۲۴/فروردین/۹۱, ۲۲:۱۱
سلام
آقای من : شما در نهایتی خواهید آمد که حد، تابع دنیا نیست. شما در کنجی از جغرافیای زمین طلوع خواهید کرد که جواب نهایی تمام معادلات زمین است.
آقای من : بیا که اوضاع معکوس شده است.منحنی ارزشها نزولی اکید است. نمودار حرکت ما انسانها پر از اکسترمم شده است.
سرور من : روز هفتم هفته که دلم مشتق شده است، اشتیاق دیدار شما را با دعای ندبه در هم می آمیزم و با شما به زمزمه می نشینم. زمزمه ای که واحدهای آن کم است ولی شما آن را می شنوید.
آقای من : تمام سوالات ذهنم را به صورت دستگاه های چند معادله و چند مجهولی در آورده ام و برای جوابهای آن راهی جز مبهم بودن نیافته ام.
هر چه به مشتاقان و منتظران شما می نگرم در معادله زندگی هیچ کدام در دنیای حقیقی ریشه ای ندارند مگر در دنیای مختلط فریب و دروغ.
سرور خوبم: با خود عهد می بندم ،مهر و محبت شما را با نوشتن نام زیبایتان بر مقدمه تمام ترسیم شده تدریسم تقسیم کنم و هزار بار بر این سطر نام شم را در ذکر تمام خوبیهایت ضرب کنم و با دل منتظرم جمع ببندم.
مولای من: سری به سریها و دنباله های منتظرانتان بزنید که سیگمای تمام آنها به ٣١٣ تن می رسد ،چه فاجعه ای است این دنیا ،مگر اوضاع قرینه شود یا محور زندگیها انتقال یابد تا زمینه آمدنتان در مختصات دنیا فراهم شود. زمانی که با خود می اندیشم که کدام رابطه و ضابطه باعث خواهد شد بین من و شما زوج مرتب شکل گیرد دیدم و درک کردم که به راستی شرط برقراری این است که اگر مولفه ی اول یکرنگ و صمیمی بود مولفه دوم هم یکرنگ و صمیمی باشد.
اینجا وقتی دلم می گیرد انتظار شما را مدلسازی می کنم. تمام ابعاد ایمانم را در حکم ذره می بینم و آنچه به من آرامش می دهد این است که به هندسه عبادت روی آورم و در مستطیل سجاده سر بر دایره مهر شما گذارم و از خدای شما مهرتان را طلب کنم.
باور کنید در کلاس درسم بارها گفته ام، دانش آموزان عزیز در فضای نمونه ی زندگی انسانها پیشامدی بنویسید که تعداد منتظران شما را رقم بزند. به امید آنکه در بررسی احتمال ظهورتان عددی نزدیک به یک ببینم. بارها گفته ام همنهشتی انسان و ایمان وقتی برقرار است که ایمان بین تمام انسانها برقرارباشد و باقیمانده ربا و کذب نیاورد.
اما…. میدانم و خوب میدانم،
شما روزی خواهی آمد که تصاعد خوبیها برقرار باشد،
که ارتفاع عدالت بر قاعده دنیا قابل ترسیم باشد،
که مساحت دنیا فضای پیوسته خوبیها باشد،
که از جمکران تا وادی سهله خط مستقیم عشق باشد،
که انتظار و اشتیاق تنها مجهول مساله انسانها باشد.
*به امید طلوع آقا در بیکران دنیا*
آقای من : شما در نهایتی خواهید آمد که حد، تابع دنیا نیست. شما در کنجی از جغرافیای زمین طلوع خواهید کرد که جواب نهایی تمام معادلات زمین است.
آقای من : بیا که اوضاع معکوس شده است.منحنی ارزشها نزولی اکید است. نمودار حرکت ما انسانها پر از اکسترمم شده است.
سرور من : روز هفتم هفته که دلم مشتق شده است، اشتیاق دیدار شما را با دعای ندبه در هم می آمیزم و با شما به زمزمه می نشینم. زمزمه ای که واحدهای آن کم است ولی شما آن را می شنوید.
آقای من : تمام سوالات ذهنم را به صورت دستگاه های چند معادله و چند مجهولی در آورده ام و برای جوابهای آن راهی جز مبهم بودن نیافته ام.
هر چه به مشتاقان و منتظران شما می نگرم در معادله زندگی هیچ کدام در دنیای حقیقی ریشه ای ندارند مگر در دنیای مختلط فریب و دروغ.
سرور خوبم: با خود عهد می بندم ،مهر و محبت شما را با نوشتن نام زیبایتان بر مقدمه تمام ترسیم شده تدریسم تقسیم کنم و هزار بار بر این سطر نام شم را در ذکر تمام خوبیهایت ضرب کنم و با دل منتظرم جمع ببندم.
مولای من: سری به سریها و دنباله های منتظرانتان بزنید که سیگمای تمام آنها به ٣١٣ تن می رسد ،چه فاجعه ای است این دنیا ،مگر اوضاع قرینه شود یا محور زندگیها انتقال یابد تا زمینه آمدنتان در مختصات دنیا فراهم شود. زمانی که با خود می اندیشم که کدام رابطه و ضابطه باعث خواهد شد بین من و شما زوج مرتب شکل گیرد دیدم و درک کردم که به راستی شرط برقراری این است که اگر مولفه ی اول یکرنگ و صمیمی بود مولفه دوم هم یکرنگ و صمیمی باشد.
اینجا وقتی دلم می گیرد انتظار شما را مدلسازی می کنم. تمام ابعاد ایمانم را در حکم ذره می بینم و آنچه به من آرامش می دهد این است که به هندسه عبادت روی آورم و در مستطیل سجاده سر بر دایره مهر شما گذارم و از خدای شما مهرتان را طلب کنم.
باور کنید در کلاس درسم بارها گفته ام، دانش آموزان عزیز در فضای نمونه ی زندگی انسانها پیشامدی بنویسید که تعداد منتظران شما را رقم بزند. به امید آنکه در بررسی احتمال ظهورتان عددی نزدیک به یک ببینم. بارها گفته ام همنهشتی انسان و ایمان وقتی برقرار است که ایمان بین تمام انسانها برقرارباشد و باقیمانده ربا و کذب نیاورد.
اما…. میدانم و خوب میدانم،
شما روزی خواهی آمد که تصاعد خوبیها برقرار باشد،
که ارتفاع عدالت بر قاعده دنیا قابل ترسیم باشد،
که مساحت دنیا فضای پیوسته خوبیها باشد،
که از جمکران تا وادی سهله خط مستقیم عشق باشد،
که انتظار و اشتیاق تنها مجهول مساله انسانها باشد.
*به امید طلوع آقا در بیکران دنیا*


