۲۲/اسفند/۹۰, ۱۶:۵۲
به نام خدا
سلام علیکم
حجرالاسود سنگی است که در رکن دیوار کعبه نصب شده است، و حجّاج هنگام حج، آن را لمس کرده و میبوسند. درباره این که حجرالاسود از کجا آمده است، روایات فراوانی وجود دارد مبنی بر این که حجرالاسود هنگام هبوط حضرت آدم بر زمین، از بهشت آمده است، و آن گاه که حضرت آدم از بهشت رانده شد و در زمین حیران و سرگردان بود و هیچ انیس و مونسی نداشت، ناگهان چشمش به این سنگ که بسیار درخشنده و سفید بوده است خورد، و احساس کرد این سنگ برای او بسیار مأنوس است.
سبب آن در روایات بسیاری، چنین بیان شده است. هنگامی که حضرت آدم(علیه السلام) در بهشت زندگی مینمود، این سنگ بسیار زیبا در کنار جایگاه آن حضرت قرار داشته و حضرت آدم هنگام رفت و آمد او را با پا به این سو و آن سو میزده است. لذا در هنگام مشاهده آن در زمین، حضرت آدم با این سنگ، احساس انس و الفت کرد و آن را در آغوش گرفت و بوسید و آن را همراه خود از سرزمین هند، که محل هبوط آدم از بهشت بوده است، به سوی سرزمین مکه حمل نمود، و در طول مسیر، هر جا که از فرط خستگی آن را بر زمین مینهاد، جبرئیل آن را برای حضرت آدم حمل مینمود، و از آن جا که حضرت آدم، مکانی برای استقرار نداشته، خداوند متعال خیمهای از خیمههای بهشتی را در سرزمین مکه و محل کنونی کعبه، قرار داده و حضرت آدم(علیه السلام) حجرالاسود را در گوشه خیمه قرار داد.
بعد از حضرت آدم، آن خیمه به آسمان برده شد و در مکان خیمه فرزندان آدم(علیه السلام) خانهای از سنگ و گل ساختند و حجرالاسود را در همان مکان که حضرت آدم قرار داد گذاشتند. در طول قرنها، خانه کعبه بارها تجدید بنا یا بر اثر سوانح سیل، خراب شده، ولی جای این سنگ بهشتی هیچ گونه تغییری نکرده. حجرالاسود در رکن خانه کعبه قرار دارد و حجاج هنگام حج آن را لمس میکنند و میبوسند.{1}
بنابر برخی روایات حجرالاسود در اصل فرشتهای از مقربترین ملائکه نزد خدا محسوب بود. وقتی خداوند از ملائکه پیمان گرفت این فرشته نخستین فرشتهای بود که اقرار به بندگی خدا نمود. بدین جهت خدا او را امین قرار داد و او را با آدم در بهشت قرین کرد.
این ملک در بهشت، در کنار آدم بود و ذکر خدا را به صورت آدم و عهدی را که خدای متعال از حضرت گرفته بود به وی یادآوری میکرد ولی وقتی که حضرت آدم از بهشت رانده شد و مدتی سرگردانی کشید، خدای متعال این ملک را به صورت سنگی سفید در زمین قرار داد و آن گاه که حضرت آدم او را دید، احساس انس و آرامش نمود؛ هر چند او را نشناخت تا این که خدای متعال او را به صورت نخست خود یعنی همان ملک درآورد و از آدم پرسید که کجاست عهد و میثاقی که خدای متعال از تو گرفت؟ در این هنگام آدم ناراحت شد و گریه و کرد و او را در آغوش گرفت. سپس فرشته دوباره به صورت سنگ درآمد و آدم او را با خود حمل نمود و در کنار خیمهای که خدای متعال برای او از بهشت آورده بود، یا خانهای که حضرت آدم با کمک فرشتگان ساخت.
درباره چگونگی قرار گرفتن حجرالاسود در رکن باید گفت مکانی که هماکنون حجرالاسود در آن مکان نصب شده است، مکانی است که خدای متعال در آن جا از آدم عهد و پیمان بندگی گرفت و این ملک در همین مکانی که الان جایگاه حجرالاسود است، قرار داشته و شاهد میثاق گرفتن بوده است و نخستین کسی بوده که لبیک گفته است.
بدین جهت پس از تبدیل شدن به سنگ نیز در همان محل خود قرار داده شده است؛ یعنی بین درب و مقام جبرئیل. فرشته مذکور در این مکان، بر حضرت حجت(عجل الله تعالی فرجه الشریف) فرود میآید و با آن حضرت بیعت میکند. محل ظهور امام عصر(علیه السلام) در همین مکان است. در هنگام ظهور، آن حضرت بر رکن تکیه میدهد و از حجرالاسود به مثابه شاهدی در مقابل وفای به عهد بنی آدم و محل عهد گرفتن از آدم در برابر بندگی خدای متعال استفاده و احتجاج میکند که چقدر به میثاق الهی که از شما گرفته شده است، وفادار بودید؟!
سبب آن در روایات بسیاری، چنین بیان شده است. هنگامی که حضرت آدم(علیه السلام) در بهشت زندگی مینمود، این سنگ بسیار زیبا در کنار جایگاه آن حضرت قرار داشته و حضرت آدم هنگام رفت و آمد او را با پا به این سو و آن سو میزده است. لذا در هنگام مشاهده آن در زمین، حضرت آدم با این سنگ، احساس انس و الفت کرد و آن را در آغوش گرفت و بوسید و آن را همراه خود از سرزمین هند، که محل هبوط آدم از بهشت بوده است، به سوی سرزمین مکه حمل نمود، و در طول مسیر، هر جا که از فرط خستگی آن را بر زمین مینهاد، جبرئیل آن را برای حضرت آدم حمل مینمود، و از آن جا که حضرت آدم، مکانی برای استقرار نداشته، خداوند متعال خیمهای از خیمههای بهشتی را در سرزمین مکه و محل کنونی کعبه، قرار داده و حضرت آدم(علیه السلام) حجرالاسود را در گوشه خیمه قرار داد.
بعد از حضرت آدم، آن خیمه به آسمان برده شد و در مکان خیمه فرزندان آدم(علیه السلام) خانهای از سنگ و گل ساختند و حجرالاسود را در همان مکان که حضرت آدم قرار داد گذاشتند. در طول قرنها، خانه کعبه بارها تجدید بنا یا بر اثر سوانح سیل، خراب شده، ولی جای این سنگ بهشتی هیچ گونه تغییری نکرده. حجرالاسود در رکن خانه کعبه قرار دارد و حجاج هنگام حج آن را لمس میکنند و میبوسند.{1}
بنابر برخی روایات حجرالاسود در اصل فرشتهای از مقربترین ملائکه نزد خدا محسوب بود. وقتی خداوند از ملائکه پیمان گرفت این فرشته نخستین فرشتهای بود که اقرار به بندگی خدا نمود. بدین جهت خدا او را امین قرار داد و او را با آدم در بهشت قرین کرد.
این ملک در بهشت، در کنار آدم بود و ذکر خدا را به صورت آدم و عهدی را که خدای متعال از حضرت گرفته بود به وی یادآوری میکرد ولی وقتی که حضرت آدم از بهشت رانده شد و مدتی سرگردانی کشید، خدای متعال این ملک را به صورت سنگی سفید در زمین قرار داد و آن گاه که حضرت آدم او را دید، احساس انس و آرامش نمود؛ هر چند او را نشناخت تا این که خدای متعال او را به صورت نخست خود یعنی همان ملک درآورد و از آدم پرسید که کجاست عهد و میثاقی که خدای متعال از تو گرفت؟ در این هنگام آدم ناراحت شد و گریه و کرد و او را در آغوش گرفت. سپس فرشته دوباره به صورت سنگ درآمد و آدم او را با خود حمل نمود و در کنار خیمهای که خدای متعال برای او از بهشت آورده بود، یا خانهای که حضرت آدم با کمک فرشتگان ساخت.
درباره چگونگی قرار گرفتن حجرالاسود در رکن باید گفت مکانی که هماکنون حجرالاسود در آن مکان نصب شده است، مکانی است که خدای متعال در آن جا از آدم عهد و پیمان بندگی گرفت و این ملک در همین مکانی که الان جایگاه حجرالاسود است، قرار داشته و شاهد میثاق گرفتن بوده است و نخستین کسی بوده که لبیک گفته است.
بدین جهت پس از تبدیل شدن به سنگ نیز در همان محل خود قرار داده شده است؛ یعنی بین درب و مقام جبرئیل. فرشته مذکور در این مکان، بر حضرت حجت(عجل الله تعالی فرجه الشریف) فرود میآید و با آن حضرت بیعت میکند. محل ظهور امام عصر(علیه السلام) در همین مکان است. در هنگام ظهور، آن حضرت بر رکن تکیه میدهد و از حجرالاسود به مثابه شاهدی در مقابل وفای به عهد بنی آدم و محل عهد گرفتن از آدم در برابر بندگی خدای متعال استفاده و احتجاج میکند که چقدر به میثاق الهی که از شما گرفته شده است، وفادار بودید؟!
![[تصویر: KAABA_3.jpg]](http://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/0/0e/KAABA_3.jpg)
روایات متعددی وجود دارد مبنی بر این که حجرالاسود در آغاز سنگی بسیار زیبا و سفید بوده است که بر اثر گناه بندگان و تماس دست گناهکاران با آن و اعمال کفّار که با قربانی کردن گوسفند برای خدایان خود انجام میدادهاند، تیره شده است.
این سنگ سیاه، تاریخ خاموشی از نسلهای فراوان مؤمنانی است که در قرون و اعصار مختلف به این مکان آمدهاند، و نیز زنده کننده خاطره استلام اولیای بزرگ الهی و نیایش آنها است که وقتی به این مکان مقدس میآمدند به پیشگاه الهی چنین عرضه میداشتند: خدایا، ما به عهد و پیمانی که با تو بستهایم و میثاقی که از ما گرفتی وفا کردهایم و پروردگاری غیر از تو نداریم.
راز دست كشیدن به حجرالاسود:
درباره حجرالاسود فضیلتهاي فراواني رسیده است و شایسته است كساني كه طواف واجب انجام ميدهند(1) در استلام و بوسیدن حجرالاسود حق تقدم داشته باشند و كساني كه طواف مستحبي انجام ميدهند مزاحم آنان نشوند. و از سنّتهاي طواف این است كه دست طواف كننده به حجر برسد.
معنا و سرّ دست زدن به حجر اسود این است كه:«خدایا! من تعهّد كردم و با تو پیمان بستم كه دیگر دست به گناه دراز نكنم» ربا ندهم و نگیرم، رشوه ندهم و نگیرم، امضاي باطل نكنم و ...
وقتي امام سجاد (علیه السلام) به شبلي فرمود: شبلي! آیا دست تو به حجرالاسود رسید یا نه، صیحهاي زد كه نزدیك بود مَدهوش شود! سپس فرمود: ميداني این حجرالاسود چیست؟! این یمین الله و دست خدا در زمین است. گرچه خداوند متعال «كِلتا یَدَیْهِ یَمِین»(2) است و دستي به گونه انسانها ندارد، تا دست راست و چپ داشته باشد. او منزّه از جسم و جسمانیّات است بلكه این تشبیه معقول به محسوس و تمثّل و تنزّل معقولي است به صورت محسوس، كه گفته شده: انسان با دست خدا تماس گرفته است و حجرالاسود دست خدا است در روي زمین و الاّ ذات اقدس الهي جسم و دیدني نیست. او مجرّد محض و هستي صِرف است ولیكن براي این كه در نشأه طبیعت و حسّ، الگویي داشته باشد، كعبهاي ساخت و در ركن مخصوص، سنگ خاصي به دستورش به عنوان «یمین الله في ارضه» قرار گرفت.
معنا و سرّ دست زدن به حجر اسود این است كه:
«خدایا! من تعهّد كردم و با تو پیمان بستم كه دیگر دست به گناه دراز نكنم» ربا ندهم و نگیرم، رشوه ندهم و نگیرم، امضاي باطل نكنم و ...
و سرّ این كه متشرّعین اصرار دارند استلام حجر كنند، آن است كه ميخواهند این تعهّد را امضا كنند و این پیمان را ببندند.
آن همه اصرار و بیان بر استلام، از سوي ائمه (علیهم السلام) به جهت رازي است كه در استلام نهفته است و آن این كه:
خدایا! دستم به دست تو رسید، هرگز دست به بیگانه نميدهم. اگر كسي مسؤول سیاسي مملكت بود و موفّق شد حجر اسود را استلام كند، دیگر نه به شرق دست سیاسي ميدهد و نه به غرب. او دستش را در دست سیاست بازان نميگذارد.
پینوشتها:
ناصر مکارم شیرازی - تفسیر نمونه، ج 3، ص 10، چاپ بیست و سوم
محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ح 13، ج 96، ص 58،
باب الکعبه و کیفیْ بنائها و فضلها
شیخ صدوق، علل الشرایع، ج 2، باب 164/ [1].
محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج 96، ح 13، ص 216، باب فضل الحجر
این سنگ سیاه، تاریخ خاموشی از نسلهای فراوان مؤمنانی است که در قرون و اعصار مختلف به این مکان آمدهاند، و نیز زنده کننده خاطره استلام اولیای بزرگ الهی و نیایش آنها است که وقتی به این مکان مقدس میآمدند به پیشگاه الهی چنین عرضه میداشتند: خدایا، ما به عهد و پیمانی که با تو بستهایم و میثاقی که از ما گرفتی وفا کردهایم و پروردگاری غیر از تو نداریم.
راز دست كشیدن به حجرالاسود:
درباره حجرالاسود فضیلتهاي فراواني رسیده است و شایسته است كساني كه طواف واجب انجام ميدهند(1) در استلام و بوسیدن حجرالاسود حق تقدم داشته باشند و كساني كه طواف مستحبي انجام ميدهند مزاحم آنان نشوند. و از سنّتهاي طواف این است كه دست طواف كننده به حجر برسد.
معنا و سرّ دست زدن به حجر اسود این است كه:«خدایا! من تعهّد كردم و با تو پیمان بستم كه دیگر دست به گناه دراز نكنم» ربا ندهم و نگیرم، رشوه ندهم و نگیرم، امضاي باطل نكنم و ...
وقتي امام سجاد (علیه السلام) به شبلي فرمود: شبلي! آیا دست تو به حجرالاسود رسید یا نه، صیحهاي زد كه نزدیك بود مَدهوش شود! سپس فرمود: ميداني این حجرالاسود چیست؟! این یمین الله و دست خدا در زمین است. گرچه خداوند متعال «كِلتا یَدَیْهِ یَمِین»(2) است و دستي به گونه انسانها ندارد، تا دست راست و چپ داشته باشد. او منزّه از جسم و جسمانیّات است بلكه این تشبیه معقول به محسوس و تمثّل و تنزّل معقولي است به صورت محسوس، كه گفته شده: انسان با دست خدا تماس گرفته است و حجرالاسود دست خدا است در روي زمین و الاّ ذات اقدس الهي جسم و دیدني نیست. او مجرّد محض و هستي صِرف است ولیكن براي این كه در نشأه طبیعت و حسّ، الگویي داشته باشد، كعبهاي ساخت و در ركن مخصوص، سنگ خاصي به دستورش به عنوان «یمین الله في ارضه» قرار گرفت.
معنا و سرّ دست زدن به حجر اسود این است كه:
«خدایا! من تعهّد كردم و با تو پیمان بستم كه دیگر دست به گناه دراز نكنم» ربا ندهم و نگیرم، رشوه ندهم و نگیرم، امضاي باطل نكنم و ...
و سرّ این كه متشرّعین اصرار دارند استلام حجر كنند، آن است كه ميخواهند این تعهّد را امضا كنند و این پیمان را ببندند.
آن همه اصرار و بیان بر استلام، از سوي ائمه (علیهم السلام) به جهت رازي است كه در استلام نهفته است و آن این كه:
خدایا! دستم به دست تو رسید، هرگز دست به بیگانه نميدهم. اگر كسي مسؤول سیاسي مملكت بود و موفّق شد حجر اسود را استلام كند، دیگر نه به شرق دست سیاسي ميدهد و نه به غرب. او دستش را در دست سیاست بازان نميگذارد.
پینوشتها:
ناصر مکارم شیرازی - تفسیر نمونه، ج 3، ص 10، چاپ بیست و سوم
محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ح 13، ج 96، ص 58،
باب الکعبه و کیفیْ بنائها و فضلها
شیخ صدوق، علل الشرایع، ج 2، باب 164/ [1].
محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج 96، ح 13، ص 216، باب فضل الحجر
فی امان الله