۲۸/فروردین/۹۱, ۴:۱۶
بسم رب المهدى
سلام علیکم
امیدوارم که این پست که اینجا قرار میدم برای دوستان و اشخاصی که این را میخوانند مفید و جامع باشد .
گفته شده كه جابلقا و جابرسا دو شهر خارج از اين جهان، پشت آسمان چهارم يا آسمان هفتمند و اهل اين دو شهر، دو گروه از فرشتگان يا شبيه به فرشتگانند.
اين دو شهر، شهرهايي هستند كه ابن حمدان الخصيبي در «هدايـة الكبري» به نقل از اباعبدالله الحسين(علیه السلام) به آن اشاره نموده است. اميرالمؤمنين(علیه السلام) در يكي از خطبههايش فرموده است: «من به جابلقا و جابرسا ميآيم و آسياب جنگ را مستقر ميسازم و جهان را با آن، همچون دانههاي گندم در آسياب، آرد ميكنم.»
***
مترجم: سيّد شاهپور حسيني
دربارة جابلقا و جابرسا (و گفته شده جابرسا و جابلصا) دو شهرند، يكي در شرق و ديگري در غرب. اهل آن بر اهل هر ديني وارد شوند، آنها را دعوت به پيروي از خداوند عزّوجلّ و اسلام و اعتراف به رسالت حضرت محمّد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و توحيد و ولايت اهلبيت(علیه السلام) مينمايند.
گفته شده كه جابلقا و جابرسا دو شهر خارج از اين جهان، پشت آسمان چهارم يا آسمان هفتمند و اهل اين دو شهر، دو گروه از فرشتگان يا شبيه به فرشتگانند.
اين دو شهر، شهرهايي هستند كه ابن حمدان الخصيبي در «هدايـة الكبري» به نقل از اباعبدالله الحسين(علیه السلام) به آن اشاره نموده است.
اميرالمؤمنين(علیه السلام) در يكي از خطبههايش فرموده است:
«من به جابلقا و جابرسا ميآيم و آسياب جنگ را مستقر ميسازم و جهان را با آن، همچون دانههاي گندم در آسياب، آرد ميكنم.»
خداوند بلند مرتبه فرموده است:
«حَتَّي إِذَا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَغْرُبُ فِي عَيْنٍ حَمِئَةٍ وَوَجَدَ عِندَهَا قَوْمًا قُلْنَا يَا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِمَّا أَن تُعَذِّبَ وَإِمَّا أَن تَتَّخِذَ فِيهِمْ حُسْنًا؛1 تا آنگاه كه به غروبگاه خورشيد رسيد به نظرش آمد كه [خورشيد] در چشمهاي گلآلود و سياه غروب ميكند و نزديك آن طايفهاي را يافت. فرموديم: اي ذوالقرنين! [اختيار با توست] يا عذاب ميكني يا در ميانشان [روش] نيكويي پيش ميگيري.»
يعني او (ذوالقرنين) زماني كه به محلّ غروب خورشيد رسيد، متوجّه شد كه آن به يك چشمة گرم و داغ داراي لاي و لجن غروب ميكند و آن گل سياه است و «قري حاميه»؛ يعني منطقة داغ و احتمال دارد كه جامع دو وصف باشد، گفته شده كه شايد او به ساحل اقيانوس رسيده و خورشيد را آنگونه ديده است؛ زيرا در ديدرس چشم او تنها آب ديده ميشده و ديگرهيچ و به همين دليل گفته آن را ديد كه غروب ميكند و نگفت غروب ميكرد. از اميرالمؤمنين علي(علیه السلام) نقل شده كه ايشان فرمود: «زماني كه همراه با خورشيد، به چشمة داغ رسيد، متوجّه شد كه خورشيد در آن غروب ميكند و هفتادهزار فرشته با آن است كه با زنجيرهاي آهنين و گيرهها و قلّابها آن را از ژرفاي دريا در سمت راست زمين ميكشند، همانگونه كه خورشيد بر روي آب حركت ميكند و در آن هنگام، در كنار آن چشمه، گروهي از مردم كافر بودند، گفتيم: «اي ذوالقرنين! يا آنها را عذاب كن (يعني آنها را به خاطر كفرشان به قتل برسان) يا به آنان نيكي كن (آنها را راهنمايي كن و شريعت را به آنان آموزش بده).»
از پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نقل شد كه فرمود:
«خورشيد در حوالي شهري كه به آن جابلقا گويند، طلوع ميكند. جابلقا هزار دروازه دارد و بر هر دروازهاي هزار نگهبان مستقر است و آنان، همان كساني هستند,
خداوند در قرآن كريم از آنان نام برده و فرموده است:
«تَطْلُعُ عَلَي قَوْمٍ لَّمْ نَجْعَل لَّهُم مِّن دُونِهَا سِتْرًا؛2 [و خورشيد] بر قومي طلوع ميكرد كه براي ايشان در برابر آن پوششي قرار نداده بوديم.»
و خورشيد در حوالي شهري كه به آن جابرصا گويند، غروب ميكند. جابرصا هزار دروازه دارد و بر هر دروازهاي هزاران نگهبان است.»
از ابومحمّد حسن بن علي بن حسين(علیه السلام) نقل شده كه فرمود:
خداوند دو شهر آفريده، يكي در مشرق و ديگري در مغرب. نام اين دو شهر، جابلقا و جابلصا؛ (جابرصا) است. خداوند پيامبري جز جدّ ما رسولالله براي هدايت آنان نفرستاده است. اميرالمؤمنين(علیه السلام) فرمودند:
«خداوند پشت مغرب شهري دارد كه به آن جابلقا گويند. در جابلقا هفتاد هزار امّت وجود دارد. آنان حتّي به اندازة يك چشم بر هم زدن از فرمان خداوند سرپيچي نكردهاند. كردار و سخن آنان تنها نفرين بر دو نفر اوّلي است و بيزاري جستن از آن دو و اظهار ولايت اهل بيت(علیه السلام) است.»
امام صادق(علیه السلام) فرمودند:
«پشت اين زمين شما، زميني سفيد است كه نورش از آن خود است. در آن آفريدههايي است كه خداوند را به درستي پرستش ميكنند و هيچگاه به او شرك نميورزند و از دشمنان خداوند بيزاري ميجويند ....»
همچنين از ايشان نقل شده كه فرمودند:
«خداوند پشت دريا شهري دارد كه وسعت آن به اندازة چهل روز راه است، در آن گروهي هستند كه هيچگاه نافرماني خداوند نكردهاند و ابليس را نميشناسند و از آفريده شدن ابليس نيز خبري ندارند.
ما هميشه آنان را ميبينيم و آنان نيازها و پرسشهاي خود را با ما در ميان ميگذارند و از ما ميخواهند به آنها دعاها را آموزش دهيم و ما به آنان آموزش ميدهيم و آنان در مورد قائم ما و ظهور او سئوال ميكنند و پرستش و تلاش آنان بسيار زياد است و شهر آنان درهايي دارد كه ميان دو لنگة در، صد فرسخ است. آنان تقديس و تلاش بسيار زيادي دارند. اگر آنان را مشاهده كنيد، قطعاً اعمال (نيك) خود را بسيار ناچيز ميشماريد. آنان نماز به جاي ميآورند و يك ماه سر از سجده برنميدارند، غذاي آنان تسبيح است و لباسشان برگهاي (درختان)، چهرههايشان از نورانيّت ميدرخشد و هنگامي كه يكي از ما را ببينند، خاك پاي ما را توتياي چشم خود كنند و به دور او گرد ميآيند و ازخاك پا (آثار او) تبرّك برميدارند.
هنگام نماز، آنان صداهايي دارند، صداهايي بلندتر از صداي طوفان.
در ميان آنان گروهي هستند كه از زماني كه انتظار آمدن قائم ما را ميكشند، سلاح بر زمين نگذاشتهاند. دعا ميكنند كه خداوند ايشان را به آنان نشان دهد.
آنان هزار سال عمر ميكنند، چون آنان را بيني، آثار خشوع، خضوع، فروتني و طلب نزديكي خداوند در آنان هويدا است. وقتي كه ما آنها را ديدار نميكنيم، تصوّر ميكنند آن از روي خشم است و آنها براي زماني كه ما نزد آنان ميرويم، لحظهشماري ميكنند. نه ناراحت ميشوند و نه خسته و نه دروغ ميگويند.
كتاب خدا را آنگونه كه ما به آنان آموزش دادهايم، ميخوانند و ما چيزهايي به آنان آموختهايم كه اگر آن مطالب بر مردم خوانده شود، آن را ماية كفر شمارند و آن را انكار ميكنند.
آنان از ما دربارة چيزهاي زيادي ميپرسند، وقتي كه از قرآن چيزي بخوانند و آن را ندانند، از ما سؤال ميكنند و وقتي ما پاسخ آنان را ميدهيم، از سخنان و پاسخهاي ما گشاده خاطر و شادمان ميشوند .
از خداوند طول بقاي (ما را) ميخواهند و ميخواهندكه ما را از دست ندهند و ميدانند اين منّت بزرگي است كه خداوند بر آنان نهاده، كه ما آنان را آموزش ميدهيم.
آنها همراه امام خروج ميكنند و چون قيام كنند، از تمام جنگجويان پيشي ميگيرند و از خداوند ميخواهند كه آنان را از جمله كساني قرار دهد كه دين خداوند را ياري ميدهند.
در ميان آنان، جوانان و سالمندان وجود دارند و هنگامي كه جوانان آنان، فرد كهنسالي را ببينند به احترام در مقابل او همانند بندگان مينشينند و تا فرد كهنسال فرمان نداده، از جاي خود برنميخيزند. آن راه دارند كه امام ميخواهد و از ديگران نسبت به آنان را، آگاهي بيشتري دارند. اگر امام به آنان دستور انجام كاري بدهند، پيوسته آن را انجام ميدهند تا آنكه امام، دستور انجام كار ديگري بدانها دهد. اگر آنان بر اهل تمام مشرق و مغرب وارد شوند، در يك لحظه همة آنان را نابود ميكنند، آهن به آنان كارساز نيست. آنان شمشيرهايي از جنس آهن دارند امّا آهني غير از اين آهن كه شما ميشناسيد و اگر يكي از آنها با شمشيرش بر كوه بزند، كوه شكافته ميشود. امام با آنان به [سرزمين] «هند»، «ديلم»، «كرك» و «ترك و «روم» و «بربر» و ما بين شهرهاي جابرسا تا جابلقا حمله ميكند. از اين دو شهر، يكي در مشرق است و ديگري در مغرب. آنان چون بر اهل دين وارد شوند آنان را دعوت به خداوند، اسلام و اقرار به حقّانيت محمّد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مينمايند. هركس تسليم نشود، او را به قتل ميرسانند تا اينكه در ميان مشرق و مغرب و در كوهها كسي نماند مگر اينكه به اين اصول اقرار كند.»
انشاالله ادامه دارد ....
صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ افْعَلْ بِي مَا أَنْتَ أَهْلُهُوَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ وَ الْأَئِمَّةِ الْمَيَامِينِ مِنْ آلِهِ )أَهْلِهِ( وَ سَلَّمَ تَسْلِيماً )کَثِيراً.
درود فرست بر محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و آل محمد (علیه السلام)
و با من آن کن که لایق حضرت توست .
اللهم صل علي محمد ال محمد و عجل فرجهم و لعنة الله على عدائهم اجمعين و جعلنا من خير أنصاره و أعوانه و المستشهدين بين يديه واللهم عجل الوليك الفرج
التماس دعا..
سلام علیکم
امیدوارم که این پست که اینجا قرار میدم برای دوستان و اشخاصی که این را میخوانند مفید و جامع باشد .
گفته شده كه جابلقا و جابرسا دو شهر خارج از اين جهان، پشت آسمان چهارم يا آسمان هفتمند و اهل اين دو شهر، دو گروه از فرشتگان يا شبيه به فرشتگانند.
اين دو شهر، شهرهايي هستند كه ابن حمدان الخصيبي در «هدايـة الكبري» به نقل از اباعبدالله الحسين(علیه السلام) به آن اشاره نموده است. اميرالمؤمنين(علیه السلام) در يكي از خطبههايش فرموده است: «من به جابلقا و جابرسا ميآيم و آسياب جنگ را مستقر ميسازم و جهان را با آن، همچون دانههاي گندم در آسياب، آرد ميكنم.»
***
مترجم: سيّد شاهپور حسيني
دربارة جابلقا و جابرسا (و گفته شده جابرسا و جابلصا) دو شهرند، يكي در شرق و ديگري در غرب. اهل آن بر اهل هر ديني وارد شوند، آنها را دعوت به پيروي از خداوند عزّوجلّ و اسلام و اعتراف به رسالت حضرت محمّد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و توحيد و ولايت اهلبيت(علیه السلام) مينمايند.
گفته شده كه جابلقا و جابرسا دو شهر خارج از اين جهان، پشت آسمان چهارم يا آسمان هفتمند و اهل اين دو شهر، دو گروه از فرشتگان يا شبيه به فرشتگانند.
اين دو شهر، شهرهايي هستند كه ابن حمدان الخصيبي در «هدايـة الكبري» به نقل از اباعبدالله الحسين(علیه السلام) به آن اشاره نموده است.
اميرالمؤمنين(علیه السلام) در يكي از خطبههايش فرموده است:
«من به جابلقا و جابرسا ميآيم و آسياب جنگ را مستقر ميسازم و جهان را با آن، همچون دانههاي گندم در آسياب، آرد ميكنم.»
خداوند بلند مرتبه فرموده است:
«حَتَّي إِذَا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَغْرُبُ فِي عَيْنٍ حَمِئَةٍ وَوَجَدَ عِندَهَا قَوْمًا قُلْنَا يَا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِمَّا أَن تُعَذِّبَ وَإِمَّا أَن تَتَّخِذَ فِيهِمْ حُسْنًا؛1 تا آنگاه كه به غروبگاه خورشيد رسيد به نظرش آمد كه [خورشيد] در چشمهاي گلآلود و سياه غروب ميكند و نزديك آن طايفهاي را يافت. فرموديم: اي ذوالقرنين! [اختيار با توست] يا عذاب ميكني يا در ميانشان [روش] نيكويي پيش ميگيري.»
يعني او (ذوالقرنين) زماني كه به محلّ غروب خورشيد رسيد، متوجّه شد كه آن به يك چشمة گرم و داغ داراي لاي و لجن غروب ميكند و آن گل سياه است و «قري حاميه»؛ يعني منطقة داغ و احتمال دارد كه جامع دو وصف باشد، گفته شده كه شايد او به ساحل اقيانوس رسيده و خورشيد را آنگونه ديده است؛ زيرا در ديدرس چشم او تنها آب ديده ميشده و ديگرهيچ و به همين دليل گفته آن را ديد كه غروب ميكند و نگفت غروب ميكرد. از اميرالمؤمنين علي(علیه السلام) نقل شده كه ايشان فرمود: «زماني كه همراه با خورشيد، به چشمة داغ رسيد، متوجّه شد كه خورشيد در آن غروب ميكند و هفتادهزار فرشته با آن است كه با زنجيرهاي آهنين و گيرهها و قلّابها آن را از ژرفاي دريا در سمت راست زمين ميكشند، همانگونه كه خورشيد بر روي آب حركت ميكند و در آن هنگام، در كنار آن چشمه، گروهي از مردم كافر بودند، گفتيم: «اي ذوالقرنين! يا آنها را عذاب كن (يعني آنها را به خاطر كفرشان به قتل برسان) يا به آنان نيكي كن (آنها را راهنمايي كن و شريعت را به آنان آموزش بده).»
از پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نقل شد كه فرمود:
«خورشيد در حوالي شهري كه به آن جابلقا گويند، طلوع ميكند. جابلقا هزار دروازه دارد و بر هر دروازهاي هزار نگهبان مستقر است و آنان، همان كساني هستند,
خداوند در قرآن كريم از آنان نام برده و فرموده است:
«تَطْلُعُ عَلَي قَوْمٍ لَّمْ نَجْعَل لَّهُم مِّن دُونِهَا سِتْرًا؛2 [و خورشيد] بر قومي طلوع ميكرد كه براي ايشان در برابر آن پوششي قرار نداده بوديم.»
و خورشيد در حوالي شهري كه به آن جابرصا گويند، غروب ميكند. جابرصا هزار دروازه دارد و بر هر دروازهاي هزاران نگهبان است.»
از ابومحمّد حسن بن علي بن حسين(علیه السلام) نقل شده كه فرمود:
خداوند دو شهر آفريده، يكي در مشرق و ديگري در مغرب. نام اين دو شهر، جابلقا و جابلصا؛ (جابرصا) است. خداوند پيامبري جز جدّ ما رسولالله براي هدايت آنان نفرستاده است. اميرالمؤمنين(علیه السلام) فرمودند:
«خداوند پشت مغرب شهري دارد كه به آن جابلقا گويند. در جابلقا هفتاد هزار امّت وجود دارد. آنان حتّي به اندازة يك چشم بر هم زدن از فرمان خداوند سرپيچي نكردهاند. كردار و سخن آنان تنها نفرين بر دو نفر اوّلي است و بيزاري جستن از آن دو و اظهار ولايت اهل بيت(علیه السلام) است.»
امام صادق(علیه السلام) فرمودند:
«پشت اين زمين شما، زميني سفيد است كه نورش از آن خود است. در آن آفريدههايي است كه خداوند را به درستي پرستش ميكنند و هيچگاه به او شرك نميورزند و از دشمنان خداوند بيزاري ميجويند ....»
همچنين از ايشان نقل شده كه فرمودند:
«خداوند پشت دريا شهري دارد كه وسعت آن به اندازة چهل روز راه است، در آن گروهي هستند كه هيچگاه نافرماني خداوند نكردهاند و ابليس را نميشناسند و از آفريده شدن ابليس نيز خبري ندارند.
ما هميشه آنان را ميبينيم و آنان نيازها و پرسشهاي خود را با ما در ميان ميگذارند و از ما ميخواهند به آنها دعاها را آموزش دهيم و ما به آنان آموزش ميدهيم و آنان در مورد قائم ما و ظهور او سئوال ميكنند و پرستش و تلاش آنان بسيار زياد است و شهر آنان درهايي دارد كه ميان دو لنگة در، صد فرسخ است. آنان تقديس و تلاش بسيار زيادي دارند. اگر آنان را مشاهده كنيد، قطعاً اعمال (نيك) خود را بسيار ناچيز ميشماريد. آنان نماز به جاي ميآورند و يك ماه سر از سجده برنميدارند، غذاي آنان تسبيح است و لباسشان برگهاي (درختان)، چهرههايشان از نورانيّت ميدرخشد و هنگامي كه يكي از ما را ببينند، خاك پاي ما را توتياي چشم خود كنند و به دور او گرد ميآيند و ازخاك پا (آثار او) تبرّك برميدارند.
هنگام نماز، آنان صداهايي دارند، صداهايي بلندتر از صداي طوفان.
در ميان آنان گروهي هستند كه از زماني كه انتظار آمدن قائم ما را ميكشند، سلاح بر زمين نگذاشتهاند. دعا ميكنند كه خداوند ايشان را به آنان نشان دهد.
آنان هزار سال عمر ميكنند، چون آنان را بيني، آثار خشوع، خضوع، فروتني و طلب نزديكي خداوند در آنان هويدا است. وقتي كه ما آنها را ديدار نميكنيم، تصوّر ميكنند آن از روي خشم است و آنها براي زماني كه ما نزد آنان ميرويم، لحظهشماري ميكنند. نه ناراحت ميشوند و نه خسته و نه دروغ ميگويند.
كتاب خدا را آنگونه كه ما به آنان آموزش دادهايم، ميخوانند و ما چيزهايي به آنان آموختهايم كه اگر آن مطالب بر مردم خوانده شود، آن را ماية كفر شمارند و آن را انكار ميكنند.
آنان از ما دربارة چيزهاي زيادي ميپرسند، وقتي كه از قرآن چيزي بخوانند و آن را ندانند، از ما سؤال ميكنند و وقتي ما پاسخ آنان را ميدهيم، از سخنان و پاسخهاي ما گشاده خاطر و شادمان ميشوند .
از خداوند طول بقاي (ما را) ميخواهند و ميخواهندكه ما را از دست ندهند و ميدانند اين منّت بزرگي است كه خداوند بر آنان نهاده، كه ما آنان را آموزش ميدهيم.
آنها همراه امام خروج ميكنند و چون قيام كنند، از تمام جنگجويان پيشي ميگيرند و از خداوند ميخواهند كه آنان را از جمله كساني قرار دهد كه دين خداوند را ياري ميدهند.
در ميان آنان، جوانان و سالمندان وجود دارند و هنگامي كه جوانان آنان، فرد كهنسالي را ببينند به احترام در مقابل او همانند بندگان مينشينند و تا فرد كهنسال فرمان نداده، از جاي خود برنميخيزند. آن راه دارند كه امام ميخواهد و از ديگران نسبت به آنان را، آگاهي بيشتري دارند. اگر امام به آنان دستور انجام كاري بدهند، پيوسته آن را انجام ميدهند تا آنكه امام، دستور انجام كار ديگري بدانها دهد. اگر آنان بر اهل تمام مشرق و مغرب وارد شوند، در يك لحظه همة آنان را نابود ميكنند، آهن به آنان كارساز نيست. آنان شمشيرهايي از جنس آهن دارند امّا آهني غير از اين آهن كه شما ميشناسيد و اگر يكي از آنها با شمشيرش بر كوه بزند، كوه شكافته ميشود. امام با آنان به [سرزمين] «هند»، «ديلم»، «كرك» و «ترك و «روم» و «بربر» و ما بين شهرهاي جابرسا تا جابلقا حمله ميكند. از اين دو شهر، يكي در مشرق است و ديگري در مغرب. آنان چون بر اهل دين وارد شوند آنان را دعوت به خداوند، اسلام و اقرار به حقّانيت محمّد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مينمايند. هركس تسليم نشود، او را به قتل ميرسانند تا اينكه در ميان مشرق و مغرب و در كوهها كسي نماند مگر اينكه به اين اصول اقرار كند.»
انشاالله ادامه دارد ....
صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ افْعَلْ بِي مَا أَنْتَ أَهْلُهُوَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ وَ الْأَئِمَّةِ الْمَيَامِينِ مِنْ آلِهِ )أَهْلِهِ( وَ سَلَّمَ تَسْلِيماً )کَثِيراً.
درود فرست بر محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و آل محمد (علیه السلام)
و با من آن کن که لایق حضرت توست .
اللهم صل علي محمد ال محمد و عجل فرجهم و لعنة الله على عدائهم اجمعين و جعلنا من خير أنصاره و أعوانه و المستشهدين بين يديه واللهم عجل الوليك الفرج
التماس دعا..
عجب
ممنون میشم دوستان اگه میدونند جواب ها رو در اختیار عموم قرار بدن