۲۱/آبان/۸۹, ۱۴:۰۴
این پنجاه خصلت از صفات مؤمن است:
امام صادق عليه السّلام فرمود: صفت مؤمن اين است که:
در دين نيرومند است و در نرمى احتياط كار و
ايمانش بسر حد يقين است و در فهميدن حريص و
در هدايت با نشاط و در نيكى پايدار است و
بهنگام شهوت چشم پوشى ميكند
دانشش آميخته با بردبارى است در موردى كه با او مدارا شود سپاسگزار است و
نسبت به حق خودش سخاوتمند و در حال ثروتمندى ميانه رو و در حال تنگدستى ظاهرى آراسته دارد
و در حال قدرت بر نتبیه دارد، مىبخشد و
در مورد خير انديشىِ (اهل خرد و تقوا) فرمانبردار است و رغبت بورع دارد و در جهاد حريص است و
در حالى كه مشغول كار است از نماز غفلت نمىكند و
در زمان شدت و سختی بردبار است و در مقابل پيش آمدهاى سخت با وقار است و در ناملايمات صبر فراوان دارد و در فراخى و آسایش شكرگزار است
نه غيبت ميكند و نه تكبر مىكند و نه ستم ميكند و اگر بر او ستمى شد تحمل مىكند (البته اگر فرد از روی نادانی ستم روا داشت مانند بی حرمتی شخصی که به مالک اشتر سرگین پرتاب کرد و او در عوضش برای هدایتش نماز خواند و دعا کرد، در حقیقت یعنی مؤمن کینه ای و انتقام جو نیست)
قطع رحم نميكند و سست نميباشد
بد خلق و سنگدل نيست
چشمش را در اختيار خود دارد و شكمش او را رسوا نمىكند مغلوب شهوت نميشود
بمردم حسد نميورزد افترا نمىبندد
بيهوده خرج نمىكند و اسراف نمىكند. بلكه ميانهرو است
ستمديده را يارى مىكند و تهى دستان را دلسوزى مىنمايد
بخاطر راحت مردم خود را زحمت مىاندازد،
به عزت دنيا رغبتى (و برای رسیدن به آن حریص نیست) ندارد و از درد آن بىتابى نمىكند
مردم را هوائى در سر است كه دنبال آن هواها هستند و او را هوائى در سر است كه بدان مشغول است در حلمش كمبودى بنظر نمىرسد و در رأيش سستى ديده نمىشود و
دينش را (برای دنیایش)ضايع نمىكند هر كه با او مشورت كند او را راهنمائى مىكند و هر كه با او همدست باشد مساعدتش مىكند و
از باطل و دشنام دادن و نادانى گريزان است اينها صفت مؤمن است.
خصال-ترجمه فهرى، ج2، ص: 685
امام صادق عليه السّلام فرمود: صفت مؤمن اين است که:
در دين نيرومند است و در نرمى احتياط كار و
ايمانش بسر حد يقين است و در فهميدن حريص و
در هدايت با نشاط و در نيكى پايدار است و
بهنگام شهوت چشم پوشى ميكند
دانشش آميخته با بردبارى است در موردى كه با او مدارا شود سپاسگزار است و
نسبت به حق خودش سخاوتمند و در حال ثروتمندى ميانه رو و در حال تنگدستى ظاهرى آراسته دارد
و در حال قدرت بر نتبیه دارد، مىبخشد و
در مورد خير انديشىِ (اهل خرد و تقوا) فرمانبردار است و رغبت بورع دارد و در جهاد حريص است و
در حالى كه مشغول كار است از نماز غفلت نمىكند و
در زمان شدت و سختی بردبار است و در مقابل پيش آمدهاى سخت با وقار است و در ناملايمات صبر فراوان دارد و در فراخى و آسایش شكرگزار است
نه غيبت ميكند و نه تكبر مىكند و نه ستم ميكند و اگر بر او ستمى شد تحمل مىكند (البته اگر فرد از روی نادانی ستم روا داشت مانند بی حرمتی شخصی که به مالک اشتر سرگین پرتاب کرد و او در عوضش برای هدایتش نماز خواند و دعا کرد، در حقیقت یعنی مؤمن کینه ای و انتقام جو نیست)
قطع رحم نميكند و سست نميباشد
بد خلق و سنگدل نيست
چشمش را در اختيار خود دارد و شكمش او را رسوا نمىكند مغلوب شهوت نميشود
بمردم حسد نميورزد افترا نمىبندد
بيهوده خرج نمىكند و اسراف نمىكند. بلكه ميانهرو است
ستمديده را يارى مىكند و تهى دستان را دلسوزى مىنمايد
بخاطر راحت مردم خود را زحمت مىاندازد،
به عزت دنيا رغبتى (و برای رسیدن به آن حریص نیست) ندارد و از درد آن بىتابى نمىكند
مردم را هوائى در سر است كه دنبال آن هواها هستند و او را هوائى در سر است كه بدان مشغول است در حلمش كمبودى بنظر نمىرسد و در رأيش سستى ديده نمىشود و
دينش را (برای دنیایش)ضايع نمىكند هر كه با او مشورت كند او را راهنمائى مىكند و هر كه با او همدست باشد مساعدتش مىكند و
از باطل و دشنام دادن و نادانى گريزان است اينها صفت مؤمن است.
خصال-ترجمه فهرى، ج2، ص: 685
