شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
چند تا کُد به دوستان میدم و فعلاً وارد بحث شما دوستان نمیشم
آیات 119 سوره ی نساء و 103 و 104 سوره ی کهف رو فعلاً بنگرید
تا بعد اگر عمری بود و توفیقی، وارد بحث شما هم بشوم
سوره نساء آیه 119
وَلأُضِلَّنَّهُمْ وَلأُمَنِّيَنَّهُمْ وَلآمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ آذَانَ الأَنْعَامِ وَلآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللّهِ وَمَن يَتَّخِذِ الشَّيْطَانَ وَلِيًّا مِّن دُونِ اللّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًا مُّبِينًا ﴿۱۱۹﴾
و آنان را سخت گمراه و دچار آرزوهاى دور و دراز خواهم كرد و وادارشان مىكنم تا گوشهاى دامها را شكاف دهند و وادارشان مىكنم تا آفريده خدا را دگرگون سازند و[لى] هر كس به جاى خدا شيطان را دوست [خدا] گيرد قطعا دستخوش زيان آشكارى شده است (۱۱۹)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سوره کهف آیات 103 و 104
قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمَالًا ﴿۱۰۳﴾
بگو آيا شما را از زيانكارترين مردم آگاه گردانم (۱۰۳)
الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا ﴿۱۰۴﴾
[آنان] كسانىاند كه كوشششان در زندگى دنيا به هدر رفته و خود مىپندارند كه كار خوب انجام مىدهند (۱۰۴)
علی110 دو تا آیه معرفی کرد که در بالا آن آیات شریفه را می بینید.
تفسیر آیات 103 و 104 سوره کهف:
(آيه 103)- زيانكارترين مردم: اين آيه و آيات آينده تا پايان سوره در عين اين كه توضيحى است براى صفات افراد بىايمان، يك نوع جمع بندى است براى تمام بحثهايى كه در اين سوره گذشت مخصوصا بحثهاى مربوط به داستان اصحاب كهف و موسى و خضر و ذو القرنين و تلاشهاى آنها در برابر مخالفانشان.
نخست به معرفى زيانكارترين انسانها و بد بختترين افراد بشر مىپردازد، اما براى تحريك حس كنجكاوى شنوندگان در چنين مسأله مهمى آن را در شكل يك سؤال مطرح مىكند و به پيامبر دستور مىدهد: «بگو: آيا به شما خبر دهم زيانكارترين مردم كيست»؟! (قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمالًا).
(آيه 104)- بلافاصله خود پاسخ مىگويد تا شنونده مدت زيادى در سر گردانى نماند: زيانكارترين مردم «كسانى هستند كه كوششهايشان در زندگى دنيا گم و نابود شده با اين حال گمان مىكنند كار نيك انجام مىدهند»! (الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً).
مسلما مفهوم خسران تنها اين نيست كه انسان منافعى را از دست بدهد بلكه:
(برگزيده تفسير نمونه، ج3، ص: 72)
خسران واقعى آن است كه اصل سرمايه را نيز از كف دهد، چه سرمايهاى برتر و بالاتر از عقل و هوش و نيروهاى خدا داد و عمر و جوانى و سلامت است؟ همينها كه محصولش اعمال انسان است و عمل ما تبلورى است از نيروها و قدرتهاى ما.
هنگامى كه اين نيروها تبديل به اعمال ويرانگر يا بيهودهاى شود گوئى همه آنها گم و نابود شدهاند.
اما زيان واقعى و خسران مضاعف آنجاست كه انسان سرمايههاى مادى و معنوى خويش را در يك مسير غلط و انحرافى از دست دهد و گمان كند كار خوبى كرده است، نه از اين كوششها نتيجهاى برده، نه از زيانش درسى آموخته، و نه از تكرار اين كار در امان است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در مورد آیه 119 سوره نساء، من ارتباط مستقیمی با این موضوع پیدا نکردم. و البته در تفاسیری هم که خوندم چیز گفته نشده بود.
(البته تاکید می کنم که من چیزی متوجه نشدم)
اما در آیات 103 و 104 سوره کهف با توجه به معنی و تفاسیر چنین برداشت کردم که:
مهمترین ضرری که آدم می بینی اون ضرری هست که فکر کنه استفاده کرده
شاید منظور علی110 از معرفی این آیات سوره کهف این هست که اکثر علوم جدید که بشر برای رفاه حال خودش و آسایش زندگی دنیویش می سازه و فکر میکنه که کار درستی هم انجام میده، غلط هست.
چون خیلی از این ابزار هیچ راهی برای سعادت ما نیستند و البته اکثر آنها ما را درگیر آسایش و راحت طلبی بیشتر در دنیا کرده و از هدف آفرینش یعنی "عبادت کردن" غافل می کنه.
شاید بشه نتیجه گرفت که این Remot Contorl هایی که در خانه همه ما وجود دارند و همچنین انواع و اقسام لوازم برقی و غذاهایی بسته بندی شده و حتی آسفالت خیابان ها، همه و همه ما رو از راه سعادت و کمال دور می کنند.
البته من جایی شنیده ام که پس از ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ساختمان های بالای دو طبقه همه تخریب می شود
حال تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل.
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام بر دوستان
پیشنهاد میکنم کتاب هفت آسمان جوانی نصایح پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به اباذر(علیه السلام) را حتما بخوانید ...
فکر کنم نوشته ایت الله العظمی فاضل لنکرانی بود
گزیده ای از نصایح :
ای اباذر ! ارزش علم بیشتر از عبادت است وبدان اگر انقدر نماز بخوانید که مانند کمان خم شوید و انقدر روزه بگیرید که همچون تیرها لاغر شوید سودی ندارد مگر با تقوی
پس باید علمی را انتخاب کرد که تقوی را زیاد کند
نصیحتی دیگر :
ای اباذر ! علم تو باید تو را بگریاند وگرنه این علم سودی ندارد ... (در اینجا قسمتی از قران کریم اورده بود که من خلاصه میکنم چون درست نمیدانم چی نوشته بود) وگریه کردند و سر را به سجده نهادند و تواضع(یاقناعت درست نمیدانم)پیشه ساختند ...
این علم خوب است نه علم های دیگر
ان شاءالله کسانی که در آیات قرآن خبره هستند بیایند و صحیح جملات را بگزارند
به قول دکتر حسن عباسی :
کسانی که که از این دانشگاهها فارغ التحصیل می شوند به جایی که خوفشون از خدا بیشتر باشد خوفشون کمتر است
من نظر شخصی خودم علم .
یه بنده خدا کلی عبادت می کنه ولی بقیه کار اون بنده خدا درست نیست ولی یه بنده خدا کلی علم پیدا می کنه و از طریق اون به خدا دین خدا به قدرت خدا به عظمت خدا به نعمت های خدا به بزرگی خدا به همه این ها می رسه خدا خودش علم رو دوست داره گفته تو دین من هیچ اجباری نیست پس اون فرد خیلی بهتر از یه نفر که از بچگی مسلمان بوده عادی شده براش خدا تو قرآن می فرماید این آیات من برای اهل یقین هست برای کسانی که فکر می کنن برای کسانی که تفکر می کنن پس خدا هم دوست داره با علم با تفکر به دینش برسی به آیات برسی به این که خدا چقدر بزرگی داره نه این که بگن چرا مسلمانی بگی چون پدر و مادرم مسلمان بودن خدا دوست داره از راه علم و تفکر به دینش برسی
به قول یکی از استاد های دانشگاهمون تا یک زمانی اجبار در دین نیست ولی اگر از جایی گذشتی اجبار در دین هست
مثلا اگر یک شخص معمولی بخواهد دین خود را عوض کند مشکلی ندارد هر کاری بخواهد میتواند بکند ولی اگر به جایی رسیدی که ابروی دین دست او است و اورا با دینش میشناسند بخواهد از دین خارج بشود در انوقت در دین اجبار است ...
مرتد شدن هم به همین معنا است
یکی مثل سلمان رشدی که در دین به جایی رسیده بود و مقالات بسیاری نوشته بود و انسانهای زیادی را دور خود جمع کرده بود به یک باره به سمت غرب گرایید و انسانهای زیادی را مردد کرد و با این کارش دین را خراب کرد ...
دین برای او اجبار بود چون اگر کسی این راه را انتخاب کند تا اخرش باید برود مثل یک فراماسونر که وقتی انتخاب کردی و به جایی رسیدی دیگر نمیتوانی بر گرگردی ...
ولی اگر کسی دین را نخواست با شرطی که اگر کسی نفهمد دین خود را عوض کرد اشکالی ندارد فقط فرقش با دیگران این است که اون راه فرار هایی که در اسلام قرار دارد و ان پاداشهایی که وجود دارد را دیگر نمیتواند استفاده کند ...
البته این فقط نظر استاد دانشگاه ما است نه نظر خود من ولی این نظر با عقل ما که جور درامد ...
حرف اقا امیر کاملا درست است من هم همین را میگویم ولی جوری دیگر ...
میگم فکر نکنم کسی که مثلا زبان انگلیسی یا آلمانی یا فرانسوی میخواند بتواند به ان سطح تفکر و تعقل و بینش و بصیرت و اهل یقین در دین برسد مگر این که دین را هم در کنارش بخواند که کار مشکلی است ...
بهترین کار فقط خواندن دین است مثلا رفتن به حوزه علمیه (ولی ما که خودون عالم بی عملیم)
در این روزگاران همه امر به منکر و نهی به المعروف میکنند ...
اللهم عجل لولیک الفرج
خدا در خلقت انسان از خوش در ما دمید و به ما قدرتی داد تا تفکر کنیم و به او برسیم با نگاه به اطراف خود و در وجود ما هم قدرت کوچکی از خلق کردن هست و این نشان از این است که ما میتوانیم پیشرفت علمی کنیم و از طریق اون به کسانی که در گمراهی بهسر میبرند دینو ترویج بدیم
سلام شما مشخص نکردین که چه علمی وچه عبادتی خیلی خیلی کلی پرسیدن چون فرق می کند در راه کی باشد علم در راه خدا باشدیا شیطان عبادت در راه خدا باشد یا شیطان وسرانجام ان علم وعبادت ازهمه قسمتاش مهمتراینه که به کجا برسه دوستان مثالهای زیادی از 2دم بودن اینها زدن منهم یه مثال می ریزنم شیطان در درگاه خداوند چند هزار سال عبادت کرد ونمازخواند عاقبت به کجا رسید.
تو این پست مشخص نشده فقط در مورد انسان است بعد ارتباطش تواینه که شیطان 6000سال عبادت داشت به قول شما 6000سال به فرمان خدا عمل کرد جز اون مورد که ترد شد بعد یکسری انسانها وماسونها به عبادتش پرداختندوشیطا ن یه علم کاذب بهشون داد انها هم در راه ضد امام زمان دارن استفاده می کنن.
با سلام به رفقا و زحمت کشان این سایت وزین.
در مورد بحثی که مطرح شده اظهار نظر شخصی داشتم.
مگر بزرگ ترین هدف خلقت خداشناسی نیست و اینکه همه به سمت حقیقت درون خود برسند (که آن جز حضرت باری تعالی است). در پی همین جمله باید عرض کنم که برای رسیدن به خدا انسان باید تلاش کند تا خود و محیط اطراف خود را بشناسد که خود کسب علم حقیقی و این که به خیر ختم شود و به سمت راه و روش الهی برسد و به انحرافات نکشد از دو راه متعارف امکان پذیر است.
1- تحقیق و بررسی که منجر به علم می شود ( حال در هر کار صحیحی که استفاده شود ).
2- خواست و تمنا به درگاه الهی (عبادت) که خود موجب رسیدن به علم می گردد (یعنی ما از خود پروردگار درخواست یافتن راه حقیقی را بنماییم « البته نه در آن مقیاسی که تمام علم کائنات در سینه مبارک پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رسید بلکه در حد خودمان » ) یعنی ما در عبادت خود داریم که اهدنا صراط المستقیم که منظور از صراط همان بینش صحیح یا علم راه درست می باشد.
فلذا بر این سوال این شبه مطرح است که آیا کسب علمی که در جهت خداشناسی و خدمت به خلق نباشد در چه جایگاهی است آیا باز بر عبادت پیشی می گیرد.
ضمن آنکه بنده معتقدم عبادتی که در آن مغزی - کسب علم الهی توسط کائنات - خدمت به خلق- رسیدن به راه حقیقت و مستقیم و امثالهم و تشکر از خالق جهانیان ... - نهفته نباشد شاید جایگاهی نداشته باشد.
و همچنین علمی که در آن نیت خیری نباشد مثلاً تفکر در طراحی و ساخت یک آشوب و یا یک دسیسه که بر ضد خلق می باشد و منجر به خلق یک علم می شود هم از عبادت بالاتر است؟؟؟
به نظر بنده هم به قول آن دوست عزیزمان هر دو مکمل یکدیگرند فقط به نیت آن بستگی دارد.
پیروز و سربلند باشید. اللهم عجل لولیک الفرج.
یا علی