۲۰/اسفند/۹۰, ۱۳:۴۵
پخش سریال “نقطه سر خط” از شنبه ۲۹ بهمن ماه آغاز شد؛ و هر شب از شنبه تا چهارشنبه ساعت ۲۰:۴۵ از شبکه سه سیما در سی و پنج قسمت پخش می شود.
خلاصه سریال:
یک کارمند باز نشسته به نام صمد قیصری (حمید لولایی) که به همراه همسر(مریم سعادت)، دو دختر و پسرش(علی صادقی) در منزلی اجاره ای زندگی می کندکه به سبب سالیان طولانی این اجاره نشینی با خانواده صاحبخانه تبدیل به دوست خانوادگی شده است. اما در اثر بروز اتفاقاتی این رابطه رو به افول گذاشته و باعث نقل مکان خانواده صمد قیصری می شود. البته داستان های فرعی سریال نیز با بهره گیری از برخی بازیگران از جمله مرجانه گلچین و خشایار راد جایگاه مناسبی برای خود در سریال بدست آورده است.
![[تصویر: 112-300x186.jpg]](http://rooikard.ir/wp-content/uploads/2012/03/112-300x186.jpg)
تحلیل:
در ابتدا لازم می دانم مقدمه ای کوتاه پیرامون تعریف طنز، هجو و هزل و تفاوت این سه در ادبیات نوشتاری بپردازم. نکته قابل توجه این است که مفاهیم تصویری رسانه چون فیلم و سریال از همین ادبایت نوشتاری تحت عنوان نویسنده بهره می برند.
”هزل” کلمهاى عربى است به معنى: بیهوده گفتن و مزاح کردن و آن را در برابر جد و پند و حکمت دانستهاند و معانى دیگر، چون دروغ و خلاف واقع و باطل، سخنان زشت و شرمآور به قصد شوخى و… را به معانى آن افزودهاند. بنا به نوشته دهخدا: در اصطلاح ، هزل شعرى است که در آن کسى را ذم گویند و بدو نسبتهاى ناروا دهند یا سخنى است که در آن مضامین خلاف اخلاق و ادب آید.
”هجو” کلمهاى عربى است به معنى دشنامدادن و بد گفتن و زشت شمردن. متأسفانه در ادبیات فارسى غالباً هجوها جنبه شخصى و غرضورزانه دارند. کینه، خودبینى، توقع، حسادت و… از عوامل اصلى بروز هجو ایران است.
![[تصویر: 62022750971289664871-300x188.jpg]](http://rooikard.ir/wp-content/uploads/2012/03/62022750971289664871-300x188.jpg)
طنزنویسى از مشکلترین گونههاى نگارش است. در این زمینه نویسنده باید بر لبه باریکى راه خود را بیابد که هرلحظه احتمال سقوط او مىرود. تفریط نویسنده در این مقوله وی را به آن سوى ابتذال و هزل آبکى مىکشاند و افراط وی را به گزندگى مغرضانه و ژاژخایى و حتى شتم و کینخواهى؛ پس راهپیمایى برمسیری ای چنین باریک و در ورطهاى چنین تاریک، تنها با گامهایى استوار، امکان مىیابد.
با این مقدمه به سراغ سریال نه چندان دلچسب نقطه سر خط می رویم.
![[تصویر: 125491.jpg]](http://rooikard.ir/wp-content/uploads/2012/03/125491.jpg)
سعید آقا خانی کارگردانی باهوش و نکته سنج است چرا که در رقابت با سایر برنامه های تلویزیونی توانسته بیننده خود را جذب کند آن هم در شرایطی که خانه اجاره ای از شبکه سه و تکرار چندباره طنز مرجع! پاورچین از دو شبکه تهران و آی فیلم و در حال پخش می باشد اما نباید فراموش کرد که سوژه تکراری و البته کلیشه ای این سریال حالت زننده ای را برای این سریال نزد مخاطب ایجاد می کن به خصوص استفاده از بازیگران ثابت این نقش ها این واپس زدگی را نزد مخاطب دوچندان می کند.
دیگر همه ما عادت کردیم به دیدن در به دری های آقای لولایی، حاضر جواب های علی صادقی، تکه انداختن های مرجانه گلچین و… که با در نظر گرفتن داستان تکراری خانه بدوشی که در چند سال گذشته چندین بار از رسانه ملی تکرار شده است ما را به این جمع بندی می رساند که دیگر یافتن سوژه ناب و یا حتی بازی گرفتن متفاوت از بازیگران بدل به یک اعجاز شده که از هر کارگردانی انتظار نمی رود.
![[تصویر: 25-300x186.jpg]](http://rooikard.ir/wp-content/uploads/2012/03/25-300x186.jpg)
در سریال با دو نسل متفاوت موتجه هستیم که هر یک نمایندگی نسلی را بر عهده دارند:
نسل اول صمد قیصری که کارمند بوده و مشکلات اصلی پس از بازنشستگی برایش ایجاد می شود. و نسل دوم به نمایندگی پسر صمد با بازی علی صادقی که با افتتاح شرکتی قصد امرار معاش در بخش خصوصی را دتشته اما به دلایل متفاوت ناکارامد است.
نکته قابل توجه این است که هیچ یک از این دو نتوانسته تند به خوبی بیانگر مسائل جامعه ما باشند یعنی هر دو نسل به تصویر کشیده شده توسط آقاخانی در سریال از نمونه های واقعه خود فاصله نجومی دارند. گویی آقاخانی در فضایی متفاوت از فضای واقعی جتمعه زندگی می کند.
لازم بذکر است یک فیلم یا سریال جدا از بحث سرگرمی می بایست بستر ایجاد اخلاقیات در جامعه بوده و غرور ملی را ارتقا دهد که سریال نقطه سر خط از این نظر نیز تهی است.
بررسی شخصیتهای داستان:
شخصیت صمد قیصری با بازی حمید لولایی به شکل زننده ای هر سال در رسانه ملی تکرار می شود. در اینکه لولایی بازیگر توانایی است شکی نیست اما چنین تصور می شود بازی در نقش های ثابت خانه به دوش و غیره وی را در تیپ آقا ماشاالله سریال خانه به دوش نگهداشته و تنها از یک سریال به سریال دیگر با گریم متفاوتی ظاهر می شود.
علی صادقی، مرجانه گلچین و اشکان اشتیاق نیز همانند حمید لولایی در حال بازی در نقشهای قبلی خود هستند بگونه ای که مرجانه گلچین عینا سریال راه در رو را تکرار می کند و اشکان اشتیاق هم دقیقا نقش مکمل علی صادقی در سریال سه در چهار را بازی می کند.
![[تصویر: 54-300x186.jpg]](http://rooikard.ir/wp-content/uploads/2012/03/54-300x186.jpg)
البته مورد توجه قرار گرفتن یک سریال در سالهای گذشته کارگردانان را به این منظور واداشته تا با تقلید و بدون تفکر همان داستان را با همان شخصیتها بدون در نظر گرفتن شرایط تکرار کنند.
مورد دیگر در این باره طنز بصری است که از رسانه ملی به عنوان یک رسانه بصری انتظار می رود حال اینکه اگر قرار باشد تفاوتی بین طنز بصری و طنز کلامی نباشد چه تفاوتی بین رادیو و تلویزیون است.برای روشن شدن موضوع با ذکر یک مثال در مورد همین سریال ادامه می دهیم، اگر هنگام پخش سریال چشمان خود را پنج دقیقه ببنندید و سپس پنج دقیقه با چشمانی باز به تماشای آن بنشینید تفاوتی در احساس شما از این سریال ایجاد می شود؟
![[تصویر: saeed1_bekhandid_com-194x300.jpg]](http://rooikard.ir/wp-content/uploads/2012/03/saeed1_bekhandid_com-194x300.jpg)
با فرض اینکه این سریال یک طنز است که اساسا این فرض قابل قبول نیست نمی توان پذیرفت که فاخر است! چرا که از نبود موضوعی جذاب و جدید شدیدا رنج می برد.
برای مثال نداشتن مسکن و اجاره نشینی
علاقه میان دختر و پسر جوان دو دوست که با هم دچار مشکل شده اند
مشکل در خرید جهیزیه
شرط ازدواج برای یک زن جهت استفاده از ارثیه
و بسیاری موارد دیگر که بعلت تکرار بیش از حد مجموعه را از مخاطب دور می سازد.
علاوه بر این بازی های سخیف و گاه بر خلاف شئون اسلامی در جهت جذب تماشاگر و گذراندن (بخوانید تلف کردن) وقت مخاطب این مجموعه را تا حدی بسیار شدید از ارزشهای اجتماعی دور کرده و این ذهنیت را ایجاد میکند که سازندگان این اثر حتی به قیمت اشاعه لمپنیسم و هزل فرهنگی حاضرند تا مجموعه خود را به چشمان مخاطب تحمیل کنند که به عنوان مثال برای این بخش می توان از بازی همیشگی و خسته کننده مرجانه گلچین با آن حرکات دست و صورت و نحوه تلفظ حروف، که بیشتر سعی می کند مخاطب را فریفته و با اغوا بخشی از جامعه را متوجه خود سازد.
![[تصویر: 34-300x186.jpg]](http://rooikard.ir/wp-content/uploads/2012/03/34-300x186.jpg)
با کمی دقت در شیوه روایت و فیلمنامه سریال و تکرار بعضی دیالوگ ها این احساس در مخاطب ایجاد می شود که نویسنده با کمبود موضوع و از آن بدتر جمله مواجه بوده چرا که زمان نسبتا زیادی را با تکرار های خسته کننده و اطناب ملال آور به پیش می برد. به عنوان مثال به ذکر دو نمونه از ان در طول سریال بسنده می کنم.
در هر قسمت از این سریال مریم سعادت بازیگر نقش گندم با استفاده از واژه “په نه په” قصد در جذب مخاطب دارد اما جدای از بی مزه بودن”په نه په” های مصرفی ایشان استفاده در هر قسمت همانند داروی مسکن کمی توهین به شعور مخاطب است.
و یا عبارت ” سی سال کار کردم اونم با مدرک فوق دیپلم که از لیسانس الانم بالاتره” از سوی صمد قیصری که به طور میانگین هر قسمت تکرار می شود.
در مجموع اینگونه فیلمنامه نویسی مخاطب را به شکل محسوسی از سریال دور می کند چرا که در عمق ساختار و نوشته خود هیچگونه احترامی به تفکر مخاطب نمی نهد.
![[تصویر: c5a2a9b74056b15792f8b0fdad5ab8a0-300x200.jpg]](http://rooikard.ir/wp-content/uploads/2012/03/c5a2a9b74056b15792f8b0fdad5ab8a0-300x200.jpg)
تیتراژ:
تیتراژ ابتدایی فیلم نیز همانند سایر کارهای مشابه در چند سال اخیر به نمایش محوری حیوانات و جمع آوری آذوقه می پردازد و نیز خود تاویل در پیام اصلی فیلم مبنی بر کسب روزی دارد.
« علاءالدین صالح پور »
نویسنده : هفته نامه فرهنگی رویکرد[b]
گردآوری : نــورالــمــهــدیــــ ــ
خلاصه سریال:
یک کارمند باز نشسته به نام صمد قیصری (حمید لولایی) که به همراه همسر(مریم سعادت)، دو دختر و پسرش(علی صادقی) در منزلی اجاره ای زندگی می کندکه به سبب سالیان طولانی این اجاره نشینی با خانواده صاحبخانه تبدیل به دوست خانوادگی شده است. اما در اثر بروز اتفاقاتی این رابطه رو به افول گذاشته و باعث نقل مکان خانواده صمد قیصری می شود. البته داستان های فرعی سریال نیز با بهره گیری از برخی بازیگران از جمله مرجانه گلچین و خشایار راد جایگاه مناسبی برای خود در سریال بدست آورده است.
![[تصویر: 112-300x186.jpg]](http://rooikard.ir/wp-content/uploads/2012/03/112-300x186.jpg)
تحلیل:
در ابتدا لازم می دانم مقدمه ای کوتاه پیرامون تعریف طنز، هجو و هزل و تفاوت این سه در ادبیات نوشتاری بپردازم. نکته قابل توجه این است که مفاهیم تصویری رسانه چون فیلم و سریال از همین ادبایت نوشتاری تحت عنوان نویسنده بهره می برند.
”هزل” کلمهاى عربى است به معنى: بیهوده گفتن و مزاح کردن و آن را در برابر جد و پند و حکمت دانستهاند و معانى دیگر، چون دروغ و خلاف واقع و باطل، سخنان زشت و شرمآور به قصد شوخى و… را به معانى آن افزودهاند. بنا به نوشته دهخدا: در اصطلاح ، هزل شعرى است که در آن کسى را ذم گویند و بدو نسبتهاى ناروا دهند یا سخنى است که در آن مضامین خلاف اخلاق و ادب آید.
”هجو” کلمهاى عربى است به معنى دشنامدادن و بد گفتن و زشت شمردن. متأسفانه در ادبیات فارسى غالباً هجوها جنبه شخصى و غرضورزانه دارند. کینه، خودبینى، توقع، حسادت و… از عوامل اصلى بروز هجو ایران است.
![[تصویر: 62022750971289664871-300x188.jpg]](http://rooikard.ir/wp-content/uploads/2012/03/62022750971289664871-300x188.jpg)
طنزنویسى از مشکلترین گونههاى نگارش است. در این زمینه نویسنده باید بر لبه باریکى راه خود را بیابد که هرلحظه احتمال سقوط او مىرود. تفریط نویسنده در این مقوله وی را به آن سوى ابتذال و هزل آبکى مىکشاند و افراط وی را به گزندگى مغرضانه و ژاژخایى و حتى شتم و کینخواهى؛ پس راهپیمایى برمسیری ای چنین باریک و در ورطهاى چنین تاریک، تنها با گامهایى استوار، امکان مىیابد.
با این مقدمه به سراغ سریال نه چندان دلچسب نقطه سر خط می رویم.
![[تصویر: 125491.jpg]](http://rooikard.ir/wp-content/uploads/2012/03/125491.jpg)
سعید آقا خانی کارگردانی باهوش و نکته سنج است چرا که در رقابت با سایر برنامه های تلویزیونی توانسته بیننده خود را جذب کند آن هم در شرایطی که خانه اجاره ای از شبکه سه و تکرار چندباره طنز مرجع! پاورچین از دو شبکه تهران و آی فیلم و در حال پخش می باشد اما نباید فراموش کرد که سوژه تکراری و البته کلیشه ای این سریال حالت زننده ای را برای این سریال نزد مخاطب ایجاد می کن به خصوص استفاده از بازیگران ثابت این نقش ها این واپس زدگی را نزد مخاطب دوچندان می کند.
دیگر همه ما عادت کردیم به دیدن در به دری های آقای لولایی، حاضر جواب های علی صادقی، تکه انداختن های مرجانه گلچین و… که با در نظر گرفتن داستان تکراری خانه بدوشی که در چند سال گذشته چندین بار از رسانه ملی تکرار شده است ما را به این جمع بندی می رساند که دیگر یافتن سوژه ناب و یا حتی بازی گرفتن متفاوت از بازیگران بدل به یک اعجاز شده که از هر کارگردانی انتظار نمی رود.
![[تصویر: 25-300x186.jpg]](http://rooikard.ir/wp-content/uploads/2012/03/25-300x186.jpg)
در سریال با دو نسل متفاوت موتجه هستیم که هر یک نمایندگی نسلی را بر عهده دارند:
نسل اول صمد قیصری که کارمند بوده و مشکلات اصلی پس از بازنشستگی برایش ایجاد می شود. و نسل دوم به نمایندگی پسر صمد با بازی علی صادقی که با افتتاح شرکتی قصد امرار معاش در بخش خصوصی را دتشته اما به دلایل متفاوت ناکارامد است.
نکته قابل توجه این است که هیچ یک از این دو نتوانسته تند به خوبی بیانگر مسائل جامعه ما باشند یعنی هر دو نسل به تصویر کشیده شده توسط آقاخانی در سریال از نمونه های واقعه خود فاصله نجومی دارند. گویی آقاخانی در فضایی متفاوت از فضای واقعی جتمعه زندگی می کند.
لازم بذکر است یک فیلم یا سریال جدا از بحث سرگرمی می بایست بستر ایجاد اخلاقیات در جامعه بوده و غرور ملی را ارتقا دهد که سریال نقطه سر خط از این نظر نیز تهی است.
بررسی شخصیتهای داستان:
شخصیت صمد قیصری با بازی حمید لولایی به شکل زننده ای هر سال در رسانه ملی تکرار می شود. در اینکه لولایی بازیگر توانایی است شکی نیست اما چنین تصور می شود بازی در نقش های ثابت خانه به دوش و غیره وی را در تیپ آقا ماشاالله سریال خانه به دوش نگهداشته و تنها از یک سریال به سریال دیگر با گریم متفاوتی ظاهر می شود.
علی صادقی، مرجانه گلچین و اشکان اشتیاق نیز همانند حمید لولایی در حال بازی در نقشهای قبلی خود هستند بگونه ای که مرجانه گلچین عینا سریال راه در رو را تکرار می کند و اشکان اشتیاق هم دقیقا نقش مکمل علی صادقی در سریال سه در چهار را بازی می کند.
![[تصویر: 54-300x186.jpg]](http://rooikard.ir/wp-content/uploads/2012/03/54-300x186.jpg)
البته مورد توجه قرار گرفتن یک سریال در سالهای گذشته کارگردانان را به این منظور واداشته تا با تقلید و بدون تفکر همان داستان را با همان شخصیتها بدون در نظر گرفتن شرایط تکرار کنند.
مورد دیگر در این باره طنز بصری است که از رسانه ملی به عنوان یک رسانه بصری انتظار می رود حال اینکه اگر قرار باشد تفاوتی بین طنز بصری و طنز کلامی نباشد چه تفاوتی بین رادیو و تلویزیون است.برای روشن شدن موضوع با ذکر یک مثال در مورد همین سریال ادامه می دهیم، اگر هنگام پخش سریال چشمان خود را پنج دقیقه ببنندید و سپس پنج دقیقه با چشمانی باز به تماشای آن بنشینید تفاوتی در احساس شما از این سریال ایجاد می شود؟
![[تصویر: saeed1_bekhandid_com-194x300.jpg]](http://rooikard.ir/wp-content/uploads/2012/03/saeed1_bekhandid_com-194x300.jpg)
با فرض اینکه این سریال یک طنز است که اساسا این فرض قابل قبول نیست نمی توان پذیرفت که فاخر است! چرا که از نبود موضوعی جذاب و جدید شدیدا رنج می برد.
برای مثال نداشتن مسکن و اجاره نشینی
علاقه میان دختر و پسر جوان دو دوست که با هم دچار مشکل شده اند
مشکل در خرید جهیزیه
شرط ازدواج برای یک زن جهت استفاده از ارثیه
و بسیاری موارد دیگر که بعلت تکرار بیش از حد مجموعه را از مخاطب دور می سازد.
علاوه بر این بازی های سخیف و گاه بر خلاف شئون اسلامی در جهت جذب تماشاگر و گذراندن (بخوانید تلف کردن) وقت مخاطب این مجموعه را تا حدی بسیار شدید از ارزشهای اجتماعی دور کرده و این ذهنیت را ایجاد میکند که سازندگان این اثر حتی به قیمت اشاعه لمپنیسم و هزل فرهنگی حاضرند تا مجموعه خود را به چشمان مخاطب تحمیل کنند که به عنوان مثال برای این بخش می توان از بازی همیشگی و خسته کننده مرجانه گلچین با آن حرکات دست و صورت و نحوه تلفظ حروف، که بیشتر سعی می کند مخاطب را فریفته و با اغوا بخشی از جامعه را متوجه خود سازد.
![[تصویر: 34-300x186.jpg]](http://rooikard.ir/wp-content/uploads/2012/03/34-300x186.jpg)
با کمی دقت در شیوه روایت و فیلمنامه سریال و تکرار بعضی دیالوگ ها این احساس در مخاطب ایجاد می شود که نویسنده با کمبود موضوع و از آن بدتر جمله مواجه بوده چرا که زمان نسبتا زیادی را با تکرار های خسته کننده و اطناب ملال آور به پیش می برد. به عنوان مثال به ذکر دو نمونه از ان در طول سریال بسنده می کنم.
در هر قسمت از این سریال مریم سعادت بازیگر نقش گندم با استفاده از واژه “په نه په” قصد در جذب مخاطب دارد اما جدای از بی مزه بودن”په نه په” های مصرفی ایشان استفاده در هر قسمت همانند داروی مسکن کمی توهین به شعور مخاطب است.
و یا عبارت ” سی سال کار کردم اونم با مدرک فوق دیپلم که از لیسانس الانم بالاتره” از سوی صمد قیصری که به طور میانگین هر قسمت تکرار می شود.
در مجموع اینگونه فیلمنامه نویسی مخاطب را به شکل محسوسی از سریال دور می کند چرا که در عمق ساختار و نوشته خود هیچگونه احترامی به تفکر مخاطب نمی نهد.
![[تصویر: c5a2a9b74056b15792f8b0fdad5ab8a0-300x200.jpg]](http://rooikard.ir/wp-content/uploads/2012/03/c5a2a9b74056b15792f8b0fdad5ab8a0-300x200.jpg)
تیتراژ:
تیتراژ ابتدایی فیلم نیز همانند سایر کارهای مشابه در چند سال اخیر به نمایش محوری حیوانات و جمع آوری آذوقه می پردازد و نیز خود تاویل در پیام اصلی فیلم مبنی بر کسب روزی دارد.
« علاءالدین صالح پور »
نویسنده : هفته نامه فرهنگی رویکرد[b]
گردآوری : نــورالــمــهــدیــــ ــ