(۱۱/فروردین/۹۱ ۲:۴۱)Mohammad Trust نوشته است: [ -> ]فقر که از یک در خانه وارد بشه ، دین و ایمان از یه در دیگه خارج میشه.
دولت باید یه فکری کنه که نمیکنه
اولاً اين جمله حديث نيست كه بسياري هم (حتي برخي از آخوندها آن را به نقل از اميرالمؤمنين عليه السلام بيان ميدارند)
دوماً اگر عمري باشد و توفيقي در يك تاپيك مجزا به صورت مبسوط پاسخ داده ميشود به اين ادعا.
اجمالش چنين است:
اولاً در روايت داريم كه اگر كسي فقر حيرانش كرد، ثروت اگر بهش ميرسيد گرفتار تكبر ميشد و با اون ثروت گناه و طغيان ميكرد!
يعني چي؟
یعنی کسانی که در امتحان بندگی در حالت فقر مردود می شوند اگه پول دار و ثروتمند میشدن مطلقا وضعشون از نظر دینداری بهتر نمیشد و ای بسا بدتر رفتار می کردن.
بنابر اين كسي ادعا كنه كه من رو فقر به اين گناهان و احياناً كفر كشانده پاسخ اينه كه تو اگه ثروتمند ميشدي اوضاعت از اين خرابتر ميشد!
در ثاني حديث معروفي هست از رسول خدا كه ميفرمايد
كاد الفقر يكون كفرا
نزديك است كه فقر به كفر بيانجامد كه نزديك مضموني هست كه جناب محمد تراست نقل كردند !
اما بايد توجه داشت كه اين حديث تقطيع شده و در نتيجه معني ديگري را منتقل مي كند غير از معني حقيقي!
اصل حديث چيست؟
لَوْ لَا رَحْمَةُ رَبِّی عَلَى فُقَرَاءِ أُمَّتِی كَادَ الْفَقْرُ یَكُونُ كُفْراً
یعنی اگر رحمت خدا بر فقرا نبود، فقر به کفر منتهی می شد!
يعني چه اگر رحمت خدا نبود!!!؟؟
يعني خداوند يك عنايت ويژه مي كنه به كسي كه برايش فقر تقدير كرده و صبر اين امتحان رو ميدهد كه از او به گناه نيافتد
و اگر كسي به واسطه فقرش به گناه و يا حتي كفر بيانجامد اين رو نميتونه پاي فقرش بگذاره بايد بگذاره پاي نفس پرستي خودش!!! چرا كه خدا از سر رحمتش ظرفيت لازم براي موفقيت در اين امتحان رو بهش داده
ضمن آنكه اصل حديث جزء ديگري هم دارد كه بيان نميشه او چزء چيه؟:
کَادَ الْفَقْرُ أَنْ یَکُونَ کُفْراً وَ کَادَ الْحَسَدُ أَنْ یَغْلِبَ الْقَدَرَ
نزديك است كه فقر به كفر بيانجامد و نزديك است كه حسد بر تقدير غلبه كند.
خوب يك سوال آيا حسد بر تقدير خداوند غلبه پيدا مي كند؟
قطعاً خير و خداوند تقديرش رو جاري مي كنه چه ما خوشمان بيايد و چه نيايد!
قسمت اولش هم همين است
آيا فقر به كفر بيانجامد
نه اون رحمت خدا كه در بالا گفته شد مانع ميشود!
مگر آنكه شخص به واسطه داشتن اختيار و با نفس پرستي كفر رو انتخاب كنه در حالي كه خدا قدرت و ظرفيت صبر بر آن فقر رو از قبل به او بخشيده.
دوباره ياداوري مي كنم طبق سخن معصوم
اگر كسي در امتحان فقر رفوزه شود قطعاً اگر ثروت بهش ميرسيد نامه عملش بدتر از اين ميشد.
بنابر اين زماني كه با چنين روايتي مواجه ميشويم:
در حكمت 372 نهج البلاغه به نقل از امير مؤمنان:
«إذا بَخِلَ الْغَنِىُّ بِمَعْرُوفِهِ باعَ الْفَقيرُ آخِرَتَهُ بِدُنْياهُ،
هرگاه اغنيا از كمك به ديگران بخل بورزند فقرا آخرت خود را به دنيايشان مى فروشند».
مقصود اگر آنگاه قطعي نيست!
چرا كه اولاً مشاهده ميشود كه بسيار مشاهده ميشود فقرايي كه نه تنها آخرت را به دنيا نفروختهاند در حالي كه اغنيا از كمك بخل ورزيدهاند بلكه به مراتب بالاي ايمان نيز نائل گشته اند.
در ثاني اختيار وجود دارد و طبق آنچه بيان شد خداوند به كسي كه برايش فقر را تقدير كرده عنايت ويژه دارد و اگر آن فقير راه معصيت و كفر را در پيش بگيرد يعني به رغم داشتن توان تحمل فقر تابع هواي نفسش شده است!
و اينكه فقيري به علت فقرش و بخل ورزيدن اغنيا در اطرافش آخرت خود را بفروشد توجيهي براي روز قيامتش نيست! و نميتواند اين مسئله را بهانه كند چرا كه همانگونه كه بيان شد؛ خداوند به او توانش را داده ضمن آنكه اگر چنيني كسي ثروتمند ميشد به مراتب دست به گناهان بزرگتري ميزد و كفرش بيش از حالت فقرش ميشد.
همانگونه كه در قرآن بيان شده كه اكثر مردم سست ايمان و مشرك و ناسپاسند
فقراي زيادي هم كفر ميورزند
اما ريشه اين كفر و معصيت عدم توان بر ترك آن نيست!!! بلكه تبعيت مختارانه از هواي نفس است!
همانگونه كه ريشه سست ايماني و مشرك بودن اكثر مردم نيز عدم توان ايشان بر ترك اينها نيست بلكه تبعيت مختارانه از هواي نفس آنها را به اين مراحل ميكشاند.
بنابر اين آنچه محور اصلي اين سخن اميرالمؤمنين است هشدار به اغنيا و مسئولين است كه بر اثر بخل ورزيدن و بيكفايتي و كوتاهي در گناه فقرا سهيم خواهند بود؛ نه جواز و توجيهي براي آخرت فروشي فقرا!!!
پي نوشت:
«كَلاَّ إِنَّ الْإِنْسانَ لَیَطْغى * أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى[علق/۶-۷] چنین نیست (كه شما مى پندارید) به یقین انسان طغیان مى كند. از اینكه خود را بى نیاز ببیند.»
امام کاظم علیه السلام:
مَن وَلَههُ الفَقرُأ بطَرهُ الغِنى.
آن که نَدارى حیرانش کند، توانگرى سرمستش مى سازد.
بحارالانوار،ج۷۴ص۱۹۸
بَطِرَ :
تكبَّر عند حلول النِّعمة فصرفها إلى غير وجهها.
رسول خدا حضرت محمد مصطفی صلوات الله علیه آله:
الْفَقْرُ خَيْرٌ لِلْمُؤْمِنِ مِنَ الْغِنَى إِلَّا مَنْ حَمَلَ كَلًّا أَوْ أَعْطَى فِي نَائِبَة.
براى مؤمن، فقر و نداری بهتر از ثروت و توانگرى است،
مگر اینکه به واسطه ثروت و دارایی،
بارى از دوش ديگرى بردارد
و يا به مستمند و بیچاره و مصيبت ديده اى كمك رساند.
مجموعه ورام: ج1، ص 303
قَالَ رسول الله صلوات الله عليه و آله لَوْ لَا رَحْمَةُ رَبِّی عَلَى فُقَرَاءِ أُمَّتِی كَادَ الْفَقْرُ یَكُونُ كُفْراً
اگر رحمت خدا بر فقرا نبود، فقر به کفر منتهی می شد!
جامع الأخبار، ۱۰۹ و بحار الأنوار، ج۶۹، ص ۴۷.
کَادَ الْفَقْرُ أَنْ یَکُونَ کُفْراً وَ کَادَ الْحَسَدُ أَنْ یَغْلِبَ الْقَدَرَ
نزديك است كه فقر به كفر بيانجامد و نزديك است كه حسد بر تقدير خداوند چيره شود.
الكافي ج ٢ ص ٣٠٧.
اميرالمؤمنين علي عليه السلام:
«إذا بَخِلَ الْغَنِىُّ بِمَعْرُوفِهِ باعَ الْفَقيرُ آخِرَتَهُ بِدُنْياهُ،
هرگاه اغنيا از كمك به ديگران بخل بورزند فقرا آخرت خود را به دنيايشان مى فروشند».
نهج البلاغه: حكمت 327