شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
به نام خالق بی همتا
نذر کردم اگر حاجتم برآورده شد چهل بار زیارت عاشورا بخوانم ، یک سال متوالی برای نیتی خاص هر روز صبح سوره یاسین را قرائت کردم ، مراسم ختم سوره انعام را برگزار کردم و صدقه فراوان دادم امّا ... امّا حاجت روا نشدم . دیگر خسته شده و حوصله دعا کردن ندارم و ... اندر احوالات بعد حاجت روا نشدن سخن بسیار است برای آگاهی بیشتر با ما همراه باشید.
دعا کردنها و اجابت نشدنها
فراوان برای هر کدام از ما اتفاق افتاده که راه کارها و اعمال و دعاهای خاصی را به ما پیشنهاد کردهاند تا به مراد دلمان برسیم از چلهنشینی ها گرفته تا ختم انعام و ختم قرآن و غیره و ... . اما بعد از انجام این نسخهها به نتیجه نرسیدهایم . چقدر تحمل زحمت کردیم ، رنج کشیدیم و از همه مهمتر امیدوار بودیم اما آخر نشد که نشد. بعد از انجام مراسم خاص مدتی را به انتظار مینشینیم، وقتی گشایشی نشد تازه نوبت به گله و شکایت می رسد. اجازه بدهید مراحل بعد از اجابت نشدن را به ترتیب با هم بررسی کنیم .
مراحل بعد از اجابت نشدن دعا
بعد از گذشت چند صباحی که به مراد دلمان نرسیدیم اولین حس که به سراغ آدم میآید حس ناامیدی است. فرد با خود فکر میکند که دیگر همه چیز تمام شد، هیچگونه امیدی نیست و این مسئله برای او حل نخواهد شد ۲.بعد از ناامید شدن تازه نوبت ریز شدن نسبت به مسائل است ، در این هنگام است که شک به سراغ انسان میآید و کل قانون و نظم و نظام کائنات را زیر سؤال میبرد . از خدا گرفته تا تمام مقدسات مورد شک و تردید قرار میگیرد .
راه و روش ما در دعا کردن ، حالت کودکی لجباز را دارد که با گریه و زاری و لجبازیهای بی موردش سعی دارد به خواسته خود دست یابد و با تکرار این عمل خود هم والدین خود را میرنجاند و هم ممکن است باعث این شود که به خواستهاش نرسد . ما نیز در برابر سرور خویش ادعای سروری میکنیم .خیلی خوش بین باشیم ، فرد حاجتمند اگر از این مراحل به سلامت گذر کرده و به خود بیاید یک سؤال اساسی خواهد پرسید ، اینکه چرا دعایم مستجاب نشد ؟ و اساسیتر از آن دنبال جواب بودن است و در نهایت اینکه جوینده یابنده است حتماً به علل و عواملی که سبب عدم استجابت دعای او شده خواهد رسید .
زمزمههای بعد از عدم استجابت دعا
از توهماتی که بعد از اجابت نشدن ( از دید خودمان ) به سراغمان میآید برخی بسیار آزار دهنده و برخی بسیار خطرناک است . نا امیدی را نمیتوان دست کم گرفت امری است که انسان زنده را تبدیل به مرده محرک میکند . مرحله دوم شک ، خانه برانداز است کافیست کمی بنیان اعتقاداتمان ضعیف باشد کاملاً جهت فکری ، اعتقادی و در نهایت زندگیمان از این رو به آن رو خواهد شد . و در مرحله سوم که بهترین مرحله و در حقیقت چراغ روشنگری است ممکن است این مسائل به ذهن خطور کند که شاید دعاها را اشتباه قرائت کردهام و یا همراه دعا کاری خاص باید انجام میگرفته و یا گناهی را مرتکب شدهام که مانع راهم شده است و سخن همین جاست ( چه کاری کردم و چه نباید میکردم ؟)
حضرت علی (علیهالسلام) در نهجالبلاغه میفرمایند : دعا کننده بدون عمل مانند تیرانداز بدون وتر ( کمان ) است مهمترین علت عدم استجابت دعا
کاری با علل و عوامل عدم استجابت دعا ندارم که اگر بنا باشد آنها را شرح دهیم ساعتها به طول خواهد انجامید فقط توجه من به یکی از این عوامل میباشد که به نظر میرسد مهمترین آنها باشد که اکثراً از آن غافلاند . سادهتر بیان میکنم در تأثیر این چلهنشینی ها و دعا و ذکرها حرفی نیست اما این ادعیه زمانی سودمند خواهند بود که مانعی در برابرشان قرار نگیرد . بر فرض مثال مراسم جهت قرائت دعای خاص برگزار میشود اما شما این مجلس را تصور کنید؛ اولین دغدغه صاحب مجلس لباس و دک و پزش در برخورد با دوست و آشنا خواهد بود دغدغه بعدی ست بودن وسایل پذیرایی و کم و کیف آن است و این قصه سر دراز دارد . بعد از پایان مجلس نوبت به میهمان عزیز میرسد که هر کدام بنا به نیتی در این مجلس حضور به عمل رساندهاند و حالا دور ، دورِ سخن چینی و غیبت و تمسخر و ... است . با این اوضاع و احوال آیا دعا مستجاب خواهد شد ؟
تیر انداز بدون کمان
حدس میزنم تا به حال متوجّه منظورم شده باشید برای روشن شدن مطلب مثالی میزنم ، کودکی را فرض کنید که از پدر و مادر خود چیزی را مطالبه میکند و این کودک با وجود سن کم حداقل عقلش به این قد میدهد کاری نکند که موجبات نارضایتی والدینش را فراهم شود و آنها را از برآورده کردن خواستهاش منصرف سازد . اما ما آدمهای عاقل و بالغ حداقل تا زمان برآورده شدن حاجتمان کاری نمیکنیم تا خدا از ما خشنود شده یا حداقل ناراحتیاش را سبب نشویم تا به مراد دلمان برسیم . حضرت علی (علیهالسلام) در نهجالبلاغه میفرمایند : دعا کننده بدون عمل مانند تیرانداز بدون وتر ( کمان ) است . ( نهجالبلاغه / حکمت ۳۳۷ ) منظور از عمل در این گفتار حکیمانه بندگی کردن خداوند باشد .
رابطه ارباب و بنده را تصور کنید ارباب امر کرده و بنده باید امر او را اجابت کند و اگر بنده ، بنده مطیعی باشد اگر روزی هم بنده خواستهای از ارباب داشته باشد ارباب حتماً اجابت خواهد کرد . حال که پروردگار ما به رحمانیت و رحیمیت معروف است چگونه است که در این حالت اجابتمان نسازد ؟
]راه و روش ما در دعا کردن ، حالت کودکی لجباز را دارد که با گریه و زاری و لجبازیهای بی موردش سعی دارد به خواسته خود دست یابد و با تکرار این عمل خود هم والدین خود را میرنجاند و هم ممکن است باعث این شود که به خواستهاش نرسد . ما نیز در برابر سرور خویش ادعای سروری میکنیم در حالیکه بچگی میکنیم و راه و رسم بندگی را به فراموشی میسپاریم پس میتوان با قاطعیت گفت : بندگی کن تا اجابت شوی نه بچگی .
.................................................................
منابع : نهجالبلاغه ترجمه دشتی
گاهی با همه سهلالوصول بودن اجابت و تأکید بر صرف خواندن خدا برای مستجاب شدن، دعاهای ما اجابت نمی شود. یعنی همانی که میخواستیم برایمان اتفاق نمیافتد یا اوضاع همان جور که ما دل مان میخواهد پیش نمیرود. فراموش نکنیم که برای اجابت دعایمان، در ابتدا باید موانع را از میان برداشت. موانعی چون : گناه - لقمه های مورد دار - خواستن محال و البته از عدم مصلحت هم نباید غافل شد - باید شرایط استجابت دعا رو مهیا کرد .
در آیه 88 سوره انبیاء ، خداوند جای شاه کلید نجات آدم ها را یاد می دهد که هر وقت و در هر شرایطی اگر یاد من کنید و وصل کنید خودتان را به منبع نیرو و رحمت من، نجات پیدا می کنید. اصلاً نجات و رستگاری اثر وضعی دعا کردن است.
به نام خدا
باسلام
(۱۳/بهمن/۹۰ ۱۴:۲۰)N.Mahdavian نوشته است: [ -> ]...
اولین دغدغه صاحب مجلس لباس و دک و پزش در برخورد با دوست و آشنا خواهد بود دغدغه بعدی ست بودن وسایل پذیرایی و کم و کیف آن است و این قصه سر دراز دارد . بعد از پایان مجلس نوبت به میهمان عزیز میرسد که هر کدام بنا به نیتی در این مجلس حضور به عمل رساندهاند و حالا دور ، دورِ سخن چینی و غیبت و تمسخر و ... است . با این اوضاع و احوال آیا دعا مستجاب خواهد شد ؟
اشتباه نكنيد لزومي ندارد همه گناهكار باشن يا دلهاشان از حرام پر شده باشد يا ...
بعضي مواقع مصلحت نيست!
بنابر آيه قرآن چه چيزهايي را كه ما خوش داريم و آن شر است براي ما و چه چيزهايي را ناپسند دانيم و آن خير است براي ما.
نوشته هاي بنده صرفا يادآوري بود براي تكميل مطالب دوستان.
(۱۳/بهمن/۹۰ ۱۵:۳۳)najmeh نوشته است: [ -> ]اشتباه نكنيد لزومي ندارد همه گناهكار باشن يا دلهاشان از حرام پر شده باشد يا ...
بعضي مواقع مصلحت نيست!
بنابر آيه قرآن چه چيزهايي را كه ما خوش داريم و آن شر است براي ما و چه چيزهايي را ناپسند دانيم و آن خير است براي ما.
نوشته هاي بنده صرفا يادآوري بود براي تكميل مطالب دوستان.
سلام بر شما خواهرم!
ممنون از نکته ای که عرض کردید...
فرمایش شما کاملا متین است ازتون می خوام نگاهی هم به این تقسیم بندی بیندازید:
انسان ها از نظر اجابت دعا چند دسته اند:
1- کسانی که اهل گناه اند ممکن است همه ی دعاها و یا برخی از آن ها به اجابت برسد! زیرا در روایات آمده است که گاهی خداوند چون دوست ندارد صدای بنده ای را بشنود همین که او چیزی درخواست کرد خواسته اش را برآورده می کند تا دوباره او را صدا نزند و در خانه اش نرود و بر عکس گاهی اجابت دعا و خواست بنده ای را به تأخیر می اندازد چون او را دوست دارد و مایل است او مکرر به در خانه اش بیاید و او را صدا بزند.
2- کسانی که اهل گناه نیستند و سعی می کنند تا جایی که ممکن است حدود الهی را رعایت کنند. در مورد این دسته اگر مصلحت الهی در استجابت دعای وی باشد، دعایش به اجابت می رسد و اگر دعای چنین کسی مستجاب نشد، قطعاً مصلحت خداوند این است که استجابت دعای او به تأخیر افتاده و یا اصلاً مستجاب نشود، که در آن هم مصلحتی است و خداوند می خواهد پاداش بهتری در عوض عدم استجابت این دعا در آخرت به بنده عنایت کند. (البته رعایت شرایط عمومی دعا ضروری است.)
امام صادق علیه السلام می فرماید: مؤمن [در آخرت] آرزو می کند که [ای کاش] هیچ دعایی از او در دنیا مستجاب نشده بود به خاطر آنچه که از پاداش [در آخرت] می بیند. (میزان الحکمة، 5728)
3- در نهایت انسان هایی هستند که قصد معصیت و گردن کشی در مقابل خداوند را ندارند و ناخواسته گرفتار هوای نفس و شیطان شده و گناهی از سر ناآگاهی از آنان سر زده است. دعای این دسته از افراد نیز در معرض اجابت است زیرا قلبا راضی به گناه نیستند و ناخواسته به گناه آلوده می شوند. این گروه از عنوان بندگی خدای خارج نیستند و مورد این خطاب که «وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُواْ لِی وَلْیُؤْمِنُواْ بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ » (بقره، 186) هنگامی که بندگان من از تو درباره من سؤال کنند [بگو] من نزدیک هستم [و] دعای درخواست کننده را- به هنگامی که مرا می خواند- اجابت می کنم...
4- افراد مستجاب الدعوه: اگر انبیاء و اولیاء الهی مستجاب الدعوه بودند به خاطر این بوده است که رابطه خوب و عمیقی با خدای متعال داشتند، مطیع او بودند، و هرگز با او مخالفت نمی ورزیدند. البته این حالت؛ یعنی مقام استجابت دعا، اختصاص به ایشان نیز ندارد؛ یعنی برای تمامی مؤمنان در صورتی که بتوانند رابطه صمیمی و مستحکمی با خدای تعالی برقرار نمایند، ممکن است.
البته ممکن است کسی بگوید: خوب ما که مستجاب الدعوه نیستیم و از چنین وجاهت و آبرومندی نزد خدای تعالی برخوردار نیستیم، هنوز خود سازی نکرده ایم و از آلودگی ها خودمان را کاملا پاک نساخته ایم ما باید چه کنیم؟ آیا نباید دعا کنیم و مستقیم درب خانه خدا برویم؟
در این زمینه گفتنی است: خوشبختانه برای این افراد که اکثریت مومنان را تشکیل می دهند نیز راه باز است، به طور کلی در ارتباطی که انسان با خدای خود دارد، هیج درب بسته، راه نرفتنی و هدف نارسیدنی وجود ندارد. در آستان ربوبی، همه چیز شدنی و رسیدنی است؛ منتهی باید توجه داشت، اگر کسی خودش آبرومندی کافی ندارد و از وجاهت لازم برخوردار نیست، راه ارتباط برای او این است که به آبرومند و صاحب وجاهتی رجوع کند و او را میان خود و خدا وسیله و واسطه قرار دهد.
در همین زمینه قرآن کریم مىفرماید:
«وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَةَ»
«به سوى خداوند واسطه بجویید. (مائده، آیه 35)
بحث شفاعت و توسل دقیقا برای این رابطه لحاظ شده است و فلسفه آن جبران نقائصی است که انسان ها، به خصوص مؤمنین، برای ارتباط با ذات هستی دارند.
به دعای توسل توجه کنید، در پایان هر فراز از آن آمده یا وجیهاً عند الله اشفع لنا عند الله، یعنی ای آبرومند نزد خدا که در اثر این آبرومندی اگر به او رجوع کنی و از او چیز بخواهی دست رد به سینه تو نمی زند، ما را که از چنین آبرویی برخوردار نیستیم و نتوانسته ایم خدای تعالی را، آنچنان که باید از خود راضی نماییم، دریاب و میان ما و خدای متعال به جهت قربی که داری واسطه شو و از او بخواه که نیازها و حاجت های ما را برآور.
یا حق
نکته ی یک: ای بسا کودکی عسل خورده باشد و از پدرش خربزه طلب کند
پدر که میداند خربزه بعد از عسل چه خواهد کرد با کودکش به رغم اصرار شدید فرزندش او را خربزه نمیدهد اما چیزی میدهد که برایش بهتر از خربزه است و درخواست فرزندش را در چیزی که ضرر فرزندش در آن است را پاسخ میگوید با چیزی که حقیقتاً به سود فرزندش می باشد
نکته ی دو: به قول استاد: خدا کارگر افغانی نیست
و باز به قول استاد: ما معمولاً تا زمانی خدا را بندگی میکنیم که یخچالمان پر از مرغ است
ندادن های خدا از مراتب امتحان ما است که ببینیم آیا در ندادن حاجات هم خدا را بنده ایم یا نعوذاً بالله متوقعانه با خدا برخورد میکنیم، گویی کارگر افغانی است
نکات بسیار است و مجال اندک
التماس دعا
راستی:
خدا کریم است و از کریم کسی چیزی بخواد دستخالی نمیمونه
محاله
هر دعایی رو که انجام بدی از سه حال خارج نیست
1- یا اون دعا به خیر و صلاح شماست و خدا دریغ نداره و به شما میبخشه همون رو
2- یا اون دعا به خیر و صلاح شما نیست ، خدا بهتر از اون رو به شما میده
3- یا اون دعا رو برای شما ذخیره میکنه در روزی که بیش از هر زمانی نیاز مند هستی و دستت هم به هیچجا بند نیست بهت میده یعنی روز قیامت حوائجت رو برای ابدیتت براورده میکنه نه برای این دو روز دنیا
یه نکته ی دیگه هم هست
گاهی ما یه کارا (گناهانی) مرتکب میشیم که مثل قفسی میشه که پرنده ی دعای ما رو نمیذاره به مقصد برسه
به اصطلاح باعث زندانی شدن دعاهامون میشه
از بدترین نوع گناهان اون گناهانی هست که مطمئن هستیم که گناه هست و عمداً صرفاً از روی شهوات و نفسانیات تن به اونها میدیم
کلید گشایش کارها در امر دعا ، استغفار زیاد به درگاه خداست و اعترف به گناه فقط و فقط به پیشگاه خدا
نکته ی دیگه این که
بعضی وقتا خدا میخواد عیار ایمان خودمون رو به خودمون نشون بده
به قول استاد میگه خیلی از ماها فقط تا زمانی خدا رو بنده هستیم که یخچالمون پر از مرغ باشه
توی سختیای دنیای زودگذر چی؟
خدارو بنده هستیم؟
نکته ی دیگه
در دعا شدیداً باید به خدا خوشگمان بود و گمان خیر داشت
خدا میفرماید به من گمان خیر داشته باشید من نزد گمانهای شما هستم
ما موقع دعا بیشتر اطمینان داریم که خدا میخواد بهمون بده اون خواسته ای که داریم رو یا بیشتر شک داریم؟!
یکی رفته بود زندان میگفت فلانی برای خلاصی خودت دعا کن
زندانی بهش گفته بود وقتی میدونم خلاص نمیشم چرا دعا کنم
خیلی از ماها موقع دعا یه همچین نگاهی رو ته قلبمون داریم یعنی با نا امیدی دعا میکنیم
بیشتر احتمال مستجاب نشدن میدیم تا مستجاب شدن
نکته ی بعدی ما به غیر خدا خیلی دل میبندیم در کارهامون
به طور مثال یارو میخواد بره سر جلسه ی امتحان میگه خدایا توکل به تو
بعد میگرده ببینه پیش کی بشینه بهتر هست
تبصره:
ما کریم را چه ترجمه میکنیم؟ بخشنده
جواد را چه ترجمه میکنیم؟ بخشنده
وهاب را چه ترجمه میکنیم؟ بخشنده
که همه ی اینها کاملاً ناقص است و با معنای حقیقی آنها بسیار فاصله دارد
کریم به بخشنده ای گویند که وقتی از او درخواست میشود در خواست را رد نمیکند و در ازای بخشش خود چیزی طلب نمیکند و منتی نمیگذارد
جواد به بخشنده ای گویند که قبل از اینکه شما از او در خواست کنی به تو میبخشد و حتی اجازه ی ابراز درخواست را هم به تو نمیدهد
وهاب یعنی چی؟
وهاب از ریشه وَهَبَ میاد
هبه یعنی هدیه
هدیه اون چیزی هست که ما از کسی انتظار یا درخواست دریافتش رو نداریم اما از دریافتش بسیار خرسند میشیم و به اصطلاح خودمون سورپرایز میشیم
حالا وهاب یعنی کسی که بسیار هدیه میده
و در حدیث است کسی که در سجده 14 بار خدارو با این نام صدا بزنه خدا متناسب با همین نامش باهاش برخورد میکنه
با سلام
اندر حکایت بر آورده شدن یا نشدن حاجات و دعاها علت های زیادی وجود داره که حاج علی 110 خوب اشاره کردند
به نام خدا
باسلام
ذكر نكته اي جهت يادآوري:
هيچ دعايي نيست كه مستجاب نشود چرا كه اجابت به معني پاسخ دادن است نه دادن چيزي كه ما مي خواهيم.
در روايات داريم (يادم نيست از كدوم امام) كه مومن با دعا كردن 1. يا دعايش مستجاب مي شود (خدا پاسخش را مي دهد)2. يا دعايش در دنيا پذيرفته مي شود3. يا در آخرت چيزي بهتر از آن بابت دعايش مي دهند 4. يا گناهانش آمرزيده مي شود.
پس هيچگاه دعا كردن را فراموش نكنيد. مخصوصا دعا در حق ديگران كه سنت حضرت فاطمه سلام الله عليها ست.
التماس دعا
امام علی (علیه السلام) (نهج البلاغه حكمت 337) :
دعا كننده بدون عمل و تلاش مانند تيرانداز بدون زه است.
كسى نزد اميرمؤ منان على (عليه السلام) از عدم استجابت دعايش شكايت كرد و گفت با اينكه خداوند فرموده دعا كنيد من اجابت مى كنم ، چراما دعا مى كنيم و به اجابت نمى رسد ؟!
امام در پاسخ فرمود:
قلب و فكر شما در هشت چيز خيانت كرده لذا دعايتان مستجاب نمى شود:
1- شما خدا را شناخته ايد اما حق او را ادا نكرده ايد، بهمين دليل شناخت شما سودى بحالتان نداشته.
2- شما به فرستاده او ايمان آورده ايد سپس با سنتش به مخالفت برخاسته ايدثمره ايمان شما كجا است ؟
3- كتاب او را خوانده ايد ولى به آن عمل نكرده ايد، گفتيد شنيديم و
اطاعت كرديم سپس به مخالفت برخاستيد.
4- شما مى گوئيد از مجازات و كيفر خدا مى ترسيد، اما همواره كارهائى
مى كنيد كه شما را به آن نزديك مى سازد ...
5- مى گوئيد به پاداش الهى علاقه داريد اما همواره كارى انجام مى دهيد كه شما را از آن دور مى سازد ...
6- نعمت خدا را مى خوريد و حق شكر او را ادا نمى كنيد.
7- به شما دستور داده دشمن شيطان باشيد(و شما طرح دوستى با او مى ريزيد) ادعاى دشمنى با شيطان داريد اما عملا با او مخالفت نمى كنيد.
8- شما عيوب مردم را نصب العين خود ساخته و عيوب خود را
پشت سر افكنده ايد .. . با اين حال چگونه انتظار داريد دعايتان به
اجابت برسد؟ در حالى كه خودتان درهاى آنرا بسته ايد؟
تقوا پيشه كنيد، اعمال خويش را اصلاح نمائيد امر به معروف و نهى از منكركنيد تا دعاى شما به اجابت برسد.
(۲۲/اردیبهشت/۹۱ ۱۷:۳۸)N.Mahdavian نوشته است: [ -> ]امام علی (علیه السلام) (نهج البلاغه حكمت 337) :
دعا كننده بدون عمل و تلاش مانند تيرانداز بدون زه است.
كسى نزد اميرمؤ منان على (عليه السلام) از عدم استجابت دعايش شكايت كرد و گفت با اينكه خداوند فرموده دعا كنيد من اجابت مى كنم ، چراما دعا مى كنيم و به اجابت نمى رسد ؟!
امام در پاسخ فرمود:
قلب و فكر شما در هشت چيز خيانت كرده لذا دعايتان مستجاب نمى شود:
1- شما خدا را شناخته ايد اما حق او را ادا نكرده ايد، بهمين دليل شناخت شما سودى بحالتان نداشته.
2- شما به فرستاده او ايمان آورده ايد سپس با سنتش به مخالفت برخاسته ايدثمره ايمان شما كجا است ؟
3- كتاب او را خوانده ايد ولى به آن عمل نكرده ايد، گفتيد شنيديم و
اطاعت كرديم سپس به مخالفت برخاستيد.
4- شما مى گوئيد از مجازات و كيفر خدا مى ترسيد، اما همواره كارهائى
مى كنيد كه شما را به آن نزديك مى سازد ...
5- مى گوئيد به پاداش الهى علاقه داريد اما همواره كارى انجام مى دهيد كه شما را از آن دور مى سازد ...
6- نعمت خدا را مى خوريد و حق شكر او را ادا نمى كنيد.
7- به شما دستور داده دشمن شيطان باشيد(و شما طرح دوستى با او مى ريزيد) ادعاى دشمنى با شيطان داريد اما عملا با او مخالفت نمى كنيد.
8- شما عيوب مردم را نصب العين خود ساخته و عيوب خود را
پشت سر افكنده ايد .. . با اين حال چگونه انتظار داريد دعايتان به
اجابت برسد؟ در حالى كه خودتان درهاى آنرا بسته ايد؟
تقوا پيشه كنيد، اعمال خويش را اصلاح نمائيد امر به معروف و نهى از منكركنيد تا دعاى شما به اجابت برسد.
بسم الله الرحمن الرحیم
بابی انت و امی یا امیرالمومنین علیه السلام
ای جانم علی "
رحمت به دوستان علی "