۱۲/فروردین/۹۱, ۱۲:۴۲
*گوش، پنجره ی دانایی است و شنیدن و گوش سپردن، کلید دانش است و راز بینش.*
اگر ورودیهای دل و جانمان را بشناسیم و برای هر یک از آنها به اندازه ی نقش و تأثیری که دارند ، سهمی قائل شویم، «استماع» را باید مهم بدانیم و آن چیزی را از این پنجره به رواق دلمان وارد میشود ، هدایت و جهتدهی کنیم.
گاهی «حرف زدن»، انسان را از برکات «گوش دادن»، محروم میکند. کسی که عادت کرده هر جا مینشیند ، حرف بزند و «متکلم وحده» باشد ، مجالی نمییابد که از سخن دیگران، بهره ببرد و اصلاً اجازه نمیدهد دیگران هم سخنی بگویند.
بیجهت نیست که برخی از پیشگامان عرفان و سلوک، به رهپویان تازه پای این راه، دستور و برنامه «سکوت» و کم حرفی و کفّ لسان و حفظ زبان میدهند؛ تا هم از عوارض و پیامدهای سخنان بیهوده یا خطا مصون بمانند و هم فرصتی برای شنیدن حکمت و موعظه از دیگران پیدا کنند.
از رهنمودهای امام علی علیهالسلام در این مورد، یک حدیث آمده است که ذکر می کنم:
«هر گاه در خدمت عالمی نشستی، برای شنیدن، بیش از گفتن حریص باش!»
گاهی «حرف زدن»، انسان را از برکات «گوش دادن»، محروم میکند. کسی که عادت کرده هر جا مینشیند ، حرف بزند و «متکلم وحده» باشد ، مجالی نمییابد که از سخن دیگران، بهره ببرد و اصلاً اجازه نمیدهد دیگران هم سخنی بگویند.
بیجهت نیست که برخی از پیشگامان عرفان و سلوک، به رهپویان تازه پای این راه، دستور و برنامه «سکوت» و کم حرفی و کفّ لسان و حفظ زبان میدهند؛ تا هم از عوارض و پیامدهای سخنان بیهوده یا خطا مصون بمانند و هم فرصتی برای شنیدن حکمت و موعظه از دیگران پیدا کنند.
از رهنمودهای امام علی علیهالسلام در این مورد، یک حدیث آمده است که ذکر می کنم:
«هر گاه در خدمت عالمی نشستی، برای شنیدن، بیش از گفتن حریص باش!»
پرحرفی در محضر دانشمند، او را از گفتن و شخص را از آموختن، باز میدارد؛ زیرا فرد پرحرف، به او فرصت گفتار نمیدهد و برای حرّافان پرچانه نیز از دست دادن زمینهای است که میتواند بهرهآور و مغتنم باشد؛ اما آنان زمینة بهرهوری را از بین میبرند.
این که دو گوش داریم و یک زبان، یعنی دو تا بشنویم و یکی بگوییم و بر شنیدن، بیش از گفتن، مشتاق باشیم.
این، خود یک حکمت ناب است؛ به ویژه آن گاه که در حضور عالمی فرهیخته و استادی دانا و پرمایه باشیم که لحظه لحظه آن حضور، میتواند پربار و سودمند باشد و اگر به غفلت سپری کنیم، زیانبار و مایة خسارت و حسرت خواهد بود.
متاسفانه من نیز از این هنر بی بهره بودم ، این 3 ، 4 ماهی که در تالار حضور نداشتم بهانه ای شد که بیشتر به این مسائل فکر کنم ، از آن زمان به بعد بیشتر سعی می کنم تا شنونده ی خوبی باشم تا گوینده ی خوبی!
گر سخن گفتن نقره است ، سکوت طلاست!
در سیرة امام علی (علیه السلام) آمده است که وی هر گاه به محضر رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) میرسید، اگر آن پیامبر حکیم و رسول (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آغاز به سخن میفرمود و کلامی میگفت، امام علیعلیهالسلام گوش بود و شنوا و اگر رسول خاتم سکوت میکرد و حرفی نمیگفت، امام از او میپرسید؛ تا از فیضی که از لبان شیرین پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) جاری میشد، بهرهمند شود و از میوههایی که از درخت پربار علم نبوی فرو میریخت، سود جوید.
این عنایت و توجه، درسی بود که از محضر پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آموخته بود.
رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در سخنی فرموده است:
این عنایت و توجه، درسی بود که از محضر پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آموخته بود.
رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در سخنی فرموده است:
«العلم خزائن و مفتاحها السوال؛
دانش، گنجینههایی است که کلید آن پرسش است».
مگر نه این که گنج را باید استخراج کرد و گنجینه را گشود؟
در مسیر آموختن، اصل سؤال و چگونگی سؤال و انگیزه سؤال، نقش مهمی دارد. آن که نمیپرسد، یا از خاصیت معجزهگر «پرسیدن» بیخبر است یا غرور و تکبر مانع آن میشود و هر کدام که باشد، نتیجه یکی است و آن هم محرومیت. اگر کسی «تواضع پرسیدن» نداشته باشد، همواره در ذلت جهل، باقی میماند.
نحوة سؤال، در کیفیت جواب هم تأثیر دارد؛ زیرا پاسخ، متناسب با پرسش و پرسشگر است.بار ها شده که در نتوانستم سوال را آنطور که باید از معلم هایم
بپرسم! و این خود باعث شده که وقت کل کلاسمون گرفته بشه!یه حدیث هم از حضرت سجاد یادم افتاد که ذکرش بی حکمت نیست!
انگیزة پرسیدن نیز بیاثر در دریافت پاسخ نیست و گاهی حکمت در آن است که سؤالی را بیجواب بگذارند.از این رو، پیشوایان توصیه کردهاند که برای [b]«فهمیدن» بپرسید؛ نه برای آزمودن طرف و محک زدن میزان علم او! متواضعانه، دسته کلیدی از سؤالهای خوب برداریم و گنجینه علوم و معارف را بگشاییم و از «سؤال» نگریزیم.
در مسیر آموختن، اصل سؤال و چگونگی سؤال و انگیزه سؤال، نقش مهمی دارد. آن که نمیپرسد، یا از خاصیت معجزهگر «پرسیدن» بیخبر است یا غرور و تکبر مانع آن میشود و هر کدام که باشد، نتیجه یکی است و آن هم محرومیت. اگر کسی «تواضع پرسیدن» نداشته باشد، همواره در ذلت جهل، باقی میماند.
نحوة سؤال، در کیفیت جواب هم تأثیر دارد؛ زیرا پاسخ، متناسب با پرسش و پرسشگر است.بار ها شده که در نتوانستم سوال را آنطور که باید از معلم هایم
بپرسم! و این خود باعث شده که وقت کل کلاسمون گرفته بشه!یه حدیث هم از حضرت سجاد یادم افتاد که ذکرش بی حکمت نیست! مومن سکوت میکند تا سالم بماند. سخن میگوید تا بهره مند شود.
انگیزة پرسیدن نیز بیاثر در دریافت پاسخ نیست و گاهی حکمت در آن است که سؤالی را بیجواب بگذارند.از این رو، پیشوایان توصیه کردهاند که برای [b]«فهمیدن» بپرسید؛ نه برای آزمودن طرف و محک زدن میزان علم او! متواضعانه، دسته کلیدی از سؤالهای خوب برداریم و گنجینه علوم و معارف را بگشاییم و از «سؤال» نگریزیم.
متاسفانه عده ای سعی در مخدوش کردن طرف(به قول خودشون خراب کردن طرف!
) سوالاتی پیچیده و ... از دوستشان ، معلمشان ، و حتی از والیدنشان می پرسند که به نظر من خیلی حرکت زشتی است!)
) سوالاتی پیچیده و ... از دوستشان ، معلمشان ، و حتی از والیدنشان می پرسند که به نظر من خیلی حرکت زشتی است!) حیف است که دانش فرزانگان در نهانخانة سینههایشان مکتوم بماند و تشنگان، محروم بمانند! این که از قدیم گفتهاند: «پرسیدن، عیب نیست؛ ندانستن عیب است»، یک کلام حکیمانه و ژرف است و دستاوردهای خوبی دارد؛ به شرط آن که پای خود را روی غرور و نفسانیات خویش بگذاریم و مؤدبانه، از محضر دانا، دانایی بجوییم و از حضور عالم، علم بطلبیم.
بله... میان گفتن تا شنیدن، فاصلهای است که باید آن را با قدم «صبر» و «وقار»، پیمود و بر طغیان نفس بیمهار، غلبه یافت.
برخی «شهوت گفتار» دارند و بعضی هم «هنر گوش دادن».
با تور سکوت و استماع، گوهر دانش صید کنیم و با «خوب گوش دادن»، شکارچی حکمتهایی باشیم که در دل و جان فرزانگان نهفته است.باز هم تکرار این که... یکی گفتن و دو تا شنیدن!
بله... میان گفتن تا شنیدن، فاصلهای است که باید آن را با قدم «صبر» و «وقار»، پیمود و بر طغیان نفس بیمهار، غلبه یافت.
برخی «شهوت گفتار» دارند و بعضی هم «هنر گوش دادن».
با تور سکوت و استماع، گوهر دانش صید کنیم و با «خوب گوش دادن»، شکارچی حکمتهایی باشیم که در دل و جان فرزانگان نهفته است.باز هم تکرار این که... یکی گفتن و دو تا شنیدن!
باشد که هنر گوش دادن را بفهمیم!
