تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: رستگاری از شاوشانک-The Shawshank Redemption
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9
بسم الله الرحمن الرحیم

اگر سایت
http://www.imdb.com/chart/top
را ببینید فیلم رستگاری از شاوشانک از همه بالاتر است!اما چرا؟
اتفاقاً در تلویزیون هم پخش شده!
[تصویر: ShawshankRedemptionMoviePoster.jpg]


من جزئیات را تشریح نمیکنم ولی تمثیل های زیر را جاگذاری کنید

Andy Dufresne >>> ابلیس
Ellis Boyd 'Red' Redding>>> انسانهایی که میخواهند آزاد باشند! و تحت ولایت ابلیس باشند!(فامیلی مورگان فریمن هم باز همین موضوع را نشان میدهد)
زندان>>>عالم ماده
بیرون زندان>>>جهان موازی وعده داده شده توسط شیطان-عالمی لیبرالی بدون اینکه انسان لازم باشد که در آن از کسی اجازه بگیرد!!(فریمن در یکی از قسمتها که از زندان آزاد شده بود در فروشگاه محل کارش از صاحب کارش برای توالت رفتن اجازه می گرفت و ...)
رئیس زندان>>>> خدا
زن اندی و آن مرد...:.........................

حالا میفهمیم چرا از همه فیلمها بالاتر است.

مانیفست کابالا

این فیلم را دوبله شده ببینید تا همه چیز برایتان روشن شود

به آیاتی از انجیل که در فیلم به آن اشاره میشود نیز توجه کنید

========

این نوشتار برای یکی از کاربران ثقیل بود و لطف کردند عبارات بدی بکار بردند.

من نگفتم این فیلم را نقد کردم

این نوشتار تنها رمزگشائیست از این فیلم و امثال این فیلم

اما دلهای مریض و افراد کر و کور حتی اگر حقیقت را متوجه شوند آن را بر نمی تابند
بسم الله الرحمن الرحیم

(امید چیز خوبیه شاید بهترین چیزه و چیزای خوب هیچوقت از بین نمیرن)

[تصویر: 04eb5de4d990.jpg]

رستگاری از شاوشنک
محصول : 1994 آمریکا
کارگردان : فرانک دارابونت
بازیگران : تیم رابینز (اندی دوفرن) - مورگان فریمن (ردینگ)
امتیاز : 9.2 از 10 - رتبه ی اول IMDB

احتمالا خیلی از شما این فیلمو دیدید و حتما هم از دیدنش لذت بردید اما نکاتی بسیار زیبا و آموزنده در دیالوگها و عناصر این فیلم هست که وقتی بهش پی ببرید لذت دیدن فیلم براتون دوچندان میشه از همین رو بنده سعی کردم نقد مختصری از فیلم رو بیان کنم بلکه بتونیم کمی از فضای فیلمهای منفی و بی محتوای امروز هالیوود دور بشیم و از یک فیلم مفید بهره ی بیشتری ببریم.

خلاصه ی داستان: اندی دوفرن کارمند ساده ی بانک به جرم قتل همسرش از دادگاه حکم حبس ابد میگیرد و راهی زندان شاوشنک میشود. او در انجا حوادث زیادی را پشت سر میگذارد و تجربیات فراوانی به همراه دوستانش به سرکردگی ردینگ کسب میکند اندی با توجه به استعدادی که در نامه نگاری و کارهای اداری دارد کم کم جاه و مقام بالایی نزد رئیس زندان و زندانبانان بدست می اورد بطوریکه با کار کردن در اداره ی زندان از کوچکترین کارهای رئیس زندان باخبر می شود. شخصیت او در تمام طول فیلم ارام و خونسرد است و همواره انسانی امیدوار بنظر میرسد گویی که سعی دارد دست به کار بزرگی بزند و در نهایت هم موفق میشود پس از 20 سال حبس بشکلی غیر قابل باور از زندان فرار کند ...

[تصویر: 1b9842e0a271.jpg]

(توصیه میکنم اگه فیلمو ندیدید قبل از خوندن نقد حتما ببینیدش و اگه هم دیدینش بعد از خوندن نقد دوباره ببینیدش)

تحلیل فیلم: در این فیلم انسانهای زیادیرو با شخصیت های مختلف در زندان میبینید که همگی کاملا نا امیدانه و بی تکاپو به زندگی ادامه میدن گویی که زندگی در زندان براشون به یه امر عادی تبدیل شده و عده ی حتی حاضر نیستند با پایان حبسشون از زندان خارج بشن چون هیچ امیدی به زنگی خارج از زندان ندارن از جمله شخصیت بروکس که بعد از رفتن از زندان دست به خودکشی میزنه و همینطور شخصیت ردینگ(مورگان فریمن) که در دیالوگی به اندی دوفرن میگه: من به اینجا وابسته شدم اون بیرون اصلا نمیدونم باید چیکار کنم کجا برم
باز در دیالوگی جالب ردینگ در جمع دوستانش میگه: در و دیوارهای اینجا اولش واست غریب بنظر میرسه اما با گذشت زمان کم کم بهش عادت میکنی و بعد از مدت طولانی بهش وابسته میشی و دیگه دوست نداری ازش دل بکنی

نکته ی فیلم همینجاست! چرا آدم باید به زندان وابسته بشه؟ اصلا چطور آدم میتونه به مکانی که اونو محدود کرده دل ببنده؟؟؟ احنمالا درست متوجه شدید که منظور از زندان همین دنیای مادیه که بسیاری از انسانها بهش وابسته شدن و حاضر نیستن ازش جدا بشن و کمتر کسیه که به فکر رها شدن از این زندان میفته

در این فیلم اندی دوفرن که بیگناه به زندان اومده و قتل همسرش کار شخص دیگه ی بوده تنها کسیه که به رهایی امید داره و سالها تلاش میکنه تا بتونه از زندان شاوشنک فرار کنه و در این راه سختی های بسیاری رو تحمل میکنه البته تا پایان فیلم بیننده متوجه این مسئله نمیشه که اندی قصد فرار داره. راوی فیلم که همون مورگان فریمن هست بعد از فرار اندی نقل میکنه که اندی دوفرن برای رسیدن به آزادی 500 کیلومتر از وسط فاضلاب و کثافتی غیر قابل تصور عبور کرد تا بلاخره تونست آزادی خودشو بدست بیاره ... منظور اینه که انسان برای رها شدن از قید و بند دنیا و رسیدن به آزادی باید سختی های فراوانی رو تحمل کنه تا بتونه به مسیر درست که همون مسیر الهی هست برسه.
در قسمت دیگه ی از فیلم رئیس زندان وقتی اندی رو در حال خوندن انجیل میبینه بهش رو میکنه و میگه رهایی تو داخل این کتابه و شما مشاهده میکنید که در نهایت اندی دوفرن موفق میشه با کمک امید و ایمان خودش از زندانی که هیچکس تصورشو نمیکرد فرار کنه

[تصویر: 90ba83119860.jpg]

پیام فیلم در کل بیان این مطلبه که انسان میتونه با قدرت ایمان و با داشتن کمی امید به چیزهای دست نیافتنی دست پیدا کنه و هر مانعی رو به سادگی از پیش رو برداره در دیالوگی زیبا اندی به ردینگ میگه یادت باشه توی این دنیا چیزهایی هست که بدون میله و حصاره و درونش چیزایی داره که کسی نمی تونه ازت بگیرش کسی نمی تونه بهش دست بزنه مال توئه و اون چیزی نیست جز امید هرچند که ردینگ در جوابش میگه امید چیز خطرناکیه و میتونه یه مردو دیوونه کنه اما در پایان فیلم وقتی ردیگ از زندان ازاد میشه به این مطلب پی میبره و با گفتن این دیالوگها فیلم رو به پایان میرسونه

هیجان چیزیه که فقط یک انسان آزاد میتونه اونو حس کنه یک انسان آزاد در شروع مسیری طولانی که پایانش مشخص نیست.

در کل این فیلم دارای نکات بسیار زیبایی معنوی هستش که بیان تمامی اونا در حوصله ی این نقد نمی گنجه. امیدوارم شما با دیدن اون به نکات ظریفش پی ببرید و از مفاهیمش لذت برید من به شخصه فکر میکنم این میتونه کار خدا باشه که بین اینهمه فیلم زشت و شیطانی هالیوود چنین فیلمی با چنین مفهوم معنوی جایگاه بهترین فیلم جهانو از دیدگاه مردم بدست میاره.
سلام میبخشید دوستان ترجمه صحیح تر عنوان فیلم "رهایی از شاوشنگ" می باشد.
بسم الله الرّحمن الرّحیم

سلام... من خیلی اهل فیلم دیدن نیستم مخصوصا از نوع هالیوودی!
اما این فیلم رو خیلی دوست دارم و شاید قشنگ ترین فیلمی باشه که دیدم

در مورد تمثیلی که توی پست اول زده شده به نظرم چندان ارتباطی نداره
شخصیت اندی اگر قرار بود تمثیلی از شیطان باشه باید به جای امید دادن به همه ، دیگران رو نا امید میکرد...باید به جای انجام دادن کارهای نیک و به جای اینکه همه رو تشویق به کتاب خوندن بکنه یا در حق دیگران ازخود گذشتگی بکنه، برعکس این کارهارو انجام میداد
سلام

توجه داشته باشید، قرار است "کارکرد" یک فیلم هالیوودی منفی باشد، نه "پیام ظاهری" آن.

آنجا که در آخر فیلم رئیس متوجه فرارش می شود، و انجیل را می بیند که اندی بجای دفترچه حاوی اطلاعات پولشویی رئیس آنجا گذاشته، جمله اندی را می بیند که نوشته:

"شما حق داشتید رئیس، رهایی در این کتابه"

و در این حین صفحات آن انجیل نشان داده می شود، که اندی برای جاسازی چکش مینیاتوری خود بریده بوده.

این می تواند دوپهلو باشد، به یک معنا اینکه جملات کتاب عامل رهایی است، و به معنای دیگر اینکه چکش عامل رهایی بوده. هرچند ممکن است این موضوع تنها و تنها یک ظرافت هنری باشد، تا انجیل را حامل وسیله ای مناسب برای فرار از زندان نشان دهد.

(۱۲/شهریور/۹۱ ۶:۴۱)Imam12 نوشته است: [ -> ]
اندی دوفرن برای رسیدن به آزادی 500 کیلومتر از وسط فاضلاب و کثافتی غیر قابل تصور عبور کرد تا بلاخره تونست آزادی خودشو بدست بیاره ..

طول فاضلاب 500 یارد بودWink

(۲۸/مهر/۹۱ ۱۲:۲۲)درست پسند نوشته است: [ -> ]سلام

توجه داشته باشید، قرار است "کارکرد" یک فیلم هالیوودی منفی باشد، نه "پیام ظاهری" آن.

آنجا که در آخر فیلم رئیس متوجه فرارش می شود، و انجیل را می بیند که اندی بجای دفترچه حاوی اطلاعات پولشویی رئیس آنجا گذاشته، جمله اندی را می بیند که نوشته:

"شما حق داشتید رئیس، رهایی در این کتابه"

و در این حین صفحات آن انجیل نشان داده می شود، که اندی برای جاسازی چکش مینیاتوری خود بریده بوده.

این می تواند دوپهلو باشد، به یک معنا اینکه جملات کتاب عامل رهایی است، و به معنای دیگر اینکه چکش عامل رهایی بوده. هرچند ممکن است این موضوع تنها و تنها یک ظرافت هنری باشد، تا انجیل را حامل وسیله ای مناسب برای فرار از زندان نشان دهد.



رئیس زندان رهایی و آزادی رو در خواندن انجیل میدونست
و اندی هم تونسته بود چکش رو تو انجیل مخفی کنه

منظور رئیس متن های انجیل (دین) و منظور اندی فقط به چکش بودکه با این کارش رئیس رو مسخره کرده بود



در این فیلم زندان استعاره از جهان است ( حتی حدیث صحیح داریم که دنیا زندان مومن است )

پس فرار از زندان فرار از دنیای دون است !
اندی با قرار دادن چکش در کتاب انجیل رئیس در واقع ایمان اون رو مورد تمسخر قرار داد که همونطور که دیدید ایمان او ظاهری بود و رئیس زندان دست به کارهای کثیف زیادی زده بود و فیلم در نهایت با گفتن این جمله به پایان رسید

جناب رئیس حق با شما بود رهایی داخل این کتابه
(۲۸/مهر/۹۱ ۲۲:۱۹)شاهین نقوی نوشته است: [ -> ]در این فیلم زندان استعاره از جهان است ( حتی حدیث صحیح داریم که دنیا زندان مومن است )

پس فرار از زندان فرار از دنیای دون است !
ببینید دوستان، ولی پیام ظاهری بسیاری از فیلمهای هالیوودی مثبت است و در باطن تأثیرات مخرب خود را می گذارد.

در مورد فیلم حاضر نمی دانم چه اثراتی دارد، ولی برای نشان دادن اینکه این اثرات چطور می توانند باشند، مثالی می زنم: فیلم بسیار معروف باشگاه مبارزه (Fight Club) ساخت 2004، بی هدفی انسان که در سبک زندگیش بروز یافته را نشان می دهد.

نقش اول داستان که تنها زندگی می کند پی می برد که آن خوشبختی که فکر می کند با خرید وسایل رفاهی مختلف برای منزلش بدست می آورد، و
همیشه خود را در آستانه آن می بیند، فقط سراب است، و تلاش هر روزه اش برای کسب درآمدی که بدون اینها لازمش ندارد پوچ است، و حتی بدتر از این، چیزهایی که صاحبشان است، صاحبش هستند.

همچنین درمی یابد که رؤیاپردازی های بشر باعث شده هیچوقت به دنبال هدف راستینی در زندگی خود نباشد. مثلاً بشر امروز را می بیند، که زمانی که جلوی تلویزیون بزرگ می شود همواره باور دارد که روزی ارباب فیلم یا ستاره موسیقی می شود، ولی آخرش نمی شود، و بسیار احساس سرخوردگی می کند. او می فهمد که نبرد بزرگ ما، پوچ نبودن زندگی ماست.

اما بعد از تبیین این تفکرات ارزشمند، فیلم سعی می کند آنها را تخریب کند. نقش اول فیلم، به اسم مبارزه با این پوچی، به مبارزه ای دیوانه وار برای حذف رفاه می پردازد، و رؤیاپردازی را با تندروی عوض می کند.

او کشف می کند که کتک خوردن همان چیزی بوده که دنبالش می گشته(!) و با یافتن چند همراه، نوعی باشگاه برای مبارزه تن به تن اختراع می کند، تا این راه حل را به تمام جهان هدیه کند.

پس از مدتی، چند عملیات خرابکارانه ی کوچک را به عنوان مشق شب به اعضای باشگاه می دهد، و فعالیتهای باشگاه مبارزه در دنیای بیرون را پروژه ی ضرب و شتم می نامد. در ادامه، این باشگاهها در شهرهای مختلف گسترش پیدا می کنند، و افراد زیادی با شغلهای مختلف در آن عضو می شوند.

عملیات نهایی آنها منهدم کردن ساختمانهای ثبت اطلاعات کارتهای اعتباری و تمام ساختمانهای پشتیبانشان در تمام شهرها است، تا تمام اعتبارها صفر شود، و آشوب کامل به پا شود!

مسلم است که دیوانه بازی هایی مانند اینها نزد مخاطبین اصلاً محبوب نیست، و ترسیم اینها به عنوان آینده ی آن تفکرات ارزشمند، ترفند فیلمساز برای تخریب "مبارزه با پوچی" است.

همچنین، حرف حساب فیلم در رد مقبولیت شهرت ستاره های سینما و موسیقی، وقتی از زبان ادوارد نورتون و برد پیت، که از مشهورترینهای هالیوود هستند زده می شود، همانجا کاملاً نقض می شود.

اینها نمونه ای از تخریب نهفته در این فیلمهاست، که ما دوران جاهلیت که فیلم هالیوودی می دیدیم برخورد داشته ایم.
Blush البته تفکرات ارزشمند درون این فیلمها برای خودش خوب است، ولی به هیچ وجه نمی توان دیدنشان را توصیه کرد.Blush

بسم الله الرّحمن الرّحیم

جناب درست پسند محترم، این فرمایش که یک فیلم(سراسر مثبت و امیدبخش) رو تنها به این خاطر که ممکنه توش پیام مخفی ای داشته باشه رد کنیم؛ منطقی به نظر نمی رسه

اگر مثالی دارید برای اثبات آثار تخریبی در همین فیلم، بیان کنید.اگر نه؛ دلیلی نداره که همه فیلم ها رو صرفا به خاطر هالیوودی بودنشون محکوم کنیم!


ببینید رد کردن کلی آثار هالیوود کار درستی نیست.برای اینکه بیشتر متوجه عرضم بشید به این مثال توجه بفرمایید:
قبل از انقلاب ، بین آثار واقعا سخیف و مستهجن سینمای ایران، یک فیلمی درومد به اسم "گاو"..حتما همتون دیدید.
اما نکته ای که در این زمینه برای بنده جالبه اینه که امام خمینی (رحمة الله علیه) از این فیلم تعریف کردند و اونو نمونه یک فیلم آموزنده و فرهنگی دونستن...
دقت کنید امام (رحمة الله علیه) با اینکه اون سینما بینهایت آلوده بود ، اما دیدن آثارش رو به کلی منع نکردند...

یا علی(علیه السلام)
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9
آدرس های مرجع