تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: مصحف علی(علیه السلام):محفوظ نزد امام زمان عج %#
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
دیشب رادیو گوش می دادم در خصوص مصحف -کتاب- علی صحبت بود که در نزد امام زمان محفوظ است و هیچگاه مگر جملاتی توسط ائمه منتشر نشد .
مصحف امام علی (علیه السلام) کجاست؟ از شماری روایات فهمیده می شود این مصحف، پس از امام، به فرزندش امام حسن(علیه السلام) و سپس به دیگر امامان:رسید و اکنون در دست(علیهم السلام)مام زمان(علیه السلام) است. امام صادق(علیه السلام) می فرماید: «هنگامی که قائم قیام کند، مصحفی را که علی(علیه السلام) نوشته است، باخود می آورد.» چنان که گفتیم، امام علی(علیه السلام) این مصحف را طبق ترتیب نزول آیات جمع آوری و مرتب کرد. از این رو، در برخی ازروایات می خوانیم: قرآنی که امام زمان(علیه السلام) می آورد، با قرآن موجود تفاوت دارد. امام صادق(علیه السلام) فرمود: «قائم ما که قیام کند، خیمه هایی می زند تا مردم قرآن را آن گونه که خدا فرستاده است، فراگیرند و در آن روز کاری دشوارتر از این نیست; زیراقرآن به گونه ای جز ترتیب کنونی خواهد بود.» امام علی(علیه السلام) پس از به دست گرفتن حکومت، قرآن خود را بر مردم عرضه نکرد وقرآنی را که از سوی عثمان گردآوری شده بود، تایید کرد; زیرانمی خواست مسلمانان دچار تفرقه شوند.
1- در بحار به نقل از نعماني از امير مؤمنان علي‏عليه السلام آمده که فرمود: گويا مي‏بينم شيعيان ما در مسجد کوفه خيمه‏ها زده‏اند و قرآن را به همان گونه که نازل شده به مردم مي‏آموزند.

و نيز از آن حضرت مروي است که فرمود: گويي عجم را مي‏بينم که خيمه‏هايشان در مسجد کوفه برپا است و قرآن را همان‏طور که نازل شده به مردم مي‏آموزند. اصبغ بن نباته مي‏گويد: عرض کردم: مگر [اين قرآن] همان‏گونه که نازل شده نيست؟ فرمود: نه، هفتاد نفر از قريش به نام خودشان و نام پدرانشان از قرآن محو شده است، و ابولهب را جا نگذاشته‏اند مگر به منظور سرزنش رسول خداصلي الله عليه وآله، چون عموي آن حضرت بود.

2- و از حضرت امام صادق‏عليه السلام است که فرمود: گويي شيعيان علي را مي‏بينم که مثاني (قرآن) به دست گرفته‏اند و به مردم مي‏آموزند. و از ارشاد القلوب ديلمي از حضرت امام باقرعليه السلام روايت است که فرمود: چون قائم - عجّل اللَّه فرجه الشريف - بپاخيزد، خيمه‏هايي نصب مي‏شود براي کساني که قرآن را به همان‏گونه که خداوند جلّ جلاله آن را نازل فرموده، به مردم بياموزند. پس دشوارترين چيزي که خواهد بود براي کساني است که آن را حفظ کرده‏اند، زيرا با اين تأليف اختلاف دارد.
3- و در کافي به سند خود از سالم بن ابي سلمه روايت کرده است که گفت: من مي‏شنيدم که مردي بر حضرت امام صادق‏عليه السلام حروفي از قرآن خواند که مانند خواندن متعارف مردم نبود، پس حضرت صادق‏عليه السلام به او فرمود: از اين قرائت دست بردار و همان‏طور که مردم مي‏خوانند بخوان تا قائم - عجّل اللَّه فرجه الشريف - قيام کند، که وقتي آن حضرت بپاخيزد کتاب خدا را با حدودش خواهد خواند و مصحفي که علي‏عليه السلام نوشته بيرون مي‏آورد.
سپس فرمود: هنگامي که علي‏عليه السلام آن را نوشت و از جمع‏آوري‏اش فراغت يافت، آن را براي مردم آشکار ساخت و فرمود: اين کتاب خداي - عزّوجلّ - است، همان‏طور که خداوند آن را بر حضرت محمدصلي الله عليه وآله نازل کرده، به درستي که من آن را از دو لوح جمع نموده‏ام، جواب دادند: اينک مصحف جامعي در دست ماست و نيازي به اين نداريم. فرمود: به خدا سوگند که پس از اين روز ابداً آن را نخواهيد ديد، بر من فقط لازم بود که وقتي آن را جمع کردم به شما خبر دهم تا آن را بخوانيد.
در احتجاج آمده: هنگامي که رسول خداصلي الله عليه وآله وفات يافت، علي‏عليه السلام قرآن را جمع کرد و آن را نزد مهاجرين و انصار برد و بر آنان عرضه کرد، زيرا که پيغمبر اکرم‏صلي الله عليه وآله او را به اين کار وصيّت فرموده بود. پس چون ابوبکر آن را گشود، در اولين صفحه‏اي که باز کرد رسوايي‏هاي قوم آشکار شد، عمر برآشفت و گفت: اي علي! آن را بازگردان که ما را به آن نيازي نيست. پس حضرت اميرعليه السلام آن را گرفت و رفت. آن‏گاه زيد بن ثابت را که قاري قرآن بود احضار کردند، عمر به او گفت: علي قرآن را نوشته بود، آورد، ولي در آن رسوايي‏هاي مهاجرين و انصار بود و ما نظرمان بر اين است که قرآن را جمع کنيم و فضيحت‏هاي مهاجرين و انصار را از آن بيندازيم. زيد رأي موافق داد، ولي گفت: اگر من قرآن را آن‏طور که شما مي‏خواهيد جمع کردم و بعد از آن علي‏عليه السلام قرآن خودش را آشکار کرد، آيا زحمت‏هاي شما هدر نمي‏رود؟

عمر گفت: چاره‏اي جز اين نيست که او را بکشيم و از او راحت شويم. پس حيله‏اي بکار بردند تا به دست خالد بن وليد آن حضرت را بکشند، ولي نتوانستند. و چون عمر به خلافت رسيد، از علي‏عليه السلام خواست آن قرآن را بياورد تا ميا خودشان آن را تحريف کنند، به آن حضرت گفت: يا ابالحسن! خوب بود قرآني که نزد ابي بکر آوردي، حالا بياوري تا بر آن اجتماع کنيم. علي‏عليه السلام فرمود: هيهات! هيچ راهي به سوي آن نيست، من در آن موقع آن را آوردم تا حجّت بر شما تمام کرده، روز قيامت نگوييد ما از اين قرآن غافل بوديم، يا به من نگوييد که تو آن را نياوردي. البته قرآني که نزد من است جز پاکيزگان و اوصياء از فرزندان من هيچ کس به آن دست نمي‏يابد.
عمر گفت: آيا وقت معيّني براي آشکار ساختن اين قرآن هست؟ فرمود: آري؛ هنگامي که قائم از فرزندان ما قيام کند، آن را ظاهر نمايد و مردم را بر آن وا مي‏دارد، پس سنّت بر آن جاري مي‏گردد. مي‏گويم: ممکن است سرّ نامگذاري حضرت قائم - عجّل اللَّه فرجه الشريف - به قرآن عظيم همين باشد، از جهت اين‏که به قرآن امر مي‏کند و مردم را بر خواندن و عمل به آن وا مي‏دارد و مُظهر و ترويج کننده آن است.
در تفسير البرهان از حسان عامري نقل شده که گفت: از حضرت امام باقرعليه السلام درباره اين آيه شريفه پرسيدم که: «وَلَقَدْ آتَيْناکَ سَبْعاً مِنَ المَثانِي وَالقُرْآنَ العَظِيمَ»؛ [اي پيامبر] ما هفت آيت از مثاني و قرآن عظيم را به تو داديم. فرمود: تنزيل آن چنين نيست، بلکه چنين است: «وَلَقَدْ آتَيْناکَ سَبْعاً مِنَ المَثانِي»؛ و همانا ما به تو آن هفت مثاني را عطا کرديم، که آن‏ها ما هستيم و قرآن عظيم فرزند فرزند است.
و از قاسم بن العروة از آن حضرت روايت شده که: درباره قول خداي تعالي: «وَلَقَدْ آتَيْناکَ سَبْعاً مِنَ المَثانِي» فرمود: هفت امام و قائم‏عليهم السلام. مي‏گويم: امّا تعبير به هفت امام شايد به اعتبار نام‏هاي ايشان است و در حديث اوّل فاطمه‏عليها السلام نيز مورد نظر است و قرآن عظيم فرزند فرزند است که همان حضرت قائم‏عليه السلام مي‏باشد، چنان‏که در بحار از امير المؤمنين علي‏عليه السلام روايت شده که فرمود: براي او دو نام هست: يکي پنهان و ديگري آشکار مي‏ماند، آن اسمي که مخفي مي‏ماند، احمد است و اسمي که آشکار مي‏شود محمّد.در تأييد مطلب مزبور حديثي است که صاحب بحار الانوار از يونس بن عبد الرحمن به نقل از شخصي روايت کرده که گفت: از حضرت امام صادق‏عليه السلام درباره آيه «وَلَقَدْ آتَيْناکَ سَبْعاً مِنَ المَثانِي وَالقُرْآنَ العَظِيمَ» پرسيدم. فرمود: ظاهرش سوره حمد است و باطن آن فرزند فرزند است و هفتمين از آن‏ها قائم‏عليه السلام است.

بنابراين - احتمال دوم - عطف (القرآن العظيم) بر (سبع) از باب اين است که به طور ويژه‏اي از حضرت قائم‏عليه السلام ياد شده باشد، به خاطر امر مهمي که در يادآوري از آن بزرگوار هست، و امّا منظور از کلمه مثاني ممکن است تمام آيات قرآن باشد؛ که مؤيّد اين احتمال است آيه کريمه: «اَللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الحَدِيثِ کِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِي»؛ خداوند بهترين سخن‏ها را فرود آورد کتابي که [الفاظ آن] همگون [و معاني آن] مکرر است. و نيز احتمال نخستين را که فرمود: «السبع المثاني»، حديثي که قبلاً از امام صادق‏عليه السلام از غيبت نعماني روايت کرديم که فرمود: گويي شيعيان علي را مي‏بينم که مثاني (قرآن) به دست گرفته‏اند...، اين معني را تأييد مي‏کند.

و تعبير از قرآن به مثاني به مناسبت تکرار نزول آن است که يک بار به طور کامل در شب قدر به بيت المعمور نازل شد. سپس از آن‏جا به سوي پيغمبر اکرم‏صلي الله عليه وآله به تدريج به مدت بيست و سه سال فرود آمد. و شايد هم منظور، خصوص سوره فاتحة الکتاب (حمد) باشد - چنان‏که از امير المؤمنين‏عليه السلام روايت شده - و تعبير از آن به مثاني يا به خاطرتکرار آن در هر نماز واجب است و يا به علت تکرار نزول آن است. و اين‏که از امامان‏عليهم السلام تعبير به مثاني گرديده، يا به اعتبار اين است که آنان نسبت به پيغمبر، فرزند فرزند هستند که در مرتبه دومند نسبت به آن حضرت به حسب جهان بشري و نحوه آفرينش انساني. چنان‏که حضرت فاطمه‏عليها السلام در مرتبه اوّل است. و يا به اعتبار اين‏که ايشان نسبت به قرآن کريم در مرتبه دوم هستند، چنان‏که حديث ثقلين شاهد بر اين معني است. اين حديث متواتر از طريق خاصّه و عامّه روايت شده، امّا از طريق مخالفين از ابوسعيد خدري از پيامبر اکرم‏صلي الله عليه وآله منقول است که فرمود: اي مردم! من در ميان شما دو شي‏ء گرانبها را ترک مي‏گويم که يکي از ديگري بزرگ‏تر است، کتاب خداي عزّوجلّ و آن ريسماني است که از جانب آسمان به سوي زمين کشيده شده و عترت من، خاندان من. و اين دو از هم جدا نمي‏شوند تا اين‏که در کنار حوض (کوثر) به من بازگردند.
احتمال سوم اين است که: چون نسبت به پيغمبر اکرم‏صلي الله عليه وآله در مرتبه بعد هستند، با کلمه (مثاني) از آن‏ها تعبير شده، ايشان از نظر علوم ربّاني و مقامات عقلاني در درجه دوم قرار دارند که رسول خداصلي الله عليه وآله فرمود: «أَنَا مَدِينَةُ العِلْمِ وَعَلِيٌّ بابُها»؛ من شهر علمم و علي درب آن است. و نيز امير مؤمنان علي‏عليه السلام فرموده: رسول خداصلي الله عليه وآله هزار در از علم به من آموخت که از هر دري هزار در ديگر باز مي‏شود. اين‏ها مطالبي است که در حلّ اين اشکال و تحقيق موضوع به نظرم رسيده و خداوند به حقايق امور دانا است، البته وجوه ديگري که بعيد به نظر مي‏رسد نيز گفته شده که کتاب را با ذکر آن‏ها طولاني نمي‏کنيم. کساني که مايلند از آن وجوه هم اطلاع حاصل کنند به کتاب (مرآة الانوار و مشکاة الاسرار) شيخ ابوالحسن شريف مراجعه نمايند.

منبع :
مکیال المکارم - جلد اول - بخش چهارم
http://www.montazar.net/montazar-far/sel...237&id=2&t=
دستتون درد نکنه خیلی عالی بود.

احساس عطش به قرآن کامل پیدا کردم... کاش میشد فهمید که دقیقا چه چیزهایی درش بوده[تصویر: angel.gif]
(۲۳/اسفند/۹۰ ۱۹:۱۴)Grace Dies نوشته است: [ -> ]احساس عطش به قرآن کامل پیدا کردم... کاش میشد فهمید که دقیقا چه چیزهایی درش بوده[تصویر: angel.gif]


اشتباه نشود!

تفاوت مصحف مذکور با قرآن کنونی تنها

در ترتیب قرار گیری سوره هاست

و در محتوا و آیات هیچ تفاوتی نیست
ويژگي‌هاي مصحف علي(عليه‌السّلام)

1 ـ ترتيب آيات بر اساس نزول
ابن حجر مي‏گويد: «علي قرآن را به ترتيب نزول (آيات) پس از وفات پيامبر جمع آوري كرد.»
ابن جزيّ الكلبي مي‏گويد: «در زمان رسول اللّه، قرآن در ميان كتابها و سينه‏هاي مردمان پراكنده بود. وقتي رسول اللّه وفات يافت، علي بن ابي‏طالب ـ رضي‏اللّه عنه ـ درخانه‏اش نشست و آن را به ترتيب نزول جمع كرد.»
در كتاب تاريخ يعقوبي ترتيب اين آيات ذكر شده است.

2 ـ تقديم منسوخ بر ناسخ
شيخ مفيد در كتاب المسائل السرويه مي‏گويد: «اميرمؤمنان عليه‏السلام قرآن نازل شده را ـ از اول تا آخرـ جمع آوري كرد و آن را به گونه‏اي كه مي‏بايست، مرتب ساخت. او آيات مكّي را بر مدني و منسوخ را بر ناسخ مقدّم كرد.»

3 ـ در بردارنده تأويل
امام علي عليه‏السلام مي‏فرمايد: «هرآيه‏اي كه خداوند ـ جلّ و علا ـ برمحمد صلي‏الله‏عليه‏و‏آله نازل كرد، به املاي رسول اللّه و خط خودم، نزد من است؛ و تأويل هر آيه‏اي كه خدا بر محمد نازل كرد، نزد من است.»
منظور از «تأويل» بيان مقصود كلي و برگرداندن كلام به يكي از احتمالات عقلاني آن است؛ گو اين كه ممكن است در ظاهر دلالتش روشن باشد.
دراين مصحف تمامي جوانب آيات بر شمرده شده است، به گونه‏اي كه آيات به زمان و يا مكان و يا شخص خاص اختصاصي ندارد و مانند ماه و خورشيد براي همه زمانهاست.

4 ـ در بردارنده تنزيل
تنزيل يعني شأن نزول و سبب نزول وحي. البته گروهي تفاسيري كه خداوند براي شرح برخي از آيات بر پيامبر نازل كرده، تنزيل مي‏دانند.
اين تفاسير چگونگي نماز خواندن، زكات دادن و ديگر آيات را توضيح مي‏دهد.و خصوصيات تنزيل آيه‏ها مانند مناسبت نزول، مكان و زمان نزول و كساني را كه مقصود آيه بوده‏اند و... را بيان مي‏كند. شيخ مفيد در مقايسه ميان قرآن موجود و مصحف امام علي عليه‏السلام مي‏نويسد: تأويل و تفسير معاني قرآن ـ چنان كه شأن نزول آن
علّت عدم پذيرش مصحف، هماهنگ نبودن آن با خواسته‏هاي نامشروع سياستمداران بود.
بوده‏ـ در مصحف اميرمؤمنان عليه‏السلام وجود داشته است.
امام باقر عليه‏السلام فرمود: «هيچ كس جز علي عليه‏السلام قرآن را چنان كه فرود آمد، جمع نكرد.»

5 ـ تفكيك محكم و متشابه
در مصحف امام علي عليه‏السلام محكمات و متشابهات مشخص شده بود.
سيدعبدالحسين شرف الدين مي‏گويد: «علي عليه‏السلام قرآن را به ترتيب نزول جمع كرد وناسخ و منسوخ و عام و خاص ومطلق و مقيد و محكم و متشابه و عزيمت و رخصت و سنت و آداب و سبب نزول آن را بيان كرد و دشواريهايش را توضيح داد... قرآن جمع آوري شده از سوي اميرمؤمنان به تفسير شبيه‏تر است.»

6 ـ قرائت «عاصم» است.
استاد معرفت در جلد اول كتاب التمهيد مي‏گويد: «اين مصحف بر اساس قرائت رسول اللّه بود.» استاد مرتضي عسكري در كتاب حقائق هامه مي‏نويسد: اگر قرائت را صحت مخرج بدانيم، قرائت عاصم مقصود است. او قرائتش را از «ابي عبدالرحمان» و وي از امام علي عليه‏السلام و او از پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله ياد گرفته است. بسياري از مورخان و نويسندگان اين مطلب را ذكر كرده‏اند.

7 ـ در بردارنده نامهاي اهل حق و باطل
در اين مصحف آياتي كه درباره كافران، مشركان و منافقان است، با نام اشخاص همراه است. اين مصحف در اختيار امام رضا عليه‏السلام بود. امام آن را به «ابن‏ابي نصر بزنطي» امانت داد. «بزنطي» مصحف را گشود و نام هفتاد نفر از قريش را در تفسير آيه «لم يكن الذين كفروا» ديد. وقتي امام از اين امر آگاه شد، كتاب را از «بزنطي» پس گرفت.

8 ـ املاي رسول اللّه و نگارش امام علي
تمامي تفسير، تنزيل، تعيين آياتِ محكم و متشابه و... گفته‏هاي پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله بوده كه به دست امام علي عليه‏السلام نوشته شده است. امام علي عليه‏السلام اين مطلب را در حديثي كه گذشت، بيان مي‏دارد.
بر اساس اين حديث، مصحف امام در زمان پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله نوشته شده؛ به املاي پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله بوده است.
آنچه گذشت، بخشي از ويژگيهاي اين كتاب است كه آيات الهي را باترتيب و تفسير در خود گنجانده است و تفسير گونه‏اي است كه مطلبي زياده يا كمتر از قرآن ندارد و «مصحف» خوانده مي‏شود.


- اعيان‏الشيعه
- السهيل لعلوم القرآن
- بحارالانوار
- تاريخ القرآن
- حقائق‏هامه
- الجامع الصحيح : ترمذي
- المراجعات
- سوره بيّنه
- المحجة البيضاء

http://www.quranstudies.ir/382/-/asset_p.../maximized
بسم الله الرّحمن الرّحیم

مقدّمه:
در بحث تاریخ قرآن شبهات زیادی وجود دارد. حضرت آیت الله معرفت پدر علوم قرآن حدیث بودند که کارشون رو از قبل از انقلاب شروع کردند.
ایشون فقط کار را شروع کردند و چون آغاز کننده این بحث ها بودند، مسلما تمام نظریات ایشون صحیح نیست.
حقیر تو دانشگاهی مشغول به تحصیلم که شاگردان استاد معرفت اساتید ما هستند.
همه اونها الان یک نظریه پرداز در بحث علوم قرآن و حدیث اند.
حتی نظریات استادشون معرفت رو هم با دلیل ردّ میکنند.
متأسفانه بعد از استاد معرفت تحقیقات جدیدی در این علم بطور جدّی صورت نگرفت. و همون علوم و نظریاتی که استاد بهشون رسیدند، امروز تو کتاب ها و اینترنت رایجه.
ببینید دوستان قبول این مسائل که مثلا برخی نظریات فلان استاد اشتباهه، برای ما هم در ابتدا سخت بود. ولی الان با دلایلی به این نتیجه رسیدیم که بله. آدم به راحتی میتونه اشتباه کنه. حتّی استادش.
اگه کسی بخواد تو این علم به نظریات دقیقی برسه، باید به تمام منابع قرآنی و حدیثی سنّی و شیعه و قدیم و جدید دسترسی داشته باشه. که نرم افزار ها امروزه این کار رو آسون کردن.
ولی زمان استاد معرفت این نرم افزار ها نبود. و استاد میبایست تمام کتب رو زیر و رو کنند تا به نتیجه قطعی برسند. ولی الان با یک سرچ کوچیچ تمام روایات نشون داده میشن.
به همین دلیل استاد معرفت هم به تمام منابع دسترسی نداشتند و خیلی از روایات رو جا گذاشتند و اصلا پیداشون نکردند.
کتابی چاپ شده بنام علوم قرآنی در مکتب اهل بیت از استاد ناصحیان (شاگرد آیت الله معرفت و استاد دانشگاه فردوسی) با مشورت و همفکری استاد جلائیان (شاگرد آیت الله معرفت و استاد دانشگاه رضوی مشهد) که در این کتاب اکثر نظریات استاد معرفت ردّ شده.
این مقدمه ای بود که آمادگی ذهنی ایجاد بشه...
ان شاءالله در ارسال بعدی با رویکردی جدید به مصحف علی (علیه السلام) نگاه میکنیم.
بسم الله الرّحمن الرّحیم
در زمان پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) قرآنی نزد رسول الله بود که علی (علیه السلام) آن را با تنزیلات و تأویلات و احادیثی که پیامبر فرموده بودند، می نوشتند.
قرآن هایی هم نزد مردم بود با تنزیلات و تأویلات و احادیثی که پیامبر فرموده بودند.
هنگام وفات پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، ایشان به علی (علیه السلام) فرمودند که بعد از من 3 روز ردا بر دوش نگیر و از خانه بیرون تا اینکه قرآن را تألیف (جمع آوری) کنی.
قرآنی که پیامبر به علی (علیه السلام) فرمودند که باید تألیف کنی، همان قرآن « خلف فراش » (پشت فرش) بود که بصورت پراکنده بود و پیامبر به علی (علیه السلام) دستور دادند که آن را نظم و ترتیب دهند. فرقش هم با قرآن هایی که نزد مردم بود، این بود که پیامبر تا آخر عمرشان بطور خصوصی مطالب بیشتری به علی (علیه السلام) فرمودند که در آن قرآن نوشته شده بود.
پس پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) روز دوشنبه وفات یافتند (شهید شدند). علی (علیه السلام) از روز چهار شنبه شروع به جمع آوری و نظم و ترتیب آن قرآن کردند و در روز جمعه به مسجد که مقرّ حکومتی ابوبکر بود رفتند و سخنرانی کردند و فرمودند: اين کتاب خداي عزّوجلّ است، همان‏طور که خداوند آن را بر حضرت محمدصلي الله عليه وآله نازل کرده، به درستي که من آن را از دو لوح جمع نموده ‏ام. ابوبکر قرآن را دید. دید که تمام رسوایی های آنان و فضائل اهل بیت (همان تنزیل و تأویل و احادیث پیامبر) در آن قرآن نوشته شده است. جواب دادند: اينک مصحف جامعي در دست ماست و نيازي به اين نداريم. فرمود: به خدا سوگند که پس از اين روز ابداً آن را نخواهيد ديد...
زیدبن ثابت که بعد از وفات پیامبر جزو دار و دسته ابوبکر شد و با او بیعت کرد، بدستور ابوبکر و عمر قرآنی نوشت که در آن مسئله «تجرید» رخ داده بود. یعنی جدایی احادیث پیامبر از متن قرآن. آنها آن قرآن را نزد خود حفظ کردند. آن قرآن به عمر رسید و بعد از کشته شدن عمر، به دخترش حفصه رسید. در زمان عثمان، نزد مردم هنوز قرآنی بود با تنزیل و تأویل. امّا ناقص تر از مصحف علی (علیه السلام). عثمان دستور داد از قرآنی که نزد حفصه بود، 7 نسخه نوشتند و منتشر کردند و تمام قرآن هایی نزد مردم را سوزاندند. از آن پس قرآنی که نزد مردم بود، همان قرآن مجرّد از احادیث پیامبر بود و همان قرآنیست که امروزه نزد ما وجود دارد.

پایان بخش اوّل.
سلام من شنیده ام که مصحفی هم حضرت زهرا(سلام الله علیها)دارند که اون هم نزد امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)است ودربردارنده سخنانی از پیامبر وامام علی(علیه السلام)و تفسیر قران است اگه اطلاعات بیشتری دارید بفرمایید

ومن الله توفیق
بسم الله الرّحمن الرّحیم

مصحف علی علیه السلام همسان ترتیب مصحف موجود است و ادعای این که مصحف آن حضرت به ترتیب نزول است، از هیچ روایتی قابل اثبات نیست.
دو دلیل بر اینکه قرآن امروزی همان قرآن قدیم است. حتّی بدون جابجایی سُوَر (میخواهیم بگوییم که مکان آیات و سوره ها توقیفی و از طرف خداوند بود):

1- نقد حدیثی که محکم ترین دلیل موافقان نظریه اختلاف مکان سور قرآن امروزی با قدیم است:

امام علی (علیه السلام):
کأنّى أنظر إلى شیعتنا بمسجد الکوفة. و قد ضربوا الفساطیط یعلّمون النّاس القرآن کما أُنزِل.
گویا شیعیان ما اهلبیت را مى بینم که در مسجد کوفه گرد آمده و خیمه هایى زده اند و در آنها قرآن را آنچنان که نازل شده است به مردم می آموزند.

امام باقر (علیه السلام):
اذا قام قائم آل محمد صلی الله علیه و آله ضرب فساطیط لمن یعلم الناس القرآن علی ما انزل الله جل جلاله فاصعب ما یکون علی من حفظه الیوم انه یخالف فیه التالیف.

هر گاه به پاخیزنده ی خاندان محمد صلی الله علیه و آله به پا خیزد، خیمه هایی برافراشته می شود، برای کسانی که قرآن را همان طور که خدای جل جلاله نازل کرد، می آموزانند و آن برای کسانی که این را حفظ کردند، دشوارتر است; زیرا آن ترتیبش بر خلاف [مصحف موجود] است.
جواب1: در این روایات و روایات دیگر عباراتی چون: « کما أنزل الله ، کما أُنزِل ، کما نُزِلَ » وجود دارد. بمعنای « همانطور که نازل شد ، آنچنان که نازل شد. »
خب آیا میتوان این اصطلاح مفهوم ترتیب نزول را برداشت کرد، خیر. بلکه مفهوم نزدیکتر، این است: « با همان لفظ و معنایی که خدا نازل کرد » یعنی لفظ و معنا را بدون کم و کاست در آن قرآن جمع کرد.

جواب2: در بسیاری از روایات متواتر، حدیث امام باقر (علیه السلام) اینگونه بیان شده:
اذا قام القائم من آل محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، ضرب فساطيط لمن يعلم الناس القران على ما انزل الله.
چون قائم آل محمد (صلى الله عليه و آله و سلم) كند نمايد، خيمه هايى برپاى دارد تا افرادى قرآن را آنگونه كه خداى نازل فرموده است به مردم بياموزند.

اگر دقت کرده باشید، در حدیث اوّلی از امام باقر (علیه السلام) این جمله وجود دارد: فاصعب ما یکون علی من حفظه الیوم انه یخالف فیه التالیف.
امّا در حدیث دوّمی، خیر. در بسیاری از کتب حدیثی، حدیث دوّم نقل شده است. پس آن عبارت اضافی، سخن امام نیست. بلکه سخن خود گوینده است که از «کما أنزل الله» ترتیب نزول را برداشت کرده است.

جواب3: این حدیث امام باقر (علیه السلام)
مرسل است . آن برای اولین بار تنها در کتاب «الارشاد» شیخ مفید آمده و او نیز طریق خود را به آن یاد نکرده است.

جواب4: آنجایی که میگوید: «فاصعب ما یکون علی من حفظه الیوم انه یخالف فیه التالیف» مخالفت با تالیف لزوما به معنای مخالفت با ترتیب نیست و می تواند به معنای مخالفت با قرائت باشد; یعنی چون مردم با قرائات موجود (که 14 روایت و 14 نوع قرائت است) مالوف و مانوس شده اند،
اگر بخواهند خود را با قرائت مصحف علی (علیه السلام) (که حفص از عاصم است) وفق دهند، کار سختی است.

2- روایتی متواتر از پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است که نشاندهنده توقیفی بودن و معلوم بودن ترتیب سوَر است که مطابق ترتیب امروزی نیز است:
خداوند سبع طوال (7 سوره طولانی )را به جای تورات ومئین (تقریبا صد آیه دارند ) را به جای انجیل و مثانی(کمتر از صد تا) رابه جای زبور و مفصلات را به جای دیگر کتابهای انبیاء عطا کرده اند ودر برخی روایات امده که خداوند با دادن مفصلات مرا برتری داد.
اگر به ترتیب سوَر قرآن امروزی نگاه کنیم، چنین چیزی کاملا مشهود است.
(۲۳/اسفند/۹۰ ۱۹:۳۴)zarati313 نوشته است: [ -> ]
(۲۳/اسفند/۹۰ ۱۹:۱۴)Grace Dies نوشته است: [ -> ]احساس عطش به قرآن کامل پیدا کردم... کاش میشد فهمید که دقیقا چه چیزهایی درش بوده[تصویر: angel.gif]


اشتباه نشود!

تفاوت مصحف مذکور با قرآن کنونی تنها

در ترتیب قرار گیری سوره هاست

و در محتوا و آیات هیچ تفاوتی نیست

خب پس چرا آبروی دور و بری های پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بعد از خواندن اون میرفته ؟!


همیشه دوست داشتم یه قطعه ای جدیدی از قرآن وجود داشته باشه و بدستم برسه ، اینو از روی همین احساس گفتم دوست عزیزم.[تصویر: heart.gif]


بازم مرسی که بهم توضیح دادید.
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع