حجتالاسلام و المسلمین علیرضا پناهیان در شبها و روزهای دهه اول محرم الحرام منبرهای متعددی دارد که در هر منبر نیز موضوعهای جداگانهای را به بحث میگذارد.
رجانیوز در روزهای گذشته نیز گزیدهای از برخی منبرهای پناهیان را منتشر کرده بود. در ادامه نیز گزیدهای از سخنان وی با موضوع "تقوا فراتر از اخلاق" در دانشگاه امام صادق علیه السلام، مهدیه تهران با موضوع "نهال ولایت در نهاد خانواده" و دانشگاه تهران با موضوع "هویت یک عبد" آمده است:
تقوا یعنی محافظت از زیباییهای روحی خود که خداوند به آن سوگند یاد کرده است/ تقوا، حقیقت واحدی که همهی خوبیها را در دل خود دارد
دانشگاه امام صادق(علیه السلام) -06/09/90-شب دوم محرم - موضوع: «تقوا؛ فراتر از اخلاق»
در جامعهی دینی ایمان فراوان است، لذا ملاک ارزشگذاری تقواست، نه ایمان
• بعد از شکل گرفتن جامعهی دینی، طبیعتاً بیایمانی از رونق میافتد و از آنجایی که ایمان یک امر به شدت فطری است، به سرعت رواج پیدا میکند. وقتی جامعهی ایمانی شکل گرفت، وارد مرحلهی دیگری میشویم که سختتر از مرحلهی قبل است و در این مرحله، مفهومی به نام «تقوا» به صورت بسیار پررنگی مطرح میشود. زمانهی فعلی ما زمانهای است که باید به تقوا پرداخت. الان در دورهای به سر میبریم که ملاک و میزان ارزشگذاری تقواست. تقوا آنقدر موضوع مهمی است که در روایت داریم: «آخرین وصیت و سفارش همهی انبیاء تقوا بوده است» و از سوی دیگر در قرآن میبینیم که اولین توصیهی انبیاء نیز تقوا بوده است.
اخلاق بدون تقوا، سختترین ضربهها را به اهلبیت زده است
• تقوا با اخلاق متفاوت است. (حداقل با تلقیِ عمومی که نسبت به اخلاق وجود دارد، متفاوت است). اگر کسی به اخلاقِ صرف توصیه کرد به گونهای که اخلاق او رنگ و بوی تقوا نداشت، نباید فریبِ او را بخوریم چرا که او در واقع دارد بزرگترین ضربه را به دین میزند.
در طول تاریخ کسانی که سختترین مبارزه را با اهل بیت(علیه السلام) داشتهاند از طریق قرآن این مبارزه را صورت دادهاند چون قرآن نزدیکترین چیز به عترت است. حتی در روایت داریم که عدهای بعد از ظهور، به وسیلهی همین قرآن خون به جگر امام زمان خواهند کرد. لذا اینکه به وسیلهی اخلاق بخواهند در مقابل دین و تقوا بایستند کاملاً طبیعی است.(چون اخلاق به نوعی رقیب تقوا محسوب میشود و در کنار تقوا قابل طرح است.)
محور تمام دستورات الهی، تقواست/ تقوا، حقیقت واحدی که همهی خوبیها را در دل خود دارد
• ما آنقدر از تقوا فاصله گرفتهایم که لازم است یک مرور مجدد بر روی این مفهوم بسیار کلیدی انجام دهیم. خداوند به جای اینکه ما را به امور متعددی فراخواند و دستورات متعددی به ما بدهد که باعث سردرگُمیِ ما شود، یک دستور واحد به ما داده است که محور و اساس همهی دستورات است و آن امر به تقواست. اگر به ما گفته میشد که شما باید به طور جداگانه بر روی حسادت، تکبر، ریا، تنبلی و بسیاری از رذایل خود کار کنید، طبیعتاً به ندرت کسی زیر بار این تکالیف میرفت، اما خداوند یک حقیقت واحد را که همهی خوبیها را در دل خود دارد، به ما امر فرموده است و این وحدانیت به لحاظ تربیتی بسیار مهم است. چرا که ما برای خودسازی خیالمان راحت است که با موضوعات و مفاهیم متعددی مواجه نیستیم بلکه فقط با یک موضوع واحد به نام «تقوا» مواجه هستیم. البته ممکن است این مفهوم در شرایط مختلف شکل خاصی پیدا کند اما یک حقیقت بیشتر نیست.
الف) مفهوم «تقوای فطری»/ تقوا یعنی محافظت از زیباییهای روحی خود که خداوند به آن سوگند یاد کرده است
• اولین معنای تقوا این است که انسان از زیباییهای جان خود محافظت کند و این هم نوعی الهام فطری است و به آن «تقوای فطری» میگوییم؛ به این معنا که خداوند در ابتدا یک نفس پاک و با ارزش به انسان داده است و لازم است که انسان ارزش و قیمت این روح پاک خود را بداند و آن را حفظ نماید: «وَ نَفْسٍ وَ مَا سَوَّئهَا* فَأَلهَْمَهَا فجُُورَهَا وَ تَقْوَئهَا»(شمس/7و8)
خداوند به جان آدمی قسم میخورد و به آن چه که این نفس را در اوج تعادل و زیبایی قرار داده است. خداوند در ادامه میفرماید که «به او فجور و تقوای او را الهام کرد.». فجور به هر چیزی گفته میشود که خدشه ایجاد کند و لطمه بزند. یعنی برخی امور هستند که به روح زیبای انسان لطمه وارد میکنند و خداوند به انسان الهام کرده است که باید از خود محافظت کند چرا که برخی امور به او لطمه میزنند.
• انسان اگر به خودش رجوع کند، میفهمد چه چیزهایی به جان زیبای او لطمه وارد میکند. حتماً دیدهایم که وقتی کسی کار بدی انجام میدهد، خودش هم ناراحت میشود و لذا طبیعی است که خداوند از ما انتظار داشته باشد که وقتی میخواهیم عمل زشتی مثل غیبت را انجام دهیم، این الهام فطری جلوی ما را بگیرد.
• کسی که میخواهد با تقوا باشد، باید در درجهی اول خودش را قیمتی بداند و به ارزش بالای خود واقف باشد. انسان باید به زیباییهای وجود خود نگاه کند و بفهمد که چقدر قیمت دارد. امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرمایند: «خدا رحمت کند کسی را که قدر و قیمت خود را بشناسد؛ رَحِمَ اللَّهُ امْرَأً عَرَفَ قَدْرَ».(غررالحکم/233) اگر کسی یک میلیارد پول به همراه داشته باشد معمولاً برای حفظ آن با تمام وجود مراقبت میکند، اما از جان و روح زیبا و باارزشی که خداوند به او داده است غافل است و از آن محافظت نمیکند. تقوا یعنی همین محافظت از جان نورانی که خداوند به آن سوگند یاد کرده است.
ب) مفهوم «تقوای الهی»
• اینکه انسان بفهمد قیمت دارد و در جهت حفظ خود تلاش کند، اصل و ریشهی تقواست اما این اولین مرتبهی تقواست که به آن تقوای فطری و غیراکتسابی میگوییم. مرتبهی دیگر تقوا، تقوای الهی است. آن جا که خداوند میفرماید «اتقوا الله» منظور همین نوع تقواست. خداوند مهربان برای اینکه ما روح با ارزش خود را ضایع و تباه نکنیم خودش را واسطه قرار میدهد.
• خداوند، مهربانانه پادرمیانی میکند و خود را وسط میاندازد و میگوید: «اگر قیمت جان باارزش خودت را نمیدانی و خودت را حفظ نمیکنی، به خاطر من خودت را حفظ کن، برای من مراقب خودت باش، با برنامهی من خودت را حفظ کن...» این معنای «اتقوا الله» است. یعنی اگر ارزشهای وجودی خودت باعث نمیشود که خودت را حفظ کنی حالا به خاطر من خودت را حفظ کن. البته گاهی نیز خداوند به بعضیها میگوید: «اتقوا النار» یعنی به خاطر اینکه به جهنم نروید خودتان را حفظ کنید.