تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: امام زمان محبوب واقعی شاعران ایران زمین
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
(۲۲/اسفند/۹۰ ۱۷:۳۴)Imam12 نوشته است: [ -> ]خوب میشه از روی اشعار اونا متوجه شد که مذهبشون چی بوده برای مثال در ابتدای کتاب بوستان سعدی چنین سروده شده

خدایا به حق بنی فاطمه / که بر قولم ایمان کنم خاتمه
اگر دعوتم رد کنی ور قبول / منو دست و دامان آل رسول

این بیت کاملا بیانگر شیعه بودن سعدی هست یا برای مثال حافظ در شعری بسیار زیبا در وصف امام حسین میگه

در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا / سرها بریده بینی بی جرم بی جنایت

سعدی در اشعارش دچاره یک جور تناقض هست چون هم در وصف خلفای اهل تسنن شعر داره و هم مواردی اینچنینی:
سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی
عاشقی محمد بس است و آل محمد

فکر کنم توی تاپیک دیگه درباره این جور شعرا مثل سعدی و مولوی (هر چند علامه جعفری اعتقاد داشتند که مولوی تقیه میکرده)و....بحث کنین بهتره.
دوست من دل خسته جان
بسیار سطحی بینی می کنی
در تمام شعر های مولانا - سعدی - حافظ - و....
به شیوه ای گفته اند که این شعر ما نیست این سخنیست از خداوند بر شما !‌ یک بیت رو بیان می کنم تا کاملا متوجه بشی !‌ بنده دین رو به هیچ قسمتی تقسیم نمی کنم !‌ چه سنی و چه شیعه و چه مسیحی و یهودی !‌ اینا تقسیم بندی هایی هست که ما انجام دادیم !‌ مگر میشه دین یک خدا دو تا باشه ؟؟؟
و در مورد کسانی که به نوع دیگری شعر این بزرگان رو تفسیر می کنن باید بگم اینها همان غارت گران دین محمد هستن !‌
این تقسیبندی ها هر کدام به دلیل انحراف های ایمانی که ما داریم چه مسلمان چه سنی و چه دین های دیگر !
من خواهش می کنم این عزیزان رو قاتی تقسیم بندی های سنی و شیعه خودمون نکینم ! یک مثال واضح و روشن از مولانا می یارم تا بدونین این ابیات سخن خداست که از زبان مولانا جاری شده یا سخنان خود مولانست !
بشنو از نی چون حکایت می کند
از جدایی ها شکاریت می کند
در این بیت مولانا خودش رو تشبیه به نی کرده چرا ؟؟؟؟‌ حالا می خونیم
از وجود خود چو نی گشتم تهی/ نیست از غیر خدایم آگهی
چونكه من من نیستم، این دم ز هوست/ پیش این دم هر كه دم زد كافر اوست
گرچه قرآن از لب پیغمبر است/ هر كه گوید حق نگفته، كافر است
دو دهان داریم گویا، همچو نی/ یك دهان پنهانست در لب‌های وی
یك دهان نالان شده سوی شما/‌های و هویی برفكنده در سما
لیك داند هر كه او را منظر است/ كاین زبان این سری هم زان سر است
دمدم این نای از دم‌های اوست/‌های و هوی روح از هیهای اوست
فکر کنم همین کافی باشه تا بدونید کی داره از علی (علیه السلام) حرف می زنه ! شاعر یا خدا!
یک راهنمایی میکنم تا سر درگم نشید هیییییچ موقع البته این راهنمایی بنده حقیر نیست شعر حضرت مولاناست

ايينه ات داني چرا غمــــاز نيست
[color=#ffcc00 dir=ltr lang=DE]
[/color][color=#ffcc00 lang=FA] زانكه زنگار از رخش ممتاز نيست[/color]

[color=#ffcc00 lang=FA][/color][color=#ffcc00 lang=FA]رو تو زنگار از رخ خود پاك كن بعــد از آن آن نور را ادراك كن[/color]
[color=#ffcc00 lang=FA]دوست من لحظه ای که ایینه ات را غماز کردی دیگه نیازی نیست کسی حافظ و سعدی برات تفسیر کنه [/color]
[color=#ffcc00 lang=FA]خدا نور است و ومن ایینه ! نور خداست که بر این ایینه می تابه وقتی تو هم ایینه صافی شدی و ابیات این بزرگان رو خوندی دیگه چیزی که خواهی دید برداشت تو از ان شعر نیست . تو همان چیزی رو که گفته شدی می خونی ! و انچنان مست می شی برای یک بیت که چند روز جز خدا نخواهی دید !!‌ و میفهمی منظور شاعران از شراب و مستی چیه! کافیه یک بار این حال رو داشته باشی دیگه هههههههههههههههیییییچ تردیدی برات باقی نمی مونه [/color]
[color=blue lang=FA]هــــركسي ز اندازهء روشــــــندلي غيب را بيند بقـــــدر صيقـــــلي[/color]
[color=blue lang=FA]هر كه صيقل بيش كـرد او بيش ديد بيشتر آمد بر او صـــــورت پديد[/color]
[color=blue lang=FA]گر تو گويي آن صفا فضل خداست نيز اين توفيق صيقل زان عطاست[/color]
[color=blue lang=FA][/color]
[color=blue lang=FA]در اخز عذر می خوام که بیشتر از مولانا گفته در کل هیچ فر قی بین این بزرگان نیست ولی چون این مستی برای اولین بار برای خود من با اولین بیت مولانا اتفاق افتاد. بیشتر از مولانا موی خونم تا شاعرای دیگه [/color]
[color=blue lang=FA]دوست من. برای من اولین بار پیر طریقتم که نمی خوام اسمش رو بیارم یک بیت رو شفاف سازی کرد و بگیه بیت ها می تونم بگم تماما اشکار شد ولی در کل اگر می خوای منظور شاعران از حرفاشون رو بدونی گلشن راز - شیخ محمود شبستری رو بخون [/color]
سلام
این که می فرمایید سطحی گری ، شاید نسبت به من بد نباشه ، اما خوب نسبت به خیلی از بزرگان دین نسبت نادرستی هست ، وقتی دو نفر با هم اختلاف عقیده دارند نسبت به یک نظر ، نباید یک دیگر رو به سطحی نگری متهم کنند.
ببینید ، بر خلاف تصور شما من آدم دور از شعری نیستم که نفهمم این شعرا آدمای اهل دلی بودند و خودشون رو متصل به خدا می دونستند و .... ، بحث من اینه که نباید اشعاری که ممکنه به هزاران مسئله متفاوت مربوط باشند ، و به قول شعری ایهام دارند (اون هم به این شدت) مخصوص امام زمان روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء بدونیم.اومدیم و ما یک شخصیت شعری مثل جلال الدین بلخی رو بزرگ کنیم و اون رو شیعه بلاتردید بدونیم و در حد یک مفسر تمام معنای قرآن بالا بیاریمیش ، بعد فردا یک نفر با این دید شعر ایشون رو مطالعه کنه و انحرافاتی در اعتقاداتش به وجود بیاد (که رفع انحرافات بسیار سخت تر از ساخت اون عقیده است) ، اون وقت تک تک ما مسئول هستیم.
در ضمن این جا بحث دوستان در مورد جلال الدین بلخی نبود ، بر سر سعدی و حافظ هست ، که من واقعا به اون ها علاقه دارم ، خصوصا حافظ و خودم اون ها رو الگوی شعری خودم قرار دادم ، اما خوب از اون طرف نباید چشم روی اشتباهاتشون ببندم ، یا این کهاون ها رو تقدیس کنم.
به قول یک دوست روحانی ، ما با بزرگ کردن بی اندازه یک نفر ، به اون نفر ظلم می کنیم.
در آخر هم از دوستان می خوام من رو متهم نکنند به مخالفت با مشاهیر دینی و مخالفت با شعر و شاعری و امثالهم ، من فقط حرفم این هست ، باید واقع بین بود.
در پایان هم دو بیت شعر از شاعر بزرگ شیعه ، امام خمینی رحمة الله علیه بیان می کنم (البته به دلیل تقارنش با شعر بالا)
نشنو از نی ، نی نوایی بی نوا است
بشنو از دل ، دل حریم کبریا است
نی چو سوزد تل خاکستر شود
دل چو سوزد محمل دلبر شود.
راستی ، گفتم یک شعر از امام اهل سنت ، شافعی مطرح کنم ، فقط به این دلیل که بدونیم ، گاهی اوقات اهل تسنن (یا حتی رهبرشون) به برتری ائمه اطهار علیهم السلام اعتراف داشتند ، یا حتی خلیفه دوم ، اما خوب می بینیم در خیلی جاها این گفته ها رو نقض می کنند :

علی حبه جُنة
قسیم النار و الجَنة
وصی المصطفی حقا
امام الانس و الجِنة

با این معنا :
علی آن کسی است که دوستی او جنة است (معنای جُنة دقیق خاطرم نیست)
او است که تقسیم کننده بهشت (جَنت) و جهنم است.
او است که وصی بر حق مصطفی است.
او است که امام انسان ها و جن است.
من هم با جناب دلخسته موافقم. از گذشته تا امروز بسیاری از اهل سنّت هستند که محبّ اهل بیتن. همین.
علی (علیه السلام) رو قبول دارن. خیلی هم دوستش دارن. ولی بعنوان خلیفه چهارم. نه امام اوّل.
تفکر اهل تسنن نسبت به امام زمان اینه که مهدی هنوز متولد نشده اما ما شیعیان معتقدیم که مهدی یکبار آمده و رفته و قرار که دوباره برگرده خوب شما میتونید از اشعار سعدی متوجه این مساله بشید

ساعتی کز درم آن سرو روان باز آمد / راست گفتی به تن مرده روان باز آمد
پیر بودم ز جفای فلک و جور زمون / باز پیرانه سرم بخت جوان باز آمد
دوست باز آمد و دشمن به مصیبت بنشست / باد نوروز علیرغم خزان باز آمد
...
کاروان شکر از مصر به شیراز آید / اگر آن یار سفر کرده ما باز آید
...
بازآ و بر چشمم نشین ای دلفریب نازنین / کاشوب و فریاد از زمین بر آسمانم میرود

قطعا کسی که معتقد امام زمان یکبار آمده و غیبت کرده باید شیعه باشه که چنین اشعار زیبایی در وصف مهدی سروده
سلام
شما به قرینه چه حرفی معتقدید این اشعار به امام زمان اشاره دارند؟ باز هم می گم ، امثال سعدی و حافظ ، دلبستگی هایی هم به یک سری اولیا غیر امام زمان روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء دارند ، مثل شاه شیخ ابواسحاق :
قصیده در مدح شاه شیخ ابواسحاق
سپیده​دم که صبا بوی لطف جان گیرد
چمن ز لطف هوا نکته برجنان گیرد
هوا ز نکهت گل در چمن تتق بندد
افق ز عکس شفق رنگ گلستان گیرد
نوای چنگ بدانسان زند صلای صبوح
که پیر صومعه راه در مغان گیرد
نکال شب که کند در قدح سیاهی مشک
در او شرار چراغ سحرگهان گیرد
شه سپهر چو زرین سپر کشد در روی
به تیغ صبح و عمود افق جهان گیرد
به رغم زال سیه شاهباز زرین بال
در این مقرنس زنگاری آشیان گیرد
به بزمگاه چمن رو که خوش تماشایی است
چو لاله کاسه​ی نسرین و ارغوان گیرد
چو شهسوار فلک بنگرد به جام صبوح
که چون به شعشعه​ی مهر خاوران گیرد
محیط شمس کشد سوی خویش در خوشاب
که تا به قبضه​ی شمشیر زرفشان گیرد
صبا نگر که دمادم چو رند شاهدباز
گهی لب گل و گه زلف ضیمران گیرد
ز اتحاد هیولا و اختلاف صور
خرد ز هر گل نو، نقش صد بتان گیرد
من اندر آن که دم کیست این مبارک دم
که وقت صبح در این تیره خاکدان گیرد
چه حالت است که گل در سحر نماید روی
چه شعله است که در شمع آسمان گیرد
چرا به صد غم و حسرت سپهر دایره​شکل
مرا چو نقطه​ی پرگار در میان گیرد
ضمیر دل نگشایم به کس مرا آن به
که روزگار غیور است و ناگهان گیرد

این رو متذکر شدم به عنوان نمونه ، خیلی از اشعار حافظ قرینه هایی مشخص دارند که در دیوان حافظ اومده ، بعضی ها هم که نیومده ، دلیل نمیشه برای ما که قرینه سازی کنیم.
سلام
این نمونه هم خالی از لطف نیست :


در مرگ شاه شجاع گفته‌اند که زن و مرد ایران یتیم شدند. با مرگ وی، سلطنت آل مظفر که که پس از قرن‌ها حکومت خونبار ترکان و مغولان بر ایران، نوید سلطنتی ایرانی را به همراه آورده بود، به سرعت رو به زوال رفت. پسرش سلطان زین العابدین در برابر تیمور کاری از پیش نبرد و خواهرزاده اش شاه یحیی، مقام سلطنت را با منصب امارت از جانب تیمور عوض کرد. پس شاه منصور، خواهرزادهٔ دیگر شاه شجاع که برادر کوچک شاه یحیی بود، این خواری را تاب نیاورد و بر شیراز تاخت و از حکم تیمور خارج شد.
حافظ شیرازی با وصول شاه منصور به شیراز، فرارسیدن بهار امید و آرزو را مژده داد و شکست تیمور متظاهر به دین و عرفان را آرزو کرد:بیا که رایت منصور پادشاه رسیدنوید فتح و بشارت به مهر و ماه رسیدکجاست صوفی دجال شکل ملحد فعلبگو که مهدی موعود دین پناه رسید

منبع : شاه شجاع

باید بگم که شاه شجاع که از معشوق های حافظ بوده.
سلامیک غزل دیگه و مشهور رو هم دیدم ، گفتم برای شما هم باید جالب باشه ، البته ابتدا خواهش می کنم معنای ابوالفوارس رو از لغت نامه دهخدا بخونید:
ابوالفوارس .
[ اَ بُل ْ ف َ رِ ] (اِخ ) شاه شجاع بن مبارزالدین محمد از آل مظفر:
خیال آب خضر بست و جام کیخسرو
بجرعه نوشی سلطان ابوالفوارس شد.

حالا خود غزل:

ستاره یی بدرخشید و ماه مجلس شد
دل رمیده ی ما را رفیق و مونس شد
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
بغمزه مساله آموز صد مدرس شد
به بوی او دل بیمار عاشقان چو صبا
فدای عارض نسرین و وچشم نرگس شد
به صدر مصطبه ام می نشاند اکنون دوست
گدای شهر نگه کن که میر مجلس شد
خیال آب خضر بست و جام اسکندر
به جرعه نوشی سلطان ابوالفوارس شد
طرب سرای محبت کنون شود معمور
که تاق ابروی یار منش مهندس شد
لب از ترشح می، پاک کن برای خدا
که خاطرم به هزاران گنه موسوس شد
کرشمه ی تو شرابی به عاشقان پیمود
که علم بی خبر افتاد و عقل بی حس شد
چو زر عزیز وجودست نظم من آری
قبول دولتیان کیمیای این مس شد
ز راه میکده یاران عنان بگردانید
چرا که حافظ ازین راه رفت و مفلس شد

می بینید که ما این شعر رو همیشه در وصف سیدخلائق ، ابوالقاسم مصطفی صلی الله علیه و آله می دونستیم ، اما واقعیت چیز دیگه ای بوده ، در پست قبل هم مثالی آوردم از این که حافظ ، لقب مهدی رو برای همین آدم (شاه شجاع) به کار برده بوده.
اما لینک تحلیل این شعر :
http://parviz-h.persianblog.ir/tag/%D8%A...8%A7%D8%B9
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع