تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: پرتگاههای ازدواج
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
ببخشید یه مطلبی میون بحثتون میندازم:
ازدواج صرفا جهت رفع نیاز جنسی،یه جور نگاه ابزاری به زنه.البته به نظر من
یعنی حاضری هرکیو انتخاب کنی تا این نیازو برطرف کنی؟!!!
(۲۰/فروردین/۹۱ ۰:۲۹)فدايي ولايت نوشته است: [ -> ]ببخشید یه مطلبی میون بحثتون میندازم:
ازدواج صرفا جهت رفع نیاز جنسی،یه جور نگاه ابزاری به زنه.البته به نظر من
یعنی حاضری هرکیو انتخاب کنی تا این نیازو برطرف کنی؟!!!

سلام دوستان

نه اصلانم فکر نکنم این طوری باشه بخصوص وقتی تو دستورات دینی هست مهترین و اصلی ترین وظیفه زن برای همسرش ایجاد آسایش در خانه آرایش و زیبایی برای همسرش و برطرف کردن نیاز جنسی مرد هست!!!!!!!!!الکی نیست که میگن هرکی ازدواج کنه نصف دینشو حفظ کرده!!!!!
درباره اینکه اگه شما درشرایطی بودی که نیاز به ازدواج داشتی اگه آدم باخدا باشی و همه کارات برای رضای الله باشه با اولین کیس خوبی که(نه 100% اونی که می خواستی) ازدواج می کنی!
فقط اینکه تو این وضیعت(بیکاری گرانی....) دختری با خدایی پیدا بشه برای رضای الله و نجات تو و بعد خودش ازین دنیا حاظر شه همه آرزوها شو اون مردسوار بر اسب سفید ذهنشو فراموش کنه دیگه مسئله یه چیزه دیگست!!!اینکه خدا دختری رو برسونه بهت که با این شرایط باهات ازدواج کنه با همه چیتم بسازه دیگه الله اعلم!
خدا همه عذب های در عذاب(از جمله خودم) رو نجات بده اینشاالله!
(۲۰/فروردین/۹۱ ۰:۲۹)فدايي ولايت نوشته است: [ -> ]ببخشید یه مطلبی میون بحثتون میندازم:
ازدواج صرفا جهت رفع نیاز جنسی،یه جور نگاه ابزاری به زنه.البته به نظر من
یعنی حاضری هرکیو انتخاب کنی تا این نیازو برطرف کنی؟!!!
سلام

این قانون دو طرفه است ، یعنی اگر خانم هم نیاز داشته باشه باید ازدواج کنه ، اون وقت به این هم می شد با این تفکر گفت استفاده ابزاری از مرد.
اما خوب اینجوری نیست در اسلام ، ازدواج یک امر دو طرفه است ، هر دو طرف باید راضی باشند ، پس هر دو طرف می شند ابزاری برای رشد شخصیت مقابل.
در واقع تمام ما انسان ها ابزار هستیم ، ابزاری برای بندگی خدا ، و در نتیجه کمک به بندگی دیگران.
(۱۷/فروردین/۹۱ ۱۳:۴۸)در جستجوی سختی نوشته است: [ -> ]با سلام خدمت رفقا
یه سوال داشتم
پس به نظر شما دلیل درست و حسابی برای ازدواج چیه ؟

برای من هم سواله
ازدواج چه دلیلی داره اگر آدم بدونه که به گناه نمی افته؟!!!

طبق حدیث پیامبر نیمی از دین حفظ میشه. حالا سوال من اینه که اگر همون نصفه (یا همون یک هزارم) دینی هم که داریم با ازدواج با یه آدمی که نمیشناسیمش و ممکنه مناسب نباشه از بین بره چی؟

اگر یکی بخواد همون نصفه دینی که داره رو حفظ کنه و ریسک نکنه که از دستش بده چی؟
به نام خدا

سلام

دوستان منم با اجازه نظمو بگم . اگه هر کسی خودشو نشناسه و با توجه به شناخت غیر حقیقی از خودش , پا در مسیر ازدواج بزاره مطمئن باشید تو پرتگاه رفته .

ببینید بنظرم اگر به ترتیب هم بخواهیم پیش بریم پس اول باید دین و اعتقاد و خودمون بشناسیم تا قدم در مسیر الهی بزاریم و بعد مطابق دستور دین ازدواج هم کنیم .

تمام مشکلاتی که پیش میاد اینه که ما قبل از خودمون سعی در شناخت دیگران داریم . پستهای همین تاپیک رو بخونید . عموما دارن از مشکلات و سنگ اندازیها و سخت گیریهای طرف مقابل میگیم . خلاصه میخواهیم تمام جوانب رو در نظر بگیریم تا اگه طرف مقابل کاری کرد ما هم بدونیم تکلیف چیه !

هزار تا اما و اگر میزاریم . اما نیم ساعت که سهله اگر 5 دقیقه خودمونو بطور واقعی بشناسیم و بسنجیم اونوقته که مسائل روشن میشه .

اگه ما دستور اسلامی برای ازدواج داریم اول باید یکسری قدمها رو برداریم و همه رو در حد توان بکار بریم و سپس به دستور ازدواج برسیم .

دور و بر خودمون و نگاه کنیم عموما آدمها با خودشون و نیازهای حقیقی شون بیگانه هستند و بعد نتایج غلطی حاصل میشه که تازه بازم ایراد رو از دیگران میبینیم .

امید که منظورم روشن باشه . Big Grin
(۲۰/فروردین/۹۱ ۱۸:۱۰)یا ثارالله نوشته است: [ -> ]
(۱۷/فروردین/۹۱ ۱۳:۴۸)در جستجوی سختی نوشته است: [ -> ]با سلام خدمت رفقا
یه سوال داشتم
پس به نظر شما دلیل درست و حسابی برای ازدواج چیه ؟

برای من هم سواله
ازدواج چه دلیلی داره اگر آدم بدونه که به گناه نمی افته؟!!!

طبق حدیث پیامبر نیمی از دین حفظ میشه. حالا سوال من اینه که اگر همون نصفه (یا همون یک هزارم) دینی هم که داریم با ازدواج با یه آدمی که نمیشناسیمش و ممکنه مناسب نباشه از بین بره چی؟

اگر یکی بخواد همون نصفه دینی که داره رو حفظ کنه و ریسک نکنه که از دستش بده چی؟
سلام
اول این که وقتی حدیثی صادر می شه ، با توجه به وسعت دید ائمه علیهم السلام ، همیشگی است و اگر استثنائی لازم داشت حتما ذکر می کردند(یا حداقل در احادیث دیگه).
البته نه این که استثنائی نباشه ، اما این استثنائات خیلی خاصل هستند.مثلا حضرت معصومه سلام الله علیها به دلیل نبودن کفوی براشون (به کفته بعضی علما) ازدواج نکردند ،اما مطمئنا چنین شرایطی برای امثال من و شما تقریبا محاله.
اگر قرار باشه قشر مذهبی ما هم به دلیل ترس از بین رفتن نصف دینشون (که در حدیث ظاهرا ذکر شده نصف رو خدا کامل می کنه ، نصف رو هم کمک می کنه) ازدواج نکنند ، اون موقع نسل سالم متولد نمی شه ، و یا کم متولد می شه و ما دنیایی وارونه خواهیم داشت.
در ضمن در جواب شما بگم که در حدیث گفته نیمی از دین حفظ می شه،پس حتی اگر نیمه دیگه کاملا هم از بین بره ، باز هم نیمی از دین باقی مونده (جدا از تسهیلاتی که خدا برای افراد متاهل کذاشته ، مثل جهاد در راه کسب روزی ، خانه ای در بهشت اگر اشتباه نگم ، فقط برای یک آب آوردن زن برای شوهر ، پاک شدن گناهان به راحتی ، ثواب هفت یا هفتاد برابری برای نماز ، ثواب یک شهید برای به دنیا آوردن کودک برای خانم). اما اگز ازدواج نکرد ، علاوه بر این که مخالف نظر اسلام حرکت کرده ، تمام دینش در معرض خطره.
در جواب دوستان دیگه ، باید بگم که ازدواجی که واجب می شه ، شامل ازدواج موقت هم هست.
در ثانی ، اسلام نگفته مابقی شرایط رو نداشته باش ، بلکه کسی که در حال حاضر عظم نان آوری رو نداره ، شما فکر می کنید بزرگ تر که بشه خیلی وضعش بهتره ؟ مخصوصا اگر به گناه افتاده باشه؟
داریم که حرمت ازدواج موقت از بدعت های عمر هست.اون وقت به نظر شما ، یک نفر اگر رو به ذنا بیاره بهتره ، یا این که ازدواج موقت داشته باشه ، یا حتی ازدواج کنه؟
دید ائمه علیهم السلام بسیار بالاتر از دید ما است.

راستی گفته بودید آدم بدونه که به گناه نمی افته ، این هم خیلی مشکله، گفتم ، مقدس اردبیلی ظاهرا بودند که ازشون در مورد گناهان مختلف سوال می شه ، با این مضمون جواب می دن که انجام نخواهم داد ، از گناه جنسی می پرسند ، می گن به خدا پناه می برم.
بالاخره توی شرایط جامعه کنونی ، امکان خطر هست.
ازدواج هم مثل بقیه نیازهای بشر مهمه همینطور که نیاز انسان های مختلف به غذا متفاوته این نیاز هم متفاوته اما نه فقط در زمینه جنسی !
یکی از مهمترین نیاز های بشر نیاز به توجه و تعامل با دیگرانه که این نیاز اساسا جسمانی نیست !بله اگر رابطه افراد در ازدواج صرفا بعد شهوانی اون بود خب قطعا حرف دوستمون درست بود و آدم می تونست برای همیشه مجرد بمونه !
اما ازدواج تشکیل زندگیه !با همه جنبه های اون و ارضاء غرایز، بخش بسیار بسیار کوچک اون و دغدغه فرزند و تربیت صحیح اون بخش بسیار بزرگ ازدواج هست !
بعد دیگر و مهمتر اون رسیدن به آرامش هست و این پتانسیل تنها در ازدواج وجود داره !
در ضمن به خواهرا و برادرای عزیزم باید بگم ازدواج توصیه شده و خلقت انسان این جوریه و خالق ما هم که ما رو برنامه ریزی کرده می دونسته که راه کمال ما با ازدواجه! چون از منیت هامون فاصله می گیریم و قطعا تو مسیر زندگی یاد می گیریم از خودمون بگذریم به خاطر خانواده و این طوری فرق ما با بقیه مخلوقات پروردگار آشکار می شه !

اونوقت درسته بگیم نیاز به ازدواج نداریم پس ازدواج نکنیم !!! مثل اینکه بگیم نیاز به اکسیژن نداریم !
آخه ما بهتر می فهمیم چی برامون خوبه چی بده یا اون ذات باری که ما رو برنامه ریزی کرده!
بله تقدم و تاخر داره شاید کسی که نیاز به ازدواج حس نمیکنه به بلوغ لازم فکری ،اجتماعی یا جسمی اون نرسیده خب باید صبر کنه نه این که کلا بی خیال ازدواج بشه !
در آخر این که امیدوارم خدا زودتر نسیب همه مجردها بکنه تا معنی حرفهای منو بهتر متوجه بشند !!
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع