تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: ذکر در قرآن.مراد از اهل ذکر چیست؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
بسم الله الرحمن الرحیم
یاد آوری یا همون (ذکر)که292 بار در قرآن مستقیما بدان اشاره شده است،یکی از جنبه های تربیتی قرآن بوده و مطالعه وتحقیق در با ره آن به ما اطالاعات ارزشمندی میدهد ک به طور دسته بندی شده اونها رو خدمتتون عرض کرده وبطور مشرمح در باره آنها توضیحاتی ارائه خواهم داد
  1. حقیقت ذکر چیست؟
  2. آیاتی که در آنها به حقیقت ذکر اشاره شده است(تربیتی)
  3. اندر باب آثار توجه به ذکر
  4. اندر باب آثار اعراض از ذکر
  5. چرا قرآن ذکر است؟
  6. آداب ذکر
  7. "*مراد از اهل ذکر چیست*"(فوق العاده جالب وشیرین برای دوستان آل الله"علیهم السلام")
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
  1. حقیقت ذکر چیست؟
مفردات:یاد کردن،خواه با زبان باشد خواه با قلب ویا باهر دو و خواه بعد از نسیان باشد وخواه از ادامه ذکر باشد
قاموس:حفظ شیء
صحاح :ذکر وذکری خلاف نسیان استو همچنین است ذکره
راغب میگوید:گاهی مراد از ذکر هیئت نفسانی است که شخص به واسطه آن می تواند آنچه را از دانایی به دست آورده حفظ کند وآن مانند حفظ است الا آنکه حفظ به اعتبار نگهداشتن و ذکر به اعتبار حاضر کردن آن در ذهن است. وگاهی به حضور شیء در قلب و هکذا بقول اطلاق میشود
تذکره به معنای پند دادن و چیزی را بیاد کسی انداختن است . تذکر از باب تفعل به معنی یاد آوری است
در کل معنای ذکر این است که کسی (انسانی)واقعیتی را فراموش کند ،بعد از مدتی آنرا به یاد آورد
برای چه تذکر؟:همانطور که عزیزان مستحضر هستند انسان به طور فطری خدا جو وواقیت جو هست(فطرت الله التی فطر الناس علیها،لا تبدیل لخلق الله)همونطور که خدا میگه این واقیت هم قابل تغییر نیست . پس تذکر برای چیست؟
انسان از ماده ی نسیان است(به ضم نون)و همینطور است که نسیان وفراموشی یکی از بزرگترین نعمات خدا به بندگانش است که اکثرا مورد توجه قرار نمی گیرد.
ما در شبانه روز با تصاویر ، اقاویل ، اراجیف وخیلی چیز های دیگر مواجه میشویم حتی غم ها وشادی ها . اگر بنا باشد تما اینها بطور مداوم در ذکر انسان باشند نتیجه اش میشود یک کلام_جنون_
جنبه دیگر قدر دانی است زمانی که ما قدر داشته ها و اعتقادات صحیحخودمان را نمیدانیم ،با نسیان آنها وتذکر دو باره است که متوجه می شویم ومی گوییم:عجب ! و تذکر هم نیز از همین جنبه است{تاثیر اولیه دوباره زنده شود}
_________________________________________________________________________
***
2.آیاتی که در آنها به ذکر اشاره شد است(تربیتی)
در قرآن آیاتی که به جنبه تربیتی ذکر اشاره شده است7دسته اند که عبارتند از
1.یاد نام خدا:*واذکر اسم ربک بکره واصیلا*انسان*_*واذکر ربک ربک کثیرا*آل عمران*_*واذکروا الله فی ایام معدودات*بقره*
یاد آوری نام خدا یکی از مسائل تربیتی است وگامی بلند در تذهیب نفس که در اصطلاح تعبیر می شود به احساس حضور
بدست آوردن احساس حضور یک توفیقی است که نصیب هر کسی نمی شود اما برای بدست آوردن این توفیق راه هایی وجود دارد که از کلام بزرگان بوده و توصیه هایی ست که ایشان داشتند
یکی از این راه ها بدست آوردن تدریجی مقام ذکر است
ذکر3 مقام دارد
لفظی
قلبی
عملی
با بدست آوردن تک تک مراحل ودر پایان رسیدن به ذکر عملی (تقوای کامل)است که در آنوقت می شویم مخاطب آیه ی شریه
*یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فا دخلی فی عبادی وادخلی جنتی)
نکته:حضور خداوند در خاطر ما در همه لحظات زندگی، در آغاز صبح،در طول روز ودر هنگام کار وتحصیل و در انتهای شب ارتباط ما را با خدا افزایش می دهد وبه تدریج به پیوندی استوار می انجامد. یکی از حکمت های نماز های پنج گانه زنده نگه داشتن یاد خدا در تمام طول شبانه روز در دل مومن است
***
2.یاد نعمت های الهی *واذکروا نعمت الله علیکم*آل عمران*
از نعمت های خداست که به وجود خدا پی میبریم
این هم جنبه ای دیگر از ذکر الهی است
نکته*اگر به زندگی خود توجه کنیم ،نشانه های لطف و رحمت خدا را به روشنی در آنمیبینیم ،این نشانه ها در زندگی هرکس و متناسب با حالات درونی او به صورتی جلوه میکند و به یاد آوردن الطاف الهی ،یاد او را در دلها زند نگه میدارد وقلب را به او نزدیک تر میسازد
3.یادآوری اولیاء خدا*واذکر فی الکتاب ابراهیم*واذکر فی الکتاب مریم*واذکر فی الکتاب موسی*واذکر فی الکتاب اسماعیل*مریم*
یاد آوری اولیاء خدا یکی از بهترین یاد آوری هاست
کسی که دستش تو دست ولی خداست هیچ وقت گمراه نمیشه.
چرا؟؟؟؟؟؟
چون کسی که نماز فرادی می خونه تو نمازش شک میکنه نه کسی که به امام اقتدا میکنه*مهم*
4.خود آیات الهی را یاد کنید*واذکرن ما یتلی فی بیوتکن من ءایات الله والحکمه*احزاب*
روزی حداقل خواندن 50 آیه قرآن باعث میشه که ما از غافلان نباشیم .
این مورد تمتام موارد رو در بر میگره
(کلا انها تذکره)*مدثر*
5.یاد میثاق های الهی
پیمان هایی رو که با خدا بستیم یادمون نره
بد ترین عذاب توی قرآن نه برای کافر اومده نه برای منافق ونه برای مشرک فقط برای شکننده پیمان ذکر شده
(اگه طاقت ندارید نخونید)
ان الذین یشترون بعهد الله وایمانهم ثمنا قلیلا اولئک لا خلاق لهم فی الاخره ولا یکلمهم الله ولا ینظر الیهم یوم القیا مه ولا یزکیهم ولهم عذاب الیم
کسانی که پیمانها وعهد هایشان را با خدا به بهایی اندک میفروشند===>نصیبی برایشان در آخرت نیست،خدا با ایشان صحبت نمی کند،نگاهشان نمی کنددر روز قیامت،وآنها را پاک نمی کنذ وبرایشان عذابی دردناک است
6. یاد روز های الهی*وذکر هم بایام الله*ابراهیم*
یاذ روز ها وزمان های الهی خودش باعث یاد آوری خدا میشود
مثل محرم،ایام البیض،رمضان(شهر سعید)

_____________________________________________________________________________

***

3.اندر باب آثار توجه به ذکر
1. اولین وشاید مهمترین اثر ذکر در سوره بقره هست
*فاذکرونی اذکرکم*بقره*
منرو یادکن منهم یادت می کنم یعنی هواتو دارم یعنی پشتتم
آی اونهایی که دنبال استاد اخلاق می گردید. اینه ها ...
*داشتن ساعت خلوت(ذکر)
*تضرع(ذکر)
*توسل(ذکر)
2.فلاح ورستگاری *واذکروا الله کثیرا لعلکم تفلحون*جمعه*
نقل قول:
jebreel
نکته:حضور خداوند در خاطر ما در همه لحظات زندگی، در آغاز صبح،در طول روز ودر هنگام کار وتحصیل و در انتهای شب ارتباط ما را با خدا افزایش می دهد وبه تدریج به پیوندی استوار می انجامد. یکی از حکمت های نماز های پنج گانه زنده نگه داشتن یاد خدا در تمام طول شبانه روز در دل مومن است
3. مغفرت واجر عظیم*والذکرین الله کثیرا والذاکرات اعد الله لهم مغفره واجرا عظیما
*نکته* از مصادیق ذکر کثیرتسبیحات حضرت زهراست)(یادتون باشه)
1. خدا بزرگتر از اندیشه منو توست(توحید-خضوع وخشوع)
2.سپاس برای خداست(توحید-شکر گذاری)
3.سبحان الله(صلبی-توحید)=ارکان اصلی دین
-------------------------------------------------------------------------------------------------------

***

4. اندر باب آثار اعراض از ذکر
ومن اعرض عن ذکری فان له معیشه ضنکا ونحشره یوم القیامه اعمی
زندگی تنگ
توجه کنید
@بزرگتری نعمت خدا آرامش است @
هر کی یاد خدا رو نداشته باشه آرامش ازش گرفته میشود
بیایم تو حدیث عنوان بصری
حقیقت عبودیت چی بود؟؟
یکیش این بود که فرد تدبیر امرشو به خدا واگذار کنه
چرا؟؟
چون کسی که تدبیر امرش رو به خدا وگذارکرد مصائب دنیا براش سهل میشه
خوب این یعنی چی؟
یعنی آرامش
به شخصه تجربه کردم که زمان معصیت آرامش از خودم(نه تنها) بلکه از خونوادم گرفته میشه
مگه نه اینه که این گناهان ما باعث انتشار انرژی منفی میشن؟پس آیا ما در قبال دبگران مسئول نیستیم؟
آیا نمی شود گفت که تمام گناهان ما حق الناس هستند؟؟
2.هلاکت*حتی نسو الذکر وکانوا قوما بورا*
نقل قول:
مثال میزنم براتون
سر کلاس ترتیل نشسته بودم.شاگرد زرنگ کلاس شروع به تلاوت کرد. یه خورده که گذشت احساس کردم اصلا مثل قاری نمیخونه؛سعی کردم با حرکت صورتم و غیر مستقیم به استاد بگم که چی داره میخونه این؟؟؟
شاید در نگاه اول گناهنباشه اما عواقبش...
1.نسبت به دوستم مکدر میشم(دقت کنید که اینا یواش یواش انجام میشه)
2.بعد از مدتی دچار عجب میشم نسبت به دوستام
3.یه خورده بعد این عجب رو در فامیل،با حالت نشستنم،صحبت کردنم و... بیان میکنم
4.یه کم دیگه با همه مردم این حالتو پیدا می کنم
5....با پدر ومادرم هم اینطور میشم(نعوذا بالله)
6. جلو خدا هم سینه سپر می کنم
.
.
.
.
.
.
.
.
.با کله میرم تو جهنم . چرا؟؟
چون:
{تلک ادار الاخره نجعلها للذین لا یریدون علوا فی الارض ولا فسادا}
بهشت به متکبرین نمیرسه ...
اینم عاقبت یک نگاه
به خدا باور کنید همش از یه نگاه شروع شد
فقط یک نگاه...
___________________

5.چرا قرآن ذکر است؟
همونطور که در بخش اول گفتیم یاد آوری یعنی برگردوندن آثار اعتقادی که اول بوده اما ما یادمون رفته
خدا هم میگه
{انا نحن نزلنا الذکر}
حالا قران چی رو یادآوری میکنه؟؟
یادآوری فطرت انسان،خدا، انبیاء گذشته وهرچه در بالا تر گفتیم
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
***
6.اندر باب آداب ذکر
زمان ذکر:اول وآخر روز (باالعشی والابکار)
وسط روز(حافظوا علی الصلوات والصلوه الوسطی)
صبح وشام(بالغدو والاصال)
=
نماز های پنج گانه
راستی یادم رفت بگم که سرتاسر نماز ذکره
یاد آور توحید (الله اکبر)(قل هو الله احد)
یادآوره عدل(سمع الله )=عدل.چون اگه عادل نبود به صدای ما توجه نمی کرد
یاد آور فضل(سمع الله)چون ما با اینهمه کناهمون آیا لایقیم خدا صدامونو بشنوه؟؟
یاد آور نبوت (اشهد ان محمد عبده ورسوله)
یاد آور امامت(اهدنا الصراط المستقیم*مراجعه شود به تاپیک اهل بیت در قرآن)
یاد آور مرگ (سجده)
یادآور رجعت(برخاستن برای اولین بار از سجده)
یادآور معاد(برخاستن برای بار دوم از سجده)
یاد آور بندگی(سر به خاک گذاشتن)(عبده)
یاد آور اولیاء خدا(السلام علینا وعلی عباد الله الصالحین)
یاد آور خودمان(السلام علینا)
یاد آور(ادعونی استجب لکم)=قنوت
یاد آور مبدا(خاک)(سجده)
یاد آور مقصد(خاک =سجده
یاد آور خضوع واحترام(رکوع)
یاد آور سلامتی بدن(بدن را در حالات مختلف قرار دادن)
مکان ذکر:همه جا
کیفیت ذکر:واذکر ربک
1.فی نفسک(در درونت)
2.تضرعا(با حالت تضرع)
3.وخفیتا(با خوف وترس از خدا)
4.ودون الجهر من القول(هوار نزن وبا ذکر گفتنت دیگران را مطلع نکن
کمیت ذکر:واذکروا الله کثیرا
راستی یه نکته بگم:واذکروه کما هداکم
اونجوری که خدا بهتون یاد داده ذکر بگید . یعنی اینکه در عبادات(نماز و حج) هرطور که دلتون خواست نباید ذکر بگید بلکه اونجور که خدا گفته یعنی تعبدی ودستوری. قال رسول الله:صلوا کما رایتمونی اصلی)اگه به این حدیث توجه میشد الان تکتف نبود(لعن الله عمر)
7. اهل ذکر چه کسانی هستند؟
دوستان دوبار در قرانی ک بار در سوره نحل وبار دیگر در سوره انبیاء آمده (فاسئلوا اهل الذکر ان کنتم لا تعلمون)
حال مراد از این آیه چه کسانی هستند؟
نظریه ی ای طبق ترجمه ونگاه سطحی به آیات :اهل ذکر یهود ونصاری هستندوطبق سیاق آیات این درست است ونص همین را میگوید به مشرکان که اگر این پیامبر را قبول ندارید از صاحبان کتب گذشته(=یهود ونصاری)سوال کنید
اما بطن آیه چیز دیگریست
در تفسیر عیاشی از امام با قر نقل شده است که ایشان فرمودندک(مائیم اهل ذکر ،مائیم سوال شدگان)
این تاویل آیه ولام معصوم که حجت بود اما توضیح واثبات نقلی(از قرآن کریم به کمک روایات)
در قرآن ذکر به دو چیز اطلاق شده
1. قرآن(انا نحن نزلنا الذکر)
در قرآن سوره زخرف آمده(وانه لذکر لک ولقومک وسوف تسئلون)
وهما نا این(قرآن)یاد آوری ای است برای تو(حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم))وبرای قومت وبه زودی سوال میشوید
پس اهل ذکر یعنی اهل قرآن
امام باقر(علیه السلام):قوم حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)مائیم ومائیم سوال شوندگان
واین هیچ منافاتی ندارد که اینجا منظور از قوم حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ائمه باشند چرا که خود حضرت(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود ذکر منم واهل ذکر ائمه اند
2. منظور از ذکر پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)هست
*قد انزل الله الیکم ذکرا رسولا یتلوا علیکم ءایات الله*طلاق*
همانا خداوند بسوی شما ذکری را فرستاد(همان)پیامبری که تلائت میکند برشما ءایات خدا را
حال اگر منظور از ذکر پیامبر باشد پس اهل پیامبر چه کسانی هستند؟؟؟؟؟؟؟
نقل قول:
حضرت(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود ذکر منم واهل ذکر ائمه اند
(۲۲/خرداد/۹۱ ۱۳:۵۷)mohammad reza نوشته است: [ -> ]بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
خبرسازترین چهره‌های تاریخ در قرآن کریم



هر ساله در کشورهای مختلف افرادی به خاطر فعالیت‌های خود به عنوان چهره سال برگزیده می‌شوند که در این میان بعضی به سبب کارهای مثبتی که در طول یک سال انجام داده‌اند به عنوان چهره سال انتخاب می‌شوند و بعضی دیگر نیز به علت فعالیت‌های منفی و مذموم خود به عنوان چهره برگزیده می‌شوند.

به گزارش جهان ، گاهی آن‌قدر کار سخت می‌شود که نمی‌شود افرادی را به عنوان چهره سال انتخاب کرد چرا که عده زیادی در انجام کار خیر و خدمت‌رسانی و نیکی در طول یک سال با هم در حال مسابقه بوده‌اند و از طرفی دیگر نیز انتخاب چهره منفی سال نیز واقعاً سخت است؛ چرا که باز هم عده فراوانی برای انجام کارهای منفی از یکدیگر سبقت گرفته‌اند.

در این میان افرادی هم که به عنوان چهره سال چه در جهت مثبت و چه در جهت‌های منفی معرفی می‌شوند فقط و فقط برای یک سال است و ممکن است در سال‌های بعد نام آن‌ها در میان هزاران چهره‌ای که در سال‌های متمادی انتخاب شده‌اند گم شود و دیگر نامی از آن‌ها بر سر زبان‌ها نباشد.

قرآن کریم این کتاب انسان‌ساز و نسخه موفقیت برای تمامی نسل‌ها برای اینکه انسان‌ها در راه رسیدن به موفقیت راهنمای خوبی داشته باشند شخصیت‌های مثبت و منفی زیادی را معرفی می‌کند که به عنوان چهره انتخاب شده‌اند .

اما فرقی که بین انتخاب چهره‌های سال در کشورهای مختلف و آیات الهی وجود دارد این است که برعکس افرادی که تنها در یک سال به عنوان چهره معرفی می‌شدند و بعد از گذشت یک سال نام آن‌ها به فراموشی سپرده می‌شد این بار در آیات الهی کسانی که به عنوان چهره انتخاب می‌شوند نامشان جاودانه در تاریخ ثبت می‌شود.

شخصیت‌های مثبت زیادی در آیات الهی به عنوان چهره انتخاب شده‌اند اما آنچه در این نوشته به آن پرداخته شده شخصیت‌های منفی هستند که به خاطر عملکرد بدشان به عنوان خبر سازترین چهره های تاریخ انتخاب شده‌اند :

1- شیطان

شیطان را شاید بتوان جزء اولین چهره‌های خبرساز در قرآن کریم خواند که وقتی خداوند متعال به او فرمود:

(وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ: و هنگامی را که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده کنید.»)الإسراء : 61

با غرور و تکبر و حسادتی که نسبت به مقام و منزلت حضرت آدم داشت از فرمان الهی سرپیچی کرد و بعد از سرپیچی از این دستور نام خود را در خبر سازترین چهره های تاریخ در قران کریم ضبط كرد و خبر نافرمانی او به سرعت در دنیا گسترش يافت.

او وقتی دید که جزء اولین کسانیست که نام او جزء خبرسازترین چهره‌های تاریخ ثبت شده است باز هم از کار خویش پشیمان نشد و به نیت پلید خود ادامه داد و تصمیم گرفت تا نام هر کسی را که از او پیروی کند جزء خبرسازترین چهره‌های تاریخ ثبت و ضبط کند و قسم یاد کرد که:

(قالَ فَبِما أَغْوَیْتَنی لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَکَ الْمُسْتَقیم: گفت: «پس به سبب آن که مرا به بیراهه افکندی، من هم برای فریفتن آنان حتماً بر سر راه راست تو خواهم نشست.») الأعراف : 16

2- قابیل

ماجرا از آنجا آغاز شد که وقتی دو برادر برای تقرب به خداوند کاری انجام دادند و فقط از یکی از آنهابه خاطر تقوا و نیت خالصی که در انجام عمل داشت مورد قبول واقع شد:

(وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبا قُرْباناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِما وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ : و داستان دو پسر آدم را به درستی بر ایشان بخوان، هنگامی که هر یک از آن دو، قربانی پیش داشتند. پس، از یکی از آن دو پذیرفته شد و از دیگری پذیرفته نشد) المائدة : 27

قابیل کسی بود که با قتل برادر خود نخستین قتل و آدم‌کشی را در روی زمین انجام داد و نام خود را به عنوان یکی از مهم‌ترین چهره های خبر ساز در قران کریم ثبت کردو با این اقدام خود ثابت کرد که منشأ بسیاری از اختلاف‌ها و قتل‌ها و تجاوزها چیزی به جز حسد نیست.

3- قارون

او با ثروت زیادی که به تعبیر قران کریم حتی برای جابجایی کلیدهای گنجینه‌هایش نیز احتیاج به خدم و حشم فراوان بود :

ْ(وَ آتَیْناهُ مِنَ الْکُنُوزِ ما إِنَّ مَفاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّه : و از گنجینه‌ها آن قدر به او داده بودیم که کلیدهای آن‌ها بر گروه نیرومندی سنگین می‌آمد) (القصص : 76)

شهرت زیادی در بین مردم زمان خودش بدست آورده بود اما این شهرت و آوازه به قدری نبود که او را راضی کند به همین خاطر باز ثروت و داشته‌های خودش را به رخ مردم می‌کشاندSadفَخَرَجَ عَلی قَوْمِهِ فی زینَتِهِ: پس قارون با کوکبه خود بر قومش نمایان شد) (القصص : 79)

اما وقتی به نصیحت خیر خواهان قوم خود گوش فرا نداد و ثروت و اقتصادی را که به وسیله کمک به نیازمندان و... مقدمه رسیدن به خداوند بود وسیله دوری خود از خداوند و طغیان و سرکشی قرار وقتی با ثروت و مال و منال خود به هلاکت رسید به عنوان یکی از چهره‌های خبر ساز نامش در تاریخ ثبت شد.

4- بلعم باعورا

وی در ابتدای کار در صف مؤمنان واقعی بود تا جایی که یکی از ارکان رسالت حضرت موسی به حساب می‌آمد و کارش به جایی رسیده بود که مستجاب‌الدعوه بود و عده زیادی از از اطراف و اکناف برای ملاقات او می‌آمدند.

اما ماجرایی که او را به عنوان یکی از چهره های منفی و خبرساز تاریخ معرفی کرد انحراف او به خاطر وعده‌های کذایی به درگاه طاغوت بود تا جایی که در صف مخالفان حضرت موسی قرار گرفت و خداوند در حق او فرمود:

(فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الْکَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَیْهِ یَلْهَثْ أَوْ تَتْرُکْهُ یَلْهَثْ ذلِکَ : از این رو داستانش چون داستان سگ است که اگر بر آن حمله‌ور شوی زبان از کام برآورد، و اگر آن را رها کنی باز هم زبان از کام برآوَرَد) (الأعراف : 176)

5- فرعون

در ابتدای ماجرا ادعای خدایی می‌کرد و می‌گفت: (فَقالَ أَنَا رَبُّکُمُ الْأَعْلی: و گفت: «پروردگار بزرگ‌تر شما مَنَم (النازعات : 24) اما همین‌که مقداری قدرت و سرمایه‌اش بیشتر شد ادعای بالاتری کرد و این‌گونه گفت:»)

(وَ قالَ فِرْعَوْنُ یا أَیُّهَا الْمَلَأُ ما عَلِمْتُ لَکُمْ مِنْ إِلهٍ غَیْری : و فرعون گفت: «ای بزرگان قوم، من جز خویشتن برای شما خدایی نمی‌شناسم.») القصص : 38

او سرسخت‌ترین دشمن بنی‌اسرائیل بود و از هیچ جنایتی در حق آن‌ها فرو گذار نمی‌کرد تا اینکه وقتی از رود نیل به همراه لشگریانش در حال حرکت بود رود نیل به هم آمده و همه آن‌ها غرق شدند.

فرعون که همه چیز را تمام شده می‌دید در آخرین لحظات ایمان آورد اما چون این ایمان اضطراری بوده و دیگر ارزشی نداشت از او پذیرفته نشد و او نیز به همراه سپاهیان خویش در امواج خروشان رود نیل غرق شدند.

6- نمرود

جدال‌ها و گفتگوهای او با حضرت ابراهیم برای درهم کوبیدن حق و حقیقت به اوج خود رسیده بود اما همواره در مقابل شکوه و عزت و اقتدار حضرت ابراهیم خوار و ذلیل می‌شد و سرانجام این پادشاه قدرتمند تاریخ توسط پشه‌ای که ابتدا روی لب او نشست و آن را گزید، سپس به سوراخ بینی او وارد شد و از آنجا به مغزش راه یافت بعد از گذشت چهل روز به هلاکت رسید و نامش را به عنوان یکی از چهره‌های خبر ساز تاریخ که با آن همه قدرت و شکوه توسط یک پشه کوچک به هلاکت رسید ثبت و ضبط کرد. ( معارف و معاریف: جلد 10، ص 226)

خلاصه مطلب اینکه صفاتی مانند حسد و غرور و شهوت‌پرستی صفاتی هستند که مانع از عاقبت به خیری افراد زیادی در طول تاریخ شده‌اند تا جایی که نامشان برای همیشه در دفتر تاریخ نوشته شده است و هر ساله نیز عده زیادی به خاطر داشتن این صفات به آن‌ها می‌پیوندند.
صلوات
یا الله
عزیز دل برادر مطالب رو تکه تکه بزار تا مخاطب بتونه بخونه
موفق باشی
ممنون از توصیتون. به روی چشم
چه مطلب با ارزش و به جائی بود...
چند روزی بود احساس می کردم رابطه ام با خدا یه جوری شده...یه جوری که خوب نبود..
نمی دونستم چرا؛همش مرور می کردم کارهام رو،اما متوجه نمی شدم...تا اینکه امروز از خودش خواستم بهم نشون بده کجا اشتباه کردم...
شاید چند ساعت نگذشت که اومدم این تاپیک رو خوندم!
اون قسمت که درمورد کلاس ترتیل رو که خوندم،شـــــــــــــوکه شدم!
دقیقاً چیزی بود که سر یکی از کلاس های دانشگاه برای من اتفاق افتاد و یکی از بچه ها توی ارائه دادن کنفرانسش،یک کلمه اصلی رو متناوباً اشتباه می گفت و من ... .
چقدر این نکات به ظاهر ریز،مهمند و چقدر من نسبت به این نکات کم اهمیت...
خدایا! ما رو حتی یک لحظه به خودمون وانگذار...آمین..
آدرس های مرجع