تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: تقویم حوادث منتهی به ظهور(نشانه های ظهور)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
سلام دوستان... در سایت بقیه الله به این تقویم برخوردم . به نظرم جالب اومد...
[تصویر: Calendar_small.jpg]
دانلود تقویم حوادث ماه های منتهی به ظهور یا نقشه راه ظهور
دانلود با کیفیت اصلی | ۵۸۷۰x2480 | ۲٫۷۵Mb
[تصویر: Download_s.png]
منبع : بقیه الله
سلام

اولا ورودتون رو به سنگر بیداری اندیشه تبریک میگم دوما اگه امکان داره منابع و احادیث مربوط به هر تاریخ رو قرار بدین تا استفاده کنیم.
سوما رفقا به نظرتون این طوری تاریخ دقیق دادن صحیحه؟ Huh
(۲۰/اسفند/۹۰ ۲۳:۵۴)soldier نوشته است: [ -> ]سلام

اولا ورودتون رو به سنگر بیداری اندیشه تبریک میگم دوما اگه امکان داره منابع و احادیث مربوط به هر تاریخ رو قرار بدین تا استفاده کنیم.
سوما رفقا به نظرتون این طوری تاریخ دقیق دادن صحیحه؟ Huh

سلام بر شما
دوست عزیز اطلاعات دقیق تر را می توانید از سایت سازنده اش پیگیر بشوید .ولی تا جایی که بنده اطلاع دارم مطالبی را به تدریج از ترجمه کتاب ذکر شده قرار می دهم . اما اینکه گفتید تعیین تاریخ دقیق درست است یا نه باید عرض شود که در این تقویم تاریخی برای ظهور معین نشده است . و فقط زمان وقوع حوادث از زبان معصومین (علیهم السلام) آورده شده و دسته بندی شده اند . اگر دقت کنید برای برخی از حوادث که روز دقیق آن در روایان مشخص نشده تیره کشیده شده است .

تمامي‌ نشانه‌هاي‌ ظهور در اصل‌ نوعي‌ خبر دادن‌ از آينده‌ به‌ حساب‌ مي‌آيند كه‌ اين‌ خبر دادن‌ از آينده‌ هم‌ تنها با عنايت‌ خداوند علاّم‌الغيوب‌ از طريق‌ وحي‌، الهام‌ يا ديگر راه‌ها و با يك‌ يا چند واسطه‌ كه‌ شرايط‌ نيل‌ بدين‌ منظور را فراهم‌ كنند ممكن‌ خواهد بود، چنانكه‌ پيامبر(ص‌) و پس‌ از ايشان‌ ائمه‌(ع‌) از اين‌ ويژگي‌ برخوردار بوده‌اند. اين‌ عقيده‌ از نظر اسلامي‌ مسأله‌ ثابت‌ شده‌اي‌ است‌ و در قرآن‌ كريم‌ هم‌ چنين‌ آمده‌ است‌ كه‌:
عالم‌ الغيب‌ فلا يظهر علي‌ غيبه‌ أحداً إلاّ من‌ ارتضي‌ من‌ رسول‌ .
(خداوند) داناي‌ غيب‌ است‌ و تنها آنها كه‌ مورد رضايت‌ و پسند رسول‌ باشند از آن‌ باخبر مي‌شوند
.
از همين‌ روست‌ كه‌ شخص‌ معصوم‌(ع‌) از حوادث‌ آينده‌ خبر داشته‌ و مي‌تواند الان‌ از وقوع‌ آن‌ درآينده‌ خبر دهد.
و امّا در مورد حوادث‌ يا علاماتي‌ كه‌ روايات‌ از وقوع‌ آنها پيش‌ از ظهور خبر داده‌اند و مدت‌ها پيش‌ از ظهور اتفاق‌ مي‌افتند، در واقع‌ اگر بخواهيم‌ آنها را هم‌ از نشانه‌هاي‌ ظهور بدانيم‌، بايد توجه‌ داشته‌ باشيم‌ كه‌ معصومين‌(ع‌) برخي‌ از حوادث‌ بزرگ‌ و قابل‌ توجهي‌ راكه‌ پيشاپيش‌ از وقوع‌ آنها به‌ كمك‌ وحي‌ و الهام‌ مطلع‌ بوده‌اند آن‌ را مرتبط‌ با ظهور معرفي‌ مي‌كرده‌اند تا نسل‌ معاصر آن‌ حوادث‌ و آنها كه‌ پس‌ از چنين‌ جرياناتي‌ زندگي‌ مي‌كنند به‌ صدق‌ پيشگويي‌هاي‌ اين‌ اخبار توسط‌ معصومين‌(ع‌) پي‌ ببرند. و نسبت‌ به‌ وقوع‌ ديگر حوادث‌ اطمينان‌ نسبي‌ و قلبي‌ پيدا كنند و چشم‌ انتظار ديگر جريانات‌ و در نهايت‌ ظهور حضرت‌ مهدي‌(ع‌) باشند. به‌ عبارت‌ ديگر هر چه‌ اين‌ نشانه‌هايي‌ كه‌ مرتبط‌ با ظهور عنوان‌ شده‌اند بيشتر محقق‌ شوند، بينندگان‌ و شنوندگان‌ اين‌ اخبار از يك‌ سو از صدق‌ اينها به‌ صدق‌ ديگر اخبار كه‌ هنوز رخ‌ نداده‌اند پي‌ مي‌برند و از سوي‌ ديگر انتظار و التهاب‌ قلبي‌ آنها به‌ اميد ديدار آن‌ يار سفر كرده‌ شدت‌ مي‌يابد.
آن‌ دسته‌ از حوادثي‌ هم‌ كه‌ بلافاصله‌ قبل‌ از ظهور اتفاق‌ مي‌افتند از اين‌ جهت‌ بر ظهور دلالت‌ مي‌كنند كه‌ خداوند متعال‌ اين‌ حوادث‌ را به‌ عنوان‌ نشانه‌هاي‌ ظهور و براي‌ جلب‌ نظر مردم‌ به‌ جريان‌ مي‌اندازد؛ خصوصاً جمعيتي‌ از مؤمنين‌ مخلص‌ و منتظر كه‌ چشم‌ انتظار ديدار فجر مقدس‌ هستند، از همين‌ روست‌ بعضي‌ از علامات‌ را كه‌ محدوده‌ زماني‌ مشخصي‌ دارند دال‌ بر ظهور بيان‌ شده‌اند.
به‌ عبارت‌ بهتر مي‌توان‌ گفت‌ كه‌ بعضي‌ از اخباري‌ كه‌ معصومين‌(ع‌) فرموده‌اند و اهل‌ حديث‌ آنها را در كتاب‌ها و منابع‌ حديثي‌ خويش‌ ثبت‌ كرده‌اند به‌ عنوان‌ اين‌ كه‌ پيش‌ از آن‌ حادثه‌ محبوب‌ و مطلوب‌ رخ‌ خواهد داد و جريان‌ خاص‌ آن‌ خبر تا كنون‌ رخ‌ داده‌ از اين‌ جهت‌ است‌ كه‌ يقين‌ داشته‌ باشيم‌ چنين‌ مطلبي‌ را پس‌ از نگارش‌ آن‌ منبع‌ حديثي‌ به‌ آن‌ اضافه‌ نشده‌ و اين‌ خود بهترين‌ دليل‌ براي‌ صدق‌ اين‌گونه‌ احاديث‌ است‌ مضاف‌ براينكه‌ به‌ طور ضمني‌ وجود حضرت‌ مهدي‌(ع‌) را اثبات‌ مي‌كنند.
برخي‌ از حوادثي‌ كه‌ احاديث‌ پيشاپيش‌ از رخ‌ دادن‌ آنها خبر داده‌اند و وقوعشان‌ در كتب‌ تاريخي‌ پس‌ از گذشت‌ سال‌ها به‌ ثبت‌ رسيده‌، (پيشگويي‌هاي‌ مطابق‌ واقع‌ ايشان‌) از اين‌ قرار است‌:
پيشگويي‌ اول‌ و دوم‌: انحراف‌ و فساد بني‌عباس‌
پيامبر(ص‌) و ائمه‌(ع‌) دربارة‌ ويژگي‌هاي‌ حكومت‌ بني‌عباس‌ از جهت‌ منحرف‌ شدن‌ آنها به‌ سمت‌ فساد و خروجشان‌ از مسير حق‌ خبر داده‌اند.
عبدالله‌ بن‌ عباس‌ مي‌گويد: پيامبراكرم‌(ص‌) به‌ پدرم‌ فرمودند: «عباس! واي‌ بر فرزندان‌ من‌ از دست‌ فرزندان‌ تو و واي‌ بر فرزندان‌ تو از فرزندان‌ من‌.» به‌ ايشان‌ عرض‌ كرد: «يا رسول‌الله‌! آيا دستور مي‌دهيد كه‌ از زنان‌ كناره‌گيري‌ كنم‌؟» حضرت‌ فرمودند: «علم‌ خداوند انجام‌ يافته‌ است‌ قابل‌ تغيير نمي‌باشد و انجام‌ و تحقق‌ امور به‌ دست‌ اوست‌ و فرزندانم‌ به‌ اين‌ امر مبتلا خواهند شد.»
به‌ خوبي‌ مي‌دانيم‌ كه‌ دولت‌ بني‌عباس‌ چه‌ بر سر ائمه‌(ع‌) و ديگر فرزندان‌ رسول‌ اكرم‌(ص‌)در طول‌ تاريخ‌ آوردند و چه‌ آوارگي‌ها، تعقيب‌ها و دستگير شدن‌ها و ستم‌هايي‌ را از آنها چشيدند كه‌ مشهورتر از آن‌ است‌ كه‌ اين‌ روزها بخواهيم‌ آن‌ را به‌ نگارش‌ درآوريم‌ ولي‌ آنها كه‌ مي‌خواهند اطلاعات‌ بيشتري‌ در اين‌ رابطه‌ داشته‌ باشند مي‌توانند به‌ كتاب‌مقاتل‌ الطالبيين‌نوشتة‌ ابي‌الفرج‌ اصفهاني‌ مراجعه‌ كنند. مضاف‌ بر اين‌ در برخي‌ از روايات‌ از فروپاشي‌ حكومت‌ بني‌العباس‌ و از بين‌ رفتن‌ آنها خبر داده‌ شده‌ است‌. مثلاً امام‌ باقر(ع‌) طي‌ حديثي‌ مي‌فرمايند:
«..... سپس‌ بني‌عباس‌ به‌ سلطنت‌ مي‌رسند و همواره‌ در عيش‌ و نشاط‌ حكومت‌ و وفور خوشي‌ها خواهند بود تا اينكه‌ در ميان‌ آنها اختلاف‌ مي‌افتد و پس‌ از آن‌ كه‌ دچار اختلاف‌ شدند حكومت‌ را از كف‌ مي‌دهند
. »
لازم‌ است‌ به‌ ياد داشته‌ باشيم‌ امام‌ باقر(ع‌) پس‌ از زوال‌ سلسلة‌ بني‌اميه‌ به‌ شهادت‌ رسيدند و 18 سال‌ بعد حكومت‌ عباسيان‌ بر مسلمانان‌ مسلط‌ شدند.

پيشگويي‌ سوم‌: اختلاف‌ اهل‌ مشرق‌ و مغرب‌
در ادامه‌ حديثي‌ كه‌ از امام‌ باقر(ع‌) نقل‌ كرديم‌ حضرت‌ فرمودند:
و اهل‌ مشرق‌ و مغرب‌ دچار اختلاف‌ مي‌شوند.
كه‌ نمونه‌هاي‌ بسياري‌ براي‌ اين‌ اختلاف‌ در طول‌ تاريخ‌ مي‌توان‌ يافت‌: مانند اختلاف‌ اهل‌ مشرق‌ و مغرب‌ براي‌ تعيين‌ مرزهاي‌ كشورهاي‌ اسلامي‌ كه‌ اين‌ مسأله‌ سابقه‌ طولاني‌ در ميان‌ مسلمانان‌ دارد به‌ طوري‌ كه‌ بر مشرق‌ عباسيان‌ حكومت‌ مي‌كردند و بر مغرب‌ يا همه‌ اندلس‌ اسلامي‌ حكمرانان‌ اموي‌. يا اينكه‌ در شمال‌ آفريقا(غرب‌) دولت‌ فاطميون‌ را تأسيس‌ كردند در هر دو حالت‌ غرب‌ از خلافت‌ مشرق‌ كه‌ در دست‌ عباسيان‌ بود، جدا شده‌ بودند.
شايد هم‌ منظور چيزي‌ است‌ كه‌ در عصر كنوني‌ ـ از زمان‌ جنگ‌ جهاني‌ دوم‌ تا الآن‌ ـ شاهدش‌ هستيم‌ كه‌ دو دولت‌ بزرگ‌ وجود داشته‌اند به‌ طوري‌ كه‌ يكي‌ مدعي‌ زعامت‌ (جمهوري‌ها)در مشرق‌ است‌ و ديگري‌ خود را فرمانرواي‌ غرب‌ مي‌شمرد به‌ هرحال‌ اختلاف‌ را به‌ هر كدام‌ از اين‌ معاني‌ يا معاني‌ ديگر بگيريم‌ اين‌ اختلاف‌ ميان‌ شرق‌ و غرب‌ از جمله‌ نشانه‌هاي‌ ظهور است‌ و همواره‌ شاهدش‌ بوده‌ايم‌. به‌ جانم‌ قسم‌ كه‌ اين‌ خود از معجزاتي‌ است‌ كه‌ صدق‌ كل‌ روايت‌ را نتيجه‌ مي‌دهد و صاحب‌ بيعت‌ (حضرت‌ مهدي‌(ع‌)) هم‌ در اين‌ حديث‌ مطرح‌ شده‌ است‌.
در همان‌ حديثي‌ كه‌ از غيبت‌ نعماني‌ پيش‌ از اين‌ طرح‌ كرديم‌، آمده‌ است‌:
قائم‌(ع‌) در سال‌هاي‌ فرد (1، 3، 5) قيام‌ خواهند كرد.
و سپس‌ فرمودند:
وقتي‌ بني‌اميه‌ دچار اختلاف‌ شوند و حكومت‌شان‌ از دست‌ برود سپس‌ بني‌عباس‌ به‌ سلطنت‌ مي‌رسند بهار حكومت‌ و وفور عيش‌ آنها دايمي‌ نخواهد ماند و در بين‌ آنها اختلاف‌ افتاده‌ و پس‌ از اين‌ تفرقه‌ حكومت‌شان‌ بر باد مي‌رود و اهل‌ مشرق‌ و مغرب‌ دچار اختلاف‌ مي‌شوند، آري‌ حتي‌ اهل‌ قبله‌ هم‌ (چنين‌ خواهند شد)، همواره‌ مردم‌ سختي‌ شديدي‌ به‌ خاطر ترسي‌ كه‌ بر آنها مي‌گذرد، مي‌مانند، تا اينكه‌ منادي‌ از آسمان‌ ندا دهد. پس‌ وقتي‌ ندا داد كه‌: «النفير، النفير» (كوچ‌ كنيد، كوچ‌ كنيد) به‌ خداوند قسم‌ گويي‌ كه‌ به‌ او مي‌نگرم‌ كه‌ در ميان‌ ركن‌ و مقام‌ با مردم‌ بيعت‌ مي‌كند .
اين‌ سه‌ پيشگويي‌ اتفاق‌ افتاده‌ در تاريخ‌ آن‌ هم‌ پس‌ از بيان‌ آن‌ حضرت‌(ع‌) و نقل‌ محدثين‌ در منابعشان‌ خود بهترين‌ دليل‌ بر صدق‌ صدور آن‌ از معصوم‌(ع‌) است‌.
پيشگويي‌ چهارم‌: انحراف‌ جامعه‌ اسلامي‌

پيامبر اكرم‌(ص‌) بارها از انحراف‌ در رهبري‌ اسلامي‌ جامعه‌ پس‌ از خويش‌ خبر داده‌اند كه‌ از آن‌ جمله‌ اين‌ روايت‌ است‌ كه‌ ابن‌ عباس‌ نقل‌ كرده‌ كه‌ حضرت‌ ضمن‌ صحبت‌هايشان‌ از معراج‌ اين‌ مطالب‌ را از جمله‌ علايم‌ ظهور برشمرده‌اند:
كافران‌، فرمانرواي‌ (مردم‌) مي‌شوند و فاجران‌ (ستمكاران‌) سرپرست‌ و ظالمان‌ هم‌ آنان‌ را ياري‌ مي‌كنندو فاسقان‌ هم‌ مشاوران‌ آنها مي‌شوند. در چنين‌ زماني‌ سه‌ خسف‌ (فرو رفتن‌)پيش‌ مي‌آيد: در مشرق‌، مغرب‌ و جزيرة‌العرب‌، بصره‌ را هم‌ يكي‌ از نوادگان‌ تو كه‌ زنگي‌ها از او پيروي‌ مي‌كنند خراب‌ مي‌كند. تا انتهاي‌ حديث‌.
و در حديث‌ ديگري‌ چنين‌ مي‌فرمايند:
«
...و پس‌ از من‌، رهبراني‌ خواهند آمد كه‌ به‌ هدايت‌ من‌ هدايت‌ نگردند (از طريق‌ من‌ كه‌ هدايت‌ است‌ پيروي‌ نمي‌كنند) و به‌ سنت‌ من‌ هم‌ رفتار نمي‌كنند، از ميان‌ آنها مرداني‌ قيام‌ خواهند كرد كه‌ قلب‌هايشان‌ قلب‌ شيطان‌ است‌ در كالبد انسان‌.»
اين‌ همان‌ مسأله‌اي‌ است‌ كه‌ پس‌ از رسول‌ مكرم‌ اسلام‌(ص‌) رخ‌ داد و حكومت‌ براساس‌ مصلحت‌ها و يا به‌ طور موروثي‌ دست‌ به‌ دست‌ شد. مصرف‌ كردن‌ انواع‌ شراب‌ها در كاخ‌هاي‌ خلفاي‌ به‌ اصطلاح‌ اسلامي‌ مطلبي‌ بديهي‌ است‌ و در منابع‌ تاريخي‌ زيادي‌ مطرح‌ شده‌ است‌ و شايد بهترين‌ نمونه‌ آن‌ متوكل‌ عباسي‌ ـ لعنة‌الله‌عليه‌ ـ است‌ كه‌ يك‌ مرتبه‌ جمعيتي‌ از سپاهيان‌ ترك‌ را به‌ سوي‌ خانة‌ امام‌ هادي‌(ع‌)


فرستاد تا پس‌ از حمله‌ به‌ آنجا، حضرت‌ را شبانه‌ به‌ كاخ‌ او منتقل‌ كنند. آنها هم‌ وقتي‌ به‌ منزل‌ آن‌ حضرت‌ رسيدند. ايشان‌ مشغول‌ قرائت‌ قرآن‌ بودند. سپاهيان‌، حضرت‌ را اسير كرده‌ و به‌ سوي‌ متوكل‌ بردند و وقتي‌ به‌ مقابل‌ او رسيدند، پيالة‌ شرابي‌ در دستش‌ بود و مشغول‌ نوشيدن‌ بود كه‌ با ديدن‌ حضرت‌ ابهت‌ امام‌ او را گرفت‌ و به‌ ناچار حضرت‌ را احترام‌ كرده‌ و در كنار خويش‌ نشاند. پياله‌ شرابي‌ راكه‌ در دستش‌ بود به‌ حضرت‌ تعارف‌ كرد و ايشان‌ هم‌ فرمودند: «امير! هرگز گوشت‌ و خونم‌ تا به‌ حال‌ به‌ شراب‌ آلوده‌ نگشته‌ است‌ (از نوشيدن‌ شراب‌) مرا معاف‌ بدار.» او هم‌ صرف‌نظر كرد. تا انتهاي‌ جريان‌ (كه‌ البته‌ نكات‌ جالب‌ توجه‌ ديگري‌ هم‌ در اين‌ جريان‌ وجود دارد كه‌ در اينجا فرصت‌ و مجال‌ طرح‌ آنها نيست.‌)
پيشگويي‌ پنجم‌ : شورش‌ صاحب‌الزنج‌
كه‌ از جمله‌ آن‌ احاديثي‌ كه‌ در آنها صحبت‌ از اين‌ شخص‌ شده‌ است‌ حديثي‌ است‌ كه‌ پيش‌ از اين‌ از ابن‌عباس‌ آورديم‌. جريان‌ صاحب‌الزنج‌ و قومش‌ در تاريخ‌ از اين‌ قرار ثبت‌ شده‌ است‌ كه‌ وي‌ شخصي‌ بود كه‌ در سال‌ 255 ه.ق‌ (مصادف‌ با ميلاد حضرت‌ مهدي‌(ع‌)) قيام‌ كرد. نامش‌ علي‌بن‌ محمد بود و علي‌رغم‌ اينكه‌ از حيث‌ عقايد و تفكرات‌ با اهل‌ بيت‌(ع‌) اختلاف‌ داشت‌، گمان‌ مي‌كرد كه‌ از علويان‌ است‌. طي‌ مدت‌ 15 سال‌ در جامعه‌ چنان‌ فسادي‌ به‌ راه‌ انداخته‌ بود كه‌ نهايتاً در سال‌ 270ه.ق‌ دستش‌ را به‌ قتل‌عام‌ مردم‌ آلوده‌ كرد. علاوه‌ بر انتساب‌ خويش‌ به‌ علويان‌ عمده‌ مطلبي‌ كه‌ در شورش‌ خود روي‌ آن‌ تكيه‌ مي‌كرد اين‌ بود به‌ طور اساسي‌ به‌ كارگران‌ و طبقة‌ زحمت‌كش‌ جامعه‌، خصوصاً بندگان‌ و غلامان‌ تحت‌ سرپرستي‌ ديگران‌ نظر داشت‌ و از اين‌ جهت‌ بود كه‌ به‌ وي‌ صاحب‌الزنج‌ يا سرور بندگان‌ لقب‌ داده‌ بودند. فسادي‌ زيادي‌ در جامعه‌ اسلامي‌ به‌ پا كرد و دولت‌ عباسي‌ را به‌ شدت‌ به‌ زحمت‌ انداخت‌ و ساكنان‌ بصره‌ و بسياري‌ ديگر از شهرها رابا قتل‌ و غارت‌ و سرگرداني‌ (آوارگي‌) مردم‌ تحت‌ فشار قرار داد. اين‌ واقعة‌ تاريخي‌ هم‌ خود دليل‌ بزرگي‌ براي‌ صدق‌ حديث‌ و گويندة‌ آن‌ (عليه‌السلام‌) مي‌باشد.
پيشگويي‌ ششم‌ : ظهور علم‌ در شهر قم‌
از جمله‌ اين‌ احاديث‌، اين‌ مورد است‌ كه‌ از امام‌ صادق‌(ع‌) روايت‌ شده‌ كه‌ فرمودند:
كوفه‌ از (حضور) مؤمنين‌ خالي‌ خواهد شد و علم‌ از آن‌ رخت‌ برمي‌بندد همانندماري‌ كه‌ به‌ سوراخ‌ (لانه‌) خويش‌ خزيده‌ باشد‌ سپس‌ در شهري‌ كه‌ به‌ آن‌ قم‌ مي‌گويندنمايان‌مي‌شودوآنجامعدن‌علم‌وفضل‌ مي‌گردد به‌طوري‌كه‌هيچ‌مستضعفي‌ازلحاظ‌ ديني‌روي‌ زمين‌ باقي‌ نمي‌ماند. حتي‌ عروسان‌ حجله‌نشين‌ كه‌ اين‌ جريان‌ نزديك‌ ظهور قائم‌(ع‌) مي‌باشد تا انتهاي‌ حديث‌
[/b].
اين‌ موضوع‌ در دهة‌ گذشته‌ پيش‌ آمده‌ است‌ و عظمت‌ امامان‌(ع‌) را زماني‌ متوجه‌ مي‌شويم‌ كه‌ بدانيم‌ امام‌ از ظهور علم‌ ديني‌ در قم‌ در حالتي‌ خبر مي‌دهند كه‌ حتي‌ موقعيت‌ مكاني‌ اين‌ شهر در زمان‌ ايشان‌ هنوز ناشناخته‌ بود و ساكنان‌ آن‌ هم‌ بت‌پرست‌ و آتش‌پرست‌ بودند و پس‌ از گذشت‌ قريب‌ 1200 سال‌ مركز مطالعات‌ و شهر علم‌ شيعه‌ گشت
.

اين‌ حديث‌ را در اينجا از اين‌ جهت‌ ذكر كرديم‌ كه‌ صراحتاً به‌ هجرت‌ علم‌ از كوفه‌ (نجف‌ اشرف‌) به‌ شهر قم‌ بيش‌ از قيام‌ حضرت‌ حجت‌(ع‌) اشاره‌ مي‌كند كه‌ به‌ جهت‌ ستم‌هاي‌ پادشاه‌ و كشتار و رانده‌ شدن‌ علما (از آن‌ ديار) كه‌ در آن‌ زمان‌ مشاهده‌ مي‌شود، مي‌باشد
.
بسياري‌ از حوادث‌ و پيشگويي‌هاي‌ معصومين‌(ع‌) كه‌ تا به‌ حال‌ در تاريخ‌ رخ‌ داده‌اند ازاين‌ قرار است‌
:
امام‌ باقر(ع‌) در روايتي‌ به‌ جابربن‌ يزيد جعفي‌ مي‌فرمايند
:
جابر! از زمين‌ تكان‌ نخور و هيچ‌ دست‌ و پا مزن‌ تا اينكه‌ اين‌ نشانه‌هايي‌ را كه‌ مي‌گويم‌ مشاهده‌ كني‌ (البته‌) اگر آنها را درك‌ كني‌: اولين‌ آنها اختلاف‌ بني‌عباس‌ است‌ كه‌ نمي‌بينم‌ كه‌ تو آن‌ را درك‌ كني‌ ولي‌ پس‌ از مرگم‌ از قول‌ من‌ اين‌ مطلب‌ را نقل‌ كن‌ (و به‌ ديگران‌ بگو) و منادي‌ كه‌ از آسمان‌ ندا دهد و صدايي‌ كه‌ از پيروزي‌ حكايت‌ مي‌كند از سمت‌ دمشق‌ به‌ شما برسد. قريه‌اي‌ (ده‌ يا شهر) در شام‌ كه‌ به‌ جابيه‌ مشهور است‌ در زمين‌ فرو برود بخش‌ سمت‌ راست‌ مسجد دمشق‌ فرو بريزد، از دين‌ برگشتگاني‌ از جانب‌ ترك‌ها سر به‌ شورش‌ بردارند و آشوبي‌ هم‌ از ناحية‌ روم‌ به‌ دنبال‌ آن‌ مي‌آيد، برادران‌ترك‌هم‌آن‌قدرمي‌آيندتابه‌ جزيره‌ مي‌رسند و از دين‌برگشتگان‌هم‌به‌سوي‌روم‌ حركت‌ مي‌كنند تا اينكه‌ به‌ رمله‌مي‌رسند جابر! آن‌ سال‌ غرب‌ در كل‌ زمين‌ اختلاف‌ زيادي‌ مي‌پراكند و اول‌ مغرب‌ زمين‌، شام‌ است‌
.

شيخ‌ مفيد هم‌ در الارشاد خود فهرستي‌ از نشانه‌هاي‌ ظهور را ذكر كرده‌ كه‌ از اين‌ قرار است‌
:

«براي‌ زمان‌ قيام‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) نشانه‌هايي‌ بيان‌ شده‌ و از حوادثي‌ كه‌ پيش‌ از قيام‌ اتفاق‌ خواهد افتاد به‌ ما خبر داده‌اند كه‌ از جمله‌ آنها مي‌توان‌ اين‌ موارد را ذكر كرد: شورش‌ سفياني‌، كشته‌ شدن‌ سيد حسني‌، تفرقه‌ بني‌عباس‌ به‌ خاطر پادشاهي‌ و حكومت‌ دنيايي‌، كسوف‌ خورشيد در نيمه‌ ماه‌ رمضان‌ و خسوف‌ ماه‌ در آخر همان‌ ماه‌ كه‌ هر دو بر خلاف‌ رويه‌ عادي‌ طبيعت‌ است‌، فرو رفتن‌ در بيابان‌، فرو رفتن‌ در مشرق‌ و فرو رفتن‌ ديگري‌ در مغرب‌، به‌ همراه‌ حركت‌ نكردن‌ خورشيد از ظهر تا نيمه‌هاي‌ عصر، طلوع‌ خورشيد از مغرب‌ و كشته‌ شدن‌ نفس‌ زكيه‌ در پشت‌ كوفه‌ 70 انسان‌ صالح‌ و شايسته‌ ديگر، بريدن‌ سر مردي‌ هاشمي‌ بين‌ ركن‌ و مقام‌. خراب‌ شدن‌ ديوار مسجد كوفه‌، ظاهر ونمايان‌ شدن‌ پرچم‌هاي‌ سياهي‌ از خراسان‌، قيام‌ يمني‌، ظاهر شدن‌ شخصي‌ مغربي‌ در مصر و حكومت‌ كردنش‌ بر شام‌، فرود آمدن‌ ترك‌ها در جزيره‌ و روميان‌ در ساحل‌، طلوع‌ ستاره‌ مشرقي‌ كه‌ همانند ماه‌ نورافشاني‌ مي‌كند و سپس‌ چنان‌ خم‌ مي‌شود كه‌ گويي‌ دو سوي‌ آن‌ قرار است‌ به‌ هم‌ برسند، سرخي‌اي‌ كه‌ در آسمان‌ ظاهر مي‌شود و در تمام‌ افق‌ پخش‌ و منتشر مي‌شود. آتش‌ بزرگ‌ و شديدي‌ كه‌ در مشرق‌ نمايان‌ شده‌ و سه‌ يا هفت‌ روز در (جو و) آسمان‌ باقي‌ مي‌ماند. پايان‌ سختي‌هاي‌ اعراب‌ و حكومت‌ كردنشان‌ بر بلاد و خارج‌ شدن‌ از سيطره‌ و سلطنت‌ و عجم‌ها. كشته‌ شدن‌ امير مصر توسط‌ ساكنان‌ آن‌ ديار، حركت‌ پرچم‌هايي‌ كه‌ به‌ سوي‌ خراسان‌ راهي‌ مي‌شوند، ورود سپاهي‌ از سمت‌ مغرب‌ تاوقتي‌ كه‌ با از بين‌ رفتن‌ سرگشتگي‌ و حيرت‌ آرامش‌ يابد، نماياني‌ پرچم‌هاي‌ سياه‌ از مشرق‌ به‌ همان‌ صورت‌، شكافتن‌ و ترك‌ خوردن‌ فرات‌ به‌ طوري‌ كه‌ آب‌ وارد كوچه‌ها و خيابان‌هاي‌ كوفه‌ مي‌شود، شورش‌ 60 دروغگو كه‌ همگي‌ ادعاي‌ نبوت‌ مي‌كنند و شورش‌ 12 نفر از آل‌ ابي‌طالب‌ كه‌ همه‌ ادعاي‌ امامت‌ براي‌ خويش‌ دارند، سوزاندن‌ مردي‌ بلند مرتبه‌ از پيروان‌ بني‌عباس‌ ميان‌ جلولاء و خابقين‌، زدن‌ پلي‌ در آنجايي‌ كه‌ آب‌ ميان‌ مدينة‌السلام‌ و بغداد روان‌ است‌، برخاستن‌ بادي‌ سياه‌ در ابتداي‌ روز و زلزله‌اي‌ كه‌ منجر به‌ فرو رفتن‌ بسياري‌ از آنها مي‌شود. هراسي‌ كه‌ دامن‌گير اهل‌ عراق‌ و بغداد مي‌شود و مرگ‌ ناگهاني‌ در آن‌ و نقصان‌ و كاهش‌ اموال‌ و جان‌ها و بدن‌ها و محصولات‌ و يورش‌ ملخ‌ها كه‌ در ابتداي‌ آن‌ و غير آن‌ ظاهر مي‌شوند به‌ طوري‌ كه‌ به‌ زراعت‌ و غلات‌ و همان‌ مقدار كمي‌ كه‌ مردم‌ كشت‌ كرده‌اند حمله‌ور مي‌شود و اختلاف‌ ميان‌ دو دسته‌ از عجم‌ها و ريخته‌ شدن‌ خون‌ بسياري‌ از آنها و شورش‌ بندگان‌ از اطاعت‌ سروران‌ آنها و كشتن‌ ايشان‌ و مسخ‌ شدن‌ دسته‌اي‌ از بدعت‌گزاران‌ كه‌ به‌ شكل‌ ميمون‌ و خوك‌ مي‌شوند، و غلبه‌ يافتن‌ بندگان‌ بر سرزمين‌هاي‌ مالكان‌ و سروران‌، ندايي‌ از آسمان‌ كه‌ تمام‌ اهل‌ زمين‌ آن‌ را به‌ زبان‌ خويش‌ مي‌شنوند و صورت‌ و سينه‌اي‌ كه‌ در آسمان‌ در قرص‌ خورشيد براي‌ مردم‌ ظاهر مي‌شود، و مردگاني‌ كه‌ از قبرهايشان‌ به‌ دنيا برمي‌گردند و در آن‌ (با ديگران‌) آشنا مي‌شوند و به‌ زيارت‌ همديگر مي‌روند، سپس‌ همه‌ اينها به‌ 24 باران‌ كه‌ به‌ وسيلة‌ آن‌ زمين‌ پس‌ از مرگش‌ زنده‌ مي‌شود ختم‌ شده‌ و بركات‌ آن‌ نمايان‌ مي‌گردد و پس‌ از آن‌ تمام‌ آسيب‌ها و بلايا از معتقدان‌ به‌ حق‌ كه‌ از شيعيان‌ مهدي‌(ع‌) هستند برطرف‌ شده‌ و از ظهور آن‌ حضرت‌ در مكه‌ خبردار مي‌شوند و براي‌ ياري‌ ايشان‌ متوجه‌ و راهي‌ آنجا مي‌شوند
.»[/b]
بعضي‌ از حوادثي‌ كه‌ در اين‌ دو روايت‌ ذكر و در تاريخ‌ محقق‌ شده‌ را به‌ طور گذرا بررسي‌ مي‌كنيم‌ كه‌ البته‌ كساني‌ كه‌ مايلند در اين‌ رابطه‌ آگاهي‌هاي‌ بيشتري‌ بيابند مي‌توانند به‌ اين‌ كتاب‌ها مراجعه‌ كنند
:
1-كتاب‌ الغيبة‌
[/b]
:
شيخ‌ اجل‌ محمدبن‌ ابراهيم‌ بن‌ جعفر نعماني‌ معروف‌ به‌ ابن‌ ابي‌ زينب‌، ايشان‌ از علماي‌ قرن‌ سوم‌ هجري‌ و ازشاگردان‌ ثقة‌الاسلام‌ كليني‌ بوده‌اند كه‌ اين‌ اثر يكي‌ از نفيس‌ترين‌ كتاب‌هايي‌ است‌ كه‌ در اين‌ رابطه‌ نگاشته‌ شده‌ است‌. شيخ‌ مفيد در الارشاد خود از وي‌ ستايش‌ كرده‌ كه‌ نشانگر اين‌ است‌ كه‌ تا آن‌ زمان‌ مؤلفي‌ چون‌ او نبوده‌ است‌.
2-كمال‌الدين‌ و تمام‌النعمة‌ : شيخ‌ ابوجعفر محمد بن‌ علي‌بن‌ الحسين‌ بابويه‌ قمي‌ معروف‌ به‌ شيخ‌ صدوق‌ (از علماي‌ قرن‌ چهارم‌ هجري‌ متوفي‌، 381 ق‌
.)
3- كتاب‌ الغيبة‌: شيخ‌ ابي‌ جعفر محمد بن‌ الحسن‌ طوسي‌، شيخ‌ الطائفه‌ (متوفي‌ 460 ق‌
.)
و اما پيشگويي‌هاي‌ محقق‌ شده‌ در اين‌ دو روايت‌
[/b]:

1- روي‌ كردن‌ پرچم‌هاي‌ سياه‌ از ناحية‌ خراسان‌: با قيام‌ ابو مسلم‌ خراساني‌ تطابق‌ دارد
.
2- ظهور مغربي‌ در مصر كه‌ شامات‌ را تصرف‌ مي‌كند: شورش‌ مغربي‌ فاطمي‌ كه‌ در سال‌ 396 ق‌. در شمال‌ افريقا اعلام‌ دعوت‌ كرد و پس‌ از جنگ‌ با شام‌ بر آن‌ مستولي‌ شد
.
3- فرود آمدن‌ ترك‌ها در جزيره‌
[/b]

: زماني‌ كه‌ خاك‌ جزيره‌ مدت‌ طولاني‌ تحت‌ سيطرة‌ كومت‌ عثماني‌ تركي‌ بود از سال‌ 941 ق‌. آغاز شد تا زمان‌ سقوط‌ سلطنت‌ آنها در سال‌ 1335 ق‌. پس‌ از اشغال‌ بريتانيا در جنگ‌ جهاني‌ اول‌
.

4- فرود آمدن‌ روميان‌ در رمله‌: در لسان‌ ائمه‌ معصومين‌(ع‌) از اروپا به‌ روم‌ تعبير مي‌كرده‌اند و رمله‌ نام‌ منطقه‌اي‌ در شام‌ و منطقه‌اي‌ ديگر در مصر است‌ فلذا با استعمار فرانسه‌ در مصر به‌ رهبري‌ ناپلئون‌ بناپارت‌ ٠
اشاره‌اي‌ اجمالي‌ و كلي‌ به‌ حوادث‌ پيش‌ از ظهور

بخش‌ اول‌ - علامات‌ پيش‌ از ظهور
احاديثي‌ كه‌ حوادث‌ ايّام‌ نزديك‌ به‌ ظهور را ترسيم‌ و محدوده‌ آن‌ عصر را مشخص‌ مي‌كنند مي‌توان‌ به‌ چهار قسمت‌ زير دسته‌بندي‌ كرد:

1-
[b] عصر ظهور


در برخي‌ از احاديث‌ شريفه‌ ما ويژگي‌هاي‌ كلي‌ و عمومي‌ ظهور به‌ همراه‌ اشاره‌اي‌ به‌ برخي‌ جريانات‌ مشخص‌ آن‌ زمان‌ ديده‌ مي‌شود كه‌ از جمله‌ آنها مي‌توان‌ به‌ حديث‌ مفصلي‌ كه‌ گفتگوي‌ آميخته‌ باناباوري‌ زياد سلمان‌ با حضرت‌ رسول‌(ص‌) را در مراسم‌ حج‌ بيان‌ مي‌كند ـ كه‌ در شماره‌هاي‌ پيشين‌ آورديم‌ ـ اشاره‌ كرد

[b]2- سال‌هاي‌ ظهور


[/b]
احاديثي‌ كه‌ به‌ بررسي‌ سال‌هاي‌ ظهور مي‌پردازند، حوادث‌، اتفاقات‌ و نشانه‌هاي‌ بيشتري‌ را بيان‌ مي‌كنند و گستره‌ محدودتري‌ را به‌ تصوير مي‌كشند كه‌ از جمله‌ آنها همان‌ علاماتي‌ است‌ كه‌ از كتاب‌ الارشادشيخ‌ مفيد در پايان‌ بخش‌ پيشگويي‌هاي‌ ائمه‌(ع‌)آورديم‌.
در احاديث‌ ديگر هم‌ چنين‌ آمده‌ است‌:
امام‌ صادق‌(ع‌) فرمودند:
زماني‌ كه‌ مردم‌ در عرفات‌ ايستاده‌اند، وقتي‌ سواري‌ كه‌ بر شتري‌ تيزپا نشسته‌ آنها را از مرگ‌ خليفه‌ خبردار مي‌كند و با مرگ‌ او فرج‌ آل‌ محمد(ص‌) و همه‌ مردم‌ مي‌رسد. 1
ابوبصير مي‌گويد: از امام‌ صادق‌(ع‌) شنيدم‌ كه‌ مي‌فرمودند:
كسي‌ كه‌ مرگ‌ عبدالله‌ را براي‌ من‌ ضمانت‌ كند من‌ هم‌ ظهور قائم‌ را براي‌ او ضمانت‌ مي‌كنم‌.
سپس‌ فرمودند:
وقتي‌ عبدالله بميرد مردم‌ پس‌ از او با كسي‌ متحد نشوند! ان‌شاءالله و اين‌ جريان‌ بدون‌ امامتان‌ آرام‌ نمي‌شود و حكومت‌ و سلطنت‌ سالانه‌ و طولاني‌ مدت‌ از بين‌ مي‌رود، مدت‌ سلطنت‌هاي‌ پادشاهان‌ به‌ ماه‌ و روز نمي‌كشد. پرسيدم‌: آيا اين‌ دوران‌ طول‌ مي‌كشد؟ فرمودند: «هرگز!» 2
از امام‌ باقر(ع‌) نقل‌ شده‌ كه‌ فرمودند:
وقتي‌ بني‌فلان‌ به‌ خاطر چيزي‌ كه‌ ميان‌ آنهاست‌ دچار تشتت‌ و اختلاف‌ شدند منتظر فرج‌ باشيد و فرج‌ شما جز با اختلاف‌ بني‌فلان‌ محقق‌ نمي‌شود پس‌ آنگاه‌ كه‌ گرفتار اختلاف‌ شدند چشم‌ انتظار صيحه‌اي‌ در ماه‌ رمضان‌ و قيام‌ قائم‌(ع‌) باشيد كه‌ خدا هرچه‌ را بخواهد انجام‌ مي‌دهد. قائم‌ قيام‌ نمي‌كند و شما هم‌ آنچه‌ را عاشقش‌ هستيد نخواهيد ديد تا وقتي‌ بني‌فلان‌ بر سر آنچه‌ در بينشان‌ است‌ مبتلا به‌ اختلاف‌ و درگيري‌ شوند و وقتي‌ چنين‌ شد مردم‌ به‌ آنها (ملكشان‌) طمع‌ مي‌كنند و وحدت‌ويكپارچگي‌ازبين‌مي‌رودو سفياني‌ شورش‌ مي‌كند

.
سپس‌ادامه‌دادند،بني‌فلان‌بالاخره‌ سلطنت‌ خواهند كرد و پس‌ از پادشاهي‌، آنها به‌ اختلاف‌ دچار مي‌شوند و سلطنتشان‌ به‌ باد مي‌رود و حكومتشان‌ پراكنده‌ و متشتت‌ مي‌شود... 3

3-
سال‌ ظهور


در اين‌ قسمت‌ احاديث‌ به‌ طور دقيق‌ حوادثي‌ را بيان‌ مي‌كنند؛ خصوصاً در نيمه‌ دوم‌ سال‌ كه‌ از شورش‌ سفياني‌ در رجب‌ شروع‌ مي‌شود و با نداي‌ آسماني‌ در طبق‌ نظام‌ عددي‌ يا رقمي‌ و بر حسب‌ تقويم‌ اسلامي‌ سال‌ ظهور فرد است‌ و روز طلوع‌ آن‌ خورشيد تابان‌ هم‌ شنبه‌ دهم‌ محرّم‌ الحرام‌ كه‌ مصادف‌ با عاشوراي‌ حسيني‌ است‌ ماه‌ رمضان‌ و شهادت‌ نفس‌ زكيه‌ در 25 ماه‌ ذي‌حجة‌ ادامه‌ مي‌يابد و به‌ ظهور نور مبارك‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) در عاشورايي‌ كه‌ با شنبه‌ مصادف‌ شده‌ است‌ ختم‌ مي‌شود. اين‌ روايات‌ علامت‌هاي‌ حتمي‌ ظهور را كه‌ مدتي‌ پيش‌ از آن‌ واقعه‌ عظيم‌ واقع‌ مي‌شود در برمي‌ گيرد و از مسلماتي‌ است‌ كه‌ به‌ آنها يقين‌ داريم‌ و معتقديم‌ در مورد آنها بدأ 4 (تقديم‌ و تأخير ناشي‌ از برخي‌ علل‌) رخ‌ نمي‌دهد. همه‌ مؤمنان‌ لازم‌ است‌ كه‌ اين‌ نشانه‌ را به‌ خوبي‌ بشناسند و كساني‌ را كه‌ به‌ دروغ‌ ادعاي‌ مهدويت‌ كردند با كمك‌ آنها به‌ راحتي‌ و با قاطعيت‌ تكذيب‌ كنند. پس‌ از وقوع‌ اين‌ علائم‌ حتمي‌ است‌ كه‌ فرج‌ مؤمنين‌ مي‌آيد و خداوند تبارك‌ و تعالي‌ درد سينه‌هايشان‌ را شفا داده‌ و پريشاني‌ را از دل‌هاي‌ ايشان‌ مي‌زدايد.
تمامي‌ ائمه‌(ع‌) وقتي‌ كه‌ از حضرت‌ مهدي‌(ع‌) و علائم‌ ظهور ايشان‌ و نزديكي‌ قيامشان‌ صحبت‌ مي‌كرده‌اند در برخي‌ موارد متذكر مي‌شده‌اند كه‌ بعضي‌ از اين‌ نشانه‌ها از حتميات‌ ظهور است‌ و به‌ طوري‌ كه‌ اگر آنها محقق‌ نشده‌ باشند حضرت‌ مهدي‌(ع‌) ظهور نخواهند كرد

4-
نشانه‌هاي‌ برپايي‌ قيامت‌


[/b]
اين‌ نشانه‌ها كه‌ عبارتند از خارج‌ شدن‌ جنبنده‌اي‌ از زمين‌(دابة‌الارض‌) كه‌ با مردم‌ صحبت‌ مي‌كند و طلوع‌ خورشيد از مغرب‌ و آتشي‌ كه‌ از عمق‌ زمين‌ خارج‌ مي‌شود و مردم‌ را به‌ سوي‌ محشر و قيامت‌ سوق‌ مي‌دهد و... از جمله‌ رواياتي‌ كه‌ به‌ تبيين‌ آنها مي‌پردازد اين‌ حديث‌ است‌ كه‌ حضرت‌ امير(ع‌) فرمودند كه‌ حضرت‌ رسول‌(ص‌) مي‌فرمودند:
ده‌ چيز حتماً پيش‌ از قيامت‌ خواهد آمد: سفياني‌، دجال‌،دود، جنبده‌ (دابة‌)، خروج‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) و طلوع‌ خورشيد از مغرب‌ و فرود آمدن‌ عيسي‌ و فرو رفتن‌ زمين‌ در مشرق‌ و فرو رفتن‌ درجزيره‌ العرب‌ و آتشي‌ كه‌ از اعماق‌ زمين‌خارج‌ مي‌شود و مردم‌ را به‌ سوي‌ محشر سوق‌ مي‌دهد. 5

بخش‌ دوم‌ ـ علامت‌هاي‌ مخصوص‌ سال‌ ظهور


به‌ زودي‌ به‌ حوادثي‌ كه‌ در اين‌ سال‌ بروز پيدا مي‌كند اشاره‌ مي‌كنيم‌. سالي‌ كه‌ به‌ زودي‌ با نشانه‌ها و حوادث‌ سال‌ مشرف‌ به‌ ظهور امام‌ بزرگوارمان‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) است‌ همراه‌ خواهيم‌ شد. آن‌ گونه‌ كه‌ طبق‌ ترتيب‌ زماني‌ آنها در روايات‌ معصومين‌(ع‌) بيان‌ شده‌ تا به‌ آرزو و هدف‌ خويش‌ نايل‌ شويم‌ مومنان‌ تصوري‌ كلي‌ و فراگير از اين‌ حوادث‌ و نشانه‌ها وبا علم‌ به‌ اينكه‌ آنها جزء حتميات‌ هستند داشته‌ باشند. اين‌ علائم‌ حتمي‌ آن‌ طور كه‌ در روايات‌ زيادي‌ از آنها ياد شده‌ پنج‌ نشانه‌اند؛ امام‌ صادق‌(ع‌) فرمودند:
پنج‌ چيز قبل‌ از قيامت‌ قائم‌(ع‌) مي‌باشند:

1-
يمني‌ 2- سفياني‌ 3- منادي‌اي‌ كه‌ از آسمان‌ ندا مي‌دهد 4ـ فرو رفتن‌ (خسف‌) در بيابان‌ 5ـ كشته‌ شدن‌ نفس‌ زكيه‌.
حوادث‌ سال‌ ظهور بسيار زيادند كه‌ به‌ بارزترين‌ و آشكارترين‌ آنها ـ البته‌ با توجه‌ به‌ ترتيب‌ زماني‌ آنها به‌ قدري‌ كه‌ با توجه‌ به‌ رواياتي‌ كه‌ در دسترس‌ داريم‌ و امكان‌ آن‌ وجود داشته‌ باشد ـ اشاره‌ مي‌كنيم‌. پيش‌ از ورود به‌ بحث‌ لازم‌ است‌ به‌ حوادثي‌ كه‌ به‌ طور اجمالي‌ به‌ آنها اشاره‌ شده‌ و به‌ طور كلي‌ و عمومي‌ بر سال‌ ظهور و ويژگيهاي‌ آن‌ دلالت‌ مي‌كند نظري‌ بيفكنيم‌.

1-
فرد بودن‌ رقم‌ سال‌ ظهور


از امام‌ صادق‌(ع‌) نقل‌ شده‌ كه‌ فرمودند:
حضرت‌ جز در سال‌ فرد مانند يك‌، سه‌، پنج‌، هفت‌ يا نه‌ قيام‌ نمي‌كنند. 7
اين‌ حديث‌ سال‌ ظهور را به‌ طور اجمالي‌ معرفي‌ مي‌كند و ليكن‌ زمان‌ ظهور مبارك‌ حضرتش‌ را برخي‌ احاديث‌ دقيق‌تر مشخص‌ مي‌كنند. ابوبصير از امام‌ صادق‌(ع‌) نقل‌ كرده‌اند:
در روز عاشورا كه‌ روز به‌ شهادت‌ رسيدن‌ حسين‌ بن‌ علي‌(ع‌) مي‌باشد قيام‌ خواهند كرد: «گويا در روز شنبه‌اي‌ كه‌ عاشورا است‌ با او هستم‌ در حالي‌ كه‌ ميان‌ ركن‌ و مقام‌ ايستاده‌ و جبرئيل‌ در مقابلش‌ براي‌ بيعت‌ با او دعوت‌ مي‌كند و شيعيان‌ از نقاط‌ مختلف‌ زمين‌ با طي‌ الارض‌ به‌ سوي‌ او مي‌شتابند كه‌ با او بيعت‌ كنند و خداوند تبارك‌ و تعالي‌ به‌ وسيله‌ ايشان‌ زمين‌ را همان‌طور كه‌ از ظلم‌ و جور پر شده‌ از عدالت‌ و دادگستري‌ پر كند.»
با توجه‌ به‌ اين‌ روايت‌ها و ديگر روايات‌ كه‌ در دسترس‌ داريم‌ مي‌توانيم‌ بعضي‌ از ويژگي‌هاي‌ سالي‌ را كه‌ ان‌شاءالله ظهور خواهند كرد بيان‌ كنيم‌ كه‌ طبق‌ نظام‌ عددي‌ يا رقمي‌ و بر حسب‌ تقويم‌ اسلامي‌ سال‌ ظهور فرد است‌ و روز طلوع‌ آن‌ خورشيد تابان‌ هم‌ شنبه‌ دهم‌ محرّم‌ الحرام‌ كه‌ مصادف‌ با عاشوراي‌ حسيني‌ است‌.



2-
سالي‌ همراه‌ با باران‌ فراوان‌


از نشانه‌هاي‌ سال‌ ظهور اين‌ است‌ كه‌ در آن‌ سال‌ باران‌ بسياري‌ مي‌بارد و به‌ خاطر اين‌ بارش‌ زياد محصولات‌ و ميوه‌ها و خرماهاي‌ مختلف‌ خراب‌ شده‌ و از بين‌ مي‌روند چرا كه‌ باران‌ گاهي‌ رحمت‌ است‌ و نعمت‌ و گاه‌ عذاب‌ و نقمت‌. از امام‌ صادق‌(ع‌) روايت‌ شده‌ كه‌ فرمودند:
پيش‌ از ظهور قائم‌(ع‌) در آن‌ سال‌ باران‌ فراواني‌ مي‌بارد كه‌ محصولات‌ و خرماهاي‌ مختلف‌ نخلستانها از بين‌ مي‌رود ولي‌ شما از اين‌ حادثه‌ شكايت‌ نكنيد. 9
و سعيد بن‌ جنيده‌ چنين‌ نقل‌ كرده‌ است‌:
در سالي‌ كه‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) ظهور مي‌كنند بيست‌ و چهار باران‌ نازل‌ مي‌شود كه‌ اثرات‌ و بركات‌ آن‌ مشهود خواهد شد. ان‌شاءالله 10
و بر همين‌ اساس‌ است‌ كه‌ مي‌توان‌ به‌ معناي‌ چنين‌ احاديثي‌ پي‌ برد كه‌: امام‌ صادق‌(ع‌) فرمودند:
در سال‌ پيروزي‌ حضرت‌ فرات‌ چنان‌ شكافته‌ مي‌شود كه‌ آب‌ وارد كوچه‌هاي‌ كوفه‌ مي‌شود
و در روايتي‌ ديگر:
در سال‌ پيروزي‌ فرات‌ شكافته‌ شده‌ و آب‌هاي‌ آن‌ وارد كوچه‌هاي‌ كوفه‌ مي‌شود.11
3-
سالي‌آكنده‌اززمين‌لرزه‌هاوخوف‌وفتنه‌هاي‌ بسيار
:

امام‌ صادق‌(ع‌) فرموده‌اند:
از نشانه‌هاي‌ قيام‌ آن‌ حضرت‌ اين‌ است‌ كه‌ در سالي‌ پر از زلزله‌ و سرما اتفاق‌ مي‌افتد. 12
مهدي‌ را به‌ شما بشارت‌ مي‌دهم‌ كه‌ پس‌ از پديد آمدن‌ اختلافات‌ در ميان‌ امتم‌ و زلزله‌هاي‌ بسيار ظهور خواهد كرد. 13
در آن‌ زمان‌ اختلافات‌ شديد و فتنه‌هاي‌ بسيار در زمين‌ پيش‌ مي‌آيد. 14
پيش‌ از اين‌ كشتار «يبوح‌» پيش‌ خواهد آمد. «حاضران‌ پرسيدند:» «يبوح‌» يعني‌ چه‌؟ حضرت‌ فرمودند: «يعني‌ دائمي‌ است‌ و بدون‌ وقفه‌ ادامه‌ مي‌يابد. 15
پيش‌ از آمدن‌ قائم‌ دو مرگ‌ مشاهده‌ خواهد شد، مرگ‌ قرمز و مرگ‌ سفيد به‌ طوريكه‌ از هر هفت‌ نفر 5 نفر بميرند.» 16
حضرت‌ علي‌(ع‌) فرمودند:
پيشاپيش‌ حضرت‌ مهدي‌ مرگ‌ سرخ‌ و مرگ‌ سفيد پيش‌ مي‌آيد و حمله‌ ملخ‌ها در زمان‌ او و در غير زمانش‌ مانند رنگ‌هاي‌ خون‌ كشتار قرمز (ناشي‌ از جنگ‌) و شمشير است‌ و مرگ‌ و مير سفيد به‌ خاطر طاعون‌ خواهد بود. 17
عبدالله بن‌ بشار از اميرالمومنين‌ علي‌(ع‌) نقل‌ كرده‌ است‌ كه‌ فرمودند:
زماني‌ كه‌ خداوند تبارك‌ و تعالي‌ اراده‌ كند كه‌ قائم‌ آل‌ محمد(ع‌) را ظاهر نمايد با جنگي‌ كه‌ آغاز و پايانش‌ در ماه‌ صفر است‌ شروع‌ مي‌كند كه‌ اين‌ ابتداي‌ قيام‌ قائم‌ ما (اهل‌بيت‌) است‌. 18
جابربن‌ جعفي‌ مي‌گويد: «از امّام‌ باقر(ع‌) پرسيدم‌ كه‌ معناي‌ آيه‌ «ولنبلونكم‌ بشي‌ء من‌ الخوف‌ والجوع‌» 19 چيست‌؟» حضرت‌ فرمودند:
«جابر (اين‌ آيه‌) يك‌ معناي‌ خاص‌ دارد و يك‌ معناي‌ عام‌. معناي‌ خاص‌، گرسنگي‌ دركوفه‌ است‌ كه‌ خداوند آن‌ را مخصوص‌ دشمنان‌ آل‌ محمد عليهم‌السلام‌ قرار داده‌ و به‌ وسيله‌ آن‌، آنها را هلاك‌ مي‌كند. ولي‌ معناي‌ عام‌ آن‌ در شام‌ محقق‌ مي‌شود كه‌ اهل‌ آنجا به‌ خوف‌ و هراس‌ و گرسنگي‌ مبتلا مي‌شوند كه‌ احدي‌ به‌ مانند آن‌ مبتلا نشده‌ باشد و گرسنگي‌ پيـش‌ از قيـام‌ قائـم‌(ع‌) اسـت‌ و خــوف‌ و هـراس‌ پـس‌ از قيـام‌ قائـم‌(ع‌). 20»

امام‌ باقر(ع‌) مي‌فرمايند:
«
حضرت‌ مهدي‌(ع‌) جز در شرايط‌ زير ظهور نمي‌كند. مردم‌ شديداً دچار هراس‌ و گرفتار زلزله‌هاي‌ بسيار و طاعون‌ شوند و جنگ‌ نمايان‌ و شديدي‌ ميان‌ اعراب‌ واقع‌ شود. اختلاف‌ در دين‌ و آيين‌ پيدا كرده‌ و وضعيت‌ و احوالشان‌ متغير گشته‌ باشد. هر كس‌ آرزويي‌ داشته‌ باشد آرزويش‌ در هر صبح‌ و عصر مرگ‌ است‌ تا آنجا كه‌ فرمودند: قيام‌ ايشان‌ پس‌ از يأس‌ و نااميدي‌ (مردم‌) است‌ خوشا به‌ حال‌ كسي‌ كه‌ او را درك‌ كند و از ياورانش‌ باشد واي‌ و صدها واي‌ بر آن‌ كه‌ با او مخالفت‌ كند و از امرش‌ نافرماني‌ و سرپيچي‌ نمايد. 21»
ابوبصير از امام‌ صادق‌(ع‌) نقل‌ كرده‌ كه‌ فرمودند:
«
ناچار پيش‌ از قيام‌ فتنه‌اي‌ پيش‌ مي‌آيد كه‌ مردم‌ در آن‌ گرسنه‌ مي‌شوند و هراس‌ شديدي‌ از كشتارها در دلشان‌ مي‌افتد و مبتلا به‌ كاستي‌ و كم‌ شدن‌ اموال‌ و محصولات‌ و جان‌هايشان‌ مي‌شوند. اين‌ مسأله‌ در قرآن‌ مطلبي‌ روشن‌ و واضح‌ است‌ و سپس‌ حضرت‌ اين‌ آيه‌ را تلاوت‌ فرمودند:
و لنبلونكم‌ بشي‌ء من‌ الخوف‌ والجوع‌ و نقص‌ من‌ الاموال‌ والانفس‌ والثمرات‌ و بشر الصابرين‌ 22»
از اين‌ مجموع‌ احاديث‌ شريفه‌ كه‌ سال‌ ظهور را توصيف‌ مي‌كنند در مي‌يابيم‌ كه‌ آن‌ سال‌، سالي‌ است‌ با زمين‌ لرزه‌ها و فتنه‌هاي‌ بسياري‌ كه‌ حكايت‌ از نبود و فقدان‌ ثبات‌ سياسي‌ در برخي‌ كشور و كثرت‌ اختلافات‌ و جنگ‌ها مي‌كنند كه‌ آن‌ هم‌ به‌ جنگي‌ جهاني‌ ختم‌ مي‌شود كه‌ در روايات‌ از آن‌ به‌ جنگ‌ و معركه‌ قرقيسيا ياد شده‌ است‌ (كه‌ به‌ زودي‌ به‌ آن‌ اشاره‌ خواهيم‌ كرد) و نتيجه‌ زياد شدن‌ جنگ‌ها، خوف‌ و هراس‌ و گرسنگي‌ و كشتارها و مرگ‌ و ميرها مي‌باشد و حوادث‌ و اتفاقات‌ اين‌ سال‌ به‌ ظهور حضرت‌ مهدي‌(ع‌) منتهي‌ شده‌ جهان‌ پر از عدل‌ و قسط‌ مي‌گردد.
پس‌ از ذكر اين‌ احاديث‌ كه‌ اشاره‌اي‌ گذرا به‌ احاديث‌ سال‌ ظهور داشتند طي‌ بخش‌هاي‌ آتي‌ به‌ احاديثي‌ كه‌ دقيق‌ترين‌ سال‌ و خصوصاً نيمه‌ دوم‌ آن‌ را توصيف‌ مي‌كنند، خواهيم‌ پرداخت‌.
پي‌نوشت‌ها:

1-
غيبت‌ نعماني‌، ص‌ 179،بحارالانوار، ج‌ 52، ص‌ 240؛ بشارة‌الاسلام‌، ص‌122
2-
بحاراالانوار، ج‌52، ص‌210؛ بشارة‌الاسلام‌، ص‌123
3-
غيبة‌النعماني‌، ص‌171؛ بحارالانوار، ج‌52، ص‌232
4-
به‌ مسأله‌ بدأ درآینده مفصلاً خواهيم‌ پرداخت‌
5-
الغيبة‌، شيخ‌ طوسي‌ ص‌267، بحارالانوار، ج‌52، ص‌209؛ بشارة‌الاسلام‌ 14
6-
الارشاد، شيخ‌ مفيد، ج‌2، ص‌279؛ كمال‌الدين‌، ص‌649؛ الغيبة‌، شيخ‌ طوسي‌، ص‌267؛ اعلام‌ الوري‌. ص‌426
7-
اعلام‌ الوري‌، ص‌430؛ بحارالانوار، ج‌2، ص‌291؛ منتخب‌ الاثر، ص‌464
8-
الارشاد، شيخ‌ مفيد، ج‌2، ص‌379؛ اعلام‌ الوري‌، ص‌430
9-
اعلام‌ الوري‌، ص‌428؛ بشارة‌الاسلام‌، ص‌125؛ الارشاد، شيخ‌ مفيد ج‌2، ص‌377
10-
اعلام‌الوري‌، 429، الغيبة‌، شيخ‌ طوسي‌، 269
11-
اعلام‌ الوري‌، ص‌429؛ بشارة‌الاسلام‌، ص‌125؛ الارشاد، شيخ‌ مفيد ج‌2، ص‌377؛الغيبة‌ شيخ‌ طوسي‌، ص‌274.
12-
يوم‌الخلاص‌، ص‌543، بيان‌ الائمه‌(ع‌) ج‌2، ص‌431.
13-
كمال‌الدين‌، ص‌655، بحارالانوار ج‌52، ص‌182.
14-
المهدي‌ والممهدون‌، ص‌ 49، كمال‌الدين‌ ص‌655، بحارالانوارج‌52، ص‌182.
15-
كمال‌الدين‌، ص‌655، بحارالانوار، ج‌52، ص‌182.
16-
كمال‌الدين‌، ص‌655، بحارالانوار ج‌52، ص‌182.
17-
الغيبة‌، نعماني‌، 185، الارشاد، شيخ‌ مفيد، ج‌2، ص‌372؛ الغيبة‌، شيخ‌ طوسي‌، ص‌267.
18- بيان‌الائمه‌ ج‌1، ص‌335.
19-
سوره‌ بقره‌(2) آيه‌155.
20-
الغيبة‌، نعماني‌، ص‌168؛ بحارالانوار، ج‌52، ص‌229.
21-
بحارالانوار، ج‌52، ص‌231؛ الزام‌الناصب‌، ج‌2، ص‌162؛ المهدي‌، آيت‌الله صدر، ص‌198.
22-
الغيبة‌، نعماني‌، ص‌168؛ بحارالانوار ج‌52، ص‌229.
حوادث‌ بر طبق‌ تقويم‌ سال‌ ظهور
جريانات‌ و اتفاقات‌ ماه‌ رجب‌
در اين‌ قسمت‌ به‌ اهم‌ حوادثي‌ كه‌ در ماه‌ رجب‌ و در واقع‌ پنج‌ ماه‌ پيش‌ از ظهور حضرت‌ اتفاق‌ خواهد افتاد اشاره‌ خواهيم‌ كرد كه‌ اين‌ مطالب‌ را از رواياتي‌ كه‌ در اين‌باره‌ بوده‌اند استخراج‌ نموده‌ايم‌.

1 ـ باران‌ شديد و فراوان‌

در سالي‌ كه‌ بناست‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) ظهور كنند قحطي‌ به‌ طور جدي‌ شيوع‌ يافته‌ و در بيستم‌ ماه‌ جمادي‌الاول‌ چنان‌ باراني‌ مي‌بارد كه‌ از زمان‌ منزل‌ گرفتن‌ حضرت‌ آدم‌ در زمين‌ بي‌سابقه‌ است‌ كه‌ اين‌ باران‌ تا دهم‌ ماه‌ رجب‌ ادامه‌ مي‌يابد. از امام‌ صادق‌(ع‌) نقل‌ شده‌ كه‌ فرمودند:
وقتي‌ قيام‌ قائم‌(ع‌) نزديك‌ شود در ماه‌ جمادي‌الثاني‌ و ده‌ روز از رجب‌ بر مردم‌ باراني‌ مي‌بارد كه‌ خلائق‌ همانند آن‌ را نديده‌ باشند 1 .
و شيخ‌ مفيد در الارشاد چنين‌ آورده‌ است‌ كه‌:
سپس‌ به‌ بيست‌ و چهار باران‌ ختم‌ مي‌شود كه‌ زمين‌ را پس‌ از مرگش‌ زنده‌ مي‌كند و بركاتش‌ نمايان‌ مي‌شود. 2
همان‌گونه‌ كه‌ از اين‌ روايات‌ برمي‌آيد از علايم‌ قريب‌الوقوع‌ ظهور حضرت‌ مهدي‌(ع‌) نزول‌ باران‌هاي‌ شديد و آب‌هاي‌ فراوان‌ آسماني‌ است‌ كه‌ به‌ نوعي‌ براي‌ [ عصر ] ظهور زمينه‌ چيني‌ شود تا زمين‌ها براي‌ زراعت‌ و كشاورزي‌ پربار و بابركت‌، پس‌ از اين‌ حالت‌ فقر و خشكسالي‌ كه‌ داشته‌اند آماده‌ شود.
بارش‌ باران‌ عادي‌ چيز عجيب‌ و خارق‌العاده‌اي‌ نيست‌ جز اينكه‌ مدت‌ يا ميزان‌ آن‌ بارش‌ غريب‌ باشد كه‌ بنابر روايات‌ موجود، تأكيد بر اين‌ باران‌ها به‌ جهت‌ بيان‌ و ابراز اعجازگونه‌ بودن‌ آنهاست‌. با توجه‌ به‌ آنچه‌ گفته‌ شد حقيقت‌ صحبت‌ اميرالمؤمنين‌(ع‌) را مي‌فهميم‌ كه‌ فرمودند:
شديداً از آنچه‌ ميان‌ ماه‌ جمادي‌ و رجب‌ واقع‌ مي‌شود در عجبم‌. 3
نظريات‌ مختلفي‌ درباره‌ مدت‌ اين‌ باران‌ها بيان‌ شده‌ است‌. حجة‌الاسلام‌ علي‌ كوراني‌ در كتاب‌ خود مي‌نويسند:
بعيد نيست‌ كه‌ اين‌ باراني‌ كه‌ از جمادي‌ تا رجب‌ ادامه‌ دارد پس‌ از ظهور حضرت‌ نازل‌ شود؛ چرا كه‌ تعدادي‌ از علايم‌ ظهور از باب‌ توسع‌ و گستردگي‌ محدوده‌ [عصر ظهور] به‌ اين‌ عنوان‌ نامگذاري‌ شده‌ است‌ 4 .
لكن‌ نظر آيت‌الله‌ سيد محمد صادق‌ صدر كه‌ آن‌ را از نشانه‌هاي‌ ظهور برمي‌شمرند قابل‌ قبول‌تر به‌ نظر مي‌رسد. ايشان‌ چنين‌ مي‌گويند:
با توجه‌ به‌ فراواني‌ آب‌ و باران‌ نازل‌ شده‌ بهتر است‌ آن‌ را پيش‌ از ظهور بدانيم‌؛ چرا كه‌ اگر پس‌ از ظهور واقع‌ شود مانع‌ برخي‌ از فعاليت‌ها و وعده‌هايي‌ مي‌گردد كه‌ بناست‌ حضرت‌ آنها را انجام‌ دهند و بدان‌ها جامة‌ عمل‌ بپوشانند، پس‌ مقدم‌ دانستن‌ آن‌ بر ظهور هم‌ فايده‌هاي‌ متعارف‌ باران‌ را در بر خواهد داشت‌ و هم‌ با ديگر فوايد اثري‌ دو چندان‌ مي‌توان‌ براي‌ آن‌ تصور كرد. 5
البته‌ اين‌ نكته‌ را هم‌ متذكر شويم‌ كه‌ احاديث‌ و روايات‌ به‌ مكان‌ و كيفيت‌ بارش‌ اين‌ باران‌ها اشاره‌اي‌ نكرده‌اند اما آنچه‌ مهم‌ است‌ اين‌ است‌ كه‌ اين‌ باران‌ها را به‌ عنوان‌ نشانه‌ و علامتي‌ براي‌ نزديك‌ شدن‌ زمان‌ ظهور در نظر بگيريم‌ حال‌ چه‌ نحوة‌ باريدن‌ آن‌ با بقيه‌ باران‌ها متفاوت‌ باشد، چه‌ مقدار و يا مكان‌ آن‌.

2 ـ شورش‌ سفياني‌ (از علايم‌ حتمي‌ ظهور)

مردي‌ شورش‌ مي‌كند كه‌ به‌ او سفياني‌ گفته‌ مي‌شود (عثمان‌ بن‌ عنبسه‌ از تبار ابوسفيان‌ و از نسل‌ يزيد بن‌ معاويه‌) در وادي‌ يابس‌ (تنگه‌ بي‌آب‌ و علف‌) كه‌ در محدودة‌ شامات‌ (درة‌ دمشق‌) مي‌باشد نمايان‌ مي‌گردد. او سمبل‌ و نمونه‌ آن‌ دسته‌ از حكام‌ و فرمانروايان‌ كشورهاي‌ اسلامي‌ است‌ كه‌ در عين‌ انحرافاتشان‌ با حق‌ سرف ستيز دارند كه‌ بعد از وي‌ چنين‌ كساني‌ ديده‌ نخواهند شد و پس‌ از او نسل‌ چنين‌ سردمداراني‌ منقرض‌ خواهد شد. زمان‌ خروج‌ و شورش‌ او ـ طبق‌ روايات‌ معتبره‌ ـ 6 در ماه‌ رجب‌ است‌ و احتمالاً در دهه‌ آخر و روز جمعه‌ باشد كه‌ ميان‌ ظهور حضرت‌ در مكه‌ مكرمه‌ و شورش‌ سفياني‌ تنها شش‌ ماه‌ فاصله‌ است‌.
امام‌ صادق‌(ع‌) مي‌فرمايند:
سفياني‌ از نشانه‌هاي‌ حتمي‌ است‌ و [ آغاز ] شورش‌ او در ماه‌ رجب‌ خواهد بود. بر نواحي‌ و شهرهاي‌ پنجگانه‌، نه‌ ماه‌ حكومت‌ مي‌كند و [ حكومتش‌ ] حتي‌ يك‌ روز هم‌ بيش‌ از 9 ماه‌ طول‌ نخواهد كشيد. 7
امام‌ باقر(ع‌) مي‌فرمايند:
سفياني‌ و قائم‌(ع‌) هر دو در يك‌ سال‌ [ نمايان‌ مي‌شوند ] هستند. 8
در حديث‌ فرمودند:
خارج‌ شدن‌ سفياني‌ و يمني‌ و سيد خراساني‌ در يك‌ سال‌ و يك‌ ماه‌ و يك‌ روز است‌. به‌ همان‌ ترتيب‌ كه‌ دانه‌هاي‌ تسبيح‌ به‌ دنبال‌ هم‌ مي‌آيند، آنها هم‌ پشت‌ سر هم‌ و بلافاصله‌ نمايان‌ مي‌شوند. 9
در اين‌ حديث‌ هم‌ چنين‌ بيان‌ كردند:
علي‌بن‌ابي‌طالب‌(ع‌) به‌ من‌ فرمودند: درگيري‌ دو سپاه‌ در شام‌ با يكي‌ از آيات‌ الهي‌ است‌.


از ايشان‌ پرسيدند: چه‌ آيه‌اي‌، يا اميرالمؤمنين‌؟
فرمودند: لرزشي‌ شديد در شام‌ به‌ وجود مي‌آيد (شايد اشاره‌ به‌ زمين‌ لرزه‌هاي‌ مورد بحثمان‌ باشد) و بيش‌ از صد هزار نفر كشته‌ مي‌شوند كه‌ اين‌ جريان‌ را خداوند ماية‌ رحمت‌ و آرامش‌ مؤمنين‌ و عذاب‌ كافران‌ قرار مي‌دهد.
وقتي‌ چنين‌ شد به‌ سواراني‌ بنگريد كه‌ مركب‌هاي‌ (يابو) سياه‌ و سفيد و گوش‌ و دم‌ بريده‌ و پرچم‌هاي‌ زرد دارند.
هر كه‌ را از مغرب‌ تا شام‌ كه‌ در مسيرشان‌ باشد مي‌كشند. اين‌ جريان‌ در زمان‌ بي‌تابي‌ و اندوه‌ شديد و مرگ‌ سرخ‌ رخ‌ مي‌دهد پس‌ از آن‌ منتظر فرو رفتن‌ قريه‌ و روستايي‌ در دمشق‌ باشيد كه‌ به‌ آن‌ مرمرسا 10 گفته‌ مي‌شود، و سپس‌ پسر هند جگرخوار از وادي‌ يابس‌ (دره‌ بي‌آب‌ و علف‌) شورش‌ مي‌كند تا اينكه‌ بر منبر دمشق‌ قرار بگيرد. وقتي‌ چنين‌ شد منتظر خروج‌ و قيام‌ مهدي‌(ع‌) باشيد. 11
كه‌ اين‌ حديث‌ آغاز حركت‌ سفياني‌ را به‌ خوبي‌ ترسيم‌ مي‌كند.
شايد بهترين‌ تحليل‌ و بيان‌ از فعاليت‌هاي‌ سفياني‌ و مصيبت‌ها و سختي‌هايي‌ كه‌ جامعه‌ اسلامي‌ را بدان‌ مبتلا مي‌كند سيدجليل‌القدر علامه‌ سيد محمد صادق‌ صدر داشته‌ باشد كه‌ صحبت‌هاي‌ ايشان‌ را با اندكي‌ دخل‌ و تصرف‌ در اينجا مي‌آوريم‌:
دمشق‌ (شام‌) در آن‌ زمان‌ ميدان‌ جنگ‌هاي‌ داخلي‌ و تنازعات‌ مسلحانه‌ ميان‌ گروه‌هاي‌ سه‌گانه‌ (تحت‌ فرمان‌ ابقع‌، اصهب‌ و سفياني‌... كه‌ مانند مركز ثقل‌ نيروهاي‌ سياسي‌ و نظامي‌ مي‌شود) خواهد شد. هر سه‌ از صراط‌ مستقيم‌ حق‌ منحرف‌ گشته‌اند و هر كدام‌ تاج‌ و تخت‌ و حكومت‌ را براي‌ خود مي‌طلبند ـ روايات‌ تفكرات‌ و عقايد آنها را براي‌ ما به‌ روشني‌ بيان‌ كرده‌اند ـ ابقع‌ و سپاهيانش‌ با سفياني‌ مي‌جنگند كه‌ منجر به‌ پيروزي‌ سفياني‌ و كشته‌ شدن‌ ابقع‌ و يارانش‌ مي‌شود.
در جنگ‌ سفياني‌ با اصهب‌ هم‌ چنين‌ اتفاقي‌ تكرار مي‌شود. و فاتح‌ نهايي‌ جنگ‌ها سفياني‌ است‌. اين‌ اتفاقات‌ مصداق‌ بارز اين‌ آيه‌ است‌ كه‌:
فَاخْتَلَفَ الْأَحْزَابُ مِن بَيْنِهِمْ فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا مِن مَّشْهَدِ يَوْمٍ عَظِيمٍ 12 .
احزاب‌ با هم‌ بر سر آنچه‌ در ميانشان‌ بود اختلاف‌ كردند پس‌ واي‌ بر آنها [ از آنچه‌ ] در قيامت‌ [ بر سر آنها خواهد آمد ] .
مقر فرماندهي‌ سفياني‌ در زمان‌ حكومتش‌ شام‌ خواهد بود و اهالي‌ آنجا از او پيروي‌ خواهند كرد (به‌ جز تعداد كمي‌) سفياني‌ در اين‌ زمان‌ بر مناطق‌ پنجگانة‌ دمشق‌، حمص‌، فلسطين‌ و اردن‌ و قنسرين‌ حكومت‌ مي‌كند.
وقتي‌ كه‌ تا اين‌ حد مسير را براي‌ خود هموار مي‌بيند به‌ عراق‌ هم‌ طمع‌ مي‌كند و به‌ اين‌ فكر مي‌افتد كه‌ سپاهي‌ را به‌ آنجا گسيل‌ دارد. لذا با سپاهي‌ كه‌ حداقل‌ هشتاد هزار نفر نيرو دارد و خود فرماندهي‌ آن‌ را برعهده‌ گرفته‌ به‌ آنجا مي‌رود. در ميان‌ راه‌ با سپاهي‌ كه‌ فرمانرواي‌ عراق‌ براي‌ دفع‌ و مقابله‌ با آنها گسيل‌ داشته‌ مواجه‌ مي‌شود. اين‌ دو سپاه‌ با هم‌ در منطقة‌ قرقيسيا (واقع‌ در سوريه‌ و در نزديكي‌ عراق‌) مشغول‌ پيكار مي‌شوند. ترك‌ها [ روس‌ها ] و روميان‌ [ اروپاييان‌ و آمريكايي‌ها ] هم‌ به‌ آتش‌ جنگ‌ دامن‌ زده‌ و خود هم‌ در آن‌ شركت‌ مي‌كنند. جنگ‌ طولاني‌ و شديدي‌ واقع‌ مي‌شود و حدود 000/100 نفر از ستمكاران‌ و جباران‌ در آن‌ كشته‌ مي‌شوند كه‌ مقصود از ستمكاران‌ آن‌ دسته‌ از گنه‌پيشگان‌ منحرفي‌ است‌ كه‌ در آن‌ زمان‌ هلاك‌ مي‌گردند. به‌ اين‌ جهت‌ منطقه‌ از شر عمده‌ اين‌ سپاهيان‌ كه‌ ممكن‌ بود پس‌ از ظهور حضرت‌ مهدي‌(ع‌) در مقابل‌ او جبهه‌ بگيرند خلاص‌ مي‌شود.
در اين‌ كشت‌ و كشتار بزرگ‌ هم‌ سفياني‌ پيروز مي‌شود و وارد عراق‌ مي‌گردد. در آنجا در «ارض‌الجزيره‌» (بين‌النهرين‌ عراق‌) به‌ ناچار با يمني‌ روبرو مي‌شود كه‌ بر او هم‌ فايق‌ آمده‌ و آنچه‌ را كه‌ سپاهيان‌ يمني‌ طي‌ جنگ‌هاي‌ خود در منطقه‌ به‌ دست‌ آورده‌ بودند تصاحب‌ مي‌كند؛ سپس‌ راهي‌ كوفه‌ شده‌ و در آنجا دست‌ به‌ كشتار و اعدام‌ و اسير كردن‌ مردم‌ مي‌زند. ياوران‌ و ياريگران‌ خاندان‌ حضرت‌ محمد(ص‌) را به‌ همراه‌ يكي‌ از منسوبين‌ به‌ اهل‌ بيت‌(ع‌) شهيد مي‌كند. سپس‌ جارچي‌ او در كوفه‌ ندا مي‌دهد كه‌ هر كس‌ سر يكي‌ از شيعيان‌ علي‌(ع‌) را بياورد هزار درهم‌ (مژدگاني‌) مي‌گيرد. لذا همسايه‌ به‌ همسايه‌اش‌ به‌ اين‌ بهانه‌ كه‌ در اسلام‌ هم‌ مذهب‌ نيستند حمله‌ كرده‌ و مي‌گويد: «اين‌ هم‌ از آنهاست‌. گردنش‌ را مي‌زند و سر او را به‌ حكومت‌ سفياني‌ تحويل‌ داده‌ و از آنها هزار درهم‌ مي‌گيرد.»
جنبش‌هاي‌ ضعيف‌ و سرپيچي‌هاي‌ كوچكي‌ كه‌ در كوفه‌ توسط‌ اهالي‌ آن‌ رخ‌ مي‌دهد نمي‌توانند اين‌ شهر را از سيطرة‌ سپاه‌ سفياني‌ خلاص‌ كنند بلكه‌ سفياني‌ رهبر اين‌ جنبش‌ را مابين‌ حيره‌ و كوفه‌ به‌ شهادت‌ مي‌رساند و پس‌ از آن‌ هم‌ خون‌هاي‌ زيادي‌ بر زمين‌ ريخته‌ مي‌شود.
با هموار گشتن‌ جريان‌ حكومت‌ وي‌ در عراق‌ به‌ لشكركشي‌ به‌ ايران‌ هم‌ طمع‌ كرده‌ و راهي‌ آنجا مي‌شود. حوالي‌ شيراز (باب‌ اصطخر) در كارزار و ميدان‌ جنگي‌ با سيد خراساني‌ روبرو مي‌شود.
سفياني‌ در عين‌ حال‌ به‌ حكومت‌ بر ديار حجاز هم‌ طمع‌ كرده‌ و سپاهي‌ را به‌ فرماندهي‌ خزيمه‌ كه‌ از بني‌اميه‌ است‌ بدانجا اعزام‌ مي‌كند (اكثر روايات‌ بر اينكه‌ خود سفياني‌ در اين‌ سپاه‌ نيست‌ تأكيد مي‌كنند). سپاه‌ با تمام‌ نيروها و امكاناتش‌ به‌ سمت‌ مدينه‌ حركت‌ مي‌كند و اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ در اين‌ ايام‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) در آغازين‌ روزهاي‌ ظهور خويش‌ در مكه‌ به‌ سر مي‌برند و پيگير اخبار سفياني‌ هستند. سفياني‌ سپاهي‌ مجهز را به‌ سمت‌ مكه‌ گسيل‌ مي‌دارد تا به‌ قتل‌ و كشتار بي‌رحمانه‌ آن‌ حضرت‌ و سپاهيانشان‌ اقدام‌ كنند. آن‌گونه‌ كه‌ از سياق‌ روايات‌ برمي‌آيد اين‌ سپاه‌ همان‌ سپاهي‌ است‌ كه‌ سه‌ روز به‌ غارت‌ و كشتار مردم‌ مدينه‌ و تخريب‌ مسجدالنبي‌(ص‌) مشغول‌ بوده‌ است‌.
از آنجا كه‌ مكه‌ حرم‌ امن‌ الهي‌ است‌ و كسي‌ كه‌ در آنجا ساكن‌ شده‌ است‌ نبايد بر جان‌ خويش‌ خوفناك‌ باشد و با توجه‌ به‌ اين‌ كه‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) رهبري‌ است‌ كه‌ براي‌ روز موعود و هدايت‌ بشريت‌ و جهانيان‌ ذخيره‌ شده‌، ضرورت‌ و مصلحت‌ هر دو اقتضا مي‌كند كه‌ اين‌ سپاه‌ از بين‌ رفته‌ و قضاي‌ الهي‌ بر آنها جاري‌ گردد. با معجزه‌اي‌ الهي‌ بيابان‌ اين‌ سپاه‌ را مي‌بلعد و جز دو نفر اثري‌ از بقيه‌ نمي‌ماند (اين‌ دو نفر كه‌ به‌ بشير و نذير ملقب‌ مي‌شوند از قبيله‌ جفهَينه‌اند و به‌ همين‌ جهت‌ است‌ كه‌ مي‌گويند: «خبر يقيني‌ را از جفهَينه‌ بشنويد.» 13 اين‌ دو نفر مردم‌ را از آنچه‌ بر سر رفقا و همراهانشان‌ آمده‌ خبر مي‌كنند.
علي‌رغم‌ اين‌ كه‌ بنابر تقدير الهي‌ بخشي‌ از سپاه‌ سفياني‌ به‌ زمين‌ فرو مي‌روند از آنجا كه‌ سوريه‌، عراق‌، اردن‌، فلسطين‌ و منطقه‌ وسيعي‌ از شبه‌ جزيره‌ عربستان‌ تحت‌ سيطره‌ سفياني‌ است‌، حكومتش‌ در منطقه‌ پابرجا مي‌ماند.
مدتي‌ كوتاه‌ پس‌ از بلعيده‌ شدن‌ سپاه‌ در بيابان‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) حركت‌ مي‌كند و او را با سپاهش‌ به‌ عراق‌ بازمي‌گرداند. پس‌ از آن‌ با هم‌ درگير شده‌ و حضرت‌ بر او فايق‌ آمده‌ و او را به‌ هلاكت‌ مي‌رساند. كه‌ اين‌ جريان‌ در منطقه‌ رمله‌ اتفاق‌ مي‌افتد. حضرت‌ بر تمام‌ منطقه‌اي‌ كه‌ سفياني‌ بر آن‌ حكومت‌ مي‌كرد تسلط‌ مي‌يابند و از اين‌ به‌ بعد فرصت‌ مناسبي‌ براي‌ پيروزي‌ جهاني‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) فراهم‌ مي‌شود. 14



در ادامه‌ بعضي‌ از احاديثي‌ را كه‌ بر حركت‌ سفياني‌ تأكيد دارند ـ به‌ قدري‌ كه‌ با توجه‌ به‌ منابع‌ حديثي‌ براي‌ ما مقدور است‌ ـ بيان‌ مي‌كنيم‌.
حضرت‌ علي‌(ع‌) فرمودند:
فرزند هند جگرخوار از وادي‌ يابس‌ (دره‌ خشك‌ وبي‌آب‌ و علف‌) شورش‌ مي‌كند. مردي‌ است‌ كه‌ قامتش‌ متوسط‌، چهره‌اش‌ زشت‌ و كريه‌منظر است‌، چهارشانه‌ و درشت‌ هيكل‌ مي‌باشد و در صورتش‌ آثار آبله‌ ديده‌ مي‌شود. ظاهرش‌ يك‌ چشم‌ به‌ نظر مي‌رسد نامش‌ عثمان‌ و فرزند عنبسه‌ است‌ و از فرزندان‌ ابي‌سفيان‌، وارد شام‌ شده‌ و منبر آن‌ را تصاحب‌ مي‌كند. 15
امام‌ باقر(ع‌) در حديثي‌ طولاني‌ فرمودند:
ناچار بني‌ فلان‌ حكومت‌ را به‌ دست‌ خواهند گرفت‌ و پس‌ از آن‌ دچار اختلافات‌ شده‌ و حكومتشان‌ از هم‌ مي‌پاشد و پراكنده‌ مي‌شوند تا اينكه‌ سيد خراساني‌ از مشرق‌ و سفياني‌ از مغرب‌ خروج‌ مي‌كنند و هر كدام‌ از منطقة‌ خود به‌ سمت‌ كوفه‌ مانند اسبان‌ مسابقه‌ مي‌شتابند تا اينكه‌ بني‌فلان‌ به‌ دست‌ آنها هلاك‌ مي‌شوند و از آنها حتي‌ يك‌ نفر باقي‌ نخواهد ماند. 16
جابر جعفي‌ از آن‌ حضرت‌ طي‌ حديث‌ طولاني‌ ديگري‌ نقل‌ مي‌كند كه‌ فرمودند:

«....
و منادي‌ كه‌ از آسمان‌ ندا مي‌دهد 17 و صدايي‌ از ناحيه‌ دمشق‌ حكايت‌ از پيروزي‌ مي‌كند [ سر و صداها خبر از اجتماعات‌ و برخوردهايي‌ است‌ كه‌ در دمشق‌ رخ‌ مي‌دهد و بيانيه‌هايي‌ كه‌ پس‌ از اين‌ جريانات‌ صادر مي‌شود

[
قريه‌اي‌ در شام‌ به‌ نام‌ جابيه‌ محو و ناپديد مي‌شود 18 . بخشي‌ از سمت‌ راست‌ مسجد دمشق‌ فرو مي‌ريزد (مسجد اموي‌) و شورشيان‌ مرتد از منطقه‌ ترك‌ها خروج‌ مي‌كنند و فتنة‌ شام‌ هم‌ به‌ دنبال‌ آن‌ مي‌آيد. سر و كله‌ برادران‌ ترك‌ها هم‌ پيدا شده‌ و در جزيره‌ فرود مي‌آيند و شورشيان‌ و از دين‌ برگشتگان‌ رومي‌ مي‌آيند تا اينكه‌ در رمله‌ مستقر مي‌شوند. جابر! در آن‌ سال‌ درگيري‌هاي‌ زيادي‌ در مغرب‌ زمين‌ رخ‌ خواهد داد. ابتداي‌ مغرب‌ زمين‌ كه‌ شام‌ است‌ به‌ فرمان‌ سه‌ پرچم‌ [ سپاه‌ ] اصهب‌ و ابقع‌ و سفياني‌ با هم‌ درگير مي‌شوند. كه‌ سفياني‌ با ابقع‌ روبرو شده‌ و با هم‌ مي‌جنگند و نهايتاً سفياني‌ او و لشكريانش‌ را مي‌كشد. سپس‌ اصهب‌ را هم‌ به‌ هلاكت‌ مي‌رساند. [ سفياني‌ ] در اين‌ زمان‌ تمام‌ همش‌ لشكركشي‌ به‌ عراق‌ مي‌شود كه‌ سپاهيانش‌ در قرقيسيا درگير شده‌ و [در اين‌ جنگ]‌100000نفر از جباران‌ و ستمكاران‌ هلاك‌ مي‌شوند. سفياني‌ لشكري‌ هفتاد هزار نفري‌ را به‌ سمت‌ كوفه‌ گسيل‌ مي‌دارد و آنها هم‌ به‌ قتل‌ و كشتار و اسير كردن‌ مردم‌ كوفه‌ مي‌پردازند در اين‌ زمان‌ كه‌ اينها به‌ چنين‌ اعمالي‌ مشغولند پرچم‌هايي‌ از سوي‌ خراسان‌ نمايان‌ مي‌شود كه‌ منازل‌ را به‌ سرعت‌ پشت‌ سر مي‌گذارند و در ميان‌ آنها عده‌اي‌ از ياوران‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) وجود دارند. يكي‌ از اهالي‌ كوفه‌ به‌ همراه‌ جمعيتي‌ ضعيف‌ قيام‌ مي‌كند كه‌ فرمانده‌ لشكر سفياني‌، او را در بين‌ حيره‌ و كوفه‌ شهيد مي‌كند. سفياني‌ جمعيتي‌ را به‌ سوي‌ مدينه‌ اعزام‌ مي‌كند و حضرت‌ مهدي‌(ع‌) [ به‌ جهت‌ خلاصي‌ از شر آنها ] به‌ سمت‌ مكه‌ هجرت‌ مي‌كند
.
خبر خروج‌ ايشان‌ به‌ فرمانده‌ سپاه‌ سفياني‌ مي‌رسد او هم‌ عده‌اي‌ را به‌ دنبال‌ ايشان‌ مي‌فرستد كه‌ نمي‌توانند به‌ آنها دست‌ يابند تا اينكه‌ حضرت‌ همانند موسي‌ بن‌ عمران‌ بيمناك‌ وارد مكه‌ مي‌شود.»

حضرت‌ در ادامه‌ فرمودند
:
«پس‌ از استقرار فرمانده‌ سپاه‌ سفياني‌ در بيداء (صحرا) ندايي‌ از آسمان‌ مي‌آيد كه‌: اي‌ صحرا اين‌ قوم‌ را در كام‌ خود فرو بر! دشت‌ هم‌ آنها را مي‌بلعد به‌ جز سه‌ نفر كه‌ چهره‌ ايشان‌ به‌ پشتشان‌ برگشته‌ نجات‌ پيدا نمي‌كنند آنها از قبيلة‌ كلب‌ هستند و در مورد آنها اين‌ آيه‌ نازل‌ شده‌ كه‌
:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ آمِنُواْ بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِّمَا مَعَكُم مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُدَّهَا عَلَى أَدْبَارِهَا
19.
اي‌ كساني‌ كه‌ به‌ شما كتاب‌ داده‌ شده‌ در عين‌ حال‌ كه‌ آنچه‌ را كه‌ در ميان‌ شماست‌ تصديق‌ مي‌كنيد به‌ چيزي‌ كه‌ آن‌ را نازل‌ كرديم‌ ايمان‌ بياوريد قبل‌ از آنكه‌ چهره‌هايي‌ را محو كرده‌ و آنها را به‌ پشت‌ برگردانيم‌. 20»

امام‌ صادق‌(ع‌) فرمودند
:

«وقتي‌ سفياني‌ بر مناطق‌ پنجگانه‌ مسلط‌ شد، نه‌ ماه‌ بشمريد كه‌ به‌ زعم‌ هشام‌ آن‌ مناطق‌ پنجگانه‌ دمشق‌، فلسطين‌، اردن‌، حمص‌ و حلب‌ هستند. 21»

اميرالمؤمنين‌ (ع‌) فرمودند
:
«....سفياني‌ خروج‌ مي‌كند و به‌ اندازه‌ مدت‌ حمل‌ يك‌ زن‌ يعني‌ نه‌ ماه‌ حكومت‌ مي‌كند. از شام‌ قيام‌ مي‌كند و اهل‌ شام‌ به‌ جز عدة‌ كمي‌ از ساكنان‌ آنجا كه‌ اهل‌ حقند بقيه‌ مطيع‌ او مي‌شوند با سپاهي‌ درنده‌ و خون‌آشام‌ به‌ مدينه‌ مي‌آيد تا اينكه‌ به‌ صحراي‌ مدينه‌ مي‌رسد و خداوند آنها را در آن‌ فرو مي‌برد. و اين‌ است‌ معناي‌ اين‌ آيه‌ كه‌:

وَلَوْ تَرَى إِذْ فَزِعُوا فَلَا فَوْتَ وَأُخِذُوا مِن مَّكَانٍ قَرِيبٍ
22.
در هنگام‌ بيچارگي‌ اگر آنها را ببيني‌ بدون‌ هيچ‌ وقفه‌اي‌ازمكان‌نزديكي‌دچار [ عذاب‌ ] مي‌شوند. 23»

و امام‌ صادق‌(ع‌) فرمودند
:
«گويي‌ سفياني‌ و ياران‌ او را مي‌بينم‌ كه‌ بساطش‌ را در محله‌هاي‌ شما در كوفه‌ پهن‌ كرده‌ و منادي‌ او ندا مي‌دهد كه‌ هر كس‌ سر شيعه‌ علي‌ را بياورد هزار درهم‌ مي‌گيرد. (به‌ دنبال‌ اين‌ حرف‌) همسايه‌ به‌ همسايه‌اش‌ حمله‌ مي‌كند و مي‌گويد اين‌ از آنهاست‌ و گردنش‌ را مي‌زند و هزار درهم‌ مي‌گيرد. و فرمانروايي‌ بر شما در آن‌ روز تنها از آن‌ زنازادگان‌ است‌
. گويي‌ من‌ به‌ صاحب‌ برقع‌ (روبند) مي‌نگرم‌. »

-راوي‌ پرسيد: صاحب‌ برقع‌ كيست‌؟ فرمودند
:

«مردي‌ كه‌ خودتان‌ خواهيد گفت‌ او روبند زده‌ است‌ به‌ سمت‌ شما مي‌آيد، شما را مي‌شناسد و شما او را نخواهيد شناخت‌ از تك‌تك‌ شما عيب‌جويي‌ خواهد كرد؛ چرا كه‌ او زنازاده‌اي‌ بيش‌ نيست‌. 24»
پس‌ از تبيين‌ جنبش‌ سفياني‌ با كمك‌ روايات‌ شريفه‌ و با توجه‌ به‌ كثرت‌ اشاره‌ و مطالب‌ راجع‌ به‌ آن‌ و اينكه‌ بعضي‌ از آيات‌ قرآن‌ كريم‌ در مورد اين‌ جريان‌ است‌ تأكيد مي‌شود كه‌: سفياني‌ واضح‌ترين‌، محكم‌ترين‌ و قابل‌ اعتمادترين‌ نشانه‌ در روايات‌ است‌ كه‌ نيرويش‌ تا پيش‌ از شنيدن‌ شدن‌ نداي‌ آسماني‌ و فرو رفتن‌ در بيابان‌ كم‌ نمي‌شود و همان‌طور كه‌ در آينده‌ نزديك‌ خواهيم‌ ديد برخي‌ ديگر از نشانه‌ها مختص‌ به‌ اوست‌ خصوصاً بلعيده‌ شدن‌ در زمين‌ كه‌ مخصوص‌ سپاهيان‌ اوست‌. 25
قول‌ به‌ حتمي‌ بودن‌ سفياني‌ در ميان‌ نشانه‌ها مستدل‌ و مورد قبول‌ همه‌ است‌. شكي‌ نيست‌ كه‌ نمايان‌ شدن‌ سفياني‌ به‌ بروز خسف‌ و بلعيده‌ شدن‌ توسط‌ زمين‌ مي‌انجامد كه‌ روايات‌ صحيحه‌ را اگر به‌ روايات‌ خسف‌ و سفياني‌ ضميمه‌ كنيم‌ تواتر مطلب‌ را مي‌رساند به‌ علاوه‌ كه‌ بروز سفياني‌ نمايان‌ شدن‌ اصهب‌ و ابقع‌ و جريان‌ قرقيسيا را به‌ دنبال‌ خواهد داشت‌ و همين‌طور فتنة‌ شام‌ و فتنه‌هاي‌ ديار عراق‌ و حتي‌ بخشي‌ از حوادث‌ مربوط‌ به‌ يمني‌ و سيد خراساني‌ و ديگر نشانه‌ها هم‌ با سفياني‌ در ارتباط‌ است‌ و از اينروست‌ كه‌ تأكيد مي‌كنيم‌ كه‌ سفياني‌ از علايم‌ حتمي‌ است‌ كه‌ البته‌ خداوند عالم‌ واقعي‌ به‌ اشيا و حوادث‌ است‌.
[size=x-large][font=B Nazanin]در پايان‌ مي‌توان‌ حديثي‌ را كه‌ شيخ‌ طوسي‌ در امالي
در پايان‌ مي‌توان‌ حديثي‌ را كه‌ شيخ‌ طوسي‌ در امالي‌ و شيخ‌ صدوق‌ در معاني‌الاخبار آورده‌اند ذكر كرد. از امام‌ صادق‌(ع‌) نقل‌ شده‌ كه‌ فرمودند: « ما و خاندان ابوسفيان دو خانواده‌ايم كه به خاطر خدا دشمن هم شديم. ما مي‌گفتيم خداوند راست مي‌گويد و آنها مي‌گفتند: دروغ مي‌گويد، ابوسفيان با پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) جنگيد، معاوية بن ابي سفيان با علي(علیه السلام)، يزيد بن معاويه با حسين بن علي(علیه السلام) و سفياني هم با قائم(عجل الله تعالی فرجه الشریف) مي‌جنگد. »26
پي‌نوشت‌ها :

1-بحارالانوار، ج‌52، ص‌337؛ الزام‌الناصب‌ ج‌2، ص‌159؛ تاريخ‌ مابعدالظهور
ص‌137.
2-الارشاد،شيخ‌مفيد،ج‌2،ص‌370؛تاريخ‌ مابعدالظهور ، ص‌137.
3-العجب‌ كل‌ العجب‌ مابين‌ جمادي‌ و رجب‌.
4-الممهدون‌ للمهدي‌(ع‌)، ص‌40.
5-تاريخ‌ مابعدالظهور، ص‌137.
6-السفياني‌، محمدفقيه‌، ص‌118.
7-الغيبة‌، نعماني‌، ص‌202.
8-همان‌، ص‌178
9-همان‌، ص‌171؛ اعلام‌الوري‌، ص‌429؛ بحارالانوار، ج‌52، ص‌232.
10-«حرستا» در اكثر نسخ‌.11
-الغيبة‌، نعماني‌، 206؛ الغيبة‌، شيخ‌ طوسي‌، ص‌ 277؛ بحارالانوار ج‌502، ص‌253.

12-سوره‌ مريم‌(19) ص‌37.
13-بشارة‌الاسلام‌، ص‌21؛ يوم‌الخلاص‌، كامل‌ سليمان‌ ص‌293.
14-تاريخ‌ بعدالظهور، ص‌167-165.
15-كمال‌الدين‌، شيخ‌ صدوق‌، ص‌651؛ بشارة‌الاسلام‌، ص‌46.
16-الغيبة‌، نعماني‌ 171؛ بحارالانوار، ج‌52، ص‌234؛ الزام‌الناصب‌، ج‌2، ص‌130.
17-اشاره‌ است‌ به‌ سه‌ ندايي‌ كه‌ در ماه‌ رجب‌ شنيده‌ مي‌شود و به‌ زودي‌ به‌ آن‌ خواهيم‌ پرداخت‌.
18-احتمالاً به‌ خاطر جنگ‌هاي‌ داخلي‌ يا ميان‌ كشورها باشد. سواي‌ اينكه‌ شكاف‌ها و گسله‌هاي‌ طبيعي‌ هم‌ از جمله‌ علل‌ فرو رفتن‌ در زمين‌ و ناپديد شدن‌ است‌ اين‌ احتمال‌ با توجه‌ به‌ ظاهر روايتي‌ است‌ كه‌ قبلاً درباره‌ معركه‌ قرقيسيا پيش‌ از رسيدن‌ ترك‌ها و روميان‌ بيان‌ شد.
19-سوره‌ نساء(4) آيه‌47.
20-الغيبة‌، نعماني‌، ص‌187؛ بحارالانوار ج‌52، ص‌238.
21-الغيبة‌، نعماني‌، ص‌ 205؛ الزام‌الناصب‌، ج‌2، ص‌116.
22-الغيبة‌، نعماني‌، ص‌187؛ بحارالانوار، ج‌52، ص‌238.
23-سورة‌ سبأ(34) ص‌51.
24-الغيبة‌، شيخ‌ طوسي‌، ص‌273؛ بحارالانوار، ج‌52، ص‌251؛ بشارة‌الاسلام‌ ص‌124.
25-السفياني‌، محمد فقيه‌، ص‌106.
26-بحارالانوار، ج‌52، ص‌190؛ الزام‌الناصب‌، ج‌2، ص‌131، السفياني‌، فقيه‌؛ ص‌125؛ يوم‌الخلاص‌، ص‌694.

ادامه دارد . . .
ادامه‌ حوادث‌ ماه‌ رجب‌

3
ـ قيام‌ يماني‌ (از علايم‌ حتمي‌ ظهور)

احاديث‌ شريف‌ ما جنبش‌ يماني‌ را به‌ عنوان‌ پرچم‌ هدايت‌ معرفي‌ مي‌كنند كه‌ همزمان‌ با شورش‌ سفياني‌ در شام‌، او هم‌ در يمن‌ قيام‌ كرده‌ و مردم‌ را به‌ حق‌ و حقيقت‌ دعوت‌ مي‌كند و اجابت‌ دعوتش‌ واجب‌ است‌. پس‌ از حركت‌ به‌ سمت‌ عراق‌ و شام‌ و ملاقاتش‌ با سيّد خراساني‌، در جنگ‌ با سفياني‌ او را ياري‌ مي‌رساند. يماني‌ از فرزندان‌ زيدبن‌ علي‌بن‌الحسين‌(ع‌) است‌.
از امام‌ باقر(ع‌) روايت‌ شده‌ كه‌ فرمودند:
«خروج‌ سفياني‌ و يماني‌ و سيد خراساني‌ در يك‌ سال‌ و يك‌ ماه‌ و يك‌ روز است‌ كه‌ مانند دانه‌هاي‌ تسبيح‌ به‌ دنبال‌ هم‌ مي‌آيند و جنگ‌ همه‌جانبه‌اي‌ رخ‌ مي‌دهد. واي‌ بر كسي‌ كه‌ در مقابل‌ آنها بايستد! در ميان‌ اين‌ پرچم‌ها هيچ‌ كدام‌ به‌ اندازه‌ پرچم‌ يماني‌ بر حق‌ نيست‌؛ چرا كه‌ شما را (به‌ تبعيت‌ از) امامتان‌ دعوت‌ مي‌كند. پس‌ از قيام‌ يماني‌ خريد و فروش‌ اسلحه‌ براي‌ مردم‌ و به‌ خصوص‌ مسلمانان‌ ممنوع‌ مي‌شود و هرگاه‌ (يماني‌) قيام‌ كرد به‌ سوي‌ او حركت‌ كن‌ و بشتاب‌ كه‌ آن‌ را پرچم‌ هدايت‌ خواهي‌ يافت‌. احدي‌ از مسلمانان‌ اجازه‌ ندارد با او مقابله‌ كند و هر كس‌ چنين‌ كند، جهنمي‌ است‌؛ چرا كه‌ يماني‌ به‌ حق‌ و صراط‌ مستقيم‌ دعوت‌ مي‌كند. 1»


در آن‌ زمان‌ اوضاع‌ كلي‌ جهان‌، در يك‌ جنگ‌ بزرگ‌ فرهنگي‌ تمدن‌ها خلاصه‌ مي‌شود كه‌ ميدان‌ اين‌ جنگ‌ شام‌، فلسطين‌، عراق‌، ايران‌ و حجاز است‌. در اين‌ معركه‌ دو دسته‌ و دو سپاه‌ در برابر يكديگر به‌ مبارزات‌ سياسي‌ ـ نظامي‌ مشغولند و اين‌ دو دسته‌ عبارتند از:
ياوران‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) و زمينه‌سازان‌ قيام‌ ايشان‌ در يك‌ سوي‌ ميدان‌ و حركت‌ سفياني‌ و ياري‌ رسانان‌ غربي‌ او و به‌ تعبير روايات‌ روميان‌ و يهوديان‌ در سوي‌ ديگر ميدان‌. هدف‌ اين‌ جنگ‌ بزرگ‌ تمدن‌ها و كانون‌ بحران‌هاي‌ سال‌ ظهور حضرت‌ مهدي‌(ع‌) قدس‌ است‌.
با اين‌ حساب‌ اينطور نيست‌ كه‌ جنبش‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) ـ كه‌ از مسجدالحرام‌ و مكه‌ مكرمه‌ شروع‌ مي‌شود ـ اولين‌ حركتي‌ باشد كه‌ هدفش رسيدن‌ به‌ مسجدالاقصي‌ در فلسطين‌ است‌، بلكه‌ گل‌ سرسبد و تاج‌ سر تمام‌ حركت‌هاي‌ امت‌ اسلامي‌ است‌ كه‌ به‌ سوي‌ قدس‌ در شتابند. در واقع‌ بايد ابتداي‌ حركت‌ امت‌ اسلام‌ براي‌ رهايي‌ قدس‌ را از ايران‌ توسط‌ سيد خراساني‌ و از يمن‌ توسط‌ رهبر مسلمانشان‌ يماني‌ دانست‌ كه‌ البته‌ روايات‌ حركت‌ يماني‌ را هدايت‌جويانه‌ و نماد هدايت‌ توصيف‌ مي‌كنند


4 ـ قيام‌ سيد خراساني‌

پرچم‌هاي‌ خراسان‌ يا پرچم‌هاي‌ سياه‌ كه‌ در اين‌ لشكر جمعي‌ از ياران‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) تحت‌ فرماندهي‌ سيد خراساني‌ وجود دارد.
امام‌ باقر(ع‌)
در حديثي‌ طولاني‌ مي‌فرمايند:
«....
سفياني‌ لشكري‌ را به‌ سوي‌ كوفه‌ مي‌فرستد كه‌ هفتاد هزار نفرند آنها در آنجا به‌ قتل‌ و كشتار و اسارت‌ مردم‌ مي‌پردازند در چنين‌ شرايطي‌ پرچم‌هايي‌ از سوي‌ خراسان‌ به‌ رهبري‌ سيد خراساني‌ نمايان‌ مي‌شوند كه‌ منزلگاه‌ها را با سرعت‌ چشمگيري‌ طي‌ كرده‌ و پشت‌ سر مي‌گذارند و در ميان‌ آنها عده‌اي‌ از اصحاب‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) هستند 2.»
اميرالمؤمنين‌(ع‌) مي‌فرمايند:
«
فرج‌ را از سه‌ چيز انتظار داشته‌ باشيد: اختلاف‌ اهل‌ شام‌ بر سر آن‌ چيزي‌ كه‌ در ميان‌ آنهاست‌، پرچم‌هاي‌ سياه‌ از خراسان‌ و هراس‌ و سردرگمي‌ مردم‌ در ماه‌ رمضان‌ 3.»
و آن‌ حضرت‌(ع‌) در حديث‌ طولاني‌ مي‌فرمايند:
«وقتي‌ سپاه‌ سفياني‌ به‌ سمت‌ كوفه‌ خارج‌ مي‌شود آنها را براي‌ (درگيري‌ و پيروزي‌ بر) اهل‌ خراسان‌ مي‌فرستد كه‌ آنها هم‌ به‌ جهت‌ (ياري‌) حضرت‌ مهدي‌(ع‌) خارج‌ شده‌اند. سفياني‌ و سيد خراساني حامل‌ پرچم‌هاي‌ سياه‌ به‌ هم‌ مي‌رسند. در خط‌ مقدم‌ سيد خراساني‌، شعيب‌ بن‌ صالح‌ است‌ كه‌ او با سفياني‌ درباب‌ اصطخر (منطقه‌ شيراز كه‌ نقطه‌ مقابل‌ فرو رفتگي‌ خليج‌ فارس‌ است‌) ميان‌ آنها جنگ‌ خانمان‌ برانداز و شديدي‌ صورت‌ مي‌گيرد كه‌ پرچم‌هاي‌ سياه‌ پيروز شده‌ و لشكر سفياني‌ متواري‌ و فراري‌ مي‌شوند. به‌ دنبال‌ آن‌ مردم‌ آرزوي‌ (آمدن‌) مهدي‌(ع‌) را مي‌كنند و او را مي‌جويند
. او هم‌ در مكه‌ قيام‌ مي‌كند در حالي‌ كه‌ پرچم‌ رسول‌الله(ص‌) را به‌ همراه‌ دارد و آن‌ هم‌ در زماني‌ كه‌ مردم‌ از قيام‌ او به‌ خاطر شدت‌ و مدّت‌ بلايا و فتنه‌ها مأيوس‌ شده‌اند. 4»

احاديث‌ نام‌ و اوصاف‌ برخي‌ از فرماندهان‌ سپاه‌ خراسان‌ را چنين‌ بيان‌ مي‌كند:
سيد خراساني‌، رهبر سياسي‌اي‌ كه‌ در دست‌ راستش‌ خالي‌ دارد، قائد اعظم‌ و سيد بزرگواري‌ است‌ كه‌ پرچم‌هاي‌ نهضت‌ به‌ نقش‌ او منقوش‌ گشته‌اند.
شعيب‌ بن‌ صالح‌ جوان‌ گندمگون‌ و تيز فهمي‌ از اهالي‌ تهران‌ كه‌ سرپرستي‌ نيروها را برعهده‌ دارد. گنج‌هاي‌ طالقان‌ كه‌ همان‌ جوانان‌ منطقه‌ طالقان‌ (شمال‌ استان تهران‌) هستند و اصحاب‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) خواهند شد و احاديث‌ صفت‌ بارز آنها را گنج‌ الهي‌ بودن‌ آنها برشمرده‌اند. 5

روايات‌ به‌ اين‌ امر اشاره‌ دارند كه‌ ايرانيان‌ پس‌ از طولاني‌ شدن‌ جنگ‌ با دشمنان‌ خود؛ با سيدي‌ هاشمي‌ كه‌ شعيب‌ بن‌ صالح‌ را به‌ عنوان‌ فرمانده‌ سپاه‌ خويش‌ برگزيده‌ بيعت‌ مي‌كنند. احاديث‌، ميدان‌ جنگ‌ ايرانيان‌ با دشمنانشان‌ را در خارج‌ آن‌ سرزمين‌؛ يعني‌ عراق‌ و شام‌ و فلسطين‌ بيان‌ مي‌كند كه‌ حاكي‌ از ثبات‌ سياسي‌ آنها در داخل‌ كشور مي‌باشد؛ البته‌ به‌ جز آشفتگي‌ مختصري‌ كه‌ به‌ واسطة‌ جريان‌ «قرقيسيا»در وضعيت‌ ايران‌ به‌ وجود مي‌آيد. از آنجا كه‌ اين‌ واقعه‌ اساساً جنگ‌ ميان‌ سفياني‌، ترك‌ها، بعضي‌ از غربيان‌ و بخشي‌ از سپاهيان‌ و نيروهاي‌ عراقي‌ است‌ و با توجه‌ به‌ اينكه‌ ايرانيان‌ با ميدان‌ و معركة‌ جنگ‌ فاصله‌ چنداني‌ ندارند تصميم‌ مي‌گيرند در آن‌ شركت‌ كنند وليكن‌ به‌ جهت‌ بهبود وضعيت‌ داخلي‌ از قرقيسيا صرف‌نظر مي‌كنند و به‌ كشور خود بازگشته‌ و براي‌ مقابله‌ با سفياني‌ كه‌ در غايله‌ قرقيسيا پيروز شده‌ مهيا مي‌شوند.
هدف‌ قيام‌ ايرانيان‌ آزادي‌ قدس‌ است‌ كه‌ پس‌ از عبور از عراق‌ آن‌ را فتح‌ كنند. احاديث‌ از حركتي‌ دسته‌جمعي‌ و ملّي‌ از منطقه‌ اصطخر خبر مي‌دهند كه‌ پس‌ از حوادث‌ حجاز و خروج‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌)مي‌باشد و اهل‌ مشرق‌ براي‌ استقبال‌ از ايشان‌ براي‌ عبور از عراق‌ و رسيدن‌ به‌ مكه‌ راهي‌ مي‌شوند كه‌ حضرت‌ در اصطخر با آنها ملاقات‌ كرده‌ و آنها هم‌ در همانجا با ايشان‌ بيعت‌ مي‌كنند و به‌ همراهي‌ او با سفياني‌ مي‌جنگند 6.


5-نمايان‌ شدن‌ بدني‌ كاملاً واضح‌ در قرص‌ خورشيد و دستي‌ كه‌ از آسمان‌ اشاره‌ مي‌كند
.

[b]
الف‌ ـ خارج‌ شدن‌ سر و سينة‌ مردي‌ در قرص‌ خورشيد
امام‌ باقر(ع‌) ذيل‌ اين‌ آيه‌ كه‌:
إِن نَّشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِم مِّن السَّمَاء آيَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِينَ7
اگر بخواهيم‌ آيه‌اي‌ را از آسمان‌ بر آنها نازل‌ مي‌كنيم‌ كه‌ گردن‌هاي‌ خود را خاضعانه‌ در مقابل‌ آن‌ فرود آورند 8.
فرمودند:«خداوند با آنها چنين‌ خواهد كرد.»
- راوي‌ مي‌گويد: پرسيدم‌ آنها چه‌ كساني‌ هستند؟
فرمودند:« بني‌اميه‌ و پيروان‌ آنها منظور سفياني‌ و يارانش‌ است. »
- راوي‌ مي‌گويد باز پرسيدم‌: آن‌ آيه‌ چيست‌؟ حضرت‌ جواب‌ دادند:«ثابت‌ ماندن‌ خورشيد از ظهر تا وقت‌ عصر و خارج‌ شدن‌ سينه‌ و صورت‌ مردي‌ در قرص‌ خورشيد كه‌ با حسب‌ و نسبش‌ (براي‌ مردم‌) شناخته‌ شده‌ است‌. اينها در زمان‌ سفياني‌ است‌ و پس‌ از آن‌ او و پيروانش‌ هلاك‌ مي‌شوند 9.»
اين‌ حديث‌ به‌ خوبي‌ تبيين‌ مي‌كند اين‌ علامت‌ پس‌ از خروج‌ سفياني‌ است‌ و سفياني‌ هم‌ همان‌گونه‌ كه‌ بيان‌ شد در ماه‌ رجب‌ خروج‌ مي‌كند.
علاوه‌ بر اين‌ امام‌ صادق‌(ع‌) طي‌ حديث‌ ديگري‌ تصريح‌ مي‌كنند كه‌ اين‌ نشانه‌ در ماه‌ رجب‌ واقع‌ مي‌شود و مي‌فرمايند:«
سالي‌ كه‌ در آن‌ صيحه‌ و فرياد آسماني‌ واقع‌ مي‌شود، قبل‌ از آن‌ آيه‌اي‌ در ماه‌ رجب‌ نمايان‌ مي‌شود.»
- راوي‌ مي‌گويد: پرسيدم‌ آن‌ آيه‌ چيست‌؟ فرمودند:«چهره‌اي‌ كه‌ در ماه‌ (و به‌ قولي‌ خورشيد) و دستي‌ نمايان‌ ديده‌ مي‌شود 10.»

اين‌ بدن‌ كامل‌ و نمايان‌ (سينه‌ و صورت‌) همان‌ كسي‌ است‌ كه‌ نداهاي‌ سه‌گانه‌ ماه‌ رجب‌ ـ همان‌گونه‌ كه‌ خواهيم‌ ديد ـ را سر خواهد داد.
از امام‌ رضا(ع‌) نقل‌ كرده‌اند كه‌ ضمن‌ حديثي‌ طولاني‌ مي‌فرمايند:
«.....و صداي‌ سومي‌ كه‌ (با آن‌) بدني‌ واضح‌ و نمايان‌ در قرص‌ شمس‌ ديده‌ مي‌شود. 11»


برخي‌ از علما معتقدند كه‌ اين‌ پيكر همان‌ بدن‌ مطهر اميرالمؤمنين‌(ع‌) است‌ كه‌ مردم‌ ايشان‌ را مي‌شناسند.

شيخ‌ محمد نجفي‌ در كتاب‌ بيان‌الائمه‌ (ج‌ 3، ص‌ 48) چنين‌ نظري‌ را بيان‌ مي‌كنند. و بعضي‌ ديگر مي‌گويند حضرت‌ مسيح‌ است‌ كه‌ اين‌ نظر را حجة‌الاسلام‌ علي‌ كوراني‌ در كتاب‌ الممهّدون‌ للمهدي‌ (ص‌ 37) بيان‌ كرده‌اند. كه‌ اين‌ نظر قابل‌ قبول‌تر به‌ نظر مي‌رسد
.
ب‌ ـ دستي‌ كه‌ در آسمان‌ ظاهر شود و اشاره‌ مي‌كند: هذا... هذا... اين‌ ( حق‌ است‌ ) اين‌ ( حق‌ است‌) ...!
بعضي‌ از روايات‌ اين‌ نشانه‌ را از علايم‌ حتمي‌ شمرده‌اند:
امام‌ صادق‌(ع‌) در حديثي‌ بلند و طولاني‌ فرمودند:
«و دستي‌ كه‌ از آسمان‌ طلوع‌ كرده‌ و نمايان‌ مي‌شود از علايم‌ حتمي‌ است‌. 12»


آن‌ حضرت‌ در تييين‌ علامت‌هاي‌ روز موعود چنين‌ مي‌فرمايند:
«دستي‌ از آسمان‌ بر حكومت‌ و امير آن‌ زمان‌ دلالت‌ كرده‌ كه‌ مردم‌ به‌ آن‌ خواهند نگريست‌. 13»


چقدر امامان‌ بزرگوار(ع‌) بلند مرتبه‌اند كه‌ صدها سال‌ قبل‌ ما را از اين‌ جريانات‌ باخبر كردند. بدن‌ و دست‌ معجزه‌اي‌ الهي‌ است‌ و در حالي‌ كه‌ انسان‌ در عصر كنوني‌ ثابت‌ كرد مي‌تواند صحبت‌هايش‌ را با اختراعات‌ و اكتشافات‌ و علم‌ خويش‌ از سطح‌ ماه‌ به‌ زمين‌ منتقل‌ كند از آنها بيشتر قدرت‌نمايي‌ كند، از خداوندي‌ كه‌ از مخلوقاتش‌ مسلماً داناتر و تواناتر است‌، اين‌ مطلب‌ خيلي‌ عجيب‌ و غيرقابل‌ تصور نخواهد بود...

...

6-نداهاي‌ سه‌گانه‌


سه‌ نداي‌ آسماني‌ را همه‌ در ماه‌ رجب‌ مي‌شنوند:
نداي‌ اول‌: «ألا لعنة‌ الله علي‌ القوم‌ الظالمين»‌؛ بدانيد لعنت‌ خدا شامل‌ حال‌ جمعيت‌ ظالم‌ و ستمكار مي‌شود.
نداي‌ دوم‌: «يا معاشرالمؤمنين‌ أزفة‌ الآزفة»‌؛ اي‌ گروه‌ مؤمنان‌! قيامت‌ (ظهور) نزديك‌ شده‌ است‌.

نداي‌ سوم‌: بدن‌ آشكار و نماياني‌ ندا مي‌دهد:
«ألا إن‌ الله بعث‌ مهدي‌ آل‌ محمد(ص‌) للقضاء علي‌الظالمين»‌ ؛ بدانيد كه‌ خداوند مهدي‌ آل‌ محمد(ص‌) را براي‌ اجراي‌ قضاي‌ خود بر ستمكاران‌ برانگيخت‌ و فرستاد.

امام‌ رضا(ع‌) طي‌ حديثي‌ طولاني‌ فرمودند:
« ندايي‌ مي‌آيد كه‌ هر دور و نزديكي‌ آن‌ را مي‌شنود؛ براي‌ مؤمنان‌ رحمت‌ و براي‌ كافران‌ عذاب‌ است‌.»
حسن‌ بن‌ محبوب‌ كه‌ راوي‌ است‌، مي‌گويد: «به‌ حضرت‌ عرض‌ كردم‌: پدر و مادرم‌ به‌ فدايتان‌ آن‌ ندا چيست‌؟»
فرمودند:
« سه‌ ندا در رجب‌ خواهد بود. اولين‌ آنها چنين‌ است‌: بدانيد كه‌ لعنت‌ خدا شامل‌ ستمكاران‌ است‌ و دومين‌ آنها: اي‌ گروه‌ مؤمنين‌ قيامت‌ (ظهور) نزديك‌ شده‌ است‌ و سومين‌ بدني‌ آشكارا در قرص‌ خورشيد، مشاهده‌ مي‌شود كه‌ ندا در مي‌دهد كه‌ خداوند فلان‌ بن‌ فلان‌ را براي‌ هلاك‌ و نابودي‌ ستمكاران‌ برانگيخته‌ است‌ و در اين‌ زمان‌ فرج‌ و گشايش‌ مؤمنين‌ خواهد آمد و خداوند سينه‌هايشان‌ را شفا داده‌ و سختي‌ و غم‌ و غصه‌ را از قلب‌هايشان‌ مي‌زدايد. 14»

قريب‌ به‌ اين‌ مضمون‌ از امام‌ باقر(ع‌) نقل‌ شده‌ است‌ كه‌ فرموده‌اند:
«خداوند تبارك‌ و تعالي‌ با پديد آوردن‌ اين‌ آيات‌، انكاركنندگان‌ را مبهوت‌ و متحير خواهد كرد.»

و امام‌ صادق‌(ع‌) چنين‌ مي‌فرمايند كه‌:
«سالي‌ كه‌ در آن‌ صيحه‌ آسماني‌ واقع‌ مي‌شود پيش‌ از آن‌ آيه‌اي‌ در رجب‌ خواهد بود.»
-از ايشان‌ پرسيدند: «آن‌ آيه‌ چيست‌؟»
فرمودند: «چهره‌اي‌ كه‌ در ماه‌ نمايان‌ مي‌شود و دستي‌ كه‌ آشكارا اشاره‌ مي‌كند و ندايي‌ كه‌ از آسمان‌ هر كس‌ آن‌ را به‌ زبان‌ خويش‌ مي‌شنود. 15»

با توجه‌ به‌ آنچه‌ گفته‌ شد مي‌توان‌ ميان‌ ندا و صيحه‌ تفاوت‌ قايل‌ شد؛ چرا كه‌ صيحه‌ در ماه‌ رمضان‌ واقع‌ مي‌شود و به‌ شكل‌ نداي‌ جبرئيل‌(ع‌) است‌ در حالي‌ كه‌ نداهاي‌ سه‌ گانه‌ در ماه‌ رجب‌ پديد مي‌آيند و نداي‌ چهارمي‌ در ماه‌ محرم‌ و روز ظهور حضرت‌ خواهد بود و به‌ خلاف‌ نداهاي‌ چهارگانه‌ در ماه‌هاي‌ رجب‌ و محرم‌ صيحه‌ ماه‌ رمضان‌ در زمرة‌ علايم‌ محتوم‌ به‌ شمار آمده‌ است‌.


7-ثابت‌ ماندن‌ خورشيد و خسوف‌ ماه‌ در شب‌ بدر (نيمه‌ ماه‌)



از علايم‌ غير حتمي‌ سال‌ ظهور ثابت‌ ماندن‌ خورشيد و حركت‌ نكردن‌ آن‌ از ظهر تا عصر يكي‌ از روزهاي‌ ماه‌ رجب‌ است‌. همچنين‌ در شب‌ بدر اين‌ ماه‌، خسوف‌ و ماه‌ گرفتگي‌ رخ‌ خواهد داد.

از امام‌ پنجم‌(ع‌) در مورد اين‌ آيه‌ كه‌ اگر بخواهيم‌ از آسمان‌ بر آنها آيه‌اي‌ نازل‌ مي‌كنيم‌ 16 پرسيدند كه‌»آن‌ آيه‌ چيست‌؟» حضرت‌ فرمودند:
«ثابت‌ ماندن‌ خورشيد از ظهر تا هنگام‌ عصر... كه‌ اينها در زمان‌ سفياني‌ است‌ و به‌ دنبال‌ آن‌، او و قوم‌ و پيروانش‌ هلاك‌ خواهند شد 17 .»

اين‌ نشانه‌ به‌ خوبي‌ از خروج‌ و شورش‌ سفياني‌ در ماه‌ رجب‌ حكايت‌ مي‌كند؛ چرا كه‌ اين‌ علامت‌ در زمان‌ او اتفاق‌ مي‌افتد. سكون‌ خورشيد در آسمان‌ هر چند براي‌ مدت‌ كمي‌ رخ‌ مي‌دهد، ولي‌ معجزه‌اي‌ عجيب‌ از ناحيه‌ خداوند متعال‌ است‌. از طرفي‌ مردم‌ به‌ آن‌ واقعه‌ از طولاني‌ شدن‌ ناگهاني‌ مدت‌ روز پي‌ مي‌برند. و از طرف‌ ديگر تابش‌ نامتعارف‌ و بيش‌ از حد گرما و حرارت‌ خورشيد به‌ زمين‌ باخبر مي‌شوند. پديد آمدن‌ چنين‌ نشانه‌اي‌ آسماني‌ در ماه‌ رجب‌ خبر از هلاكت‌ و درهم‌ كوبيده‌ شدن‌ سفياني‌ و سپاهيان‌ و حزب‌ و پيروانش‌ مي‌دهد.

تأكيد بر ثابت‌ ماندن‌ خورشيد در ماه‌ رجب‌ ناظر به‌ همزماني‌ اين‌ حادثه‌ با خروج‌ سينه‌ و صورت‌ مردي‌ در قرص‌ خورشيد است‌ كه‌ قبلاً در زمرة‌ حوادث‌ ماه‌ رجب‌ از آن‌ ياد كرديم‌. و همان‌طور كه‌ پيش‌ از اين‌ گفتيم‌ همه‌ اينها در زمان‌ سفياني‌ رخ‌ مي‌دهد.

از جمله‌ ديگر حوادثي‌ كه‌ در ماه‌ رجب‌ رخ‌ مي‌دهد ماه‌ گرفتگي‌ در شب‌ بدر اين‌ ماه‌ است‌:
ام‌ سعيد اخمسيه‌ به‌ امام‌ صادق‌(ع‌) عرض‌ مي‌كند:« يابن‌ رسول‌الله(ص‌) فدايتان‌ شوم‌! نشانه‌اي‌ از خروج‌ و قيام‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) در اختيارم‌ بگذاريد و به‌ من‌ مرحمت‌ كنيد.»
حضرت‌ به‌ من‌ فرمودند:
«ام‌سعيد! وقتي‌ ماه‌ در شب‌ بدر ماه‌ رجب‌ گرفته‌ شود و خسوف‌ رخ‌ دهد، مردي‌ پس‌ از آن‌ خروج‌ كند و به‌ دنبال‌ آن‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) قيام‌ خواهند كرد. 18»

قبلاً گفته‌ شد كه‌ علامت‌ و نشانه‌ نماياني‌ بدن‌ مردي‌ در خورشيد هم‌ در ماه‌ رجب‌ واقع‌ مي‌شود و پس‌ از آن‌ صيحه‌ آسماني‌ در ماه‌ رمضان‌ پديد خواهد آمد.


پي‌نوشت‌ها :

1- الغيبة‌، نعماني‌، ص‌171، بحارالانوار، ج‌52، ص‌232.
2- الغيبة‌، نعماني‌، ص‌187.
3- بحارالانوار، ج‌52، ص‌229، يوم‌الخلاص‌، ص‌645.
4- بشارة‌الاسلام‌، ص‌184؛ يوم‌الخلاص‌، ص‌651، السفياني‌ فقيه‌، ص‌77.
5- الممهدون‌ للمهدي‌، ص‌54.
6- جهت‌ كسب‌ اطلاعات‌ بيشتر راجع‌ به‌ قيام‌ سيد خراساني‌ و احاديث‌ و روايات‌ مربوط‌ مي‌توانيد به‌ فصل‌ سوم‌ كتاب‌ الممهدون‌ للمهدي‌ ، حجة‌الاسلام‌ علي‌ كوراني‌ و يا ترجمة‌ كتاب‌ عصر ظهور ايشان‌ مراجعه‌ كنيد.
7- سوره‌ شعراء(26) آيه‌4.
8- الارشاد، شيخ‌ مفيد، ج‌2، ص‌373؛ اعلام‌ المهدي‌، ص‌428؛ بحارالانوار، ج‌52، ص‌221؛ المهدي‌ الموعود، ص‌53؛ يوم‌ الخلاص‌،ص‌517؛السفياني‌،فقيه‌، ص‌121.
9- الغيبة‌، نعماني‌ ص‌169؛ بحارالانوار، ج‌52، ص‌233؛ بشارة‌الاسلام‌، ص‌120.
10- الغيبة‌، نعماني‌، ص‌172؛ بشارة‌الاسلام‌، ص‌120.
11- يوم‌الخلاص‌، ص‌519؛ بحارالانوار، ج‌52، ص‌233 با الفاظي‌ ديگر.
12- الغيبة‌، نعماني‌ ص‌120؛ الغيبة‌، شيخ‌ طوسي‌، ص‌2680؛ بحارالانوار، ج‌52، ص‌289؛ بشارة‌الاسلام‌، ص‌16.
13- الغيبة‌، نعماني‌ ص‌169؛ يوم‌الخلاص‌، ص‌541.
14- سوره‌ شعراء(26) آيه‌ 4.
15- بحارالانوار، ج‌52، ص‌221.
16- بيان‌ الائمه‌(ع‌)، ج‌2، ص‌695.

ادامه دارد . . .
به نام خدا

دوست عزیز ضمن تشکر از شما . میخواستم عرض کنم کل مطلب رو در پایان بصورت PDF هم قرار بده تا بعد نیز قابل استفاده باشد.

مطالب بسیار خوبیست .

ممنونم
حوادث‌ ماه‌ شعبان‌

در اين‌ ماه‌، روحية‌ آمادگي‌ آميخته‌ به‌ ترس‌ و هراسي‌ در جهان‌ اسلام‌ نمايان‌ مي‌شود كه‌ ناشي‌ از بروز آن‌ دسته‌ از جريانات‌ سياسي‌ است‌ كه‌ در يك‌ عرصه‌ با هم‌ به‌ تاخت‌ و تاز مشغولند كه‌ از ماه‌ رجب‌ به‌ مرور رو در روي‌ هم‌ قرار گرفته‌اند.
به‌ طور كلي‌ دو جريان‌ در اين‌ ايام‌ در حال‌ شكل‌ گرفتن‌ است‌: جريان‌ ياوران‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) (يماني‌ از يمن‌ و سيد خراساني‌ از ايران‌) و جريان‌ سفياني‌ كه‌ بر رقباي‌ خويش‌ «اصهب‌» و «ابقع‌» فايق‌ آمده‌ و پس‌ از اين‌ پيروزي‌ با روميان‌ و يهوديان‌ (غرب‌) هم‌ پيمان‌ گشته‌ است‌.
در ماه‌ شعبان‌ جريانات‌ از هم‌ جدا شده‌ و مردم‌ هم‌ از كنار يكديگر پراكنده‌ مي‌شوند و به‌ همين‌ علت‌ است‌ كه‌ در احاديث‌ نشانه‌ها و حوادث‌ دوران‌ ظهور، خاورميانه‌ همانند ميدان‌ مبارزه‌ و جنگ‌هاي‌ متعدد و با كشته‌هاي‌ بسيار ترسيم‌ شده‌ است‌. ساكنان‌ اين‌ منطقه‌ هم‌ كه‌ مسلمانان‌ هستند در شرايط‌ گرفتاري‌ و سختي‌ و ناراحتي‌ به‌ سر مي‌برند كه‌ نتيجه‌ عدم‌ ثبات‌ سياسي‌ كشورهاي‌ منطقه‌ است‌ و به‌ زودي‌ هم‌ آتش‌ جنگ‌ جهاني‌ بزرگي‌ برافروخته‌ خواهد شد.
ابوبصير نقل‌ مي‌كند كه‌ از امام‌ صادق‌(ع‌) درباره‌ ماه‌ رجب‌ پرسيدم‌. حضرت‌ فرمودند:
«پيش‌ از اسلام‌ (دوران‌ جاهليت‌) آن‌ را ـ يعني‌ ماه‌ رجب‌ را ـ بزرگ‌ مي‌شمردند و در آن‌ جنگ‌ نمي‌كردند (نام‌ آن‌ را ماه‌ خالي‌ از نداي‌ جنگ‌ نهاده‌ بودند).»
ابو بصير مي‌گويد:
« پرسيدم‌ شعبان‌؟»
ـ« امور در آن‌ از هم‌ جدا مي‌شود؛»
ـ «(ماه‌) رمضان‌ چطور؟»
ـ« ماه‌ خداوند تبارك‌ و تعالي‌ است‌ كه‌ در آن‌ به‌ نام‌ صاحب‌ شما، حضرت‌ مهدي‌(ع‌)، و پدرش‌ ندا در دهند.»
ـ «شوال‌؟»
ـ« در آن‌ مردم‌ پراكنده‌ شوند.»
ـ« ذي‌القعده‌؟»
ـ «در آن‌ مي‌نشينند؛»
ـ «ذي‌حجة‌؟»
ـ« آن‌ ماه‌ خون‌ است‌؛»
ـ «پس‌ محرم‌ (چطور خواهد بود؟)»
ـ «در آن‌ حلال‌ را حرام‌ كرده‌ و حرام‌ را حلال‌ مي‌گردانند. »
ـ« صفر و ربيع‌(الاول‌ و الثاني‌)؟ »
ـ «در آن‌ ننگي‌ (مرگ‌) زشت‌ (وحشتناك‌) و امري‌ عظيم‌ خواهد بود. »
ـ «جمادي‌ (الاول‌ و الثاني‌)؟ »
ـ« از ابتدا تا انتهايش‌ فتح‌ و پيروزي‌ است‌. 1»
ابو حمزه‌ ثمالي‌ از قول‌ امام‌ باقر(ع‌) نقل‌ كرده‌ كه‌ فرمودند:
«وقتي‌ شنيديد كه‌ مردم‌ شام‌ دچار اختلاف‌ شده‌اند، از آنجا فرار كنيد كه‌ فتنه‌ و كشتار به‌ جانش‌ افتاده‌ است‌.»
گفتم‌ به‌ كجا فرار كنيم‌؟ فرمودند:
«مكه‌ بهترين‌ جايي‌ است‌ كه‌ مردم‌ بدانجا بگريزند. 2»
در روايتي‌ كه‌ در روضة‌ الكافي‌ آمده‌ و اين‌ رويدادها را توصيف‌ كرده‌ و مردم‌ را متوجه‌ وظايفشان‌ در آن‌ زمان‌ و شرايط‌ مي‌كند آمده‌ است‌:
«وقتي‌ ماه‌ رجب‌ شد با نام‌ خداوند متعال‌ روي‌ كنيد و اگر دوست‌ داشتيد كه‌ تا شعبان‌ به‌ تأخير بيندازيد، ضرر نمي‌بينيد و اگر دوست‌ داشتيد كه‌ در ميان‌ اقوام‌ و خويشانتان‌ پناه‌ بگيريد (روزه‌ بگيريد) شايد براي‌ شما بهتر (محكم‌تر) باشد سفياني‌ هم‌ به‌ عنوان‌ يك‌ نشانه‌ براي‌ شما كافي‌ است‌. 3»
در اين‌ حديث‌ اجازه‌ داده‌ شده‌ است‌ كه‌ شتاب‌ كردن‌ در مسافرت‌ تا پايان‌ ماه‌ رمضان‌ به‌ تأخير انداخته‌ شود. و امام‌ باقر(ع‌) براي‌ راهنمايي‌ كردن‌ شيعيان‌ خويش‌ در قسمتي‌ از آن‌ حديثي‌ طولاني‌ چنين‌ فرموده‌اند:
«سفياني‌ براي‌ شكنجه‌ كردن‌ دشمنان‌ شما كافيست‌ و او از جمله‌ نشانه‌هايي‌ براي‌ شماست‌ (براي‌ فهم‌ نزديكي‌ ظهور). علي‌رغم‌ اينكه‌ اين‌ فاسق‌ شورش‌ كرده‌ شما يك‌ يا دو ماه‌ پس‌ از خروج‌ او از جاي‌ خود تكان‌ نخوريد؛ ناراحتي‌ به‌ شما نخواهد رسيد تا اينكه‌ جمع‌ زيادي‌ از غير شما (غير شيعيان‌) را بكشد (اشاره‌ به‌ معركه‌ قرقيسياست‌).»
برخي‌ از اصحاب‌ گفتند: با عيال‌ (زن‌ و فرزند) خود در آن‌ زمان‌ چه‌ كنيم‌؟ فرمودند:
«مردان‌ خويش‌ را از سفياني‌ پنهان‌ كنيد؛ چرا كه‌ او كينه‌ و حرص‌ شيعيان‌ را به‌ دل‌ دارد ولي‌ زنان‌ ان‌شاءالله ناراحتي‌ به‌ آنها نخواهد رسيد.»
پرسيدند: «پس‌ مردان‌ به‌ كدام‌ سو خارج‌ شوند و از دست‌ او به‌ كجا فرار كنند؟» فرمودند:
«در مدينه‌ چه‌ مي‌توانيد بكنيد در حالي‌ كه‌ سپاهيان‌ آن‌ فاسق‌ بدانجا روي‌ مي‌كنند. ولي‌ شما به‌ مكه‌ برويد كه‌ محل‌ اجتماع‌ شما آنجاست‌ و فتنة‌ او به‌ مدت‌ حمل‌ يك‌ زن‌ يعني‌ 9 ماه‌ طول‌ مي‌كشد و ان‌شاءالله بيش‌ از اين‌ اجازه‌ نخواهد يافت‌. 4»


حوادث‌ ماه‌ رمضان‌


در اين‌ روزها امت‌ اسلامي‌ به‌ خاطر جنگ‌ها، فتنه‌ها و كشتارها ضعف‌ سياسي‌ جدي‌ پيدا كرده‌ و قواي‌ بيگانه‌ (روميان‌) هم‌ وارد منطقه‌ شده‌اند. نشانه‌هايي‌ در آسمان‌ پديدار شده‌ است‌ كه‌ اميد را در دل‌ مؤمنين‌ شكوفا كرده‌ و از اين‌ پس‌ جريان‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) اصلي‌ترين‌ اشتغال‌ ذهني‌ مردم‌ سراسر زمين‌ مي‌شود؛ چرا كه‌ اين‌ آيات‌ و دلايلي‌ كه‌ در اين‌ ماه‌ نمايان‌ مي‌گردد به‌ حدي‌ است‌ كه‌ بشريت‌ نمي‌تواند از آن‌ چشم‌پوشي‌ كند مانند:

1- خورشيدگرفتگي‌ و ماه‌گرفتگي‌ در زمان‌ غير عادي‌

يكي‌ از مظاهر قدرت‌ الهي‌ كه‌ در قالب‌ سنن‌ معجزات‌ جلوه‌نمايي‌ كرده‌ و اشارة‌ مخصوصي‌ را براي‌ توجه‌ آن‌ دسته‌ از مؤمنان‌ كه‌ مخلصانه‌ منتظر ظهور بوده‌اند به‌ ارمغان‌ مي‌آورد، كسوف‌ خورشيد در روز سيزدهم‌ يا چهاردهم‌ ماه‌ رمضان‌ و خسوف‌ ماه‌ در بيست‌ و پنجم‌ همان‌ ماه‌ است‌.
علت‌ پديد آمدن‌ اين‌ دو نشانه‌ پيش‌ از ظهور كه‌ خلاف‌ روال‌ عادي‌ بوده‌ و از اول‌ خلقت‌ آدم‌ تا آن‌ زمان‌ نمونه‌اش‌ ديده‌ نشده‌، از اين‌ قرار است‌:
الف‌) رسوخ‌ و عمق‌ يافتن‌ نظريه‌ مهدويت‌ و اعتقاد به‌ حضرت‌ در ميان‌ تمام‌ مسلمانان‌؛
ب‌) متوجه‌ كردن‌ مؤمنان‌ مخلص‌ به‌ نزديكي‌ ظهور.
«ثعلبة‌ ازدي‌» از امام‌ باقر(ع‌) نقل‌ كرده‌ كه‌ فرمودند:
«دو نشانه‌ پيش‌ از ظهور قائم‌(ع‌) خواهد بود: خورشيدگرفتگي‌ در نيمه‌ ماه‌ رمضان‌ و ماه‌گرفتگي‌ در آخر آن‌.»
به‌ حضرت‌ عرض‌ كردم‌:« يابن‌ رسول‌الله خورشيد در انتهاي‌ ماه‌ كسوف‌ مي‌كند و ماه‌ در نيمة‌ آن‌ خسوف‌.»
حضرت‌ فرمودند:
«خودم‌ مي‌دانم‌ چه‌ مي‌گويم‌؛ اين‌ دو نشانه‌اي‌ است‌ كه‌ از زمان‌ فرود آمدن‌ آدم‌ (از بهشت‌ به‌ زمين‌) سابقه‌ نداشته‌ است‌. 5»
«ورد بن‌ زيد اسدي‌» برادر «كميت‌» هم‌ از آن‌ حضرت‌(ع‌) نقل‌ كرده‌ كه‌ فرمودند:
«پيش‌ از اين‌ امر (ظهور) ماه‌ گرفتگي‌ خواهد بود؛ كه‌ پنج‌ روز مانده‌ (به‌ انتهاي‌ ماه‌) و خورشيد گرفتگي‌ در روز پانزدهم‌ كه‌ هر دو در ماه‌ رمضان‌ خواهد بود و به‌ اين‌ ترتيب‌ حساب‌ منجمان‌ به‌ هم‌ مي‌ريزد.»
ابوبصير هم‌ از امام‌ صادق‌(ع‌) نقل‌ مي‌كند كه‌ حضرت‌ فرمودند:
«نشانة‌ قيام‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) كسوف‌ خورشيد در بيست‌ و سوم‌ يا چهاردهم‌ ماه‌ رمضان‌ است‌. 6»
خسوف‌ ماه‌ معمولاً به‌ جهت‌ قرار گرفتن‌ زمين‌ در ميان‌ خورشيد و ماه‌ رخ‌ مي‌دهد كه‌ زمان‌ آن‌ هم‌ در نيمة‌ ماه‌هاي‌ قمري‌ است‌. كسوف‌ خوشيد هم‌ غالباً زماني‌ مشاهده‌ مي‌شود كه‌ ماه‌ بين‌ زمين‌ و خورشيد قرار گيرد و زمان‌ آن‌
هم‌ در آخر ماه‌هاي‌ قمري‌ است‌. چنين‌ حادثه‌اي‌ (كه‌ دچار بدأ 7 هم‌ نخواهد شد) در زماني‌ غير از زمان‌ عادي‌ آن‌ ـ بنا برگفته‌ روايات‌ ـ با فرض‌ احتمالات‌ زير ممكن‌ مي‌شود:

احتمال‌ اول‌: اين‌ قضيه‌ معجزه‌گونه‌ و از طريق‌ يكي‌ از اسباب‌ و علل‌ عادي‌ (وناشناخته‌) انجام‌ شود.
البته‌ با اختلافي‌ ساده‌ و آن‌ هم‌ آگاهي‌ ما از زمان‌ وقوع‌ آن‌ است‌، كه‌ البته‌ طريقه‌ حدوث‌ اين‌ اعجاز يا كيفيت‌ شكل‌گيري‌ را نمي‌توانيم‌ تصور كنيم‌ و همين‌ قدر كافي‌ است‌ كه‌ بدانيم‌ اين‌ معجزه‌ انجام‌ مي‌شود و آن‌ هم‌ معجزه‌اي‌ كه‌ از زمان‌ هبوط‌ حضرت‌ آدم‌(ع‌) تا كنون‌ سابقه‌ نداشته‌ است‌ و لذا محاسبات‌ ستاره‌شناسان‌ را برهم‌ مي‌زند.

احتمال‌ دوم‌: به‌ واسطة‌ ممانعت‌ جسمي‌ بزرگ‌ رخ‌ مي‌دهد.
ممكن‌ است‌ يكي‌ از اشياء سرگردان‌ در فضا (بنا بر گفته‌ دانشمندان‌) به‌ منظومة‌ شمسي‌ نزديك‌ شده‌ و با قرار گرفتن‌ در مقابل‌ خورشيد مانع‌ رسيدن‌ آفتاب‌ به‌ زمين‌ شود و كسوف‌ پس‌ از ده‌ روز پيش‌ بيايد و همين‌ شي‌ء در اواخر ماه‌ هم‌ كه‌ ماه‌ به‌ شكل‌ هلال‌ ديده‌ مي‌شود در برابر آن‌ قرار گيرد و بر حسب‌ سرعت‌ و حجم‌ آن‌ شي‌ء خسوف‌ كلي‌ يا جزيي‌ رخ‌ دهد. از جمله‌ نشانه‌هايي‌ كه‌ براي‌ ظهور ذكر شده‌ است‌ و بي‌ارتباط‌ با اين‌ بخش‌ از مطالب‌ نيست‌ اين‌ است‌ كه‌ نور خورشيد از زمان‌ طلوعش‌ تا 23 از روز ناپديد مي‌شود كه‌ اين‌ به‌ جهت‌ آن‌ است‌ كه‌ شي‌ء فضايي‌ بين‌ خورشيد و زمين‌ قرار گرفته‌ و به‌ مدت‌ 23 از طول‌ روز مانع‌ رسيدن‌ آفتاب‌ 8 به‌ زمين‌ مي‌شود كه‌ بالطبع‌ با كسوفي‌ كه‌ از يك‌ تا سه‌ ساعت‌ طول‌ مي‌كشد، متفاوت‌ است‌.
احتمال‌ سوم‌: به‌ جهت‌ تغييرات‌ دروني‌ خود خورشيد.

تعبير علمي‌ اين‌ مطلب‌ از اين‌ قرار است‌ كه‌ ممكن‌ است‌ انفجارهاي‌ عظيم‌ يا تغييرات‌ فيزيكي‌ خاصي‌ در خورشيد پديد آيد طوري‌ كه‌ مدت‌ مشخصي‌ اشعه‌ خورشيد به‌ اطراف‌ پراكنده‌ نگردد و يا اينكه‌ انفجارهاي‌ پشت‌ سر هم‌ ماه‌ رمضان‌ در خورشيد، كسوف‌ اواسط‌ ماه‌ را به‌ دنبال‌ داشته‌ باشد و در آخر ماه‌ كه‌ از ماه‌ هلالي‌ بيش‌ پيدا نيست‌، خسوف‌ را؛ كه‌ اين‌ احتمال‌ نزديك‌ترين‌ و جدي‌ترين‌ احتمالات‌ است‌ خصوصاً اگر اين‌ دو را به‌ آيات‌ و نشانه‌هايي‌ كه‌ از آسمان‌ است‌ و در بحث‌ حوادث‌ ماه‌ رجب‌ به‌ آنها پرداختيم‌، ضميمه‌ كنيم‌، مي‌توان‌ آنها را هم‌ با اين‌ احتمال‌ توجيه‌ كرد: توقف‌ خورشيد در زمان‌ سفياني‌ ممكن‌ است‌ كه‌ ناشي‌ از انفجاري‌ قوي‌ در خورشيد باشد كه‌ مانع‌ حركت‌ كردن‌ خورشيد شود يا حركت‌ آرامي‌ كه‌ مانند بازگشت‌ عمل‌ آن‌ براي‌ مدت‌ دو يا سه‌ ساعت‌ باشد يا ظاهر شدن‌ بدني‌ نمايان‌ در قرص‌ خورشيد (از جمله‌ حوادث‌ ماه‌ رجب‌) هم‌ ممكن‌ است‌ ناشي‌ از انفجاري‌ قوي‌ در خورشيد باشد كه‌ وقتي‌ در سطح‌ خورشيد گسترش‌ يابد به‌ شكل‌ سينه‌ و صورت‌ انسان‌ به‌ نظر برسد. دانشمندان‌ متأخر به‌ حدوث‌ چنين‌ جرياني‌ در خورشيد كه‌ در حديث‌ هم‌ مي‌توان‌ تأكيد بر چنين‌ مطلبي‌ را يافت‌ اشاره‌ كرده‌اند. اميرالمؤمنين‌(ع‌) طي‌ حديثي‌ طولاني‌ پس‌ از ذكر صيحه‌ و نداي‌ آسماني‌ ماه‌ رمضان‌ (در بيست‌ و سوم‌ ماه‌) مي‌فرمايند:
«از فرداي‌ آن‌، هنگام‌ ظهر خورشيد رنگارنگ‌ و سپس‌ زرد شده‌ و در نهايت‌ سياه‌ و تاريك‌ مي‌شود. 9»
تاريكي‌ خورشيد خود دليل‌ روشني‌ است‌ براي‌ وقوع‌ خسوف‌ ماه‌ در روز (بيست‌ و پنجم‌ آن‌ ماه‌ رمضان‌)
و شايد اين‌ تفسير بهترين‌ تفسير علمي‌ و نزديك‌ترين‌ احتمال‌ به‌ واقعيت‌ باشد كه‌ احدي‌ پيش‌ از اين‌ بدان‌ اشاره‌ نكرده‌ است‌ و پس‌ از تفكر جدي‌ و عميق‌ در باب‌ نشانه‌هاي‌ ظهور و آيات‌ آسماني‌ كه‌ الزاماً نبايد اين‌ حوادث‌ معجزه‌ باشند، حاصل‌ شده‌ است‌.10



پي‌نوشت‌ها :

1- بحارالانوار، ج‌52، ص‌272؛ بشارة‌الاسلام‌، ص‌142؛ بيان‌الائمه‌(ع‌)، ج‌2، ص‌686.
2- بحارالانوار، ج‌52، ص‌271؛ السفياني‌، فقيه‌، ص‌123.
3- بحارالانوار، ج‌52، ص‌302؛ السفياني‌، ص‌122.
4- الغيبة‌، نعماني‌، ص‌203؛ السفياني‌، ص‌122.
5- الارشاد، شيخ‌ مفيد، ج‌2، ص‌374؛ الغيبة‌، نعماني‌، ص‌181، اعلام‌الوري‌، ص‌429؛ الغيبة‌ شيخ‌ طوسي‌، ص‌270، بشارة‌الاسلام‌، ص‌96؛ يوم‌الخلاص‌، ص‌516؛ تاريخ‌ مابعدالظهور، ص‌118.
6- الغيبة‌، نعماني‌، ص‌182؛ بشارة‌الاسلام‌، ص‌97؛ تاريخ‌ الغيبة‌الكبري‌، ص‌479؛ يوم‌الخلاص‌، ص‌517.
7- به‌ زودي‌ در همين‌ مجموعه‌ به‌ مسأله‌ بدأ خواهيم‌ پرداخت‌.
8- الممهدون‌ للمهدي‌(ع‌)، ص‌37.
9- بحارالانوار، ج‌52، ص‌275؛ بشارة‌الاسلام‌، صص‌59 و 70.
10- البته‌ بايد توجه‌ داشته‌ باشيم‌ كه‌ خود مؤلّف‌ در نهايت‌ آن‌ را احتمال‌ مي‌شمرد و هر چند هم‌ كه‌ احتمال‌ قوي‌ باشد باز يقين‌آور نيست‌ بدين‌ معنا كه‌ الزاماً نبايد چنين‌ باشد و امكان‌ معجزه‌ بودن‌ اين‌ جريانات‌ خالي‌ از وجه‌ نيست‌؛ چرا كه‌ اگر بنا بود به‌ هر حال‌ اين‌ مطالب‌ به‌ زودي‌ تفسير علمي‌ آنها توسط‌ دانشمندان‌ آن‌ عصر بيان‌ شود كه‌ ديگر تعبير كردن‌ از آن‌ به‌ آيه‌ (قرآن‌ از معجزه‌ به‌ آيه‌ تعبير ياد مي‌كند) چندان‌ موجه‌ نمي‌باشد و مردم‌ با اتكاء به‌ گفته‌ دانشمندان‌ هيجان‌ خود را نسبت‌ به‌ اين‌ جريان‌ از دست‌ داده‌ و مسلمانان‌ هم‌ به‌ عنوان‌ يك‌ حادثه‌ دهشتناك‌ نماز آياتي‌ خوانده‌ و از آن‌ روي‌ مي‌گردانند و اين‌ با آنچه‌ در ابتداي‌ سخن‌ دربارة‌ دو دليل‌ حدوث‌ اين‌ دو حادثه‌ گفته‌ شد متناقض‌ است‌. به‌ طور خلاصه‌ بايد گفت‌ اگر بنا بود كه‌ اين‌ جريان‌ فوراً تفسير علمي‌ آن‌ بيان‌ شود نخواهد توانست‌ آيه‌ يا علامتي‌ براي‌ ظهور شمرده‌ شود يا حداقل‌ در احاديث‌ ديگر لازم‌ نبود اين‌ همه‌ روي‌ آنها تكيه‌ شود و گذرا به‌ آن‌ اشاره‌اي‌ مي‌كردند. والله اعلم‌ (مترجم‌).


ادامه حوادث ماه رمضان

2 - نداى آسمانى صيحه

اين نشانه يكى از پنج مورد نشانه حتمى ظهور است.
«صيحه» به صدا و ندا اطلاق مى‏شود و در اينجا منظور ندايى است كه شب بيست و سوم ماه رمضان كه همان شب قدر است از آسمان شنيده مى‏شود. هر جمعيتى آن را به زبان خويش مى‏شنود و از آن حيران و سرگردان مى‏گردد؛ از شنيدن اين ندا خوابيده بيدار مى‏شود؛ ايستاده مى‏نشيند؛ نشسته بر سر جاى خود ميخكوب مى‏شود نوعروسان از شدت ترس از خلوتگاه‏هاى خويش بيرون مى‏آيند. اين ندا از جبرئيل امين است، كه به زبانى رسا چنين اعلام مى‏كند:
«صبح نزديك شد1. بدانيد كه حق با مهدى(علیه السلام) و شيعيان اوست».
پس از آن در بعدازظهر (نزديك مغرب) شيطان لعين در ميان زمين و آسمان ندا مى‏دهد كه: »آگاه باشيد كه حق با عثمان و شيعيان اوست«. ظاهراً مراد از «عثمان»، «عثمان بن عنبسه» يا همان سفيانى است.
ابوحمزه مى‏گويد:« از امام باقر(علیه السلام) پرسيدم: آيا شورش سفيانى از علايم حتمى ظهور است؟» حضرت فرمودند:« آرى ندا هم حتمى است...» از حضرت پرسيدم:« اين ندا چگونه خواهد بود؟»
فرمودند:«يك منادى اول روز ندا مى‏دهد كه حق با آل على(علیه السلام) و شيعيان اوست و در انتهاى روز شيطان ندا مى‏دهد كه حق با عثمان و شيعيان اوست و در اين زمان ياوه‏گويان (باطل‏گرايان) دچار ترديد مى‏شوند.2»
دليل برخاستن اين صداى آسمانى از اين قرار است:

الف) توجه دادن مردم به نزديكى ظهور؛


ب) به وجود آوردن آمادگى درونى در ميان مؤمنان مخلص.

توجه به زمان وقوع اين نشانه؛ يعنى با فضيلت‏ترين ماه و شب سال - كه اقبال و رويكرد دينى مسلمانان به حد اعلاى خود مى‏رسد - اهميت آن را ثابت مى‏كند.
ابوبصير از امام باقر(علیه السلام) چنين روايت مى‏كند:
صيحه حتماً در ماه رمضان، خواهد بود؛ چرا كه ماه رمضان ماه خداوند است و آن هم نداى جبرئيل است براى خلق.
سپس فرمودند:
منادى از آسمان به نام قائم(علیه السلام) ندا سر مى‏دهد و از مشرق تا مغرب صدايش را مى‏شنوند. از ترس آن صدا هيچ خوابيده‏اى نمى‏ماند؛ مگر اينكه بيدار مى‏شود و ايستادگان همگى مى‏نشينند و نشستگان هم بر دو پاى خويش برمى‏خيزند. خداوند بيامرزد هر كه از اين صدا عبرت بگيرد. صدا، صداى جبرئيل روح‏الامين است كه در شب جمعه بيست و سوم ماه رمضان بر خواهد خاست. پس از آن شكايتى نداشته باشيد و گوش فرا دهيد و اطاعت كنيد. در انتهاى روز صداى ابليس ملعون (شنيده مى‏شود) كه ندإ؛ مى‏دهد آگاه باشيد كه فلانى مظلومانه كشته شد تا مردم را به شك بيندازد و آنها را مبتلا به فتنه كند. چقدر شك‏كنندگان متحير در آن روز زيادند كه در آتش افكنده شده‏اند. وقتى صدا را در ماه رمضان شنيديد از آن شكايت نكنيد كه آن صداى جبرئيل است و نشانه آن اين است كه به نام قائم و پدرش(علیه السلام) ندا مى‏دهد. به طورى كه حتى دوشيزگان در خلوتگاه‏هايشان در خانه آن را مى‏شنوند و پدر و برادر خويش را براى خروج (و قيام) تشويق مى‏كنند.
و فرمودند:
«به ناچار اين دو صدا بايد پيش از قيام قائم(علیه السلام) باشد: صدايى از آسمان كه صداى جبرئيل است و به نام صاحب اين امر و نام پدرش و صدايى كه از زمين شنيده مى‏شود و آن صداى ابليس است كه به نام فلانى ندا مى‏دهد كه مظلومانه كشته شد ولى با آن به دنبال فتنه است. پس شما نداى اول را اجابت و اطاعت كند و از دومى و از اينكه به فتنه‏اش افكنده شويد، بپرهيزيد.»
سپس پس از بيان بخش زيادى از حديث فرمودند:
«وقتى كه بنى‏فلان در ميان آنها اختلاف افتاد؛ در آن زمان چشم انتظار فرج باشيد و فرج شما تنها در اختلاف بنى‏فلان است. پس وقتى دچار اختلاف شدند منتظر صيحه در ماه رمضان باشيد و (پس از آن) قيام قائم(علیه السلام) كه خداوند هر چه را بخواهد به انجام مى‏رساند.3»
عبداللَّه بن سنان مى‏گويد:« نزد امام صادق(علیه السلام) بودم كه شنيدم مردى از ديار هَمدان به حضرت عرض كرد: عامه (اهل سنت) ما را سرزنش مى‏كنند و مى‏گويند شما گمان مى‏كنيد كه منادى از آسمان به نام صاحب اين امر ندا درمى‏دهد. حضرت كه تكيه داده بودند خشمگين شدند، جلوتر آمدند و نشستند. سپس فرمودند:
«آن را از من روايت نكنيد و از پدرم روايت كنيد كه ديگر هيچ عيبى براى شما نخواهد داشت. شهادت مى‏دهم كه از پدرم(علیه السلام) شنيدم كه مى‏فرمودند: «واللَّه! اين مطلب در قرآن به وضوح بيان شده است آنجا كه مى‏گويد:
إن نَشاء نفنَزّفل عَلَيهفم مفنَ السَماءف آيةً فَظَلَّت أعناقفهم لَها خاضفعينَ.4
اگر بخواهيم از آسمان معجزه‏اى بر ايشان مى‏فرستيم كه گردن‏هايشان را براى هميشه به زير افكنند.»
آن روز در زمين احدى باقى نمى‏ماند كه به عنوان خضوع گردنش را كج نكرده باشد. اهل زمين ايمان مى‏آورند، آن زمان كه اين صدا را از آسمان بشنوند كه: «آگاه باشيد حق در ميان على‏بن ابى‏طالب(علیه السلام) و شيعيان اوست».
سپس فرمودند:
«فرداى آن روز شيطان در هوا بالا مى‏رود به طورى كه از زمين متوارى گشته و دور مى‏شود و در پس آن ندا مى‏دهد كه بدانيد حق در عثمان بن عفان و پيروان اوست. او مظلومانه كشته شد (بياييد) و قصاص خونش را طلب كنيد.»
حضرت ادامه دادند:
«خداوند آنها را كه ايمان آورده‏اند؛ با اقرار (هميشه به يك شكل) پابرجا و ثابت قدم مى‏كند و اين همان نداى اول است. آنها هم كه در دل‏هايشان مرض است آن روز به شك مى‏افتند كه اين مرض واللَّه، عداوت اهل‏بيت(علیه السلام) است. بنابراين در آن زمان از ما بيزارى مى‏جويند در عين حال كه به ما متمايل مى‏شوند؛ مى‏گويند آن صداى اول جادويى از سحرهاى اهل بيت(علیه السلام) بود» سپس امام صادق(علیه السلام) اين آيه را تلاوت كردند كه:
«وَ إن يَرَوا آيةً يفعرفضفوا وَ يَقولفوا سفحرٌ مفستَمَرٌ.5
اگر آنها معجزه‏اى را مشاهده كنند از آن روى گردانده، مى‏گويند اين همان جادوى هميشگى (آنها) است.6»
زرارة بن اعين از امام صادق(علیه السلام) روايت كرده كه فرمودند:
«منادى از آسمان ندا مى‏دهد كه: «فلانى فرمانرواست» و منادى (ديگرى) هم ندا مى‏دهد كه: «همانا على و شيعيان او رستگارند«.»
پرسيدم: چه كسى پس از اين با مهدى(علیه السلام) مى‏جنگد؟ فرمودند:
«مردى از بنى‏اميه كه شيطان ندا مى‏دهد همانا فلانى و پيروان او رستگار مى‏شوند.»
گفتم: پس چه كسانى راستگو را از دروغگو تشخيص مى‏دهد؟ فرمودند:
«آنها كه احاديث ما را روايت مى‏كنند و پيش از وقوع اين اتفاقات مى‏گويند چنين مى‏شود و مى‏دانند كه آنها راستگويند و حق دارند.7
اين ندا مصداق اين آيه است كه:
أفَمَن يَهدى إلَى الحَقّ أحَقف أن يفتَّبَع أمَّن لا يَهفدّى إلاّ أن يفهدى فَما لَكفم كَيفَ تَحكفمونَ.8
آيا آنكه به سوى حقيقت هدايت مى‏كند شايسته‏تر است كه تبعيت شود يا آنكه هدايت نمى‏پذيرد جز آنكه هدايت شود؛ شما را چه مى‏شود، چگونه قضاوت مى‏كنيد؟
لذا اين ندا و صيحه آسمانى (صداى جبرئيل) مانند پيشامد بزرگ غير منتظره‏اى است كه جنبه‏اى اعجازى دارد و در دل دشمنان خدا ترس و هراس مى‏افكند و بشارت بزرگى براى مؤمنان است كه از نزديكى ظهور حكايت مى‏كند و اين مصداق آيه‏اى از قرآن كريم است كه مى‏گويد:
افن نَشَاء نفنَزّفل عَلَيهفم مفن السَماء آيةً فَظَّلت اَعناقفهفم لَها خاضفعين.9
و آيه ديگرى كه مى‏گويد:
وَ استَمع يَوم يفنادى المفنادى مفن مَكانف قَريبف يَومَ يَسمَعفونَ الصَّيَحَةَ بفالحَقّف ذلفكَ يَومف الخفروجف10.
و آن روزى كه منادى از جايى نزديك ندا مى‏دهد، گوش فرا ده. آنها زمانى كه صيحه را به حق بشنوند آن روز زمان خروج است.»
وظايف مؤمنان در هنگام پيشامد اين صيحه:
در احاديث اهل بيت(علیه السلام) در اين زمينه چنين آمده است:

الف) پس از شكر و ستايش خداوند:


به جا آوردن نماز صبح جمعه مورد بحثمان، به خانه‏ هايتان برويد و درها را قفل كنيد و دريچه‏ها و روزنه‏ها را ببنديد و خودتان را در ميان چيزى بپوشانيد و گوش‏هايتان را بگيريد (در حديث آمده است كه از آثار اين صيحه اين است از شدت و قوت اين صدا 70000 نفر كر و 70000 نفر لال مى‏شوند)، هرگاه صدا را شنيديد پس به سجده بيفتيد و بگوييد:
سبحان ربنّا القدّوس.
پروردگار مقدس ما منزه است
هر كه چنين كند نجات مى‏يابد و هر كه از اين عمل روى گرداند هلاك مى‏شود.11
اين از جمله مواردى است كه هر كس خداوند متعال بر آن توفيقش داد تا نعمت درك آن عهد مبارك را با ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) بيابد، واجب است بر آن شكرگزار باشد.

ب) انبار كردن غذاى يكسال خود و خانواده‏اش:

امام باقر(علیه السلام) فرمودند:
«نشانه حادثه‏ها در ماه رمضان، نشانه‏اى است در آسمان كه مردم پس از آن دچار اختلاف مى‏شوند. هرگاه آن را درك كردى غذايت را بيشتر كن.12»
پس از شنيده شدن نداى آسمانى ميان مردم اختلاف، جنگ و فتنه (نبرد قرقيسيا) پديد آمده و به دنبال آن قحطى و گرانى خوراكى‏ها پيش مى‏آيد و از اين رو ائمه(علیه السلام) به شيعيان مؤمن خويش و مسلمانان سفارش كرده‏اند كه غذا و نيازمنديهاى خود و خانواده‏هايشان را براى مدت يك سال ذخيره كنند. شما را به خدا، ببينيد چقدر اين امامان بزرگوار(علیه السلام) تيزبين بوده‏اند و به چه ميزان به شيعيان و دوستداران خويش محبت مى‏ورزيده‏اند. ما در طول سال‏هاى عمر خود چگونه به اين محبت‏هاى ايشان جواب داده‏ايم و چقدر در صدد جبران محبت‏هايشان بوده‏ايم؟ آرى! هر كس كه به آنها عشق ورزيده و با آنها ارتباط دارد؛ مى‏تواند به محبت ايشان نسبت به خود مباهات و افتخار كند.

3- بيعت كردن 30000 نفر از قبيله بنى‏كلب با سفيانى


سفيانى در ماه رجب شورش كرده و به مبارزات نظامى و سياسى و جنگ‏هاى خويش جامه عمل مى‏پوشاند و محدوده نفوذ خويش را گسترش مى‏دهد و در اين زمان ديگران هم به او پيوسته و مجموعه‏ها و قبايل غير دينى به دنبال او راه مى‏افتند. پيامبراكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در اين رابطه فرمودند:
«سفيانى با 360 سوار شورش مى‏كند تا اينكه به دمشق مى‏رسد و در ماه رمضان هم 20000 نفر از قبيله بنى‏كَلَب با او بيعت مى‏كنند.13»
قبيله بنى‏كَلَب، عمو زادگان سفيانى؛ يعنى همان قبايل دروز14 مى‏باشند كه در آينده او را همراهى مى‏كنند. اين قبيله در عصر معاويه نصرانى بودند و معاويه از آنها با مادر يزيد (عليهم‏اللعنة) قاتل سيدالشهدا(علیه السلام) ازدواج كرد. بنابراين، سفيانى از اولاد يزيد بن معاوية بن ابى‏سفيان (عليهم‏اللعنة) مى‏باشد. پيروان اين آيين در منطقه رمله (در بيابان برهوت شرقى فلسطين و غربى اردن و جنوب غربى سوريه دمشق) تا چند كيلومتر در اطراف آن سكنى گزيده‏اند.


پى‏نوشت‏ها :

1- بحارالانوار، ج52، ص274.
2- الارشاد شيخ مفيد، ج2، ص371؛ الغيبة، شيخ طوسى، ص266؛ اعلام‏الورى، ص429.
3- الغيبة، نعمانى، ص170، بحارالانوار، ج52، ص231؛ النجم الثاقب، ج1، ص126، تاريخ مابعدالظهور، ص125.
4- سوره شعراء (26)، آيه4.
5- سوره قمر (54)، آيه2.
6-الغيبة، نعمانى، ص173، بحارالانوار، ج52، ص292.
7- الغيبة،نعمانى، ص176، بحارالانوار، ج52، ص295.
8- سوره يونس (10)، آيه35.
9- سوره شعراء (26)، آيه4.
10- سوره ق (50)، آيه42 و 41.
11- يوم‏الخلاص، ص1542.
12- يوم‏الخلاص، ص542.
13- يوم‏الخلاص، ص671، بيان‏الائمه، ج2، ص586.
14- طريقه دروزيه، طريقتى است دينى، فلسفى، اخلاقى و اجتماعى در سوريه و لبنان. اين طايفه منسوبند به «دَرَزَىّ» كه وى بعدها از اعتقاد خويش برگشت. عنوان اصلى اين طريقت موحدون است كه اساس عقيده‏شان بر حلول و تناسخ روح است. لغتنامه الرائد، ج1، ص787. [م.]


ادامه دارد . . .
(۲۱/اسفند/۹۰ ۱۱:۱۵)green نوشته است: [ -> ] [/font] [font=B Nazanin]طبق‌ نظام‌ عددي‌ يا رقمي‌ و بر حسب‌ تقويم‌ اسلامي‌ سال‌ ظهور فرد است‌


سلام
منظور از فرد بودن سال ظهور بر طبق ميلادي است يا قمري يا سال خودمون

صفحه: 1 2
آدرس های مرجع