در سال 1388 چون گذشته، کتاب جزو لاینفک زندگیام بود. از کودکی به مطالعه عادت کردم. اوّلین کتابی که خواندم در حوالی شش هفت سالگی بود که هیچگاه فراموشش نمیکنم. پدرم چاپ معروف و قطور «هزار و یک شب» را برایم خرید و هدیه آورد. به این ترتیب، با حکایتهای «هزار و یک شب» آغاز کردم که در آن سن و سال، بهرغم نثر قدیمی و ثقیل آن، برایم سراسر شگفتی بود؛ سندباد بحری، علاءالدین و چراغ جادو، علی بابا و چهل دزد بغداد و غیره و غیره.
اندکی بعد، پس از شهادت پدر، در 10 سالگی تعطیلات تابستان را در قلعه پدری در روستای دارنگان میگذرانیدم که مادرم از شیراز دو کتاب هدیه آورد: متن کامل شاهنامه فردوسی انتشارات امیرکبیر، چاپی چشمنواز و جذاب، و آثار ویلیام شکسپیر. به یاد نمیآورم کدام چاپ بود. فقط یادم است که تمامی آثار شکسپیر در آن بود. از هملت و اتللو تا مکبث و شاه لیر و تاجر ونیزی.
سه کتاب فوق، هزار و یکشب و شاهنامه فردوسی و آثار شکسپیر، بر من تأثیر عمیق گذارد. از آن پس کتاب و کتابخانه جزو زندگیام بود...
در سال 1388 هم کتابهای فراوانی خواندم یا در حال مراجعه مدام به کتاب بودم. اگر اینترنت را جزو مطالعه بهشمار آوریم، که قطعاً چنین است، در سال 1388 بیشتر اوقاتم با اینترنت گذشت. بسیار شاد شدم زمانی که از طریق تورنت داونلود متن کامل ویرایش جدید «دائرةالمعارف جوداییکا» (چاپ 2007 در 22 جلد) را به صورت فایل پی. دی. اف به دست آوردم و نیز متن کامل ویرایش دوّم «دائرةالمعارف اسلام» را (چاپ بریل لیدن، 1986 در 13 جلد) را.
پیشتر، ویرایش اوّل جوداییکا (چاپ 1971) را داشتم و سی. دی. ناقصی از دائرةالمعارف اسلام (ویرایش دوّم) را که مرحمت دکتر محمدرضا بهشتی، استاد فلسفه و پسر ارجمند مرحوم آیتالله شهید بهشتی بود. این سی. دی. را در سفر آلمان به قیمتی گزاف، بالای پانصد هزار تومان، خریده بود و نسخهای از آن را به من اهدا نمود که سالها استفاده کردم.
در سال 1388 در وبگاه «آرشیو دات ارگ» به کتابخانه غنی و ارزشمندی از منابع تاریخی دست یافتم؛ برخی سفرنامهها و کتب کمیاب که دستیابی به یکایک آنها برایم شادمانی بود. به یقین، در سال 1389 غنای اینترنت به عنوان یک کتابخانه عظیم جهانی با سرعتی شگفت بیش از سال 1388 خواهد بود.
در سال 1388 مدتی کوتاه در نیویورک بودم. به لطف دکتر حسین کمالی، استاد ایرانی دانشگاه کلمبیا، از کتابخانه باتلر دیدن کردم. باتلر سالها رئیس دانشگاه کلمبیا بوده و دکتر عیسی صدیق، دانشآموخته کلمبیا و از بنیانگذاران دانشگاه تهران، در کتاب «یادگار عمر» از او سخن گفته.
ساختمان باتلر در گذشته محل مدیریت و مرکز اداری دانشگاه بود ولی اکنون یکی از 23 کتابخانه دانشگاه کلمبیاست.
در 23 کتابخانه دانشگاه فوق حدود 10 میلیون جلد کتاب نگهداری میشود و سالی 3 میلیون دلار بودجه برای خرید کتاب و اسناد در اختیار دارند. مهمترین بخش کتابخانه باتلر، از منظر کار من، کتابخانه شخصی سعید نفیسی است که به دانشگاه کلمبیا فروخته به قیمت کتابی یک دلار.
بر کتابهای سعید نفیسی این مهر درج شده: «سعید بن ناظمالاطبا» و نوشتهای با این مضمون به خط نفیسی: «این امانت چند روزی نزد ماست.» حضور در این کتابخانه سیاحتی کوتاه ولی جذاب بود.
در سفر نیویورک به شعبه اصلی کتابفروشی نامدار «استرند»، واقع در خیابان برادوی، تقاطع خیابان دوازدهم، سر زدم. کار کتابفروشی «استرند» خرید کتابخانههای خصوصی و فروش آنهاست. دنیایی است از کتب نایاب و کمیاب. با مراجعه به وبگاه کتابفروشی فوق میتوان عظمت آن را دید. در همان نگاه اوّل چاپهای کمیاب و قدیمی بریتانیکا و چاپ اوّل آثار وینستون چرچیل توجهم را جلب کرد. همان جایی است که شوق دیدارش را داشتم. این کتابفروشی جالبترین مکانی است که در نیویورک دیدم. آرزوهای تحقق نیافتهام یکباره زنده شد. سالهایی که تصوّر میکردم میتوانم با اتکا به برخی حمایتها کارهای بزرگ انجام دهم و همه به باد رفت.
به یاد سفر سال 1372 به لندن افتادم. پولی محدود، حدود دو هزار پوند، داشتم که فقط برای گذران و خرید مختصر برخی منابع و اسناد کفایت میکرد؛ و با افتخار ادعا میکنم که از این پول نهایت استفاده را بردم. در همان زمان، با حسرت، دیدم که در سفارت ایران پولهای گزاف صرف خرید کتابهای قطور و شیک میشود که هر کدام یکی دو هزار پوند قیمت دارد؛ آنهم برای انباشتن و تزئین کتابخانه وزارت امور خارجه. آن زمان، چون امروز، فقط میتوانستم تأسف بخورم برای مدیریت فرهنگی ایران؛ کشوری که همه چیز دارد ولی عقلایی در کسوت «مدیران فرهنگی» ندارد! در همان زمان بود که، در چارچوب برخی داد و ستدهای سیاسی، این و آن را برای «دریافت مدرک دکترا در کوتاهترین زمان ممکن» به لندن میفرستادند. چه فکر میکردند؟
نمیدانم از کدام کتاب به عنوان «بهترین» کتابی که در سال 1388 خواندهام نام ببرم. کتاب کتاب است و هماره به کتاب به عنوان «مأخذ» نگریستهام. گاه برخی دوستان و آشنایان میپرسند: «بهترین کتاب تاریخی کدام است؟» پرسشی از این عجیبتر نمیشناسم. میخواهند تمام تاریخ را در یک کتاب بخوانند. چنین کتابی وجود ندارد. میتوان کلیات و مقدماتی مانند «تاریخ تمدن» ویل دورانت را خواند ولی این تنها شروع است؛ شروعی که باید به خواندن متون معارض و نقادی و سرانجام به اجتهاد بینجامد.
از مطالعه خود در سال 1388 سخن میگویم و قطعاً نمیتوانم درباره کتاب عجیب «نماد گمشده» دن براون خاموش بمانم. این کتاب را، که به لطف پسرم حبیبالله بدان دست یافتم، یک روزه خواندم. یعنی شروع که کردم تا انتها بدون وقفه و مکث پیش رفتم. چهار صبح به پایان رسید. سالها بود رمانی را چنین با ولع، و نیز با دقت، نخوانده بودم. جنجالیترین کتابی است که در سال 2009 منتشر شده. در روز اوّل یک میلیون نسخه آن فقط در ایالات متحده آمریکا و بریتانیا و کانادا به فروش رفت. چاپ اوّل 5 میلیون و 600 هزار نسخه بود. بلافاصله چند ترجمه از آن به فارسی منتشر شد و همزمان چند کتاب راهنمای رمان فوق انتشار یافت با اسامی چون: رمزگشایی از نماد گمشده، راهنمای مصور نماد گمشده، رازهای نماد گمشده و غیره و غیره.
«نماد گمشده» سوّمین رمان دن براون در زمینه فرقههای رازآمیز است. اوّلی «کد داوینچی» بود، دومی «فرشتهها و دیوها» و سومی «نماد گمشده». براون در «کد داوینچی» فرقه «شهسواران معبد» را میشناساند، در «فرشتهها و دیوها» «ایلومیناتی» را و در «نماد گمشده» طریقت کهن درجه سی و سوّم آئین اسکاتی در فراماسونری را. و همه را با نگاهی مثبت و همدلانه میشناساند.
قهرمان داستان، پیتر سولومون، رهبر ماسونهای اسکاتی کهن در آمریکاست، کسی که در آئیننامه رسمی فرقه فوق «بزرگ فرمانروای بااختیار» نام دارد و این نام، برخلاف ادعای دن براون، نمادین نیست. سولومون رئیس خاندانی است که بهنوشته دن براون نیمی از سهام بانکهای ایالات متحده آمریکا را در تملک دارد. این نیز تصادفی نیست. به گمان من، پیتر سولومون نماد شخصیتی واقعی بهنام لرد ویکتور روچیلد است و خواهر دانشمندش کاترین، نماد پروفسور "اما روچیلد" دختر ویکتور و استاد دانشگاه هاروارد. زمانی درباره «نماد گمشده» و «رازهای» آن خواهم نوشت و یادداشتهایی نیز فراهم آوردهام.
کسانی که کتاب «نخستین تکاپوهای فراماسونری» مرا خواندهاند (جلد چهارم از مجموعه «زرسالاران») میدانند که این تسلسل در رمانهای سهگانه دن براون تصادفی نیست: ابتدا «شهسواران معبد»، سپس «ایلومینانی» و سرانجام «طریقت اسکاتی کهن» در فراماسونری. در پنج جلد منتشر شده «زرسالاران» جایگاه بزرگ «شهسواران معبد» (تمپلارها) را در پیدایش استعمار جدید غرب معرفی کرده و نشان دادهام که بقایای این فرقه پس از انحلال و سرکوب در فرانسه و انگلستان، به جرم «شیطان پرستی»، که به نظر من، برخلاف نوشته دن براون، نه «اتهام» و «انتقام» ناشی از هراس کلیسا بلکه واقعیت بود، به اسپانیا و پرتغال پناه بردند و در قالب طریقتی جدید بهنام «شهسواران مسیح» موج سازمانیافته تهاجم به بقایای دولتهای اسلامی اندلس و سپس به شمال آفریقا و سرانجام به قاره آمریکا و شرق را آغاز کردند. این سرآغاز استعمار جدید است.
مطالعه «نماد گمشده» انگیزهای شد تا فیلمهای «کد داوینچی» و «فرشتهها و دیوها» را برای بار دوّم با دقت ببینم و آنگاه اوقات خود را در تعطیلات نوروزی به تماشای سریال عجیب «لاست» بگذرانم. از این کنکاش وقتگیر ولی بسیار جذاب راضیام.
تمامی حوادث این رمان دن براون، برخلاف دو رمان قبلیاش، که در 24 ساعت رخ میدهد، در 12 ساعت است. پروفسور لانگدون، شخصیت اصلی سه رمان فوق، ساعت 6 بعد از ظهر شنبه وارد واشنگتن دی. سی، پایتخت ایالات متحده آمریکا، میشود و در پایان رمان در ساعت 6 صبح یکشنبه تابش طلوع آفتاب را بر ابلیسک شهر واشنگتن، «بزرگترین ابلیسک جهان»، نظاره میکند. اینک وقایعی عجیب رخ داده و به ظاهر، طبق روایت دن براون و سرمایهگذاران بر کارهای او، «رازها» آشکار شده. همه در 12 ساعت!
براون آگانه این 12 ساعت شبانه را برگزیده. ساعات فوق برگرفته از کتاب «امدوات» Amduat است که داستان سفر رع، خدای خورشید، را به ژرفای زمین، به جهان تاریکی، به دنیای پس از مرگ، بیان میکند. طبق روایت امدوات، جهان زیر زمین به 12 ساعت شب تقسیم میشود و در هر ساعت خدای رع با دوستان و دشمنانی جدید مواجه میگردد. ظاهراً هدف از کتاب امدوات و دفن کردن آن با جسد فراعنه، آشنا کردن روح فرعون مدفون با نام این خدایان و اهریمنان است تا آنان را بشناسد و با صدا زدن به نام از ایشان یاری طلبد یا شکستشان دهد. رع در ساعت اوّل وارد افق غرب میشود که آغاز شب و زمان آمیزش روشنایی و تاریکی است و در ساعت 12 از افق شرق خارج میشود که زمان طلوع آفتاب و شروع روز جدید است. کتاب دن براون این نظم را مراعات کرده است.
زمانی که در سال 1370 مقاله «ابهام در تاریخنگاری ماسونی ایران» را نگاشته و منتشر کردم، «طریقت کهن اسکاتی» «یک راز» بود نه تنها برای من بلکه برای بسیاری از محققان در جهان. میگویند استفن نایت، روزنامهنگار جوان انگلیسی، به خاطر کاوش در این حوزه و معرفی طریقت فوق، و انتشار نام اعضای شورایعالی درجه سی و سوّم بریتانیا برای نخستین بار، جان خود را از دست داد. برخی میگویند مرگ او به دلیل بیماری بود. نمیدانم. امروزه، پس از گذشت کمتر از دو دهه، این فرقههای رازآمیز در قالب رمان و فیلم و موسیقی و غیره به همگان عرضه میشوند.
سریال سراسر رمز و ایهام و نماد «لاست» چنین است. این «رمزگشایی» از آنچه در سدههای نوزدهم و بیستم به شدت کتمان میشد به چه معناست؟ آیا صرف بودجههای عظیم و بیحساب برای ترویج و اشاعه این فرهنگ جدید «فرامادی» تصادفی است؟ این «معنویت جدید» که هم در تعارض کامل با «مادیگرایی» سدههای نوزدهم و بیستم میلادی است و هم در تقابل با معنویت سنتی ادیان کهن توحیدی، چه هدفی را دنبال میکند؟ چرا در این موج بزرگ فرهنگی، آئینهای چندخدایی تبلیغ و ستایش میشوند ولی ادیان توحیدی آماج هجو و تحریف و تهاجماند؟ این پرسش بزرگ من در پایان سال 1388 است.
قيمت کتاب(استفن نایت) برادری 4800 تومان و کتاب انجمن های محرمانه 4300 تومان است كه با پول پست براي خارج از تهران
دوستان تحت هيچ عنوان اين كتاب را در اينترنت به صورت پي دي اف يا هر چيزه ديگري پخش نكنند چون اين انتشاراتي به شدت پيگيرش است و