شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
رویای صادقه همان خوابی است که ممکن است تبدیل به واقعیت شود.وقتی جسم به خواب فرو میرود و درحال استراحت است روح از بدن خارج میشود به مکان ها زمان و بعدهای دیگر جهان سفر میکند.ممکن است در خواب مکان و زمانی را ببینید که قبلا به هیچ وجه تجربه آن را نداشته باشید و این دلیل بر سیر و سلوک روح انسان در عالم خواب است.بعد روح و بعد جسم دو چیز کاملا مجزا و غیر قابل انکار است.
اما سوال اینجاست که چگونه روح میتواند زمان و مکانی را از آینده ببیند و اتفاقی را قبل از وقوع تجربه کند ؟
دوست دارم دوستان نظرات خودشون رو در این باره بیان کنند.این موضوع مسئله ای شده که ذهن من رو به خود مشغول کرده.
دوستان علاقه به شرکت در بحث ندارند ؟
(۱۷/خرداد/۹۱ ۳:۵۲)alitalebi نوشته است: [ -> ]اما سوال اینجاست که چگونه روح میتواند زمان و مکانی را از آینده ببیند و اتفاقی را قبل از وقوع تجربه کند ؟
دوست دارم دوستان نظرات خودشون رو در این باره بیان کنند.این موضوع مسئله ای شده که ذهن من رو به خود مشغول کرده.
سلام
این که جواب بسیار ساده ای داره ،چون روح مجرده و در قید زمان و مکان نیست ، درست مثل فرشتگان که مجرد هستند ، البته توضیحات زیادی نیاز داره ،من فعلا باید برم نمی تونم زیاد مباحثه کنم.
در این باره توضیح بیشتری دهید .مجرد بودن روح چه معنی میده ؟
سلام
ما در عالم دو نوع موجود داریم (دسته بندی کلی) ،یک نوع موجودات مثل انسان به صورت کلی و جن به صورت کلی مادی هستند ، یعنی قید هایی از جنس زمان و مکان دارند ، نمی تونند به راحتی در زمان و مکان سیر کنند ، اما در طرف مقابل موجودات مجرد رو داریم ، که خداوند به واقع موجود مجرد محض هست ، و امثال فرشتگان هم به نسبت ما مجرد هستند ، یعنی قید زمان و مکان ندارند مثل ما ، می تونند به راحتی در زمان و مکان سفر کنند.
حالا روح بشر هم مثل فرشتگان مجرد هست (می دونید که خداوند متعال در ما از روح خودش دمید) ، پس می تونه به اذن الهی در زمان خواب که روح آزادی بیشتری داره آزاد بشه و در زمان و مکان سیر کنه ، همانطور که می بینیم بعضی مرتاض ها بدون خوابیدن هم می تونند چنین کارهایی رو بکنند.البته همیشه این گذر در زمان و مکان محدودیت هایی رو داره.
البته بنده در حال حاضر نظر شخصی خودم رو که طی چند سال از منابع مختلف بهش رسیدم رو برای شما عرض کردم ، ان شاء الله دوستان تکمیلش کنند و اگر نقضی داشت برطرف.
سلام برادر به این تاپیک مراجه فرمایید:
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-13118.html
(۱۶/اسفند/۹۰ ۲۲:۰۸)حسن.س. نوشته است: [ -> ] (۱۶/اسفند/۹۰ ۲۰:۱۴)..... نوشته است: [ -> ]*چرا انسان میتواند خواب اتفاقات اینده ی خود را ببیند ؟
*ایا خواب ندیدن پس از مدتی خواب دیدن به دلیل ان است که انسان مرتکب گناه یا گناهانی شده ؟
*چون شنیدهام وقتی انسان تا حدی خوب باشد فرشتگان به روح او در هنگام خواب اجازه ی عبور از مکان و زمان را به او میدهند ؟
*ایا این وا قعیت دارد ؟
چون نفس انسان به درجه ی تجرد تامه رسیده است و عالم مجردات از محدوده ی مکان و زمان مبراست پس دیدن آینده برای او ممکن است.اما این عمل ناخود آگاه است و معدودند کسانی اند که بتوانند از نفس خود استفاده و آینده را مشاهده کنند.درضمن آینده انواعی دارد و مراتبی در دیدن آن وجود دارد و حتی ممکن است پیامبران(علیه السلام)(غیر از چهارده معصوم) هم خبری از آینده بدهند و تحقق نیابد.
درباره ی خواب دیدن معمولا نفوس معمولی در هنگام خواب تکرار و مرور احوالات و خیالات روزانه ی خود را دارند پس خواب دیدن این صنف یا ندیدن آن به آن معنا که مد نظر شماست آنچنان موضوعیتی ندارد(به جز موارد استثناء).یعنی این ها چه خواب ببینند و چه نبینند اتفاق به خصوصی در نتایج مندرجه در نفسشان رخ نداده است. همین قسم انسان ها معمولا خواب نمی بینند یا چیزی بعد از خواب به یادشان نمی آید.
اما اگر از قید عالم مادی رها شده و با ترک معصیت نورانیتی حاصل شد به قدر ظرفیت و مجاهده توسط واسطه های فیض از قبیل نفوس کامله،ذوات فرشتگان الهاماتی عرضه می شود.درباره ی نفوس گناهکاران که خود را در معصیت و نافرمانی رها کرده اند این تصرفات می تواند توسط شیاطین و افراد خبیثه صورت بگیرد.مواردی هم که دیگران بدون دخالت خود شخص، القائات روحانی و شیطانی دریافت می کنند جداست.
یا علی
(۱۷/اسفند/۹۰ ۱۱:۲۵)حسن.س. نوشته است: [ -> ] (۱۷/اسفند/۹۰ ۰:۵۳)...... نوشته است: [ -> ]ببخشید یه چند تا سوال داشتم که اگه جواب بدین ممنون میشم
سوال اول: میخواستم بدونم اینکه میگن اگه به یه چیزی زیاد فکر کنی خوابشو میبینی" درسته؟؟؟
سوال دوم: من شنیدم که وقتی تو خواب شخص خاص و معلومی رو میبینی این بدین معناست که، روح شما دو یا چند نفر با هم تو خواب در ارتباط بوده.
ولی وقتی از اون یکی شخص از حضورم در خوابش میپرسم. جواب منفی میدهو میگه: اصلا خواب من با تو زمین تا آسمون فرق داشته.
و سوال سوم: بعضی از صحنه هایی که من در زندگیم میبینم خیلی برام آشناست. ولی نمیدونم دقیقا کجا و کی دیدم.
میخواستم بدونم که طبق نظر بعضیها من اینو تو دنیایی که قبل از این تجربشو داشتم دیدم یا نه تو یکی از خوابای شبانم دیدم. (به راستی من قبل از این دنیا در دنیای دیگه ای تجربه زندگی داشتم؟)
سلام خدمت دوستان عزیز
درباره ی سوال اول شما فکر کردن به یک امر مشخص برای خواب دیدن می تواند علت معدّه(کمک کننده) باشد اما نه شرط کافی و نه لازم.
در رابطه با سوال دوم شما باید عرض کنم سه حالت در پاسخ شما موجود است:
1-ما در نفس قوای فراوانی داریم که قدرت انشاء و خلق دارند و به راحتی می توانند یک فرد را به همان صورتی که شما دوست دارید در خیال و عالم خواب شما بوجود آورد.پس شاید واقعا آن شخص حاصل انشاء نفس در خزینه ی خیال شما بوده است.مگر اینکه آن فرد را اصلا ندیده باشید.
2-اتصال روحانی با یک فرد دیگر اغلب دلیل آن نمی شود که او هم لزوما متوجه این امر شده باشد.ممکن است شما در عوالم مختلف با فردی رو به رو شوید و او اصلا نداند.کمتر کسی است که اختیار پراکندگی نفس خود را داشته باشد مگر در مراتب بالای ریاضات نفسانی یا سلوک معنوی.پس انتظار پاسخ مثبت را از افراد عادی نداشته باشید.
3-اغلب در عالم خیال ما افراد مختلف را به جای هم می بینیم و این تعبیرات خاص خودش را دارد.مثلا شما ممکن است دوست خود را که بسیار با او صمیمی هستید به شکل برادر خود ببینید و دلیل آن علاقه ی همسان این دو فرد در وجود شما باشد.این سنخ تفاسیر احتیاج به اساتید علم خواب دارد.مثلا اینکه دانش معنوی را در خواب به صورت آب می بینند یا دشمن را به شکل مار می بینند به بسیاری عوامل بستگی دارد.... حقیقت این معانی در عالم خیال منفصل(عالم مثالی که خداوند در بیرون خلق کرده و محیط به جهان مادی است-برزخ) است که البته با عبور از خیال متصل(عالم مثال موجوده در هر شخص) هر کس ممکن است تغییراتی هم در آن ها رخ دهد.به عنوان مثال دشمنی واقعا حقیقت مثالی اش مار است اما شما چون از گرگ بیشتر ترس دارید گرگ را حقیقت دشمن خود بدانید و آن را در خواب ببینید که به رقت حال افراد بستگی دارد.
سوال سوم:قبل از اینکه جواب این مسئله دار بدهم درباره ی واژه ی دژاوو در اینترنت یک جستجوی اجمالی انجام دهید:
1-اغلب افراد یک صحنه یا شبیه آن را قبلا دیده اند و چون الان در حافظه ی آن ها قابل دسترس نیست اما برخی نتایج آن به طور کمرنگ باقی است احساس می کنند که آن را دیده اند.
2-نفس انسان می تواند زمان یا مکان دیگری را درک کند و این امری عجیب نیست پس یکی از دلایل هم می تواند این باشد.
3-این سخنان که ما قبل از این عالم ، عالم دیگری را درک کرده ایم در حال حاضر از یادمان رفته و .....این حرف ها مربوط به قائلان به تناسخ است به طور کلی.از حکمت خدا به دور است که نفسی از حال بالقوه بالفعل شود و دوباره به قوه بازگردد.این بحث را در دلایل رد تناسخ بخوانید.ما قبل از این عالم حقیقتا نه تجربه ی فردی داریم و نه خاطراتی که بخواهیم آن ها را به یاد بیاوریم.عده ای بی عقل فکر می کنند که تناسخ رخ داده و خداوند نتوانسته مقداری از حافظه شان را پاک کند و آن ها مرور مداوم آن را می کنند.هم خدای خود ساخته ی اینان بی عرضه است و هم دلایل آن ها بی پایه و خنده آور.
التماس دعا