(۳۱/فروردین/۹۱ ۲۱:۱۴)رهیافته نوشته است: [ -> ]برای من بارها پیش آمده از یک گناه به ظاهر کوچک به گناهی بزرگ افتادم...
چند سوال:
1.گناهان کوچک راه را برای گناه بزرگتر باز می کنند. آیا به این جمله اعتقاد دارید؟!!!
2.آیا بزرگی و کوچکی برای گناه مطرح نمیشه؟!!آیا گناه یک امر نسبی است؟!!
3.اگر دو شخص گناه یکسانی را مرتکب شوند آیا جزای هر دو یکسان است؟!! اگر نیست به چه دلیل؟ آیا جزای انسان ها با توجه به ظرفیت وجودی آنهاست؟!!
4.آیا شرک گناهی نابخشودنی است؟!! چرا؟!!
5.آیا تکرر در گناه و تکرر در توبه از آن باعث میشود گناه نابخشوده شود؟!!
( 1و 2)
هر چند که بر اساس آیات قرآن کریم و روایات معصومین، گناهان به دو دسته صغیره (کوچک) و کبیره (بزرگ) تقسیم می شوند یعنی برخی از گناهان در مقایسه با سایر گناهان بزرگ تر و زشت تر بوده و آثار سوء بیشتری دارند؛ ولی هر گناهی از آن جهت که مخالفت و تمرد از دستورهاى پروردگار محسوب مى شود بسیار زشت و ناپسند است و هیچ گناهى از این لحاظ کوچک نیست و چنانچه کسى نافرمانى خدا را کوچک بشمارد مرتکب گناهى بس عظیم شده است
جهنم شیطان آتش
امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) فرمودند:
«أشد الذنوب ما استخف به صاحب؛ شدیدترین گناه آن است که صاحبش آن را کوچک بشمارد.»
علت این امر بزرگی و عظمت مقام خداوند می باشد.
در مقابل عظمت خداوند، هیچ گناهی کوچک و بی اهمیت نیست.
حضرت امام زین العابدین(علیه السلام) در مقام طلب آمرزش از خداوند، می فرمایند:
« یا إلهی لو بکیت إلیک حتى تسقط أشفار عینی، و انتحبت حتى ینقطع صوتی، و قمت لک حتى تتنشر قدمای، و رکعت لک حتى ینخلع صلبی، و سجدت لک حتى تتفقأ حدقتای، و أکلت تراب الأرض طول عمری، و شربت ماء الرماد آخر دهری، و ذکرتک فی خلال ذلک حتى یکل لسانی، ثم لم أرفع طرفی إلى آفاق السماء استحیاء منک ما استوجبت بذلک محو سیئة واحدة من سیئاتی؛
اى خداى من، اگر به درگاهت بگریم تا پلکهاى چشمانم بیفتد و با آواز بلند ناله کنم تا صدایم قطع شود و در پیشگاه تو بایستم تا پاهایم ورم کند، و در برابرت رکوع کنم تا استخوان پشتم از جا در آید و براى تو سجده کنم تا کاسه چشمانم بگودى رود و همه عمرم، خاک زمین بخورم و تا پایان روزگارم آب خاکستر بنوشم و در خلال این ها به ذکر تو مشغول شوم تا زبانم کند شود آنگاه به خاطر شرمندگى، چشم به اطراف آسمان بلند نکنم، با این کارها هرگز مستوجب از بین رفتن گناهى از گناهانم نمى شوم.»
مشاهده می کنیم که سرور و سید عابدان و مناجاتیان، چه تعبیرات عجیبی را – که نشان دهنده زشتی فوق العاده گناه می باشد – برای آمرزش تنها یک گناه، به کار می برند.
رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در زمین بى گیاهى فرود آمد و به اصحابش فرمود:
قدرى هیزم بیاورید: گفتند: یا رسول الله!در زمین بى گیاه آمده ایم، در اینجا هیزم نیست حضرت فرمود: هر کس هر چه پیدا کرد بیاورد،سپس آنها کم کم هیزم آوردند و در برابر آن حضرت انباشته کردند
رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود:گناهان این گونه جمع میشود
امام علی (علیه السلام) فرمودند:
« الذنوب کلها شدیدة و أشدها ما نبت علیه اللحم و الدم لأنه إما مرحوم و إما معذب و الجنة لا یدخلها إلا طیب؛
همه گناهان شدید و سخت است و سخت تر از همه آن گناهى است که بر آن گوشت و خون روییده شود، زیرا گناهکار یا عذاب مى شود یا مورد رحمت واقع مى گردد و تنها پاکان وارد بهشت مى شوند.» (یعنى با گوشت و خون روییده شده از گناه نمى توان وارد بهشت شد.)
در روایت پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله) دیده مى شود:
« لاتحقرن ذنبا ولاتصغرنه واجتنب الکبائر فان العبد اذا نظر الى ذنوبه دمعت عیناه دما وقیحا یقول الله تعالى «یوم تجد کل نفس ما عملت من خیر محضرا وما عملت من سوء تود لو ان بینها وبینه امدا بعیدا؛
هیچ گناهى را خوار و کوچک مشمار و از گناهان کبیره بپرهیز، چون در روز قیامت بنده به گناهان خود مى نگرد، از دو چشمش خون و چرک مى ریزد، خداى متعال مى فرماید: «روزى که هرکس کارهاى نیک و بد خویش را حاضر شده مى یابد و آرزو مى کند کاش میان او و آن (کارهاى بد) فاصله اى دور بود.»
امام صادق (علیه السلام)فرمود:
«اتقوا المحقرات من الذنوب فإنها لا تغفر قلت و ما المحقرات قال الرجل یذنب الذنب فیقول طوبى لی لو لم یکن لی غیر ذلک؛
از گناهان کوچک شمرده شده بپرهیزید که آمرزیده نمی شوند. عرض کردم: گناهان کوچک شمرده شده چیست؟ فرمود: این است که مردى گناه کند و بگوید، خوشا به حال من اگر غیر از این گناه نداشته باشم. »
امام رضا (علیه السلام):
گناهان کوچک راه را به گناهان بزرگ را باز مى کنند، هر کس در معصیت کوچک از خداوند نترسد در معصیت هاى بزرگ هم نخواهد ترسید
و همچنین ایشان فرمودند:
« إن المؤمن لیرى ذنبه کأنه تحت صخرة یخاف أن تقع علیه- و إن الکافر لیرى ذنبه کأنه ذباب مر على أنفه؛
مؤمن کیفر گناهش را می بیند گویا او زیر سنگى است که مى ترسد بر سرش فرود آید و همانا کافر گناهش را مى بیند گویا مگسى است بر بینى او می گذرد »
گناه ، ایمان را کاهش می دهد
علاوه بر زشتی ذاتی گناهان کوچک، باید به این نکته نیز توجه داشت که ارتکاب این گناهان، موجب کاهش ایمان انسان شده و قبح و زشتی گناه را در نظر انسان کاهش می دهد، در نتیجه زمینه را برای ارتکاب سایر گناهان – از جمله گناهان بزرگ- فراهم می کند. در این زمینه، به روایات زیر توجه نمائید
و امام کاظم (علیه السلام) می فرمایند:
«لا تستقلوا قلیل الذنوب فإن قلیل الذنوب یجتمع حتى یکون کثیرا ؛
گناهان اندک را کم نینگارید، که همان گناهان اندک است که جمع شده و بسیار مى گردد. »
امام رضا (علیه السلام) می فرمایند:
« الصغائر من الذنوب طرق إلى الکبائر و من لم یخف الله فی القلیل لم یخفه فی الکثیر؛
گناهان کوچک راه را به گناهان بزرگ را باز مى کنند، هر کس در معصیت کوچک از خداوند نترسد در معصیت هاى بزرگ هم نخواهد ترسید. »
منابع :
- اصول کافى، ترجمه مصطفوى، ج ۳، ص ۳۹۵
- صحیفه سجادیه، دعای شانزدهم
- نقطه هاى آغازدراخلاق عملى، محمد رضا مهدوی کنی، ص۱۰۹-۱۱۰
- میزان الحکمة، محمدی ری شهری، ج۴، الذنب
.
.
.
(3)
در گناهی که رذالت و پستی بیشتری بروز کند، و پرده دری بیشتری صورت بگیرد و از بندگی خدا فاصله بیشتری گرفته شود، عقوبت سنگین تری رقم خواهد خورد.
در مثال های دنیوی نیز همین گونه است، دو نفر مرتکب قتل شده اند، یکی در تصادفی ناخواسته و علیرغم دقت در رانندگی مرتکب این عمل شده است و دیگری با نقشه پیشین و تصمیم بر قتل، به سراغ شخص بی گناهی رفته و او را کشته است. در اولی، خباثتی برای شخص وجود ندارد. اما شخص دوم خباثت بسیاری دارد.
پس کسی که با توجه و فهم کامل مرتکب گناه می شود، خباثت ذاتی خود را نشان می دهد و خباثت ذاتی، آتش جهنم را به خود جذب می کند.
به همین دلیل نیز در دعاها، برای طلب بخشش خداوند بر این مطلب تاکید می شود که ارتکاب گناه، به خاطر روحیه تمرد و سرکشی نبوده، بلکه به دلیل ضعف در مقابل شهوات بوده است.
به عنوان نمونه در دعای ابوحمزه این گونه آمده است:
إلهی لم أعصک حین عصیتک و أنا بربوبیتک جاحد و لا بأمرک مستخف و لا لعقوبتک متعرض و لا لوعیدک متهاون لکن خطیئة عرضت و سولت لی نفسی و غلبنی هوای و أعاننی علیها شقوتی
خدایا ! من در هنگام معصیت و نافرمانی ، منکر ربوبیت تو نبودم و قصد سبک شمردن فرمان تو و اعتراض به عقوبتت را نداشتم و نمی خواستم به تهدیدات تو بی اعتنا باشم بلکه گناهی پیش آمد و نفسم مرا فریفت و هوس بر من چیره گشت.
.
.
.
(4)
خداوند متعال در آيات متعددي از قرآن كريم،به بزرگي گناه شرك و اينكه شرك گناهي نابخشودني است اشاره كرده است،از جمله در آيه 48 سوره نساء مي فرمايد:
«إِنَّ اللَّهَ لَا يغْفِرُ أَنْ يشْرَكَ بِهِ وَيغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَنْ يشَاءُ وَمَنْ يشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْمًا عَظِيمًا
خداوند (هرگز) شرک را نميبخشد! و پايينتر از آن را براي هر کس (بخواهد و شايسته بداند) ميبخشد. و آن کسي که براي خدا، شريکي قرار دهد، گناه بزرگي مرتکب شده است»
چون خداى (عز و جل) عزيز و حكيم است، و هيچ كار او جزافى و بى حكمت نيست، به ناچار نيامرزيدن مشرك و آمرزيدن ساير گناهان او بايد طبق حكمت باشد.
اما حكمت اين كه شرك را نمى آمرزد، اين است كه عالم خلقت كه سراپايش رحمت خدا است، اساسش عبوديت خلق و ربوبيت خداى تعالى است، هم چنان كه خود خداى تعالى فرمود:
"وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ" (ذاريات، 56)
و معلوم است كه با شرك ديگر عبوديتى نيست(ترجمه الميزان، ج4، ص 589)
جابر عبد اللّه انصارى روايت كرد كه: رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) گفت كه: مغفرت و آمرزش به بنده فرو مى آيد مادام تا حجاب نباشد.
ما گفتيم: اى رسول اللّه! حجاب چيست؟
فرمود: شرك به خدا، آنگاه اين آيه را خواند:
"إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِه"(روض الجنان و روح الجنان في تفسيرالقرآن، ج5، ص 389)
لذا مشرک (تا وقتی باقی بر شرک باشد) اصلا قابلیت دریافت رحمت و مغفرت را در خود از بین برده است.
.
.
.
(5)
با موضوع: "حقیقت توبه و شرایط آن" تحقیق کنید