شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
از یکی از شیفتگان امام عصر (روحی فداه) نقل شده که ایشان می فرمود: یک بار توفیق پیدا کردم آقا امام زمان (روحی فداه) را ملاقات نمایم...
آن حضرت در حالی که گریه می کردند و از دست دوستارانِ بی تقوای خود اشک می ریختند، فرمودند:
اینها به من اظهار محبت می کنند ولی گناه هم می کنند!
اظهار دوستی می کنند ولی غیبت هم می کنند، تهمت هم می زنند و دیگران را به بدی وامیدارند،
اظهار دوستی با من می کنند ولی با خدا مخالفت می کنند!
به خدا قسم اینها را مؤاخذه می کنم چون بدی از هر کس بد است، اما از کسی که خود را دوست ما معرفی می کند خیلی بدتر است.
میان دشمنان آقا غریب است چرا در دوستان کس فکر او نیست؟!!
نقل از کتاب کیست مرا یاری کند ، تألیف محمد یوسفی
سلام. واقعا آقا راست گفتن. این دقیقا همین اتفاقی که برای شیعیان ایشون تو این زمان افتاده. همه ماشاالله فقط ادعاشون سر به فلک کشیده! از عمل که خبری نیست، تازه جدیدا همه برای خودشون یه پا مرجع شدن و فتوا هم میدن!
دختر و پسرای فامیل باهم راحتن و مثلا دست میدن، میگن نه عیبی نداره، فامیله خوب ناراحت میشه دلش میشکنه اگه محلش نذارم!
زنای فامیل میشینن دور هم و غیبت میکنن، میگن خوب درد دل میکنیم و از هم مشورت میگیریم. قرآن خودش گفته : (و امرهم شوری بینهم)!
طرف رشوه میگیره تو اداره، بعد میگه کار یه بنده خدا رو راه انداختم، کلی ثواب کردم!
طرف با هزار تا نامحرم تو بازار و اداره و فامیل و... بگو بخند داره و قصه هزار و یک شب واسه هم تعریف میکنن، میگن ماشاالله روابط اجتماعیش بالاست!
چنان تو ذوق یه نفر میزنه و آبروشو جلو همه میبره که اشکش درمیاد، بعد میگه امر به معروف و نهی از منکر کردم!
اگه به یک نفر یه کمک مختصر کرد، هزار جا میشینه میگه و عزت نفس طرف رو لگدمال میکنه، بعد هم میگه این ترویج کار خوبه. بقیه هم باید بدونن که اونام ملکه ذهنشون بشه!
و... هزار تا مثال دیگه.
حالا کافیه یکی بخواد طبق اصول دینش رفتار کنه هزار تا مارک بهش میزنن. میگن طرف عقده ایه، منزویه، اخلاقش تلخ و نچسبه، امله و درنهایت هم میگن روانش سالم نیست!
دیگه خودتون بهتر از من میدونید و هزار تا مثال دیگه می تونید بیارید!
واقعا خدا به دادمون برسه که ادعای شیعه بودنمون گوش فلک رو کر کرده، نمیدونم چطور میخوایم وقتی آقامون اومد تو روش نگاه کنیم، حالا دیگه تو روز محشر چه کار باید بکنیم، الله اعلم.
آقا جون، التماس دعا
با تشکر از جناب علی 110
(۲۱/آبان/۸۹ ۱۳:۲۰)علی 110 نوشته است: [ -> ]به خدا قسم اینها را مؤاخذه می کنم چون بدی از هر کس بد است، اما از کسی که خود را دوست ما معرفی می کند خیلی بدتر است.
[/b]
سلام
آقا جان خودتون کمکمون کنید
اگه ادعای دوستی می کنیم لااقل بد نکنیم
حق دوستی رو ادا کنیم
آقاجان می دونم من حقیر حتی بلد نیستم دوستی کنم
نقل قول:
32. وَ أَمّا حَقّ الصّاحِبِ فَأَنْ تَصْحَبَهُ بِالْفَضْلِ مَا وَجَدْتَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَ إِلّا فَلَا أَقَلّ مِنَ الْإِنْصَافِ وَ أَنْ تُكْرِمَهُ كَمَا يُكْرِمُكَ وَ تَحْفَظَهُ كَمَا يَحْفَظُكَ وَ لَا يَسْبِقَكَ فِيمَا بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ إِلَى مَكْرُمَةٍ فَإِنْ سَبَقَكَ كَافَأْتَهُ وَ لَا تُقَصّرَ بِهِ عَمّا يَسْتَحِقّ مِنَ الْمَوَدّةِ تُلْزِمُ نَفْسَكَ نَصِيحَتَهُ وَ حِيَاطَتَهُ وَ مُعَاضَدَتَهُ عَلَى طَاعَةِ رَبّهِ وَ مَعُونَتَهُ عَلَى نَفْسِهِ فِيمَا لَا يَهُمّ بِهِ مِنْ مَعْصِيَةِ رَبّهِ ثُمّ تَكُونُ عَلَيْهِ رَحْمَةً وَ لَا تَكُونُ عَلَيْهِ عَذَاباً وَ لا قُوّةَ إِلّا بِاللّهِ
32. و اما حق هم صحبت اين است كه چندان كه راهى مىيابى و توانى با احسان با او هم صحبتى كنى وگرنه دست كم به انصاف با او رفتار كنى و او را به اندازهاى كه گرامىات مىدارد، ارجمند شمارى و همان گونه كه تو را نگه مىدارد نگاهش دارى، و در هيچ گراميداشتى در ميانه شما بر تو پيشى نجويد و اگر پيشدستى كرد، جبرانش كنى و تا آنجا كه شايستگى دارد در دوستى او كوتاهى نورزى. خود را بر آن دارى كه خيرخواه و نگهدار و ياور او در فرمانبردارى پروردگارش، و كمك او به خويشتن در اينكه نافرمانى پروردگارش نكند، باشى. سپس (بايد بر او) رحمتى باشى نه زحمتى. و لا قوة الا بالله (و نيرويى نيست جز به خدا.)
چی بگم آقا؟
اگه خودتون یاریمون نکنید، هیچی نیستیم
یا مهدی ادرکنا
......
هیچ ربط مستقیم ندارد
اما تاریخ ارسالش را که دیدم یه جوریم شد
21 آبان 89
جزو اولین ارسالهای حقیر در این تالار بود
از 21 آبان 89 تا 11 اسفند 90 چند روز میشه
آیا به اندازه ی این بازه ی زمانی به امامم نزدیک شدم؟
نزدیک شدن پیشکش نکنه دور شده باشم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پناه بر خدا
خدایا به حق 14 معصوم خودت کمکمون کن
یا علی
بسم الله
سلام
از این ور رونده از اون ور مونده شدیم خداجونم ....!
مهر خوباتو انداختی ته دلم و از اون طرف اسیر دنیام کردی ... من نمیتونم خدا من خیلی ضعیفم ... خودت تو قرآنت گفتی .... مگه نگفتی ماها ضعیفیم؟؟؟
من حتا نمیتونم قول بدم بهت، نمیتونم قول بدم که خوب میشم، دیگه ذات خودم که تا حالا دستم اومده که، خودت شاهدی چندین بار گفتم برمیگردم و میرم پیش خوبات اما .......
خدا آرزوی مرگ بهترین آرام بخشه برا من وقتی حس میکنم آقام از دستم، از دست اعمالم، از دست دروغام، از دست وعده هام و از دست انتظار الکیم ............ شکایت میکنه .........
کاش می مردم و نمیدیدم و نمیشنیدم این حرفارو .....
کاش میتونستم نباشم ......
کاش میشد میرفتم به جایی که نه تو منو میدیدی نه مولای غریبم ......
به خودت قسم شرم حضور دارم..... شرم اینکه اسم محب این خاندان بودن رو یدک میکشم اما حتا نمیتونم با اعمالم و حرفام کوچکترین حمایتی ازشون بکنم ........
چیکار کنم خدا
خودت راهو نشونم بده
خودت رام بنداز
خودت منو جلو ببر
خودت هادی من باش
خودت دست منو بذار تو دست آقام ........
که یه سکوت آقا برا آب شدن و مرگ من کافیه ......
یک سکوت آتشین کافی ست تا آبم کند
یا مرا آتش زند از شرم ........ یا آبم کند ..
(۲۱/آبان/۸۹ ۱۳:۲۰)علی 110 نوشته است: [ -> ]اظهار دوستی با من می کنند ولی با خدا مخالفت می کنند!
میان دشمنان آقا غریب است چرا در دوستان کس فکر او نیست؟!!
چرا؟
(۲۱/آبان/۸۹ ۱۳:۲۰)علی 110 نوشته است: [ -> ]بدی از هر کس بد است،
اما از کسی که خود را دوست ما معرفی می کند خیلی بدتر است.