۱۱/فروردین/۹۱, ۱۸:۲۴
تساوی صرف عدد ابجدی دو عبارت دلیلی بر یکسان بودن و ارتباط بین ذات کلمات نمی باشد . اصولا این جمع کردن عبارت ها و تساوی پیدا نمودن آن از بین دراویش به بیرون راه پیدا نموده است یعنی تا قبل این کسی نمی امد بگوید که عدد فلان عبارت با فلان عبارت یکسان است پس رابطه بین این دو کلمه هست .
برای مثال :
لا اله الا هو = 110
علی = 110
سپس نتیجه می گرفتند این علی است که خدایی جز او نیست .
پس اگر اینگونه باشد
عمر = 310
شاهد = 310
پس باید بتوان از این نیز نتیجه گرفت که عمر شاهد است .
خب اینگونه که نمیتوان استنباط نمود اگر دلیل بر استنباط اینگونه است هر کس می تواند هر آیه ای را که خواست طبق رای خود تفسیر نماید . این ها بدعت در دین است یعنی شما بیایید یک مساله ای را با توجه به چیزی که می خواهید طبق یک ضابطه ای که معلوم نیست تفسیر نمائید .
از این نمونه ها شاید زیاد شنیده باشید که امروز هم بسیاری از عارف نمایان در بین مردم شایع نموده اند که بنده با مثال هایی که میزنم فقط قصد این را دارم که بگویم این حساب ها مردود است . فقط عذر میخواهم یک فکر نکنید بنده ضد شیعه و ضد اسلام هستم . بنده میخواهم اسلام و تشیع سر بلند باشد که این ها را میگویم . یعنی آفت ما این است که خودمان با بیان این مطالب و قرار دادن تساوی ابجدی ریشه خودمان را می زنیم . پس دوستان توجه داشته باشید که مثال هایی که میزنم و از نام معصومین علیهم السلام و آیات قران و کلمات بی ربط در کناراین اسامی استفاده میکنم نه قصد توهین دارم نه قصد زیر سوال بردن مفاهیم اسلامی فقط قصد این است که مطلب برای شما دوستان عزیز مفهوم گردد و در حین کار متوجه میشوید که خیلی از این ها خنده دار هستند به خدا اینها آبرو بر هستند و اصلا خنده دار تر از آنی هست که بخواهد بیان شود ولی باور کنید بنده خودم بارها از زبان این دوستان مذهبی شنیده ام که امروزه واقعا برای ما آفتی شده که باید جلوی آن گرفته شود .البته با روشنگری نه با زور
خب برویم بر سر نمونه ها :
شنیده شده که می گویند چون سوسیس کالباس =310 و عمر نیز 310 پس نگاه کنید این ها حقایق است دارد میگوید این سوسیس کالباس مضر است
. خب باید در جواب گفت عمر مگر فقط با یک اعراب خوانده میشود یعنی مگر فقط با رفع و نصب و سکون خوانده میشود می تواند با اعراب رفع و سکون و سکون خوانده شود که معنای سن و سال و شاید بشود از این تساوی نتیجه گرفت که سوسیس کالباس باعث طول عمر میگردد . اصلا اگر منظور عمر به رفع و نصب و سکون هم باشد مگر در این دنیای به این بزرگی ما یک عمر داریم هزاران عمر وجود دارند که خیلی ها هم شیعه بودن در طول تاریخ و انسان های خوبی هم بودن .
در زیر نمونه های زیادی برای شما قرار میدهم :
(ابوبکر = 231-----الصدوق= 231----- الر ( از حروف قرآنی ) = 231)
ابابکر = 226----- موفق = 226---- یا طاهر=226)
عمر =310----یا محب المحسنین =310----میسر=310 )
عمر + ابوبکر + دیو + معاویه = 693-------حروف نورانی قرآنی (صراط حق علی نمسکه )= 693)
یزید = 31------ یا ودود = 31 ----- یا هادی =31 ------- یا بدوح =31 )
(عثمان = 661------- ساتر = 661------ستار = 661 )
(قد افلح المومنون =446----بالابلیس عمر=446)
(عباس =133------باب حسین = 133----- ج ل ق=133)
( مارد = 245---- مادر =245---- مدار = 245---- مراد =245 )
(علی ولی الله =222---- کرب = 222---- بکر = 222 ---- رکب = 222 ----- کبر = 222---- برک = 222---- ربک = 222)
(علی ابن ابی طالب = 218----- سم مسیح = 218 ------ ابن لعينه=218------ابنه لعین =218)
(ام الکتاب = 495 -------- الشيطان ابوالجان=495------- وهوامیر المومنین=495)
(محمد يزيد علي=233----------البر =233)
(انا علی امیر المومنین=640-------- نار لعين بالمومنين=640)
(کافر = 301 ----- کفار= 301-------فکار = 301 --------فکرا = 301 )
( خر = 800 ---- رخ = 800
)
(چه بی خرد =824----- چه بخرید = 824----- چه بد خری =824----چه خر بدی = 824
)
( خر ما کافر است =1603----------کافر خر ما است =1603----------فکر خار ما است =1603-------- فکر ما خار است =1603
)
( شیر را ادم می خورد =1616-------------ادم شیر را می خورد =1616------------ شیر ادم را می خورد =
1616)
( قابیل ،هابیل با بیل کشت =956---------- قابیل با بیل هابیل کشت =956------------با بیل قابیل ، هابیل کشت =956
)
( کمر=260------ کرم = 260---------مکر = 260)
این ها عبارات ساده بودند که نوشتم اگر بنا بر ساختن دو عبارت طولانی تر باشد که با هم مساوی باشند چه ورق ها که میتوان سیاه نمود تا عمر هست می توان نوشت و عمر را به بطالت گذراند حال میخواهد آن عباراتی که میشود ساخت از قرآن بیاورید چه از روایات چه از کتاب داستان .حال می خواهم یک نمونه تقلید از تفاسیر عرفانی قلابی که بر مبنای این حساب ها می تواند انجام گیرد را بیاورم :
( الر از حروف قرآنی میباشند که در شان ابوبکر نازل شدند چرا که این ها در مبنای ابجدی یکسان هستند و بر معانی یکسانی دلالت دارند به قول شاعر که فرمود حرف جسم وعدد اوست چوجان پس جان الر همان ابوبکر است و رسول او را صدیق اکبر نامید که الصدوق نیز در جان با جان او گره خورده است و چه خوش گفت خداوند درکلامش که به کسانی که با تو در غار هستند بگو و این یار غار همان ابوبکر بود و اله العالمین جهت اینکه قول یاری به مومنان داد و آنان را موید به توفیق نمود بطن مطلبش به موید نمودن به عمر دارد چرا که باز نیز بطن موفق بر بطن عمر مطابق است و مومنین به عمر موید گشتند وقتی صدا می زنیم یا هادی جلوه ای دارد که در رسیدن به فعلیت به کسی ختم شد که او را یزید نامیدند به امر حق پس جلوه یا هادی به دلیل مطابقت در اعداد در یزید است ای اهل حق این ها معجزه نیست این ها حقیقت نیست ؟ فبهت الذی کفر در تجلیات انوار حق هر آنکه مستغرق گردید فهمید که حجاب ها بین حق و خلق قرار گرفت و حجاب ها نیز بین خلایق افتاد تا پرده آبرو دریده نشود و ستار و ساتر هم بر هم منطبقند و هم بر عثمان که او مظهر گشت بر این صفت و صفات و تجلیات بسیار بر او دلالت دارد و هم چنین حروفی از حروف نورانی قرآنی که خالص شده باشد ذاتش بر ذات (عمر ابوبکر هادی معاویه) مکثر گشته و از این تکثیر به تکثرات رسیدیم و از تکثرات به وحدت رسیدیم و این اسرار قطره ای بود از بحر که نصیب ما گشت و مختصر نمودیم که ملال نیفتد(( برای اولین بار در تاریخ !
)) هدیه به شما اگر خواندید یک صلوات بفرستید )
اما بحث ریاضی به دو عبارت و معادله زیر توجه کنید :
X+y=c
U+v=c
از این فقط می توان نتیجه گرفت :
X+y=u+v
ولی معلوم نیست که این میزان توازن عددی چقدر باشد و نمیتوان نتیجه گرفت x=u این کاری که می کنیم و عدد کبیر میگیریم و مساوی یک عبارت دیگر میکنیم عینا این است که ما بخواهیم از چنین معادله ای چنان نتیجه ای بگیریم که x=u که غلط است . [/b]
بگذریم این بحث را با مثال های خنده دار همراه نمودم که برایتان جالب باشد ولی واقعا جای تاسف دارد که ما بجای خواندن قرآن و عمل به روایات معصومین دنبال عدد گیری باشیم شما اگر می دانی حق است چرا دنبال این هستی که یک چیزی بسازی تا برابر عدد یک چیز دیگر باشد و خودت را گول بزنی ؟
مشکل ما این است که هر کس یاد گرفته چهار تا عدد ابجدی را جمع کند دعوی انا الجفار می زند و خود را صاحب و عامل به جفر میداند اصلا جفر یعنی چه ؟ شما یک بار بروید و تعریف جفر را بخوانید تا بدانید این عدد گیری به چه دردی میخورد . آنهایی هم که اهل عناد و لجبازی هستند بعد از شنیدن براهین و دلایل و استدلالات و امثله فراوان عوض نمیشوند و فقط اشکال تراشی می نمایند و شیوه مباحثه آنها این است که اگر من نتوانم دلیلی برای فرض اشتباهم بیاورم پس کاری میکنم که تو هم برای حکمت نتوانی دلیل بیاوری پس در نتیجه هر که رود خانه خود و شما چون خودت برای حکمت استدلال نمیتوانی بیاوری پس استدلال من هم قبول داشته باش در صورتی که همه جای این استدلال عجیب و غریب مزخرف و بچگانست . باز هم تاکید میکنم خدایی ناکرده این تساوی ها که بنده قرار دادم دلیل بر اعتقاد بنده نیست فقط جهت مثال گذاشته ام یعنی بنده با بیان آن قصد این را داشته ام که این گونه حساب و کتاب ها را باطل نمایم . با بیان این مطلب حجت بر اهل تدبر تمام شد
برای مثال :
لا اله الا هو = 110
علی = 110
سپس نتیجه می گرفتند این علی است که خدایی جز او نیست .
پس اگر اینگونه باشد
عمر = 310
شاهد = 310
پس باید بتوان از این نیز نتیجه گرفت که عمر شاهد است .
خب اینگونه که نمیتوان استنباط نمود اگر دلیل بر استنباط اینگونه است هر کس می تواند هر آیه ای را که خواست طبق رای خود تفسیر نماید . این ها بدعت در دین است یعنی شما بیایید یک مساله ای را با توجه به چیزی که می خواهید طبق یک ضابطه ای که معلوم نیست تفسیر نمائید .
از این نمونه ها شاید زیاد شنیده باشید که امروز هم بسیاری از عارف نمایان در بین مردم شایع نموده اند که بنده با مثال هایی که میزنم فقط قصد این را دارم که بگویم این حساب ها مردود است . فقط عذر میخواهم یک فکر نکنید بنده ضد شیعه و ضد اسلام هستم . بنده میخواهم اسلام و تشیع سر بلند باشد که این ها را میگویم . یعنی آفت ما این است که خودمان با بیان این مطالب و قرار دادن تساوی ابجدی ریشه خودمان را می زنیم . پس دوستان توجه داشته باشید که مثال هایی که میزنم و از نام معصومین علیهم السلام و آیات قران و کلمات بی ربط در کناراین اسامی استفاده میکنم نه قصد توهین دارم نه قصد زیر سوال بردن مفاهیم اسلامی فقط قصد این است که مطلب برای شما دوستان عزیز مفهوم گردد و در حین کار متوجه میشوید که خیلی از این ها خنده دار هستند به خدا اینها آبرو بر هستند و اصلا خنده دار تر از آنی هست که بخواهد بیان شود ولی باور کنید بنده خودم بارها از زبان این دوستان مذهبی شنیده ام که امروزه واقعا برای ما آفتی شده که باید جلوی آن گرفته شود .البته با روشنگری نه با زور
خب برویم بر سر نمونه ها :
شنیده شده که می گویند چون سوسیس کالباس =310 و عمر نیز 310 پس نگاه کنید این ها حقایق است دارد میگوید این سوسیس کالباس مضر است
. خب باید در جواب گفت عمر مگر فقط با یک اعراب خوانده میشود یعنی مگر فقط با رفع و نصب و سکون خوانده میشود می تواند با اعراب رفع و سکون و سکون خوانده شود که معنای سن و سال و شاید بشود از این تساوی نتیجه گرفت که سوسیس کالباس باعث طول عمر میگردد . اصلا اگر منظور عمر به رفع و نصب و سکون هم باشد مگر در این دنیای به این بزرگی ما یک عمر داریم هزاران عمر وجود دارند که خیلی ها هم شیعه بودن در طول تاریخ و انسان های خوبی هم بودن .در زیر نمونه های زیادی برای شما قرار میدهم :
(ابوبکر = 231-----الصدوق= 231----- الر ( از حروف قرآنی ) = 231)
ابابکر = 226----- موفق = 226---- یا طاهر=226)
عمر =310----یا محب المحسنین =310----میسر=310 )
عمر + ابوبکر + دیو + معاویه = 693-------حروف نورانی قرآنی (صراط حق علی نمسکه )= 693)
یزید = 31------ یا ودود = 31 ----- یا هادی =31 ------- یا بدوح =31 )
(عثمان = 661------- ساتر = 661------ستار = 661 )
(قد افلح المومنون =446----بالابلیس عمر=446)
(عباس =133------باب حسین = 133----- ج ل ق=133)
( مارد = 245---- مادر =245---- مدار = 245---- مراد =245 )
(علی ولی الله =222---- کرب = 222---- بکر = 222 ---- رکب = 222 ----- کبر = 222---- برک = 222---- ربک = 222)
(علی ابن ابی طالب = 218----- سم مسیح = 218 ------ ابن لعينه=218------ابنه لعین =218)
(ام الکتاب = 495 -------- الشيطان ابوالجان=495------- وهوامیر المومنین=495)
(محمد يزيد علي=233----------البر =233)
(انا علی امیر المومنین=640-------- نار لعين بالمومنين=640)
(کافر = 301 ----- کفار= 301-------فکار = 301 --------فکرا = 301 )
( خر = 800 ---- رخ = 800
)(چه بی خرد =824----- چه بخرید = 824----- چه بد خری =824----چه خر بدی = 824
)( خر ما کافر است =1603----------کافر خر ما است =1603----------فکر خار ما است =1603-------- فکر ما خار است =1603
)( شیر را ادم می خورد =1616-------------ادم شیر را می خورد =1616------------ شیر ادم را می خورد =
1616)( قابیل ،هابیل با بیل کشت =956---------- قابیل با بیل هابیل کشت =956------------با بیل قابیل ، هابیل کشت =956
)( کمر=260------ کرم = 260---------مکر = 260)
این ها عبارات ساده بودند که نوشتم اگر بنا بر ساختن دو عبارت طولانی تر باشد که با هم مساوی باشند چه ورق ها که میتوان سیاه نمود تا عمر هست می توان نوشت و عمر را به بطالت گذراند حال میخواهد آن عباراتی که میشود ساخت از قرآن بیاورید چه از روایات چه از کتاب داستان .حال می خواهم یک نمونه تقلید از تفاسیر عرفانی قلابی که بر مبنای این حساب ها می تواند انجام گیرد را بیاورم :
( الر از حروف قرآنی میباشند که در شان ابوبکر نازل شدند چرا که این ها در مبنای ابجدی یکسان هستند و بر معانی یکسانی دلالت دارند به قول شاعر که فرمود حرف جسم وعدد اوست چوجان پس جان الر همان ابوبکر است و رسول او را صدیق اکبر نامید که الصدوق نیز در جان با جان او گره خورده است و چه خوش گفت خداوند درکلامش که به کسانی که با تو در غار هستند بگو و این یار غار همان ابوبکر بود و اله العالمین جهت اینکه قول یاری به مومنان داد و آنان را موید به توفیق نمود بطن مطلبش به موید نمودن به عمر دارد چرا که باز نیز بطن موفق بر بطن عمر مطابق است و مومنین به عمر موید گشتند وقتی صدا می زنیم یا هادی جلوه ای دارد که در رسیدن به فعلیت به کسی ختم شد که او را یزید نامیدند به امر حق پس جلوه یا هادی به دلیل مطابقت در اعداد در یزید است ای اهل حق این ها معجزه نیست این ها حقیقت نیست ؟ فبهت الذی کفر در تجلیات انوار حق هر آنکه مستغرق گردید فهمید که حجاب ها بین حق و خلق قرار گرفت و حجاب ها نیز بین خلایق افتاد تا پرده آبرو دریده نشود و ستار و ساتر هم بر هم منطبقند و هم بر عثمان که او مظهر گشت بر این صفت و صفات و تجلیات بسیار بر او دلالت دارد و هم چنین حروفی از حروف نورانی قرآنی که خالص شده باشد ذاتش بر ذات (عمر ابوبکر هادی معاویه) مکثر گشته و از این تکثیر به تکثرات رسیدیم و از تکثرات به وحدت رسیدیم و این اسرار قطره ای بود از بحر که نصیب ما گشت و مختصر نمودیم که ملال نیفتد(( برای اولین بار در تاریخ !
)) هدیه به شما اگر خواندید یک صلوات بفرستید )اما بحث ریاضی به دو عبارت و معادله زیر توجه کنید :
X+y=c
U+v=c
از این فقط می توان نتیجه گرفت :
X+y=u+v
ولی معلوم نیست که این میزان توازن عددی چقدر باشد و نمیتوان نتیجه گرفت x=u این کاری که می کنیم و عدد کبیر میگیریم و مساوی یک عبارت دیگر میکنیم عینا این است که ما بخواهیم از چنین معادله ای چنان نتیجه ای بگیریم که x=u که غلط است . [/b]
بگذریم این بحث را با مثال های خنده دار همراه نمودم که برایتان جالب باشد ولی واقعا جای تاسف دارد که ما بجای خواندن قرآن و عمل به روایات معصومین دنبال عدد گیری باشیم شما اگر می دانی حق است چرا دنبال این هستی که یک چیزی بسازی تا برابر عدد یک چیز دیگر باشد و خودت را گول بزنی ؟
مشکل ما این است که هر کس یاد گرفته چهار تا عدد ابجدی را جمع کند دعوی انا الجفار می زند و خود را صاحب و عامل به جفر میداند اصلا جفر یعنی چه ؟ شما یک بار بروید و تعریف جفر را بخوانید تا بدانید این عدد گیری به چه دردی میخورد . آنهایی هم که اهل عناد و لجبازی هستند بعد از شنیدن براهین و دلایل و استدلالات و امثله فراوان عوض نمیشوند و فقط اشکال تراشی می نمایند و شیوه مباحثه آنها این است که اگر من نتوانم دلیلی برای فرض اشتباهم بیاورم پس کاری میکنم که تو هم برای حکمت نتوانی دلیل بیاوری پس در نتیجه هر که رود خانه خود و شما چون خودت برای حکمت استدلال نمیتوانی بیاوری پس استدلال من هم قبول داشته باش در صورتی که همه جای این استدلال عجیب و غریب مزخرف و بچگانست . باز هم تاکید میکنم خدایی ناکرده این تساوی ها که بنده قرار دادم دلیل بر اعتقاد بنده نیست فقط جهت مثال گذاشته ام یعنی بنده با بیان آن قصد این را داشته ام که این گونه حساب و کتاب ها را باطل نمایم . با بیان این مطلب حجت بر اهل تدبر تمام شد نقل قول:متاسفم برای کسانی که بدون ذره ای دانش .....
نقل قول:ایمیل زدن که چون اسم فلانی با سفیانب هر دوتاش ابجدش 900 هست پس اون بنده خدا فلان و چنان!!
ادم میمونه بخنده !! گریه کنه؟؟
از ماست که بر ماست ...


![[تصویر: RuleFinder.jpg]](http://mrhabibi.persiangig.com/RuleFinder.jpg)