سلام بچه ها
من میخوام گناه نکنم امامتاسفانه این نفس لعنتی نمی ذاره میرم باخدادوست بشم امااحساس میکنم خدابمن توجه نمیکنه میرم باامام زمان دوست بشم اماانگارایشون بامن دوست نمیشدم چندوقتیه که حالم گرفته
میگم من کجاوترک گناه کجا؟
من کجا واون بالایی کجا؟بااین همه گناه میدونم حتی دوست نداره نگاهم بکنه
امام زمان انشاءالله انقدرفیق باحال مثل استادآقا علی داره که دیگه دوستی که من باشم نمیخواد
میخوام گناه نکنم امانمیشه تازه دلم ازخدا وائمه هم گرفته(میدونم خیلی پرروهستم)آخه هرچی صداشون میکنم ...
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دوست عزیز
اول توکل به خدا و توسل به ائمه
دوم صبر و شکیبایی و ناامید نشدن
(این جمله را هیچ وقت یادت نره... یه بار یکی بهم گفت توذهنم مونده: تا وقتی ناامید هستی منتظر رحمت خدا نباش...)
سوم که البته همراستابابقیه هست، مراقبه داشتن. بدون مراقبه به جایی نمیرسیم...
چهارم: استفاده از پارامتر محبت... میگن محبت بالاخره کار خودش رو میکنه... این که میگه از اهل بیت دلخوری ... سعی کن این دلخورری را برای خودت یه طوری حل و فصلش کنی... چون همین که باهاشون صحبت میکنی نعمتیه... و مطمئن مطمئن باش که محبتشون بالاخره نجاتت میدن...
پنجم: همش با خدا حرف بزن. مثل یه دوست صمیمی ... بهش بگو در طول روز چی شده ... خودت کمکم کن و... این خیلی اثر داره...
یه چندروزی سکوت بکنی و این کارها رو انجام بدی اثر خوبی خواهد داشت ان شاالله ...
امشب هم شب خوبی هست برای سجاده پهن کردن...
التماس دعا