۱۳/فروردین/۹۱, ۰:۲۵
بسم الله الرحمن الرحیم
سوال های مطرح شده :
1_آيا امام حسن و امام حسين (عليهما السلام) در حمله اعراب به ايران شركت داشتند؟
2_و آيا امام علي(علیه السلام) به كشورگشايي هاي عمر رضايت داشتند؟ اصلا چه چيز بهانه حمله اعراب به ايران شد؟
3_درست است كه حضرت علي(علیه السلام) با ايرانيان شورش كرده در زمان حكومتشان جنگيدند و تعداد زيادي از آنها را كشتند؟
جواب ها :
1_ عمربن خطاب تلاش كرد كه علي عليه السلام را به جنگ بفرستد ولي عليه السلام نپذيرفت و خود و همچنین فرزندانش نيامد. به گفته مورخان، عمر بن خطاب رفتن به جنگ قادسیه را به علی (علیه السلام) پیشنهاد کرد تا فرماندهی عملیات ارتش مسلمانان را بر عهده گیرد . علی (علیه السلام) امتناع کرد ؛ ناگزیر سعد وقاص را اعزام نمود(1)
2_ زمانی که خبر آمادگی دولت ساسانی و تدارک هفتصد هزار نفر برای حمله سرزمین ها اسلامی به مدینه رسید ، شورای دفاعی شکل گرفت و کسانی که مورد مشورت قرار گرفتند پیشنهاد حضور مستیقیم خلیفه در میدان نبرد و تخلیه تمام مراکز نظامی و اعزام آنان برای نبرد با ساسانیان را دادند، طلحه و عثمان بن عفان گفتند: همه نيروهاي شام، نيروهاي يمن, نيروهاي مدينه و نيروهاي مكه را جمع كن و خودت همه با آنان برو تا بتوانيد در برابر نيروهاي زياد حكومت ايران مقاومت كنيد و لیکن امیرمومنان (علیه السلام) که مورد مشورت قرار گرفت به گونه دیگری طرح خود را ارائه داد. حضرت(علیه السلام) ضمن مخالفت با پیشنهادهای ارائه شده ، اين نكته را يادآور شد كه صلاح آن است كه تو به عنوان قطب و مركز آسياي اسلام در مركز حضور داشته و از آنجا به چرخاندن سنگ آسياي اسلام به وسيله عرب هاي مجاهد بپردازي و اگر تو از مركز خارج شوي از سويي تعدادي از اعراب باديه نشين كه هنوز مسلماني در ميان آنان رسوخ نيافته، طمع تصرف مركز را در سر پروراند، و به مدينه حمله خواهند كرد و از سوي ديگر ايرانيان با ديدن تو خواهند گفت كه اين اصل و ريشه عرب است و اگر او را از بين ببريم از شر اعراب راحت خواهيم شد، بنابراين با شدت بيشتري به مسلمانان حمله خواهند كرد. امام فرمود: نيروهاي شام را از شام نياور و الا روميان حمله مي كنند. نيروهاي يمن را هم نياور وگرنه حبشي ها حمله مي كنند. نيروهاي مدينه و مكه را هم نبر چون اعراب اطراف حمله مي آورند. خودت هم نرو و از فراواني عدد دشمن نترس. ما در زمان پيامبر با فراواني عدد نمي جنگيديم. خليفه نظر علي عليه السلام را پسنديد و عده كمي نيرو را با سعدبن ابي وقاص به جبهه فرستاد و اين نيروها به نيروهاي جبهه ملحق شدند و پيروز هم شدند. نكته اي كه در اين مشورت خواهي بايد به آن توجه كرد اين است كه علي عليه اسلام كاري كرد كه اين جنگ با كمترين نيرو و كمترين تلفات پايان يافت. جالب آن است كه عمر هنگامي كه سخنان درست حضرت علي(علیه السلام) را همراه با استدلال هاي محكم او را شنيد، رو به اصحاب كرده و گفت: واي بر شما، همه شما از گفتن سخناني مانند آنچه ابوالحسن(حضرت علي(علیه السلام)) گفت، ناتوان بوديد.(2)
3_ پرسش پایانی شما نیز صحت ندارد و در منابع معتبر بدان اشاره ای نشده است .
منابع :
1_ مسعودی، مروج الذهب ، ج2، ص 309.
2_ ر.ك: مجلسی ، بحارالانوار، ج40، ص253، خواندمیر، تاريخ روضه الصفا، ج2، بخش دوم ص1771 ؛ موسوعه الامام علي بن ابي طالب(علیه السلام)، ج 3، صص91-93.
در پناه حق
سوال های مطرح شده :
1_آيا امام حسن و امام حسين (عليهما السلام) در حمله اعراب به ايران شركت داشتند؟
2_و آيا امام علي(علیه السلام) به كشورگشايي هاي عمر رضايت داشتند؟ اصلا چه چيز بهانه حمله اعراب به ايران شد؟
3_درست است كه حضرت علي(علیه السلام) با ايرانيان شورش كرده در زمان حكومتشان جنگيدند و تعداد زيادي از آنها را كشتند؟
جواب ها :
1_ عمربن خطاب تلاش كرد كه علي عليه السلام را به جنگ بفرستد ولي عليه السلام نپذيرفت و خود و همچنین فرزندانش نيامد. به گفته مورخان، عمر بن خطاب رفتن به جنگ قادسیه را به علی (علیه السلام) پیشنهاد کرد تا فرماندهی عملیات ارتش مسلمانان را بر عهده گیرد . علی (علیه السلام) امتناع کرد ؛ ناگزیر سعد وقاص را اعزام نمود(1)
2_ زمانی که خبر آمادگی دولت ساسانی و تدارک هفتصد هزار نفر برای حمله سرزمین ها اسلامی به مدینه رسید ، شورای دفاعی شکل گرفت و کسانی که مورد مشورت قرار گرفتند پیشنهاد حضور مستیقیم خلیفه در میدان نبرد و تخلیه تمام مراکز نظامی و اعزام آنان برای نبرد با ساسانیان را دادند، طلحه و عثمان بن عفان گفتند: همه نيروهاي شام، نيروهاي يمن, نيروهاي مدينه و نيروهاي مكه را جمع كن و خودت همه با آنان برو تا بتوانيد در برابر نيروهاي زياد حكومت ايران مقاومت كنيد و لیکن امیرمومنان (علیه السلام) که مورد مشورت قرار گرفت به گونه دیگری طرح خود را ارائه داد. حضرت(علیه السلام) ضمن مخالفت با پیشنهادهای ارائه شده ، اين نكته را يادآور شد كه صلاح آن است كه تو به عنوان قطب و مركز آسياي اسلام در مركز حضور داشته و از آنجا به چرخاندن سنگ آسياي اسلام به وسيله عرب هاي مجاهد بپردازي و اگر تو از مركز خارج شوي از سويي تعدادي از اعراب باديه نشين كه هنوز مسلماني در ميان آنان رسوخ نيافته، طمع تصرف مركز را در سر پروراند، و به مدينه حمله خواهند كرد و از سوي ديگر ايرانيان با ديدن تو خواهند گفت كه اين اصل و ريشه عرب است و اگر او را از بين ببريم از شر اعراب راحت خواهيم شد، بنابراين با شدت بيشتري به مسلمانان حمله خواهند كرد. امام فرمود: نيروهاي شام را از شام نياور و الا روميان حمله مي كنند. نيروهاي يمن را هم نياور وگرنه حبشي ها حمله مي كنند. نيروهاي مدينه و مكه را هم نبر چون اعراب اطراف حمله مي آورند. خودت هم نرو و از فراواني عدد دشمن نترس. ما در زمان پيامبر با فراواني عدد نمي جنگيديم. خليفه نظر علي عليه السلام را پسنديد و عده كمي نيرو را با سعدبن ابي وقاص به جبهه فرستاد و اين نيروها به نيروهاي جبهه ملحق شدند و پيروز هم شدند. نكته اي كه در اين مشورت خواهي بايد به آن توجه كرد اين است كه علي عليه اسلام كاري كرد كه اين جنگ با كمترين نيرو و كمترين تلفات پايان يافت. جالب آن است كه عمر هنگامي كه سخنان درست حضرت علي(علیه السلام) را همراه با استدلال هاي محكم او را شنيد، رو به اصحاب كرده و گفت: واي بر شما، همه شما از گفتن سخناني مانند آنچه ابوالحسن(حضرت علي(علیه السلام)) گفت، ناتوان بوديد.(2)
3_ پرسش پایانی شما نیز صحت ندارد و در منابع معتبر بدان اشاره ای نشده است .
منابع :
1_ مسعودی، مروج الذهب ، ج2، ص 309.
2_ ر.ك: مجلسی ، بحارالانوار، ج40، ص253، خواندمیر، تاريخ روضه الصفا، ج2، بخش دوم ص1771 ؛ موسوعه الامام علي بن ابي طالب(علیه السلام)، ج 3، صص91-93.
در پناه حق