تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: نبرد ایدءولوژیک اخرالزمانی یا حمله تمام عیار به شیعه
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
به نام خدا

سلام وحید جان! ممنونم از تاپیکی که زدید!

درباره ی شناخت غرب، بررسی علل بحران و در نهایت علل سقوط غرب مباحث خیلی خیلی مفصل هستن که مجال خودشون رو می طلبه!

ولی برای کسانی که طالب تحقیق پیرامون این قضیه هستن، حقیر مطالعه ی آثار دانشمندانی همچون رنه گنون، مارتین هیدگر، اشپنگلر و از محققین اخیر هم اشخاصی همچون نیل پستمن، فوکویاما، برژینسکی، هنتینگتون و تافلر رو پیشنهاد میدم که هر کدوم از یک زاویه به این ماجرا نگاه کردن و واقعا مبحث خیلی گسترده ایه!

در حال حاضر تنها چیز مفیدی که به فکرم رسید مصاحبه ی معروف مارتین هیدگر با مجله ی آلمانی اشپیگل هست که البته لازم به ذکره در اونجا هیدگر قول می گیره از اشپیگل که تا بعد از مرگش این مصاحبه رو چاپ نکنن و حرف های بسیار عجیب و درخور تاملی می زنه ...

بخشی از متن مصاحبه :

(( فلسفه نمی تواند تغییری بی واسطه در وضعیت کنونی عالم ایجاد کند. این حکم نه تنها در مورد فلسفه بلکه در مورد همه اغراض و مساعی صرفن انسانی صادق است . "تنها هنوز خدایی می تواند ما را نجات دهد." به اندیشه ی من تنها امکان رهایی ما در این است که در طریق تفکر و شاعری برای ظهور خدا یا غیاب او در دوران زوال امادگی ایجاد کنیم. به بیانی صریح تر ما سقط نمی شویم بلکه به هنگام مردن در برابر خدای غایب می میریم. ))

حقیر پیشنهاد میدم چندین و چند بار به فرازهای این مصاحبه توجه بفرمایید و اگر فرصتی بود در آینده انشاالله در کارگاه غرب شناسی تالار بیشتر به شخصیت هیدگر خواهیم پرداخت.

موفق بمانید و در پناه حق

یا علی
بسم الله الرّحمن الرّحیم

نقل قول:(( فلسفه نمی تواند تغییری بی واسطه در وضعیت کنونی عالم ایجاد کند. این حکم نه تنها در مورد فلسفه بلکه در مورد همه اغراض و مساعی صرفن انسانی صادق است . "تنها هنوز خدایی می تواند ما را نجات دهد." به اندیشه ی من تنها امکان رهایی ما در این است که در طریق تفکر و شاعری برای ظهور خدا یا غیاب او در دوران زوال امادگی ایجاد کنیم. به بیانی صریح تر ما سقط نمی شویم بلکه به هنگام مردن در برابر خدای غایب می میریم. ))

سلام، من جدا متوجه این جملات نمی شم.
البته بجز جمله اولش :
فلسفه نمی تواند تغییری بی واسطه در وضعیت کنونی عالم ایجاد کند.


در مورد همه اغراض و مساعی صرفن انسانی صادق است
(اغراض و مساعی چیه!!)
"تنها هنوز خدایی می تواند ما را نجات دهد." (ممکنه منظور این باشه که هنوز فقط با خدا بودن است که می تواند ما را نجات دهد. اما مطمئن نیستم)

به اندیشه ی من تنها امکان رهایی ما در این است که در طریق تفکر و شاعری برای ظهور خدا یا غیاب او در دوران زوال امادگی ایجاد کنیم. به بیانی صریح تر ما سقط نمی شویم بلکه به هنگام مردن در برابر خدای غایب می میریم. (من این پاراگراف رو اینطوری می بینم : به اندیشه من ، @$%^#$^$^*%*^#$^@#^$%^. Dodgy )



نمی دونم کار درستیه پرسیدن این سوالها توی این تاپیک یا خیر! بهرحال اگر توضیح بدید ممنون می شم و اگر هم اسپمه که حذف کنید.


یا امام هادی(علیه السلام)
به نام خدا

با سلام به شما و خیلی سپاسگزارم از توجه و پیگیری شما و خیلی هم خوشحال میشم که این سوالات پرسیده میشن!Smile


ببینید! به طور کلی هیدگر بزرگترین فیلسوف غربی هست و این رو همه تایید می کنن! کسی بود که اگزیستانسیالیسم رو با تبیین درخت فلسفه تکون اساسی میده و فلسفه رو متحول می کنه! بدون اغراق میشه گفت بزرگترین متفکر تاریخ، مارتین هیدگره!

در مورد این جملات، به نظر حقیر به سه بخش تقسیم میشن : ( البته برای درک بهتر باید به اصل جملات رجوع کرد، چوت ترجمه ها چندان قابل اطمینان نیستن! ولی حقیر بهترین ترجمه رو اینجا قرار دادم! )

1- فلسفه نمی تواند تغییری بی واسطه در وضعیت کنونی عالم ایجاد کند. این حکم نه تنها در مورد فلسفه بلکه در مورد همه اغراض و مساعی صرفن انسانی صادق است.

یعنی باید از اومانیسم و انسان محوری عبور کرد. یعنی کل غرب در یک جمله خلاصه میشه : اومانیسم



2-"تنها هنوز خدایی می تواند ما را نجات دهد."

این یعنی انسان نیاز به یک دست ماواریی داره. نکته ی ظریفی وجود داره و اون اینه که ایشون میگن خدایی و نمیگن خدا! اینجا نیاز به تببین سکولاریسم برای فهم این جمله هست. در سکولاریسم خدا غایب است. به طور کلی تبیین نقش خدا در اندیشه های مختلف به سه بخش عمده تقسیم میشه.

-خدامحوری ( خداباوری )

-خداغایبی ( خداباوری )

-خداناباوری


یعنی در سکولاریسم، خدا هست. اما فقط خالق است. خدایی نیست که الان حاضر باشد. خدایی نیست که مدبر باشد و حکیم باشد. خدایی نیست که به قول ملاصدار هر لحظه فیض وجود بدهد و همه ی اراده ها ناشی از اراده ی اون باشه. هر چند که متاسفانه عموما ماها هم درک درستی از توحید نداریم و خدایی که می پرستیم همین خدائه! بگذریم ...

اینجا ایشون از خدایی که از زمان دکارت وارد تفکر غرب شد صحبت نمی کنن یعنی اون خدایی که الان غربی ها بهش اعتقاد دارن و نقش ابزار برای سرپوش گذاشتن روی نیازهای فطری انسان رو بازی می کنه و می گن که اون خدا رو باید کنار گذاشت و به یه خدای جدید معتقد شد!



3-به اندیشه ی من تنها امکان رهایی ما در این است که در طریق تفکر و شاعری برای ظهور خدا یا غیاب او در دوران زوال امادگی ایجاد کنیم. به بیانی صریح تر ما سقط نمی شویم بلکه به هنگام مردن در برابر خدای غایب می میریم.

لازم به ذکره که سوال خبرنگار در این رابطه بوده که شمایی که می فرمایید غرب آینده ای نداره، راه حلتون برای برون رفت از این بحران چیه و ایشون هم این جواب ها رو دادن. در اینجا هم کمی منظورشون رو از خدایی که در بند قبل توضیح دادیم تبیین می کنن.

البته ممکنه نکات دیگه ای هم در حرف های حکیمانه ی ایشون وجود داشته باشه. ولی حقیر تا همین حد از جملاتشون برداشت کردم.

اگر سوال دیگه ای هم باشه، خوشحال میشم بتونم جواب بدم.

موفق بمانید ... یا علی
بعد از سالها کشاکش بین اندیشه هایی که همگی زاده ی تفکر اومانیستی بودند امروز تنها تفکر لیبرالیسم هست که بیشترین نقش را داره
یکجورایی نبرد بین سوسیالیسم و لیبرالیسم و ناسیونالیسم بود و بقیه ایدئولوژی ها به حاشیه رفتن
حالا ناکارامدی تمام این تفکرات با محوریت اومانیسم ثابت شده،


لیبرالیسمی که در حال سقوط است ،امروز در جبهه حق یعنی جمهوری اسلامی داره پیاده میشه. اون هم بیش از پیش.

این حمله ی واقعی به شیعه است نه صرف تخریب عقاید در جامعه


جامعه ای که از اقتصاد لیبرالی تغذیه میشه یعنی امتزاج حرام و حلال در سبد مصرفی

این یعنی تبدیل کردن جامعه کنونی به جامعه ی عصر امام حسین (علیه السلام)


متاسفانه حمله بسیار همه جانبه برنامه ریزی شده
از شوک های پیاپیی که به بدنه فرهنگی (هتاکی ها و ...) جامعه وارد میشه تا شوک اقتصادی (رواج ربا) و ...
تمام اینها باعث میشه تا آستانه تحمل مردم بالا بره، بله اشتباه نکنیم تمام این وقایع به مرور زمان برای مردم عادی میشه
اوایل انقلاب کسی به امام (رحمه الله) توهینی میکرد با برخورد همه جانبه مردم مواجه میشد حالا حرم امامان را تخریب میکنن، هتاکی میکنن، برادران و خواهران شیعه را در بحرین سرکوب میکنن، قرآن آتیش میزنن و ...


ولی عکس العمل جامعه شیعی چیست؟؟!!
این یعنی قبح شکنی ....

منتظر نظرات جالب توجه جناب Admire و وحید 110 هستم

در پناه حق
ارتباط مستقیمی وجود دارد
بین تمام مباحث مطرح شده در این تاپیک و این آیه ی قران کریم
که همگی در دعای عهد هم خوانده ایم اما شاید آنچنان که باید شاید به آن نیاندیشده ایم
(ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذِيقَهُمْ بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ) [الروم: 41].
فساد در خشکی و دریا آشکار گشته با آنچه که مردم کسب کرده اند تا بچشند نتیجه ی بعضی از اعمالشان را باشد که بازگردند.

دوستان این یکی از کلیدی ترین آیات قرآن در زمینه ی ظهور است
و علت اینکه در دعای عهد هم آمده همین است
مظاهر بما کسبت أیدی الناس چیست که با آن در زمین ظهر الفساد شده
یعنی بشر چه چیزهایی کسب کرده خودش که به وسیله ی آنها در زمین فساد ظاهری و باطنی آشکار شده؟ ؟ ؟

و الان این بشر به لیذیقهم رسیده
و نتیجه تصمیمات منقطع از وحی خود را از نظریه پردازی برای رساندن بشر به سعادت و تولید علم و جامعه پردازی گرفته تا هر چیزی که تحت ولایت و حکم خدا نبوده است را دارد میبیند
و این چشیدن میشود بیداری اسلامی
و این چشیدن میشود جنبش 99 درصدی تسخیر والستریت
و این چشیدن میشود ریگردانی مردم از مظاهر مدرنیته و علوم مدرن و تکنولوژی به سمت سنت و طبیعت گرایی و تعامل با طبیعت به جای تغییر بی مهابا در طبیعت
و این چشیدن نتیجه اش میشود در به دری مردم برای پیدا کردن مسلکی که او را با خودش که از خود بیگانه شده و با ما ورای ماده ای که به آن گره خورده بیتاب میکند

و این چشیدن نتیجه اش میشود همه ی مظاهر آخرالزمانی که مقدمه ی لعلهم یرجعون است
باشد که بازگردد این بشر به دامان خداوند و قوانین خداوند و تن دادن مختارانه و مشتاقانه به یگانه مجری بر حق قانون خدا
حضرت حجت بن الحسن قائم المهدی

این چشیدن تجلی لا اله هستش
که مقدمه ی رسیدن به الله است
بشر در آستانه گفتن و اقرار عملی به کلمه ی توحید است
قولوا لا اله الا الله تفلحوا
و این مفهومی است که بشر در این مرحله از تاریخ خودش دارد عملاً به آن میرسد و قدم به قدم به آن نزدیک میشود

وظیفه ی ما این وسط چیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
به نام خدا
[b]ممنون از آقا وحید بابت تاپیک مفید.
نکاتی درباره راه های حمله به شیعه رو میخوام بنویسم.
همه ما میدونیم که دشمن از هر حربه ای برای ضربه زدن استفاده میکنه تا بتونه پایه های شیعه رو تضعیف کنه.
ساخت فیلم های ضد اسلامی برای القای حس انزجار از اسلام به مردم دنیا. یا ساخت بازی های متداول.
. از بین بردن بنیان خانوده. استفاده دوباره ابزاری از زن در جامعه و .........
شیعه برای پس زدن لیبرالیسم از عرصه قدرت باید بتونه حملات متداول دشمن رو خنثی کنه.
یا به عبارت دیگر دفاع خوب اولین شرط یک حمله بی نقص هست.
تا وقتی که فرهنگ لیبرالیسمی و آمریکایی در یک کشور شیعی تزریق بشه فرصت معرفی کردن شیعه در دنیا به وجود نخواهد آمد. چون کسی که در این باره تحقیق بکنه اولین کاری که انجام خواهد داد تحقیق درباره منشا و مرکز اون فرهنگ هست. پس نمیشه انتظار داشت بدون اصلاح کامل درون به جنگ بیرون رفت.
اولین راه برای شروع یک قدم بزرگ اصلاح خویشتن هست.

خب بیاین شروع کنیم
همین الان هم دیره به خدا
میتونیم چندتا سایت بذاریم به چند زبان
مثلا حقوق زن در اسلام برای فمنیسمها که واقعا به دردشون میخوره
و امثال اینها
بازهم اگر ایده ای در زمینه سایت داشتید من در خدمت تک تکتون هستم

اجرتون با خدا
یاعلی
(۶/خرداد/۹۱ ۱۳:۲۰)reza_wafa نوشته است: [ -> ]خب بیاین شروع کنیم
همین الان هم دیره به خدا
میتونیم چندتا سایت بذاریم به چند زبان
مثلا حقوق زن در اسلام برای فمنیسمها که واقعا به دردشون میخوره
و امثال اینها
بازهم اگر ایده ای در زمینه سایت داشتید من در خدمت تک تکتون هستم

اجرتون با خدا
یاعلی

http://forum.bidari-andishe.ir/thread-4377.html


یا علی (علیه السلام) Heart
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع