۱۴/اسفند/۹۰, ۹:۲۱
با سلام به دوستان پژوهشگر
من یک عذر خواهی داشته باشم بابت تاخیر در مطالعاتم واقعاً ببخشید
من در رابطه با یهود و نفوذ آن در حال مطالعه هستم
چند خط چکیده از کتاب مهار انحراف :
به نظر شما چرا ابوبکر در آغاز دعوت پیامبر که اسلام آورد اصلاً شکنجه نشد در صورتی که هر شخصی که به پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ایمان می آورد شکنجه می شد!! ابوبکر یک شخص ثروتمند بود که حتی افرادی به دست وی مسلمان شدند !!
پیامبر اصلاً دوست نداشت در مهاجرت از مکه به مدینه کسی همراه او باشد ولی ابوبکر که از توطئه قتل پیامبر به دست یهود آگاه بود و همچنین از قضیه ملاقات پیامبر با مردم مدینه با خبر بود در اطراف خانه پیامبر کمین کرده بود که به خیالش یا پیامبر شهید می شود و یا اینکه او را هنگام خروج و هجرت می بیند که پیامبر بزرگ اسلام را در هنگام خروج از کوچه های شهردید و پیامبر به ناچار با او همسفر شد و به ناچار مسیر خود را عوض کرد که 12 روز دیرتر به مدینه رسید!! تا مردم مدینه که برای استقبال پیامبر خدا جمع شده و منتظر بودند متفرق شوند و ابوبکر به فکر این بود که هر کسی که با پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)وارد مدینه شود مردم مدینه فکر می کنند که حتما مورد اعتماد پیامبر بوده که با او وارد مدینه شده! و در طول این سفر پر خطر با او همراه شده است .
اما پیامبر بزرگوار اسلام با طولانی تر کردن راه خود12 روز دیرتر رسید تا مردم که به استقبال آمده بودند متفرق شود و امید نداشته باشند و وقتی پیامبر به قبا رسید دیگر جلوتر نرفت و گفت منتظر علی خواهم ماند تا او بیاید اینجا پیامبر با زیرکی و هوش تمام خواست بگوید علی (علیه السلام)چقدر مهم است و چه خطری کرده که در بستر پیامبر خوابیده و این موضوع در کل شهر پیچید و کسی به فکر ابوبکر نبود ! همه منتظر بودند تا علی(علیه السلام) بیاید و او را ببیند و بفهمند کیست که چنین کاری کرده و پیامبر بدون او وارد شهر نمی شود
بر اساس برخی مستندات تاریخ از همین جا بود که ابوبکر کینه علی ( ع) را به دل گرفت
هنگام اعلام آیاتی از سوره برائت پیامبر ابوبکر را مامور ابلاغ آن به مشرکان کرد ولی پس از این که ابوبکر راهی شد مدتی نکذشت که جبرئیل بر پیامب نازل شد و گقت «يا رسول اللَّه، اداى اين امر بايد به دست شما يا به دست مردى كه از شماست انجام شود» و پیامبرآنگاه امیر المومنین علی (علیه السلام) را برای گرفتن سوره از ابوبکر فرستاد و علی (علیه السلام) ماجرا را به ابوبکر گفت که بر پیامبر وحی شده و من باید این آیات را برای مردم قرائت کنم ابوبکر ترسید که نکند وحی در مورد او صورت گرفته و ار اعمال او باشد به نزد پیامبر آمد و ماجرا را جویا شد و پیامبر گفت باید به دست کسی انجام می شد که از من بود ابوبکر چیزی نگفت و رفت یعنی ابوبکر از چه ترسیده بود چه چیزی در دل داشته که می ترسید از اعمال او به پیامبر اسلام وحی شده باشد؟! و هیچ اعتراضی به این موضوع نکرد
و اما چند سئوال :
1- چرا در جنگ خندق که عمروبن عبدود مبارز طلبید و پیامبر در گفت چه کسی با او به مبارزه می رود چرا ابوبکر یا عمر به مبارزه نرفتند و هر سه بار امیر المومنین (علیه السلام) اعلام آمادگی نبرد کردند؟!
2- به نظر شما چرا در ماجرای جنگ خندق میان امیرالمومنین(علیه السلام) و عمروبن عبدودپیامبر گفت اکنون تمام اسلام در برابر تمام کفر ایستاده است منظور چیست؟!
3-چرا ابوبکر اصلا در تاریخ اسلام مانند سایرین که ایمان آورده بودند شکنجه نشد!؟
4-در ماجرای جنگ خیبر که در دو بار اول ابوبکر و عمر رفتنتد و نتوانستند فاتح برگردند پیامبر اعظم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند فردا پرچم را به دست کسی خواهم داد که خداوند این دژ را به دست او می گشاید کسی که خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) او را دوست دارند یعنی کسانی که قبلا رقته بودن اینگونه نبودند!؟ به گواه تاریخ اکثر اصحاب در آن شب نخوابیدند!
5- مگر ابوبکر از نزدیکان پیامبر نبود پس چرا وحی شد که به دست کسی انجام شود که از توست! یعنی ابوبکر از پیامبر نبود و به ظاهر ایمان آورده بود!؟
6- یک آیه در سوره توبه به مضمون آمده که آنها از آنجه به تو وحی می شود می ترسند که در باره ی اعمال و رفتارشان باشد! ابوبکر از چه چیزی ترسیده بود ؟! ماجرا چه بود؟
7-چرا در غار، ابوبکر که با پیامبر بودخطایی نکرد !شایدم اصلا نباید خطایی می کرد؟
دوستان و عزیزان آیه ای که از سوره ی توبه اشاره کردم آیه 64 هستش متن و ترجمه صحیح در زیر نوشته شده است
یَحْذَرُ الْمُنافِقُونَ أَنْ تُنَزَّلَ عَلَیْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِما فی قُلُوبِهِمْ قُلِ اسْتَهْزِؤُا إِنَّ اللّهَ مُخْرِجٌ ما تَحْذَرُونَ
منافقان از آن بیم دارند که سوره اى بر ضدّ آنان نازل گردد، و آنها را از اسرار درون قلبشان خبر دهد. بگو: «استهزاء کنید! خداوند، آنچه را از آن بیم دارید، آشکار مى سازد»!
من یک عذر خواهی داشته باشم بابت تاخیر در مطالعاتم واقعاً ببخشید
من در رابطه با یهود و نفوذ آن در حال مطالعه هستم
چند خط چکیده از کتاب مهار انحراف :
به نظر شما چرا ابوبکر در آغاز دعوت پیامبر که اسلام آورد اصلاً شکنجه نشد در صورتی که هر شخصی که به پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ایمان می آورد شکنجه می شد!! ابوبکر یک شخص ثروتمند بود که حتی افرادی به دست وی مسلمان شدند !!
پیامبر اصلاً دوست نداشت در مهاجرت از مکه به مدینه کسی همراه او باشد ولی ابوبکر که از توطئه قتل پیامبر به دست یهود آگاه بود و همچنین از قضیه ملاقات پیامبر با مردم مدینه با خبر بود در اطراف خانه پیامبر کمین کرده بود که به خیالش یا پیامبر شهید می شود و یا اینکه او را هنگام خروج و هجرت می بیند که پیامبر بزرگ اسلام را در هنگام خروج از کوچه های شهردید و پیامبر به ناچار با او همسفر شد و به ناچار مسیر خود را عوض کرد که 12 روز دیرتر به مدینه رسید!! تا مردم مدینه که برای استقبال پیامبر خدا جمع شده و منتظر بودند متفرق شوند و ابوبکر به فکر این بود که هر کسی که با پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)وارد مدینه شود مردم مدینه فکر می کنند که حتما مورد اعتماد پیامبر بوده که با او وارد مدینه شده! و در طول این سفر پر خطر با او همراه شده است .
اما پیامبر بزرگوار اسلام با طولانی تر کردن راه خود12 روز دیرتر رسید تا مردم که به استقبال آمده بودند متفرق شود و امید نداشته باشند و وقتی پیامبر به قبا رسید دیگر جلوتر نرفت و گفت منتظر علی خواهم ماند تا او بیاید اینجا پیامبر با زیرکی و هوش تمام خواست بگوید علی (علیه السلام)چقدر مهم است و چه خطری کرده که در بستر پیامبر خوابیده و این موضوع در کل شهر پیچید و کسی به فکر ابوبکر نبود ! همه منتظر بودند تا علی(علیه السلام) بیاید و او را ببیند و بفهمند کیست که چنین کاری کرده و پیامبر بدون او وارد شهر نمی شود
بر اساس برخی مستندات تاریخ از همین جا بود که ابوبکر کینه علی ( ع) را به دل گرفت
هنگام اعلام آیاتی از سوره برائت پیامبر ابوبکر را مامور ابلاغ آن به مشرکان کرد ولی پس از این که ابوبکر راهی شد مدتی نکذشت که جبرئیل بر پیامب نازل شد و گقت «يا رسول اللَّه، اداى اين امر بايد به دست شما يا به دست مردى كه از شماست انجام شود» و پیامبرآنگاه امیر المومنین علی (علیه السلام) را برای گرفتن سوره از ابوبکر فرستاد و علی (علیه السلام) ماجرا را به ابوبکر گفت که بر پیامبر وحی شده و من باید این آیات را برای مردم قرائت کنم ابوبکر ترسید که نکند وحی در مورد او صورت گرفته و ار اعمال او باشد به نزد پیامبر آمد و ماجرا را جویا شد و پیامبر گفت باید به دست کسی انجام می شد که از من بود ابوبکر چیزی نگفت و رفت یعنی ابوبکر از چه ترسیده بود چه چیزی در دل داشته که می ترسید از اعمال او به پیامبر اسلام وحی شده باشد؟! و هیچ اعتراضی به این موضوع نکرد
و اما چند سئوال :
1- چرا در جنگ خندق که عمروبن عبدود مبارز طلبید و پیامبر در گفت چه کسی با او به مبارزه می رود چرا ابوبکر یا عمر به مبارزه نرفتند و هر سه بار امیر المومنین (علیه السلام) اعلام آمادگی نبرد کردند؟!
2- به نظر شما چرا در ماجرای جنگ خندق میان امیرالمومنین(علیه السلام) و عمروبن عبدودپیامبر گفت اکنون تمام اسلام در برابر تمام کفر ایستاده است منظور چیست؟!
3-چرا ابوبکر اصلا در تاریخ اسلام مانند سایرین که ایمان آورده بودند شکنجه نشد!؟
4-در ماجرای جنگ خیبر که در دو بار اول ابوبکر و عمر رفتنتد و نتوانستند فاتح برگردند پیامبر اعظم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند فردا پرچم را به دست کسی خواهم داد که خداوند این دژ را به دست او می گشاید کسی که خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) او را دوست دارند یعنی کسانی که قبلا رقته بودن اینگونه نبودند!؟ به گواه تاریخ اکثر اصحاب در آن شب نخوابیدند!
5- مگر ابوبکر از نزدیکان پیامبر نبود پس چرا وحی شد که به دست کسی انجام شود که از توست! یعنی ابوبکر از پیامبر نبود و به ظاهر ایمان آورده بود!؟
6- یک آیه در سوره توبه به مضمون آمده که آنها از آنجه به تو وحی می شود می ترسند که در باره ی اعمال و رفتارشان باشد! ابوبکر از چه چیزی ترسیده بود ؟! ماجرا چه بود؟
7-چرا در غار، ابوبکر که با پیامبر بودخطایی نکرد !شایدم اصلا نباید خطایی می کرد؟
دوستان و عزیزان آیه ای که از سوره ی توبه اشاره کردم آیه 64 هستش متن و ترجمه صحیح در زیر نوشته شده است
یَحْذَرُ الْمُنافِقُونَ أَنْ تُنَزَّلَ عَلَیْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِما فی قُلُوبِهِمْ قُلِ اسْتَهْزِؤُا إِنَّ اللّهَ مُخْرِجٌ ما تَحْذَرُونَ
منافقان از آن بیم دارند که سوره اى بر ضدّ آنان نازل گردد، و آنها را از اسرار درون قلبشان خبر دهد. بگو: «استهزاء کنید! خداوند، آنچه را از آن بیم دارید، آشکار مى سازد»!