۱۲/اردیبهشت/۹۱, ۱۱:۱۷
بسم الله الرحمن الرحیم
این جستار جهت آشنایی با "تمدن اسلامی" آغاز گردیده که حدود 6 قرن برترین تمدن بشری بوده و به قول عبدالحسین زرین کوب:
- آنچه فرهنگ و تمدنجهان امروز بدان مدیونست اگر از دینی که به یونان دارد بیشتر نباشد کمتر نیست...
عبدالحسین زرین کوب "کارنامه اسلام" آغاز کنیم و در ادامه به مباحث دیگر برسیم ...
(لازم به ذکر است ، بسیاری از دوستان زرین کوب را با "دوقرن سکوت" و تحقیر اسلام
می شناسند که در 30 نوشته است ، ولی ایشان در سال 1342 کتاب ارزنده ی
"کارنامه اسلام" را نگاشته که نگاه ناسیونالیستی گذشته را به کلی کنار گذاشته است ...)
کارنامه اسلام- دکتر عبدالحسین زرین کوب
- کارنامه اسلام یک فصل درخشان تاریخ انسانی است.
نه فقط از جهتتوفیقی که مسلمین در ایجاد یک فرهنگ تازه جهانی یافتهاند بلکه نیز بسبب فتوحاتی که آنها را موفق کرد
به ایجاد یک دنیای تازه،ورای شرقو غرب:
قلمرو اسلام که در واقع نه شرق بود نه غرب.
فتح اسلامی البته با جنگ حاصل شد
اما نشر اسلام در بین مردمکشورهای فتح شده به زور جنگ نبود
خاصه در جاهائی که مردم،از نظراسلام،اهل کتاب بودند
یا در ردیف آن-یهود، نصارا،مجوس،و صابئین.
درین میان تکلیف یهود و نصارا معین بود
چون در اینکه آنها اهل کتابنداختلاف وجود نداشت.
نسبتبه مجوس تردید بود اما با آنها نیز بهدستاویز حدیث معامله اهل کتاب شد.
حتی بعدها بت پرستان اروپا و هندو تبت نیز توانستند
به عنوان مجوس در قلمرو اسلام با پرداخت جزیه درصلح و آزادی بسربرند.
تمدن اسلامی که لا اقل از پایان فتوح مسلمین تا ظهور مغول
قلمرواسلام را از لحاظ نظم و انضباط اخلاقی،
برتری سطح زندگی،
سعه صدر واجتناب نسبی از تعصب،
و توسعه و ترقی علم و ادب،
طی قرنهایدراز پیشاهنگ تمام دنیای متمدن و
مربی فرهنگ عالم انسانیت قرار داد (5) ،
بیشک یک دوره درخشان از تمدن انسانی است
و آنچه فرهنگ و تمدنجهان امروز بدان مدیونست
اگر از دینی که به یونان دارد بیشتر نباشدکمتر نیست،
با این تفاوت که فرهنگ اسلامی هنوز در دنیای حاضر
تاثیرمعنوی دارد،و به جذبه و معنویت آن نقصان راه ندارد.
پیچیدگی عظیم نژادی و فرهنگی دنیای اسلام حتی در آنروزهای آمیختگی اقوام و فرهنگها چنان غریب مینماید که مورخ ازخود میپرسد روابط دینی باید چقدر استوار باشد تا این مایه عناصرنامتجانس را با هم نگه دارد. (6)
6.524/ Sarton, Introduction, Vol, I
5.10، Durant,W.,The Age of Faith, Part IV, Chap. XIV
فعالیت درخشان گذشته چنین تمدنی کهاروپا را
از قرون وسطی تا قرن شانزدهم در طب و فلسفه و
شاید ریاضیهنوز وامدار خویش نگه داشته بود،
آیا باید به حساب تشویق و مساعدتاسلام گذاشته آید
یا به حساب شور و علاقه اقوام مسلمانی
که در ایجاد و به ثمر رسانیدن آن فعالیت داشتهاند؟
شک نیست که سهم اقوام گونهگونکه در توسعه این تمدن بذل مساعی کردهاند نباید از نظر محقق دور بماند
اما آنچه این مایه ترقیات علمی و پیشرفتهای مادی را برای مسلمین
میسر ساخت در حقیقت همان اسلام بود .
که با تشویق مسلمین به علم وترویج نشاط حیاتی،
روح معاضدت و تساهل را جانشین تعصبات دنیایباستانی کرد !
و در مقابل رهبانیت کلیسا که ترک و انزوا را توصیه میکردبا
توصیه مسلمین به«راه وسط»توسعه و تکامل صنعت و علم انسانی راتسهیل کرد.
در دنیائی که اسلام به آن وارد شد این روح تساهل و اعتدال در حال زوال بود.
از دو نیروی بزرگ آن روز دنیا بیزانس در اثر تعصباتمسیحی
که روزبروز در آن بیشتر غرق میشد
هر روز علاقه خود را بیشاز پیش با علم و فلسفه قطع میکرد.
تعطیل فعالیت فلاسفه بوسیلهژوستی نیان،اعلام قطع ارتباط قریب الوقوع بود بین دنیای روم با تمدنو علم.
در ایران هم اظهار علاقه خسرو نوشیروان به معرفت و فکر،
یک دولت مستعجل بود و باز تعصباتی که برزویه طبیب در مقدمهکلیله و دمنه (7)
به آن اشارت دارد [b]هر نوع احیاء معرفت را درین سرزمینغیر ممکن کرد.[/u]