلب رو شنیدم بعدش چند روز مریض شدم .
خیلی ناراحت بودم .
امیدوارم روزی برسه ، بتونیم جبران کنیم و نظر آقا رو برگردونیم Sad
شرمنده شدم دوباره!
برادران و خواهران ایمانی عزیزم
مولا غریب است ! مولا غمگین است ! چیز زیادی از ما نمیخواهد ! در حق مولا جفا نکنیم
برای فرجش دعا کنیم !

در تشرّف آقا شیخ حسیم سامرایی در سرداب مقدس فرمودند: «به شیعیان و دوستان ما بگویید که خدا را قسم بدهند به حق عمه ام حضرت زینب (علیها سلام) که فرج را نزدیک گرداند.»(6)

در تشرّف مرحوم آیت الله حاج سید محمد- فرزند آیت الله سید جمال الدین گلپایگانی (رحمة الله علیه)- امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فرمودند: «از علایم ظهور فقط علامات حتمی مانده است و چه بسا آنها نیز در مدتی کوتاه به وقوع بپیوندد. شما برای فرج من دعا کنید.»(7)

در تشرّف دیگری که یکی از علماء به محضر امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) پیدا کرده بود آن حضرت فرمودند: «به آنان بگو که برای فرج من دعا کنید تا خدا مرا از زندان غیبت نجات دهد.» (8)


موقعى كه به سامراء رسیدم و به منزل سرورم حضرت ابومحمّد، امام حسن عسكرى علیه السلام وارد شدم ، حضرت را دیدم كه لباسى سفید و نرم و لطیف پوشیده است ، در ذهن خود گفتم : حضرت این نوع لباس لطیف را مى پوشد؛ لیكن به ماها دستور مى دهد تا لباسى همانند فقیران و تهى دستان بپوشیم .



عدّه اى از اهالى كوفه براى تحقیق و بررسى پیرامون مسئله امام و حجّت خداوند متعال ، شخصى را به نام كامل - فرزند ابراهیم مدنى - به شهر سامراء فرستادند.

كامل گوید: هنگام حركت با خود گفتم : كسى نمى تواند وارد بهشت شود، مگر آن كه همانند من معرفت و لیاقت داشته باشد و به سمت سامراء حركت نمودم .

موقعى كه به سامراء رسیدم و به منزل سرورم حضرت ابومحمّد، امام حسن عسكرى علیه السلام وارد شدم ، حضرت را دیدم كه لباسى سفید و نرم و لطیف پوشیده است ، در ذهن خود گفتم : حضرت این نوع لباس لطیف را مى پوشد؛ لیكن به ماها دستور مى دهد تا لباسى همانند فقیران و تهى دستان بپوشیم .

در همین افكار بودم ، بدون آن كه مطلبى را ظاهر سازم و یا سخنى بگویم ، كه ناگهان امام علیه السلام نگاهى بر من انداخت و تبسّمى نمود؛ و پس از آن آستین خود را بالا زد و اظهار داشت : اى كامل ! نگاه كن .

هنگامى كه نگاه كردم ، متوجّه شدم كه حضرت زیر لباس هایش ، لباسى زِبر و خشن پوشیده است .

سپس فرمود: این نوع لباسى را كه در ظاهر مى بینى ، براى حفظ موقعیّت اجتماعى شماها است و آن دیگرى را كه در زیر لباس هایم مى بینى ، براى خود پوشیده ام .

كامل گوید: نسبت به افكار غلطى كه برایم پیش آمده بود، بسیار شرمنده و سرافكنده شدم و سر جاى خود نشستم .

پس از گذشت لحظه اى ، ناگهان متوجّه شدم كه نسیمى به وزیدن گرفت و با وزش باد، پرده اى كه جلوى درب خروجى آویزان كرده بودند كنار رفت ؛ و در همین بین ، چشمم بر كودكى رشید افتاد كه همانند ماه ، روشن و نورانى بود.

آن گاه كودك مرا صدا نمود: اى كامل بن ابراهیم !

من با شنیدن این سخن تعجّب كرده و بر خود لرزیدم و گفتم : بله ، بله ، اى سرورم ! چه مى فرمائى !؟

فرمود: آمده اى تا درباره حجّت خدا تحقیق كنى ! و این كه مى خواهى بدانى آیا كسانى امثال تو وارد بهشت مى شوند؟

اظهار داشتم : بلى ، قسم به خدا! به همین منظور آمده ام .

بعد از آن فرمود: و نیز آمده اى تا درباره طایفه مفوّضه و عقائدشان تحقیق و بررسى نمائى ؟

سپس در ادامه فرمایش خود افزود: اى كامل ! آن ها دروغ مى گویند، قلب هاى ما اهل بیت - عصمت و طهارت - جایگاه اراده و مشیّت الهى است و ما چیزى بدون اراده و بدون مشیّت خداوند متعال نمى دانیم ، پس ‍ چنانچه او اراده نماید، ما نیز اراده مى كنیم .

پس از آن پرده به حالت اوّل خود بازگشت و دیگر آن مولود عزیز - مهدى موعود علیه السلام را ندیدم .

بعد از این جریان ، حضرت ابومحمّد، امام عسكرى علیه السلام نیز تبسّمى نمود و اظهار داشت : اى كامل ! دیگر منتظر چه هستى ؟

آیا درباره حجّت خداوند به نتیجه نرسیدى ؟!

آن كودكى را كه مشاهده نمودى ، مهدى و حجّت خدا بعد از من مى باشد و آنچه را كه تو در فكر و ذهن خود گذرانده بودى ، برایت بازگو كرد؛ و نیز پاسخ مطالب تو را داد.

پس از جاى خود برخاستم و با خوشحالى و سرور از این كه توانستم به مقصود خود دست یابم از محضر مقدّس و مبارك حضرت خداحافظى كرده و بیرون آمدم .

تبیان
منبع : http://www.mouood.org/
یاستار
سلام آقا ،نمیدونم باید بهت چی بگم ولی آقا باور کن همین یه کم دعایی که میکنم برای تعجیلت از ته قلبمه ،آقا ما خیلی روسیاهیم ولی آقا اگر دوران ظهورت بودیم ما رو به عنوان یه عضو خیلی کوچیک سپاهت قبول کن .
آقا به جان مادرت زهرا بیا.
يا رب فرج امام ما را برسان.........
دوستان اولین مشکل ما این است که میدانیم آمدن مهدی(علیه السلام) خیلی خوب است و میدانیم اگر بی امام بمیریم بدبختیم
ولی ایمان نداریم آمدن مهدی(علیه السلام) خوب است و ایمان نداریم اگر بی امام بمیریم بدبختیم

تا علم ما به ایمان تبدیل نشود مثل پشت کنکوریی هستیم که 2روز درس میخواند و 1ماه ...

پس اول علم به ایمان
و دوم ایمان به عمل

چالش بزرگ ما این دو است

لطفا اگر راهکار دارید برای تبدیل علم به ایمان حقیر را راهنمایی کنید
سید بن طاووس خود گفته است:

من، شب چهارشنبه سیزدهم ذی‌القعده سال 638 قمری در "سرّ من رأی"در سرداب مطهر بودم، در هنگام سحر، آوای دل‌نشین امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را شنیدم که این دعا را می‌خواند:

اِلهى بِحَقِّ مَنْ ناجاکَ وَبِحَقِّ مَنْ دَعاکَ فِى الْبَرِّ وَالْبَحْرِ تَفَضَّلْ عَلى فُقَراَّءِ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ باِلْغَناَّءِ وَالثَّرْوَةِ وَعَلى مَرْضَى الْمُؤْمِنینَ والْمُؤْمِناتِ بِالشِّفاَّءِ وَالصِّحَةِ وَعَلى اَحْیاَّءِ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ بِاللُّطْفِ وَالْکَرامَةِ وَعَلى اَمْواتُ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ بِالْمَغْفِرَةِ وَالرَّحْمَةِ وَعَلى غُرَباَّءِ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ بِالرَّدِّ اِلى اَوْطانِهِمْ سالِمینَ غانِمینَ بِمُحَمَّدٍ وَآلِهِ اَجْمَعینَ



خدایا شیعیان ما را از شعاع نور ما و طینت ما خلق کرده‌ای، آن‌ها گناهان زیادی به اتکا بر محبت و ولایت ما کرده‌اند، اگر گناهان آنها گناهانی است که در ارتباط با توست، از آنها در گذر، که ما را راضی کرده‌ای و آن چه از گناهان آنها در ارتباط با خودشان و مردم است، خودت بین آنها را اصلاح کن و از خمسی که به حق ماست، به آنها بده تا راضی شوند و آن‌ها را از آتش جهنم نجات بده و آن‌ها را با دشمنان ما در سخط خود جمع نفرما
آدرس های مرجع