۲۹/اسفند/۹۰, ۱۴:۲۶
زیارت آل یاسین سلام الله علیهم اجمعین
برخی از منابع
1- احتجاج طبرسی ، ج 2، صص 316 - 318
قدیم ترین متنی که این زیارت شریفه در آن آمده است کتاب گرانقدر احتجاج است که از تألیفات پر ارزش محدّث جلیل ابومنصور احمد بن علیّ بن ابیطالب طبْرسی میباشد؛ بزرگ مردی که از علمای قرن ششم هجری و از مشایخ اجازة مرحوم ابن شهرآشوب است و همة ارباب رجال و بزرگان عالم شناس از او به قداست و عظمت یاد کردهاند.
2- بحارالانوار
فخر الشیعه و ملاذ الشریعة علّامة بزرگوار مرحوم ملّا محّمد باقر مجلسی قدس سره به خاطر اهمیّتی که این زیارت شریفه داشته است - سه مرتبه آن را در جامع پربار بحارالانوارش نقل نموده است :
الف – جلد 53، صص 171 – 173؛ در قسمت توقیعات امام عصر«علیه السلام».
ب- جلد 94، صص 2 – 5؛ در کتاب الذکر و الدعا.
ج- جلد 102، صص 81- 83؛ در کتاب المزار.
3 – فوز اکبر در توسّلات به امام منتظر عجل الله تعال فرجه، صص 68- 70
حجّة الاسلام مرحوم میرزا محمد باقر فقیه ایمانی درکتاب پر ارج فوز اکبر، نخسیتن زیارتی که برای آن بزگورار نقل نموده است زیارت شریفة آل یس است .
4- تکالیف الأنام فی غیبة الامام (پیوند معنوی با ساحت قدس مهدوی) صص 135- 138
فقید صمدانی مرحوم صدر الاسلام همدانی در کتاب نفیس تکالیف الانام این زیارت شریفه را در تکلیف بیست و پنجم – که عرض سلام به محضر آن وجود مقدّس است – آورده است .
5-مفاتیح الجنان ، صص 523- 525
ثقة المحدّثین مرحوم مبرور حاج شیخ عباسی قمی قدس سره در کتاب پر بار مفاتیح الجنان نخستین زیارتی را که برای حضرت صاحب الامر عجلّ الله تعالی فرجه الشریف نقل نموده همین زیارت است .برای اختصار، به ذکر همین پنج کتاب به عنوان نمونه بسنده میکنیم: لازم به ذکر است که مرحوم محمد بن مشهدی – که از علمای نیمه دوم سدة ششم هجری است و بیواسطه از ابن شهر آشوب حدیث نقل میکند - در کتاب نفیس مزار کبیر و همچنین مرحوم سیّد ابن طاووس قدس سره در کتاب شریف مصباح الزائر زیارتی دیگر ـ به عنوان توقیعی که از ناحیة مقدسة حضرت صاحب الامر عجل الله تعالی فرجه الشریف برای جناب محمّد بن عبدالله حِمیری رسیده است - نقل نموده و آن را به نام زیارت معروف، ندبه نامیدهاند که دستور داد شده در سرداب مقدس خوانده شود. این زیارت با زیارت آل یس در بسیاری از جملات مشابهت دارد؛ از طرفی اضافاتی دارد که در این زیارت نیست و از طرفی کاستیهایی نسبت به این زیارت دارد. به اصطلاح معروف، میان این دو زیارت عموم و خصوص من وجه است.
بعید نیست بگوییم که از آن ناحیة سامیه برای جناب حمیری دو توقیع شرف صدور یافته و به افتخار دو نامه نائل آمده است؛ یکی آنچه در مزار کبیر و مصباح الزائر 1 آمده که در خصوص سرداب جلالتْ انتساب خوانده میشود و مرحوم مجلسی هم آن را در مزار بحار از مصباح الزائر آورده و به نقل مزار کبیر هم اشاره نموده است (بحارالانوار 102: 92 – 96 ) و در کتاب ذکر و دعای بحار الانور هم آن را با ذکر سند از خطّ شیخ شمس الدین محمّد بن علی جُبَعی، جدّ شیخ بهایی رحمة الله نقل نموده است (بحار الانوار، 94: 36- 40)دیگری همین زیارت معروف و مشهور آل یس است که مرحوم طبرسی در احتجاج آورده و اختصاصی به سرداب مقدّس ندارد و همه جا میتوان از آن بهرهمند شد. این متن زیارت است که ان شاء الله مورد شرح قرا خواهد گرفت.
زیارت شریفه آل یس را چه کسی نقل کرده است ؟
راوی و ناقل این زیارت جناب ابوجعفر محمّد بن عبدالله بن جعفر بن الحسین بن مالک بن جامع الحمیری القمّی است که همة علمای رجال و بزرگان راوی شناس از او به بزرگی و قداست یاد کردهاند. او صاحب کتابهای متعددّی بود که ظاهراً چیزی از آنها در دست نیست و چون در اواخر دوران غیبت صغری میزیسته مکاتبات بسیار با ناحیة مقدسة حضرت صاحب الامر«علیه السلام» داشته و به افتخار جواب نائل آمده است. توقیعات شرف متعدّدی به وسیلة او نقل شده است که از جملة آنها همین توقعیی است که متضمّن زیارت شریفة آل یس است . پدرش جناب عبدالله بن جعفر حمیری نیز از بزرگان مکتب امامیه بود و علمای رجال او را از ثقات اصحاب و افراد مورد اعتماد حضرت هادی«علیه السلام» و حضرت عسکری«علیه السلام» شمردهاند. مکاتبات بسیار با آن حضرات داشته و همچنین به افتخار ارسال نامه و دریافت جواب از ناحیه مقدّسه ولیّ الله الاعظم اروحنا فداه نیز آمده است. او صاحب تألیفات بسیار بود که مانند کثیری از ذخائر شیعه در طول تاریخ از بین رفت و فقط اثر نفیس و جامع لطیف «قرب الاسناد»ش به یادگار مانده است .
مرحوم آیت الله بروجردی «قدس سره» او را از راویان بزرگ طبقة هشتم شمرده و بسیاری از مشایخ او، چون ابوهاشم جعفری و ابراهیم بن مهزیار و احمد بن اسحاق و ابراهیم بن هاشم، را نام برده و همچنین آنها را که از او حدیث نقل کردهاند، چون علیّ بن بابویه، پدر مرحوم صدوق، و محمّد بن الحسن بن الولید، استاد شیخ صدوق، و مرحوم کلینی و محّمدبنعبدالله بن جعفر، فرزندش، برشمرده است و با قرائن و شواهدی او را قبل از سال 240 هجری تا بعد از سال 300 در قید حیات دانسته است. 2 بنابراین محمدبنعبدالله بن جعفر راوی این زیارت شریف از معاصران مرحوم کلینی و علی بن بابویه بوده و هم طبقة آنها میباشد.
خصوصیات این زیارت
علاوه بر آنچه سابقاً از جامعیّت این زیارت در دو جهت دعایی و زیارتی اشاره کردیم، ازخصوصیّات این زیارت این است که تعلیم دهنده آن کسی است که خود او را به این جملات زیارت میکنیم. شاید چنین زیارتی در میان زیارات رسیده نباشد و یا بسیار کم باشد. نوع زیارتهای رسیده از حضرات معصومین «علیهم السلام» ازمعصومی نسبت به معصوم دیگر صادر شده و حجّتی کیفیّت زیارت حجّت دیگری را بازگو نموده است. مثلاً حضرت سجّاد «علیه السلام» زیارت امیرالمؤمنین «علیه السلام» را تعلیم میدهد و یا امام صادق«علیه السلام» کیفیّت زیارت سید الشهداء«علیه السلام» را میآموزد و یا به عنوان زیارت جامعه نسبت به همه آن ذوات مقدّسه زیارتی میرسد. اما اینکه حجّتی به خصوص بگوید: با من به این جملات سخن بگویید یا امامی مرقوم دارد که : مرا به این زیارت زیارت کنید، مورد دیگری سراغ نداریم و این امر از لطائف و خصوصیّات زیارت شریفة آل یس است. در آغاز توقیع مبارک و طغرای صحیفة میمونه چنین میخوانیم:
بسم الله الرحمن الرحیم
لا لِأمْرِالله تعقلون* ولا مِن أولیائه تَقْبَلون * حکمة بالغةٌ فما تُغن النُّذُر عن قومٍ لایؤمنون* السّلام علینا و علی عبادِ الله الصالحین * إذا أردتُم التوجُّه بنا الی الله و إلینا فقولوا کما قال الله تعالی: سلامٌ علَی آلِ یس...3
به نام خدای رحمان رحیم. شما نه نسبت به امر پرودگار تعقل میکنید و نه از اولیای او پذیرائید .حکمتی بس کامل و تمام ولی چه سودی دارد بیمها و رهنمونها نسبت به جمعی که ایمان نمیآوردند ( این جمله از توقیع مبارک تلفیقی است از دو آیة شریفة قرآن؛ آیه 6 سوره قمر و آیه 101 سورة یونس) سلام بر ما و بر بندگان شایستة خدا.هرگاه خواستید به وسیلة ما به پروردگار توجّه پیدا کنید و به ما متوجّه شوید، پس آن گونه که خدای تعالی فرموده است بگویید: بر آل یس دورد و سلام باد...
در این جمله، دو نکته قابل توجّه و عنایت است:یکی این که توقیع شریف این است که : إذا أردتُم التوجُّه بنا الی الله و إلینا فقولوا...یعنی، هرگاه خواستید به وسیلة ما به سوی خدا و سوی ما توجّه پیدا کنید ، بگویید...
میبینیم دو توجّه در عبارت آمده است : یکی توجّه الی الله، دیگری توجّه الینا و هر دو توجه بنا( بوسیلة ما)ست. مگر در آنِ واحد دو توجّه میشود؟ متوَجّهٌ الیه خداست و خاندان رسالت. گویا پیوندی ناگسستنی و ارتباطی قطع نشدنی میان ذات کبریا و این مرائی و آیینههای تمام نمای او دیده میشود که هر کس میخواهد به هر نحوی به خدا راهی جوید و به او قربی پیدا کند، باید از این راه بیاید. چه زیبا این حقیقت در فقراتی از زیارت جامعه آمده است!:مَن أراد الله بدءَ بِکُم و من وحَّدَهُ قَبِل عَنْکم وَ مَنْ قصَده توجَّه بکم.4... هرکه خدا را قصد کرد به شما توجّه نمود. عجیب سری است!
- خدا را میخواهم – بیا اینجا؛ این بندة خدا را ببین.
- میخواهم به سوی خدا روی کنم. – بیا روی دل به سوی حجّت خدا کن که خدانماست. توجّه به آنها توجّه به خداست.
چه بندگانی ! چه عَبیدی ! خدا هم به این بندگان فخر میکند. استاد وقتی شاگرد خویش را میبیند کیف میکند و با فخر و مباهات همه را ارجاع به او میدهد . میخواهی مرا ببینی، برو او را ببین.
که ندیده روی ما را
بیند به کدام رو خدا را؟
ای آن که ندیدهایش در عرش
ای آن که ندیدهایش در عرش
کن سجده جناب قدس ما را
یکتاست به خانه آنکه دیده است
یکتاست به خانه آنکه دیده است
آن گونه و طُرّة دو تا را
دل خانة ماست ؛ صیقلی کن
دل خانة ماست ؛ صیقلی کن
آیینه قطب حق نما را
این سینه سرای سرّ عشق است
این سینه سرای سرّ عشق است
پرداخته کن ز غیر ، جا را
سلطان ازل رسید تنها
سلطان ازل رسید تنها
هم ارض گرفت و هم سما را5
ترکیب و چهارچوب اجمالی زیارت
از یک جهت، این مجموعه از دو قسمت ترکیب یافته است:قسمتی به عنوان زیارت که با جملة سلامٌ علی آل یس آغاز میشود و به کلمة آمین خاتمه میپذیرد.قسمت دیگر به عنوان دعاست که با جملة اللّهمَّ إنّی أسألُکَ شروع و به عبارت یا أرحم الرّاحمین تمام میشود. از این جهت میتوان به یک ساختمانی که دو قسمت دارد تشبیه نمود ؛ آن هم چنین دو قسمتی که در عین استقلال و جدایی با یکدیگر مرتبطاند.
بخش نخست – آن که مشتمل بر سلام و درود است – متضمّن بیست و سه سلام است که با توجّه بیشتری میتوان آن را چهل سلام به حساب آورد؛ زیرا که بسیاری از فقرات آن مشتمل بر دو عنوان است که با واو به یکدیگر عطف شده و در واقع دو سلام است، همانند السّلام علیک یا خلیفة الله و ناصرَ حقّه و بعضی از آنها چهار عنوان را در خود جمع نمودهاند؛ السّلام علیک أیّها العَلَمُ المنصوبُ و العِلم المَصبوب و الغوْث و الرّحمة الواسعة وعداً غیر مکذوب که گویا در این زیارت بر آن کلمة تامة حقّ و اکمال و اتمام حجج، به عدد کمال و تمام اربعین و چهل عرض سلام داریم.نکتة دیگری که در این سلامها قابل توجّه و دقّت است این است که مجموعة این درودهای چهل گانه و سلامهای اربعین بر محور چهار امر می چرخد: قسمتی از آنها سلام به آن وجود مقّدس است به عنوان ذکر صفات کمال حضرتش؛ همچون السلامُ علیک یا داعیَ الله و ربّانی آیاته.
بخشی از آنها درود بر آن آقای هستی است در قالب اوقات و زمانیهای متفاوت؛ همانند السلامُ علیک حین تُصبح و تُمسی سلام بر تو در صبحگاه و پگاه و غروب و شامگاه.دستهای از آنها عرض سلام است با اشاره به حالات مختلف حضرتش ؛ همچون: السّلام علیک حین تقوم. السّلام علیک حین تَقْعد. سلام بر تو آن گاه که به پا خیزی. سلام بر تو آن زمان که بنشینی.آخرین قسمت ، سلام کلیّ است و درود جمعی در جملة السلام علیک بجوامع السلام.شاید این هم از خصوصیّات این زیارت شریفه باشد که از همة جوانب و جهات و زمینهها و زمانها و حالات و صفات به حضرتش عرض سلام مینماییم. این تکرار سلامها و تنّوع و تفنّن درودها میتواند بیانگر این حقیقت باشد که بنده میخواهد به هر وسیلهای که ممکن است به مولای خودش عرض ادب کند که رعیّت مایل است مراتب انقیاد و تسلیم خود را نسبت به سرور و سلطان خود اظهار دارد. لذا ، از هر طریقی وارد می شود و به هر وسیلهای برای عرض ادب تمسّک میجوید. بلکه مطلب از این بالاتر است؛ اینجا وادی محبّت است، دیار حبیب و محبوب است، خلوت سرای عاشقان دل از دست داده و سوختگان و سالکان از پا اوفتاده است . آری،
محبوب عاشقان دل از دست داده اوست
مطلوب سالکان ز پا اوفتاده اوست.6
دیگر اینجا اطناب عین ایجاز است و تفصیل به حقیقت اجمال. اینجا در حال وصل، اندوه هَجر است و درگاه دیدار، حزنِ فِراق و حِرمان. دیگر در اینجا ، بیست و سه سلام یا چهل سلام مطرح نیست. میخواهد بند بند وجودش سلامی شود و به آن جان جانان ابلاغ گردد. میخواهد هستیاش گَردی گردد و به عنوان عرض سلام گرد آن محور هستی بگردد.دیگر در اینجا حروف الفبا از قالب ریزی الفاظ باز میماند. لفظ ندارد که بیاورد. چه بگوید؟ لذا وقتی مَرکب باد پای کلمات در دیار یار از تک واماند و لفظی برای ابلاغ سلام و عرض تحیّت و دورد پیدا نکرد، با جملة السلام علیک بجوامع السلام صحیفة سلام و کتاب درود را مُهر میزند. بگذریم و از این وادی زود عبور کنیم که :
دلا ، راه تو پرخار و خَسَک بی.
بخش دوم از قسمت نخست بر بیان یک دورة اجمالی عقائد حقّة امامیة مشتمل میباشد، از مبدأ تا معاد که به صورت گواه گرفتن آن وجود مقّدس بر آنها ذکر شده است . در آخر هم گویی خود را درحضور میبیند و با شور و شوق وضع درونی و باطنی خود را نسبت به خاندان پاک رسالت اظهار میدارد.اما قسمت دوم - که به عنوان دعا آمده است – از جهت کلّی دو گونه است و دو نمود دارد: نمودی از دعا و مسألت برای خود زائر و داعی و گونهای از آن صلوات و تحیّت برای آن وجود مقدّس و ذکر اوصاف کمال و جمال او در خواستاری حفظ و نصرت حضرتش در عصر غیبت و روزگار ظهور.
پی نوشت:
1. زیارة ثانیهلمولانا صاحب الزمان«علیه السلام» و هی المعروفة بالندبة خرجت من الناحیة المحفوفة الی أبی جعفر محمد بن عبدالله حمیری و أمر أن تتلی فی السرداب المقدّس ... (مصباح الزائر:430- 434 .
2 . قُربُ الاسناد:2 – 3 (مقدمة مرحوم آیت الله بروجردی).
3 . احتجاج 2: 316- بحار الانوار، 53: 171 .
4 . عیون أخبار الرضا «علیه السلام» 2: 276.
5 . دیوان حکیم صفای اصفهانی ، 168 .
6 . دیوان حکیم صفای اصفهانی: 147