تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: کتاب فوق العاده ی " چهل حدیث "
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
بسم اللّه الرحمن الرحیم
کتاب فوق العاده ی " چهل حدیث " امام خمینی (رحمة الله علیه) از جمله کتاب هایی است که انسان را در سیر به سوی خداوند بسیار یاری می کند .
فرازی از کتاب ارزشمند چهل حدیث
( در این نوشتار نسخه ی منتشر شده توسط مؤسسه ی فر هنگی رجاء مورد استفاده قرار گرفته و آدرس مطالب بر اساس همان چاپ است )

[ اصلاح نفس محال نیست ]
گمان مکن که رذایل نفسانی و اخلاق روحی ممکن الزوال نیست . این ها خیال خامی است که نفس امّاره و شیطان القا می کند و می خواهد تو را از سلوک راه آخرت و اصلاح نفس باز دارد . انسان تا در این دار تغیّر و نشأه ی تبدّل است , ممکن است در تمام اوصاف و اخلاق تغییر پیدا کند , و هر چه ملکات محکم هم باشد تا در این عالم است , قابل زوال است . منتها به حسب اختلافات شدّت و ضعف , زحمت تصفیه تفاوت می کند .

ان شاء اللّه ادامه خواهد داشت ....
البتّه اوّلِ پیدایش صفتی در نفس , با زحمت و ریاضت کمی او را می توان ازاله کرد . مثل نهال نورسی که ریشه ندوانیده باشد و متمکّن در زمین نشده باشد . ولی بعد از آن که آن صفت , متمکّن در نفس شد , و از ملکات مستقرّه ی نفس گردید , زوالش ممکن است ولی زحمتش زیاد می شود . درختی که کهن سال شده و ریشه کرده , زحمت کندنش زیاد است . تو هر چه دیرتر در فکر قلع ریشه های مفاسد قلب و روح افتی , ناچار زحمت و ریاضتت بیش تر گردد .
ای عزیز ! اولاً مگذار مفاسد اخلاقی یا عملی در مملکت ظاهر و باطنت وارد شود که این خیلی سهل تر است دفع آن تا بعد از وارد شدن و برج و بارو را گرفتن درصدد رفع و اخراج برآیی . و اگر وارد شد , هر چه دیرتر درصدد رفع برآیی , زحمت زیاد می شود و قوّه ی داخلی رو به نقصان می گذارد .
شیخ جلیل ما و عارف بزرگوار آقای شاه آبادی - روحی فداه - فرمودند که تا قوای جوانی و نشاط آن باقی است , بهتر می توان قیام کرد در مقابل مفاسد اخلاقی , و خوبتر می توان وظایف انسانیّه را انجام داد . مگذارید این قوا از دست برود و روزگار پیری پیش آید که موفّق شدن در آن حال مشکل است , و بر فرض موفّق شدن , زحمت اصلاح زیاد است . پس انسان عاقل که تفکّر کرد در مفاسد چیزی , اگر وارد در آن نیست , گِرد آن نمی گردد , و خود را آلوده نمی کند , و اگر خدای نخواسته وارد شد , هر چه زودتر درصدد اصلاح برمی آید و نمی گذارد ریشه کند و اگر خدای نخواسته ریشه کرد , با هر زحمت و مشقّتی است , ریشه ی او را می کَند که مبادا به ثمره ی برزخی و آخرتی برسد , و میوه ی آن را بار دهد که اگر با آن خلق فاسد از این عالم که نشأه ی هیولایی و تغیّرات مادّی است , منتقل شد , قلع آن از دست خود او خارج می شود و تا [در] آخرت یا برزخ یک خُلق از اخلاق نفسانی بخواهد تبدیل شود , هیهات است .
در حدیث است از رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) که هر یک از اهل بهشت و جهنّم مخلّدند در آن به واسطه ی نیّاتِ خود . نیّات فاسده که زاییده ی اخلاق رذیله است , ممکن نیست زائل شود مگر آن که منشأ آن زائل شود .
در آن عالم ملکات به قدری با شدّت و قوّت ظهور می کند که زوال آن یا ممکن نیست - آن وقت مخلّد است در جهنّم - و اگر با فشارها و سختی ها و آتش ها زائل شود , پس از قرن های ربوبی , شاید زائل شود .
پس ای عاقل ! چیزی را [که] با یک ماه یا یک سال زحمت جزئیِ دنیایی با اختیار خود ممکن است اصلاح کرد , و گرفتاری های دنیا و آخرت را به آخر رساند , نگذار بماند و تو را هلاک کند . (1)

(1) چهل حدیث , ص 94 و 95 .

ان شاء اللّه ادامه خواهد داشت ...
[ دم را غنیمت شمار ]
ای عزیز ! ای مطالعه کننده ی این اوراق ! عبرت کن از حال این نویسنده که اکنون در زیر خاک و در عالم دیگر گرفتار اعمال زشت و اخلاق ناهنجار خویش است و تا فرصت داشت به بطالت و هوی و هوس , عمر عزیز را گذراند , و آن سرمایه ی الهی را ضایع و باطل کرد . تو ملتفت خود باش که نیز روزی مثل مایی و خودت نمی دانی آن چه روز است . شاید الان که مشغول قرائتی , باشد , اگر تعلّلی کنی , فرصت از دست می رود .
ای برادر من ! این امور را تعویق نینداز که تعویق انداختنی نیست . چه قدر آدم های صحیح و سالم , با موت ناگهانی از این دنیا رفتند , و ندانیم عاقبت آنها چیست ! پس فرصت را از دست مده و دم را غنیمت شمار که کار خیلی اهمیّت دارد و سفر خیلی خطرناک است . دستت از این عالم که مزرعه ی آخرت است , اگر کوتاه شد , دیگر کار گذشته است و اصلاح مفاسد نفس را نتوانی کرد . جز حسرت و حیرت و عذاب مذلّت نتیجه نبری . اولیای خدا آنی راحت نبودند , و از فکر این سفر پر خوف و خطر بیرون نمی رفتند .
حالات علی بن الحسین (علیه السلام) امام معصوم حیرت انگیز است . ناله های امیر المؤمنین (علیه السلام) ولیّ مطلق , بهت آور است . چه شده است که ما این طور غافلیم ؟ کی به ما اطمینان داده جز شیطان که کارهای ما را امروز به فردا می اندازد . می خواهد اصحاب و انصار خود را زیاد کند و ما را با خلق خود و در زمره ی خود و أتباع خود محشور کند . همیشه آن ملعون امور آخرت را در نظر ما سهل و آسان جلوه دهد و ما را با وعده ی رحمت خدا و شفاعت شافعین , از یاد خدا و اطاعت او غافل کند . ولی افسوس که این اشتهای کاذب است و از دام های مکر و حیله ی آن ملعون است . رحمت خدا الان به تو احاطه کرده , رحمت صحّت و سلامت و حیات و امنیّت و هدایت و عقل و فرصت و راهنمایی اصلاح نفس . در هزاران رحمت گوناگون حق تعالی غوطه وری (1) و استفاده از آنها نمی کنی و اطاعت شیطان می کنی . اگر از این رحمت ها در این عالم استفاده نکنی , بدان که در آن عالم نیز بی بهره هستی از رحمت های بی تناهی حق و از شفاعت شفیعان نیز محروم مانی . جلوه ی شفاعت شافعان در این عالم , هدایت آن ها است و در آن عالم , باطن هدایت , شفاعت است . تو از هدایت اگر بی بهره شدی , از شفاعت بی بهره ای و به هر قدر هدایت شدی , شفاعت شوی .
شفاعت رسول اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مثل رحمت حقّ , مطلق است . محل قابل باید از او استفاده کند .
اگر خدای نخواسته شیطان با این وسایل , ایمان را از چنگ تو ربود , دیگر قابلیّت رحمت و شفاعت نخواهی داشت . بلی رحمت حقّ سرشار است در دو دنیا . تو اگر طالب رحمتی , چرا از این رحمت های پیاپی که در این عالم مرحمت فرموده و بذر رحمت های دیگر است , برخوردار نمی شوی . این همه انبیاء و اولیای خدا تو را دعوت کردند . به خوان نعمت و مهمانخانه ی الهی , نپذیرفتی , و با یک وسوسه ی خنّاس و القای شیطانی همه را کنار گذاشتی . محکمات کتاب خدا و متواترات احادیث انبیاء و اولیاء و ضروریّات عقول عقلاء و براهین قطعیّه ی حکماء را فدای خطرات شیطانی و هواهای نفسانی کردی .
ای وای به حال من و تو از این غفلت و کوری و کری و جهالت . (2)

(1) در اصل : غوری وری
(2) چهل حدیث , ص : 130 و 131 .


ان شاء اللّه ادامه خواهد داشت ...
سلام به دوستان خوبم

ممنون از این بیناتتون


امام خمینی(رحمة الله علیه) چهل حدیث را در شرح چهل حدیث از احادیث معصومین تقریر كردند.

كتاب چهل حدیث امام، در اصل تقریرات امام خمینی(رحمة الله علیه) است كه مضامین آن را در مدرسه فیضیه قم برای شاگردان خود ایراد فرموده‌اند، سپس ایشان تصمیم گرفتند كتابی در همین زمینه تالیف كنند و این كتاب را در سال 1358 ه . ق به پایان رساندن
در دیباچه این كتاب آمده است:‌« چهل حدیث یكی دیگر از آثار ضمیر فیض‌پذیر عارف و عالم ربانی حضرت امام خمینی(رحمة الله علیه) است . معظم‌له این كتاب را در شرح و بیان چهل حدیث از احادیث موروث از معصومان نگاشته‌اند. سنت « اربعین » نویسی از قدیم الایام در میان علمای دین معمول بوده است و حضرت امام نیز برای مسلوك داشتن سنت سلف به عهده گرفته بودند كه كتاب در این زمینه تصنیف كنند. مطالب كتاب همه در تفحص از حقیقت اخباری از پیشوایان معصوم دین و سرشار از تذكرات اخلاقی و عرفانی و حكمی است.


حجم کتاب : 1.7 مگابایت

قالب کتاب : HTML

پسورد : www.98ia.com


لینک دانلود این کتاب ارزشمن از رهبر انقلاب
[ آرزوی دراز مانع سفر به سوی خداست ]
پس ای عزیز ! بدان که یک سفر طولانی در پیش است که عُدّه و عِدّه ی آن و زاد [و] راحله ی آن علم و عمل نافع است و وقت سفر , معلوم نیست چه وقت است . ممکن است وقت خیلی تنگ باشد و فرصت از دست برود .
انسان نمی داند چه وقت کوس رحیل می زنند که باید ناچار کوچ کند . این طول أَمَل که من و تو داریم که از حبّ نفس و مکائد شیطان و شاهکارهای آن ملعون است , به طوری ما را از توجّه به عالم آخرت بازداشته که در تفکر هیچ کار نیفتیم . و اگر مخاطرات سیر و موانع حرکت داشته باشیم , درصدد اصلاح آن به توبه و انابه و رجوع به حقّ برناییم , و هیچ درصدد جمع زاد و راحله نباشیم . ناگاه اجل موعود در رسد و ما را بی زاد و راحله و بی تهیّه سفر ببرد . نه عمل صالحی داریم و نه علم نافعی , و مؤونه ی آن عالم روی این دو مطلب چرخ می زند و ما هیچ یک را تهیّه نکردیم . اگر عملی هم کرده باشیم , خالص و بی غلّ و غشّ نبوده , بلکه با هزاران موانع قبول بجا آوردیم , و اگر عملی تحصیل نمودیم , علم بی حاصل و نتیجه بوده که خود یا لغو و باطل است و یا از موانع بزرگ راه آخرت است .
اگر این علم و عمل ما نافع ( در اصل مانع ) بود , در ما که سال های سال است دنبال آن هستیم , باید تأثیر واضحی کرده باشد و در اخلاق و اطوار ما تفاوتی حاصل شده باشد . چه شده است که علم و عمل چهل پنجاه ساله ی ما در قلوب ما اثر ضدّ بخشیده و دل های ما را از سنگ خارا سخت تر کرده ؟
از نماز که معراج مؤمنان است ما را چه حاصل شده ؟ کو آن خوف خشیتی که لازم علم است ؟ اگر خدای نخواسته با این حالتی که هستیم ما را کوچ دهند , خسارت های بزرگی و حسرت های بسیاری در پیش داریم که زایل شدنی نیست . پس نسیان آخرت از اموری است که اگر ولی اللّه اعظم امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر ما بترسد از آن و از موجب آن که طول امل است , حقّ است , زیرا که او می داند این چه سفر پر خطری است , و انسانی که باید آنی راحتی نداشته باشد و در هر حال مشغول جمع زاد و راحله باشد و دقیقه ای ننشیند , اگر نسیان کرد آن عالم را و به خواب رفت و نفهمید که چنین عالمی هم هست و چنین سیری هم در پیش است , چه بر سر او خواهد آمد , و چه بدبختی هایی خواهد گرفتار شد .
خوب است قدری در حال آن حضرت و حضرت رسول اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) که اشرف خلیفه و معصوم از خطا و نسیان و لغزش و طغیان هستند , تفکّر کنیم و بفهمیم که ما در چه حال هستیم , و آن ها در چه حال بودند ؟ علم آن ها به بزرگی سفر و خطر آن , از آن ها راحت را سلب کرده و جهل ما , نسیان در ما ایجاد کرده , حضرت ختمی مرتبت به قدری ریاضت کشید و قیام در مقابل حق کرد که قدم های مبارکش ورم کرد و از طرف ذات مقدّسش حق ـ جلّ جلاله ـ ایه نازل شد :
" طه ما انزَلنا عَلَیکَ القُرآنَ اَن لِتَشقی . " ( سوره ی طه ـ آیات 1و 2 )
طه . ما قرآن را بر تو نازل نکردیم که خود را سخت به زحمت بیفکنی .
جناب امیرالمؤمنین (علیه السلام) که حالات و عبادات و خوفش از حق تعالی معلوم است .
پس بدان که سفر خیلی پر خطر است و این نسیان و فراموشی که در ما است از مکائد نفس و شیطان است و این امیدها و آمال طولانی و دراز از دام های بزرگ ابلیس و از مکائد نفس است .
پس از این خواب برخیز و تیقّظ و تنبّه پیدا کن . بدان که مسافری و دارای مقصدی . مقصد تو عالم دیگر است و تو را از این عالم خواهی نخواهی می برند . اگر تهیّه سفر و زاد و راحله ی آن را دیدی , در این سفر درمانده نشوی و در این سیر بیچاره نشوی , والّا فقیر و بیچاره و بی نوا گردی و خواهی رفت به سوی شقاوتی که سعادت ندارد , ذلّتی که عزّت ندارد , فقری که غنا دنبالش نیست , عذابی که رحمت ندارد , آتشی که خاموشی پیدا نکند , فشاری که بر طرف شدن ندارد , حزن و اندوهی که خوشحالی در پی آن نیست , حسرت و ندامتی که آخر ندارد .
ای عزیز ! ببین مولا در دعای کمیل در مناجات با خدای تعالی چه عرض می کند :
أنتَ تَعلَمُ ضَعفی عَن قَلیلٍ مِن بَلاءِ الدُّنیا وَ عُقوباتِها
تا آن که می گوید :
وَ هذا ما لا تَقومُ لَهُ السَّمواتُ و الاَرضُ
این چه عذابی است که آسمان ها و زمین طاقت آن را ندارند و برای تو تهیّه شده و باز تنبّه نداری و روز به روز در نسیان و غفلت و خوابت افزوده می شود .
هان ای دل غافل ! از خواب برخیز و مهیّای سفر آخرت شو " فَقَد نُودِیَ فیکُم بِالرَّحیل " (1)
صدای رحیل و بانگ کوچ بلند است . عُمّال حضرت عزرائیل درکارند و تو را در هر آن به سوی عالم آخرت سوق می دهند و باز غافل و نادانی .
اللّهمَ اِنّی أَسألُکَ التَّجافِیَ عَن دارِ الغُرور , وَ إلانابَةَ إلی دارِ السُّرور وَ إلاستِعدادَ لِلموتِ قَبلَ حُلولِ الفَوتِ . (2و3)

(1) نهج البلاغه ی فیض , خطبه ی 195 .
(2) مفاتیح الجنان , اعمال شب 27 ماه مبارک رمضان .
(3) چهل حدیث , ص 151 و 152 .


ان شاء اللّه ادامه خواهد داشت ...
[ سرانجام پیروی از شهوت ها ]
گر چه مطالبی که در این اوراق است از امورِ شایعه ی رایجه و از مکرّرات باید بشمار آورد , ولی باکی از این نیست . تذکر نفس و تکرار حقّ , امر مطلوبی است , و از این جهت در اذکار و اوراد و عبادات و مناسک , تکرار مطلوب است . و نکته ی اصلی آن عادت دادن نفس و مرتاض نمودن آن است . پس از تکراری عزیز [ملول] مشو , و بدان که تا انسان در قید اسارت نفس و شهوت آن است , و سلسله های طولانی شهوت و غضب در گردن او است , به هیچ یک از مقامات معنوی و روحانی نایل نمی شود , و سلطنت باطنیّه نفس و اراده ی نافذه ی آن بروز و ظهور نمی کند , و مقام استقلال و عزّت نفس که از بزرگترین مقامات کمال روحانی است , در انسان پیدا نمی شود , بلکه این اسارت و رقّت , باعث می شود که انسان , سرپیچ از اطاعت نفس نباشد , در هیچ حال , و چون سلطنت نفس امّاره و شیطان در باطن قوی شد , و تسلیم تّام شدند , آن ها قانع به معاصی تنها نمی شوند , و کم کم از معصیت های کوچک , انسان را به معاصی بزرگ و از آن ها به سستی عقاید و از آن به ظلمت افکار و از آن به تنگنای جحود و از آن به بغض و دشمنی انبیاء و اولیاء می کشانند , و نفس که در تحت سلطه ی و رقیّت آن ها است , نتواند از آن سرپیچ نماید . پس عاقبت امر طاعت و اسارت خیلی وخیم است و به جاهای خیلی هولناک انسان را ممکن است بکشد . انسان عاقل رؤوف به حال خود , باید به هر وسیله ای شده , خود را از این اسارت خارج کند و تا فرصت دارد و قوای او سالم است , و حیات و صحّت و جوانی برقرار است , و قوا به کلّی مسخّر نشده , در مقابل آن قیام کند و مدّتی مواظبت اوقات خویش کند و مطالعه در حالات نفس کند و حالات گذشتگان و سوءِ عاقبت آن ها را مداقّه نماید . و گذشتن این چند روزه را با باطن قلب خود بفهماند , و قلب را بیدار کند و به قلب بفهماند حقیقت منقول از رسول اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به ما که فرموده اند :
الدُّنیا مَزرَعَةُ الاخَرِة . (1)
دنیا کشتگاه بازپسین است . اگر این چند روزه کشت نکنیم و عمل صالح ننماییم , فرصت از دست می رود .
عالم دیگر که فرا رسید و موت , حلول کرد , تمام اعمال منقطع می شود و آمال پایمال می گردد . و اگر خدای نخواسته با این عبودیّت از شهوات و اسارت از قید گوناگون هواهای نفسانیّه ملک الموت در رسد , شیطان ممکن است مقصد آخر را که ربودن ایمان است , انجام دهد , و با ما طوری سلوک کند و به قلب ما طوری نمایش دهد که با دشمنی حقّ و انبیاء و اولیای او از دنیا برویم . و خدا می داند که در پس این پرده , چه بدبختی ها است و چه ظلمت و وحشت ها است .
هان ای نفس خسیس و ای دل غافل ! از خواب برخیز , و در مقابل این دشمنی که سال ها است تو را افسار کرده و در قید اسیری درآورده و به هر طرف می خواهد می کشاند , و به هر عمل زشتی و خُلق ناهنجاری دعوت می کند و وادار می نماید , قیام کن , و این قیود را بشکن و زنجیرها را پاره کن و آزادی خواه باش ذلّت و خواری را بر کنار گذار و طوق عبودیّت حقّ ـ جلّ جلاله ـ را به گردن نِه که از هر بندگی و عبودیّتی وارَهی و به سلطنت مطلقه ی الهیّه در دو عالم نایل شوی .
ای عزیز ! با آن که این عالم دار جزا نیست , و محلّ بروز سلطنت حقّ نیست , و زندان مؤمن است , اگر تو از اسارت نفس بیرون ایی و به عبودیّت حق گردن نهی , و دل را موحّد کنی , و زنگار دوبینی را از آیینه ی روح بزدایی , و قلب را به نقطه ی مرکزیّه ی کمال مطلق متوجّه کنی , در همین عالم , آثار آن را به عیان می یابی . چنان وسعتی در قلبت حاصل شود که محلّ ظهور سلطنت تامّه ی الهیّه شود , و از تمام عوالم , فسحت و سعه ی آن بیش تر گردد .

لا یَسعُنی أَرضی و لا سَمائی وَ لکِن یَسعُنی قَلبُ عَبدِی اَلمُؤمِن .

و چنان غنا در آن ظاهر گردد که تمام ممالک باطن و ظاهر را به پشیزی نشمری , و چنان اراده ات قوی گردد که متعلّق به ملک و ملکوت نگردد و هر دو عالم را لایق خود نداند .
طیران مرغ دیدی تو ز پای بند شهوت
بدر آی تا ببینی طیران آدمیّت (3)

(1) احیاء العلوم , ج 4 , ص 14 ـ کنوز الحقایق ( در حاشیه ی الجامع الصغیر , ج 1 ) ص 133 .
(2) غوالی الئالی , ج 4 , ص 7 .
(3) چهل حدیث , ص 220 و 221 .


ان شاء اللّه ادامه خواهد داشت ...
[ مبادرت به توبه ]
بر سالک طریق نجات و هدایت , لازم است تنبّه به یک نکته ی مهمّه , و آن این است که توفیق به توبه ی صحیحه ی کامله با حفظ شرایط آن چنان چه ذکر می شود , از امور مشکله است , و انسان کم تر می تواند به این مقصد نایل شود . بلکه دخول در گناهان , خصوصاً کبائر و موبقات باعث می شود که انسان را از یاد توبه به کلّی غافل می کند , و اگر درخت معاصی در مزرعه ی دل انسانی بارمند و برومند گردید و ریشه اش محکم شد , نتایجی بس ناهنجار دهد که یکی از آن ها است که انسان را از توبه به کلّی منصرف می کند , و اگر گاهگاهی نیز متذکّر آن شود به تسویف و امروز و فردا و این ماه و آن ماه کار را می گذراند و با خود می گوید که در آخر عمر و زمان پیری توبه ی صحیحی می کنم . غافل از آن که این مکر با خدا است .
" و اللّهُ خَیرُ الماکِرینَ . " (1)
گمان نکن که پس از محکم شدن ریشه ی گناهان انسان بتواند توبه نماید یا آن که بتواند به شرایط آن قیام نماید . پس بهار توبه , ایّام جوانی است که بار گناهان کم تر و کدورت قلبی و ظلمت باطنی ناقص تر و شرایط توبه سهل تر و آسان تر است .
انسان در پیری حرص و طمع و حبّ جاه و مال و طول اَمَلش بیش تر است , و این مجرّب است و حدیث شریف نبوی شاهد بر آن است . گیرم که انسان بتواند در ایّام پیری قیام به این امر کند , از کجا به پیری رسد و اجل موعود او را در سنّ جوانی و در حال اشتغال به نافرمانی نرباید , و به او مهلت دهد ؟ کمیاب بودن پیران , دلیل است که مرگ به جوانان نزدیک تر است . در یک شهر پنجاه هزار نفری , پنجاه نفر پیر هشتاد ساله , انسان نمی بیند .
پس ای عزیز ! از مکائد شیطان بترس و در حذر باش و با خدای خود مکر و حیله مکن که پنجاه سال یا بیش تر شهوت رانی می کنم , و دم مرگ با کلمه ی استغفار جبران گذشته می کنم . این ها خیال خام است .
اگر در حدیث دیدی یا شنیدی که حقّ تعالی بر این امّت , تفضّل فرموده و توبه ی آن ها را تا قبل از وقت معاینه ی آثار مرگ یا خود آن قبول می فرماید , صحیح است , ولی هیهات که در آن وقت توبه از انسان متمشّی شود . مگر توبه لفظ است ؟ قیام به امر توبه زحمت دارد . برگشت و عزم بر برگشت نکردن , ریاضت علمیّه و عملیّه لازم دارد . و إلّا خود به خود , انسان نادر اتّفاق می افتد که در فکر توبه بیفتد یا موفّق به آن شود , یا اگر شد بتواند به شرایط صحّت و قبول آن یا به شرایط کمال آن قیام کند . چه بسا باشد که قبل از توبه یا عملی کردن آن , اجل مهلت ندهد و انسان را با بار معاصی سنگین و ظلمت بی پایان گناهان از این نشأه منتقل نماید . آن وقت خدا می داند که به چه گرفتاری ها و بدبختی ها دچار می شود .
جبران معاصی در آن عالم , فرضاً که اهل نجات و عاقبت امرش سعادت باشد , کار سهلی نیست . فشارها و زحمت ها و سوختن هایی در دنبال است تا انسان لایق شفاعت شود و مورد رحمت ارحم الراحمین گردد .
پس ای عزیز ! هر چه زودتر دامن به کمر زن و عزم را محکم و اراده را قوی کن , و از گناهان تا در سنّ جوانی هستی یا در حیات دنیایی می باشی , توبه کن و مگذار فرصت خداداد از دستت برود و به تسویلات شیطانی و مکائد نفس امّاره اعتنا مکن .
و نیز به یک نکته مهمّه باید توجه داشت , و آن این است که شخص تائب , پس از توبه نیز , آن صفای باطنی روحانی و نور خالص فکری برایش باقی نمی ماند . چنان چه صفحه ی کاغذی را اگر سیاه کنند و باز بخواهند جلا دهند , البتّه به حالت جلای اوّلی برنمی گردد . یا ظرف شکسته را اگر اصلاح کنند , باز به حالت اوّلی مشکل است عود کند . خیلی فرق است میانه ی دوستی که در تمام عمر باصفا و خلوص با انسان رفتار کند , با دوستی که خیانت کند و پس از آن تقصیر طلب نماید . علاوه بر آن کمتر کسی است که بتواند درست قیام به وظایف توبه نماید .
پس انسان باید حتّی الامکان در معاصی و نافرمانی داخل نشود که اصلاح نفس پس از إِفساد , از امور مشکله است و اگر خدای نخواسته گرفتاری پیدا کرد , هر چه زودتر درصدد علاج برآید که هم فساد کم را زود می شود اصلاح کرد م هم کیفیّت اصلاح بهتر می شود .
ای عزیز ! با بی اعتنایی و سرسری از این مقام مگذر , تدبّر و تفکّر در حال خود و عاقبت امر خویشتن کن و به کتاب خدا و احادیث خاتم الانبیاء و ائمه ی هدی ـ سلام اللّه علیهم اجمعین ـ و کلمات علماء اُمّت و حکم عقل وجدانی رجوع نما و این باب را که مفتاح ابواب است , به روی خود بگشا و در این منزل که عمده ی منازل انسانیّت است , نسبت به حال ماها , وارد شو و اهمیّت به آن بده و مواظبت از آن کن , و از خداوند تبارک و تعالی توفیق حصول مطلوب بخواه و از روحانیّت رسول اکرم و ائمه ی هدی ـ سلام اللّه علیهم اجمعین ـ استعانت کن و به ولیّ امر و ناموس دهر حضرت امام عصر ـ عجل اللّع فرجه ـ پناه ببر . البتّه آن بزرگوار دستگیری ضعفا و بازماندگان را می فرماید و بیچارگان را دادرسی می نماید . (2)

(1) سوره ی آل عمران ـ آیه ی : 54 .
(2) چهل حدیث , ص : 232 ـ 234 .


ان شاء اللّه ادامه خواهد داشت ...
[ نخستین گام در سلوک به سوی حق تعالی ]

بدان که اوّل شرط مجاهده ی با نفس و حرکت به جانب حق تعالی , تفکّر است , و بعضی از علمای اخلاق آن را در بدایات در مرتبه ی پنجم قرار داده اند , و آن نیز در مقام خود صحیح است .
و تفکّر در این مقام عبارت است از آن که ؛ انسان لااقلّ در هر شب و روزی مقداری ـ ولو کم هم باشد ـ فکر کند در این که ایا مولای او که او را در این دنیا آورده , و تمام اسباب آسایش و راحت را از برای او فراهم کرده , و بدن سالم و قوای صحیحه , که هر یک دارای منافعی است که عقل هر کس را حیران می کند , به او عنایت کرده , و این همه بَسطِ بساط نعمت و رحمت کرده , و از طرفی هم این همه انبیاء را فرستاده , و کتاب نازل کرده , و راهنمایی ها نموده , و دعوت ها کرده است , آیا وظیفه ی ما با این مولای مالک الملوک چیست ؟
آیا تمام این بساط , فقط برای همین حیات حیوانی و اداره کردن شهوت است که با تمام حیوانات شریک هستیم , یا مقصود دیگری در کار است ؟
آیا انبیاءِ کرام , و اولیاءِ معظَّم , و حکمای بزرگ و علمای هر ملّت که مردم را دعوت به قانون عقل و شرع می کردند , و آن ها را از شهوات حیوانی , و از این دنیای فانی پرهیز می دادند , با آن ها دشمنی داشتند و دارند , یا راه اصلاح ما بیچاره های فرو رفته در شهوات را مثل ما نمی دانستند ؟ (1)

(1) چهل حدیث , ص 5و 6 .

ان شاء اللّه ادامه خواهد داشت ...
[ لزوم عمل به ظاهر شریعت ]
بدان که هیچ راهی در معارف الهیّه پیموده نمی شود مگر آنکه ابتدا کند انسان از ظاهر شریعت , و تا انسان متأدّب به آداب شریعت حقّه نشود , هیچ یک از اخلاق حسنه از برای او به حقیقت پیدا نشود , و ممکن نیست که نور معرفت الهی در قلب او جلوه کند و علم باطن و اسرار شریعت از برای او منکشف شود , و پس از انکشافِ حقیقت , و بروز انوار معرفت در قلب نیز تأدیب به آداب ظاهره خواهد بود , و از این جهت دعوی بعضی باطل است که " به ترکِ ظاهر , علم باطن پیدا شود " یا " پس از پیدایش آن به آداب ظاهره احتیاج نباشد " و این از جهل گوینده است به مقامات عبادت و مدارج انسانیّت. (1)

(1) چهل حدیث , ص 7 .

ان شاء اللّه ادامه خواهد داشت ...
[ عزم و اراده ]
ای عزیز ! بکوش تا صاحب عزم و دارای اراده شوی , که خدای نخواسته اگر بی عزم از این دنیا هجرت کنی , انسان صوری بی مغزی هستی که در آن عالم به صورت انسان محشور نشوی , زیرا که آن عالم , محلِّ کشف باطن و ظهور سریره است , و جرأت بر معاصی کم کم انسان را بی عزم می کند , و این جوهر شریف را از انسان می رباید . استاد معظَّم ما ـ دام ظِلَّهُ ـ می فرمودند : « بیش تر از هر چه , گوش کردن به تغنیّات سلب اراده و عزم از انسان می کند . »
پس ای برادر ! از معاصی احتراز کن , و عزم هجرت به سوی حق تعالی نما , و ظاهر را ظاهر انسان کن , و خود را در سلک ارباب شرایع داخل کن , و از خداوند تبارک و تعالی در خلوت بخواه که تو را در این مقصد همراهی فرماید , و رسول اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و اهل بیت او را شفیع قرار ده , که خداوند به تو توفیق عنایت فرماید , و از تو دستگیری نماید در لغزش هایی که در پیش داری . زیرا که انسان در ایّام حیات , لغزشگاه های بسیار دارد که ممکن است در آنِ واحد به پرتگاه هلاکت چنان افتد که دیگر نتواند از برای خود چاره بکند , بلکه در صدد چاره جویی هم برنیاید , بلکه شاید شفاعت شافعین هم شامل حال او نشود . " نَعوذُ باللّه مِنها . " (1)

(1) چهل حدیث , ص 7و 8 .

ان شاء اللّه ادامه خواهد داشت ...
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع