تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: آیت الکرسی، تعیین کننده ی شرط ظهور امام زمان!!!!!!!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
(۱۹/اسفند/۸۹ ۱۲:۴۹)علی 110 نوشته است: [ -> ]1- نبی ملزم است که به سمت مردم برود اما این مردم هستند که باید به سمت ولی بروند
یعنی چه؟
مَثَل ولی خدا ، مَثَل کعبه هست که مردم به سمت او میروند
رسول اکرم هم نبی بودند و هم ولی، از ابتدای رسالت، نقش نبوت خود را آشکار به اجرا در آوردند و به برای ابلاغ پیام خدا و برای تعیین راه سعادت به سمت مردم رفتند و مانند سایر انبیا به دعوت عموم پرداختند، اما نقش ولایت ایشان از کی ظاهر شد و ایشان کی در جامعه اعمال ولایت فرمودند؟
بله بعد از آنکه مردم به سمت ایشان روی آوردند

عده ای از مردم مدینه به نزد ایشان آمده و از ایشان در خواست کردند تا ولایت و سرپرستی ایشان را به عهده بگیرند و اینجا بود که پس از اتمام حجت بر رسول اکرم، ایشان نقش ولایی خود را نیز به انجام رساندند.

(۱۹/اسفند/۸۹ ۱۲:۴۹)علی 110 نوشته است: [ -> ]همچنین است داستان امیرالمؤمنین، ایشان هم ولی اعظم خدا هستند، کی اعمال ولایت کردند در جامعه؟
زمانی که مردم رو به سوی ایشان آوردند و حجت را بر ایشان تمام کردند

امام حسن علیه السلام کی تن به صلح دادند؟
زمانی که مردم با عمل خود نشان دادند که حاضر به پذیرش ولایت امام حسن علیه السلام نیستند

امام حسین علیه السلام کی عزم کوفه کردند؟
زمانی که مردم با نامه های پرشمار ودرخواست های مکررشان حجت را بر ایشان تمام کردند و درخواست کردند که برای اعمال ولایت به نزد ایشان بروند!!!!!!


(۱۹/اسفند/۸۹ ۱۲:۴۹)علی 110 نوشته است: [ -> ]چرا هیچ یک از ائمه دیگر برای اعمال ولایت عمومی اقدام نکردند؟
بله، چون مردم حقیقتاً طالب ولایت و سرپرستی ایشان نبودند!!!!!!!!
و از اینجا مشخص میشود که امام زمان کی ظهور خواهند کرد
بله، زمانی که مردم حقیقتاً قلباً ، عملاً و قولاً ولایت ولی اعظم خدا را بخواهند!!!!!!!

و این است حقیقت لا اکراه فی الدین !!!!!!
حقیقت دین پذیرش ولایت ولی اعظم خداست و بدون پذیرش این ولایت کسی حقیقتاً دیندار نیست!!!!!
و در این پذیرش هم خودش باید از سر آگاهی و اختیار و میل عمل کند و نه از روی اجبار و اکراه!!!!!





(آيه 255)- «آية الكرسى» يكى از مهمترين آيات قرآن! در اهميت و فضيلت اين آيه همين بس كه از پيامبر گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و آله نقل شده است كه از ابىّ بن كعب سؤال كرد و فرمود: كدام آيه برترين آيه كتاب اللّه است؟ عرض كرد: اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دست بر سينه او زد و فرمود: دانش بر تو گوارا باد، سوگند به كسى كه جان محمد صلّى اللّه عليه و آله در دست اوست اين آيه داراى دو زبان و دو لب است كه در پايه عرش الهى تسبيح و تقديس خدا مى‏گويند.
در حديث ديگرى از امام باقر عليه السّلام آمده است: «هر كس آية الكرسى را يكبار بخواند، خداوند هزار امر ناخوشايند از امور ناخوشايند دنيا، و هزار امر ناخوشايند از آخرت را از او برطرف مى‏كند كه آسانترين ناخوشايند دنيا، فقر، و آسانترين ناخوشايند آخرت، عذاب قبر است».
تفسير:
ابتدا از ذات اقدس الهى و مسأله توحيد و اسماء حسنى و صفات او شروع مى‏كند مى‏فرمايد: «خداوند هيچ معبودى جز او نيست» (اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ).
«اللَّهُ» نام مخصوص خداوند و به معنى ذاتى است كه جامع همه صفات كمال و جلال و جمال است.
سپس مى‏افزايد: «خداوندى كه زنده و قائم به ذات خويش است و موجودات ديگر عالم، قائم به او هستند» (الْحَيُّ الْقَيُّومُ).
بديهى است كه حيات در خداوند حيات حقيقى است چرا كه حياتش عين ذات و مجموعه علم و قدرت اوست نه همچون موجودات زنده در عالم خلقت كه حيات آنها عارضى است. لذا پس از مدتى مى‏ميرند! اما در خداوند چنين نيست چنانكه در آيه 58 سوره فرقان مى‏خوانيم: «توكل بر ذات زنده‏اى كن كه هرگز نمى‏ميرد».
سپس در ادامه آيه مى‏افزايد: «هيچ گاه خواب سبك و سنگين او را فرا نمى‏گيرد» و لحظه‏اى از تدبير جهان غافل نمى‏شود (لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ).
«سِنَةٌ» خوابى است كه به چشم عارض مى‏شود، اما وقتى عميقتر شد و به قلب عارض شد «نَوْمٌ» گفته مى‏شود. اين جمله اشاره به اين حقيقت است كه فيض و لطف تدبير خداوند دائمى است، و لحظه‏اى قطع نمى‏گردد.
سپس به مالكيت مطّلقه خداوند اشاره كرده مى‏فرمايد: «براى اوست آنچه در آسمانها و زمين است» (لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ).
و اين پنجمين وصف از اوصاف الهى است كه در اين آيه آمده، زيرا قبل از آن اشاره به توحيد و حىّ و قيوم بودن، و عدم غلبه خواب بر ذات پاك او شده است.
ناگفته پيداست توجه به اين صفت كه همه چيز مال خداست اثر تربيتى مهمى در انسانها دارد زيرا هنگامى كه بدانند آنچه دارند از خودشان نيست و چند روزى به عنوان عاريت يا امانت به دست آنها سپرده شده اين عقيده بطور مسلم انسان را از تجاوز به حقوق ديگران و استثمار و استعمار و احتكار و حرص و بخل و طمع باز مى‏دارد.
در ششمين توصيف مى‏فرمايد: «كيست كه در نزد او جز به فرمانش شفاعت كند» (مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ).
در واقع با يك استفهام انكارى مى‏گويد هيچ كس بدون فرمان خدا نمى‏تواند در پيشگاه او شفاعت كند.
در باره «شفاعت» در ذيل آيه 48 سوره بقره بحث كرديم.
در هفتمين توصيف مى‏فرمايد: «آنچه را پيش روى آنها (بندگان) و پشت سر آنهاست مى‏داند و از گذشته و آينده آنان آگاه است» (يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ).
و به اين ترتيب پهنه زمان و مكان، همه در پيشگاه علم او روشن است پس هر كار- حتى شفاعت- بايد به اذن او باشد.
در هشتمين توصيف، مى‏فرمايد: «آنها جز به مقدارى كه او بخواهد احاطه به علم او ندارند» و تنها بخش كوچكى از علوم را كه مصلحت دانسته در اختيار ديگران گذارده است. (وَ لا يُحِيطُونَ بِشَيْ‏ءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِما شاءَ).
و به اين ترتيب علم و دانش محدود ديگران، پرتوى از علم بى‏پايان اوست.
از جمله فوق دو نكته ديگر نيز استفاده مى‏شود: نخست اين كه هيچ كس از خود علمى ندارد و تمام علوم و دانشهاى بشرى از ناحيه خداست.
ديگر اين كه خداوند ممكن است بعضى از علوم پنهان و اسرار غيب را در اختيار كسانى كه مى‏خواهد قرار دهد.
در نهمين و دهمين توصيف مى‏فرمايد: «كرسى (حكومت) او آسمانها و زمين را دربرگرفته و حفظ و نگاهدارى آسمان و زمين براى او گران نيست» (وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ لا يَؤُدُهُ حِفْظُهُما).
به اين ترتيب حكومت و قدرت پروردگار همه آسمانها و زمين را فرا گرفته و كرسى علم و دانش او به همه اين عوالم احاطه دارد و چيزى از قلمرو حكومت و نفوذ علم او بيرون نيست.
حتى از پاره‏اى از روايات استفاده مى‏شود كه كرسى به مراتب از آسمانها و زمين وسيعتر است چنانكه از امام صادق عليه السّلام نقل شده كه فرمود: «آسمانها و زمين در برابر كرسى همچون حلقه انگشترى است در وسط يك بيابان و كرسى در برابر عرش همچون حلقه‏اى است در وسط يك بيابان».
البته هنوز علم و دانش بشر نتوانسته است از اين معنى پرده بردارد.
و در يازدهمين و دوازدهمين، توصيف مى‏گويد: «و اوست بلند مقام و با عظمت» (وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ).
و خداوندى كه عظيم و بزرگ است و بى‏نهايت هيچ كارى براى او مشكل نيست و هيچ گاه از اداره و تدبير جهان هستى خسته و ناتوان و غافل و بى‏خبر نمى‏گردد و علم او به همه چيز احاطه دارد.
قابل توجه اين كه آية الكرسى بر خلاف آنچه مشهور و معروف است همين يك آيه بيشتر نيست.

خلاصه تفسیر نمونه جلد یک ص 231
سلام بر غائب از نظر
[تصویر: babolgif-5.gif]
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع