تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: اصول دین ... ( نبوت )
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دوستان
انشا الله
در این بخش میخوام قدم قدم به بحث نبوت بپردازم.
لطفا سوالای خودتونو در بخش پیام خصوصی مطرح کنین.
انشاالله در پست اول ، شروع میکنیم به آغاز کلام.
در این پست بیشتر قصد معرفی این مبحث مهم از اصول دین رو داشتم.
انشا الله در باره هر یک از اصول دین ( توحید ، معاد ، امامت و عدل ) هم مباحثی رو در بخشهای خودشون مطرح میکنم.
التماس دعا
بسم الله
در مبحث توحید ، سخن از راه شناخت خداوند متعال و چگونگی این معرفت و آثار آن گفته میشود.
اکنون سخن در این است که خداوند حکیم ، انسان ها را به حال خود رها نکرده است و علاوه بر این که خود را به مردم معرفی کرده ، از روی لطف و کرم ، سفیرانی را هم به سوی ایشان فرستاده است.
این فرستادگان ، نیکوترین آفریدگان و دارای برجسته ترین صفات انسانی بودند. آنان با اعمال و رفتار نیکوشان ، از سوی اسوه و الگویی پسندیده بای دیگران و از سوی دیگر ، با این صفات برجسته و خلق و خوی شریف ، باعث جذب مردم به سوی خدا بودند.
به تعبیر زیبای حضرت امیر المومنین علیه السلام ، آنان آمدند تا : " نهج البلاغه، خطبه اول : "
«واصْطَفی سُبْحانَهُ مِنْ وَلَدِهِ أنْبیاءَ أخَذَ عَلَی الْوَحْیِ میثاقَهُمْ وَعَلی تَبْلیغِ الرِّسالَةِ أمانَتَهُمْ لَمّا بَدَّلَ أکْثَرُ خَلْقِهِ عَهْدَ اللهِ إلَیْهِمْ فَجَهَلوُا حَقَّهُ واتَّخَذُوا الاَنْدادَ مَعَهُ وَاجْتالَهُم الشَّیاطینُ عَنْ مَعْرِفَتِهِ وَاقْتَطَعَتْهُمْ عَنْ عِبادَتِهِ فَبَعَثَ فیهِمْ رُسُلَهُ وَواتَرَ إلَیْهِمْ أنْبیاءَهُ لِیَسْتَأدُوهُمْ میثاقَ فِطْرَتِهِ وَیُذَکِّرُوهُمْ مَنْسِیَّ نِعْمَتِهِ
؛ ‍[خداوند سبحان] از میان فرزندان آدم، پیامبرانی را برگزید و از آنان بر وحی پیمان گرفت و بر تبلیغ رسالت امانت آنان را، آنگاه که اکثر مردم عهد و پیمان الهی را تبدیل کرده و حق خدا را نشناختند و در مقابل خداوند خدایان دروغین و بتهای بیارزش را پرستیدند و شیاطین آنان را از معرفت خدا باز داشته و از عبادت او جدا کردند. [در آن حال] خداوند پی در پی پیامبرانی را مبعوث نمود تا آنان را بر پیمان فطرت خویش وادار کنند و نعمتهای فراموش شده او را به یادشان آرند.»
نگاهی گذرا به زندگی این بزرگ مردان به ما نشان میدهد که اینان در سر تا سر زندگی ، افرادی صادق و درستکار بوده اند ; به گونه ای که حتی مخالفان و دشمنان نیز به این صفات معترف و نتوانستند هیچ گونه عیب و نقصی بر آنان بگیرند.
در چنین حالتی ، عقل سلیم انسان حکم میکند که ببینیم این سلسله نورانی چه بوده است .
انشاالله ادامه دارد ...
با سلام به همه دوستان
و تبریک اعیاد شبانیه
مدتی هستش که دارم رو متن دقیق این مبحث کار میکنم .
خدای نکرده چیزی گفته نشه که با کلام خدا و جامعه حدیثی مغایر باشه.
انشا الله در اولین مجال ادامه بحث قرار میدم.
از دیگر دوستان هم که دستی در این مبحث دارند و نظری دارند درخواست دارم دریغ نفرمایند.
التماس دعا
سلام
Blush
در ادامه به این مسئله میرسیم که زندگی بشر نیازمند یکسری قوانین هستش که در این مجال بصورت خلاصه برای شما توضیحاتی ذکر میشه :
اول اینکه انسان از گذشته که در زندگی گروهی ( مدنی ) داشت ، نیازمند به قواعدی بود .
از جهت دیگر اینکه انسان موجودی منفعت طلب هستش و برای رفع نیاهای خودش قواعدی رو طراحی میکنه ، و نوع زندگی بشر ملزم به یکسری اعمال هستش مثل تقسیمکار ، تقسیم منافع و ... ، حالا این قواعد منصفانه هست؟ نه این قواعد رو برای نفع خودش طراحی میکنه و بعضی مواقع برای کسب منافع بیشتر به حقوق دیگران هم تجاوز میکنه.
پس نیاز به زندگی اجتماعی و خصوصیت این زندگی آدمی رو به پذیرش قانون در صحنه زندگی اجتماعی ملزم میکنه . قانون نیازمند قانون گذار هستش. خصوصیات قانون گذار

برای اینکه بحث رو شکل بدیم نیازمند مقدمه ای هستش که این باعث میشه یکم از حوصله دوستان خارج میشه ببخشین. سعی کردم تا جایی که میشه کتابی نباشه که کسل کننده نباشه.
حالا این قانون گذار باید چه شرایطی داشته باشه؟
1- علم کامل به همه جوانب .

باید نسبت به نیازهای آینده و حال جامعه بشری احاطه داشته باشه.

2- بی نیاز باشه :
قانون گذار باید نسبت به آثار قانون خودش نیازمند نباشه تا در تدوین قانون منافع خودشو در نطر نگیره .
3- عدم تاثیر پذیری نسبت به عوامل خارجی :

قانون مورد نظر نباید تحت هیچ شرایطی راه برای افراد سود جو رو باز بزاره تا دیگران بتونن از این راهها استفاده غیره کنن.


پیداست که فقدان هرکدوم از عوامل و صفات یادشده در قانونگذار ، اثر تخریب کننده ای در تنطیم قانون داره و در جامعه هم خودشو نشون میده.
حالا اگه هر کدوم از این شرایط نباشه آیا میشه گفت قانون کامل؟


" نکته : این عوامل هیچ کدوم تو بشر تا حد کمال و یا در حد بلالیی وجود نداره .پس میشه نتیجه گرفت که قانون گذار بشری ، قانونی کامل ارائه نمیکنه."(منظور حد بینقص هستش )

حتی سازمانهای به اصطلاح قانونمند هم خودشون اعتراف کردن که ما نمیتونیم قانون خالص تدوین کنن

از باب نمونه ژان ژاك روسو از متفكران فرانسوي در اين‌باره مي‌نويسد:

براي كشف بهترين قوانين كه به درد ملل بخورد يك عقل كل لازم است كه تمام شهوات انساني را ببيند، ولي خود هيچ حس نكند؛ با طبيعت هيچ رابطه‌اي نداشته باشد ولي آن را كاملاً بشناسد، سعادت او مربوط به ما نباشد، ولي حاضر بشود به سعادت ما كمك كند.... بنابر آنچه گفته شد فقط خدايان مي‌توانند... چنان كه شايد و بايد براي مردم قانون بياورند. " روسو، ژان ژاك، قرار داد اجتماعي، ترجمه غلامحسين زيرك‌زاده، چاپ هفتم، تهران انتشارات اديب، 1368، ص 81. "

فعلا بحث رو جمع میکنم تا در قسمت بعد بعد دیگری از این مقدمه رو مطرح میکنیم .



[align=RIGHT][b]
[/b]
سلام
نیمه ماه خدا نور خدا آمد خوش آمد سبط پیغمبر امام مجتبی علیه السلام آمد خوش آمد
شد گلستان دامن زهرا ز ریحان محمد صلی الله علیه و آله
میوه قلب علی مرتضی آمد خوش آمد [/b]
[b]
حجّت آمد، رحمت آمد مقدمش بادا مبارک
سَرْوَرْ آمد، رهبر آمد، مقتدا آمد خوش آمد [/b]
[b]
آن حَسَنْ خُلقُ و حَسَنْ خوی و حسن روی و حسن مو
آیت نور خدا، سر تا بپا آمد خوش آمد [/b]
[b]
نور ایزد، پور احمد، جان احمد، روح زهرا
مَظْهَر حِلمْ و عطا، صدق و صفا آمد خوش آمد [/b]
[b]
بَدْر ساطع، حِلْم شافع، صبر جامع، صلح قاطع
آنکه دارد این صفات از کبریا آمد خوش آمد
باتبریک ویژه به مناسبت 15 رمضان ( روز ولادت کریم اهل بیت ) امام حسن مجتبی
در ادامه بحث به مسئله لطف الهی رسیدیم که بصورت خیلی فشرده مبحث رو مورد مطالعه قرار میدیم :
خداوند متعال تمام موجودات را آفرید و زیر و بم جسم و روح آنها آشناست. برای او گذشته و حال و آینده ، معنا ندارد .
خدا محدود به زمان و مکان و بعد نیست که این آثار برای خدا موثر باشه تا بخواد سود و منفعتی داشته باشه ،یک خط سیر برای دنیا مشخص هستش ولی این حرف دلیل نمیشه که ما هر کاری بکنیم از اول این بوده و بقول جبریون که میگن خدا مارو خلق کرد و دیگه باما کاری نداره .( این مباحث در باب جبر و تفویض مطرح هستش) یک نکته رو بگم تا خلط مبحث نشه ( دوستان ببخشین که اینو میگم ، چون بعضی مسایل با هم زنجیره ای به هم متصل هستن ونمیشه عقب جلو مطرح کرد و با ید همزمان اینهارو بیان کرد. ) خدا که به ما نیاز نداره و ما نیاز به اون داریم.
به ما نیازی نداره چه برسه به اینکه در خدا اثری داشته باشه.

یک سوال ؟ کسی که به همه چیز محیط هستش بهتر میتونه قانون گذاری کنه یا کسی که در داخل دایره ابعاد مختلف هست ؟

خدا همون قانونگذار دانای توانمند بینیاز هستش که قانونش با توجه به خصوصیات مخلوقات وبعد زمانی و نیازهای بشری طراحی شده .در نتیجه ضمانتی هستش این قانون برای سعادت و خرسندی مخلوق ( بشر ).
از این سو خداوند حکیم نظر به رافت و فضلی که نسبت به مخلوقات داره بندگانش رو مهمل و بدون راهنما نمیزاره و بهترین خلایق رو برای راهنمایی و هدایت میفرسته و این بزرگترین نعمتهایی هستش که خداوندی هستش که در آن خئداوند متعال بر مومنان "منت" گذاشته .
لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَ يُزَکِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلاَلٍ مُبِينٍ‌ به يقين ، خدا بر مؤمنان منت نهاد [ كه ] پيامبرى از خودشان در ميان آنان برانگيخت ، تا آيات خود را بر ايشان بخواند و پاكشان گرداند و كتاب و حكمت به آنان بياموزد ، قطعاً پيش از آن در گمراهى آشكارى بودند . ﴿آل‏عمران‏، 164
همچنین در این آیه يَمُنُّونَ عَلَيْکَ أَنْ أَسْلَمُوا قُلْ لاَ تَمُنُّوا عَلَيَّ إِسْلاَمَکُمْ بَلِ اللَّهُ يَمُنُّ عَلَيْکُمْ أَنْ هَدَاکُمْ لِلْإِيمَانِ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِينَ‌ از اينكه اسلام آورده‏اند بر تو منّت مى‏نهند ; بگو : « بر من از اسلام‏آوردنتان منّت مگذاريد ، بلكه [ اين ] خداست كه با هدايت كردن شما به ايمان ، بر شما منّت مى‏گذارد ، اگر راستگو باشيد .﴿الحجرات‏، 17
این امر به خوبی نشان دهنده ی اهمیت و جایگاه والای انبیای الهی هستش . پس شایسته هست که کمی به خودمون دقت کنیم و با پیروی از این بزرگواران ، قدر دان از این نعمات عظیم الهی باشیم .
انشا الله در بحث بعدی به بحث عقاب بلا بیان میرسیم.
سلام دوستان این بحص کمی دور موند ببخشید دیگه کمی سرم شلوغ شد نشد این قسمت رو قرا بدم.[align=CENTER]اميرمؤمنان درباره هدف بعثت پيامبران مى‏فرمايد:«و ليعقل العباد عن ربهم ما جهلوه، فيعرفوه بربوبيته بعد ما انكروا، و يوحدوه بالالوهية بعد ما عندوا» : پيامبران را برانگيخت تا بندگان وى آنچه را كه درباره توحيد و صفات خدا نمى‏دانند فراگيرند، و به ربوبيت و پروردگارى و يگانگى او بعد از انكار و عناد، ايمان بياورند.

در ادامه بحث قبح عقاب بلابیان
ببینید خدا عادل هستش درست ، پس نباید تا قبل از اینکه برای بشر تکلیفی مشخص نکرده قبیح هستش که بشر را به گناهی که بر او گناه بودن بیان نشده توبیخ بشه.
مثلا پدر شما به شما نگفته اگه امروز نان نخرید تنبیه میشد ، حالا شما هم نان نخریدید پدر شما را تنبیه کند و یا معلمی را در نظر بگیرید که در روز اول که وارد کلاس میشه از همه میخواد امتحان بگیره ، آیا این کار درست هستش یا اینکه نه جایز میدوننین؟
قاعدتا کاری که برای او هیچ منعی معین نشده، توبیخ اون کاری عبس محسوب میشه و این صفت از خدای دانای عادل بری هستش.
در آیه ... وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا. اسراء 16. خدای عادل رئوف میفرماید ما کسی را تا بر او رسول نفرستیم، عذاب نمیکنیم. تا حجت را تمام نکنیم، تا بینه نفرستیم، عذاب نمیکنیم.
و در آیه : رسلا مبشرين و منذرين لئلا يكون للناس حجة على الله بعد الرسل و كان الله عزيزا حكيما›› (نساء/165): پيامبرانى نويد دهنده و بيم دهنده را برانگيخت تا پس از آمدن پيامبران مردم حجت و عذرى نزد خدا نداشته باشند، و خداوند قدرتمند و حكيم است.

حال دیگر وجدان قبول میکنه که چرا پیامبر فرستاده شده ،

خدای متعال برای آشنا کردن بشریت به نعمات چه اخروی و دنیایی و همچنین عذابهای آخرتی بشارت بدهند.

[b]این قاعده رو خیلی کوتاه گفتم چون اینقدر واضح و روشن هستش که نیازی به مطول کردن کلام نیست.

[/b]


همینکه خدا میفرماید ما کسی را تا بر او رسول نفرستیم، عذاب نمیکنیم این دیگه خودش جایی برای حرف و تفسیر نمیزاره.
[/b]
امیدوارم در ادامه با این بحث همراه باشید.

[b]یا علی

سلام
در ادامه بحث ( خیلی به تاخیر افتاده)
برای اینکه یک شخصی که مدعی پیامبر هست باید دلایل برای اثبات حقانیت خودش داشته باشه تا اگه امت ازش خواستن نشون بده.
" هر انسان از مدعی هر امری ، دلیل میطلبه . قاعده (البینة علی المدعی و الیمین علی من انکر) که در حقوق و فقه کاربرد دارد اینجا خودش را به صورت تمام و کمال نشان میدهد."
خدای سبحان در قران میفرماید : وَ مَنْ أَظلَمُ مِمَّنِ افْترَي عَلي اللَّهِ كَذِباً أَوْ قَالَ أُوحِي إِلي وَ لَمْ يُوحَ إِلَيْهِ شي‏ءٌ وَ مَن قَالَ سأُنزِلُ مِثْلَ مَا أَنزَلَ اللَّهُوَ لَوْ تَرَي إِذِ الظلِمُونَ في غَمَرَتِ المَْوْتِ وَ الْمَلَئكَةُ بَاسِطوا أَيْدِيهِمْ أَخْرِجُوا أَنفُسكمُالْيَوْمَ تجْزَوْنَ عَذَاب الْهُونِ بِمَا كُنتُمْ تَقُولُونَ عَلي اللَّهِ غَيرَ الحَْقّ‏ِ وَ كُنتُمْ عَنْ ءَايَتِهِ تَستَكْبرُونَ‏(93) انعام
و كيست ستمگرتر از آن كس كه دروغي بر خدا ببندد و يا بگويد به من وحي شده ولي چيزي به او وحي نشده و يا گويد به زودي من نيز مانند آنچه خدا نازل كرده نازل مي‏كنم
؟ اگر ببيني كه ستمگران در گردابهاي مرگند و فرشتگان دستهايي خويش گشوده و گويند جان‏هاي خويش برآريد امروز به گناه آنچه در باره خدا بناحق مي‏گفتيد و از آيه‏هاي وي گردنكشي مي‏كرده‏ايد سزايتان عذاب خفت و خواري است.
این علت خواهی بر مدعای مدعی چرایی دارد ، و ان علتش اینست که در طول تاریخ افراد زیادی مدعی مقام نبوت شده اند و خیلی از افراد هم به انها گرویدند و از سویی چون این ریاست با تمانی ریاستهایی که در دنیای مادی وجود دارد متفائت و از همه برتر میباشد یک ویژگی خاصی میطلبد.
حال دقت کنید که ریاست مادی ، فانی خواهد بود ولی ریاست معنوی ان گونه نخواهد بود ، چرا که مقامی ابدی خواهد داست.
جدای از این سخنان باید بدانیم هر کسی که مدعی بود و نشاه اورد نبی نخواهد بود چرا که خدا خود میفرماید :«لَقَد اَرسَلنا رُسُلَنا بِالْبَيناتِ وَ اَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَالْميزانَ لِيقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ» (سوره حديد/25)
در روایتی مفصل حضرت صادق علیه السلام میفرمایند :
قَالَ الصّادِقُ (عليه السلام) : اِنّ الله تَعالى مَكَّنَ أنْبِياءَهُ مِنْ خَزائِنِ لُطْفِهِ وَكَرَمِهِ وَرَحْمَتِهِ وَعَلَّمَهُمْ مِنْ مَخْزُونِ عِلْمِهِ وَاَفْرَدَهُمْ مِنْ جَميعِ الْخَلائِقِ لِنَفْسِهِ . فَلا يُشْبِهُ اَخْلاقَهُمْ وَاَحْوالَهُمْ اَحَدٌ مِنَ الْخَلائِقِ اَجْمَعينَ
اِذْ جَعَلَهُمْ وَسائِلَ سائِرِ الْخَلْقِ اِلَيْهِ وَجَعَلَ حُبَّهُمْ وَطاعَتَهُمْ سَبَبَ رِضاهُ وَخِلافَهُمْ وَاِنْكارَهُمْ سَبَبَ سَخَطِهِ .
وَاَمَرَ كُلَّ قَوم وَفِئَة بِاتِّباعِ مِلَّةِ رَسُولِهِمْ وَأبى أنْ يَقْبَلَ طاعَةً اِلاّ بِطاعَتِهِمْ وَتَبْجيلِهِمْ وَمَعْرِفَةِ حُرْمَتِهِمْ وَحُبِّهِمْ وَوَقارِهِمْ وَتَعظيمِهِمْ وَجاهِهِمْ عِنْدَ اللهِ تَعالى .
فَعَظِّمْ جَميعَ أنْبِياءِاللهِ تَعالى وَلا تُنْزِلْهُمْ مَنْزِلَةَ اَحَد مِمَّنْ دُونَهُمْ ، وَلا تَتَصَرَّفْ بِعَقْلِكَ في مَقاماتِهِمْ وَاَحْوالِهِمْ وَاَخْلافِهِمْ اِلاّ بِبَيان مُحْكَم مِنْ عِنْدِاللهِ تَعالى وَاِجْماعِ اَهْلِ الْبَصائِرِ بِدَلائِلَ يَتَحَقَّقُ بِها فَضائِلُهُمْ وَمَراتِبُهُمْ .
أضَلَّهُمُ اللهُ وَأعْمى أبْصارَهُمْ .
وَأتى بِالْوُصُولِ اِلى حَقيقَةِ مالَهُمْ عِنْدَاللهِ تَعالى .
وَاِنْ قابَلْتَ اَفعالَهُمْ وَاَقْوالَهُمْ بِمَنْ دُونَهُمْ مِنَ النّاسِ فَقَدْ اَسَأْتَ صَحْبَتَهُمْ وَأنْكَرْتَ مَعْرِفَتَهُمْ وَجَهِلْتَ خُصُوصِيَّتَهُمْ بِاللهِ وَسَقَطْتَ عَن دَرَجَةِ حَقائِقِ الاْيمانِ وَالمْعْرِفَةِ ، فَاِيّاكَ ثُمَّ اِيّاكَ .
خدای عزّوجل پیامبرانش را از گنجینه‌ی لطف و کرم و رحمت خود قدرت بخشید و از مخزن علم خود آگاهی بخشید، و تنها آنان را در بین تمام مخلوقات برا ی خود برگزید. پس هیچ‌یک از خلایق در اخلاق و احوال شبیه آنها نیست، .... . بحار الانوار ج 11 ص37 ح 34
مشاهده کنید که هم قران و هم روایات تاکید ددارند که انبیای الهی از سوی خدا با نشانه هایی مبین ( اشکار) فرستاده میشوند و این انبیا با علم و کتاب به سمت مردم می ایند و هیچ بشر و موجودی شبهتی به اینان نخواهد داشت.
چرا اینگونه هستش؟
چون اگه به مردم در این امور شباهت میداشتن هیچگاه مردم انان را نمیپذرفتن و درست هم بو .چرا؟ چون کسی که هیچ نشانه و بین ای از سوی فرستنده خود نداشته باشد نمیتواند معای خود را ثابت کند.
در مباحث بعدی به اینکه اصلا این علم و کتاب چیست کمی میپردازیم.
یا علی
آدرس های مرجع