۱۳/بهمن/۹۰, ۱۹:۲۹
زیرتیغ سریالی ست نام آشنا، نوشته ی علی اکبر محلوجیان که می توان علت موفقیتش را در داستان پرکشش و حضور بازیگران پرآوازه اش دید. خانواده ای گرم و صمیمی از همان دست خانواده های پدر سالار (دیگر نوشته ی علی اکبر محلوجیان) و رعایت احترام بزرگتر از ویژگی های بارز و به یاد ماندنی این دو اثر است.
"فرات" سریالی ست در همین حال و هوا، نوشته دیگری از محلوجیان به کارگردانی مازیار میری. یک سریال مناسبتی که در دهه اول محرم از شبکه دو پخش شد.اکبر زنجانپور، حسن پورشیرازی، گوهر خیراندیش، فریبا جدی کار، رامین راستاد، نفیسه روشن، شیوا ابراهیمی، روح الله کمانی، نازآفرین کاظمی، سارا بهرامی و علی مرادی بازیگرانی هستند که نقش های اعضای خانواده ی حاج کاظم (اکبر زنجانپور) و ابراهیم (حسن پورشیرازی) را ایفا کرده اند. کاظم و حاج ابراهیم دوستانی صمیمی، شرکایی قدیمی و خویشانی نزدیک هستند. سال ها پیش، کاظم در اداره کارخانه اشتباهی میکند که در پی آن ابراهیم زندانی میشود. بعد از گذشت سال ها و بی اطلاعی ابراهیم از اشتباه کاظم، زندگی دو خانواده به هم نزدیک میشود. بزرگترهای خانواده زمان بله برون علی (پسر کاظم) و مریم (دختر ابراهیم) را تعیین میکنند. علی، پسری ست درس خوانده که کار کردنش در کارخانه، حسادت حامد (دیگر پسر ابراهیم) را برمیانگیزاند. حسادت حامد و طمع منصور (رقیب تجاری ابراهیم و کاظم و پدر زن حامد) دست به دست هم میدهند تا مراسم بله برون را ملغا کنند. حسادت و طمع تا جایی پیش میرود که حامد، گذشته پدر (ابراهیم) و دایی اش (کاظم) را نبش قبر میکند و آتشی به زندگی دو خانواده میاندازد. ابراهیم که از گذشته و دلیلِ به زندان افتادنش مطلع میشود؛ رابطه اش را با کاظم قطع میکند تا جایی که جلوی ازدواج علی و مریم را میگیرد. این جاست که منصور سعی میکند از این آب گل آلود ماهی بگیرد. در این گیرودار حمید (دیگر پسر ابراهیم و داماد کاظم) توسط ضربه برادرش (حامد) به کما میرود و حامد بازداشت میشود.
![[تصویر: 2121162029834big.jpg]](http://www.cinemaema.com/parameters/cinemaema/images/news/2121162029834big.jpg)
آنچه در بالا گذشت، روابط پیچیده ی شخصیت های بازی ست که مازیار میری در طول دو قسمت به خوبی آن ها را به تصویر کشید. مناسبتی بودن و زمان محدود تولید این سریال باعث شده که مازیار میری چندان به دکوپاژ های قوی و چشم نواز نپردازد. بر خلاف دیگر سریال ها که باید برای یک اتفاق جدید چند قسمت ملال آور را تحمل کنیم؛ در هر قسمت فرات اتفاق جدیدی رخ می دهد. اما چرا این سریال موفق نبود؟ چرا مخاطب کمی را به خود جلب کرد؟ به نظر می رسد داستانی که در "پدر سالار" اتفاق افتاد و به نحوی در "زیر تیغ" و به دیگر گونه ای در "مثل هیچ کس"، تکراری شده است. هر جا نویسنده با پایان داستانش مواجه شود و مجبور به نوشتن چند قسمت دیگر باشد؛ کاری نمی کند جز یک برخورد اتفاقی و به کما فرستادن یکی از شخصیت های بازی و سوتفاهم در مورد مجرم این اتفاق. این اتفاق های تکراری در سریال های تکراری، توهین کردن به مخاطب است.
![[تصویر: 219241111_orig.jpg]](http://inn.ir/iran_media/image/2011/11/219241111_orig.jpg)
به گزارش روابط عمومي شبكه دو، مفهوم اصلي قصه فرات برگرفته از تفسير امروزي اين روايت است كه علمدار كربلا(علیه السلام) با وجود اينكه خود عطش داشت از آبي كه مشكش را بر آن زد تا كودكان خيمه را سيراب كند، ننوشيد
.
آیا اگر سریال در عید نوروز و با نامی دیگر پخش می شد باز هم روابط عمومی شبکه دو این ادعا را مطرح می کرد؟ سریال و تله فیلم مناسبتی ساختن؛ در لوکیشن ها و زمان های داستان خلاصه می شود و دیگر هیچ تناسبی بین اثر و مناسبت وجود ندارد. با وجود شب دهم (ساخته حسن فتحی) به عنوان یک سریال مناسبتی آیا می توان "فرات" را هم یک سریال مناسبتی تلقی کرد؟
![[تصویر: 737981111_orig.jpg]](http://inn.ir/iran_media/image/2011/11/737981111_orig.jpg)
![[تصویر: 904461111_orig.jpg]](http://inn.ir/iran_media/image/2011/11/904461111_orig.jpg)
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
:
«إنَّ الصَّدَقَة َلتُطفِئُ غَضَبَ الرَّبِّ؛»
صدقه، خشم پروردگار را فرو مینشاند
.
از این رو اگر سریال را در ژانر دینی طبقه بندی کنیم دور از منطق نیست. صدقه خشم خدا را فرو نشاند، حمید را شفا بخشید و اعضای خانواده را گردهم آورد. نقش اول و قهرمان سریال فرات، صدقه بود. گشایش به دست صدقه صورت گرفت و صدقه پایان بخش فرات بود.
منتشر شده در ماهنامه سینما رسانه (شماره 443)
نویسنده: محمد مهدی انصاری