تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: آیا عقل ندارید؟؟؟!!!!!!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
سلام خدمت شما
اولاً ممنونم از مطالب خوبتون
به نظرم به منظور کاربردی تر شدن موضوع، لازمه مفهومش بازتر بشه.

سوالاتی در این مورد می تونه مطرح بشه، به طور مثال:
رابطه اعتقاد به اختیار با مطالبی که فرمودید چی هست؟
آیا مثلا وقتی به یک اداره مراجعه می کنیم، نباید کارکنان اون اداره رو چیزی به حساب بیاریم؟
آیا توسل که در مکتب شیعه وجود داره شامل این موضوع میشه؟
آیا مکاتبی که به موجودات دارای اختیار معتقدند، در تضاد با عقل اند؟
....

یک بحثی که به نظرم مرتبط با این موضوع هست رو در تاپیک توحید افعالی داشتیم. در این پست با تایید آقا ابراهیم، نتیجه زیر رو از بحث ارائه دادیم:
نقل قول:چیزی وجود دارد که هم یکتاست و هم کامل و تمام زنجیره های علت و معلول به آن ختم می شود.

آیا منظور شما هم همین است؟
به طور مثال اگر کسی به اختیار دیگران و تاثیر گذاری اونها معتقد باشه، اما برای عواملی که در این تاثیر گذاری دخیل اند (از جمله اختیار اون افراد) رشته های علت و معلولی قائل بشه که به یک واجب الوجود (با همان توصیفی که در بالا آمد) ختم شود، آیا به نظر شما موضوع حل می شود؟ یا اینکه باید از نظر نحوه عملکردی هم در اون فرد تغییری ایجاد بشه؟

با تشکر
پاسخ نسبتاً جامعی به مباحث جبر و اختیار و... در این تاپیک:
مباحثی پیرامون جبر و اختیار و رزق و روزی و آزمایش و ........
ارائه شده
با دقت و حوصله مطالعه کنید
سلام آقای محب علی
پاسخ خوب و جامعی بود، ممنون
به نقل از پست شما:
نقل قول:ما وظیفه داریم که برویم برای کسب روزی تلاش کنیم
اما اینکه این تلاش من حاصلش چه مقدار روزی می شود این بدست خداست
و یکی از مظاهر تدبیر و امتحان و ابتلای خدا هم هست!!!
سلام علیکم

mohammad reza نوشته است:حالا گفتوگوهامونو ببینیم
بچم روزی حلال خورده اینجوری شده
نه خواست خدا بوده
خوب درس خوندم تونستم نفر اول بشم
نه خواست خدا بوده
و . . . . . . . . . .
اصلا میگیم خدا خواسته که اینطور شده
نه
فقط به خودمون نسبت میدیم
تا اتفاق بدی می افته زود میگیم خدا چرا اینجوری شد !!!!!!!!!

به نظرم این داستان به ادب نزد خدای تعالی برمیگردد

یکی از رفقا بحث جالبی رو طرح میکرد خیلی لذت بردم دوست دارم شما هم در این مطلب شریک بشید:

اون کسی که حضرت موسی دید خدای تعالی بهش علم داده باهاش همراه شد و ازش کارهای عجیبی سر زد حضرت موسی صبر نتوانست بکنه و بهش تذکر میداد تا اینکه وقت فراق آن بنده خدا شروع کرد توضیح دادن که چه کردیم و چه شد.

أَمَّا السَّفينَةُ فَكانَت لِمَساكينَ يَعمَلونَ فِي البَحرِ‌ فَأَرَ‌دتُ أَن أَعيبَها وَكانَ وَر‌اءَهُم مَلِكٌ يَأخُذُ كُلَّ سَفينَةٍ غَصبًا
دقت کنید میفرماید أردتُ یعنی من اراده کردم که خرابش کنم و در آن عیب ایجاد کنم و کار رو به خودش نسبت میده نه به خدای تعالی.
وَأَمَّا الغُلامُ فَكانَ أَبَواهُ مُؤمِنَينِ فَخَشينا أَن يُر‌هِقَهُما طُغيانًا وَكُفرً‌ا * فَأَرَ‌دنا أَن يُبدِلَهُما رَ‌بُّهُما خَيرً‌ا مِنهُ زَكاةً وَأَقرَ‌بَ رُ‌حمًا
دقت کنید تا: ما ترسیدیم و ما اراده کردیم که پروردگار آن دو جایگزین کند
وَأَمَّا الجِدارُ‌ فَكانَ لِغُلامَينِ يَتيمَينِ فِي المَدينَةِ وَكانَ تَحتَهُ كَنزٌ لَهُما وَكانَ أَبوهُما صالِحًا فَأَر‌ادَ رَ‌بُّكَ أَن يَبلُغا أَشُدَّهُما وَيَستَخرِ‌جا كَنزَهُما رَ‌حمَةً مِن رَ‌بِّكَ
پروردگارت اراده کرد

چند تا نکته توی این داستان هست که بنده به مناسبت فقط یکی رو میگم:
در اولی فقط وجهه خراب کردنش بود اون رو به من نسبت داد و در دومی وجهه خراب کردن هم کمی درش به نظر میومد به ما نسبت داد ولی قسمت جایگزین کردن و خوب کردن رو به پروردگار و در سومی هم فقط وجهه سازندگی داشت و خوب بود فقط به خدا نسبت داد.

ادب در گفتار رو از این بزرگوار که استاد حضرت موسی بود یاد بگیریم.
ممنون مفید بود عزیز
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع