نکته ی اول اینکه ارتباط این پست را با تاریخ اسلام متوجه نشدم
اولاً همانطور که در قوانین تالار ذکر شده اینجا محل پاسخ به شبهات نیست و شما موقعی که خواستید عضو تالار شوید این قوانین را قبول کرده اید و متخلف هستید الان
ثانیاً مساوی بودن با مشابه بودن زمین تا آسمان فرق دارد
ثالثاً در اسلام حقوق متناسب است با مسئولیت و مسئولیت متناسب با حقوق
با یک جستجوی ساده در اینترنت جوابهای بسیار خوبی در این زمینه پیدا میشه
یکی از آن پاسخ ها این است:
(۲۵/اسفند/۹۰ ۱۴:۲۰) نوشته است: [ -> ]چرا ارث زن نصف ارث مرد است؟
موضوع نصف شدن ارث زنان در برخی موارد به معنای ناقص بودن یا نصف بودن شخصیت و ارزش زنان نیست که برخی به غلط آن را تبلیغ می کنند.
در دین مبین اسلام شخصیت انسانی زن برابربا مردان بوده و در رسیدن به درجات کمال انسانی هیچ تفاوتی بین این دوجنس قرار داده نشده است که آیات قرآن و احکام دین مبین اسلام به خوبی گویای آن است.
قانون ارث موضوع مالی و اقتصادی است که در اسلام بر پایه عدالت اجتماعی بنیان نهاده شده و در آن مسئولیت های اجتماعی و خانوادگی هر یک از زن و مرد رعایت شده است. اگر از درون نظام حقوق اسلام به ارث نگاه شود، سهم زنان که هیچ مسئولیت اقتصادی بر دوش ندارند، کاملا منصفانه و ضامن کرامت و عزت نفس زن مسلمان است.
در زمان ظهور اسلام و نزول قرآن کریم، محرومیت زنان از ارث میان همه اقوام ملل بشری در سطح دنیا وجود داشت و زن به هیچ یک از عناوین همسر، مادر، دختر و یا خواهر ارث نمی برد. اسلام در زمینه ارث ، انقلاب به وجود آورد و اولین نظام حقوقی جهانی بود که به زنان حق ارث عطا کرد و تمام قوانین ظالمانه دوران جاهلیت را که بر پایه اعتقادات و آداب و رسوم قبیله ای بود منسوخ نمود. در دوران جاهلی نه تنها به زن ارث نمی دادند بلکه بدون توجه به رضایت او همانند دیگران اموال متوفی وی را به ارث می بردند. این قانون جاهلی به وسیله قرآن کریم منسوخ شد. (1)
اسلام، احکام ارث را بر اساس جنسیت مرد یا زن بودن وضع نکرده ، بلکه براساس مسؤلیت مالی و موقعیتی است که این دو در خانوار دارند. در پاره ای از موارد زن بیش از مرد سهم می برد، بنابراین سهم ارث متناسب با نظرگاه کلی اسلام نسبت به خانواده، تقسیم وظایف و مسؤلیت ها سازگار و عادلانه است.
در بحث ارث زنان سه فرض مطرح است که معمولا یک فرض آن ذکر می شود و از دو فرض دیگر غفلت می شود:
1 – در مواردی زن و مرد همتا و مساوی ارث می برند، مانند صورتی که میت (فرزند) پدر و مادر داشته باشد که هر کدام به طور یکسان یک ششم ارث می برند و سهم پدر به عنوان مرد بودن بیش از سهم مادر نیست.
2 – در مواردی زن کمتر از مرد ارث می برد، مانند دختر که کمتر از پسر ارث می برد.
3 – در مواردی سهم زن بیش از سهم مرد می باشد، مانند موردی که میت غیر از پدر و دختر، وارث دیگری نداشته باشد که در این جا پدر یک ششم می برد و دختر بیش از آن . نیز مانند موردی که میت دارای نوه باشد و فرزندان او در زمان حیات وی مرده باشند که در این جا نوه پسری سهم پسر را می برد و نوه دختری سهم دختر را، یعنی اگر نوه پسری دختر باشد و نوه دختری پسر باشد، دختر دو برابر پسر ارث می برد. (2)
بنابراین ،سوال را به صورت کلی نمی توان طرح کرد که چرا ارث زن نصف مرد است، زیرا در مواردی ارث زن و مرد مساوی و در موارد دیگر ارث زن از مرد بیشتر است و فقط در برخی از موارد است که ارث از مرد کمتر است، پس بهتر است سؤال را این طور مطرح کنیم: چرا در برخی موارد ارث زنان نصف مردان است؟
اما رضا علیه السلام در پاسخ به این سئول فرمود: «زن وقتی که شوهر کرد، مالی به عنوان مهر می گیرد و هزینه زندگی وی بر عهدة مرد است و مرد باید نفقه و سایر مخارج زن را بدهد، ولی بر عهده زن چیزی نیست، از این جهت حق مرد بیشتر است».(3)
اما صادق علیه اسلام فرمود :«علتش این است که اسلام سربازی را بر زن واجب نکرده و مهر و نفقه را بر مرد لازم شمرده است از جرائم اشتباهی که خویشاوندان مجرم باید دیه بپردازند ، زن از پرداخت دیه و شرکت با دیگران معاف است».(4)
با توجه به این دو روایت و با نگاه به احکام دیگر اسلام متوجه می شویم که نصف شدن ارث زن نسبت به مردان در برخی موارد با توجه به مسولیت های اقتصادی در خانواده و جامعه مانند دادن نفقه ومهر و دیه عاقله و شرکت در جهاد و پرداخت حقوق واجب اجتماعی که بر عهده مردان نهاده شده تنظیم شده است و دین اسلام برای ایجاد تعادل میان مسئولیت و حق این احکام را وضع نموده است .
طبیعی است که دین اسلام وقتی مسئولیت مالی بیشتری را بر دوش مردان قرار داده حق بیشتری را نیز در ارث قرار داده تا بین مسئولیت و حق تعادل بر قرار شود.
و چون به موضوع مهریه و نفقه(دادن خرج خانواده) نگاه کنیم بخشی از این حقوق(اموال مردان) به زنان برگشت می نماید.
گذشته از این که احکام ارث به لحاظ مصلحت های اجتماعی وضع شده و در مواردی که مصلحت اقتضا کند یا شخص تمایل داشته باشد که بازماندگانش به یک اندازه از اموال او بهره برند، می تواند از حق وصیت خود برای تقسیم سهام و برابری آن استفاده کند.
پی نوشت ها :
1 – نساء (4) آیه 18.
2 – عبدالله جوادی آملی، زن در آینه جمال و جلال، ص 346.
3 – حر عاملی، وسائل الشیعه، ج17، ص 437.
4 – علامه طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج4، ص 360.
اما به جز این بنده یک مسئله ی عیقتر را مطرح میکنم:
(۲۵/اسفند/۹۰ ۱۴:۲۰)rAsTiNv نوشته است: [ -> ] جوابی هم که میشه داد به این سوال اینه که تو این دوران زن هم کار می کنه و شاید نیازی به خرجی مرد نداشته باشه. و همینطور شاید زن نتونسته و یا نخواد ازدواج کنه تا مهریه ای هم داشته باشه, اونوقت تکلیف چیه؟
دو فرضیه اول شما از نظر اسلام باطل است
ببینید وقتی در باره ی احکام اسلام بحث میکیند باید به کل احکام نظر بیافکنید
اسلام و احکام آن یک کل به هم پیوسته است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اگر مثل غریب به اتفاق مردم عوام که دین تقلیدی دارند و اصول دینشان تقلیدی است و ماشالله هر کدام در فروع دین مجتهد هستند عمل کنیم میشیم مصداق این آیه از قرآن مجید:
َ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتابِ وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَما جَزاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذلِكَ مِنْكُمْ إِلاَّ خِزْيٌ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا... (85) البقره
.
آيا شما به پارهاى از كتاب ايمان مىآوريد، و به پارهاى كفر مىورزيد؟ پس جزاى هر كس از شما كه چنين كند، جز خوارى در زندگى دنيا چيزى نخواهد بود...(85)
فرضیه ی باطل اول شما این است که گویی اگر در زمانی چیزی به عنوان امری هنجار باب شد از نظر خدا هم هنجار است
ساختار خانواده در اسلام یک سازو کاری دارد و تناسباتی دارد که مناسب با هدف اصیل خلقت تعریف شده حقوق و وظایف در آن که در نظم نوین جهانی دقیقاً نقطه ی متضاد آن هدف گرفته شده است که میشود:
(۲۵/اسفند/۹۰ ۱۴:۲۰)rAsTiNv نوشته است: [ -> ] تو این دوران زن هم کار می کنه و شاید نیازی به خرجی مرد نداشته باشه.
اتفاقاً از نشانه های آخر الزمان این است که:
زن بر شوهر خود مسلط شود، كارهايي كه مورد رضاي همسر نيست انجام دهد و به شوهرش خرجي دهد
میدانید مفهوم اینکه در آخرالزمان دنیا پر از ظلم و جور میشود چیست؟
فرق ظلم با جور میدانید در چیست؟
جور ، ظلمی است که لباس عدل پوشیده و باطلی است که خود را حق نشان میدهد
و آخرالزمان ابلیس کاری میکند که مردم عقاید باطل خود را حق میدانند
و این شاهکار ابلیس در آخرالزمان است که مردم را گرفتار جور میکند
این هم فرض باطل دوم است
(۲۵/اسفند/۹۰ ۱۴:۲۰)rAsTiNv نوشته است: [ -> ] و یا نخواد ازدواج کنه
این شخص که سنت رسول اکرم که ازدواج است رو نمیخواهد انجام دهد دیگر مسلمانی نیست
بحث نتوانستن یک چیز است بحث نخواستن یک چیز دیگر
بعلاوه اگه تشکیل خانواده ندهد هم با مسئولیت مالی خودش را دارد نهایتاً هم که ارثی که به او میرسد در این صورت چندین برابر مرد است!!!!!!!!!!!!!!! در حقیقت چرا که مرد وقتی وارث میشود وظیفه دارد از آن برای خانواده ی خود خرج کند ولی زن تنها که وظیفه هم ندارد برای کسی خرج کند از نظر اسلام
ببینید وقتی جایگاه خدا گم میشود در دستگاه جهانبینی توحیدی به عنوان یگانه قانونگذار هستی این سوالات پیش می آید
وقتی خود انسان با عقل ناقص خود میخواهد قضاوت در درستی و غلطی احکام قرآن کند و ساختار مورد نظر خود را میخواهد پی ریزی کند این مسائل و سوالات پیش می آید
(۲۶/بهمن/۸۹ ۱۷:۴۹)علی 110 نوشته است: [ -> ]سلام
داشتم کتاب بسیار ارزشمند معراج السعادة تألیف عالم ربانی ملا احمد نراقی رو میخوندم که مورد توصیه بسیاری از بزرگان مثل آیت الله بهجت بوده
یه فرازی از این کتاب خوندم خیلی من رو به فکر فرو برد گفتم تقدیم شما رفقا هم بکنم بد نیست:
عَجَب از طایفه ای که شب و روز اوقات خود را صرف محافظت از صحت بدن فانی می کنند و صبح و شام در دفع امراض جسمانی، سعی تام به عمل می آورند و قول طبیب فاسق و یا کافر را گردنِ اطاعت نهاده و به شُُرب داروهای ناگوار اقدام مینمایند ولی از فرمان طبیب الهی در تحصیل سعادت دائمی و حیات ابدی سرپیچی میکنند و معالجه ی نفس را اندک و سهل میشمارند
در لحظاتی که این متن رو تایپ میکردم در خانه صحبت از رعایت مو به موی رژیم لاغری بود که دکتر فلانی گفته اگه میخواید به وزن ایده آل برسید باید موبه مو به رژیم غذایی عمل کنیم و بعد هم کلی شاهد مثال آوردند که بله اگه یه ذره رژیمش جابه جا بشه اصلاً نتیجه ی مورد نظر رو نمیگیریم و کاملاً حق با دکتر هست!!!!!!
بعد توقع داریم با این همه سر پیچی از نسخه ی سعادتی که خدا برامون پیچیده برای تعالی روح و تقرب به درگاه خدا و... همه ی این آثار رو بدست بیاریم بعدم میگیم مثلاً مگه خدا نگفته نماز از فحشا و منکر باز میداره ؟
پس چرا باز نمیداره؟؟؟؟؟؟!!!!!
ما نمیفهمیم که دین یه کلِّ به هم پیوسته و یه مجموعه ی هماهنگ هست و به قول خود خدا در قرآن
أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتابِ وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَما جَزاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذلِكَ مِنْكُمْ إِلاَّ خِزْيٌ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا... (85) البقره
. آيا شما به پارهاى از كتاب ايمان مىآوريد، و به پارهاى كفر مىورزيد؟ پس جزاى هر كس از شما كه چنين كند، جز خوارى در زندگى دنيا چيزى نخواهد بود...(85)
خود خدا میگه اگه به تمام دستورات قرآن و دین انجام ندین توی خود دنیا (حالا آخرت پیشکش) خوار میشید
حالا هی بیاید بگید که چرا ممالک اسلامی وضعشون اینجوری هست و ....
دین اسلام یه مجموعه مرکب و هماهنگ هست و برای نیل به هدفش یعنی رساندن انسان به کمال مطلوبش باید به کلِّش عمل کرد.
شما فرض کن میل لنگ رو از توی موتور حذف کنیم آیا دیگه موتور کار میکنه؟
به این مجموعه میشه گفت موتور؟!!!!!
آیا برای ما (زنا) بد تر هست یا غیبت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
رسول خدا میگه در دین خدا، غیبت بدتر هست حالا خدا وکیلی قبح این عمل برای ما بیشتر هست یا اون بالایی؟؟؟
این یه نمونه بود و مخاطب این نوشتار در درجه اول خود من هستم
اما این یه واقعیت تلخ در زندگی ماست
ما در زندگیمون یادمون میره که به یه چیزایی خیلی باید اهمیت بدیم و از یه چیزهایی خیلی راحت باید رد بشیم
همه چی برعکس شده
دین داری بسیاریمون هم سلیقه ای هست ، میایم جلوی درختِ احکام دین، با یه سبد و میگیم این حکم خوبه عمل میکنیم ، این خیلی به نظرم مهم نیست ، بیخیال ، اینم که به نظر شخص شخیص بنده اصلاً حکم درستی نیست خلاصه شدیم مصداق عمل به پاره ای از کتاب و وانهادن پاره ای دیگه که طبق آیات قرآن نتیجه اش میشه خواری در دنیا و خسران در آخرت
رفقا حلالم کنید ، روی سخنم در درجه اول خدا شاهد هست که با خودم بود
یا علی
(۲۶/بهمن/۸۹ ۱۷:۴۹)علی 110 نوشته است: [ -> ]ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاس (به واسطه ی آنچه که مردم کسب کرده اند، فساد در خشکی و دریا آشکار گشته)
نکته ی بسیار مهمی در باره ی عبارت بما کسبت أیدی ناس وجود دارد که بالاخره باید بفهمیم که مردم چه چیزی را کسب کرده اند تا به وسیله ی آن در خشکی و دریا ، به این مقیاس عظیم فساد تولید کنند تا حدی که آشکار شود؟ که فعلاً مجال پرداختن به این عبارت را ندارم اما آنچه در این عبارت بسیار مهم است این است:
در حقیقت این عبارت قسمتی از یک آیه ی قرآن است که ادامه ی آن در دعا نیامده، ادامه ای که بسیار بسیار جالب است. آیه کامل این است:
ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذيقَهُمْ بَعْضَ الَّذي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ (41- روم)
به واسطه ی آنچه که مردم کسب کرده اند، فساد در خشکی و دریا آشکار گشته تا خدا هم كيفر بعضى اعمالشان را به آنها بچشاند، باشد كه باز گردند. (41)
از رنسان به این طرف بشر به یک باره بی خیال ربوبیت خدا میشود و می گوید خدایا هستی یا نیستی من باهات کاری ندارم ، من میخوام خودم، خودم را ربوبیت کنم ، به هر شکل که به عقل خودم میرسد دلم می خواهد در عالم دخل و تصرف کنم و تغییرو تحول بدم ، قوانین زندگی اجتماعی را خودم به میل خودم بنویسم و جهانی را بسازم ، زاده ی میل و خواست خودم ، با قائده ی کلی لا اکراه فی الدین و قد تبین الرشد من الغی بشر آزاد گذاشته شد برای به فعلیت در آوردن نیاتش در این عالم، البته هر شخص و امت و اجتماعی می توانند هر گونه که خواستند زندگی کنند اما باید بهای این مدل زندگی را هم بپردازند و معنی این قسمت آیه که (کیفر بعضی اعمالشان را می چشاند) هم همین است. اما رفته رفته بشر می فهمد که نمی تواند بدون وحی و هدایت خدا به سعادت حتی دنیایی رسید و اینجاست که( لعلهم یرجعون ) یعنی (باشد که باز گردند) رخ می دهد و تشنه و پذیرای امر ظهور می شوند.