۱۵/اسفند/۹۰, ۱۶:۴۸
![[تصویر: %D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C.jpg]](http://rooikard.ir/wp-content/uploads/2012/02/%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C.jpg)
این ساخته ی اسپیلبرگ اقتباسی آزاد ولی در عین حال وفادارانه، از کمیک استریپ پرطرفدار و جهانیِ “ماجراهای تن تن و میلو”ست که اولین بار در سال ۱۹۲۹ توسط ژرژ رمیِ (هرژه) بلژیکی در روزنامهی فرانسویِ “قرن بیستم” به چاپ رسید.
“ماجراهای تن تن و میلو” ارجاعیست به شخصیت نژاد پرستانه و اباحهگر هرژه که این دو عنصر در جای جای کتاب ۵/۲۳ !! “ماجراهای تن تن و میلو” مشهود است، آخرین کتابی که در حد چند اتُد ساده و سیاه و سفید نا تمام ماند.
کمیک استریپ هرژه به زبان های مختلف منتشر شده که انتشار آن در ایران، به مجله کیهان بچهها برمیگردد که در هر شمارهاش دو صفحه از این داستان مصور هیجان انگیز و خواندنی چاپ را چاپ میکرده و مخاطبانی همیشه تشنه داشته.
خلاصه داستان
ماجرای انیمیشن حول ارثیهی سر فرانسیس هادوک به نوادگانش میگردد که لازمهی دستیابی به آن گنجِ تاریخی، سه برگهی جداگانه، مخفی شده در سه ماکت کشتی اسب شاخدار است.
کش و قوس میان تن تنِ خبرنگارِ ماجراجو و ساخارین برای پیدا کردن هر سه ماکت، داستانها و زد و خوردهایی را به دنبال دارد که تا باگار (محلی خیالی در حوزهی کشورهای عرب زبان) کشانده میشود و مخاطبانش را (حتی اگر نوستالژی کمیک استریپهای تن تن را نداشته باشد!) تا پایان فیلم به دنبال خود میکشاند.
در این بین طنزهای پر خاطره تامسون و تامپسون، کارناآگاهانِ! “ماجراهای تن تن و میلو” مزهای خاص به انیمیشن بخشیده تا در کنارِ دیگر جذابیتهایش لبخندی هم بر لبِ مخاطب نشانده باشد.
تحلیل محتوایی
کمتر می توان فیلمی هالیوودی دید که در آن قهرمانی وجود نداشته باشد. او مخاطب را شیفتهی خود میکند و انسان تراز جامعهی غرب را نشان میدهد که برتریاش در ابعاد مختلف جسمی و ذهنی، الگویی کاذب برای مخاطب واقع میشود.
قهرمانهای هالیوود، پرسپکتیو یا vision ی برای مخاطبهستند تا misionهای مخاطبین بر اساسآنها شکل گیرند. مخاطب به مثابه گلولهای با ماشهی رسانه به سمت هدف (همان قهرمانها) شلیک میشود تا جامعهایمملو از قهرمانهای هالیوودی حاصل شود.
هر چه فکر میکنم معیاری برای چشمانداز انسان تراز جامعهی غرب (همان قهرمانهای تخیلی) پیدا نمیکنم جز تمایلات حاکمان، قدرتمندان و سرمایهداران غربی.
اگر در سال ۲۰۱۱ انیمیشنی تولید میشود که قهرمان آن، کاپیتانِ دائم الخمریست (کاپیتان هادوک) که در خلسههایش کارهای فارغالعادهای انجام میدهد (علیرغم اینکه انتظار می رود پیش برندهی اصلی و قهرمان داستان تن تن باشد)، پس کودکان هم باید به این سمت پس! بروند تا با خلسههایشان، هم صنعت مشروب سازی در گردش باشد و هم چشم مستشاناز موجهای بیداری آمریکایی و جنبشهای ضد سرمایهگرایی غافل بماند.
یکی از رازهای پخمهگرایی در قهرمانسازی هالیوود همین است: دائم الخمر بودن هم مگر کاری دارد؟تک تک افراد جامعهی غرب میتوانند مقرونِ به قهرمان محبوبشان باشند. تک تک آنها با قهرمانهایشان هم ذات پنداری میکنند و در راستای این پندار دست به کردارهایی میزنند که خوب و بد بودنی برای آنها قائل نیستند و صرف قرابت به انسان تراز، جامهی عمل بر آن تنِ فاسد میپوشانند.
تمام ۱۰۷ دقیقه انیمیشن، جستجوییست به دنبال ثروتی عظیم که برای پیدا کردن سر نخهای آن، حتی جان انسانها هم بی اهمیت است. در این بحبوحه که همهی فکرها معطوف به پیدا کردن ماکتهای اسب شاخدار هستند.
باگار (محلی خیالی در حوزهی کشورهای عرب زبان) حیاط خلوتیست برای زد و خوردهای کاراکترها تا اگر ساختمانی خراب شد، به پادشاهی توهین شد، اعتقاداتی هتک حرمت شد و … در نسبت با عربها باشد و نه آنگلوساکسون ها و یا صهیونیستها یا حتی جامعهای خیالی! تا یک وقت خدایی نکرده نگاه چپ به پاگانیستها در رسانه اپیدمی نشود.
ساخارین (کاراکتر منفی داستان) به دنبال سومین کشتی به سمت پاگار میرود و در جریاناتی تن تن و کاپیتان هادوک هم به طرف پاگار حرکت میکنند. سومین کشتی، از اموال پادشاه پاگار، عمر بن سلاد است که با نقشهی ساخارین از کشور عرب زبان بن سلاد ربوده میشود.
در اجرای این نقشه، کاستافیروه lady in red ِ “ماجراهای تن تن و میلو” نقش به سزایی ایفا میکند و با جذبههای زنانهی خود، از سویی سر بن سلاد را گرم میکند تا ساخارین آخرین کشتی را برباید و از سوی دیگر سازندگان انیمیشن، مردان عرب را غرق در تمایلات جنسی نشان دهد تا در طول هدف ضد اسلامیشان حقیقت را از جلوی چشمان مخاطب بربایند. نژادپرستی و روحیات ضداسلامیِ هرژه و اسپیلبرگ در اینجا به پایان نمیرسد.
بعد از اینکه تن تن و ساخارین کشتی را میربایند؛ هر کدام برای تصاحب کشتی تلاش میکنند. تلاش دو گروهِ غربی برای رسیدن به هدفشان در کشوری عربی، پاگار را به مخروبهای تبدیل میکند که شهروندان آن در برابر این خرابکاریها هیچ ریاکشنی نشان نمیدهند. حس میکنم که هم مخاطب عرب و هم غیر عرب، مردان غربی را بر حق میدانند و عرب زبانان را مستحق فلاکت و تجاوز (کلمه تجاوز، سکانسی را به یادم میآورد که تن تن برای فرار از دست ساخارین به خانهای تجاوزکرد که دو زن محجبهی قالیباف در گوشهای از آن نشسته بودند).
![[تصویر: adventures-of-tintin-peter-jackson-steve...00x205.jpg]](http://rooikard.ir/wp-content/uploads/2012/02/adventures-of-tintin-peter-jackson-steven-spielberg-300x205.jpg)
![[تصویر: MV5BMTg3MDQ5MDYwOF5BMl5BanBnXkFtZTcwMDU3...00x169.jpg]](http://rooikard.ir/wp-content/uploads/2012/02/MV5BMTg3MDQ5MDYwOF5BMl5BanBnXkFtZTcwMDU3NTE5NQ@@._V1._SX640_SY362_-300x169.jpg)
![[تصویر: k-11871-300x218.jpg]](http://rooikard.ir/wp-content/uploads/2012/02/k-11871-300x218.jpg)
![[تصویر: MV5BNDE5MDExNTQ1OF5BMl5BanBnXkFtZTcwMDIx...02x300.jpg]](http://rooikard.ir/wp-content/uploads/2012/02/MV5BNDE5MDExNTQ1OF5BMl5BanBnXkFtZTcwMDIxMTM5Ng@@._V1._SX640_SY948_-202x300.jpg)
![[تصویر: MV5BODU1MjY2MjA1Ml5BMl5BanBnXkFtZTcwNDA3...00x200.jpg]](http://rooikard.ir/wp-content/uploads/2012/02/MV5BODU1MjY2MjA1Ml5BMl5BanBnXkFtZTcwNDA3MjQxNw@@._V1._SX640_SY427_-300x200.jpg)
![[تصویر: MV5BMTQxODAyODQ0NV5BMl5BanBnXkFtZTcwMTQx...00x168.jpg]](http://rooikard.ir/wp-content/uploads/2012/02/MV5BMTQxODAyODQ0NV5BMl5BanBnXkFtZTcwMTQxNTMwNw@@._V1._SX640_SY360_-300x168.jpg)
![[تصویر: MV5BMTk0OTkwNTE4NF5BMl5BanBnXkFtZTcwMjA3...00x168.jpg]](http://rooikard.ir/wp-content/uploads/2012/02/MV5BMTk0OTkwNTE4NF5BMl5BanBnXkFtZTcwMjA3MjQxNw@@._V1._SX640_SY360_-300x168.jpg)
![[تصویر: MV5BMjgzNjc1MjE0MF5BMl5BanBnXkFtZTcwOTA3...00x168.jpg]](http://rooikard.ir/wp-content/uploads/2012/02/MV5BMjgzNjc1MjE0MF5BMl5BanBnXkFtZTcwOTA3MjQxNw@@._V1._SX640_SY360_-300x168.jpg)
گردآوری :