۱/اردیبهشت/۹۱, ۲۲:۳۱
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
السلام علیکِ یا بنت رسول الله یا فاطمة الزهرا
نامگذارى نوزاد تنها رسمى ديرينه در ميان بشر نيست، از سنتهاى خدايى است كه با آفرينش نخستين آفريده، همراه بوده است. «آدم » و «حوا» اولين نامهاى بشرى است. بعد از آن نيز لازم ترين و مهمترين چيزهايى كه به آدمى آموخته شد اسمهايى چند بود. وعلم آدم الاسماء (پروردگار به آدم اسمهايى آموخت.)پس از آن، بشر براى برقرارى روابط خود هيچ راهى جز نامگذارى اشخاص و اشيا نداشت. چه اينكه گفتگوها و آموختنهايش جز از طريق شناخت نامها ميسر نمى شد.در اين ميان، نامگذارى افراد آدمى از اهميت ويژه اى برخوردار بود و چنين معلوم مى شود كه بعضى اسمها از سوى خداى متعال براى افراد نهاده شده است. از جمله نام فرزند حضرت زكريا است كه پيش از تولد، از سوى خداوند، يحيى خوانده شد. فهب لى من لدنك ... سميا (1) [زكريا گفت]: پروردگارا، برايم ياور و جانشينى قرار ده كه از من و آل يعقوب ارث برد و او را مورد رضايت خويش گردان. خداى متعال به وى فرمود: تو را به داشتن فرزندى به نام يحيى بشارت مى دهيم كه قبل از او كسى را به اين نام ننهاده بوديم.
اين در حالى است كه براى بانو حضرت صديقه طاهره(سلام الله علیها) نامها و القابى است كه برخى آسمانى اند و از سوى آفريدگار تعيين شده و بعضى از سوى برگزيدگان الهى.اما نامهاى آسمانى نه (9) اسم است كه در حديث ذيل آمده است.
امام جعفر صادق(علیه السلام) فرمود: براى فاطمه(سلام الله علیها) نزد خداى عز و جل نه اسم است:
«فاطمه، صديقه، مباركه، طاهره، زكيه، راضيه، مرضيه، محدثه، زهرا» (2)
آنچه اين نامها را براى حضرت فضيلت قرار داده اينكه نامهاى حضرتش حاكى از صفتى والاست كه در وى وجود داشته است و چون نامهاى ديگر افراد نيست كه صاحب نام از معنى نام خود هيچ بهره اى نبرده باشد.
ما در ذيل، نامها، لقبها و كنيه هاى آن حضرت را به ترتيب حروف الفبا ياد مى كنيم.
ام الائمه (3)
(مادر امامان):
به موجب روايات نقل شده از سوى اهل تسنن و شيعه، نسل پاك پيامبر به وسيله دخترش به وجود آمده و گسترش يافته است. رسول اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرموده است: پروردگار عزيز و بلند مرتبه نسل هر پيامبر را در صلب خود آن پيامبر قرار داد، حال آنكه نسل مرا در صلب على جاى قرار داد. (4)آن حضرت چندين بار به دختر عزيزش فرمود: اى فاطمه، تو را بشارت مى دهم كه از نسل تو يازده فرزند معصوم، امام مردم خواهد شد و آخرين آنها مهدى عليه السلام است.
ام ابيها (5)
يعنى: مادر (و دلسوز) پدرش كنيه اى است كه پدر بزرگوارش حضرت رسول اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وى را بدان خواند. چه اينكه پيامبر در خردسالى مادر را از دست داد و سراسر عمر عزيزش را بسختى گذراند و تا قبل از ازدواج با بانو خديجه و حتى پس از آن، پيوسته مورد آزار مشركان بود، يا در جنگها به اين سو و آن سو مى رفت و دشوارى تحمل مى كرد. در اين همه پس از تولد دختر عزيزش فاطمه، با اينكه وى كودكى بيش نبود همواره چون پروانه به گرد شمع، از پدر جدا نمى شد و در رفع اندوه او آنچه مى توانست مى كوشيد و از پدر دلجويى مى كرد. اگر آن بزرگوار در جنگى آسيب مى ديد فاطمه خردسالش بود كه بر زخم و رنج پدر مرهم مى نهاد و بر آرامش و سلامت جانش اصرار داشت. چون رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دلسوزى وى را مى ديد اشك مى ريخت و مى فرمود: او مادر پدرش است. (6)
«ام » به معنى مادر و اصل و ريشه است و در حقيقت آن بانو را بايد مادر نبوت دانست.
ام ابيها بود آن خوش خصال
چونكه بود بانوى كاخ جلال
اين كنيه را شيعه و سنى نقل كرده (7) و در معناى آن وجوهى بيان نموده اند. در ميان معانى آن شايد بهترين وجه اين باشد كه: «ام » در لغت به معنى مقصود و هدف نيز آمده است و چون فاطمه ثمره درخت نبوت و حاصل عمر حضرت ختمى مرتبت بود او را ام ابيها گفتند. او بود كه مقصود حقيقى و هدف و ثمره واقعى زندگانى پيغمبر بود و فرزندى شناخته مى شد كه پيامبر مى خواست. (8)
ام الحسن. ام الحسين (9)
(مادر حسن(علیه السلام). مادر حسين(علیه السلام))
امام مجتبى عليه السلام نخستين فرزند حضرت زهرا(سلام الله علیها) است كه در پانزدهم رمضان سال سوم هجرت (در حالى كه مادرش دوازده ساله بود) در مدينه به دنيا آمد.اى فاطمه، تو را بشارت مى دهم كه از نسل تو يازده فرزند معصوم، امام مردم خواهد شد و آخرين آنها مهدى عليه السلام است.پس از شش ماه و اندى از اين تاريخ، وجود مقدس حسين(علیه السلام) در سوم شعبان سال چهارم هجرى به دنيا آمد.
ام المحسن (10)
(مادر محسن(علیه السلام))
آن حضرت را پنج فرزند بود: حسن(علیه السلام)، حسين(علیه السلام)، زينب 3، ام كلثوم عليها السلام و محسن(علیه السلام). محسن آخرين فرزند آن بانو و اولين شهيد اهل بيت: پس از پيامبر بود كه در ماه آخر حمل، در رحم كشته و سقط شد.
بتول
(بتول يعنى جدا و ممتاز از ديگران، يا آن كه حيض نبيند)ابن اثير در النهايه مى نويسد: فاطمه را بتول ناميدند زيرا از زنان زمان خويش [و زمانهاى قبل و بعد خود] از نظر فضيلت و دين و حسب جدا و ممتاز بود. يا آنكه از دنيا منقطع گشته و به خداى تعالى روى آورده بود. (11)از حضرت رسول(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پرسيده شد به چه كسى بتول گويند؟ فرمود: آن كه سرخى (حيض و...) نبيند. بدرستى كه حيض براى دختران پيامبران ناپسند است. (12)
حانيه (13)
(آن كه به شوهر و فرزندانش بسيار مهربان است.)
الحرة (14)
(بانوى آزاد)
چون فاطمه ثمره درخت نبوت و حاصل عمر حضرت ختمى مرتبت بود او را ام ابيها گفتند.
حصان (15)
(پارسا و عفيف)
حورا/حوراى انسيه
(انسانى زمينى كه از حوريان بهشتى است.)
[حوريه اى شبيه آدمى]در يكى از معراجهاى پيامبر اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به آسمان، آن حضرت از ميوه ها و از خرماى تازه و سيب بهشتى تناول كرد و خداوند متعال آن غذاهاى بهشتى را در صلب پيامبر قرار داد و هنگامى كه ايشان از معراج به زمين بازگشت با حضرت خديجه 3 همبستر شد و بدين ترتيب حضرت فاطمه(سلام الله علیها) در رحم حضرت خديجه قرار گرفت. بدين سبب حضرت فاطمه(سلام الله علیها) «حوراى انسيه » نام گرفت. (16)
راضيه (17)
(كسى كه به تقدير و قوانين الهى خشنود بود.)
اين صفت از والاترين درجات ايمان است و آن حضرت در تمام مراحل زندگى به آنچه كه از سوى خداى عزيز - از ترس و آزار در راه دين و ظلم و اندوه و غم - برايش مقدر شده بود رضايت داشت و هيچ گاه از وضع خود گله نكرد تا آنكه اين آيه شريف از آن صفت وى ياد كرد: يا ايتها النفس المطمئنه ارجعى الى ربك راضية مرضية: اى دارنده روان قدسى مطمئن، به سوى پروردگارت بازگرد در حالى كه تو از او راضى و خدا نيز از تو خشنود است.
زكيه
از ديگر نامهاى حضرت است كه به معنى پاك و پاكدامن يا وجود پربركت است.قرآن هر يك از اين معانى را در سه آيه مختلف بيان فرموده است. در جايى از پاكدامنى و مقام عصمت حضرت عيسى عليه السلام چنين ياد مى كند: قال انما انا رسول ربك لاهب لك غلاما زكيا (18) . يعنى جبرئيل به مريم گفت من فرستاده پروردگار توام تا از جانب او پسرى پاكيزه به تو بخشم.در آيه ديگر آمده است: فانطلقا حتى اذا لقيا غلاما فقتله قال اقتلت نفسا زكية بغير نفس. (19) يعنى چون خضر آن پسر را كشت موسى گفت آيا جوانى پاكيزه و بى گناه را بى آنكه كسى را كشته باشد، كشتى؟در جايى ديگر مى فرمايد: قد افلح من زكها (20) . يعنى: رستگار شد هر كه روان خود را پاك ساخت.در حقيقت زكيه به بانويى گويند كه از همه ناپاكيهاى اخلاقى دور باشد و هرگز در وجودش هيچ صفت بد يافت نشود.
زهرا
(درخشان، نورانى و درخشنده)
«زهر» به معنى روشنى و درخشندگى است. امام عسكرى(علیه السلام) فرموده است: اينكه فاطمه(سلام الله علیها) را زهرا ناميدند بدان لت بود كه هر روز سه بار آن بانوى بزرگوار براى على(علیه السلام) مى درخشيد.امام صادق(علیه السلام) فرموده است: علت آنكه ايشان را زهرا ناميدند آن است كه به او بارگاهى از ياقوت سرخ در بهشت رحمت خواهد شد كه اهل بهشت آن بارگاه را به بلندى و عظمتى كه دارد مانند ستاره اى درخشان كه در آسمان ست خواهند ديد و به يكديگر مى گويند اين بارگاه درخشنده از آن فاطمه(سلام الله علیها) است.از امام صادق(علیه السلام) پرسيدند چرا فاطمه را زهرا ناميدند؟ فرمود: زيرا فاطمه چنان بود كه چون در محراب مى ايستاد نورى از او براى اهل آسمان درخشش مى كرد همان طور كه ستارگان براى اهل زمين درخشش دارند.
سماويه (21)
(گرانبها گوهرى آسمانى)
سيدة/سيدة نساء العالمين
(بزرگ بانوى جهانيان) (22)
شيخ صدوق در كتاب امالى حديثى را از حضرت رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) چنين نقل كرده كه فرمود: ابنتى فاطمه سيدة نساء العالمين. يعنى: دخترم فاطمه بزرگ بانوى زنان جهانيان است.رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به دخترش فرمود: اى فاطمه، بدرستى كه خداوند تو را بر همه زنان جهان و بر همه زنان اسلام كه بهترين دين است برگزيد. (23)چون رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از نزديك بودن وفات خود از طريق وحى با اطلاع شد دخترش فاطمه را از اين موضوع آگاه ساخت و آن بانو گريست. در اين حال رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به وى فرمود: تو اولين كسى از خانواده ام هستى كه به من خواهى پيوست. آيا دوست ندارى كه ارجمندترين زنان بهشت باشى! (24)
صديقه/صديقه كبرى
«صديقه » يعنى كسى كه در راستگويى كامل است. يا آن كه هرگز دروغ نگفته است. يا كسى كه سخن خود را با عمل خويش تصديق مى كند. (25)فاطمه چنان بود كه چون در محراب مى ايستاد نورى از او براى اهل آسمان درخشش مى كرد همان طور كه ستارگان براى اهل زمين درخشش دارند.مرتبه صديقين در رديف پيامبران و شهيدان است. اين مطلب را آيات بسيارى روشن مى كنند كه از آن جمله اند: و من يطع الله و الرسول فاولئك مع الذين انعم الله عليهم من النبيين و الصديقين و الشهداء و الصالحين و حسن اولئك رفيقا. (26)مريم(سلام الله علیها) را از اين نظر صديقه مى گفتند كه آيات الهى را با گفتار و عملش تصديق مى كرد و آنچه كه پروردگار درباره فرزندش به وى خبر داد كاملا پذيرفت. در تاييد اين سخن حديثى از رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اينچنين رسيده است كه به على(علیه السلام) فرمود: «سه چيز به تو داده شده كه به هيچ كس حتى به من داده نشده است:
1 - تو داماد كسى مانند رسول خدا هستى و من داماد كسى نيستم كه پدر زنم مانند پدر زن تو باشد.
2 - همسرى صديقه مانند دختر من به تو داده شده كه من چنين همسرى ندارم.
3 - به تو فرزندانى مانند حسن و حسين عنايت شد. در حالى كه من فرزندانى مانند آنان ندارم. ولى با اين حال شما از من هستيد و من از شما.»مفضل بن عمر گويد از امام صادق(علیه السلام) سؤال كرد: چه كسى فاطمه را غسل داد؟ فرمود: اميرالمؤمنين. اين مطلب بر من سنگين آمد. فرمود: مثل اينكه اين مطلب بر تو گران آمد! عرض كردم آرى، فدايت شوم. فرمود: قبول اين مطلب بر تو دشوار نيايد زيرا كه جده ام فاطمه زهرا صديقه بود و كسى جز صديق را نرسد كه صديقه را غسل دهد. آيا نمى دانستى كه مريم را جز عيسى هيچ كسى غسل نداد!اهل تسنن از عايشه روايتى را چنين نقل كرده اند: ما رايت احدا اصدق من فاطمه(سلام الله علیها) غير ابيها: پس از رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هرگز كسى را راستگوتر از فاطمه نديدم. (27)
طاهره
(به معنى پاكيزه، بى عيب، پاك و معصوم)
در حقيقت آيه شريفى كه در پاكيزه دانستن اهل بيت نازل شده است اين نام را براى حضرت زهرا(سلام الله علیها) ثابت مى كند. خداى تعالى در سوره احزاب (آيه 33) مى فرمايد: «انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا» يعنى خداوند چنين مى خواهد كه پليدى هر آلايش را از شما خاندان نبوت ببرد و از هر عيب پاكتان گرداند.در اين مطلب مفسران و محدثان شيعه و سنى به گونه اى انبوه رواياتى ذكر كرده اند كه به مفاد آنها معنى اهل بيت هر چه باشد صديقه طاهره را شامل مى شود. (28)آنچه از كتب لغت و تصريح روايات و گفتار مفسران برمى آيد اين است كه نتيجه دور بودن «رجس » از اهل بيت همان دارا بودن مقام عصمت است. در حقيقت نام طاهره با توجه به آيه مورد نظر تاييد عصمت آن بانوست و آنكه آن حضرت حتى پس از رحلت، طاهر خواهد بود و پيكر مطهرش نه در زمان حيات و نه پس از مرگ همچون ديگر مردم نجس نخواهد شد و لمس پيكر پاكش غسل ندارد، چنانكه در روايتى بدين موضوع تصريح شده است. روايت چنين است: مردى به نام حسن بن عمير مى گويد: به امام صادق(علیه السلام) گفتم: آيا اميرالمؤمنين پس از غسل دادن رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) غسل كرد؟ فرمود: با وجود آنكه نبى اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مطهر بود، اميرالمؤمنين(علیه السلام) غسل انجام داد تا اين امر سنت گردد. (منظور آنكه سنت غسل كردن پس از مس ميت ترك نشود. (29)والاترين حديث در مقام طهارت حضرت زهرا(سلام الله علیها) حديث شريف كساء است كه شيعه و سنى با دهها سند صحت آن را تاييد كرده اند. (30) بر پايه اين حديث، زمانى رسول اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به خانه دخترش فاطمه(سلام الله علیها) آمد و خود را در چيزى شبيه عبا پيچيد. زمانى بعد اميرالمؤمنين على(علیه السلام) و پس از وى حضرت مجتبى عليه السلام و حسين(علیه السلام) نزد حضرتش رفتند و آنگاه فاطمه(سلام الله علیها) به پيش ايشان رفت. در همين هنگام بود كه آيه تطهير (انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت .. .) نازل شد.اى فاطمه، بدرستى كه خداوند تو را بر همه زنان جهان و بر همه زنان اسلام كه بهترين دين است برگزيد.
عذرا
(يعنى آن بانو پيوسته همچون دوشيزگان بود.)
از فرموده رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) كه آن بانو را حوريه اى به صورت انسان معرفى كرده است بر مى آيد كه آن حضرت همچون حوريان بهشت پيوسته دوشيزه باقى خواهد ماند. چه آن كه حضرتش از طعام بهشتى آفريده شد. از امام صادق(علیه السلام) در اين باره پرسش شد كه چگونه حوريه بهشتى هر زمان كه همسرش نزد وى مى رود او را دوشيزه مى يابد؟ فرمود: چون او از ماده اى پاك آفريده شده و هيچ گونه فسادى به جسم وى راه نمى يابد و بدنش دچار آفتى نمى گردد ... (31)
انشاالله ادامه دارد ...
ربّنا ! حوّل حالنا الی احسن الحال
اللهم عجل لولیک الفرج
موفق باشید و خدایی .
سلام علیکم
السلام علیکِ یا بنت رسول الله یا فاطمة الزهرا
نامگذارى نوزاد تنها رسمى ديرينه در ميان بشر نيست، از سنتهاى خدايى است كه با آفرينش نخستين آفريده، همراه بوده است. «آدم » و «حوا» اولين نامهاى بشرى است. بعد از آن نيز لازم ترين و مهمترين چيزهايى كه به آدمى آموخته شد اسمهايى چند بود. وعلم آدم الاسماء (پروردگار به آدم اسمهايى آموخت.)پس از آن، بشر براى برقرارى روابط خود هيچ راهى جز نامگذارى اشخاص و اشيا نداشت. چه اينكه گفتگوها و آموختنهايش جز از طريق شناخت نامها ميسر نمى شد.در اين ميان، نامگذارى افراد آدمى از اهميت ويژه اى برخوردار بود و چنين معلوم مى شود كه بعضى اسمها از سوى خداى متعال براى افراد نهاده شده است. از جمله نام فرزند حضرت زكريا است كه پيش از تولد، از سوى خداوند، يحيى خوانده شد. فهب لى من لدنك ... سميا (1) [زكريا گفت]: پروردگارا، برايم ياور و جانشينى قرار ده كه از من و آل يعقوب ارث برد و او را مورد رضايت خويش گردان. خداى متعال به وى فرمود: تو را به داشتن فرزندى به نام يحيى بشارت مى دهيم كه قبل از او كسى را به اين نام ننهاده بوديم.
اين در حالى است كه براى بانو حضرت صديقه طاهره(سلام الله علیها) نامها و القابى است كه برخى آسمانى اند و از سوى آفريدگار تعيين شده و بعضى از سوى برگزيدگان الهى.اما نامهاى آسمانى نه (9) اسم است كه در حديث ذيل آمده است.
امام جعفر صادق(علیه السلام) فرمود: براى فاطمه(سلام الله علیها) نزد خداى عز و جل نه اسم است:
«فاطمه، صديقه، مباركه، طاهره، زكيه، راضيه، مرضيه، محدثه، زهرا» (2)
آنچه اين نامها را براى حضرت فضيلت قرار داده اينكه نامهاى حضرتش حاكى از صفتى والاست كه در وى وجود داشته است و چون نامهاى ديگر افراد نيست كه صاحب نام از معنى نام خود هيچ بهره اى نبرده باشد.
ما در ذيل، نامها، لقبها و كنيه هاى آن حضرت را به ترتيب حروف الفبا ياد مى كنيم.
ام الائمه (3)
(مادر امامان):
به موجب روايات نقل شده از سوى اهل تسنن و شيعه، نسل پاك پيامبر به وسيله دخترش به وجود آمده و گسترش يافته است. رسول اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرموده است: پروردگار عزيز و بلند مرتبه نسل هر پيامبر را در صلب خود آن پيامبر قرار داد، حال آنكه نسل مرا در صلب على جاى قرار داد. (4)آن حضرت چندين بار به دختر عزيزش فرمود: اى فاطمه، تو را بشارت مى دهم كه از نسل تو يازده فرزند معصوم، امام مردم خواهد شد و آخرين آنها مهدى عليه السلام است.
ام ابيها (5)
يعنى: مادر (و دلسوز) پدرش كنيه اى است كه پدر بزرگوارش حضرت رسول اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وى را بدان خواند. چه اينكه پيامبر در خردسالى مادر را از دست داد و سراسر عمر عزيزش را بسختى گذراند و تا قبل از ازدواج با بانو خديجه و حتى پس از آن، پيوسته مورد آزار مشركان بود، يا در جنگها به اين سو و آن سو مى رفت و دشوارى تحمل مى كرد. در اين همه پس از تولد دختر عزيزش فاطمه، با اينكه وى كودكى بيش نبود همواره چون پروانه به گرد شمع، از پدر جدا نمى شد و در رفع اندوه او آنچه مى توانست مى كوشيد و از پدر دلجويى مى كرد. اگر آن بزرگوار در جنگى آسيب مى ديد فاطمه خردسالش بود كه بر زخم و رنج پدر مرهم مى نهاد و بر آرامش و سلامت جانش اصرار داشت. چون رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دلسوزى وى را مى ديد اشك مى ريخت و مى فرمود: او مادر پدرش است. (6)
«ام » به معنى مادر و اصل و ريشه است و در حقيقت آن بانو را بايد مادر نبوت دانست.
ام ابيها بود آن خوش خصال
چونكه بود بانوى كاخ جلال
اين كنيه را شيعه و سنى نقل كرده (7) و در معناى آن وجوهى بيان نموده اند. در ميان معانى آن شايد بهترين وجه اين باشد كه: «ام » در لغت به معنى مقصود و هدف نيز آمده است و چون فاطمه ثمره درخت نبوت و حاصل عمر حضرت ختمى مرتبت بود او را ام ابيها گفتند. او بود كه مقصود حقيقى و هدف و ثمره واقعى زندگانى پيغمبر بود و فرزندى شناخته مى شد كه پيامبر مى خواست. (8)
ام الحسن. ام الحسين (9)
(مادر حسن(علیه السلام). مادر حسين(علیه السلام))
امام مجتبى عليه السلام نخستين فرزند حضرت زهرا(سلام الله علیها) است كه در پانزدهم رمضان سال سوم هجرت (در حالى كه مادرش دوازده ساله بود) در مدينه به دنيا آمد.اى فاطمه، تو را بشارت مى دهم كه از نسل تو يازده فرزند معصوم، امام مردم خواهد شد و آخرين آنها مهدى عليه السلام است.پس از شش ماه و اندى از اين تاريخ، وجود مقدس حسين(علیه السلام) در سوم شعبان سال چهارم هجرى به دنيا آمد.
ام المحسن (10)
(مادر محسن(علیه السلام))
آن حضرت را پنج فرزند بود: حسن(علیه السلام)، حسين(علیه السلام)، زينب 3، ام كلثوم عليها السلام و محسن(علیه السلام). محسن آخرين فرزند آن بانو و اولين شهيد اهل بيت: پس از پيامبر بود كه در ماه آخر حمل، در رحم كشته و سقط شد.
بتول
(بتول يعنى جدا و ممتاز از ديگران، يا آن كه حيض نبيند)ابن اثير در النهايه مى نويسد: فاطمه را بتول ناميدند زيرا از زنان زمان خويش [و زمانهاى قبل و بعد خود] از نظر فضيلت و دين و حسب جدا و ممتاز بود. يا آنكه از دنيا منقطع گشته و به خداى تعالى روى آورده بود. (11)از حضرت رسول(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پرسيده شد به چه كسى بتول گويند؟ فرمود: آن كه سرخى (حيض و...) نبيند. بدرستى كه حيض براى دختران پيامبران ناپسند است. (12)
حانيه (13)
(آن كه به شوهر و فرزندانش بسيار مهربان است.)
الحرة (14)
(بانوى آزاد)
چون فاطمه ثمره درخت نبوت و حاصل عمر حضرت ختمى مرتبت بود او را ام ابيها گفتند.
حصان (15)
(پارسا و عفيف)
حورا/حوراى انسيه
(انسانى زمينى كه از حوريان بهشتى است.)
[حوريه اى شبيه آدمى]در يكى از معراجهاى پيامبر اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به آسمان، آن حضرت از ميوه ها و از خرماى تازه و سيب بهشتى تناول كرد و خداوند متعال آن غذاهاى بهشتى را در صلب پيامبر قرار داد و هنگامى كه ايشان از معراج به زمين بازگشت با حضرت خديجه 3 همبستر شد و بدين ترتيب حضرت فاطمه(سلام الله علیها) در رحم حضرت خديجه قرار گرفت. بدين سبب حضرت فاطمه(سلام الله علیها) «حوراى انسيه » نام گرفت. (16)
راضيه (17)
(كسى كه به تقدير و قوانين الهى خشنود بود.)
اين صفت از والاترين درجات ايمان است و آن حضرت در تمام مراحل زندگى به آنچه كه از سوى خداى عزيز - از ترس و آزار در راه دين و ظلم و اندوه و غم - برايش مقدر شده بود رضايت داشت و هيچ گاه از وضع خود گله نكرد تا آنكه اين آيه شريف از آن صفت وى ياد كرد: يا ايتها النفس المطمئنه ارجعى الى ربك راضية مرضية: اى دارنده روان قدسى مطمئن، به سوى پروردگارت بازگرد در حالى كه تو از او راضى و خدا نيز از تو خشنود است.
زكيه
از ديگر نامهاى حضرت است كه به معنى پاك و پاكدامن يا وجود پربركت است.قرآن هر يك از اين معانى را در سه آيه مختلف بيان فرموده است. در جايى از پاكدامنى و مقام عصمت حضرت عيسى عليه السلام چنين ياد مى كند: قال انما انا رسول ربك لاهب لك غلاما زكيا (18) . يعنى جبرئيل به مريم گفت من فرستاده پروردگار توام تا از جانب او پسرى پاكيزه به تو بخشم.در آيه ديگر آمده است: فانطلقا حتى اذا لقيا غلاما فقتله قال اقتلت نفسا زكية بغير نفس. (19) يعنى چون خضر آن پسر را كشت موسى گفت آيا جوانى پاكيزه و بى گناه را بى آنكه كسى را كشته باشد، كشتى؟در جايى ديگر مى فرمايد: قد افلح من زكها (20) . يعنى: رستگار شد هر كه روان خود را پاك ساخت.در حقيقت زكيه به بانويى گويند كه از همه ناپاكيهاى اخلاقى دور باشد و هرگز در وجودش هيچ صفت بد يافت نشود.
زهرا
(درخشان، نورانى و درخشنده)
«زهر» به معنى روشنى و درخشندگى است. امام عسكرى(علیه السلام) فرموده است: اينكه فاطمه(سلام الله علیها) را زهرا ناميدند بدان لت بود كه هر روز سه بار آن بانوى بزرگوار براى على(علیه السلام) مى درخشيد.امام صادق(علیه السلام) فرموده است: علت آنكه ايشان را زهرا ناميدند آن است كه به او بارگاهى از ياقوت سرخ در بهشت رحمت خواهد شد كه اهل بهشت آن بارگاه را به بلندى و عظمتى كه دارد مانند ستاره اى درخشان كه در آسمان ست خواهند ديد و به يكديگر مى گويند اين بارگاه درخشنده از آن فاطمه(سلام الله علیها) است.از امام صادق(علیه السلام) پرسيدند چرا فاطمه را زهرا ناميدند؟ فرمود: زيرا فاطمه چنان بود كه چون در محراب مى ايستاد نورى از او براى اهل آسمان درخشش مى كرد همان طور كه ستارگان براى اهل زمين درخشش دارند.
سماويه (21)
(گرانبها گوهرى آسمانى)
سيدة/سيدة نساء العالمين
(بزرگ بانوى جهانيان) (22)
شيخ صدوق در كتاب امالى حديثى را از حضرت رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) چنين نقل كرده كه فرمود: ابنتى فاطمه سيدة نساء العالمين. يعنى: دخترم فاطمه بزرگ بانوى زنان جهانيان است.رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به دخترش فرمود: اى فاطمه، بدرستى كه خداوند تو را بر همه زنان جهان و بر همه زنان اسلام كه بهترين دين است برگزيد. (23)چون رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از نزديك بودن وفات خود از طريق وحى با اطلاع شد دخترش فاطمه را از اين موضوع آگاه ساخت و آن بانو گريست. در اين حال رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به وى فرمود: تو اولين كسى از خانواده ام هستى كه به من خواهى پيوست. آيا دوست ندارى كه ارجمندترين زنان بهشت باشى! (24)
صديقه/صديقه كبرى
«صديقه » يعنى كسى كه در راستگويى كامل است. يا آن كه هرگز دروغ نگفته است. يا كسى كه سخن خود را با عمل خويش تصديق مى كند. (25)فاطمه چنان بود كه چون در محراب مى ايستاد نورى از او براى اهل آسمان درخشش مى كرد همان طور كه ستارگان براى اهل زمين درخشش دارند.مرتبه صديقين در رديف پيامبران و شهيدان است. اين مطلب را آيات بسيارى روشن مى كنند كه از آن جمله اند: و من يطع الله و الرسول فاولئك مع الذين انعم الله عليهم من النبيين و الصديقين و الشهداء و الصالحين و حسن اولئك رفيقا. (26)مريم(سلام الله علیها) را از اين نظر صديقه مى گفتند كه آيات الهى را با گفتار و عملش تصديق مى كرد و آنچه كه پروردگار درباره فرزندش به وى خبر داد كاملا پذيرفت. در تاييد اين سخن حديثى از رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اينچنين رسيده است كه به على(علیه السلام) فرمود: «سه چيز به تو داده شده كه به هيچ كس حتى به من داده نشده است:
1 - تو داماد كسى مانند رسول خدا هستى و من داماد كسى نيستم كه پدر زنم مانند پدر زن تو باشد.
2 - همسرى صديقه مانند دختر من به تو داده شده كه من چنين همسرى ندارم.
3 - به تو فرزندانى مانند حسن و حسين عنايت شد. در حالى كه من فرزندانى مانند آنان ندارم. ولى با اين حال شما از من هستيد و من از شما.»مفضل بن عمر گويد از امام صادق(علیه السلام) سؤال كرد: چه كسى فاطمه را غسل داد؟ فرمود: اميرالمؤمنين. اين مطلب بر من سنگين آمد. فرمود: مثل اينكه اين مطلب بر تو گران آمد! عرض كردم آرى، فدايت شوم. فرمود: قبول اين مطلب بر تو دشوار نيايد زيرا كه جده ام فاطمه زهرا صديقه بود و كسى جز صديق را نرسد كه صديقه را غسل دهد. آيا نمى دانستى كه مريم را جز عيسى هيچ كسى غسل نداد!اهل تسنن از عايشه روايتى را چنين نقل كرده اند: ما رايت احدا اصدق من فاطمه(سلام الله علیها) غير ابيها: پس از رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هرگز كسى را راستگوتر از فاطمه نديدم. (27)
طاهره
(به معنى پاكيزه، بى عيب، پاك و معصوم)
در حقيقت آيه شريفى كه در پاكيزه دانستن اهل بيت نازل شده است اين نام را براى حضرت زهرا(سلام الله علیها) ثابت مى كند. خداى تعالى در سوره احزاب (آيه 33) مى فرمايد: «انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا» يعنى خداوند چنين مى خواهد كه پليدى هر آلايش را از شما خاندان نبوت ببرد و از هر عيب پاكتان گرداند.در اين مطلب مفسران و محدثان شيعه و سنى به گونه اى انبوه رواياتى ذكر كرده اند كه به مفاد آنها معنى اهل بيت هر چه باشد صديقه طاهره را شامل مى شود. (28)آنچه از كتب لغت و تصريح روايات و گفتار مفسران برمى آيد اين است كه نتيجه دور بودن «رجس » از اهل بيت همان دارا بودن مقام عصمت است. در حقيقت نام طاهره با توجه به آيه مورد نظر تاييد عصمت آن بانوست و آنكه آن حضرت حتى پس از رحلت، طاهر خواهد بود و پيكر مطهرش نه در زمان حيات و نه پس از مرگ همچون ديگر مردم نجس نخواهد شد و لمس پيكر پاكش غسل ندارد، چنانكه در روايتى بدين موضوع تصريح شده است. روايت چنين است: مردى به نام حسن بن عمير مى گويد: به امام صادق(علیه السلام) گفتم: آيا اميرالمؤمنين پس از غسل دادن رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) غسل كرد؟ فرمود: با وجود آنكه نبى اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مطهر بود، اميرالمؤمنين(علیه السلام) غسل انجام داد تا اين امر سنت گردد. (منظور آنكه سنت غسل كردن پس از مس ميت ترك نشود. (29)والاترين حديث در مقام طهارت حضرت زهرا(سلام الله علیها) حديث شريف كساء است كه شيعه و سنى با دهها سند صحت آن را تاييد كرده اند. (30) بر پايه اين حديث، زمانى رسول اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به خانه دخترش فاطمه(سلام الله علیها) آمد و خود را در چيزى شبيه عبا پيچيد. زمانى بعد اميرالمؤمنين على(علیه السلام) و پس از وى حضرت مجتبى عليه السلام و حسين(علیه السلام) نزد حضرتش رفتند و آنگاه فاطمه(سلام الله علیها) به پيش ايشان رفت. در همين هنگام بود كه آيه تطهير (انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت .. .) نازل شد.اى فاطمه، بدرستى كه خداوند تو را بر همه زنان جهان و بر همه زنان اسلام كه بهترين دين است برگزيد.
عذرا
(يعنى آن بانو پيوسته همچون دوشيزگان بود.)
از فرموده رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) كه آن بانو را حوريه اى به صورت انسان معرفى كرده است بر مى آيد كه آن حضرت همچون حوريان بهشت پيوسته دوشيزه باقى خواهد ماند. چه آن كه حضرتش از طعام بهشتى آفريده شد. از امام صادق(علیه السلام) در اين باره پرسش شد كه چگونه حوريه بهشتى هر زمان كه همسرش نزد وى مى رود او را دوشيزه مى يابد؟ فرمود: چون او از ماده اى پاك آفريده شده و هيچ گونه فسادى به جسم وى راه نمى يابد و بدنش دچار آفتى نمى گردد ... (31)
انشاالله ادامه دارد ...
اللهمّ العن الجّبتَ و الطّاغوت
ربّنا ! حوّل حالنا الی احسن الحال
اللهم عجل لولیک الفرج
موفق باشید و خدایی .
![[تصویر: yazahra71.gif]](http://yazahra114.persiangig.com/image/yazahra71.gif)