تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: جومونگ کره ای یا ماشیح یهودی؟؟؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
با سلام .
باید عرض کنم که سریال جومونگ سریالی کاملا یهودی بوده و در اصل جومونگ رو به جای منجی یهود فرض کرده است .
متنی که در زیر می آید برگرفته از سایت استاد رائفی پور است . (البته با کمی ویرایش)

"جومونگی که همچون موسی(علیه السلام) در خانه فرعون(امپراطور) رشد و نمو می کند ، بر علیه وی می شورَد و در نهایت مردم آواره را با گذراندن از رودخانه ای پهناور (گذر موسی از رود نیل)به سرزمین خالی از سکنه ! پدرانشان یعنی چوسان قدیم (ارض موعود ) وارد می کند.
چو سان در ذهن ، عبارت(جوسان) "jew sun"یعنی خورشید یهود را متبادر می سازد و ماجرا آنجا شگفت آور می شود که خورشید در تورات نماد ارض موعود یا سرزمین مادری باشد.
چوسان که ارض موعود شد ، منجی این قوم (جومونگ) نیز راهبی یهودی می شود ( jew Monk = راهب یهودی ) و پایه های ابتدایی امپراطوری خود را در جولبن (جو + لبن ) می گذارد . در اکثر واژه های کلیدی این افسانه کره ای "جو" و یا چیزی شبیه آن ، که دقیقا با همین تلفظ در زبان لاتین یهودی معنی می دهد، استفاده شده است.
شایان ذکر است لازم نیست دقیقا إملاء این لغات صحیح باشد چراکه در عمل هم ممکن نیست، بلکه نویسندگان این افسانه کوشیده اند از اسامی و یا کلماتی بهره ببرند که حداکثر شباهت را با اسامی و مفاهیم یهود داشته و تلفظ مشابه آنها ـ نه الزاما املاءـ اهداف صهیونیستی عناصر پشت پرده این مجموعه را در ذهن بینندگان نهادینه کند.
جالب اینکه بیشتر این عبارات اسامی خاص هستند تا در صورت ترجمه و دوبله به زبانهای دیگر تغییری نیابند.
البته آنچه ذکر شد سوای موارد متعدد نمادگرایی تصویری- صهیونیستی این سریال است .
آن جا که اولین بار با نقشه چوسان قدیم که بر روی پوست ترسیم شده مواجه می شوید فقط کافی است نقشه فرضی أرض
موعود صهیونیست ها ( نیل تا فرات ) را قبلا دیده باشید تا از این شباهت بی اندازه به شگفت آیید . در پس زمينه سکانس های مختلف این سریال ستاره شش گوش و یا تصاویر متعدد پرچم هایی با نقش خورشید که نماد ارض موعود صهیونیست ها است مواجه می شوید .
از این ها که بگذریم نقش "کابالا "یا عرفان و سنت شفاهی یهود و پیشگویی هایشان در این سریال غوغا می کند، گویا قرار نیست هیچ تصمیمی بدون اذن پیشگوهای زن این سریال گرفته شود . لابد آن ها هم حداقل یک "نوستراداموس" یا "ربی یهودا "،"أری مقدس"،" ربی شمعون "و دیگر کابالیستی یهودی لازم دارند تا برای شان واقعه یازده سپتامبر، آرماگدون و... را پیشگویی کند و از آینده روشن قوم شان بگوید.
آنچه در این سریال و دیگر فعالیت های فرهنگی – رسانه ای یهود به آن پرداخته می شود آماده سازی ذهن مردم جهان برای پیاده شدن مفاهیم دلخواه شان است. همان گونه که فیلم ها ، سریال ها و آوازه خوانی های سبک متال و... دهه نود، جهان را برای ورود به عصر ترانس مدرنیسم که همان Satanism و یا شیطان پرستی بود آماده کرد.
جومونگ که گویا ماشیح (منجي قوم يهود) و قومش همان فرزندان برتر خداوند هستند ارتباطی تنگاتنگ با تورات و تلمود دارد آنگونه که همواره مورد عنایت الهی است و حتی همچون پیامبران بنی اسرائیل (طالوت و داوود) خداوند به او روش بافت و ساخت زره را آموخته وسربازانش را با تعدادی کم بر دشمنان بسیار خود از امپراطوری چینی ها یا "هان" پیروز می گرداند.
در دیالوگ های این سریال فراوان عبارات آوارگی ،اسارت ،سرزمین مادری و تاریخی ، کوچ و غیره و غیره به چشم می خورد که همگی یا د آور فراز هایی از تورات است.
جومونگ برای دفاع از خود حق دارد از سلاح های نا متعارف زمان خودش مانند شمشیر فولادی و بمب های آتش زا و... بر علیه دشمنانش استفاده کند تا جایی که بیننده این برتری تسلیحاتی را نوعی حق مسلم وی می داند که حاصل هوشمندی و تخصص کارگزاران اوست همان گونه که باید صدها کلاهک اتمی اسرائیل را به رسمیت بشناسد.
دشمن اصلی جومونگ امپراطوری چینی ها يا همان "هان" است که سربازانش با پری که بر روی کلاه خُودهای شان دارند بي شباهت به جنگ آوران مسلمان نيستند .
توجه بیش از حد این سریال به مقوله تجارت، بی شک زیبنده یهودیان زر پرست است تا شینتویست ها و مائویست های روح گرای شرق آسیا . شاید هم صهیونیسم نمی تواند قبول کند پیروان مکتب کمونیسم (چین) امروز اینگونه در اقتصاد آزاد جهان جولان دهند .
البته با تمام تلاش و زبردستی که نویسندگان و دست اندر کاران کره ای-اسرائیلی این مجموعه به خرج داده اند ، هیچ گاه نخواهند توانست اسامی برخی شخصیت ها و کارکترهای این سریال مانند"مگول"، " یا گاک " و" ماگاک " را که از دیدگاه ترمینولوژی یا اصطلاح شناسی همان " مغول "، " یأجوج" و " مأجوج " خودمان هستند، با پوشش فرهنگی بپوشانند چراکه همواره در پشت این اسامی قتل و غارت ، خونریزی و توحش نهفته است .
البته بد نیست بدانند که مردمان این سرزمین همان صاحبان فرهنگی هستند که از مغول ها مسلمان ساختند و بنا بر برخی تفاسیر این ذوالقرنین یا کوروش ایرانی بود که اسلاف و اجداد آن ها یعنی یأجوج و مأجوج را از این سرزمین بیرون راند ."
لطفا اگر نکته ای در این سریال است که این جا نیامده رو بنویسید تا بقیه استفاده کنن !!!
با تشکرHeart
سلام
به نظر من شما خیلی نسبت به این سریال یا حتی سرزمین بادها بدبین هستید....
مثلا چرا در مورد اینکه پیش گویان قصر (در سرزمین بادها) پیش گویی میکنن که موهیول سرنوشت شوم داره ولی بعدا معلوم میشه که پیش گویی دروغه یا حتی در مورد شمشیر جومونگ که اعتقاد داشتن جادویی هست ولی مشخص شد که هیج جادویی وجود نداره بحث نمی کنید ؟؟

یا چرا در مورد پیروزی صلح و عدالت بر ستمگری در جومونگ 1 و 2 بحث نمی کنید ؟
سلام دوست عزیز .
اولا که این نقد را بنده از سایت دکتر رائفی پور برداشته ام (همان طور که در پست اول ذکر شده) و نقد شخصی خودم نمی باشد .
http://raefipoor.blogfa.com/post-2.aspx آدرس سایت
دوما به نظر من قاتل اصلی یوری همین موهیول بود !!!
موهیول خودش اونو نکشت ولی کارهایی که انجام داد باعث شد که یوری بمیرد .
(پیروزی های او مقابل دوجین و دشمنی با روسای قبایل )
حالا باید ببینیم که سرنوشت شمشیر جومونگ چه می شود ؟!؟!؟!؟!
البته نمی گویم که همه ی این نقد ها درست است . بلکه شباهت بسیار زیادی بین فیلم و چیزی که گفته شد وجود دارد .
به نام خدا

سلام
دوستان قرار نیست هر چیزی رو که دیدید بگویید ماسونی است. داستان امپراطور جومونگ (زاده ۵۸ ق.م. درگذشته ۱۹ ق.م. - پادشاهی ۳۷ تا ۱۹ قبل از میلاد) که بنیان گذاز امپراطوری گوگوریو می باشد واقعی است.
امپراطوری گوگوریو در سال 37 قبل میلاد به وجود آمد و در 668 بعد میلاد نابود شد .
اگر دقت کنید نام فیلم افسانه جومونگ است و این به این دلیل است که تهیه کنندگان فیلم در حد 81 قسمت از زندگی جومونگ نمی دانستند و تصمیم گرفتند که سریال را به صورت افسانه در بیاورند .

برای اطلاعات به لینک زیر مراجعه کنید:
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D8%A...9%86%DA%AF
من به شخصه جایی نخوندم که شیطان بخواد نظم ایجاد کنه در ضمن پایه شر در بی نظمی هستش نه نظم ! نظم نوین جهانی مال یه مشت سرمایه داره واسه رسیدن به اهداف سیاسی و اقتصادی خودشون !!!!

اینجا یه ایراد میشه گرفت و اونم اینکه پوچ گرایی نظام ماسونی با شیطان پرستی نظام ماسونی در تضاده !

توی پوچ گرایی اونا فقط عالم ماده رو قبول دارند و بس ! وقتی کسی شیطان رو قبول داره خدا رو قبول داره و ... دیگه ماده گرایی معنا نداره !

پس هر آدم معتقد به خدایی می تونه ناخواسته ماسون باشه چون به شیطان داره یه جوری کمک می کنه

حالا در مورد فیلم جومونگ : شما میگید یه خط درسته !!!؟ خب معلومه که اغراق شده خودشون هم میدونند ! تو همه فیلماشون اغراق می کنند این هیچ ربطی به یهودی ها نداره !!!!

نه که ما هم زیاد اغراق نمی کنیم !! اغراق کار بشره ! صفت بشره ! چیز عجیبی نیست !!
نظمی که اونا می گن اوج بی نظمیه عزیزان اگه می خواین سفسطه ببافید من از همتون وارد ترم یه ذره واقع بین باشید
(۱۱/دی/۹۰ ۱۳:۱۷)لئوپارد نوشته است: [ -> ]چرا با هم درگیرید من یه کتابی از تاریخ دو کره رو خوندم که می گفت توی کتاب تاریخ کبیر کره تنها یک خط و نیم از جومونگ نوشته بود و اینم گفته بود که یکی بود که اومد و این سلسله رو پایه گذاری کرد و یکی از بهترین ها تیراندازی بود همین حالا من نمی دونم چه جوری ۸۱ قسمت از این یک خط و نیم ساخته اند اگه می رونید به منم بگید

سخنان شما کاملا درست است.
اما نویسنده ی جومونگ خودش گفت که اصولا ما از شخصیت های بزرگ کشورمان افسانه می سازیم و آن چند خط تاریخ را تبدیل به یک داستان افسانه ای بلند می کنیم.
از آن جهت است که اسم سریال ((افسانه جومونگ)) است نه زندگی امپراطور جومونگ.Blush
من فقط خواستم تو بحث ها از جملات ساده استفاده کنم که همه منظورمو متوجه شن !
اما اگه اعضای سایت از پیچیده حرف زدن خوششون میاد بسیار خوب باکی نیست !

جومونگ یه شخصیت تاریخی برای هر دو کره هستش ! کره جنوبی بعد سال 2000 میلادی طرحی دنبال کرد که طبق اون طرح اونا باید فرهنگ خودشونو صادر کنند وقتی که بخوای فرهنگ خودتو صادر کنی باید افسانه پردازی کنی چون واقعیت های تاریخی یا بسیار سیاه و خشونت بار هستند یا اطلاعات کمی در مورد اونا هست این فقط توی زمینه تاریخ نبود در همه زمینه ها بود پس برنامه کاری کره تولید هزاران سریال بود که بیشتر اونا کره رو کشوری شاد آرام و در حال پیشرفت نشون می دادند که تا حدودی هم با واقعیت منطبق بودند اما نه همشون !!

پس کشور کره کاری رو کرد که ما فقط حرفشو می زدیم یعنی ارسال فرهنگ کره ای

ما همیشه می گیم فرهنگمون ارسال کنیم ولی به خاطر سینمای بسیار ضعیفمون که اغلب به جای که طرف اسلام و ملت باشه ضد اوناست مثل آدمای که راست راست راه میرن : مسعود کیمیایی و بهمن قبادی و . . .

پس کره ای ها دارن فقط به کشورشون کمک می کنند و مسله جومونگ کوچکترین ربطی به یهودی ها نداره ! نماد ها فقط نماد هستند همین !
اصلا همین که قبول کنید "جومونگ" یک شخصیت تاریخی بود که وجود داشت کافیه واسه رد همه این حرفا که به یهود "jew" ربد داشته. چوسان هم توی بعضی بازیای استراتژیک که به کره ربط داشته باشن وجود داره. و از اونجا که گیر ندید بگم که بازی های که قبل از فیلم جومونگ ساخته شده باشن، مثلا Empire Earth II. بعد اینطور که شما میگید "چوب کبریت" احتمالا یهودیه:"jew kebirt"... همون "یهود بزرگ". Cool
چوسان در ذهن عبارت «چو سان - jew sun» يعنى خورشيد يهود را متبادر مى سازد و ماجرا آنجا شگفت آور مى شود كه خورشيد در تورات، نماد ارض موعود يا سرزمين مادرى مى باشد! چوسان كه ارض موعود شد، منجى اين قوم - جومونگ - نيز راهبى يهودى مى شود (jew monk = راهب يهودى) و پايه هاى ابتدايى امپراتورى خود را در جو لبن (jew lebun = لبنان يهود) بنا مى كند. در اكثر واژه هاى كليدى اين افسانه كره اى، «جو» يا چيزى شبيه آن (كه دقيقاً با همين تلفظ، در زبان لاتين به معناى يهودى است) به كار رفته است. شايان ذكر است، لازم نيست دقيقاً املاى اين لغات صحيح باشد؛ چرا كه در عمل هم ممكن نيست. بلكه نويسندگان اين افسانه كوشيده اند از اسامى يا كلماتى بهره ببرند كه بيشترين شباهت را با اسامى و مفاهيم يهود داشته باشند و تلفظ مشابه آنها - نه الزاماً املا - اهداف صهيونيستى عناصر پشت پرده اين مجموعه را در ذهن بينندگان نهادينه كند. جالب اينكه بيشتر اين عبارات، اسامى خاص هستند تا در صورت ترجمه و دوبله به زبان هاى ديگر، تغيير نكنند.
البته آنچه ذكر شد، سواى موارد متعدد نمادگرايى تصويرى صهيونيستى اين سريال است. اگر نقشه چوسان قديم كه روى پوست ترسيم شده را ديده باشيد فقط كافيست نقشه فرضى ارض موعود صهيونيست ها (نيل تا فرات) را قبلاً ديده باشيد تا از اين شباهت بى اندازه به شگفت آييد. در پس زمينه سكانس هاى مختلف اين سريال با ستاره شش گوش يا تصاوير متعدد پرچم هايى داراى نقش خورشيد كه نماد ارض موعود صهيونيست هاست، مواجه مى شويد.
نقش «كابالا» يا عرفان و سنت شفاهى يهود و پيشگويى هايشان در اين سريال غوغا مى كند. گويا قرار نيست هيچ تصميمى بدون اذن پيشگوهاى زن اين سريال انجام گيرد. لابد آنها هم حداقل يك «نوستراداموس» يا «ربى يهودا»، «ارى مقدس»، «ربى شمعون» و ديگر كاباليست هاى يهودى لازم دارند تا برايشان، واقعه ۱۱ سپتامبر را پيشگويى كنند و از آينده روشن قومشان بگويند. تاكيد بسيار بر مساله پيشگويى، پرده از نيتى شوم و شيطانى بر مى دارد كه آن چيز جز نامگذارى دهه دوم قرن بيست و يكم به نام دهه كابالا نيست.
آنچه در اين سريال و ديگر فعاليت هاى فرهنگى - رسانه اى يهود به آن پرداخته مى شود. آماده سازى ذهن مردم جهان براى پياده شدن مفاهيم دلخواهشان است. همان گونه كه فيلم ها، سريال ها و آوازه خوانى هاى سبك متال و... دهه نود، جهان را براى ورود به عصر ترانس مدرنيسم كه همان Satanism يا شيطان پرستى بود، آماده كرد.
جومونگ كه گويا «ماشيح يهود» بوده و قومش نيز همان فرزندان برتر خداوند هستند، ارتباطى تنگاتنگ با تورات و تلمود دارد. آنگونه كه همواره مورد عنايت الهى است و حتى همچون پيامبران بنى اسراييل (طالوت و داوود)، خداوند به او روش بافت و ساخت زره را آموخته و سربازانش با تعدادى كم بر دشمنان بسيار خود از امپراتورى چينى ها (هان) پيروز مى شود.
نقش زنان در اين سريال (اعم از كاراكترهاى مثبت ومنفى) انسان را به ياد پيامبران زن هفتگانه يهود يا حداقل ديگرانى چون ريوقا، ساره، يائل و ... مى اندازد. شخصيت بانو «سوسانو» بسيار شبيه «دبورا» پيامبر زن يهودى است كه بنابر فصل هاى چهار و پنج كتاب شوفطيم از مجموعه عهد عتيق بر سربازان سيسرا پيروز مى گردد يا اقدامات تجارى وى «گراسيا ناسى» زن تاجر معروف يهودى و عامل اصلى نفوذ يهوديان در دربار عثمانى را در خاطر زنده مى كند. بانو سويا (همسرجومونگ) نيز كه ابتدا به اسارت مى رود، ولى پس از بازگشت به خاطر اهداف عاليه قوم همسرش از معرفى مجدد خود سرباز مى زند، انسان را ياد داستان «هدسه» كه بنابر فيلم صهيونيستى «يك شب با پادشاه» به زور از خانه عمويش مردخاى ربوده شد و به همسرى خشايار شاه درآمد، مى اندازد.
در بررسى شخصيت هاى زن اين سريال، از هدسه كه با نفوذ در دربار ايران، مقدمات قتل ۷۷۰۰۰ ايرانى را فراهم كرد، بگذريم (كه شرح آن در دفتر استر از مجموعه عهد عتيق آمده است)، به ياد «ركسلانه» يا «خرم سلطان» يهودى مى افتيم كه با نفوذ در دربار سليمان، پادشاه عثمانى به همسرى وى درآمد و با قتل وليعهد «مصطفى» بالاخره منجر به قتل سلطان سليم دوم و شعله ور شدن آتش فتنه جنگ هاى ايران و عثمانى شد. در ديالوگ هاى اين سريال، فراوان عبارت آوارگى، اسارت، سرزمين مادرى و تاريخى، كوچ و ... به چشم مى خورد كه همگى يادآور فرازهايى از تورات است.
جومونگ براى دفاع از خود، حق دارد از سلاح هاى نامتعارف زمان خودش مانند شمشير فولادى، بمب هاى آتشزا و ... عليه دشمنان خود استفاده كند تا جايى كه بيننده، اين برترى تسليحاتى را نوعى حق مسلم وى مى داند كه حاصل هوشمندى و تخصص كارگزاران اوست.
دشمن اصلى جومونگ، امپراتورى چينى ها يا همان «هان» است كه سربازهايش با پرى كه روى كلاهخودهايشان دارند، بى شباهت به جنگاوران مسلمان نيستند. منطقى هم به نظر مى رسد. بايد در مقابل نفوذ روز افزون اقتصادى چينى هاى كمونيست در مقابل ايالات متحده كه ۸۰ درصد ثروتش در اختيار جمعيت حداكثر ۶ درصدى يهوديان است، ايستاد. يكى از اين راه ها، قدرت گرفتن كره به عنوان متحد آمريكا و اسراييل در حياط خلوت چين است.
توجه بيش از حد اين سريال به مقوله تجارت، بى شك براى يهوديان زرپرست، زيبنده تر است تا شينتويست ها و مائويست هاى روح گراى شرق آسيا، شايد هم صهيونيست نمى تواند قبول كند كه پيروان مكتب كمونيسم (چين) امروز اينگونه در اقتصاد آزاد جهان جولان دهند.
لابد كره هم به عنوان هم پيمان ايالات متحده و اسراييل با توجه بيش از حد به مقوله تجارت در اين افسانه تازه ساز (!) به دنبال ايجاد مقدمات فرهنگى جهت سرازير كردن هر چه بيشتر توليدات خود در كشورهاى هدف (مانند ايران) است؛ چرا كه مناسبات اقتصادى ۱۲ ميليارد دلارى بين ايران و كره و نيز داشتن مقام سوم صادرات به ايران، چشم طمع چشم بادامى هاى كره اى را هر چه بيشتر به سوى اين مرز پرگهر جلب كرده است.
اين در حالى است كه نوادگان جومونگ بارها در مجامع بين المللى همداستان با آمريكا و اسراييل، فعاليت هاى صلح آميز هسته اى ما را محكوم كرده اند، راستش من خودم هم نمى فهمم چرا بايد بازارمان را در اختيار كشورى بگذاريم كه حقوق مسلم ما را قبول ندارد. البته اين تنها گزاره اقتصادى - تجارى اين مجموعه نيست بلكه موارد ديگرى همچون نقش شركت گوگل در القاى تبليغات غير مستقيم نيز در اين سريال مشهود است.
[تصویر: 34964507862912912914.jpg]ا
لبته با تمام تلاش و زبردستى كه نويسندگان و دست اندركاران كره اى- اسراييلى اين مجموعه به خرج داده اند، هيچگاه نخواهند توانست اسامى برخى شخصيت ها و كاراكترهاى اين سريال مانند «مگول»، «يا گاك» و «ماگاك» را كه از ديدگاه ترمينولوژى يا اصطلاح شناسى همان «مغول»، «ياجوج» و «ماجوج» خودمان هستند، با پوشش فرهنگى بپوشانند؛ چرا كه همواره در پشت اين اسامى قتل و غارت، خونريزى و توحش نهفته است. البته بد نيست بدانند كه مردمان اين سرزمين همان صاحبان فرهنگى هستند كه از مغول ها، مسلمان ساختند و بنا بر برخى تفاسير اين ذوالقرنين يا كوروش ايرانى بود كه اسلاف و اجداد آنها يعنى ياجوج و ماجوج را از اين سرزمين بيرون راند. به هر حال اگر يكى از قسمت هاى اين سريال را از دست داديد، چندان نگران نباشيد چون صدا و سيما آن را سه بار برايتان پخش خواهد كرد!
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع