![[تصویر: 1.jpg]](http://spidey.ir/images/img/content/religiousspidey/1.jpg)
محبویبت اسپايدرمن تنها به موفقیت مالی-هنري و يا اين حقيقت كه او قواعد مرسوم كميك استريپي را شكست، محدود نمیشود. در حقيقت از سال 1962 تا به حال علاقهمندان هر ماه با خواندن كميك استريپهاي اين قهرمان دوست داشتني، پا به دنيايي سرگرم كننده گذاشتهاند كه شالودهاش را علاوه بر ماجراجويي و فانتزي، ارزشهای والای انسانی مثل ایثار، مسئولیتپذیری، فداکاری و اخلاقیات تشكيل داده است. تمام ارزش هاي مذكور را ميتوان در بطن شعار يا جمله اي كه اسپايدرمن/پيتر پاركر همواره سرلوحه خويش قرار داده است، پيدا كرد: "قدرت زیاد، مسئولیت زیادی به همراه میآورد" (With great power comes great responsibility). جمله مذكور همواره در داستان هاي اسپايدرمن نقش محوری داشته است و در سال ۱۹۶2 توسط استنلی نوشته شد و احتمالاً معروف ترين جمله اي است كه تا به حال درباره يك شخصيت تخيلي نوشته شده است. در واقع، در داستانهای مصور، پیتر پارکر در قالب اسپایدرمن همواره سعی کرده با قربانی کردن خود، حس مسئولیتپذیریاش را ارضا نماید. البته او گاهی اوقات تصمیمات اشتباه هم میگیرد. داگ بلانت استاد فلسفه بخش معارف دانشگاه تگزاس میگوید: «جمله معروف اسپایدرمن که او همیشه به آن اعتقاد دارد، حقیقت بزرگی را بیان میکند که میتواند برای تمام انسانها و ادوار کاربرد داشته باشد».
اما جالب است كه این موضوع که قدرت و مسئولیت ارتباط نزدیکی با هم دارند، به وضوح در بسیاری از سنتهای مذهبی و اخلاقی به چشم میخورد. در حقیقت این موضوع آنچنان انسانی و جهان شمول است که هر فرد مذهبی که با اسپایدرمن آشنایی دارد باید سر تعظیم به او فرود آورد.
بطور مثال، در هندوستان، کمیک استریپی چاپ شده که از اسپایدرمن الهام گرفته و قهرمانش با نام پاوتیر پرابهاکار، با دیوهای مرسوم در دین هندوها میجنگد. این موضوع در مورد ادیان اسلام و مسیحیت نیز صادق و حتي پررنگ تر است. دیوید اِسترن از کشیشان شهر دالاس آمریکا میگوید: «انجیل، داستان طولانی استفاده عادلانه و صحیح از قدرت را روایت میکند. در حقیقت پس از حضرت آدم و حوا، انسانها از آنجایی که در وجودشان روح قدسی دمیده شده، پس به نیروی منحصر به فردی مجهز شدهاند و در نتیجه باید در مقابل این قدرت مسئول باشند».
حضرت داوود یکی از نمونههای یک ابر قهرمان پر دغدغه است. او که در انجیل به قدرت ایمان و یک قلوه سنگ ساده مجهز است به جنگ طالوت میرود، اما پس از شکست دادن او و به منظور رسیدن به همسرش مرتکب اشتباه میشود. به همین دلیل است که ابر قهرمانی مثل اسپايدرمن که به هیچ وجه جایزالخطا نیست، جذابتر از موارد مشابه به نظر میرسد. در انجیل آیهای یافت میشود که هم معنی شعار معروف اسپایدرمن است: «به همان اندازه که به شما نعمت داده شده، از شما بازخواست خواهد شد و هر کسی که بیشتر دریافت کرده بیشتر بازخواست میشود». از نمونههای بارز استفاده مسئولانه از قدرت در مسیحیت میتوان به رفتار مسیح در زمان به صلیب کشیده شدن و یا مسیح در حالی که پای حواریون خود را میشست و یا حکایت «سامری نیکوکار» (انجیل لوقا، باب دهم آیات ۳۰ الی ۳۷) اشاره کرد.
درست مثل انجیل، قرآن کریم در برگیرنده قدرت و نحوه استفاده از آن است. یعنی در اسلام، امامان و معصومین از مسئولیت بیشتری نسبت به افراد عادی برخوردارند و از آنها بیشتر از بقیه انتظار میرود. در ضمن اسلام به مردم یاد میدهد که شغلهایی به آنها داده میشود که تواناییاش را داشته باشند.
امروزه حتی قهرمانان واقعی اعتقاد دارند که قدرت انجام کارهای درست، مسئولیت انسان را بیشتر میکند. ساموئل اولینر نویسنده کتاب « اعمال غیر عادی از جانب مردم عادی» میگوید: «انسان همیشه با این پرسش درونی مواجه میشود که اگر توانایی حل مشکلی را داشته باشم و اقدامی نکنم، آن وقت به بچههایم چه بگویم؟ به خودم چه بگویم؟ پس اگر قدرت داشته باشی و مداخله نکنی، گناهکاری».
همین تِم انسانی است که اسپایدرمن را از قهرمانان مشابه کمیک استریپی متمایز میسازد. به طور مثال «سوپرمن» در اصل یک بیگانه فضایی است که ذاتاً روح بلندی دارد و به همین دلیل به فداکاری دست میزند. «بتمن» هم یک بچه پولدار است که تنها به انتقام قتل پدر و مادرش میاندیشد. «مردان ایکس» چطور؟ آنها موجوداتی هستند که میجنگند تا به انسانها نشان دهند میتوانند در کنارشان زندگی کنند. هری پاتر؟ او جادوگری را به ارث برده و زندگیاش در وفاداری و دوستی خلاصه میشود. اما قضیه اسپایدرمن با کاراکترهای فوقالذکر فرق میکند. پیتر پارکر یک نوجوان عادی و دست و پا چلفتی است که به طور اتفاقی قدرتهای فوق بشری مییابد. او ابتدا سعی میکند با استفاده از نیروهایش به پول برسد و به چیز دیگری اهمیت نمیدهد بنابراین از کنار یک سارق به راحتی میگذرد اما همان سارق عموی عزیزش را به قتل میرساند.
اینجاست که پیتر میفهمد قدرت زیادش، مسئولیتهایش را نیز افزایش داده و او باید از این پس به یاری ستمدیدگان بشتابد.
مهدی ترابی مهربانی
منبع
[/b]
=====================
به مناسبت 50ساله شدن اسپایدرمن
![[تصویر: 1PGC1276_XL.jpg]](http://www.spidermancrawlspace.com/wordpress/wp-content/uploads/2012/06/1PGC1276_XL.jpg)
به نام خدا
قدرت زیاد، مسئولیت زیادی به همراه میآورد
این جمله درست و زیباست اما کشورهای غربی با این جمله همیشه کشورهای ضعیف تر را مورد استعمار قرار داده اند که نمونه اش در همین خاورمیانه خودمان به وفوور مشاهده میشود. در مورد مرد عنکبوتی هم میتوان گفت که کلا شخصیتهای کمیکی مثل مردعنکبوتی یا بت من یا سوپر من یا THOR یا چندین و چند شخصیت مختلف ساخته ذهن طراحان شرکتهای بزرگ کامیک مانند مارول و یا دی سی کامیکس کارکردی دوگانه دارند. شاید در ظاهر شعارهایی انسان دوستانه و عوام فریب در آنها طرح میشود ولی باطن اکثر آنها (چون همیشه اقلیت خوبی هم هست) پر شده از اهداف امپرالیستی و روحیه استعمار گری آمریکایی میباشد. حتی نوع لباس این کاراکترها مخصوصا کاراکترهای مونث بیشتر بر روی جاذبه جنسی تاکید دارد که ناخودآگاه تاثیر بدی بر روی جوانان و نوجوانان یا به قول خودشان تین ایجرها میگذارد. چون خودم به علت کار گرافیک و نقاشی با این شخصیتها به نوعی سر وکار داشتم و به بعضی از آنها مانند بتمن بسیار علاقه داشتم باید بگویم علاوه بر بعضی نکات مثبتی که از این شخصیتها در ذهنم نقش بست مانند روحیه مبارز و عدالت جوی بعضی کاراکترها مانند بتمن یا اسپایدرمن، در کنار این ویژگیها نکات منفی مانند رفتن در تخیل و غافل شدن از خیلی امور و هک شدن نام آمریکا در ذهن کودک به صورت غیر مستقیم و مواجهه با پوشش نامناسب کارکترهای مونث و حتی مذکر در سنین پایین تاثیرات سویی بر ذهن کودک یا نوجوان یا حتی بزرگساله خواننده این کامیکها میگذارد. به هر حال شاید بتوان گفت که چون آمریکاییها به علت نبود سابقه فرهنگی به علت نوپا بودن کشورشان فاقد اسطوره بودند و به نوعی این خلا را در خود حس میکردند به سمت اسطوره سازی رفته تا جای خالی موجودات افسانه ای را با این کامیک بوکها پر کنند و برای هدایت فکری جوانانشان در لایه های زیرین این آثار سیاست آمریکا یعنی ((قدرت زیاد مسئولیت زیاد به همراه می آورد)) یا همان نظم نوین جهانی را به خورد کودکان و جوانان خود و جهان، دادند. به هر حال نباید فراموش کرد که این آثار جذابیت فراوانی برای نسل امروز دارد و حتی فیلم اخیری که از این کامیکها به نام AVENGERS بر پرده سینماهای جهان است با فروش چشمگیر خود نشان داد که چه مقدار از مردم جهان طرفدار این کامیک بوکها هستند و مهمتر اینکه غرب چگونه نقشه کنترل ذهنها را با موفقیت پشت سر میگذارد. فقط یک مورد ماسونی هم در مورد اسپایدر من وجود دارد که بسیار مشکوک میباشد و آن علامت دست شاخدار در هنگام خروج تار از دستان اسپایدر من میباشد که بسیار شک برانگیز میباشد.
با سلام و خسته نباشيد
قدرت زیاد، مسئولیت زیادی به همراه میآورد
با توجه به حرف دوستمون، عدالت، اين جمله زيباست. اما بايد توجه داشت، كه منظور از قدرت، قدرتهايي ماورايي است كه اكثرا در اين دسته از فيلمهاي هاليوودي نمايان مي باشد. با توجه به اين برداشت مناسب، خود كلمه قدرت كلمه بسيار نامانوسي در اين جمله مي باشد. در اين دسته فيلمها، گروهي ازمنجي هاي متفاوتي را نشان مي دهند كه با توجه به قدرت ماورايي اكتسابي و خلق الساعه شان، بدنبال رهايي بشر تحت ظلم مي باشند. در آموزه هاي عرفاني اسلامي گفته شده، عالم و يا دانا يودن نسبت به موضوعي،مسئوليت در قبال آن موضوع به همراه مي آورد. البته مسئله قدرت در اكثر فيلمهاي هاليوودي خارج از محدوده علم و بيشتر بحث برخورد با ظالمان توانمند و مخرب مي باشد. لذا مسئولييت پذيري در اين فيلمها بر مبناي قدرت ماورايي پايه گذاري شده كه انگاره هاي نامناسبي را براي انسان و علي الخصوص نسل جوان تداعي مي كند. كه اگر اين رابطه را به صورت گذاره شرطي معكوس بيان كنيد، مفهومي مخرب در پي خواهد داشت و آن اين است كه "اكر مسئوليتي نداشته باشي، پس قدرتي نداري" اين قضيه در فلسفه و رياضيات اثبات شده است. اما اگر همين گذاره را با واژه دانستن جابجاكنيد به جمله بسيار مناسبي خواهيد رسيد كه هرگز در اين گونه فيلمها اشاره نشده است. دانستن زياد، مسئوليت زيادي به همراه مي آورد.
در قرآن نيز چنين آمده است كه افرادي كه مي دانند با افرادي كه نمي دانند، يكسان نيستند. اين يكسان نبودن بركليه امور دلالت دارد از جمله مسئوليت پذيري. وهر گز توانمندي افراد، به لحاظ جسمي ملاك نبوده است.
لذا شما دوستان نسبت به آنچه مي دانيد مسئول مي باشيد و هرچه بييشتر بدانيد مسئوليت شما بيشتر خواهد بود.
(۱۷/خرداد/۹۱ ۱۷:۳۱)عدالت نوشته است: [ -> ] سیاست آمریکا یعنی ((قدرت زیاد مسئولیت زیاد به همراه می آورد))
موافقم با اين گفته!
با تشكر
باسلام
اصولا قهرمان پروری در غرب با قهرمان پروری در ادیان یک تفاوت اساسی دارد و آن هم در تضاد بودن قهرمانان غربی با قانون است و این موضوع که قهرمانانی مانند اسپایدرمن ، بتمن و سوپر من آنجائیکه به نظر و تبع خود نقص قانون را می بینند اعمال نظر می کنند تا صلاح مردم برقرار شود حتی اگر انگ بی قانونی و مجرمیت به ایشان بخورد
(این موضوع در آخرین قسمت بت من به نام شوالیه تاریکی کاملا مشاهده می شود
آنجائیکه بت من حاضر است مردم او را به عنوان قاتل و مجرم بشناسند ولی دیدشان نسبت به مرد قانون عوض نشود)
و آمریکا براساس همین موضوع بدون حمایت بین المللی به عراق حمله میکند و خود را قهرمان بین المللی جا می زند که برای صلاح جامعه بشری حاضر است بی قانونی کند
در حالیکه در قهرمانان دینی اینگونه نیست و همگی در بستر قانون جلو می روند و حتی در احوالات امیرالمومنین نیز هست با اینکه با غصب حق خود مواجه می شود ولی پایبند قانون بودن را بر بدست آوردن حق و حقوق خود (که به مرتبه اولی رستگاری مردم در آن بوده است) ترجیح می دهند و حاضر نیستند هدف وسیله را توجیه نماید