---«(بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيم وَ بِه ذِکرِ الحُجَّةِ بنِ الحَسَنِ العَسکَري)»---
شهادت پدر امام زمان (عجّ) ، حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) ، پدر امام رضا (علیه السلام) بر همه گان خصوصاً امام زمانمان (عجّ) تصلیّت باد.
واقعاً سخته بی دلیل در کنج زندان باشی.
به قول حجّت الاسلام اسماعیل رفیعی (حفظه الله) ، ما به اعضای بدن دو امام در زیارت نامه یشان سلام می کنیم.
یکی امام حسین (علیه السلام) که به رگ ها و دیگر اعضا سلام می دهیم.دیگری امام موسی بن جعفر (علیه السلام) است که به استخوان های خورد شده و حل شده با گوشت بدنشان در زیر غل و زنجیر...
(جهت مشاهده ی عکس ، کلیک کنید.)هر که می آید ز بغداد می پرسد معصومه
بگو ار داری خبری ز پدر رضا و معصومه
چشم دختران به در که کی پدر می آید
جواب این سؤال همیشه برایشان مجهوله...
یا بن الحسن
(عجّ)شهادت پدر مظلومتان (علیه السلام) را به شما تصلیّت عرض می کنیم.
امیدا بتوانیم امنیّت شما را تأمین کنیم و متحّد شویم تا ظهورتان محقّق گردد.
به امید فرج از درگاه الهی.
(جهت مشاهده ی عکس ، کلیک کنید.)
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
الهی اَنطِقنی بِالهُدی و وفّقنی بِالتَّوبَة
السلام علیکَ یا مولانا یا رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)
عبد صالح خداوند
در تاريخ ابن خلكان آمده است :
خطيب در تاريخ بغداد مى گويد: موسى (مولانا موسی بن جعفر صلوات الله علیه)را به سبب عبادت و اجتهادش عبد صالح مى گفتند. مروى است كه او داخل مسجد رسول خدا صلى الله عليه وآله شده ، سر به سجده برد و در حال سجده از اول شب تا به صبح ، اين دعا را زمزمه مى كرد:
عظم الذنب عندى ، فليحسن العفو من عندك ، يا اهل التقوى و يا اهل المغفره !
و او بس سخى و كريم بود. چون به او خبر مى رسيد كه كسى از او بدگويى مى كند، كيسه اى هزار دينارى براى او به هديه مى فرستاد.
السلام علیکَ یا مولانا یا موسی بن جعفر الکاظم (علیه السلام)
اللهم عجل لولیک الفرج
موفق باشید و خدایی .
(۲۶/خرداد/۹۱ ۱۳:۴۵)جانثار مهدی نوشته است: [ -> ]---«(بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيم وَ بِه ذِکرِ الحُجَّةِ بنِ الحَسَنِ العَسکَري)»---
شهادت پدر امام زمان (عجّ) ، حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) ، پدر امام رضا (علیه السلام) بر همه گان خصوصاً امام زمانمان (عجّ) تصلیّت باد.
ممنون از موضوع مفیدتون
تسلیت درسته برادر یا خواهر عزیز
موسي شدي كه معجزه اي دست وپا كني
راهي براي رد شدن قوم، وا كني
زنجير هاي زير گلويت مزاحم اند
فرصت نمي دهند خودت را دعا كني
در يك بدن بجاي همه درد مي كشي
مي خواستي تمام خودت را فدا كني
وقت اذان مغرب اين تازيانه هاست
وقتش رسيده است كه افطار وا كني
مثل علي عروج نمازت امان نداد
فكري به حال فاصله ي ساق پا كني
عيسي مسيح من به صليبت كشيدهاند
اينگونه بهتر است خدا را صدا كني
حالا ميان قحطي تابوت هاي شهر
بايد به تخته هاي دري اكتفا كني
سروده ي علي اكبر لطيفيان
التماس دعا
سر شب تا به سحر گوشه زندان چه کنم
دل آشفته چو گیسوی پریشان چه کنم
گاه پروانه صفت سوختم از هجر رضا
گاه چون شمع مرا سینه سوزان چه کنم
آرزویم به جهان دیدن روی پسر است
سوختم ، سوختم از آتش هجران چه کنم